﻿WEBVTT

00:00:06.000 --> 00:00:17.000
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]

00:00:18.687 --> 00:00:21.854
‫[برگرفته از یه داستان حقیقی]

00:00:21.937 --> 00:00:27.271
‫قوانین فیزیک دست و پای انسان‌ها رو می‌بنده.

00:00:28.521 --> 00:00:33.604
‫اما امروز، شاهد یه معجزه خواهید بود!

00:00:33.687 --> 00:00:36.646
‫یه زن زیبا و فرازمینی،

00:00:36.729 --> 00:00:39.104
‫بر می‌خیزد و روی هوا می‌رقصد.

00:00:39.187 --> 00:00:43.396
‫چون طبیعت هدیه کمیابی رو بهش اعطا کرده.

00:00:43.479 --> 00:00:46.979
‫میراندا، ملکه باد،

00:00:47.062 --> 00:00:50.479
‫امشب ازت درخواست می‌کنیم پرواز کنی.

00:00:50.562 --> 00:00:52.646
‫هوپ!

00:00:52.729 --> 00:00:53.979
‫بر فراز همه ما!

00:00:54.979 --> 00:00:56.521
‫هوپ.

00:01:02.646 --> 00:01:03.646
‫هپ.

00:01:09.000 --> 00:01:16.000
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]

00:01:21.104 --> 00:01:23.312
‫به پرید بگو که تارها رو ببره.

00:01:25.187 --> 00:01:27.104
‫تارها!

00:01:33.729 --> 00:01:36.687
‫خانم‌ها و آقایون، حالا توجه کنین.

00:01:36.771 --> 00:01:41.354
‫میراندا همین تازه بهم خبری محشر داد.

00:01:41.437 --> 00:01:44.479
‫فقط برای شما و فقط برای امشب،

00:01:44.562 --> 00:01:50.062
‫او برای اولین بار بدون تار پرواز خواهد کرد.

00:02:17.229 --> 00:02:18.562
‫هوپ!

00:03:16.479 --> 00:03:21.062
‫مردها معمولاً یه جوری راجع به زن‌ها
‫صحبت می‌کنن که انگار از پایه شکننده بودن.

00:03:21.937 --> 00:03:24.312
‫اون‌ها ظرفیتشون برای علوم، هوششون،

00:03:24.396 --> 00:03:28.312
‫ارتباط اجتماعیشون، سیاستشون،
‫قدرتشون رو نادیده می‌‌گیرن

00:03:28.396 --> 00:03:31.812
‫و ببخشید اما من نیستم که این رو میگه.

00:03:31.896 --> 00:03:35.312
‫اما خودشون متوجه این شدن، با قوانینشون.

00:03:36.812 --> 00:03:39.646
‫اما اگه واقعاً به حرفی
‫که میزنن باور داشتن،

00:03:39.729 --> 00:03:42.812
‫انقدر ما زن‌ها براشون تهدید‌آمیز
‫نبودیم دیگه، درسته؟

00:03:43.937 --> 00:03:47.521
‫اگه واقعاً شکننده و بی‌کفایت بودیم،

00:03:47.604 --> 00:03:51.062
‫پس نیازی نمی‌بود که دائماً ما رو
‫تحت حفاظت اجباری نگه دارن.

00:03:52.062 --> 00:03:55.146
‫- بله؟
‫- دکتر پوئت، لطفاً بهم اجازه بدین.

00:03:55.229 --> 00:03:57.729
‫- حرفی که می‌زنین فوق‌العاده‌ست.
‫- اما؟

00:03:57.812 --> 00:04:01.979
‫اما البته به نظرم این مثالتون میگه

00:04:02.062 --> 00:04:06.229
‫برای این که یه زن بتونه روی آزادی‌خواهیش
‫به طور مداوم کار کنه،

00:04:06.312 --> 00:04:10.354
‫نیاز به... به حفاظ یه مرد داره،

00:04:10.437 --> 00:04:12.437
‫همون‌طور که شما
‫به برادرتون نیاز دارین وکیل پوئت.

00:04:14.396 --> 00:04:17.271
‫من بابت تمام کار‌هایی
‫که برادرم برام انجام داده،

00:04:17.354 --> 00:04:19.396
‫ازش سپاسگزارم.

00:04:19.479 --> 00:04:21.271
‫اما حقیقت چیز دیگه‌ایه.

00:04:21.896 --> 00:04:26.021
‫این که من این‌جا با همه شما
‫توی این اتاقم

00:04:26.104 --> 00:04:31.229
‫و یه قانونی که من نوشتم توی پارلمان
‫داره راجع بهش بحث و رای‌گیری میشه،

00:04:31.312 --> 00:04:33.562
‫بیشتر به لطف یک زنه.

00:04:37.271 --> 00:04:40.187
‫وقتی باهاش آشنا شدم،
‫داشت توی یه کارخونه تنباکو کار می‌کرد.

00:04:40.812 --> 00:04:43.687
‫و من تازه از خونه پدرم فرار کرده بودم.

00:04:43.771 --> 00:04:46.687
‫من تنها و کاملاً ناآماده برای زندگی بودم.

00:04:46.771 --> 00:04:49.646
‫حتی پول غذا هم نداشتم.

00:04:49.729 --> 00:04:51.812
‫و اولین دفعه‌ای که باهام
‫صحبت کرد، گفت:

00:04:51.896 --> 00:04:54.479
‫«تا حالا تو زندگیت یه روز هم
‫کار نکردی، مگه نه؟»

00:04:55.396 --> 00:04:57.729
‫بهم پیشنهاد خونه‌ای برای موندن داد

00:04:57.812 --> 00:05:00.979
‫و حتی توی شهریه دانشگاهم هم بهم کمک کرد،

00:05:01.062 --> 00:05:04.062
‫بدون این که چیزی جز این که یه دوست
‫کنارش باشه بخواد.

00:05:04.146 --> 00:05:05.312
‫ببخشید قربان.

00:05:05.396 --> 00:05:07.854
‫بهتون نگفتن ارابه‌هایی که فانوس نفتی دارن،

00:05:07.937 --> 00:05:09.771
‫به طور موقت ممنوع شدن؟

00:05:09.854 --> 00:05:10.854
‫می‌بینین؟ اون‌جا رو ببینین.

00:05:10.937 --> 00:05:12.896
‫توی نبش ویا پو یه تصادف پیش اومد.

00:05:12.979 --> 00:05:15.146
‫اگه ارابه شما رو می‌گرفتن،
‫هیچ‌وقت نمی‌تونستم خودم رو ببخشم.

00:05:15.229 --> 00:05:18.271
‫- متشکرم. خیلی ممنونم!
‫- بانو! بانو! بانو!

00:05:19.021 --> 00:05:19.896
‫خب...

00:05:20.687 --> 00:05:23.729
‫شاید حقیقت داشته باشه
‫که هنوز زمانش نرسیده

00:05:24.437 --> 00:05:27.771
‫که یه زن به تنهایی
‫و بدون مردهایی که قدرت تغییر رو

00:05:27.854 --> 00:05:30.854
‫در دستشون دارن، کاری کنه.

00:05:32.896 --> 00:05:36.104
‫ولی فقط به زنی که کنارتون
‫نشسته نگاه کنین

00:05:37.062 --> 00:05:39.729
‫و بهش توی همون نبرد ملحق بشین

00:05:40.271 --> 00:05:44.229
‫که صدای یه نفر تبدیل
‫به صدای همه‌مون بشه.

00:05:44.854 --> 00:05:46.896
‫و مهم‌تر از همه،
‫که صدامون به گوش کسایی

00:05:46.979 --> 00:05:48.604
‫که نمی‌خوان گوش کنن برسه.

00:05:49.146 --> 00:05:53.104
‫پس...

00:06:19.896 --> 00:06:22.812
‫خب... خیلی وقته که منتظری؟

00:06:22.896 --> 00:06:24.021
‫فقط نه ساله.

00:06:26.979 --> 00:06:27.812
‫تو...

00:06:27.896 --> 00:06:29.396
‫- یکم پیرتر شدم؟
‫- زیبا شدی.

00:06:33.812 --> 00:06:35.604
‫دلم برات تنگ شده بود.

00:06:35.687 --> 00:06:36.812
‫من هم همین‌طور.

00:06:39.896 --> 00:06:43.104
‫می‌تونیم جدی صحبت کنیم؟
‫کی من رو معرفی می‌کنی؟

00:06:44.687 --> 00:06:47.104
‫- کی؟
‫- پنهون کاری نکن. دادستان رو میگم.

00:06:47.187 --> 00:06:48.354
‫هیس.

00:06:48.437 --> 00:06:50.687
‫- رسمی نشده.
‫- نشده؟

00:06:50.771 --> 00:06:52.146
‫نه، نمی‌تونیم راجع بهش صحبت کنیم.

00:06:52.229 --> 00:06:54.604
‫- همون‌جا وایسا!
‫- می‌دونه که قراره قلبش رو بشکونی؟

00:06:54.687 --> 00:06:55.771
‫در واقع خیلی ازش خوشم میاد.

00:06:55.854 --> 00:06:57.771
‫- مامانی؟
‫- بس کن! کارابینیری!

00:06:57.854 --> 00:06:59.271
‫ممنون میلا، این‌ها معرکه‌ن.

00:06:59.354 --> 00:07:00.812
‫مراقب باش لیدیا!

00:07:00.896 --> 00:07:02.271
‫خوک کثیف! من رو ول کن!

00:07:06.229 --> 00:07:07.812
‫نه، وایسا. برگرد!

00:07:10.354 --> 00:07:12.437
‫متوجه میشین این سوءاستفاده از قدرته؟

00:07:12.521 --> 00:07:14.229
‫کنار وایسین خانم.
‫این زن یه دختر رو کشت.

00:07:14.312 --> 00:07:17.604
‫- این دلیل نمیشه صورتش رو به زمین بکوبین.
‫- من کاری نکردم.

00:07:17.687 --> 00:07:18.729
‫تکون بخور!

00:07:19.396 --> 00:07:20.479
‫راه برو.

00:07:26.812 --> 00:07:30.021
‫درخواست برای انریکو پوئت بکن.
‫اون یه وکیله.

00:07:30.104 --> 00:07:33.354
‫- درسته. حالا وکیل هم می‌خواد.
‫- انریکو پوئت. اون توی پارلمانه!

00:07:35.479 --> 00:07:38.062
‫- لیدیا، لباست پاره شده.
‫- این کمترین نگرانیمه.

00:07:38.146 --> 00:07:40.021
‫نه، خیلی بد پاره شده.

00:07:40.104 --> 00:07:42.604
‫وای، کیر توش. اوه...

00:07:42.687 --> 00:07:45.812
‫ببخشید عزیزم. تو هیچ‌وقت
‫نباید از این کلمات استفاده کنی. هیچ‌وقت.

00:07:48.687 --> 00:07:51.187
‫حالا بیا، این‌جا چیزی برای دیدن نیست.
‫تکون بخورین.

00:07:51.271 --> 00:07:53.104
‫- خونم رو به جوش میارن.
‫- می‌دونم.

00:07:53.187 --> 00:07:55.021
‫می‌دونی چند بار مردم رو

00:07:55.104 --> 00:07:56.687
‫بدون داشتن کوچک‌ترین مدرکی
‫دستگیر می‌کنن؟

00:07:56.771 --> 00:07:57.812
‫بیا، تموم شد.

00:07:58.604 --> 00:08:00.229
‫- ممنون.
‫- عالی شد.

00:08:00.979 --> 00:08:02.562
‫پس تو امشب باهامون می‌مونی.

00:08:02.646 --> 00:08:05.354
‫نه، وسایلمون تو مهمون‌خونه‌ست.
‫امکان نداره بتونیم بمونیم.

00:08:05.437 --> 00:08:08.146
‫یه چیزی بهت قرض میدم.
‫ما یه خونه با 16 اتاق در دسترس داریم.

00:08:08.229 --> 00:08:09.187
‫بیا ازشون استفاده کنیم.

00:08:09.271 --> 00:08:11.687
‫- اول نباید به انریکو خبر بدیم؟
‫- نه.

00:08:11.771 --> 00:08:13.312
‫از این بابت مطمئنی؟

00:08:13.396 --> 00:08:15.437
‫فردا با ترسا بر می‌گرده.

00:08:16.354 --> 00:08:19.312
‫- و هنوز به سلامتی ننوشیدیم.
‫- من هم می‌تونم بنوشم؟

00:08:19.396 --> 00:08:22.104
‫عه... میلا، شاید ده سال دیگه.

00:08:22.187 --> 00:08:24.354
‫چرا به دور و اطراف خونه
‫یه نگاهی نمیندازی؟

00:08:24.437 --> 00:08:26.771
‫می‌تونی ببینی محل زندگی
‫این رای‌دهندگان چه طوریه.

00:08:26.854 --> 00:08:28.646
‫وکیل‌ها حوصله‌سربرن.

00:08:28.729 --> 00:08:30.604
‫- خب...
‫- آره، حقیقته.

00:08:30.687 --> 00:08:34.354
‫اما دخترهاشون رو به یاد دارم.
‫همه‌شون برای بازی عروسک دارن.

00:08:34.437 --> 00:08:36.771
‫و اگه به انتخاب برادرزاده‌م بری،
‫اون‌ها هنوز اون‌جان.

00:08:36.854 --> 00:08:39.396
‫الان توی پاریس زندگی می‌کنه
‫پس بهش نمیگیم که تو پیداشون کردی.

00:08:39.479 --> 00:08:41.062
‫انتهای راهروی طولانیه.

00:08:47.729 --> 00:08:49.771
‫به سلامتی خودمون، دوست من.

00:08:53.854 --> 00:08:56.104
‫نیاز دارم یه اعترافی کنم.

00:08:58.354 --> 00:09:00.854
‫درواقع برای یه دلیلی به دیدنت اومدم.

00:09:04.021 --> 00:09:06.312
‫متاسفانه نیاز به یه وام دارم.

00:09:10.937 --> 00:09:12.104
‫باشه.

00:09:12.187 --> 00:09:15.104
‫نه، مقدار پول زیادیه.

00:09:15.187 --> 00:09:18.062
‫بدهی‌هایی درست کردم
‫که همسرم چیزی راجع بهشون نمی‌دونه و...

00:09:18.146 --> 00:09:19.146
‫چه قدر؟

00:09:21.479 --> 00:09:23.896
‫2 هزار لیر.

00:09:23.979 --> 00:09:25.937
‫می‌دونم. همه‌ش رو پس میدم، خاطرت جمع باشه.

00:09:26.021 --> 00:09:28.979
‫مشکل این نیست گرزیا.
‫من این پول رو ندارم.

00:09:30.604 --> 00:09:31.729
‫ندارمش.

00:09:34.771 --> 00:09:37.271
‫- انریکو نمی‌تونه بهمون کمک کنه؟
‫- انریکو...

00:09:39.562 --> 00:09:41.437
‫می‌تونم سعی کنم باهاش حرف بزنم اما...

00:09:46.979 --> 00:09:49.021
‫یه کاریش می‌کنیم.

00:09:49.104 --> 00:09:50.229
‫نگران نباش.

00:09:52.146 --> 00:09:55.229
‫بهم بگو، تو چه طور...
‫تو چه طور اصلاً...

00:09:55.312 --> 00:09:57.021
‫می‌تونم با این بازی کنم؟

00:09:57.104 --> 00:09:58.146
‫اوه، البته.

00:09:58.896 --> 00:10:01.437
‫اما اول باید با من بیای.

00:10:01.521 --> 00:10:03.146
‫می‌خوام یه چیزی بهت نشون بدم.

00:10:04.354 --> 00:10:09.146
‫چون می‌فهمی که مادرت...
‫یه رقاص محشره.

00:10:09.229 --> 00:10:10.312
‫نه.

00:10:10.396 --> 00:10:12.521
‫- و حالا بهت نشون میدیم.
‫- نه.

00:10:12.604 --> 00:10:13.604
‫اوه، آره.

00:10:13.687 --> 00:10:16.187
‫- و نمی‌تونی درخواستمون رو رد کنی.
‫- نه لیدیا، لطفاً.

00:10:16.271 --> 00:10:18.729
‫وای خدا...

00:10:18.812 --> 00:10:22.312
‫خیلی خب. این طوری.
‫یه دست این‌جا و اون یکی دست این‌جا.

00:10:22.396 --> 00:10:26.562
‫و بچرخون، بچرخون، بچرخون،
‫سریع‌تر، سریع‌تر، سریع‌تر و سریع‌تر...

00:10:26.646 --> 00:10:27.771
‫خیلی خب.

00:10:27.854 --> 00:10:30.146
‫من هدایت می‌کنم اگه اجازه بدی.

00:10:41.396 --> 00:10:43.729
‫- وای خدا، چه باوقاری.
‫- نه، من...

00:10:43.812 --> 00:10:45.312
‫تماشاییه!

00:10:45.396 --> 00:10:47.771
‫وای نه، نه، نه! نمی‌تونم!

00:10:50.812 --> 00:10:55.062
‫وایسا، وایسا! دا...
‫فکر کنم دوباره دامنم پاره شد!

00:10:56.896 --> 00:10:59.729
‫- وای.
‫- برای امروز کافیه.

00:10:59.812 --> 00:11:02.062
‫- نه. میلا، ادامه بدیم؟
‫- نه، من دیگه تمومم.

00:11:02.146 --> 00:11:03.604
‫- آره! اون گفت آره!
‫- وای خدا!

00:11:03.687 --> 00:11:07.062
‫اون گفت آره. سریع‌تر، سریع‌تر!

00:11:07.146 --> 00:11:08.312
‫کمک!

00:11:17.604 --> 00:11:18.562
‫انریکو.

00:11:19.729 --> 00:11:22.771
‫ترسا. مگه قرار نبود فردا برگردی؟

00:11:23.396 --> 00:11:26.229
‫می‌تونم بپرسم چرا با لباس زیری لیدیا؟

00:11:26.312 --> 00:11:28.312
‫اوه، خب...

00:11:28.896 --> 00:11:30.271
‫منظورمون رو اشتباه برداشت نکن لیدیا.

00:11:30.354 --> 00:11:33.104
‫خیلی خوشحالیم که دوباره
‫این دوستت رو پیدا کردی.

00:11:33.187 --> 00:11:37.062
‫اما از اون جایی که داره تو خونه ما
‫می‌خوابه، فقط دوست داریم بدونیم کیه.

00:11:37.854 --> 00:11:39.229
‫انریکو الان توی پارلمانه

00:11:39.312 --> 00:11:41.771
‫و نمی‌تونیم بذاریم آدم‌های غریبه
‫تو خونه بیان.

00:11:41.854 --> 00:11:44.104
‫درواقع، انریکو به خوبی می‌دونه
‫که اون کیه.

00:11:44.187 --> 00:11:46.687
‫- وانمود می‌کنه یادش نمیاد.
‫- تو کل زندگیم ندیدمش.

00:11:46.771 --> 00:11:49.604
‫اگه به خاطر اون نبود، هیچ‌وقت
‫دانشگاه رو تموم نمی‌کردم. تو می‌دونی.

00:11:49.687 --> 00:11:51.687
‫پس بهش بدهکاری؟

00:12:01.896 --> 00:12:03.812
‫نه.

00:12:07.771 --> 00:12:11.312
‫به هرحال انریکو، نیاز دارم
‫حقوق‌های بعدیم رو زودتر بگیرم.

00:12:12.521 --> 00:12:13.354
‫خیلی خب.

00:12:14.104 --> 00:12:16.146
‫حدود 2 هزار لیر.

00:12:17.771 --> 00:12:20.604
‫لیدیا، می‌دونی خرج خونه چه قدره؟

00:12:21.604 --> 00:12:23.312
‫شاید ندونی چون کمکی توشون نمی‌کنی.

00:12:23.396 --> 00:12:26.479
‫حرف انریکو اینه که وکیل بودن
‫هزینه زیادی داره

00:12:26.562 --> 00:12:28.896
‫و قطعاً خواسته اون نبوده.

00:12:32.146 --> 00:12:34.271
‫حداقل می‌تونم بپرسم
‫که برای چی بهش نیاز داری؟

00:12:37.437 --> 00:12:39.354
‫پس یعنی... نه.

00:12:39.437 --> 00:12:42.021
‫- فقط یه سوال ساده پرسیدم.
‫- من هم یه جواب دادم.

00:12:42.104 --> 00:12:44.437
‫فکر نکن من تو هزینه‌های
‫این خونه کمکی نمی‌کنم.

00:12:44.521 --> 00:12:46.687
‫دفعه بعدی که نیاز داشتی
‫یه بیانیه نهایی مرور باشه،

00:12:46.771 --> 00:12:48.021
‫بهتره از یکی دیگه بخوای.

00:12:48.104 --> 00:12:49.562
‫- صبح به خیر.
‫- صبح به خیر.

00:12:49.646 --> 00:12:50.896
‫صبح به خیر.

00:12:51.521 --> 00:12:53.729
‫میلا، عزیزم.

00:12:53.812 --> 00:12:55.854
‫اون عروسک خیلی شکننده‌ست.

00:12:55.937 --> 00:12:57.646
‫- اوه، ببخشید، این...
‫- نگران نباش.

00:12:57.729 --> 00:13:01.104
‫- اگه بدیش به من، میذارمش سر جاش.
‫- لطفاً بشینین.

00:13:01.187 --> 00:13:02.104
‫ممنون.

00:13:02.187 --> 00:13:04.396
‫از خودتون پذیرایی کنین.
‫از همه‌چیز مقداری هست.

00:13:04.479 --> 00:13:06.562
‫چای با شیر، کروسان، شکلات داغ.

00:13:08.396 --> 00:13:09.812
‫نه، نه، نه، لطفاً.

00:13:09.896 --> 00:13:11.729
‫اجازه بده البرتینا. ببخشید.

00:13:11.812 --> 00:13:13.187
‫چیزی نیست.

00:13:19.771 --> 00:13:21.271
‫- خوب خوابیدی؟
‫- آره.

00:13:22.937 --> 00:13:26.437
‫- تو... باهاش حرف زدی؟
‫- آره.

00:13:26.979 --> 00:13:30.187
‫یکم زمان پیچیده‌ایه.

00:13:30.271 --> 00:13:33.146
‫شاید اگه بتونی چند روز صبر کنی...

00:13:35.521 --> 00:13:37.104
‫نمی‌تونی؟ در توانت نیست؟

00:13:37.187 --> 00:13:40.396
‫نه، به همسرم گفتم امروز بر می‌گردیم،
‫پس خیلی مهمه که ما...

00:13:40.479 --> 00:13:42.187
‫نمی‌تونی براش نامه بنویسی؟

00:13:42.271 --> 00:13:44.104
‫بهش بگی یکم بیشتر می‌مونیم.

00:13:44.812 --> 00:13:46.604
‫که بتونیم یکم با همدیگه وقت بگذرونیم.

00:13:48.396 --> 00:13:49.479
‫نمی‌تونم لیدیا.

00:13:49.562 --> 00:13:53.271
‫لیدیا!

00:13:53.937 --> 00:13:57.396
‫- بعداً راجع بهش حرف می‌زنیم. جایی نرو.
‫- اوهوم. نه.

00:14:14.187 --> 00:14:17.937
‫لیدیا، این آقایون مهربون
‫کارت کاری من رو داشتن.

00:14:18.021 --> 00:14:19.562
‫برداشتم اینه که کار توـه؟

00:14:19.646 --> 00:14:20.646
‫اوهوم.

00:14:20.729 --> 00:14:23.146
‫- من پریدم از سیرک لافورت.
‫- سلام.

00:14:23.229 --> 00:14:26.312
‫دیروز یکی از هنرمندهای ما
‫دستگیر شد و کتکش زدن.

00:14:26.396 --> 00:14:28.646
‫- اسمش لورنا گوری‌ـه.
‫- البته.

00:14:28.729 --> 00:14:32.354
‫اما لطفاً راحت باشین.
‫برادرم خیلی خوشحال میشه بهتون کمک کنه.

00:14:34.521 --> 00:14:39.312
‫یکشنبه قبلی، اوایل صبح،
‫میراندا لافورت یه بندبازی بدون تار ایمنی

00:14:39.396 --> 00:14:43.729
‫اجرا کرد و از ارتفاع نه متری افتاد.

00:14:43.812 --> 00:14:45.937
‫اولش به نظر یه تصادف میومد

00:14:46.021 --> 00:14:48.812
‫اما بعد پزشکی قانونی فهمید
‫که روی ران قربانی،

00:14:48.896 --> 00:14:51.354
‫اثرات تزریق مداوم بوده.

00:14:51.437 --> 00:14:53.812
‫و مشخص شد که موکل شما

00:14:53.896 --> 00:14:56.146
‫به طور منظم به قربانی
‫ضد درد تزریق می‌کرد.

00:14:56.229 --> 00:14:58.146
‫بیاین تو.

00:14:58.937 --> 00:15:01.646
‫صبح به خیر عالی‌جناب.
‫بابت تاخیرم عذر می‌خوام.

00:15:02.771 --> 00:15:04.979
‫تایپوگرافی تورین واقعاً رمزآلوده.

00:15:05.062 --> 00:15:07.396
‫با دادستان سلطنتی جدید ملاقات داشتین؟

00:15:07.479 --> 00:15:11.104
‫- جیووانی کنتامسا، مفتخرم.
‫- وکیل مدافع انریکو پوئت. باعث افتخار منه.

00:15:12.896 --> 00:15:16.687
‫و بهم بگین، حضور این بانوی زیبا رو
‫مدیون کی هستیم؟

00:15:17.687 --> 00:15:21.396
‫ایشون دکتر لیدیا پوئت هستن،

00:15:21.479 --> 00:15:25.396
‫دستیار من در مسائل حقوقی و خواهرم.

00:15:26.021 --> 00:15:28.562
‫شنیدین که جناب فورنئو
‫به عنوان دادستان عمومی

00:15:28.646 --> 00:15:30.437
‫دادگاه آسیزس انتخاب شد؟

00:15:30.521 --> 00:15:32.187
‫بله، قطعاً شنیدیم.

00:15:32.271 --> 00:15:34.604
‫به لطف جناب کنتامسا،
‫جاش خالی نمی‌مونه.

00:15:34.687 --> 00:15:35.521
‫اوه.

00:15:35.604 --> 00:15:37.396
‫توی این پرونده به خصوص
‫خیلی دقیق و موشکافانه واقع شد.

00:15:37.979 --> 00:15:39.812
‫وظیفه من بود عالی‌جناب.

00:15:39.896 --> 00:15:41.312
‫دادم واگن‌های سیرک رو بگردن

00:15:41.396 --> 00:15:44.187
‫و از شاهدین بازجویی
‫و بیانه کتبی‌شون رو جمع کنن.

00:15:44.271 --> 00:15:47.854
‫و همون‌طور که احتمالاً
‫قاضی از قبل بهتون گفته،

00:15:47.937 --> 00:15:51.187
‫سرنگ و ویالی که برای تزریق
‫استفاده شد رو پیدا کردم.

00:15:51.271 --> 00:15:54.604
‫و دادم محتوای ویال رو تجزیه و تحلیل کنن

00:15:54.687 --> 00:15:57.437
‫و همون‌طور که از گزارش
‫می‌تونین ببینین،

00:15:58.104 --> 00:16:01.021
‫نتایج اومد و مشخص شد
‫که این ماده آرام‌بخش،

00:16:01.104 --> 00:16:03.104
‫قابلیت بی‌هوش کردن اسب رو داره.

00:16:03.187 --> 00:16:06.521
‫چرا احتمال اشتباه رو خط زدین؟

00:16:08.229 --> 00:16:10.312
‫درست سوال رو درک نمی‌کنم مشاور.

00:16:11.562 --> 00:16:14.854
‫برامون سوال شده که چرا فوراً

00:16:14.937 --> 00:16:19.812
‫به یه قتل از قبل برنامه‌ریزی شده
‫فکر کردین و نه این که تصادفی بوده.

00:16:19.896 --> 00:16:23.021
‫اه، البته، یه اشتباه همیشه
‫جز احتمالاته. حق با شماست.

00:16:23.104 --> 00:16:27.187
‫عجیبه اما این اشتباه
‫توسط خانم لورنا گوری پیش اومده

00:16:27.271 --> 00:16:29.729
‫که همسر آقای روبینو گوری هستن

00:16:29.812 --> 00:16:32.437
‫که این شخص این‌جاست
‫و همون‌طور که می‌تونین ببینین،

00:16:32.521 --> 00:16:37.396
‫توی تمام تبلیغات سیرک همراه مقتوله.

00:16:37.479 --> 00:16:40.604
‫و واضحه که... در حالت‌های شهوت‌انگیز بودن.

00:16:40.687 --> 00:16:44.604
‫پس به نظرتون انگیزه... حسادته؟

00:16:46.146 --> 00:16:50.896
‫خب، همون‌طور که می‌دونیم مشاور،
‫مردم به دو دلیل مرتکب قتل میشن.

00:16:50.979 --> 00:16:54.271
‫اگه برای پول نیست، برای عشقه.

00:16:55.354 --> 00:16:57.937
‫میراندا وقتی شش سالش بود
‫جفت والدینش رو از دست داد

00:16:58.771 --> 00:17:00.271
‫مثل خواهر بود برام.

00:17:00.354 --> 00:17:03.937
‫همسر من بهش بندبازی رو یاد داد.
‫و بهم میگی که من حسودیم شد؟

00:17:04.021 --> 00:17:06.479
‫اوه، متاسفانه دادستان قانع شده

00:17:06.562 --> 00:17:09.437
‫که یه چیز جسمانی‌تری
‫بین همسرت و میراندا بود.

00:17:09.521 --> 00:17:11.146
‫و اون از کجا ممکنه بدونه؟

00:17:11.229 --> 00:17:13.771
‫اون اهل جنوبه.
‫اون‌ ور هرجا رو نگاه کنن حسادته.

00:17:13.854 --> 00:17:15.271
‫حالا، بدون این که بخوایم
‫نتیجه‌گیری کنیم...

00:17:15.354 --> 00:17:18.479
‫مشکل این‌جاست که تو از این سرنگ
‫و ویال خاص استفاده کردی.

00:17:18.562 --> 00:17:21.646
‫آره، قبل برنامه بهش تزریق کردم.
‫خب که چی؟

00:17:21.729 --> 00:17:24.562
‫اون از کمردرد رنج می‌برد.
‫می‌تونین از همسرم بپرسین.

00:17:24.646 --> 00:17:28.104
‫بهتون میگه که خود میراندا اصرار کرد.
‫می‌خواست هر طور که شده اجرا کنه.

00:17:28.187 --> 00:17:31.104
‫کاملاً مطمئنین داروی اشتباهی رو
‫استفاده نکردین؟

00:17:31.187 --> 00:17:32.479
‫چه طور ممکنه اشتباه کنم قربان؟

00:17:33.062 --> 00:17:35.979
‫این ویال یه برچسب قرمز داشت.
‫هر روز از همون استفاده می‌کردم.

00:17:36.854 --> 00:17:39.271
‫- مطمئنی این بهترینیه که دارین؟
‫- ببخشید، چه طور جرعت...

00:17:39.354 --> 00:17:43.437
‫آره، بهترینه. حرفی اینه که ممکنه
‫یه کسی که راجع به این تزریقات می‌دونسته،

00:17:43.521 --> 00:17:47.437
‫به سادگی می‌تونست مسکن رو
‫با آرام‌بخش قوی جابه‌جا کنه.

00:17:48.729 --> 00:17:50.937
‫یه کسی که می‌خواست
‫میراندا رو بکشه؟

00:17:51.479 --> 00:17:52.479
‫چرا؟

00:17:54.437 --> 00:17:56.646
‫نه مشاور.

00:17:56.729 --> 00:17:59.021
‫مسئله این‌جاست که از ما
‫بدشون میاد چون کولی‌ـم.

00:17:59.104 --> 00:18:01.271
‫دادستان خودش رو توی روزنامه خوب نشون داد.

00:18:01.354 --> 00:18:04.021
‫خب، صادقانه امیدوارم
‫که مسئله این نباشه.

00:18:04.104 --> 00:18:07.396
‫و اگه هم باشه، به زانو میوفتن
‫و ازتون عذرخواهی می‌کنن.

00:18:07.479 --> 00:18:08.896
‫قول میدم.

00:18:10.646 --> 00:18:13.687
‫فقط خودمون سه تاـیم و خانم ماریانا.

00:18:14.271 --> 00:18:16.104
‫متاسفانه خبری از برادرم نشنیدم.

00:18:16.187 --> 00:18:19.271
‫- از شنیدنش متاسفم خانم.
‫- خب، اهمیتی نداره.

00:18:20.687 --> 00:18:22.687
‫ببخشید عزیزم.

00:18:22.771 --> 00:18:25.854
‫درست نفهمیدم که برنامه دارین
‫چند وقت پیشمون بمونین.

00:18:25.937 --> 00:18:27.646
‫اوه، ما میریم...

00:18:27.729 --> 00:18:28.937
‫- ما میریم...
‫- اوه، عالیه.

00:18:29.021 --> 00:18:31.812
‫چون دخترم روز جمعه نیک میرسه
‫و به اتاق نیاز داره.

00:18:40.000 --> 00:18:47.000
آوا‌مــووی

00:18:59.687 --> 00:19:01.562
‫بیا تو.

00:19:05.687 --> 00:19:06.937
‫خانم پوئت.

00:19:08.396 --> 00:19:10.229
‫از دیدنتون غافلگیر شدم.

00:19:10.771 --> 00:19:13.521
‫ببخشید، من دنبال دادستان عمومی

00:19:13.604 --> 00:19:15.312
‫دادگاه آسیزس می‌گشتم.

00:19:15.396 --> 00:19:18.646
‫پس باید دو هفته دیگه
‫که رسمی میشه برگردین

00:19:18.729 --> 00:19:21.646
‫چون من فقط این‌جام
‫تا قرارهای ملاقاتش رو هماهنگ کنم.

00:19:26.979 --> 00:19:28.771
‫داری یکم مضطرب میشی؟

00:19:29.479 --> 00:19:30.396
‫می‌تونست بدتر باشه.

00:19:31.271 --> 00:19:35.479
‫آره. در نهایت دلم برای
‫تحقیقات میدانی تنگ میشه.

00:19:36.479 --> 00:19:41.187
‫اما مشکل پوشیدن یه لباس خیلی مسخره‌ست.

00:19:41.271 --> 00:19:42.979
‫آره.

00:19:45.021 --> 00:19:47.146
‫اگه به اولین جلسه دادگاه
‫میومدم باعث خجالتت می‌شد؟

00:19:47.229 --> 00:19:48.479
‫نه.

00:19:48.562 --> 00:19:51.021
‫نه، یعنی... باعث خجالتم نیست.

00:19:51.896 --> 00:19:55.687
‫اما فکر می‌کنم که...
‫اگه نیای بهتره.

00:19:56.312 --> 00:20:01.354
‫برای این که هیچ... شایعه‌ای به پا نشه.

00:20:01.437 --> 00:20:02.479
‫همین.

00:20:03.021 --> 00:20:05.854
‫شاید بهتر باشه که کلید در رو بگیری پس.

00:20:06.562 --> 00:20:08.021
‫به فرمان شما.

00:20:15.271 --> 00:20:16.354
‫دوستت چه طوره؟

00:20:16.437 --> 00:20:19.687
‫چیزی که راجع بهش توی اون سخنرانی گفتی
‫باعث شد بخوام ببینمش.

00:20:19.771 --> 00:20:22.937
‫بهت معرفیش می‌کنم.
‫اون... اون باید چند روز دیگه بمونه.

00:20:23.021 --> 00:20:27.687
‫فقط تا وقتی بتونم چندتا...
‫از مشکلات مالیش رو حل کنم.

00:20:28.354 --> 00:20:30.146
‫- کاری از دست من بر میاد؟
‫- نه.

00:20:32.146 --> 00:20:33.146
‫نه.

00:20:36.687 --> 00:20:38.354
‫این دیروز رسید.

00:20:40.562 --> 00:20:43.271
‫دکتری که عملم کرد فرستادش.

00:20:43.354 --> 00:20:47.479
‫و خیلی نازکه پس مشخصه
‫که کتاب نیست.

00:20:48.271 --> 00:20:50.396
‫با خودم گفتم اگه کتاب
‫نیست پس یه نامه‌ست.

00:20:50.479 --> 00:20:52.729
‫- اما اگه دکتر برات نامه بفرسته...
‫- می‌خوای من بازش کنم؟

00:20:54.771 --> 00:20:57.062
‫لطفاً. آره.

00:21:17.604 --> 00:21:18.937
‫چی نوشته؟

00:21:21.187 --> 00:21:22.521
‫خیلی وخیمه؟

00:21:24.229 --> 00:21:25.062
‫لیدیا.

00:21:25.771 --> 00:21:28.104
‫تو توی تاریخ درمان قرار گرفتی.

00:21:28.771 --> 00:21:31.021
‫ببین.

00:21:34.687 --> 00:21:37.396
‫مغزم رو ببین، هوم؟

00:21:39.437 --> 00:21:42.896
‫«حقیقت اینه که علائم دیگه مشخص نیستن.»

00:21:46.271 --> 00:21:47.479
‫تو زنده‌ای.

00:21:48.062 --> 00:21:49.437
‫حالت خوبه.

00:21:50.021 --> 00:21:51.521
‫از نظر بعضی‌ها خوشتیپی.

00:21:56.187 --> 00:21:58.604
‫بدون تو هیچ‌وقت نمیذاشتم عملم کنن.

00:21:58.687 --> 00:21:59.937
‫هیچ‌وقت.

00:22:02.312 --> 00:22:04.354
‫تو خیلی رمانتیکی.

00:22:04.437 --> 00:22:05.604
‫ورثر جوان من.

00:22:09.396 --> 00:22:11.437
‫[بابت همه‌چیز ممنونم. نمی‌تونستم
‫منتظرت بمونم - گرزیا]

00:22:11.521 --> 00:22:12.854
‫گرزیا امروز صبح رفت.

00:22:12.937 --> 00:22:13.812
‫من خونه نبودم

00:22:13.896 --> 00:22:16.771
‫اما مطمئنم ترسا هر کاری از دستش
‫بر میومد انجام داد تا جلوش رو بگیره.

00:22:16.854 --> 00:22:18.229
‫منظورت چیه که رفت؟ چرا؟

00:22:18.312 --> 00:22:21.562
‫به هرحال، خوبه
‫چون یه بازدیدکننده دیگه داریم.

00:22:21.646 --> 00:22:24.396
‫- نه، نه، نه.
‫- نه، نه، یه بازدیدکننده خوب. خیالت جمع.

00:22:24.479 --> 00:22:26.771
‫یه غافلگیری خاص و محشر.

00:22:26.854 --> 00:22:30.354
‫یه کسی که... هیچ‌وقت خودش رو
‫توی رم نشون نمی‌داد

00:22:30.437 --> 00:22:33.229
‫اما تصمیم گرفت خونه به دیدنمون بیاد.

00:22:39.729 --> 00:22:40.812
‫یاکاپو.

00:22:40.896 --> 00:22:41.937
‫لیدیا.

00:22:43.771 --> 00:22:45.979
‫- خوش برگشتی.
‫- ممنون.

00:22:47.812 --> 00:22:49.854
‫تبریک میگم. هیچ‌وقت برام نامه ننوشتی.

00:22:49.937 --> 00:22:52.062
‫- اوه ولی برای روزنامه‌م می‌نویسم.
‫- اه.

00:22:52.146 --> 00:22:54.021
‫توی تورین، ایل مارتلو ندارین؟

00:22:54.104 --> 00:22:55.729
‫این‌جا اون رو نمی‌خونیم.

00:22:59.104 --> 00:23:01.104
‫تو کانسولو...

00:23:01.187 --> 00:23:03.729
‫کانسولو وگا دل کارمن‌ـی.
‫از آشنایی باهات خوش‌وقتم لیدیا.

00:23:03.812 --> 00:23:05.979
‫اوه، باعث افتخاره.

00:23:06.062 --> 00:23:07.687
‫توی سالن اپرا توی رم
‫با همدیگه آشنا شدیم.

00:23:07.771 --> 00:23:12.187
‫بین تماشاچی‌ها بودم و اون نتونست
‫در مقابل جاذبه‌م مقاومت کنه.

00:23:12.271 --> 00:23:13.479
‫جاذبه تو.

00:23:13.562 --> 00:23:14.812
‫- اون یکی، آره.
‫- حقیقت داره.

00:23:14.896 --> 00:23:17.812
‫این مرد خطرناک باعث شد
‫هر درکی از واقعیت رو از دست بدم.

00:23:19.229 --> 00:23:22.312
‫لا تراویاتا فردا تو رگیو
‫اجرا می‌کنه و اون ویولتا خواهد بود.

00:23:22.396 --> 00:23:24.354
‫برای همین ما بی‌خبر اومدیم.

00:23:24.437 --> 00:23:25.771
‫اصلاً مشکلی نداره.

00:23:26.521 --> 00:23:29.562
‫و کانسلو، جکاپو باید خودش رو
‫خیلی خوش شانس بدونه.

00:23:29.646 --> 00:23:30.687
‫می‌دونم.

00:23:33.187 --> 00:23:36.062
‫من رو ببخشین، تازه برگشتم و باید...

00:23:38.521 --> 00:23:40.521
‫برم به اتاقم. بعداً می‌بینمتون.

00:23:40.604 --> 00:23:42.271
‫امیدوارم برای شام بمونین.

00:23:42.354 --> 00:23:44.521
‫- اوه، آره!
‫- نه، نه، نه.

00:23:46.687 --> 00:23:49.437
‫اما حداقل می‌تونیم عید پاک رو
‫با همدیگه بگذرونیم، درسته؟

00:23:49.521 --> 00:23:51.937
‫ترسا، عید پاک خیلی وقت دیگه‌ست.
‫بعداً بهش فکر می‌کنیم.

00:24:15.479 --> 00:24:17.604
‫مرگش فوری بود.

00:24:17.687 --> 00:24:20.062
‫شکستگی استخوان ‌پس‌سری.

00:24:20.687 --> 00:24:22.604
‫البته همون‌طور که می‌تونین ببینین،

00:24:22.687 --> 00:24:25.479
‫این‌جا کبودی‌هایی وجود داره.

00:24:25.562 --> 00:24:27.812
‫اون‌ها از چندین تزریق میاد.

00:24:28.646 --> 00:24:33.229
‫می‌تونی بهمون بگی که قربانی
‫آرام‌بخش مصرف می‌کرد یا نه؟

00:24:33.312 --> 00:24:34.854
‫خب، گفتنش سخته

00:24:34.937 --> 00:24:37.729
‫اما سرنگی که پیدا کردیم
‫کمی ردش رو داشت.

00:24:37.812 --> 00:24:39.687
‫ببخشید. این چیه؟

00:24:40.479 --> 00:24:42.729
‫این یه زخم به شدت تازه‌ست.

00:24:42.812 --> 00:24:44.354
‫برای ده روز پیشه شاید.

00:24:44.437 --> 00:24:48.021
‫اما خیلی سطحیه.
‫نمی‌تونست باعث سقوط بشه.

00:24:52.562 --> 00:24:53.854
‫چی تو فکرته؟

00:24:54.437 --> 00:24:57.021
‫تا حالا وقتی بچه بودی یه پیمان خونی بستی؟

00:24:57.104 --> 00:24:58.479
‫نه.

00:24:58.562 --> 00:25:02.021
‫خب، قسم می‌خورین که تا ابد دوست
‫باشین و همیشه به همدیگه حقیقت رو بگین.

00:25:02.104 --> 00:25:04.979
‫- من دوست‌های عادی داشتم لیدیا.
‫- نه تو دوستی نداشتی انریکو.

00:25:05.062 --> 00:25:06.187
‫متاسفم.

00:25:06.979 --> 00:25:10.021
‫- گیورگیو دوست من بود.
‫- اون باغبون بود. 55 سالش بود.

00:25:10.104 --> 00:25:11.771
‫لازم نیست دوباره این بحث رو داشته باشیم.

00:25:28.146 --> 00:25:29.187
‫اسمت چیه؟

00:25:30.521 --> 00:25:31.896
‫سوسانا.

00:25:33.437 --> 00:25:35.021
‫متاسفم اما واقعاً نمی‌تونم.

00:25:35.104 --> 00:25:38.604
‫پیش میراندا قسم خوردم که راجع
‫به وسایلش چیزی به کسی نمیگم.

00:25:38.687 --> 00:25:41.146
‫سوسانا، یکی تو زندانه

00:25:41.229 --> 00:25:43.896
‫و وظیفه توـه که بهمون کمک
‫کنی حقیقت رو در بیاریم.

00:25:43.979 --> 00:25:46.146
‫نه، قطعاً ما یه رابطه نامشروع نداشتیم.

00:25:46.229 --> 00:25:48.646
‫نمی‌دونم چرا سوسانا همچین
‫چیزی بهتون گفت.

00:25:48.729 --> 00:25:52.771
‫دادستان قانع شده که این انگیزه همسرتونه.

00:25:54.021 --> 00:25:57.271
‫پس اگه اتفاقی افتاده بود،
‫هر چیزی که به ذهنتون میرسه،

00:25:58.146 --> 00:25:59.812
‫ما نیاز داریم بدونیم.

00:26:03.687 --> 00:26:04.979
‫متوجهین دیگه، درسته؟

00:26:05.937 --> 00:26:08.937
‫می‌دونم یه پیمان چه قدر
‫برای یه دوست اهمیت داره.

00:26:11.312 --> 00:26:13.396
‫ما فقط می‌خوایم این احتمال

00:26:13.479 --> 00:26:18.104
‫که میراندا و روبینو رابطه عاشقانه
‫داشتن رو خط بزنیم.

00:26:21.187 --> 00:26:22.896
‫نمی‌تونیم خطش بزنیم؟

00:26:24.396 --> 00:26:27.312
‫نمی‌دونم، شاید میراندا
‫از خودش در آورده باشه، درسته؟

00:26:27.896 --> 00:26:30.729
‫من بهش اهمیت می‌دادم.
‫واقعاً اهمیت می‌دادم.

00:26:30.812 --> 00:26:34.271
‫اما اون دختری بود که دروغ می‌گفت
‫و کلی راز داشت.

00:26:34.354 --> 00:26:35.687
‫اون عجیب و غریب بود.

00:26:35.771 --> 00:26:36.771
‫چه جوری عجیب و غریب بود؟

00:26:39.646 --> 00:26:41.021
‫هفته قبل وقتی دیدمش،

00:26:41.104 --> 00:26:44.437
‫جلوی اون هتل مجلل بزرگ رگیو نشسته بود.

00:26:44.521 --> 00:26:45.562
‫سعی کردم ازش دوری کنم.

00:26:45.646 --> 00:26:48.687
‫نمی‌خواستم فکر کنه که داشتم
‫دنبالش می‌کردم یا همچین چیزی.

00:26:48.771 --> 00:26:49.979
‫اما عجیب بود.

00:26:50.062 --> 00:26:51.771
‫آره اما چرا؟

00:26:51.854 --> 00:26:55.229
‫خب، چون به نظر می‌رسید
‫که منتظر کسی بود.

00:26:56.521 --> 00:26:58.521
‫راستش رو بگم،
‫به هیچ کدومشون اعتماد ندارم.

00:26:58.604 --> 00:27:00.312
‫اما مسئله اعتماد نیست انریکو.

00:27:00.396 --> 00:27:04.146
‫فقط باید به رگیو بریم
‫و بپرسیم کسی میراندا رو دیده یا نه.

00:27:04.229 --> 00:27:05.229
‫حتی اگه دیده باشنش،

00:27:05.312 --> 00:27:07.312
‫چه ربطی به حسادت لورنا داشت؟

00:27:07.396 --> 00:27:09.562
‫هیچ ربطی بهش نداره
‫اما اگه میراندا رفت اون‌جا

00:27:09.646 --> 00:27:10.896
‫و به رفیق صمیمیش نگفت،

00:27:10.979 --> 00:27:12.812
‫یعنی یه چیزی بود که ازش خجالت می‌کشید

00:27:12.896 --> 00:27:14.854
‫یا می‌تونست اون رو تو دردسر بندازه.

00:27:18.479 --> 00:27:20.854
‫- چه خبر شده؟
‫- برو. من همون جا می‌مونم.

00:27:27.937 --> 00:27:29.354
‫می‌تونم توضیح بدم.

00:27:33.687 --> 00:27:37.729
‫- انگار یه عمر گذشته.
‫- متوجه شدم.

00:27:39.271 --> 00:27:40.271
‫متاسفم لیدیا.

00:27:40.354 --> 00:27:43.021
‫فقط می‌خوام درک کنم که چرا
‫صبر نکردی من برگردم.

00:27:43.104 --> 00:27:45.146
‫- متاسفم، نمی‌تونستم صبر کنم.
‫- چرا نمی‌تونستی؟

00:27:46.812 --> 00:27:48.937
‫بدهی‌ـی نبود. بهت دروغ گفتم.

00:27:50.021 --> 00:27:52.437
‫سعی داشتم از دست شوهرم فرار کنم.

00:27:53.187 --> 00:27:55.187
‫یکی رو پیدا کردم
‫که من رو از مرز کنه

00:27:55.271 --> 00:27:58.396
‫اما وقتی سعی کردم گردنبند رو
‫بهش بدم، قبول نمی‌کرد.

00:28:01.896 --> 00:28:04.812
‫چرا فقط همین رو نگفتی؟ چرا؟

00:28:06.312 --> 00:28:08.021
‫چون شرمم میومد.

00:28:11.021 --> 00:28:12.896
‫گرزیا، لازم نیست احساس شرم کنی.

00:28:13.646 --> 00:28:15.229
‫ها؟ منم.

00:28:17.312 --> 00:28:19.146
‫من ازش بیزارم لیدیا.

00:28:21.979 --> 00:28:24.396
‫اون کنترلم می‌کنه.
‫بهم میگه که چی بپوشم.

00:28:25.396 --> 00:28:27.146
‫نمیذاره کسی رو ببینم.

00:28:29.771 --> 00:28:33.354
‫یه دفعه، بهش گفتم تو رفتارش
‫با میلا خیلی خشن برخورد می‌کنه...

00:28:33.437 --> 00:28:35.646
‫یه جوری کتکم زد نزدیک بود بمیرم.

00:28:37.187 --> 00:28:40.604
‫و بعد یه ماه من رو توی خونه
‫نگه داشت و به همه می‌گفت مریضم.

00:28:43.646 --> 00:28:46.937
‫- نمی‌تونم برگردم خونه پیش اون.
‫- نه. معلومه که نه.

00:28:52.021 --> 00:28:54.021
‫به جدا شدن فکر کردی؟

00:28:54.104 --> 00:28:56.354
‫- همچین چیزی هست؟
‫- آره.

00:28:57.062 --> 00:28:58.812
‫البته جفتتون باید توافق کنین.

00:28:58.896 --> 00:29:02.562
‫- اون با همچین چیزی موافقت نمی‌کنه.
‫- خب، پس می‌بریمش دادگاه.

00:29:07.812 --> 00:29:09.271
‫اشک ریختن بسه.

00:29:09.354 --> 00:29:10.354
‫نه.

00:29:11.229 --> 00:29:12.271
‫گوش کن.

00:29:13.812 --> 00:29:17.771
‫فقط به من فکر کن. خب؟

00:29:18.479 --> 00:29:19.896
‫به ما دو تا.

00:29:20.646 --> 00:29:25.437
‫به زمانی که با همدیگه
‫تو اون خونه افتضاح زندگی می‌کردیم.

00:29:25.521 --> 00:29:27.104
‫ورشکسته کامل.

00:29:28.521 --> 00:29:31.896
‫و به این که چه طور زغال
‫می‌دزدیدیم تا خودمون رو گرم نگه داریم.

00:29:34.104 --> 00:29:36.146
‫ما هنوز این‌جاـیم، مگه نه؟

00:29:40.771 --> 00:29:44.062
‫و به نظرم به یه نوشیدنی قوی نیاز داریم.

00:29:45.437 --> 00:29:47.646
‫نوشیدنی بسیار قوی.

00:29:49.812 --> 00:29:52.271
‫بیا... باهام بیا.

00:29:58.562 --> 00:29:59.854
‫پس...

00:30:01.271 --> 00:30:02.479
‫یکی رو انتخاب کن.

00:30:02.562 --> 00:30:05.854
‫- باید لباسم رو عوض کنم؟
‫- برای نوشیدن تو جایی که داریم میریم آره.

00:30:06.437 --> 00:30:08.687
‫لباس لیدیا پوئت رو می‌پوشم؟

00:30:15.354 --> 00:30:18.687
‫پس پنج دقیقه من رو تنها بذار
‫و بعد میریم بار.

00:30:18.771 --> 00:30:21.396
‫- باعث میشه فکر کنن فاحشه‌ای.
‫- آره، تو فکرم همین بود.

00:30:21.479 --> 00:30:24.271
‫می‌بینی، همه از فاحشه‌ها
‫خوششون میاد، می‌دونی؟

00:30:24.354 --> 00:30:25.979
‫- نه...
‫- آره، قطعاً، واقعاً...

00:30:26.062 --> 00:30:28.521
‫متاسفم اما نمی‌تونی این‌جا بمونی.

00:30:28.604 --> 00:30:31.396
‫- فقط می‌خواستیم در سکوت یه نوشیدنی بخوریم.
‫- نه.

00:30:33.771 --> 00:30:39.479
‫خب، درسته، عه... حداقل می‌تونم بپرسم
‫که این خانم رو دیدین یا نه؟

00:30:42.729 --> 00:30:44.479
‫اون یه سوال پرسید.
‫مشکل چیه؟

00:30:44.562 --> 00:30:46.562
‫- مشکل کار شماست.
‫- اه.

00:30:46.646 --> 00:30:48.479
‫خب، ظاهراً همه هم
‫از فاحشه‌ها خوششون نمیاد.

00:30:48.562 --> 00:30:51.021
‫ببین، دوست من که این‌جاست
‫خواهر رای‌دهنده پوئته.

00:30:51.104 --> 00:30:53.646
‫- اون توی کل روزنامه‌ست.
‫- لیدیا پوئت.

00:30:53.729 --> 00:30:56.354
‫آره و من شاهزاده ویتوریو امانوئل
‫هستم و من تو...

00:30:56.437 --> 00:30:59.271
‫معلومه که اصلاً روزنامه
‫نمی‌خونین. این حقیقت داره.

00:30:59.354 --> 00:31:01.062
‫- حراست!
‫- وای، صبر کن...

00:31:01.146 --> 00:31:02.646
‫- حراست؟
‫- لازم نیست حراست رو خبر کنین.

00:31:02.729 --> 00:31:04.437
‫نمی‌تونم باور کنم! لیدیا پوئت!

00:31:04.521 --> 00:31:07.146
‫به دوستانمون ملحق بشین.
‫با بقیه‌شون توی باریم.

00:31:07.229 --> 00:31:10.354
‫- اون‌ها با منن، ممنون.
‫- باعث افتخار بود عالی‌جناب.

00:31:10.437 --> 00:31:11.854
‫اگه مشکلی نیست...

00:31:11.937 --> 00:31:15.396
‫آقایون، همون‌طور که تقدیر خواسته،
‫ببینین کی رو پیدا کردم... لیدیا پوئت!

00:31:15.479 --> 00:31:17.437
‫اه.

00:31:18.646 --> 00:31:20.687
‫- جالبه.
‫- سلام.

00:31:21.604 --> 00:31:23.271
‫ممنون.

00:31:27.479 --> 00:31:28.729
‫فاحشه. فاحشه. فاحشه.

00:31:29.312 --> 00:31:31.562
‫به نظر جکاپو و دادستان این‌جان.

00:31:31.646 --> 00:31:34.312
‫- اه. برات یه نوشیدنی میارم.
‫- ممنون.

00:31:40.021 --> 00:31:41.021
‫جکاپو.

00:31:41.104 --> 00:31:42.021
‫لیدیا.

00:31:42.604 --> 00:31:44.479
‫- دادستان.
‫- خانم پوئت.

00:31:45.604 --> 00:31:47.729
‫آقایون و خانم‌ها، لطفاً ساکت باشین!

00:31:47.812 --> 00:31:50.771
‫- ساکت. ساکت.
‫- آقایون، بیاین یه بازی کنیم.

00:31:50.854 --> 00:31:52.687
‫یه بازی نوشیدن باحال.

00:31:56.104 --> 00:31:58.354
‫- جکاپو، قوانین رو توضیح بده لطفاً.
‫- اه، آره، آره، آره.

00:31:58.437 --> 00:32:00.562
‫عه... اگه چیزی رو یادم رفت بهم کمک کنین.

00:32:00.646 --> 00:32:02.396
‫قوانین ساده اینه که...

00:32:02.479 --> 00:32:05.771
‫کسی که نوبتش میشه
‫باید یه چیزی از خودش رو بگه

00:32:05.854 --> 00:32:07.896
‫که تا حالا تجربه نکرده، درسته؟

00:32:07.979 --> 00:32:10.146
‫- به همه اتاق.
‫- به همه اتاق، آره، با صدای بلند.

00:32:10.229 --> 00:32:14.771
‫و اگه بقیه بازیکن‌ها تجربه‌ش کردن،

00:32:14.854 --> 00:32:17.354
‫باید یه لیوان کنیاک بخورن!

00:32:20.937 --> 00:32:22.396
‫می‌تونیم دروغ بگیم؟

00:32:23.146 --> 00:32:26.187
‫خب، این هدف بازی نیست اما...
‫ما کی باشیم که قضاوت کنیم، ها؟

00:32:27.437 --> 00:32:28.437
‫نوبت منه!

00:32:29.396 --> 00:32:31.062
‫- لیوان. خیلی خب.
‫- ممنون.

00:32:31.771 --> 00:32:33.937
‫خب، من هیچ‌وقت...

00:32:34.854 --> 00:32:37.437
‫عاشق نشدم.

00:32:38.729 --> 00:32:41.104
‫کانسلو... این جوری بهم میگیش؟

00:32:41.187 --> 00:32:43.562
‫من با توـم فقط چون خوشتیپی عشقم.

00:32:49.354 --> 00:32:53.812
‫عه... خانم، شما متاهلی
‫اما الکل نمی‌نوشی، ها؟

00:32:53.896 --> 00:32:55.521
‫شوهر بیچاره‌ت.

00:32:56.812 --> 00:32:59.104
‫هیچ‌وقت زنی ندیدم که دلیل ازدواجش رو
‫عشق بیان کرده باشه.

00:32:59.187 --> 00:33:01.437
‫خواهرم! خواهرم.

00:33:01.521 --> 00:33:04.354
‫که راستی خیلی شخصیت فوق‌العاده‌ای هم داره.

00:33:04.437 --> 00:33:05.937
‫نوبت توـه گرزیا.

00:33:06.021 --> 00:33:07.021
‫نوبت من؟

00:33:09.437 --> 00:33:10.854
‫من هیچ‌وقت...

00:33:12.729 --> 00:33:13.729
‫تا حالا مجبور نشدم که کرستی

00:33:13.812 --> 00:33:16.937
‫به تنگی کرستی که امشب
‫لیدیا من رو داخلش چپوند، بپوشم.

00:33:19.396 --> 00:33:21.646
‫شرمی نداری؟
‫فقط می‌خوای مست بشی؟

00:33:21.729 --> 00:33:25.187
‫چی راجع به کارهایی
‫که تو پاریس کردم می‌دونی عشق عزیزم؟

00:33:25.271 --> 00:33:27.729
‫- نوبت منه.
‫- آره، ادامه بده.

00:33:31.521 --> 00:33:32.687
‫خب، پس...

00:33:34.021 --> 00:33:35.604
‫من هیچ‌وقت...

00:33:39.146 --> 00:33:42.187
‫افتخار دیدن یه هنرمند بندبازی رو نداشتم.

00:33:47.562 --> 00:33:50.979
‫اما من داشتم.
‫درواقع بیشتر از یکی.

00:33:51.062 --> 00:33:53.521
‫آقای کلورت یه مدیر سیرک فرانسوی عالیه.

00:33:54.104 --> 00:33:57.354
‫بعد از این لیوان، قطعاً نمی‌تونم
‫روی پاهام دیگه وایسم.

00:33:59.937 --> 00:34:03.021
‫- به سلامتی مدیر!
‫- میشه خصوصی باهاتون صحبت کنم؟

00:34:03.729 --> 00:34:05.771
‫آره، با افتخار، آره.

00:34:09.187 --> 00:34:11.146
‫می‌خواست به شرکتم ملحق بشه.

00:34:13.104 --> 00:34:15.729
‫سیرک خانوادگیش براش کافی نبود.

00:34:15.812 --> 00:34:21.271
‫اون... تماشاچی‌های بیشتر
‫و سفر دور دنیا و...

00:34:21.354 --> 00:34:23.271
‫...معروف شدن می‌خواست.

00:34:23.354 --> 00:34:26.812
‫برای همین قول دادم که بیام
‫و نمایش یکشنبه‌ش رو ببینم.

00:34:28.146 --> 00:34:30.521
‫همونی که توش اون تصادف پیش اومد.

00:34:30.604 --> 00:34:32.604
‫آره. همون.

00:34:33.396 --> 00:34:35.187
‫اما من نتونستم برسم.

00:34:36.021 --> 00:34:38.896
‫از طریق روزنامه راجع
‫به تصادف فهمیدم.

00:34:41.812 --> 00:34:43.437
‫متاسفم خانم.

00:34:43.521 --> 00:34:45.812
‫متاسفانه این تمام کمکیه که می‌تونم بکنم.

00:34:45.896 --> 00:34:48.479
‫مشکلی نیست.
‫همین الانش هم خیلی کمک کردین.

00:34:48.562 --> 00:34:50.396
‫- مرسی.
‫- خواهش می‌کنم.

00:34:58.000 --> 00:35:05.000
آ و ا‌ مـ ـو و ی

00:35:12.187 --> 00:35:13.437
‫خانم پوئت.

00:35:15.854 --> 00:35:17.229
‫از این‌جا دیدنتون خوشحالم شدم.

00:35:17.312 --> 00:35:18.479
‫من هم همین‌طور.

00:35:19.229 --> 00:35:21.104
‫و براتون یه غافلگیری دارم.

00:35:22.604 --> 00:35:25.896
‫داشتم فکر می‌کردم که اگه
‫توی تورین با همدیگه دیده شدن مشکل داره،

00:35:26.604 --> 00:35:27.437
‫و این...

00:35:27.521 --> 00:35:28.354
‫اوهوم.

00:35:28.896 --> 00:35:30.604
‫...می‌تونیم بریم یه جای دیگه.

00:35:35.021 --> 00:35:36.646
‫[ایستگاه مرکزی تورین - وین]

00:35:37.521 --> 00:35:38.562
‫وین.

00:35:38.646 --> 00:35:40.354
‫امروز صبح گرفتمشون، آره.

00:35:40.437 --> 00:35:44.021
‫تصورش کن، پنج روز، من و تو

00:35:44.104 --> 00:35:45.896
‫توی یه جایی که کسی نمی‌دونه.

00:35:45.979 --> 00:35:47.479
‫اوه...

00:35:49.646 --> 00:35:51.021
‫نظرت چیه؟

00:35:53.187 --> 00:35:54.937
‫این عالی به نظر میرسه.

00:35:55.021 --> 00:35:56.729
‫خیلی خب.

00:35:58.854 --> 00:36:03.062
‫فقط بهم به اندازه کافی وقت بده
‫که مسئله گرزیا رو حل کنم.

00:36:04.271 --> 00:36:05.312
‫باشه.

00:36:05.396 --> 00:36:07.229
‫پول کمک بهش رو پیدا کردی؟

00:36:07.312 --> 00:36:08.437
‫نه.

00:36:08.521 --> 00:36:12.479
‫خوشبختانه این شد، چون به این پول
‫برای فرار از شوهرش...

00:36:12.562 --> 00:36:15.271
‫برای همیشه ناپدید شدن
‫می‌خواست استفاده کنه.

00:36:15.354 --> 00:36:18.312
‫دارم جدایی قانونی رو پیشنهاد میدم
‫تا ببینم کمکی می‌کنه یا نه.

00:36:20.937 --> 00:36:22.396
‫باهاش چی کار کرد؟

00:36:24.479 --> 00:36:25.687
‫کتکش زد.

00:36:26.812 --> 00:36:27.812
‫و...

00:36:29.104 --> 00:36:32.729
‫بهم گفت که یه دفعه نزدیک بود بکشتش.

00:36:36.937 --> 00:36:40.104
‫مشکل اینه که توی دادگاه
‫حرف‌های اون کافی نیست.

00:36:43.312 --> 00:36:44.604
‫می‌دونم.

00:36:45.396 --> 00:36:47.604
‫مراقب باش، مراقب باش.

00:36:47.687 --> 00:36:49.854
‫خیلی... خیلی متاسفم.

00:36:49.937 --> 00:36:51.646
‫خوبه، همینه.

00:36:51.729 --> 00:36:55.979
‫آفرین، آفرین. همینه.

00:36:58.104 --> 00:37:00.229
‫بهت که گفتم این روزها توانش رو ندارم.

00:37:00.312 --> 00:37:05.271
‫- آره، می‌تونم ببینم.
‫- اوه...

00:37:07.146 --> 00:37:08.562
‫خیلی متاسفم.

00:37:09.562 --> 00:37:12.187
‫- نگران نباش.
‫- نه، واقعاً، متاسفم.

00:37:15.521 --> 00:37:17.687
‫نزدیک بود یه کار وحشتناک بکنم.

00:37:20.187 --> 00:37:22.729
‫و فرار یه کار از روی ناچاریه.

00:37:25.229 --> 00:37:27.271
‫نمی‌تونم کل زندگیم رو فرار کنم.

00:37:28.979 --> 00:37:31.021
‫برای میلا انصاف نیست.

00:37:33.604 --> 00:37:34.979
‫برای خودم هم همین‌طور.

00:37:53.937 --> 00:37:55.396
‫بیا از این‌جا بریم.

00:37:58.896 --> 00:37:59.937
‫حتماً.

00:38:02.937 --> 00:38:04.229
‫اون پرها!

00:38:09.312 --> 00:38:10.604
‫«ماده 150.»

00:38:10.687 --> 00:38:15.104
‫«در صورت اتفاق افتادن تجاوز، سوءاستفاده، تهدید

00:38:16.854 --> 00:38:19.229
‫و توهین‌های جدی، درخواست جدایی
‫می‌تونه داده بشه.»

00:38:21.562 --> 00:38:23.062
‫بذارین واضح بگم.

00:38:23.146 --> 00:38:26.146
‫خشونت خانگی توی سیستم قانونی ما
‫یه جرم نیست

00:38:26.229 --> 00:38:30.937
‫و به شدت شک دارم که دادگاه
‫به حرف خالی اتکا کنه.

00:38:31.687 --> 00:38:35.104
‫به نظر من، بهتره که ماده 158 رو دنبال کنیم.

00:38:35.187 --> 00:38:36.812
‫«جدایی توافقی.»

00:38:36.896 --> 00:38:39.104
‫- آره.
‫- دخترم با من می‌مونه؟

00:38:39.187 --> 00:38:42.396
‫عه... اگه همسرتون موافقت کنه آره.

00:38:42.479 --> 00:38:43.604
‫همچین کاری نمی‌کنه.

00:38:44.354 --> 00:38:49.062
‫و اگه ممکنه توی این بازه زمانی،
‫سعی کنین ارتباط خوبی داشته باشین.

00:38:49.146 --> 00:38:50.771
‫سعی می‌کنیم باهاش حرف بزنیم.

00:38:50.854 --> 00:38:53.271
‫کاری می‌کنیم متوجه بشه
‫که به نفع خودشه که بیخیال بشه

00:38:53.354 --> 00:38:55.479
‫چون ما تو موقعیتی هستیم
‫که می‌تونیم پاش رو به دادگاه بکشونیم.

00:38:56.062 --> 00:38:59.104
‫- اما من نمی‌خوام برگردم اون‌جا.
‫- در واقع، تو این‌جا می‌مونی.

00:39:00.437 --> 00:39:01.979
‫تا هر موقع که بخوای.

00:39:02.521 --> 00:39:03.937
‫درسته؟

00:39:04.021 --> 00:39:05.354
‫قطعاً.

00:39:05.437 --> 00:39:08.021
‫نمی‌دونم چه طور ازتون تشکر کنم.
‫شما به من خیلی محبت داشتین.

00:39:09.146 --> 00:39:09.979
‫جدی میگم.

00:39:10.562 --> 00:39:11.604
‫ممنونم.

00:39:12.854 --> 00:39:15.937
‫الان میرم ببینم که میلا پایه‌ی
‫بیشتر شیطنت کردن هست یا نه.

00:39:25.604 --> 00:39:26.937
‫بیا بریم.

00:39:27.021 --> 00:39:28.937
‫- ژاکتت رو بپوش.
‫- چرا؟

00:39:29.021 --> 00:39:31.646
‫میراندا می‌خواست که از دست
‫خانواده‌ش فرار کنه.

00:39:32.312 --> 00:39:34.979
‫اون می‌خواست که به سیرک کلوارت ملحق بشه.

00:39:35.062 --> 00:39:38.771
‫برای همین می‌خواست اون شب
‫به هر قیمتی شده اجرا کنه.

00:39:39.979 --> 00:39:43.146
‫چون تنها فرصتی بود که برای
‫قانع کردنش داشت.

00:39:43.229 --> 00:39:45.229
‫و شاید یکی می‌خواست جلوش رو بگیره.

00:39:46.021 --> 00:39:47.562
‫می‌دونی اون ممکنه کی باشه؟

00:39:49.437 --> 00:39:51.812
‫فقط پرید به ذهنم میرسه.

00:39:51.896 --> 00:39:55.021
‫اون پدربزرگ میرانداـه.
‫عمراً اجازه می‌داد اون بره.

00:39:55.104 --> 00:39:56.021
‫البته.

00:39:56.104 --> 00:39:57.729
‫امکان نداره اون ویال‌ها رو عوض کرده باشه.

00:39:57.812 --> 00:39:58.812
‫نه، قطعاً.

00:39:58.896 --> 00:40:01.562
‫ولی باز... خب، چرا نه؟ جور در میاد.

00:40:01.646 --> 00:40:03.354
‫چون جور در نمیاد انریکو.

00:40:03.437 --> 00:40:06.521
‫اگه پرید می‌دونست که نوه‌ش
‫یه آرامبخش مصرف کرده،

00:40:06.604 --> 00:40:09.812
‫هیچ‌وقت اجازه نمی‌داد تو اون حالت
‫روی اون بند بره. نه!

00:40:10.937 --> 00:40:12.187
‫- نه.
‫- نه، دقیقاً.

00:40:12.854 --> 00:40:15.687
‫اگه می‌خواست، می‌تونست
‫نمایش میراندا رو لغو کنه.

00:40:15.771 --> 00:40:17.062
‫لازم نبود خرابش کنه.

00:40:17.146 --> 00:40:20.062
‫نه، باید یکی می‌بود که قدرت کمتری،

00:40:20.146 --> 00:40:23.521
‫اجازه کمتری می‌داشت و نمی‌تونست
‫فکر این که بدون اون زندگی کنه رو تحمل کنه.

00:40:24.812 --> 00:40:27.062
‫یکی بود که می‌دونست

00:40:27.146 --> 00:40:29.771
‫اما نمی‌تونست به کسی چیزی بگه.

00:40:30.479 --> 00:40:33.271
‫چون یه پیمان خونی بسته بودن.

00:40:33.354 --> 00:40:35.146
‫سوسانا!

00:40:38.979 --> 00:40:40.312
‫سوسانا!

00:40:50.104 --> 00:40:51.396
‫انریکو!

00:41:19.896 --> 00:41:21.771
‫- سوسانا!
‫- دور شو!

00:41:22.854 --> 00:41:25.104
‫- سوسانا، بیا پایین.
‫- اگه بیای بالا می‌پرم.

00:41:25.187 --> 00:41:27.021
‫- این‌جا می‌مونم.
‫- می‌پرم!

00:41:27.104 --> 00:41:28.479
‫همین پایین می‌مونم.

00:41:29.229 --> 00:41:30.937
‫- سوسانا!
‫- وایسا، وایسا، وایسا...

00:41:31.021 --> 00:41:34.646
‫- می‌پرم. برام مهم نیست!
‫- هیچکس نمیاد! هیچکس نمیاد.

00:41:35.812 --> 00:41:40.687
‫سوسانا، می‌دونم...
‫که نمی‌خواستی میراندا رو بکشی.

00:41:40.771 --> 00:41:42.021
‫تو هیچی نمی‌دونی!

00:41:42.104 --> 00:41:43.437
‫بهم اعتماد کن، می‌دونم.

00:41:45.729 --> 00:41:48.021
‫می‌دونم داری چی می‌گذرونی.

00:41:48.104 --> 00:41:50.104
‫من هم با دوستم یه پیمان خونی بستم.

00:41:52.271 --> 00:41:54.062
‫که رازی بینمون نباشه، درسته؟

00:41:56.021 --> 00:42:00.104
‫و بعد حامله شد، ازدواج کرد

00:42:00.187 --> 00:42:03.437
‫و تا به امروز، هنوز از افکاری
‫که داشتم پشیمونم.

00:42:04.062 --> 00:42:07.604
‫چون من نمی‌خواستم که ازدواج کنه.
‫من نمی‌خواستم که یه مادر بشه.

00:42:07.687 --> 00:42:09.896
‫اون طوری، من تنها نمی‌موندم.

00:42:12.062 --> 00:42:15.437
‫تو نمی‌دونستی که میراندا می‌خواد
‫بدون یه تار ایمنی اجرا کنه.

00:42:17.021 --> 00:42:19.437
‫تو فقط نمی‌خواستی که کلورت اون رو ببینه.

00:42:21.604 --> 00:42:24.646
‫چون می‌ترسیدی از دستش بدی، درسته؟

00:42:41.187 --> 00:42:43.937
‫اکثر مواقع آدم‌ها از روی نفرت
‫مرتکب قتل میشن

00:42:44.021 --> 00:42:47.021
‫اما تو مورد هنرمند بندبازی جوون
‫میراندا لافورت،

00:42:47.104 --> 00:42:49.104
‫فقط یه حقیقت وجود داره.

00:42:49.187 --> 00:42:51.062
‫هیچکس نمی‌خواست بکشتش.

00:42:51.146 --> 00:42:53.562
‫یه اشتباه پیش اومد، آره.

00:42:55.812 --> 00:42:57.354
‫اما در ریشه اون اشتباه،

00:42:57.437 --> 00:43:00.562
‫شریف‌ترین حس انسانی ممکن بود.

00:43:01.521 --> 00:43:02.687
‫حس دوستی.

00:43:08.896 --> 00:43:10.896
‫و دوستی حقیقی تا ابد باقی می‌مونه.

00:43:13.729 --> 00:43:16.062
‫اما گاهی اوقات، دوستی انقدر شدید میشه

00:43:16.146 --> 00:43:17.854
‫که تبدیل به چیزی خطرناک میشه

00:43:17.937 --> 00:43:19.521
‫و ترس از دست دادن یه دوست

00:43:19.604 --> 00:43:22.646
‫می‌تونه باعث بشه
‫خوب‌ترین و احساسی‌ترین آدم هم

00:43:22.729 --> 00:43:25.187
‫خودخواهی‌های وحشتناکی
‫از خودش نشون بده.

00:43:25.812 --> 00:43:28.854
‫سوسانا گارن نمی‌خواست بکشتش.

00:43:28.937 --> 00:43:30.437
‫خلافش بود،

00:43:30.521 --> 00:43:33.562
‫اون می‌خواست که دوستش
‫تا ابد باهاش زندگی کنه.

00:43:38.604 --> 00:43:41.937
‫هدفش این بود. نه مرگ.

00:43:50.271 --> 00:43:51.687
‫و به خاطر همین،

00:43:53.354 --> 00:43:55.062
‫حکم قتل عمدی

00:43:55.146 --> 00:43:59.604
‫غیرقابل بخششه و این حقیقت روش تاثیری نداره.

00:44:05.604 --> 00:44:08.896
‫گذروندن عید پاک با خانواده‌م یکم...

00:44:09.729 --> 00:44:11.187
‫بیش از حد نیست؟

00:44:12.104 --> 00:44:14.104
‫چرا فقط خودمون دوتا نباشیم؟

00:44:14.771 --> 00:44:19.729
‫می‌تونیم ترتیب بدیم برامون
‫گوسفند رست‌شده و شامپاین بیارن...

00:44:20.354 --> 00:44:21.437
‫عشقم،

00:44:22.646 --> 00:44:25.604
‫اگه لیدیا مشکلی داره،
‫می‌تونی راحت بهم بگی.

00:44:27.562 --> 00:44:30.312
‫فکر می‌کنی...
‫هنوز حرارت عشق توش شعله‌وره؟

00:44:30.396 --> 00:44:34.562
‫نه، «شعله عشق» اغراقه..

00:44:36.854 --> 00:44:38.646
‫تو انتخاب می‌کنی جکاپو.

00:44:39.437 --> 00:44:42.104
‫نمی‌خوام به خاطر من عذاب بکشه.

00:44:42.187 --> 00:44:44.146
‫اما شش ماه شده.

00:44:44.229 --> 00:44:47.979
‫شاید وقتش باشه که می‌دونی...
‫کنار بیاین و بگذرین، درسته؟

00:44:49.479 --> 00:44:52.104
‫بیخیال، نخند. می‌دونم حرف‌هام
‫خنده‌دار به نظر میرسه.

00:44:52.187 --> 00:44:53.771
‫- نه! نه، نه، نه.
‫- چیه؟

00:44:53.854 --> 00:44:56.771
‫عشقم، حرفت خنده‌دار نیست، قدیمیه.

00:44:56.854 --> 00:44:59.187
‫حرف‌هات شیکن.

00:44:59.271 --> 00:45:02.354
‫عشقم، خالصانه شاعرانه‌ست.

00:45:03.187 --> 00:45:04.437
‫آره.

00:45:04.521 --> 00:45:05.729
‫بیا این‌جا.

00:45:05.812 --> 00:45:09.687
‫بیا این‌جا بشین.

00:45:20.354 --> 00:45:21.396
‫اون خیلی باهوشه.

00:45:22.146 --> 00:45:23.854
‫و خیلی خیلی مهربون.

00:45:23.937 --> 00:45:25.146
‫- و زیبا.
‫- آره.

00:45:27.812 --> 00:45:29.562
‫اما هنوز من رو به خوبی نمی‌شناسه.

00:45:30.729 --> 00:45:33.979
‫دیر یا زود، متوجه میشه
‫که اشتباه کرده. درسته؟

00:45:34.062 --> 00:45:35.271
‫- آره متاسفانه.
‫- آره.

00:45:35.354 --> 00:45:36.479
‫- آره.
‫- آره.

00:45:38.687 --> 00:45:42.521
‫و داستان تو و دادستانت چی؟

00:45:42.604 --> 00:45:45.771
‫کدوم دادستان؟

00:45:50.354 --> 00:45:51.687
‫خوبه.

00:45:52.604 --> 00:45:53.771
‫خیلی خوشحالم.

00:45:54.562 --> 00:45:55.604
‫عالیه.

00:45:57.437 --> 00:45:58.437
‫من هم همین‌طور.

00:45:58.521 --> 00:45:59.521
‫خوبه.

00:46:11.896 --> 00:46:14.854
‫فرشته‌های توی بهشت هم در برابر
‫هارمونی طبیعی صدات عددی نیستن.

00:46:14.937 --> 00:46:15.812
‫ممنون.

00:46:15.896 --> 00:46:18.062
‫- نوش!
‫- تبریک میگم.

00:46:19.354 --> 00:46:21.979
‫جکاپو بهم گفت که دخترتون هم
‫از موسیقی خوشش میاد.

00:46:22.062 --> 00:46:23.562
‫- اوه آره.
‫- دوست دارم یه روزی ببینمش.

00:46:23.646 --> 00:46:25.937
‫متاسفانه گذاشت و رفت.

00:46:26.021 --> 00:46:28.312
‫الان به اکول سوپریور تو پاریس میره.

00:46:28.396 --> 00:46:31.479
‫اوه، چه عالی!
‫پاریس توی بهار خیلی معرکه‌ست.

00:46:31.562 --> 00:46:34.604
‫شاید اما می‌تونست یه هفته
‫برای خانواده‌ش وقت جور کنه.

00:46:34.687 --> 00:46:37.729
‫می‌دونم جوون‌ها اهمیت زیادی
‫به رسم و رسوم نمیدن اما...

00:46:37.812 --> 00:46:42.854
‫عید پاک یه معنی عرفانی داره...
‫یه معنی خیلی عمیق.

00:46:42.937 --> 00:46:45.354
‫اون به چند زبان صحبت می‌کنه.
‫اسپانیایی، فرانسوی، یعنی اون...

00:46:45.437 --> 00:46:46.812
‫ببخشید!

00:46:46.896 --> 00:46:48.979
‫- بله؟
‫- یکی دنبال شما می‌گرده.

00:46:49.062 --> 00:46:52.396
‫راستش رو بگم، این خیلی نامناسبه.
‫تازه سر میز نشستیم.

00:46:52.479 --> 00:46:53.562
‫حق با شماست خانم.

00:46:53.646 --> 00:46:55.771
‫- درواقع، از همگی معذرت می‌خوام.
‫- بابایی!

00:46:55.854 --> 00:46:57.479
‫سلام شاهدخت.

00:46:57.562 --> 00:46:59.187
‫می‌دونی چه قدر دلم
‫برات تنگ شده عزیزم؟

00:47:00.146 --> 00:47:04.229
‫اگه این موضوعی ضروری نبود،
‫انقدر نامناسب برخورد نمی‌کردم.

00:47:06.646 --> 00:47:07.979
‫لطفاً کاپیتان،

00:47:08.062 --> 00:47:10.312
‫اگه دوست دارین
‫به ناهار حقیرانه ما ملحق بشین.

00:47:10.396 --> 00:47:12.187
‫نه، زحمت نکشین قربان.

00:47:12.271 --> 00:47:15.771
‫اگه میشه، می‌خوام یه دقیقه
‫با همسرم تو تنهایی صحبت کنم.

00:47:15.854 --> 00:47:17.479
‫نه، اگه چیزی برای گفتن
‫داری، بگو...

00:47:17.562 --> 00:47:19.396
‫نه لیدیا. چیزی نیست.

00:47:20.562 --> 00:47:23.021
‫عزیزم، برو پیش جاکپو بشین.

00:47:23.937 --> 00:47:24.937
‫بیا بریم.

00:47:38.937 --> 00:47:41.646
‫پدرت با یونیفرم کامل خیلی خوشتیپه.

00:47:44.271 --> 00:47:47.562
‫می‌دونی قبل ناهار کی باهام تماس گرفت
‫تا برام آرزوی یه عید پاک شاد بکنه لیدیا؟

00:47:48.854 --> 00:47:50.562
‫زنردلی.

00:47:51.396 --> 00:47:55.812
‫عیب‌جوها اون رو به عنوان
‫یه ساده‌لوح مبتذل نشون میدن

00:47:55.896 --> 00:47:58.104
‫اما اون درواقع آدم خوبیه.

00:47:59.979 --> 00:48:02.562
‫هنوز نظر واضحی راجع به قانونمون نداده

00:48:02.646 --> 00:48:04.812
‫اما قول داد وقتی وزیر بشه،

00:48:04.896 --> 00:48:07.521
‫بهم یه موقعیت مهم پیشنهاد بده.

00:48:07.604 --> 00:48:09.312
‫اون همین الانش هم دپرتیس رو خاک کرد.

00:48:13.646 --> 00:48:14.521
‫گرزیا!

00:48:14.604 --> 00:48:17.229
‫نه، بمون عزیزم.
‫همین‌جا بمون. بر می‌گردم.

00:48:31.229 --> 00:48:33.312
‫همین الان سعی کرد من رو بکشه.

00:48:34.000 --> 00:48:54.000
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]