﻿WEBVTT

00:00:06.000 --> 00:00:17.000
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]

00:00:42.729 --> 00:00:44.104
‫آره! خوب بود!

00:00:45.604 --> 00:00:46.979
‫آفرین!

00:00:50.000 --> 00:00:57.000
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]

00:01:04.187 --> 00:01:05.729
‫تمومه!

00:01:52.062 --> 00:01:56.271
‫« قانون به گفته‌ی لیدیا پوئت »

00:01:58.979 --> 00:02:04.146
‫با پیش‌نویس شدنِ رسمیِ اتهامات
‫توسط دادستان کل پیرلوئیجی فورنو،

00:02:04.229 --> 00:02:07.146
‫دادگاه جنایی تورین داره آماده می‌شه

00:02:07.229 --> 00:02:08.521
‫میزبان چیزیه که از قول رسانه بورژوازی

00:02:08.604 --> 00:02:11.812
‫«مهم‌ترین محاکمه قرن»
‫نامیده شده.

00:02:12.396 --> 00:02:15.271
‫- شرم بر شما!
‫- خجالت بکشید!

00:02:15.354 --> 00:02:17.354
‫دارید از یه قاتل دفاع می‌کنید!

00:02:24.021 --> 00:02:26.146
‫واقعاً مفهوم عجیبیه،

00:02:26.229 --> 00:02:30.062
‫با توجه به اینکه مردم قبلاً گراتزیا فونتانا رو

00:02:30.146 --> 00:02:32.021
‫گناهکار اعلام کردن.

00:02:33.562 --> 00:02:36.687
‫یه تلگراف دست دادستانیه
‫که دو روز قبل از ایستر

00:02:36.771 --> 00:02:37.854
‫برای شوهرت فرستادی.

00:02:37.937 --> 00:02:41.562
‫- غیرممکنه.
‫- متاسفانه داره. اصلیش رو دیدیم.

00:02:42.229 --> 00:02:45.187
‫دقیقاً بهش گفتی بیاد خونه‌ی ما.

00:02:47.562 --> 00:02:49.104
‫تو بهش بگو.

00:02:49.187 --> 00:02:51.854
‫من هیچ تلگرافی نفرستادم، لیدیا. قسم می‌خورم.

00:02:51.937 --> 00:02:53.354
‫من حرفتـو باور می‌کنم گراتزیا، ولی

00:02:54.437 --> 00:02:57.396
‫مهم نظر هیئت منصفه‌ست،
‫نه نظر من.

00:02:57.479 --> 00:02:58.896
‫ممکنه جعلبی باشه.

00:02:58.979 --> 00:02:59.854
‫عالیه!

00:02:59.937 --> 00:03:02.229
‫می‌تونیم دادستانی و کارابینیری رو متهم کنیم

00:03:02.312 --> 00:03:05.771
‫به توطئه علیه اون.
‫چرا به فکر خودم نرسیده بود؟

00:03:05.854 --> 00:03:08.396
‫توطئه نیست، ولی من هیچی ننوشتم.

00:03:08.479 --> 00:03:11.771
‫گراتزیا، گوش کن.
‫شاید الان غیرمعقول به نظر بیاد،

00:03:11.854 --> 00:03:15.479
‫ولی می‌خوام اعتراف کنی
‫که خودت اون تلگراف رو فرستادی.

00:03:15.562 --> 00:03:20.021
‫بگو چون نقشه فرارت بهم ریخته بود
‫یه لحظه کم آوردی

00:03:20.104 --> 00:03:23.479
‫و می‌دونستی اگه برگردی خونه،
‫شوهرت تا حد مرگ کتکت می‌زنه.

00:03:23.562 --> 00:03:27.604
‫- از سرِ ترس به خونه‌مون دعوتش کردی.
‫- فکر می‌کنن می‌خواستم بکشمش.

00:03:27.687 --> 00:03:29.937
‫شاید بفهمن ترسیده بودی

00:03:30.021 --> 00:03:32.521
‫و می‌خواستی در حضور دیگران ببینیش.

00:03:32.604 --> 00:03:35.104
‫تنها شانس‌مون برای کنترل آسیبیـه که وارد می‌کنه،

00:03:35.187 --> 00:03:37.521
‫تا فکر نکنن داری با نیت بد عمل می‌کنی.

00:03:40.062 --> 00:03:41.146
‫درسته؟

00:03:45.229 --> 00:03:46.396
‫شاید جواب بده.

00:03:53.437 --> 00:03:55.229
‫من همیشه بهت اعتماد داشتم.

00:03:58.687 --> 00:04:00.396
‫حالا تو باید بهم اعتماد کنی.

00:04:07.562 --> 00:04:08.979
‫- سلام.
‫- سلام.

00:04:10.771 --> 00:04:13.229
‫برخیزید. جلسه اکنون رسمی‌ست.

00:04:19.771 --> 00:04:21.896
‫مدعی‌علیه در دادگاه حاضره؟

00:04:22.479 --> 00:04:24.437
‫- حاضر.
‫- وکیلش کیه؟

00:04:24.521 --> 00:04:29.562
‫بنده جناب قاضی.
‫انریکو پوئت از کانون وکلای تورین.

00:04:29.646 --> 00:04:32.437
‫خانم پوئت، اگه اشتباه نکرده باشم،

00:04:32.521 --> 00:04:37.146
‫دادگاه استیناف با حمایت از دیوان عالی حکمی صادر کرده

00:04:37.229 --> 00:04:40.979
‫که پروانه‌ی شما در کانون وکلا باطل بشه.

00:04:41.062 --> 00:04:41.896
‫درسته.

00:04:41.979 --> 00:04:46.854
‫جناب قاضی، خانم پوئت فقط به عنوان دستیار اینجا هستن.

00:04:46.937 --> 00:04:50.812
‫خب، اگه واقعاً باید کمک کنه،
‫باید جای مناسب‌تری پیدا کنه.

00:04:50.896 --> 00:04:53.854
‫جناب قاضی، می‌شه بپرسم کدوم بند قانون

00:04:53.937 --> 00:04:56.437
‫اجازه نمیده که یه وکیل دستیار زن داشته باشه؟

00:04:56.521 --> 00:04:59.521
‫اگه فوراً اون میز رو ترک نکنی،

00:05:00.021 --> 00:05:02.604
‫میگم از دادگاه به بیرون همراهیت کنن.

00:05:04.521 --> 00:05:10.187
‫باشه جناب قاضی. امیدوارم اعضای هیئت منصفه
‫کمتر از شما تعصبی باشن. ممنون.

00:05:11.896 --> 00:05:13.687
‫اعضای محترم هیئت منصفه،

00:05:13.771 --> 00:05:17.479
‫لطفاً این منظره شرم‌آور رو نادیده بگیرید

00:05:17.562 --> 00:05:21.562
‫و فقط روی مدارک و شهود تمرکز کنید،

00:05:21.646 --> 00:05:24.187
‫مطابق وجدان و اعتقادات درونی خودتون

00:05:24.271 --> 00:05:26.479
‫اونـا رو ارزیابی کنید

00:05:26.562 --> 00:05:32.354
‫با بی‌طرفی و استواری‌ای که
‫درخورِ انسان‌های صادق و آزاده.

00:05:32.437 --> 00:05:33.896
‫قسم می‌خورم.

00:05:33.979 --> 00:05:40.812
‫گراتزیا فونتانا طبق بندهای ۵۲۶ و ۵۲۸

00:05:40.896 --> 00:05:44.104
‫متهم به قتل عامدانه

00:05:44.187 --> 00:05:47.271
‫ناخدای نیروی دریایی بازنشسته گویدو فونتانا شده

00:05:47.354 --> 00:05:52.812
‫در دهم آوریل ۱۸۸۷، در تورین.

00:05:52.896 --> 00:05:55.896
‫با سوالات از مدعی‌علیه ادامه میدیم.

00:05:59.062 --> 00:06:02.437
‫خدا شاهده، جناب قاضی،
‫هیچوقت نمی‌خواستم شوهرم بمیره.

00:06:02.521 --> 00:06:04.562
‫فقط می‌خواستم خودم و دخترم رو نجات بدم.

00:06:05.146 --> 00:06:07.562
‫سوال بیشتری دارید، آقایون؟

00:06:07.646 --> 00:06:09.437
‫نه جناب قاضی.

00:06:11.771 --> 00:06:16.979
‫گفتید وقتی شوهرتون برای ناهار ایستر

00:06:17.062 --> 00:06:20.479
‫اومد خونه‌ی خانواده‌ی پوئت، غافلگیر شدین.

00:06:21.479 --> 00:06:22.479
‫درسته؟

00:06:23.312 --> 00:06:26.312
‫گرچه، ما مدرک داریم که دو روز قبل از جرم،

00:06:26.396 --> 00:06:30.062
‫براش تلگراف زدین.

00:06:30.937 --> 00:06:33.104
‫سندی که به عنوان مدرک شماره ۱۲ توی پرونده هست.

00:06:37.187 --> 00:06:41.562
‫نوشتید ما در منزل لیدیا پوئت در تورین هستیم.

00:06:42.062 --> 00:06:43.229
‫منتظرتم.

00:06:43.854 --> 00:06:44.854
‫گراتزیا.

00:06:46.021 --> 00:06:50.187
‫می‌شه بگی چرا باید باور کنیم

00:06:50.271 --> 00:06:51.729
‫که از اومدنِ شوهرت غافلگیر شدی؟

00:06:51.812 --> 00:06:55.187
‫چرا باید هیچکدوم از حرفـات تا اینجا رو باور کنیم؟

00:07:01.187 --> 00:07:02.979
‫چون من اون تلگراف رو ننوشتم.

00:07:03.729 --> 00:07:04.812
‫دروغگو!

00:07:05.812 --> 00:07:06.729
‫دروغگو!

00:07:06.812 --> 00:07:08.187
‫ساکت!

00:07:08.271 --> 00:07:10.229
‫اون تلگراف جعلیه، جناب قاضی.

00:07:10.312 --> 00:07:12.812
‫دفاعیه‌تون اینه؟

00:07:12.896 --> 00:07:15.312
‫بی‌اعتبار شمردن محققـان؟

00:07:16.729 --> 00:07:18.229
‫نه جناب قاضی.

00:07:19.646 --> 00:07:22.146
‫تازه، از سمت من کار غیراخلاقی‌ایه

00:07:22.229 --> 00:07:25.812
‫که به خانم فونتانا بگم
‫پاسخ‌هاش توی این مصاحبه چی باشن.

00:07:25.896 --> 00:07:29.979
‫گرچه، سوابق میگن هیچ تحلیل تخصصی‌ای انجام نشده

00:07:30.062 --> 00:07:32.312
‫که اعتبار تلگراف رو تضمین کنه.

00:07:32.396 --> 00:07:33.729
‫بذار شفاف‌سازی کنم.

00:07:33.812 --> 00:07:36.854
‫درخواست داری یه متخصص نظر بده

00:07:36.937 --> 00:07:40.104
‫که اعتبار مدرک ثابت بشه؟

00:07:40.187 --> 00:07:41.021
‫بله.

00:07:41.104 --> 00:07:43.354
‫بسیارخب. درخواستت رد می‌شه.

00:07:44.854 --> 00:07:46.354
‫اعتراض داری؟

00:07:47.646 --> 00:07:49.021
‫نه ممنون، جناب قاضی.

00:07:49.104 --> 00:07:50.937
‫ختم جلسه رو اعلام می‌کنم.

00:08:11.021 --> 00:08:14.854
‫در کل خیلی هم بد پیش نرفت.

00:08:20.104 --> 00:08:23.646
‫لیدیا، می‌دونستی که واسه تکمیل شدن این روز شگفت‌انگیز،

00:08:23.729 --> 00:08:25.229
‫زاناردلی بهم زنگ زد؟

00:08:25.312 --> 00:08:28.229
‫لحن صداش خیلی امیدوارکننده نبود.

00:08:28.729 --> 00:08:30.437
‫- بهت نگفت چی می‌خواد؟
‫- نه.

00:08:31.021 --> 00:08:33.479
‫گفت داره میاد تورین
‫و می‌خواد منـو ببینه.

00:08:33.562 --> 00:08:35.812
‫پس وقتی همدیگه رو دیدین،
‫به مشکل رسیدگی می‌کنیم،

00:08:35.896 --> 00:08:37.187
‫اگه مشکلی بود.

00:08:37.937 --> 00:08:38.771
‫تحمل ندارم.

00:08:38.854 --> 00:08:43.312
‫لیدیا، باید درک کنی که زاناردلی و انریکو
‫عاشق همدیگه‌ان،

00:08:44.437 --> 00:08:47.312
‫یه حرکت اشتباه هم ممکنه رابطه‌شون رو خراب کنه.

00:08:47.937 --> 00:08:50.687
‫آقای فراری یه واحد نقلی همین بغل داره
‫که واسه کرایه گذاشتش.

00:08:50.771 --> 00:08:54.187
‫- می‌تونم قیمت خوبی برات جور کنم.
‫- دلم برای گرمای وجودت تنگ می‌شه، انریکو.

00:08:54.271 --> 00:08:55.729
‫شومینه قشنگی داره.

00:08:55.812 --> 00:08:58.271
‫کانسوئلو عاشقش می‌شه.
‫می‌تونی بهش بچسبی.

00:08:58.354 --> 00:08:59.896
‫انریکو، بسه!

00:09:01.146 --> 00:09:03.562
‫یاکوپو می‌تونه تا هروقت خواست اینجا بمونه.

00:09:09.604 --> 00:09:11.229
‫ممنون آلبرتینا. می‌تونی بری.

00:09:12.687 --> 00:09:14.187
‫راستش، اجازه هست یه چیزی بگم؟

00:09:15.646 --> 00:09:16.687
‫البته.

00:09:17.896 --> 00:09:19.812
‫من یه وکیل نیاز دارم.

00:09:23.771 --> 00:09:25.229
‫آلبرتینا، کسی رو کشتی؟

00:09:25.812 --> 00:09:31.771
‫نه خانم. این چه فکریه؟
‫برای پسرعموم ارنستو دوتزا.

00:09:31.854 --> 00:09:34.062
‫آدم خیلی خوبیه.
‫آزارش به پشه هم نمی‌رسه.

00:09:35.937 --> 00:09:38.937
‫کارابینیری میگه یه بوکسور رو کشته.

00:09:39.437 --> 00:09:42.937
‫زیاد می‌رفتم که مسابقات بوکس رو ببینم
‫که حواسم رو پرت کنه.

00:09:43.437 --> 00:09:45.771
‫وقتی پسرم مرد شروع کردم.

00:09:46.271 --> 00:09:49.729
‫مشروبش ارزونه و گاهی چندتا شرط هم می‌بستم.

00:09:50.437 --> 00:09:53.146
‫اون شب چندتا مسابقه دیدم و بعد تصمیم گرفتم برم.

00:09:56.979 --> 00:09:58.604
‫وقتی اومدم بیرون...

00:10:00.896 --> 00:10:03.354
‫دیدم سرِ اون پسر توی حوضه.

00:10:03.437 --> 00:10:04.979
‫هی! چی کار می‌کنی؟

00:10:06.854 --> 00:10:10.396
‫سعی کردم بیدارش کنم، ولی یکی داد زد که من کشتمش.

00:10:10.479 --> 00:10:12.396
‫نزدیک بود دارم بزنن.

00:10:12.479 --> 00:10:14.771
‫می‌شه بپرسم رابطه‌ات با قربانی چیه؟

00:10:14.854 --> 00:10:15.854
‫هیچی.

00:10:16.229 --> 00:10:18.687
‫یعنی اسمش رو می‌شناختم،

00:10:18.771 --> 00:10:21.521
‫چند باری مبارزه‌اش رو دیده بودم،
‫ولی فقط همین.

00:10:21.604 --> 00:10:23.687
‫ببخشید، یه قدم بریم عقب.

00:10:24.271 --> 00:10:28.271
‫به این گردهمایی‌هایی می‌رفتی
‫که توش شرط‌بندی مجاز بود، درسته؟

00:10:28.354 --> 00:10:30.979
‫آره. یکی اونجا رو می‌گردونه.

00:10:31.062 --> 00:10:32.729
‫اسمش ماریو فدلی‌ـه.

00:10:32.812 --> 00:10:35.812
‫بوکسورها رو میاره و قبل از هر مسابقه،

00:10:35.896 --> 00:10:37.771
‫ضریب‌ها رو مشخص می‌کنه و پول رو جمع می‌کنه.

00:10:37.854 --> 00:10:41.521
‫اونوقت تا حالا با شرط‌بندی روی نینو بیراگو، باخته بودی؟

00:10:41.604 --> 00:10:44.771
‫چیزی که فکر می‌کنید اینه؟
‫که چون باعث شد ببازم کشتمش؟

00:10:44.854 --> 00:10:48.479
‫آقای دوتزا، ما واسه شما اومدیم،
‫اگه هم این سوالات رو می‌پرسیم،

00:10:48.562 --> 00:10:51.062
‫فقط واسه مشخص کردن یه انگیزه احتمالیه.

00:10:51.146 --> 00:10:55.771
‫دلیلی واسه کشتن اون بچه نداشتم.
‫وقتی پیداش کردم، خودش مُرده بود.

00:10:56.646 --> 00:10:58.104
‫حرف دیگه‌ای ندارم.

00:10:58.896 --> 00:11:01.771
‫راستش انگیزه برام مهم نیست.

00:11:01.854 --> 00:11:03.312
‫۹تا شاهد عینی دارم

00:11:03.396 --> 00:11:06.479
‫که قسم می‌خورن دیدن که دوتزا
‫آقای نینو بیراگو رو کشته.

00:11:07.604 --> 00:11:10.271
‫ما دادرس‌ها بهش میگیم «مچ‌گیری وسط کار.»

00:11:10.354 --> 00:11:13.062
‫ببخشید، شاهدین به وضوح دیدنش

00:11:13.146 --> 00:11:15.646
‫که داشته قربانی رو توی فواره غرق می‌کرده؟

00:11:15.729 --> 00:11:19.937
‫به وضوح؟ خانم، شب بوده.
‫حتی نزدیک هم نبودن.

00:11:20.021 --> 00:11:23.521
‫ولی همه میگن دیدن که دوتزا روی اون بیچاره بوده،

00:11:23.604 --> 00:11:25.271
‫سرش رو زیر آب کرده بوده.

00:11:25.354 --> 00:11:28.646
‫دوتزا میگه از قبل مُرده بوده
‫و سرش هم زیر آب بوده.

00:11:28.729 --> 00:11:30.521
‫البته، آقا.

00:11:30.604 --> 00:11:33.604
‫می‌تونه هرچی بخواد بگه،
‫ولی ما مجبور نیستیم باورش کنیم.

00:11:33.687 --> 00:11:37.104
‫ما هم مجبور نیستیم حرف شاهدهای شما رو
‫بدون هیچ انگیزه‌ای باور کنیم.

00:11:37.187 --> 00:11:43.396
‫آقا، دوتزا یه قمارباز سنگین بوده
‫که الکل هم خیلی دوست داره.

00:11:44.104 --> 00:11:45.687
‫اگه ممکنه کمکم کنید.

00:11:48.604 --> 00:11:49.604
‫طبیعیه

00:11:50.396 --> 00:11:53.771
‫آدم کسی رو بکشه
‫که باعث شده پولش رو باخت بده.

00:11:53.854 --> 00:11:56.979
‫نه، ببخشید، ولی اینـا فقط فرضیه‌ست، جناب دادستان.

00:11:57.062 --> 00:12:01.271
‫البته خانم، فرضیه‌ست،
‫ولی من ۹تا شاهد عینی دارم،

00:12:01.354 --> 00:12:04.187
‫در حالی که پاسخ شما مناسب زمان انتخاباته.

00:12:07.604 --> 00:12:09.854
‫حداقل می‌شه بدونیم
‫که نینو اعضای خانواده‌ای داشته یا نه؟

00:12:09.937 --> 00:12:12.562
‫یه خواهر کوچیکتر به نام رومیلدا.

00:12:12.646 --> 00:12:16.437
‫اگه می‌خواید ببینیدش،
‫به ساختمون متروکه ویاله مونفراتو برید.

00:12:42.604 --> 00:12:45.979
‫ببخشید. می‌شه بگید رومیلدا کجاست؟

00:12:48.021 --> 00:12:49.812
‫رومیلدا بیراگو، درسته؟

00:12:50.687 --> 00:12:51.854
‫لطفاً ما رو ببخشید.

00:12:52.354 --> 00:12:53.271
‫ما وکیل هستیم.

00:12:53.354 --> 00:12:56.562
‫می‌خواستیم اگه ممکن باشه
‫چندتا سوال درباره برادرت بپرسیم.

00:12:58.479 --> 00:13:01.271
‫شبی که نینو رو کشتن اونجا بودی؟

00:13:03.437 --> 00:13:04.562
‫خیلی متاسفم.

00:13:06.187 --> 00:13:09.021
‫قبلاً هرچی می‌دونستم رو به دادستان گفتم.

00:13:09.104 --> 00:13:10.146
‫متوجهم.

00:13:10.729 --> 00:13:11.896
‫ببین خانم،

00:13:11.979 --> 00:13:15.437
‫ما می‌خوایم از ارنستو دوتزا
‫در برابر اتهام قتل دفاع کنیم،

00:13:15.521 --> 00:13:17.771
‫و در تلاشیم که بفهمیم

00:13:17.854 --> 00:13:21.229
‫کسی بوده که دلیلی برای کشتن نینو داشته باشه یا نه.

00:13:21.812 --> 00:13:24.396
‫هرچیزی که بدونید ممکنه مهم باشه.

00:13:24.896 --> 00:13:28.521
‫حرف زدن با شما فایده نداره.
‫واضحه که نمی‌دونید ما چطوری زندگی می‌کنیم.

00:13:29.729 --> 00:13:31.979
‫می‌تونی چیزی درباره ماریو فدلی بهم بگی؟

00:13:32.562 --> 00:13:35.104
‫ماریو مثل پدر من و نینو می‌مونه.

00:13:36.479 --> 00:13:39.021
‫همیشه هوامون رو داشته.
‫ازش چی می‌خواید؟

00:13:39.104 --> 00:13:41.437
‫که درباره اون شبِ نینو باهاش صحبت کنیم.

00:13:41.521 --> 00:13:44.479
‫اگه می‌خواید با ماریو صحبت کنید،
‫باید به مبارزه‌ها برید.

00:13:44.562 --> 00:13:45.562
‫اونجا پیداش می‌کنید.

00:13:46.146 --> 00:13:47.146
‫ممنون.

00:13:49.229 --> 00:13:50.854
‫دختره خوب همکاری می‌کنه.

00:13:52.937 --> 00:13:54.979
‫چی کار کنیم؟ بریم خونه؟

00:13:56.354 --> 00:13:58.937
‫تو برو. من یه کاری دارم.

00:13:59.437 --> 00:14:01.437
‫چیه؟ یه کار احمقانه؟
‫بی‌ملاحظه؟

00:14:01.521 --> 00:14:03.562
‫یه کار بی‌فایده، انریکو.

00:14:04.562 --> 00:14:05.854
‫نمی‌شه که همه‌اش تو کار بکنی.

00:14:08.021 --> 00:14:09.271
‫یه حموم برو.

00:14:24.562 --> 00:14:25.562
‫سلام.

00:14:34.937 --> 00:14:37.646
‫می‌ترسیدم عصبانی باشی.

00:14:37.729 --> 00:14:39.562
‫فقط داری کارت رو انجام میدی.

00:14:40.771 --> 00:14:41.812
‫متوجهم.

00:14:54.062 --> 00:14:56.062
‫وقتی قاضی از میز جابجات کرد،

00:14:56.729 --> 00:14:58.437
‫می‌خواستم با مشت بزنمش.

00:15:02.187 --> 00:15:03.646
‫خوب می‌شد اگه می‌زدی.

00:15:09.354 --> 00:15:10.812
‫داشتی مشق‌هات رو می‌نوشتی؟

00:15:19.062 --> 00:15:21.687
‫اگه گراتزیا میگه تلگراف رو ننوشته،

00:15:21.771 --> 00:15:23.396
‫حتماً یه توضیحی داره.

00:15:24.854 --> 00:15:27.896
‫اپراتورهای تلگراف میگن نمی‌تونن خودش رو
‫به عنوان فرستنده شناسایی کنن.

00:15:27.979 --> 00:15:31.812
‫بر حسب اتفاق، داداش فونتانا بوده
‫که در حین جستجوها پیداش کرده.

00:15:32.312 --> 00:15:35.646
‫ولی لیدیا، واضحه که قاضی درخواست‌تون

00:15:35.729 --> 00:15:38.146
‫برای نظر تخصصی رو
‫به خاطر تبعیضش رد کرد.

00:15:39.812 --> 00:15:42.021
‫پس خودم از یه متخصص که بهش اعتماد دارم
‫خواستم تاییدش کنه.

00:15:44.271 --> 00:15:45.521
‫تلگراف واقعیه.

00:15:47.229 --> 00:15:49.979
‫اعتراف به اینکه یه دوست بهت دروغ گفته کار آسونی نیست.

00:15:50.062 --> 00:15:51.687
‫تو چیزی ازش نمی‌دونی.

00:15:51.771 --> 00:15:55.812
‫اگه بهترین دوستت نبود،
‫بهش شک می‌کردی.

00:15:57.354 --> 00:15:59.771
‫- باشه.
‫- می‌شه یه لحظه حرفم رو گوش کنی؟

00:15:59.854 --> 00:16:02.062
‫نمی‌خوام باهات این صحبت رو داشته باشم.

00:16:02.146 --> 00:16:04.812
‫- هیچوقت نمی‌خوام فکر کنی...
‫- من هیچ فکری نمی‌کنم.

00:16:04.896 --> 00:16:07.937
‫تویی که داری میگی گراتزیا مخفیانه شوهرش رو

00:16:08.021 --> 00:16:10.271
‫توی خونه ما کشته تا ما به نفعش شهادت بدیم.

00:16:10.354 --> 00:16:12.562
‫منطق خیلی پیچیده‌ایه، حتی واسه من.

00:16:12.646 --> 00:16:15.229
‫ربطی به تو، اون، یا دوستی‌تون نداره.

00:16:15.312 --> 00:16:17.354
‫- من طبق مدارک پیش میرم.
‫- معلومه که همینه.

00:16:18.437 --> 00:16:22.521
‫چون تو مرد روشن‌فکری هستی، درسته؟
‫مثل بقیه نیستی.

00:16:25.229 --> 00:16:29.146
‫محاکمه تازه شروع شده و هیچی نشده محکومش کردی.

00:16:29.229 --> 00:16:30.604
‫همه‌مون محکومش نکردیم.

00:16:32.771 --> 00:16:34.854
‫باربریس عمداً توی شهر مونده، درسته؟

00:16:37.146 --> 00:16:40.396
‫- لیدیا، می‌شه...
‫- درست فکر نمی‌کنی.

00:16:42.271 --> 00:16:43.521
‫بعداً راجع بهش حرف می‌زنیم.

00:16:57.000 --> 00:17:04.000
آوا‌مــووی

00:17:17.271 --> 00:17:18.271
‫عشقم،

00:17:19.146 --> 00:17:22.937
‫شنیدم افتتاحیه اتلو در تئاتر کوستانزی موفقیت‌آمیز بوده،

00:17:23.021 --> 00:17:27.646
‫و خیلی متاسفم که نتونستم از ردیف جلو ببینمش.

00:17:33.229 --> 00:17:34.979
‫نامه برای کانسوئلوست؟

00:17:35.937 --> 00:17:36.937
‫بله.

00:17:40.229 --> 00:17:42.312
‫پس واقعاً دلت براش تنگ شده؟

00:17:43.396 --> 00:17:44.771
‫برات عجیبه؟

00:17:47.229 --> 00:17:49.187
‫لیدیا دیگه یه بحث به‌پایان‌رسیده‌ست.

00:17:49.271 --> 00:17:50.354
‫خدا رو شکر.

00:17:51.229 --> 00:17:54.229
‫پس آره، دلم واسه کانسوئلو تنگ شده.

00:17:54.312 --> 00:17:57.979
‫واقعاً دختر شگفت‌انگیزیه، درسته؟

00:18:00.521 --> 00:18:04.646
‫خیلی هم انگار عاشقه، درسته؟

00:18:08.312 --> 00:18:12.771
‫تریسا، داستان چیه؟
‫قضیه چیه؟

00:18:14.187 --> 00:18:15.187
‫من...

00:18:16.396 --> 00:18:17.771
‫دلم واسه ماریانا تنگ شده.

00:18:20.187 --> 00:18:22.021
‫و خیلی نگران میلا هستم.

00:18:29.562 --> 00:18:33.479
‫ببخشید، انریکو رو ندیدی؟

00:18:33.979 --> 00:18:36.646
‫باید می‌رفت دیدن زاناردلی.
‫دیگه رفته.

00:18:37.687 --> 00:18:39.062
‫می‌تونم کمکت کنم؟

00:18:39.146 --> 00:18:42.312
‫نه، خواستم بهش بگم
‫منـو به این مسابقات بوکس ببره.

00:18:42.396 --> 00:18:43.437
‫مهم نیست.

00:18:54.062 --> 00:18:55.604
‫لیدیا، می‌شه بیام تو؟

00:18:55.687 --> 00:18:57.354
‫نه، دارم لباس می‌پوشم.

00:18:57.437 --> 00:18:59.437
‫چیزی نیست که قبلاً ندیده باشم.

00:19:00.937 --> 00:19:02.687
‫چی کار داری، یاکوپو؟

00:19:02.771 --> 00:19:05.771
‫می‌خوام همراهت به اون مسابقات بیام.

00:19:05.854 --> 00:19:10.437
‫آره، منم می‌خواستم هنوز عضو کانون باشم،
‫ولی زندگی منصفانه نیست.

00:19:10.521 --> 00:19:15.646
‫از زمانی که توی پاریس گذروندم
‫و یه تعداد کلاس بوکس‌هایی که رفتم بهت گفتم، درسته؟

00:19:16.979 --> 00:19:18.646
‫می‌خواستم بوکسور بشم.

00:19:19.437 --> 00:19:21.062
‫پس چی شد؟

00:19:23.646 --> 00:19:25.896
‫مغزت دوباره به کار افتاد؟

00:19:28.146 --> 00:19:32.437
‫نه، نخواستم چهره‌ی قشنگم خراب بشه.
‫خانمـا خیلی دوستش دارن.

00:19:40.687 --> 00:19:41.687
‫همینطور اون خانم.

00:20:06.329 --> 00:20:08.329
‫ماریو فیدلی؟

00:20:08.354 --> 00:20:12.021
‫اگه می‌خواستید شرط ببندید، دیر اومدید.
‫این آخرین مسابقه‌ست.

00:20:12.104 --> 00:20:15.854
‫نه، راستش خواستیم بفهمیم روال مبارزه‌ها چطوریه.

00:20:16.354 --> 00:20:17.437
‫چرا علاقمندین؟

00:20:21.021 --> 00:20:23.104
‫دوستم بوکسوره.

00:20:23.687 --> 00:20:26.312
‫توی بدترین میخونه‌های پاریس مبارزه کرده.

00:20:26.396 --> 00:20:30.771
‫آدم تر و تمیزی به نظر میاد،
‫ولی در واقع یه هیولای وحشیه.

00:20:30.854 --> 00:20:32.271
‫کاملاً عوض می‌شه.

00:20:33.354 --> 00:20:34.812
‫پول لازم داره.

00:20:36.937 --> 00:20:40.604
‫بوکسورها اگه ببرن ۵۰ لیره گیرشون میاد،
‫اگه ببازن ۲۰ لیره،

00:20:41.187 --> 00:20:43.979
‫و فقط می‌تونن روی خودشون شرط ببندن،
‫نه روی حریف‌شون،

00:20:44.562 --> 00:20:46.937
‫وگرنه ممکنه یکی بگه دارن عمداً می‌بازن.

00:20:47.604 --> 00:20:48.937
‫خدانکنه.

00:20:50.646 --> 00:20:52.312
‫یه مبارزه دیگه چطوره؟

00:20:54.354 --> 00:20:55.396
‫من که اصلاً خسته نیستم.

00:20:55.479 --> 00:20:58.771
‫- خوبه، به این میگن روحیه.
‫- با سیمونه؟

00:20:59.979 --> 00:21:01.729
‫این فرصت مبارزتـه.

00:21:03.396 --> 00:21:05.937
‫البته، اگه ببری بهت ۳۰تای دیگه میدم.

00:21:10.979 --> 00:21:12.729
‫اون یه غوله.

00:21:12.812 --> 00:21:15.437
‫آره، ولی اصلاً نمی‌تونه وایسه.
‫می‌تونم ببرم.

00:21:15.521 --> 00:21:17.979
‫- چی داری میگی؟
‫- اگه میگم می‌برم، می‌تونم ببرم.

00:21:18.062 --> 00:21:19.187
‫یا ممکنه بمیری.

00:21:21.146 --> 00:21:22.146
‫خب؟

00:21:32.396 --> 00:21:34.646
‫یه مبارزه بدون برنامه‌ریزی داریم.

00:21:34.729 --> 00:21:38.479
‫مستقیم از پاریس، مبارز... اسمش چی بود؟

00:21:39.062 --> 00:21:40.187
‫- یاکوپو.
‫- احمق.

00:21:40.771 --> 00:21:43.729
‫به هرکسی که روی فرانسوی‌مون شرط ببنده
‫هفت برابر پولش میدم.

00:21:47.979 --> 00:21:52.437
‫متوجه نگرانی‌هات هستم زاناردلی،
‫ولی تو هم باید درکم کنی.

00:21:53.021 --> 00:21:54.562
‫منـو دست‌بالا گرفتی.

00:21:55.562 --> 00:21:56.979
‫بذار اینجوری بگم.

00:21:58.437 --> 00:22:02.312
‫اگه این محاکمه رو ببری،
‫اسمت روی زبون همه می‌افته.

00:22:03.312 --> 00:22:07.979
‫و وکالتت حمایت عمومی پیدا می‌کنه.

00:22:08.771 --> 00:22:12.021
‫اگه ببازی، تو و وکالتت باهم غرق می‌شین.

00:22:13.437 --> 00:22:15.146
‫و من نمی‌تونم نجاتت بدم.

00:22:16.271 --> 00:22:19.771
‫اعضای هیئت منصفه همیشه غیرقابل پیش‌بینی هستن.

00:22:19.854 --> 00:22:21.271
‫ولی همه‌شون مَردن.

00:22:21.354 --> 00:22:23.604
‫موکل تو هم یه زن قاتله.

00:22:24.854 --> 00:22:27.521
‫تو یه حرفه سیاسی خیلی آینده‌دار داری.

00:22:28.479 --> 00:22:31.812
‫منطقیه که برای یه هدف ازدست‌رفته بجنگی؟

00:22:33.062 --> 00:22:34.104
‫سوال خوبیه.

00:22:41.187 --> 00:22:42.771
‫یاکوپو، فرار کن!

00:23:05.021 --> 00:23:06.229
‫لعنتی!

00:23:06.312 --> 00:23:09.729
‫خواهرم اگه بود می‌گفت
‫اگه تمام اهدافی که به نظرمون

00:23:09.812 --> 00:23:13.646
‫ازدست‌رفته هستن رو رها کنیم،
‫نمی‌تونیم به عنوان یه جامعه متمدن رشد کنیم.

00:23:13.729 --> 00:23:15.812
‫می‌دونیم طرز فکر خواهرت چیه.

00:23:16.812 --> 00:23:17.979
‫خودت چی؟

00:23:18.729 --> 00:23:19.896
‫خودت چی فکر می‌کنی؟

00:23:22.062 --> 00:23:24.062
‫من یه والدوسی هستم، زاناردلی.

00:23:24.937 --> 00:23:29.437
‫۷۰۰ ساله که می‌خوان ما رو نوکیش کنن.

00:23:30.437 --> 00:23:34.562
‫ما رو طرد کردن، محاکمه کردن،
‫روی چوب سوزوندن.

00:23:35.312 --> 00:23:36.479
‫فایده هم نداشته.

00:23:37.604 --> 00:23:39.146
‫ما مردم سرسختی هستیم.

00:23:41.604 --> 00:23:44.396
‫نمی‌شه کلاً خلاف وجدان‌مون عمل کنیم.

00:23:55.896 --> 00:23:57.354
‫بزنش!

00:24:06.146 --> 00:24:07.396
‫ادامه بده!

00:24:08.479 --> 00:24:10.354
‫منتظر چی هستی؟ دوباره!

00:24:25.979 --> 00:24:28.146
‫سه، دو، یک!

00:24:28.229 --> 00:24:29.229
‫تموم شد!

00:24:29.271 --> 00:24:30.521
‫بردم!

00:24:30.604 --> 00:24:32.729
‫تموم شد!

00:24:38.604 --> 00:24:39.812
‫آخ.

00:24:39.896 --> 00:24:42.187
‫- اصلاً دستم بهت نخورد.
‫- می‌فهمم، ولی مصدوم شدم.

00:24:42.271 --> 00:24:44.771
‫- دست خودم نیست.
‫- فقط مراقب باش.

00:24:47.187 --> 00:24:52.396
‫بگذریم، اولین مسابقه بوکس زندگیم بود
‫و قهرمان حال حاضر رو شکست دادم.

00:24:52.479 --> 00:24:56.604
‫بهتره پُزش رو ندی
‫که یه مسابقه تبانی‌شده رو بُردی، یاکوپو.

00:24:56.687 --> 00:24:58.521
‫تبانی‌شده؟
‫زدم ناک‌اوتش کردم.

00:24:58.604 --> 00:24:59.604
‫خودش گذاشت ببری.

00:24:59.646 --> 00:25:02.687
‫عمراً! طرف درست جلوی من بود.
‫خسته بود و من...

00:25:02.771 --> 00:25:05.437
‫یاکوپو، وقتی داشتی مبارزه می‌کردی،

00:25:05.521 --> 00:25:08.062
‫ماریو فدلی یه لیوان روی کانترش رو برعکس کرد.

00:25:08.146 --> 00:25:10.937
‫از اون لحظه به بعد،
‫سیمون گذاشت بهش مشت بزنی.

00:25:11.021 --> 00:25:13.271
‫- نمی‌شه تصادفی باشه.
‫- فکر نکنم.

00:25:13.354 --> 00:25:17.104
‫بهش فکر کن. یه کلاهبرداری بزرگه
‫که از طریق شرط‌بندی پول در بیارن.

00:25:17.187 --> 00:25:18.396
‫منطقیه.

00:25:19.937 --> 00:25:21.146
‫- نه بابا؟
‫- آره.

00:25:22.229 --> 00:25:23.812
‫خیلی چیزها رو توضیح میده.

00:25:24.812 --> 00:25:25.646
‫باشه.

00:25:25.729 --> 00:25:32.729
‫بگذریم، باید بگم شگفت‌انگیز بود
‫که دیدم یکی با مشت زدت.

00:25:33.604 --> 00:25:34.729
‫بالاخره.

00:25:46.604 --> 00:25:48.146
‫- بده بیاد، خودم انجامش میدم.
‫- آره.

00:26:02.312 --> 00:26:04.812
‫ماریو فدلی چقدر بهت پول میده
‫که مبارزه رو ببازی؟

00:26:05.562 --> 00:26:07.979
‫مسابقه تمومه. می‌تونید برید خونه.

00:26:08.062 --> 00:26:10.479
‫نینو هم توی این مسابقه‌های تبانی‌شده بود؟

00:26:11.187 --> 00:26:14.437
‫شاید اونی که باید می‌بُرد رو باخت
‫و یکی مجبورش کرد تقاصش رو پس بده؟

00:26:14.521 --> 00:26:16.854
‫- می‌شه بس کنی؟
‫- آروم باش، خب؟

00:26:17.354 --> 00:26:19.437
‫این بیرون هرچقدر بخوام می‌تونم بزنمت.
‫مراقب باش.

00:26:19.521 --> 00:26:21.104
‫واقعاً گذاشتی ببرم؟

00:26:23.354 --> 00:26:25.521
‫من وکیل آقای دوتزا هستم.

00:26:25.604 --> 00:26:28.146
‫می‌تونم بگم اداره دادستانی ازت بازجویی کنه.

00:26:30.479 --> 00:26:32.354
‫واقعاً فکر می‌کنی دوتزا بیگناهه؟

00:26:32.937 --> 00:26:34.771
‫بهت گفته پسرش چطوری مُرده؟

00:26:35.812 --> 00:26:39.104
‫پسرت توی یه مبارزه با نینو بیراگو مُرده.

00:26:39.604 --> 00:26:41.146
‫چرا بهمون نگفتی؟

00:26:41.229 --> 00:26:42.812
‫اگه دادستانی بفهمه،

00:26:42.896 --> 00:26:45.646
‫انگیزه‌ی بی‌چون‌وچرا برعلیهت دارن. انتقام.

00:26:45.729 --> 00:26:47.062
‫من دنبال انتقام نبودم.

00:26:48.604 --> 00:26:52.437
‫پس چرا به این مسابقه‌ها می‌رفتی؟
‫واسه علاقه ورزشی؟

00:26:52.521 --> 00:26:54.854
‫نمی‌دونستم کی پسرم رو کشته.

00:26:54.937 --> 00:26:58.646
‫واسه همین رفتم به مسابقه‌ها.
‫که بفهمم.

00:26:59.562 --> 00:27:03.396
‫نینو اومد سمتم.
‫عذاب‌وجدان داشت نابودش می‌کرد.

00:27:04.604 --> 00:27:06.146
‫فکر می‌کنی صادقانه حرف زده؟

00:27:06.229 --> 00:27:07.437
‫آره.

00:27:08.187 --> 00:27:09.687
‫آخرش قانعم کرد

00:27:09.771 --> 00:27:13.854
‫که توی مسابقه آخر شب روی حریفش ببندم.
‫همه‌چیز تبانی شده بود.

00:27:14.354 --> 00:27:17.479
‫با پول بُردش می‌تونستم یه مقدار از بدهی‌هام رو صاف کنم.

00:27:19.062 --> 00:27:20.104
‫بقیه‌اش هم که می‌دونید.

00:27:23.146 --> 00:27:24.396
‫خیلی بده.

00:27:24.979 --> 00:27:25.812
‫دفاع‌ناپذیره.

00:27:25.896 --> 00:27:29.271
‫دلیلی نداشته کسی که باهاش توافق کرده بوده رو بکشه.

00:27:29.354 --> 00:27:32.729
‫می‌فهمم، ولی فقط حرف خودشه.
‫توی بازجویی‌های قبلی دروغ گفته.

00:27:32.812 --> 00:27:33.812
‫باشه.

00:27:34.229 --> 00:27:38.937
‫آقای دوتزا، کسی هست که بتونه شهادت بده
‫تو و نینو باهم توافقی داشتید؟

00:27:43.562 --> 00:27:44.687
‫عالیه.

00:27:44.771 --> 00:27:46.437
‫حرف دوتزا رو باور نمی‌کنم.

00:27:49.437 --> 00:27:51.146
‫حقیقت رو بهمون نمیگه.

00:27:53.062 --> 00:27:54.146
‫گوشت با منه؟

00:27:54.646 --> 00:27:57.646
‫نه، ببخشید.
‫تو فکر زاناردلی بودم.

00:27:57.729 --> 00:27:59.562
‫زاناردلی چه ربطی به داستان داره؟

00:27:59.646 --> 00:28:02.062
‫نگفتی دیشب چی شد.

00:28:02.146 --> 00:28:04.146
‫- از چی حرف زدین؟
‫- هیچی.

00:28:04.229 --> 00:28:06.812
‫اینکه کریسپی قراره نخست‌وزیر جدید بشه.

00:28:06.896 --> 00:28:08.271
‫- همچین چیزهایی.
‫- باشه.

00:28:09.354 --> 00:28:10.854
‫از محاکمه حرف نزد.

00:28:10.937 --> 00:28:13.479
‫پس اومده تورین از کریسپی باهات صحبت کنه.

00:28:14.312 --> 00:28:15.312
‫آره.

00:28:15.354 --> 00:28:18.187
‫تریسا، فقط ۲۰ متر فاصله دارم.

00:28:18.271 --> 00:28:20.646
‫شلوغش نکن دیگه.

00:28:20.729 --> 00:28:24.354
‫انریکو گاهی مثل یه غارنشین رفتار می‌کنه،
‫ولی نمی‌خواسته بهت توهین کنه.

00:28:24.437 --> 00:28:26.271
‫باز چی کار کردم؟

00:28:31.562 --> 00:28:32.979
‫- یاکوپو، وایسا.
‫- تریسا.

00:28:33.062 --> 00:28:35.187
‫می‌شه یکی بگه قضیه چیه؟

00:28:36.062 --> 00:28:38.479
‫یاکوپو داره میره واحد آقای فراری.

00:28:38.562 --> 00:28:40.729
‫خبر خیلی خوبیه.
‫معامله خوبی کردی؟

00:28:40.812 --> 00:28:43.521
‫لیدیا، لطفاً بهش بگو خوشحال می‌شیم که بمونه.

00:28:43.604 --> 00:28:46.646
‫ببخشید عزیزم، ولی شاید انریکو نمی‌خواد بمونم.

00:28:48.062 --> 00:28:49.604
‫کار اشتباهی کردیم؟

00:28:49.687 --> 00:28:52.562
‫- اصلاً.
‫- می‌بینی؟ اگه اینقدر بی‌ادب نبودی...

00:28:52.646 --> 00:28:56.979
‫تریسا، تو بهترین خواهر دنیایی. جدی میگم.

00:28:57.062 --> 00:29:00.979
‫شوهرت هم آدم خوبیه.
‫منم عاشق بحث کردن باهاتـم.

00:29:01.062 --> 00:29:04.604
‫ولی کافیه، چون داره مسخره می‌شه. خب؟

00:29:04.687 --> 00:29:07.854
‫اگه کارم داشتی، چند قدم راه برو، در بزن تا بیام.

00:29:08.604 --> 00:29:10.062
‫بچه‌ها، مراقب باشید.

00:29:11.437 --> 00:29:13.396
‫شجاع باش، آلبرتینا.

00:29:19.187 --> 00:29:21.312
‫نمی‌دونم چم شد. حس می‌کنم...

00:29:21.812 --> 00:29:22.812
‫چی؟

00:29:24.229 --> 00:29:26.771
‫بی‌فایده‌ست.
‫تو هیچی نمی‌فهمی.

00:29:27.937 --> 00:29:29.604
‫- چه خاکی به سر بریزم؟
‫- برو پیشش!

00:29:31.479 --> 00:29:33.396
‫نور زندگیم!

00:29:38.000 --> 00:29:45.000
آ.و.ا‌.مـ.ـو.و.ی

00:29:49.687 --> 00:29:51.062
‫اینـو جا گذاشتی.

00:29:51.562 --> 00:29:53.437
‫ممنون.

00:29:53.937 --> 00:29:56.312
‫می‌تونستی واسه یادگاری بذاریش پیش تریسا بمونه.

00:29:56.396 --> 00:30:00.021
‫لاشی نباش.
‫تریسا الان خیلی شکننده‌ست.

00:30:01.562 --> 00:30:03.729
‫همه‌مون هستیم، لیدیا.

00:30:06.062 --> 00:30:07.354
‫- یکم کنیاک می‌زنی؟
‫- نه.

00:30:07.437 --> 00:30:10.312
‫تو، من و کنیاک هیچوقت ایده خوبی نیست.

00:30:11.437 --> 00:30:14.187
‫- چرا؟
‫- همینجوری. انگار آشناپنداریه.

00:30:15.062 --> 00:30:16.146
‫آشناپنداری.

00:30:20.646 --> 00:30:23.396
‫- هنوز خیلی درد داره؟
‫- یکمی، آره.

00:30:23.896 --> 00:30:26.562
‫حداقل ارزشش رو داشت؟

00:30:26.646 --> 00:30:31.312
‫آره، فهمیدیم دوتزا و بیراگو
‫همدیگه رو می‌شناختن.

00:30:31.937 --> 00:30:35.021
‫یه توافقی داشتن که سر ماریو فدلی کلاه بذارن.

00:30:35.521 --> 00:30:39.396
‫ممکنه واسه تبرئه کردنش
‫از اتهام قتل کافی باشه.

00:30:39.479 --> 00:30:41.979
‫- ولی؟
‫- ولی فقط حرف خودشه.

00:30:42.562 --> 00:30:48.312
‫یه شاهد واسه این توافق می‌خوام.
‫دوتزا میگه به کسی نگفته.

00:30:48.396 --> 00:30:50.354
‫نینو؟ شاید نینو گفته.

00:30:50.437 --> 00:30:52.979
‫آره، خواهرش رومیلدا هست.

00:30:53.062 --> 00:30:56.854
‫ولی اون و نینو رابطه خیلی نزدیک

00:30:56.937 --> 00:30:58.354
‫و شاید ناسالمی با ماریو فدلی داشتن،

00:30:58.437 --> 00:31:00.979
‫و اگه می‌دونسته که برادرش می‌خواد سرش کلاه بذاره،

00:31:01.062 --> 00:31:03.271
‫سعی می‌کرده نظرش رو عوض کنه.

00:31:03.354 --> 00:31:09.187
‫شاید سعی کرده و شکست خورده.
‫داداش بزرگه‌ها می‌تونن خیلی کله‌شق باشن.

00:31:13.437 --> 00:31:14.437
‫درسته.

00:31:17.562 --> 00:31:20.604
‫دیدی؟ اون همه مشت خوردن به صورتت
‫برات خوب بود.

00:31:20.687 --> 00:31:22.771
‫مغزت بهتر کار می‌کنه.
‫آفرین.

00:31:24.479 --> 00:31:26.729
‫می‌دونی پسر دوتزا چطوری مُرده؟

00:31:27.979 --> 00:31:30.271
‫تصادف بود.
‫تقصیر نینو نبود.

00:31:30.354 --> 00:31:31.604
‫خودش اینـو بهت گفته.

00:31:32.187 --> 00:31:36.187
‫اینـم گفته که به دوتزا گفته
‫علیهش شرط ببنده؟

00:31:36.271 --> 00:31:41.312
‫- به خاطر عذاب‌وجدانش توی یه مسابقه تبانی‌شده.
‫- نمی‌دونم منظورت چیه.

00:31:41.396 --> 00:31:45.312
‫ماریو فدلی فهمیده
‫و نینو رو توی حوض غرق کرده.

00:31:45.396 --> 00:31:48.771
‫پیغام واضحه.
‫کسی حق نداره ازش دزدی کنه.

00:31:48.854 --> 00:31:50.979
‫کی بهش هشدار داد؟
‫یکی که با نینو مشکل داشته،

00:31:51.062 --> 00:31:53.979
‫یا شاید کسی که فکر نمی‌کرده ماریو بهش صدمه بزنه؟

00:31:54.062 --> 00:31:55.062
‫بس کن، من...

00:31:55.146 --> 00:31:57.396
‫رومیلدا، می‌دونم ترسیدی.

00:31:57.479 --> 00:31:59.687
‫ولی افرادی مثل ماریو فدلی روی این حقیقت حساب باز می‌کنن

00:31:59.771 --> 00:32:02.396
‫که خانمـا از ترس عواقب ساکت می‌مونن.

00:32:02.479 --> 00:32:04.479
‫چرا دست از سرم برنمی‌داری؟

00:32:06.896 --> 00:32:09.479
‫چون داداشت لایق عدالته.

00:32:10.479 --> 00:32:11.729
‫همینطور دوتزا.

00:32:13.687 --> 00:32:16.354
‫می‌دونم نتونستی نجاتش بدی.

00:32:16.854 --> 00:32:21.271
‫ولی تنها فردی هم هستی
‫که می‌تونه بگه واقعاً چی شده.

00:32:22.604 --> 00:32:26.104
‫اگه از شر فدلی خلاص نشیم،
‫افراد بیشتری خواهند مُرد.

00:32:28.229 --> 00:32:29.937
‫ولی اگه حرف بزنی، آزاد می‌شی.

00:32:32.312 --> 00:32:36.021
‫من و نینو فقط بچه بودیم
‫که ماریو از راهبه‌ها گرفتـمون.

00:32:36.604 --> 00:32:38.479
‫همیشه برامون فراهم می‌کرد.

00:32:39.146 --> 00:32:41.271
‫ما هیچوقت مزاحمش نمی‌شدیم.

00:32:41.354 --> 00:32:44.812
‫ولی بعدش که اون پسره، پسر دوتزا مُرد،

00:32:45.896 --> 00:32:47.729
‫نینو خیلی ناراحت شد.

00:32:48.312 --> 00:32:51.187
‫می‌شه بری سر اصل مطلب، خانم؟

00:32:54.854 --> 00:32:58.312
‫من به فدلی گفتم که برادرم
‫با آقای دوتزا یه قراری گذاشته.

00:32:59.104 --> 00:33:03.062
‫فدلی پیشونیم رو بوسید و گفت،
‫حلش می‌کنم.

00:33:03.146 --> 00:33:06.146
‫بعدش دیدم سرش رو زیر آب نگه داشته.

00:33:07.146 --> 00:33:08.771
‫داد زدم که بس کنه.

00:33:09.396 --> 00:33:11.396
‫ولی دیگه نینو نفس نمی‌کشید.

00:33:12.271 --> 00:33:14.104
‫فدلی ولش کرد همونجا.

00:33:15.062 --> 00:33:16.437
‫به من هم گفت خفه شو.

00:33:17.521 --> 00:33:19.312
‫به چیزی که حقش بود رسید.

00:33:21.521 --> 00:33:24.021
‫چی بگم، جناب قاضی؟

00:33:24.521 --> 00:33:28.479
‫قصد داشتیم انگیزه آقای دوتزا رو پیدا کنیم.

00:33:29.062 --> 00:33:32.437
‫ولی از آقای پوئت ممنونیم
‫که قبل از ما مسئله رو حل کرد.

00:33:32.937 --> 00:33:35.354
‫میگم آقای فدلی رو امروز دستگیر کنن.

00:33:35.437 --> 00:33:37.396
‫از شما هم ممنونم، آقا.

00:33:37.479 --> 00:33:39.979
‫دلیلی نمی‌بینم که موکل‌تون رو توی زندان نگه دارم.

00:33:40.646 --> 00:33:42.854
‫ولی یه چیزی رو نمی‌تونم بفهمم.

00:33:43.812 --> 00:33:46.104
‫وقتی نینو این تصمیم رو گرفت،

00:33:46.687 --> 00:33:48.354
‫چرا بهش خیانت کردی؟

00:33:48.854 --> 00:33:51.312
‫نه جناب قاضی، من به کسی خیانت نکردم.

00:33:52.479 --> 00:33:56.854
‫می‌ترسیدم ماریو وقتی خیلی دیر شده بفهمه
‫و به نینو صدمه بزنه.

00:33:56.937 --> 00:33:58.437
‫واسه همین بهش گفتم.

00:33:59.021 --> 00:34:01.771
‫فقط امیدوار بودم که آخرش، مسائل رو حل کنن.

00:34:05.271 --> 00:34:06.979
‫می‌خواستم مسائل رو حل کنن.

00:34:09.687 --> 00:34:11.104
‫خانم،

00:34:12.146 --> 00:34:13.854
‫بابت چیزی نامطمئن هستید؟

00:34:15.104 --> 00:34:16.604
‫نه، همه‌چیز خیلی واضحه.

00:34:18.146 --> 00:34:21.062
‫به نام پدر، پسر و روح‌القدوس.

00:34:22.979 --> 00:34:25.229
‫بابت این غذا ازت ممنونیم، خدایا.

00:34:25.312 --> 00:34:28.521
‫خدمتکار وفادارت گویدو، برادرم رو به یاد بیار.

00:34:28.604 --> 00:34:32.854
‫و مسیر برادرزاده‌ام رو توی جنگل تاریک زندگی روشن کن.

00:34:33.437 --> 00:34:34.562
‫می‌شه بخوریم؟

00:34:36.229 --> 00:34:38.271
‫تو درخواستی از عیسی نداری؟

00:34:40.979 --> 00:34:44.646
‫از پادشاه، رژیم، عمو و روحم محافظت کن.

00:34:44.729 --> 00:34:47.479
‫و اگه شد...

00:34:48.729 --> 00:34:50.104
‫اگه شد...

00:34:50.812 --> 00:34:53.187
‫...به مامانم کمک کن که خیلی نیازش داره.

00:34:56.771 --> 00:34:58.021
‫حالا بیا بخوریم.

00:34:59.979 --> 00:35:05.062
‫ستوان، انریکو پوئت و خواهرش می‌خوان شما رو ببینن.

00:35:09.979 --> 00:35:11.479
‫میلا، تو اینجا منتظر باش.

00:35:24.354 --> 00:35:27.187
‫صبح بخیر ستوان.
‫می‌خوایم با برادرزاده‌ات صحبت کنیم.

00:35:27.271 --> 00:35:29.187
‫حق اعتراض دارم؟

00:35:29.937 --> 00:35:32.896
‫بله، ولی مجبورمون می‌کنی
‫که به دست قاضی احضارش کنیم.

00:35:34.104 --> 00:35:35.687
‫حق اعتراض دارم؟

00:35:36.979 --> 00:35:39.229
‫آقای فونتانا، متوجهی اگه اعتراض کنی،

00:35:39.312 --> 00:35:41.146
‫بچه باید توی دادگاه شهادت بده؟

00:35:41.229 --> 00:35:43.771
‫حق اعتراض دارم؟

00:35:46.896 --> 00:35:48.562
‫پس اعتراض دارم.

00:35:49.979 --> 00:35:50.979
‫با اجازه.

00:36:09.687 --> 00:36:11.437
‫همیشه تنهایی؟

00:36:15.354 --> 00:36:17.604
‫اسم من ویرجینیاست.
‫یه ساله که اینجام.

00:36:18.271 --> 00:36:21.437
‫- من گراتزیا هستم.
‫- می‌دونم. شوهرت رو کشتی.

00:36:21.937 --> 00:36:23.312
‫همون ملوان قهرمان.

00:36:23.396 --> 00:36:25.187
‫نمی‌خواستم بکشمش.

00:36:25.937 --> 00:36:27.062
‫کار درست رو کردی.

00:36:27.146 --> 00:36:29.812
‫همه مردها باید کشته بشن
‫و دنیا از اول شروع بشه.

00:36:29.896 --> 00:36:32.937
‫- فقط خانم‌ها بمونن.
‫- باید یه تعدادی رو نگه داریم.

00:36:33.437 --> 00:36:37.187
‫فقط واسه تولیدمثل.
‫بعدش یهو سرشون رو قطع کنیم.

00:36:37.271 --> 00:36:38.687
‫مثل آخوندک‌ها.

00:36:39.646 --> 00:36:41.229
‫فقط خواستم از خودم دفاع کنم.

00:36:41.312 --> 00:36:43.854
‫کسی براش مهم نیست.

00:36:43.937 --> 00:36:46.146
‫انجامش دادی و قراره محکوم بشی.

00:36:46.729 --> 00:36:50.104
‫ممنون. واقعاً یکم امید نیاز داشتم.

00:36:51.021 --> 00:36:53.521
‫باید تو جای درستی دنبال امید بگردی.

00:36:54.937 --> 00:36:57.896
‫وقتی خواستی با کسی آشنا بشی،
‫بیا پیش ما.

00:36:58.521 --> 00:37:00.312
‫یه چیزهایی واسه حرف زدن داریم.

00:37:16.271 --> 00:37:18.312
‫چیزی که نمی‌فهمم، جناب،

00:37:18.396 --> 00:37:20.771
‫اینه که چرا شهادت یک بچه

00:37:20.854 --> 00:37:24.187
‫که شاهد رویداد نبوده رو اینقدر مهم می‌دونی.

00:37:24.271 --> 00:37:29.021
‫خب، جناب قاضی، ما خیلی از مهم بودنش مطمئن نیستیم.

00:37:30.521 --> 00:37:33.729
‫ولی می‌خوایم با دختره صحبت کنیم
‫تا یه تئوری‌مون رو تایید کنه.

00:37:33.812 --> 00:37:35.604
‫جناب قاضی، امکان‌پذیر نیست.

00:37:36.187 --> 00:37:39.104
‫می‌دونیم تاثیر گذاشتن روی استشهادیه یه کودک چقدر آسونه.

00:37:39.187 --> 00:37:42.396
‫پس فکر می‌کنی تیم مدعی‌علیه می‌خولاد روی شهادتش تاثیر بذاره؟

00:37:42.479 --> 00:37:44.812
‫نه خانم، چنین منظوری ندارم.

00:37:44.896 --> 00:37:47.396
‫ولی مطمئنم تاثیر گذاشتن روی یک کودک آسونه

00:37:47.479 --> 00:37:49.979
‫با وجود نیت خیر افرادی که دارن ازش سوال می‌پرسن.

00:37:50.062 --> 00:37:53.729
‫میلا فونتانا اطلاعات اساسی داره،

00:37:53.812 --> 00:37:55.771
‫هیئت منصفه هم باید مطلع بشه.

00:37:55.854 --> 00:37:57.687
‫باشه خانم. متوجهیم.

00:37:57.771 --> 00:38:00.021
‫آقا، اگه می‌خواید تئوری‌تون تایید بشه،

00:38:00.104 --> 00:38:02.146
‫باید توی دادگاه انجامش بدید.

00:38:02.729 --> 00:38:05.104
‫مقابل هیئت منصفه و دادستانی.

00:38:05.187 --> 00:38:06.479
‫مشکلی نداریم.

00:38:10.146 --> 00:38:14.646
‫مدعی‌علیه از کامیلا فونتانا درخواست می‌کنه که شهادت بده.

00:38:14.729 --> 00:38:21.562
‫...کامیلا فونتانای کودک،
‫دختر قربانی، سروان فونتانا...

00:38:21.646 --> 00:38:24.104
‫...مدعی‌علیه، گراتزیا فونتانا.

00:38:37.104 --> 00:38:40.646
‫میلا، خبر داشتی که پدر و مادرت

00:38:40.729 --> 00:38:42.396
‫همیشه باهم دعوا می‌کنن؟

00:38:45.187 --> 00:38:46.937
‫متوجه سوال شدی؟

00:38:48.437 --> 00:38:49.437
‫بله.

00:38:50.021 --> 00:38:53.187
‫خیلی بحث می‌کردن.

00:38:53.271 --> 00:38:55.771
‫اون هم ناراحتت می‌کرد؟

00:38:55.854 --> 00:38:59.104
‫جناب قاضی، فکر نکنم احساسات یه کودک ربطی داشته باشه.

00:38:59.187 --> 00:39:00.646
‫قصد داشتم بگم،

00:39:01.604 --> 00:39:04.187
‫می‌خواستی آشتی‌شون بدی؟

00:39:05.854 --> 00:39:06.854
‫بله.

00:39:07.271 --> 00:39:08.271
‫چطوری؟

00:39:09.437 --> 00:39:15.021
‫رفتم اداره تلگراف
‫و از یه خانم خواستم

00:39:16.021 --> 00:39:18.062
‫اگه می‌شه واسه پدرم یه تلگراف بزنه.

00:39:19.979 --> 00:39:22.104
‫بهش گفتم به اسم گراتزیا امضاش کنه.

00:39:29.229 --> 00:39:32.187
‫متاسفم مامان.
‫می‌دونم باید بهت می‌گفتم.

00:39:32.271 --> 00:39:34.354
‫تقصیر تو نیست.
‫کارت طبیعی بوده.

00:39:34.437 --> 00:39:37.812
‫- کاری کردی که هرکسی...
‫- نمی‌خواد توضیحش بدی، جناب.

00:39:38.312 --> 00:39:44.604
‫میلا، اسم خانمی که تلگراف زد رو یادته؟

00:39:45.729 --> 00:39:48.229
‫ازش نپرسیدم. ببخشید.

00:39:48.729 --> 00:39:51.437
‫می‌تونی بازم پیداش کنی؟

00:39:51.937 --> 00:39:54.937
‫- می‌تونیم تایید کنیم...
‫- سوال دیگه‌ای دارید، جناب؟

00:39:56.562 --> 00:39:57.729
‫نه، جناب قاضی.

00:39:58.604 --> 00:39:59.937
‫دادستانی؟

00:40:09.104 --> 00:40:10.312
‫خوندن بلدی؟

00:40:10.812 --> 00:40:13.229
‫- بله.
‫- بله؟ خوبه.

00:40:13.729 --> 00:40:18.312
‫این چند روز گذشته
‫روزنامه‌ها رو خوندی؟

00:40:19.354 --> 00:40:23.729
‫فهمیدی که مادرت انکار کرده
‫که اون تلگراف رو نوشته؟

00:40:24.937 --> 00:40:26.521
‫آره.

00:40:27.104 --> 00:40:28.229
‫عجب دیوثی.

00:40:30.021 --> 00:40:32.229
‫سوال دیگه‌ای ندارم، جناب قاضی.

00:40:32.312 --> 00:40:33.729
‫واسه امروز کافیه.

00:40:33.812 --> 00:40:37.312
‫جناب قاضی، قرار بود دکتر موناری امروز شهادت بده.

00:40:37.396 --> 00:40:38.771
‫فردا، آقا.

00:40:38.854 --> 00:40:41.271
‫شهادتش برای مدعی‌علیه حیاتیه.

00:40:41.354 --> 00:40:42.354
‫دقیقاً.

00:40:42.729 --> 00:40:46.479
‫خوب آماده بشید و به هیئت منصفه
‫وقت برای استراحت بدین.

00:40:46.979 --> 00:40:49.062
‫ختم جلسه.

00:41:01.687 --> 00:41:05.271
‫ببخشید خانم.
‫پس نمی‌ذارن امروز صحبت کنم؟

00:41:05.354 --> 00:41:06.479
‫نه، درست وقتی دادستانی جلو افتاده

00:41:06.562 --> 00:41:08.562
‫می‌خوان ختم جلسه رو اعلام کنن.

00:41:08.646 --> 00:41:10.937
‫فردا بهتره. برو خونه استراحت کن.

00:41:11.021 --> 00:41:12.021
‫ممنون.

00:41:17.604 --> 00:41:20.771
‫علیرغم طرز تفکر اعضای هیئت منصفه،

00:41:20.854 --> 00:41:26.437
‫انکارناپذیره که شهادت کامیلا فونتانای جوان

00:41:26.521 --> 00:41:29.604
‫تمام پرونده دادستانی رو تحلیل برده.

00:41:29.687 --> 00:41:32.312
‫و دادستان فورنو،

00:41:32.396 --> 00:41:36.937
‫به جای القای شک‌های جانب‌دارانه
‫درباره صداقت کودک،

00:41:37.021 --> 00:41:40.312
‫این تئوری محو رو مطرح می‌کنه

00:41:40.396 --> 00:41:44.521
‫که سروان گویدو فونتانا
‫با عمد کشته شده.

00:41:44.604 --> 00:41:45.979
‫بذار همینجا حرفت رو قطع کنم.

00:41:47.521 --> 00:41:50.187
‫رفرنس به فورنو واجبه؟

00:41:51.146 --> 00:41:52.604
‫لیدیا، اون بهش برمی‌خوره، باشه؟

00:41:52.687 --> 00:41:56.479
‫بهش برمی‌خوره، ولی آره،
‫واجبه چون توی جنگ هستیم.

00:41:56.562 --> 00:42:00.896
‫توی جنگ با یه طرز فکریم، نه اون، یاکوپو.

00:42:00.979 --> 00:42:02.104
‫گوش کن لیدیا.

00:42:02.187 --> 00:42:05.312
‫خوب می‌فهمم که

00:42:05.396 --> 00:42:08.062
‫وضعیت سختی داری،
‫و باور کن می‌خوام کمک کنم.

00:42:09.521 --> 00:42:14.104
‫ولی اینجا بحث کاره، پس روابطت...

00:42:15.854 --> 00:42:17.187
‫نمی‌خوای باز کنی؟

00:42:26.979 --> 00:42:28.104
‫سوپرایز عشقم!

00:42:28.187 --> 00:42:29.479
‫سلام عزیزم.

00:42:34.854 --> 00:42:36.104
‫- سلام.
‫- سلام.

00:42:44.604 --> 00:42:45.479
‫چی شده؟

00:42:45.562 --> 00:42:48.104
‫- نه، چی؟ هیچی، ما...
‫- هیچی.

00:42:48.187 --> 00:42:49.437
‫بهم ابراز علاقه می‌کردین؟

00:42:49.521 --> 00:42:50.979
‫- نه.
‫- نه. به هیچ وجه.

00:42:51.062 --> 00:42:54.979
‫- نه، فقط اینـو نوشتم و...
‫- داشتیم...

00:42:55.062 --> 00:42:56.062
‫خدای من.

00:42:56.479 --> 00:42:58.437
‫- خوش برگشتی، کانسوئلو.
‫- ممنون.

00:42:58.521 --> 00:43:00.104
‫- تنهاتون می‌ذارم.
‫- آره.

00:43:06.146 --> 00:43:07.146
‫خب چطور پیش رفت؟

00:43:08.646 --> 00:43:10.729
‫خیلی دلم برات تنگ شده بود، خوشتیپ.

00:43:11.229 --> 00:43:12.437
‫- جدی؟
‫- آره.

00:43:12.521 --> 00:43:17.229
‫فکر کردم مجبورم کردی اینجا بمونم
‫چون نمی‌خواستی توی رُم باشم.

00:43:19.521 --> 00:43:20.729
‫حسودیت شده؟

00:43:33.729 --> 00:43:37.896
‫عشقم!

00:43:44.729 --> 00:43:46.062
‫انریکو، صداشون رو می‌شنوی؟

00:43:46.937 --> 00:43:48.187
‫آره، نور زندگیم.

00:43:48.771 --> 00:43:50.396
‫من هیچوقت اونجوری جیغ نزدم.

00:43:50.479 --> 00:43:52.687
‫تو خواننده اپرا نیستی، تریسا.

00:44:02.437 --> 00:44:03.604
‫ما هم می‌تونیم انجامش بدیم.

00:44:04.937 --> 00:44:05.937
‫چی؟

00:44:07.396 --> 00:44:08.812
‫آها، اونـو میگی؟

00:44:08.896 --> 00:44:11.479
‫- نمی‌دونم. چند ماهی گذشته، تریسا.
‫- چند سال.

00:44:12.187 --> 00:44:14.937
‫فکر نکنم وقتش مناسب باشه، تریسا.

00:44:15.021 --> 00:44:17.271
‫ملاقات با زاناردلی افتضاح پیش رفت.

00:44:17.354 --> 00:44:19.062
‫حرفـای منطقی‌ای زد،

00:44:19.146 --> 00:44:22.604
‫و من هی می‌گفتم
‫والدوسی‌ها کله‌شق هستن.

00:44:22.687 --> 00:44:24.687
‫به لیدیا نگو.
‫نمی‌خوام نگران بشه.

00:44:24.771 --> 00:44:26.854
‫الان بهش فکر نکن.
‫به من فکر کن.

00:44:26.937 --> 00:44:28.896
‫نمی‌فهمم چت شده.

00:44:30.937 --> 00:44:32.729
‫فهمیدنش اینقدر سخته؟

00:44:34.229 --> 00:44:35.229
‫چیه؟

00:44:36.104 --> 00:44:37.646
‫یه بچه دیگه می‌خوام.

00:45:11.729 --> 00:45:12.729
‫ببخشید.

00:45:13.646 --> 00:45:14.979
‫بابت امروز متاسفم.

00:45:15.479 --> 00:45:17.521
‫ببخشید اگه

00:45:18.312 --> 00:45:20.646
‫با اون دختربچه خشن برخورد کردم.
‫قصد نداشتم...

00:45:20.729 --> 00:45:24.146
‫بیا از محاکمه حرف نزنیم
‫وگرنه مثل سری پیش می‌شه.

00:45:24.979 --> 00:45:26.146
‫حالش رو ندارم.

00:45:26.979 --> 00:45:28.271
‫چون گوش نمیدی.

00:45:29.812 --> 00:45:31.562
‫باید گوش بدم، با توجه به چیزی که گفتی.

00:45:31.646 --> 00:45:32.854
‫پس تقصیر منه؟

00:45:32.937 --> 00:45:35.354
‫- منظورم این نبود.
‫- مثل همیشه.

00:45:35.437 --> 00:45:36.937
‫پیر، دارم تلاش می‌کنم.

00:45:37.021 --> 00:45:38.021
‫آره.

00:45:41.437 --> 00:45:42.687
‫اگه هی اینجوری ادامه بدیم،

00:45:42.771 --> 00:45:46.979
‫یه چیزهایی میگیم که ازشون منظوری نداریم
‫و همه‌چیز خراب می‌شه.

00:45:47.062 --> 00:45:48.271
‫نظرم اینه.

00:45:48.354 --> 00:45:49.562
‫پس چی کار کنیم؟

00:45:52.562 --> 00:45:54.937
‫دیگه همدیگه رو نبینیم
‫که بتونیم باهم باشیم؟

00:45:57.896 --> 00:46:01.146
‫وقتی گراتزیا تبرئه شد،
‫همه‌چیز مثل قبل می‌شه.

00:46:05.354 --> 00:46:07.104
‫اگه محکوم بشه چی، لیدیا؟

00:46:11.312 --> 00:46:12.312
‫نمی‌دونم.

00:46:14.229 --> 00:46:15.437
‫جواب نمیده.

00:46:16.437 --> 00:46:17.479
‫جواب نمیده.

00:46:20.021 --> 00:46:22.562
‫ولی با تمام قلبم امیدوارم
‫که اشتباه کنم.

00:46:27.812 --> 00:46:28.812
‫خدافظ پیر.

00:46:41.396 --> 00:46:42.937
‫فردا موفق باشی.

00:46:46.729 --> 00:46:47.729
‫ممنون.

00:47:10.187 --> 00:47:11.479
‫دکتر تولیو موناری؟

00:47:11.562 --> 00:47:13.479
‫بله، صبح بخیر.

00:47:14.521 --> 00:47:17.562
‫فکر نمی‌کردم مجبور باشم با اسکورت کارابینیری به دادگاه برم.

00:47:17.646 --> 00:47:19.354
‫نمیریم دادگاه، دکتر.

00:47:20.021 --> 00:47:21.771
‫توی مسیر توضیح میدیم.

00:47:22.354 --> 00:47:23.854
‫ببینید، من باید اونجا باشم ساعت...

00:47:23.937 --> 00:47:25.979
‫نه. این قضیه مهم‌تره.

00:47:26.500 --> 00:47:46.500
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]