﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:00:06.000
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]

00:00:06.006 --> 00:00:07.165
‫آنچه گذشت...

00:00:07.170 --> 00:00:08.665
‫خواهرم زویی‬

00:00:08.670 --> 00:00:10.165
‫۱۴ سال پیش غیبش زد.‬

00:00:10.170 --> 00:00:12.269
‫یه شب رفت به یه مهمونی،‬
‫و دیگه هیچ‌وقت برنگشت خونه.‬

00:00:12.274 --> 00:00:13.975
‫تو معاونِ کلانتری.‬
‫می‌تونی جواب‌ها رو پیدا کنی.‬

00:00:13.980 --> 00:00:16.505
‫آقایِ بارلو، شما به جرمِ نقضِ‬

00:00:16.510 --> 00:00:17.975
‫قوانینِ درآمدهایِ داخلیِ‬
‫ایالاتِ متحده بازداشت هستید.‬

00:00:17.980 --> 00:00:19.315
‫تو باد کاشتی، کلانتر.‬

00:00:19.320 --> 00:00:21.700
‫حالا طوفان درو می‌کنی.‬

00:00:22.520 --> 00:00:23.785
‫میکی، اونا به تراویس شلیک کردن.‬

00:00:23.790 --> 00:00:25.445
‫من به یه نفر شلیک کردم.‬

00:00:25.450 --> 00:00:26.685
‫فشار خیلی زیاده.‬

00:00:26.690 --> 00:00:27.715
‫قلبش نمی‌زنه.‬
‫داره می‌میره.‬

00:00:27.720 --> 00:00:28.985
‫به نورا بگو عاشقشم.

00:00:28.990 --> 00:00:30.855
‫بون، حق نداری‬
‫خداحافظی کنی.‬

00:00:30.860 --> 00:00:32.225
‫پوششم بده.‬

00:00:32.230 --> 00:00:33.155
‫به همه خبر بده.‬

00:00:33.160 --> 00:00:34.355
‫به اداره کلانتری اجواتر حمله شده.‬

00:00:34.360 --> 00:00:36.620
‫من الان حاضرم واسه‌ت بجنگم.‬

00:00:46.030 --> 00:00:50.527
‫ساختمان دادگاه شهرستان اجواتر
‫چهار صبح

00:01:04.590 --> 00:01:05.885
‫گوشه‌ی جنوب غربی.‬

00:01:05.890 --> 00:01:07.018
‫دریافت شد.‬

00:01:38.679 --> 00:01:41.216
‫دوربین شماره پنج
‫سرسرا

00:02:05.719 --> 00:02:07.456
‫درِ تقویت شده

00:02:12.800 --> 00:02:16.543
‫نه، نه، نه، نه.‬
‫نه، نه، نه، نه، نه.‬

00:02:17.636 --> 00:02:19.436
‫دوربین شماره پنج
‫سرسرا

00:02:20.740 --> 00:02:21.670
‫صبح به‌خیر.‬

00:02:24.710 --> 00:02:26.535
‫فکر کنم شغلم رو اشتباه انتخاب کردم.‬

00:02:26.540 --> 00:02:29.730
‫- باید می‌رفتم دنبال پزشکی.‬
‫- هممم.‬

00:02:31.450 --> 00:02:33.845
‫این اون تأیید جانانه‌ای‬

00:02:33.850 --> 00:02:35.345
‫- که دنبالش بودم نبود.‬
‫- من...‬

00:02:35.350 --> 00:02:37.485
‫داشتم به اون شبی فکر می‌کردم‬
‫که از بیمارستان مرخص شدم،‬

00:02:37.490 --> 00:02:39.555
‫و تو از چسب اشتباهی استفاده کردی‬

00:02:39.560 --> 00:02:41.415
‫و یه تیکه از پوستِ‬
‫روی سینه‌م رو کندی.‬

00:02:41.420 --> 00:02:43.025
‫ممکن بود برای هر کسی پیش بیاد.‬

00:02:43.030 --> 00:02:44.070
‫اونم دو بار؟‬

00:02:49.800 --> 00:02:51.330
‫راستش میک،‬

00:02:51.335 --> 00:02:53.950
‫با دیدن عملکردت‬
‫توی اون محاصره...‬

00:02:54.400 --> 00:02:56.365
‫هیچ‌وقت کسی رو ندیدم که‬

00:02:56.370 --> 00:02:59.340
‫این‌قدر واضح‬ کاری که براش
‫ ساخته شده رو پیدا کرده باشه.‬

00:03:00.710 --> 00:03:02.845
‫بدون آدم‌هام‬
‫نمی‌تونستم از پسش بربیام.‬

00:03:02.850 --> 00:03:03.982
‫شک ندارم.‬

00:03:04.380 --> 00:03:06.045
‫ولی فردا که داری به‬
‫بون و کسیدی‬

00:03:06.050 --> 00:03:07.515
‫مدال شجاعت می‌دی،‬

00:03:07.520 --> 00:03:11.460
‫شاید بد نباشه به فکر‬
‫دادن یکی به خودت هم باشی، ها؟‬

00:03:12.860 --> 00:03:15.811
‫خب.‬ چطوره؟‬

00:03:16.960 --> 00:03:19.855
‫هی.‬
‫پوست کاملاً سالمه.‬

00:03:19.860 --> 00:03:21.480
‫ریه‌ها چطورن؟‬

00:03:22.900 --> 00:03:24.395
‫- مثل روز اول.‬
‫- آره؟‬

00:03:24.400 --> 00:03:27.035
‫انگار اینوک بارلو‬
‫می‌دونسته داره چیکار می‌کنه، نه؟‬

00:03:27.040 --> 00:03:28.665
‫درباره اون شوخی نکن.‬

00:03:28.670 --> 00:03:31.505
‫یادت نیست چقدر‬
‫عاشق شوخی‌های من بودی؟‬

00:03:31.510 --> 00:03:34.842
‫مم. من هیچ‌وقت‬
‫عاشق شوخی‌هات نبودم.‬

00:03:41.050 --> 00:03:42.354
‫احساس می‌کنم...‬

00:03:42.820 --> 00:03:45.432
‫خیلی خوش‌شانسم.‬

00:03:47.090 --> 00:03:48.955
‫فکر نمی‌کردم‬
‫یه فرصت دیگه گیرم بیاد.‬

00:03:48.960 --> 00:03:50.685
‫اون لحظه واقعاً‬
‫منو ترسوندی.‬

00:03:50.690 --> 00:03:51.740
‫نه بابا.‬

00:03:52.430 --> 00:03:53.820
‫منظورم با تو بود.‬

00:03:58.600 --> 00:04:01.340
‫مامان، می‌تونم سشوارت رو‬
‫قرض بگیرم؟‬

00:04:07.190 --> 00:04:09.205
‫قطعاً این اون شکلی نبود که‬

00:04:09.210 --> 00:04:11.532
‫می‌خواستیم بهت بگیم.‬

00:04:11.543 --> 00:04:12.415
‫اممم...‬

00:04:12.420 --> 00:04:14.440
‫- بیا بگیر.‬
‫- جدی؟‬

00:04:17.790 --> 00:04:18.730
‫باورنکردنیه.‬

00:04:18.920 --> 00:04:21.655
‫این اون واکنشی نبود که‬
‫انتظارش رو داشتم.‬

00:04:21.660 --> 00:04:23.525
‫خب، غافلگیرش کردیم، مگه نه؟‬

00:04:23.530 --> 00:04:25.125
‫مرکز به واحد آدام یک،‬

00:04:25.130 --> 00:04:26.595
‫فوراً به دادگاه اعزام بشید، فوری.‬

00:04:26.600 --> 00:04:28.095
‫خیلی خب، برو. برو.‬

00:04:28.100 --> 00:04:29.765
‫سر شام درباره‌ش حرف می‌زنیم.‬
‫حالش خوب می‌شه.‬

00:04:29.770 --> 00:04:31.393
‫- باشه.‬
‫- آره.‬

00:04:31.400 --> 00:04:34.124
‫بون، خوش اومدی.‬

00:04:34.540 --> 00:04:36.265
‫می‌دونی، آدم توی مرخصی استعلاجی‬
‫چیزای زیادی یاد می‌گیره.‬

00:04:36.270 --> 00:04:37.905
‫مثلاً می‌دونستی که‬
‫دیگه باب بارکر مجری‬
‫(باب بارکر: مجری تلویزیونی آمریکایی که در سال ۲۰۲۳ فوت شد)

00:04:37.910 --> 00:04:38.965
‫مسابقه‌ی «قیمت درسته» نیست؟‬
‫(باب ۳۵ سال مجری این مسابقه بود)

00:04:38.970 --> 00:04:40.105
‫آره.‬
‫می‌دونستم.‬

00:04:40.110 --> 00:04:42.367
‫سلام، کلانتر فاکس.‬

00:04:42.480 --> 00:04:45.199
‫- قضیه چیه؟‬
‫- این تئو هست.‬

00:04:45.208 --> 00:04:46.078
‫اونم رید هست.‬

00:04:46.110 --> 00:04:47.745
‫خلاصه‌ش اینه که‬
‫وارد دادگاه شدن،‬

00:04:47.750 --> 00:04:49.345
‫کامپیوترها رو هک کردن، یه سری فایل دزدیدن،‬

00:04:49.350 --> 00:04:51.245
‫بعدش هم آژیر رو به صدا درآوردن.‬
‫نکته‌ی جالبش اینجاست.‬

00:04:51.250 --> 00:04:53.255
‫می‌گن شهرستان اجواتر‬
‫استخدامشون کرده که این کار رو بکنن.‬

00:04:53.260 --> 00:04:55.755
‫نه، نه، دارن دروغ می‌گن.‬
‫یه نفر باید به من می‌گفت.‬

00:04:55.760 --> 00:04:58.355
‫- اون کیه؟‬
‫- اون راسله،‬ نگهبان شب.‬

00:04:58.360 --> 00:05:00.155
‫دارم با رئیسم تماس می‌گیرم.‬

00:05:00.160 --> 00:05:01.555
‫قراردادمون اونجاست،‬

00:05:01.560 --> 00:05:03.295
‫به همراه اطلاعاتِ تماس‬
‫شش نفر‬

00:05:03.300 --> 00:05:04.665
‫از هیئتِ ناظرانِ شهرستان

00:05:04.670 --> 00:05:06.125
‫که می‌تونن حرفمون رو تأیید کنن.‬

00:05:06.130 --> 00:05:08.465
‫اونا ما رو استخدام کردن تا بعد از محاصره‬
‫امنیت رو تقویت کنیم.‬

00:05:08.470 --> 00:05:10.305
‫پس شما مجرم‌های اجاره‌ای هستید؟‬

00:05:10.310 --> 00:05:13.805
‫هکرهای کلاه سفید.‬ ما از قدرت‌هامون
‫برای کار خیر استفاده می‌کنیم.‬

00:05:13.810 --> 00:05:16.775
‫بابت انجام این تست‌های نفوذ‬
‫پول می‌گیریم...‬

00:05:16.780 --> 00:05:19.245
‫آره، تست‌های «پِن». کسی نمی‌گه تست نفوذ.‬

00:05:19.250 --> 00:05:21.215
‫در واقع، ما استخدام می‌شیم تا‬

00:05:21.220 --> 00:05:23.815
‫هر نوع نقطه ضعف فیزیکی یا دیجیتالی
‫رو پیدا کنیم و ازشون استفاده کنیم.‬

00:05:23.820 --> 00:05:26.015
‫فردا یافته‌هامون رو با مسئولای
‫شهرستان در میون می‌ذاریم.‬

00:05:26.020 --> 00:05:27.885
‫- ممکنه یکم ضایع‌ بشه.‬
‫- آره.‬

00:05:27.890 --> 00:05:29.685
‫مردم دوست ندارن تاریخچه‌ی مرورگرشون‬

00:05:29.690 --> 00:05:31.225
‫روی صفحه‌ی نمایش پخش بشه.‬

00:05:31.230 --> 00:05:33.455
‫یافته‌های ما توی اون فلش‌هاست.‬

00:05:33.460 --> 00:05:35.550
‫تو این حرفا رو باور می‌کنی؟‬

00:05:36.160 --> 00:05:38.965
‫دزدای زیادی رو نمی‌شناسم
‫که وایسن تا دستگیر بشن.‬

00:05:38.970 --> 00:05:41.165
‫چرا به دفتر من از قبل خبر ندادن؟‬

00:05:41.170 --> 00:05:42.620
‫اینم بخشی از کاره.‬

00:05:42.840 --> 00:05:44.465
‫دارن زمانِ واکنشِ پلیس رو هم تست می‌کنن.‬

00:05:44.470 --> 00:05:46.105
‫اگه از قبل بهمون خبر می‌دادن،
‫دیگه هدفِ کار از بین می‌رفت.‬

00:05:46.110 --> 00:05:48.705
‫من و «بون» زیرِ دو دقیقه
‫رسیدیم، چیزِ خاصی نبود.‬

00:05:48.710 --> 00:05:49.640
‫بیستِ بیست.‬

00:05:49.850 --> 00:05:51.917
‫بیا، شروع کن به زنگ زدن.‬

00:05:51.950 --> 00:05:55.330
‫افسر «کمپبل»، می‌تونم
‫چند لحظه باهات حرف بزنم؟‬

00:05:55.380 --> 00:05:58.145
‫- اینجا چیکار می‌کنی؟‬
‫- منظورت چیه؟‬

00:05:58.150 --> 00:05:59.585
‫اجازه‌ی برگشت بهم داده شد.‬

00:05:59.590 --> 00:06:01.215
‫- هیئتِ بازبینی اعلا...‬
‫- اعلام کرد که شلیکِ درستی بوده.‬

00:06:01.220 --> 00:06:02.985
‫درباره‌ی اون حرف نمی‌زنم.‬

00:06:02.990 --> 00:06:05.555
‫جونِ کسی رو گرفتن کارِ کوچیکی نیست،‬

00:06:05.560 --> 00:06:06.995
‫حتی اگه قانونی باشه.‬

00:06:07.000 --> 00:06:08.625
‫اگه زمانِ بیشتری لازم داری، خجالت نکش.‬

00:06:08.630 --> 00:06:09.560
‫لازم ندارم.‬

00:06:09.870 --> 00:06:12.081
‫شما اینجایید. «بون» هم هست.‬

00:06:12.670 --> 00:06:14.695
‫چرا من باید فرق داشته باشم؟‬

00:06:14.700 --> 00:06:17.204
‫حالم خوبه، کلانتر.‬

00:06:17.870 --> 00:06:19.135
‫خیلی خب، اون دوتا رو بذار توی ماشینت‬

00:06:19.140 --> 00:06:21.235
‫تا وقتی «بون» چند جا زنگ بزنه.‬

00:06:21.240 --> 00:06:23.145
‫کارمندای دادگاه کم‌کم دارن میان.‬

00:06:23.150 --> 00:06:25.345
‫یه حسی بهم می‌گه ممکنه اوضاع متشنج بشه.‬

00:06:25.350 --> 00:06:26.715
‫داری چه غلطی می‌گی؟‬

00:06:26.720 --> 00:06:28.575
‫اینا واردِ دادگاهِ من شدن،‬

00:06:28.580 --> 00:06:29.885
‫ادعا می‌کنن شغلشونه،‬

00:06:29.890 --> 00:06:32.245
‫و ما هم همین‌طوری حرفشون رو باور کنیم؟‬

00:06:32.250 --> 00:06:34.285
‫کسی حرفشون رو همین‌طوری
‫باور نمی‌کنه، قاضی «کفی».‬

00:06:34.290 --> 00:06:36.355
‫ما وسایلشون رو ضبط کردیم،‬

00:06:36.360 --> 00:06:38.685
‫و افسر «کمپبل» هم متهم‌ها
‫رو توی ماشینش نگه داشته‬

00:06:38.690 --> 00:06:40.425
‫تا وقتی داستانشون رو تایید کنیم.‬

00:06:40.430 --> 00:06:42.765
‫حداقل می‌تونیم بریم تو
‫ببینیم به چه چیزایی دست زدن؟‬

00:06:42.770 --> 00:06:44.325
‫متاسفم، قاضی «مک.‌ری».‬

00:06:44.330 --> 00:06:46.465
‫تا وقتی نفهمیم اینجا
‫صحنه‌ی جرمه یا نه، نمی‌شه.‬

00:06:46.470 --> 00:06:48.365
‫هر چی توی کامپیوترامون بود رو کپی کردن؟‬

00:06:48.370 --> 00:06:49.665
‫مامورای اجرا، قاضی‌ها.‬

00:06:49.670 --> 00:06:51.435
‫فکر کنم تمامِ پرسنلِ دادگاه.‬

00:06:51.440 --> 00:06:54.120
‫ولی بعضی از اونا اطلاعاتِ حساسیه.‬

00:06:54.880 --> 00:06:56.475
‫همین الان تماسم با یکی از اعضای‬

00:06:56.480 --> 00:06:58.705
‫هیئتِ ناظرِ شهرستان تموم شد.‬

00:06:58.710 --> 00:07:00.415
‫اون حرفشون رو تایید کرد. اینا کارشون قانونیه.‬

00:07:00.420 --> 00:07:01.675
‫ممنون از صبر و حوصله‌تون.‬

00:07:01.680 --> 00:07:03.415
‫الان می‌تونید واردِ ساختمون بشید.‬

00:07:03.420 --> 00:07:04.545
‫اگه شکایتی دارید،‬

00:07:04.550 --> 00:07:05.915
‫لطفاً با شهرستان در میون بذارید.‬

00:07:05.920 --> 00:07:08.890
‫آه، می‌خوام برم با «نورا» یه چیزی بخورم.‬

00:07:09.220 --> 00:07:11.370
‫عالیه. حالش چطوره؟‬

00:07:11.830 --> 00:07:13.755
‫می‌دونی، اولش خیلی شوکه شده بود.‬

00:07:13.760 --> 00:07:15.425
‫مجبور شدیم دیگه اخبار نبینیم.‬

00:07:15.430 --> 00:07:17.265
‫دوست نداشت جزئیات رو ببینه.‬

00:07:17.270 --> 00:07:19.507
‫- اممم.‬
‫- ولی، خب...‬

00:07:19.800 --> 00:07:23.335
‫واقعاً از اینکه زنِ یه آدمِ مشهور
‫توی یه شهرِ کوچیکه خوشش میاد.‬

00:07:23.340 --> 00:07:25.260
‫و کی می‌تونه سرزنش‌ش کنه؟‬

00:07:26.040 --> 00:07:27.575
‫- هنوز نیومده اینجا؟‬
‫- کم‌کم داریم ردیفش می‌کنیم.‬

00:07:27.580 --> 00:07:29.380
‫اوضاع تو و «تراویس» چطوره؟‬

00:07:30.280 --> 00:07:32.105
‫خوبه. واقعاً خوبه.‬

00:07:32.110 --> 00:07:32.891
‫اوه.‬

00:07:33.580 --> 00:07:35.715
‫این درخششِ دخترونه چیه؟‬

00:07:35.720 --> 00:07:37.383
‫می‌دونم، چندشه.‬

00:07:37.950 --> 00:07:39.815
‫البته شاید گند زده باشیم.‬

00:07:39.820 --> 00:07:41.915
‫منتظرِ یه وقتِ مناسب
‫بودیم که به «اسکای» بگیم،‬

00:07:41.920 --> 00:07:44.125
‫و بعد امروز صبح، یهو اومد تو خونه و ما رو دید.‬

00:07:44.130 --> 00:07:46.085
‫- نه.‬
‫- اوه، نه! خدای من، نه. نه.‬

00:07:46.090 --> 00:07:47.355
‫- فقط داشتیم همو می‌بوسیدیم.‬
‫- اوه.‬

00:07:47.360 --> 00:07:48.725
‫ولی اصلاً خوشحال نشد.‬

00:07:48.730 --> 00:07:49.895
‫یعنی انتظار داشتی خوشحال بشه؟‬

00:07:49.900 --> 00:07:51.165
‫یه جورایی.‬

00:07:51.170 --> 00:07:52.395
‫مگه آرزوی هر بچه‌ی طلاقی نیست...‬

00:07:52.400 --> 00:07:53.495
‫که پدر و مادرش دوباره برگردن پیشِ هم؟‬

00:07:53.500 --> 00:07:54.600
‫بهش زمان بده.‬

00:07:55.000 --> 00:07:57.210
‫وقتی این درخشش رو ببینه...‬

00:07:57.610 --> 00:07:58.635
‫راضی می‌شه.‬

00:07:58.640 --> 00:07:59.850
‫برو بابا.‬

00:08:00.140 --> 00:08:01.930
‫شماها آزادید برید.‬

00:08:02.340 --> 00:08:02.920
‫عالیه.‬

00:08:03.510 --> 00:08:04.440
‫فلش‌ها.‬

00:08:04.950 --> 00:08:05.692
‫ممنون.‬

00:08:05.697 --> 00:08:07.745
‫مچ‌هاتون رو بیارید بالا.‬

00:08:07.750 --> 00:08:10.190
‫هی، ما تا فردا توی شهریم.‬

00:08:10.490 --> 00:08:12.350
‫از رقصِ گروهی خوشت میاد؟‬

00:08:12.520 --> 00:08:13.915
‫باید رفیقم رو ببخشی.‬

00:08:13.920 --> 00:08:15.185
‫یه جورایی ازت خوشش اومده.

00:08:15.190 --> 00:08:16.750
‫هی پسر، بس کن دیگه.‬

00:08:17.090 --> 00:08:18.455
‫اوه، توی تلویزیون دیدیمت.‬

00:08:18.460 --> 00:08:20.025
‫اون قضیه‌ی محاصره‌ی‬
‫اداره‌ی کلانتری...‬

00:08:20.030 --> 00:08:21.355
‫واقعاً دیوانه‌وار بود.‬

00:08:21.360 --> 00:08:22.865
‫تو یکی از «قهرمان‌های اجواتر» هستی، درسته؟‬

00:08:22.870 --> 00:08:25.329
‫من این لقب رو روی خودم نذاشتم.‬

00:08:26.072 --> 00:08:26.803
‫هی!‬

00:08:26.808 --> 00:08:28.635
‫شما عوضی‌ها باعث شدید کارم رو از دست بدم.‬

00:08:28.640 --> 00:08:30.065
‫باید توی کارت بهتر می‌بودی!‬

00:08:30.070 --> 00:08:31.190
‫هی!‬

00:08:32.540 --> 00:08:33.740
‫هی.‬

00:08:36.780 --> 00:08:37.779
‫خوبی؟‬

00:08:45.050 --> 00:08:46.040
‫آ...آره، خوبم.‬

00:08:47.760 --> 00:08:49.055
‫خب، چه حسی داره‬

00:08:49.060 --> 00:08:50.655
‫که دوباره نشان رو به سینه زدی؟‬

00:08:50.660 --> 00:08:52.525
‫- خیلی خسته‌کننده‌ست.‬
‫- نه.‬

00:08:52.530 --> 00:08:55.695
‫خیلی دروغگویی.‬
‫داری ذوق می‌کنی.‬

00:08:55.700 --> 00:08:57.625
‫- چون دارم به تو نگاه می‌کنم.‬
‫- نه.‬

00:08:57.630 --> 00:08:59.165
‫- اوهوم.‬
‫- اصلاً سعی نکن این کار رو کنی.‬

00:08:59.170 --> 00:09:00.535
‫فقط...فقط به کارت برس.‬

00:09:00.540 --> 00:09:02.095
‫فقط...فقط به کارت برس.‬

00:09:02.100 --> 00:09:04.405
‫- می‌دونی، یه چیزی...‬
‫- چی؟‬

00:09:04.410 --> 00:09:06.435
‫- دقیقاً همون‌جاست.‬
‫- اوه.‬

00:09:06.440 --> 00:09:07.842
‫خیلی ضایعه.‬

00:09:10.080 --> 00:09:11.226
‫هی، آمبر.‬

00:09:11.350 --> 00:09:12.875
‫می‌شه صورت‌حساب رو بیاری، لطفاً؟‬

00:09:12.880 --> 00:09:15.200
‫اوه، حساب شده.‬

00:09:16.050 --> 00:09:17.885
‫گفتن: «ممنون که‬

00:09:17.890 --> 00:09:19.485
‫اجواتر رو امن نگه می‌دارید.» و نورا،‬

00:09:19.490 --> 00:09:21.685
‫می‌خواستن مطمئن بشن که
‫می‌دونی دوست‌پسرت یه قهرمانه.‬

00:09:21.690 --> 00:09:23.255
‫ممنون، ام، می‌شه فقط...‬

00:09:23.260 --> 00:09:24.555
‫می‌شه لطفاً بهشون بگی‬

00:09:24.560 --> 00:09:25.825
‫که اون دوست‌پسرم نیست؟‬

00:09:25.830 --> 00:09:27.695
‫اون، ام، اون شوهرمه؟‬

00:09:27.700 --> 00:09:29.616
‫- حتماً.‬
‫- ممنون.‬

00:09:29.698 --> 00:09:31.267
‫این اولین باری بود که منو اونطوری صدا کردی.‬

00:09:32.004 --> 00:09:33.065
‫حس خوبی داشت.‬

00:09:33.070 --> 00:09:34.649
‫واحد آدام ۲، پاسخ بدید.‬

00:09:34.654 --> 00:09:36.180
‫یه مورد تصادف و فرار با کد ۱۰-۵۵ داریم.

00:09:36.200 --> 00:09:38.000
‫نزدیکیِ مهمون‌سرای ولی وست.‬

00:09:38.670 --> 00:09:40.990
‫دریافت شد.‬
‫آدام ۲ در حال اعزام به محل.‬

00:09:42.380 --> 00:09:43.705
‫متأسفم.‬

00:09:43.710 --> 00:09:45.745
‫می‌دونستم مرخصیِ
‫استعلاجی تا ابد طول نمی‌کشه.‬

00:09:45.750 --> 00:09:46.885
‫باشه.‬

00:09:48.462 --> 00:09:49.980
‫۱۰-۵۵ چیه؟‬

00:09:52.020 --> 00:09:53.990
‫یه... یه جسده.‬

00:09:56.890 --> 00:09:59.200
‫- امشب می‌بینمت.‬
‫- باشه.‬

00:10:03.430 --> 00:10:04.880
‫خیلی ممنون.‬

00:10:05.430 --> 00:10:07.235
‫هویت مقتول معلوم شده؟‬

00:10:07.240 --> 00:10:10.035
‫ناشناس، کیف پول نداره.‬
‫گوشیش هم داغون شده.‬

00:10:10.040 --> 00:10:12.135
‫هممم. ممکنه تصادفی بوده باشه؟‬

00:10:12.140 --> 00:10:14.920
‫نه. دو بار از رویِ بیچاره‬
‫رد شدن.‬

00:10:22.080 --> 00:10:23.247
‫تئو.‬

00:10:26.681 --> 00:10:37.630
‫سرزمین کلانتر
‫فصل اول قسمت یازدهم:
‫عواقب

00:10:40.140 --> 00:10:41.865
‫نه دوربین ترافیکی،‬
‫نه شاهدی.‬

00:10:41.870 --> 00:10:43.535
‫جراحاتش نشون می‌ده که‬

00:10:43.540 --> 00:10:45.235
‫با سرعت حدود ۸۰ کیلومتر بهش زدن.‬

00:10:45.240 --> 00:10:48.235
‫و بعد دنده عقب گرفتن
‫و دوباره از روش رد شدن.‬

00:10:48.240 --> 00:10:50.905
‫میکی، اون نگهبانِ دادگاه‬

00:10:50.910 --> 00:10:52.205
‫به ماشینم مشت زد.‬

00:10:52.210 --> 00:10:53.745
‫آره، اون رو هم زیر نظر می‌گیریم.‬

00:10:53.750 --> 00:10:55.315
‫فکر کنم باید همین الان بیاریمش اینجا.‬

00:10:55.320 --> 00:10:56.745
‫کسیدی، داریم صحنه‌ی جرم رو بررسی می‌کنیم.‬

00:10:56.750 --> 00:10:58.645
‫طبق شواهد پیش می‌ریم.‬

00:10:58.650 --> 00:11:01.436
‫فعلاً همه مظنون هستن.‬

00:11:10.797 --> 00:11:11.437
‫موچین؟‬

00:11:14.940 --> 00:11:16.500
‫این یه تیکه رنگه؟‬

00:11:19.210 --> 00:11:21.370
‫دنبال یه ماشینِ آبی می‌گردیم.‬

00:11:23.550 --> 00:11:25.045
‫کسیدی، تو همین‌جا بمون.‬

00:11:25.050 --> 00:11:26.245
‫می‌خوام روی انتقالِ تئو نظارت کنی.‬

00:11:26.250 --> 00:11:27.275
‫و بون، تو با من بیا.‬

00:11:27.280 --> 00:11:28.575
‫باید مسیر حرکتش رو ردیابی کنیم،‬

00:11:28.580 --> 00:11:29.745
‫از وقتی که آزادش کردیم‬

00:11:29.750 --> 00:11:32.070
‫تا وقتی که سر از اینجا درآورد.‬

00:11:36.490 --> 00:11:37.755
‫طبق دفترچه‌شون، تئو و رید‬

00:11:37.760 --> 00:11:39.570
‫اینجا اقامت داشتن.‬

00:11:43.470 --> 00:11:44.951
‫اداره‌ی کلانتری.‬

00:11:53.810 --> 00:11:55.105
‫آی.‌پد روی میزه.‬

00:11:55.110 --> 00:11:56.605
‫روی دراور هم پول نقد هست.‬

00:11:56.610 --> 00:11:58.675
‫- سرقت نبوده.‬
‫- کلانتر فاکس؟‬

00:11:58.680 --> 00:12:00.349
‫اینجا چه خبره؟‬

00:12:01.187 --> 00:12:02.117
‫تئو کجاست؟‬

00:12:04.920 --> 00:12:07.080
‫سه سال با هم کار کردیم.‬

00:12:07.290 --> 00:12:09.785
‫منظورم اینه که اون فقط
‫یه همکار نبود، خانواده بود.‬

00:12:09.790 --> 00:12:11.590
‫- می‌دونی؟‬
‫- می‌دونم.‬

00:12:12.260 --> 00:12:14.425
‫ام، می‌شه بگی امروز صبح‬

00:12:14.430 --> 00:12:15.495
‫بعد از اینکه کسیدی
‫آزادتون کرد، چیکار کردید؟‬

00:12:15.500 --> 00:12:17.095
‫برگشتیم اینجا،‬

00:12:17.100 --> 00:12:20.435
‫وسایلمون رو گذاشتیم و بعد رفتیم غذا بگیریم.‬

00:12:20.440 --> 00:12:22.165
‫ولی تئو گیاه‌خواره.‬

00:12:22.170 --> 00:12:23.805
‫توی راه برای غذا خوردن‬
‫به مشکل می‌خوره.‬

00:12:23.810 --> 00:12:25.165
‫نتونست چیزی پیدا کنه،‬

00:12:25.170 --> 00:12:27.205
‫واسه همین تا من داشتم غذا می‌خوردم‬
‫اون با تاکسی برگشت اینجا.‬

00:12:27.210 --> 00:12:30.064
‫آهان، اون...بهم پیامک داد.‬

00:12:30.880 --> 00:12:32.975
‫«باید یکی به دادِ ادکلنِ‬
‫این راننده برسه.»‬

00:12:32.980 --> 00:12:34.015
‫ساعت چند بود؟‬

00:12:34.020 --> 00:12:35.845
‫۹:۲۶ صبح.‬

00:12:35.850 --> 00:12:39.330
‫پلیس بزرگراه یکم‬
‫قبل از ساعت ۱۰ وارد عمل شد.‬

00:12:39.450 --> 00:12:41.688
‫خب. بازه‌ی زمانی‌مون همینه.‬

00:12:41.960 --> 00:12:43.785
‫تئو کسی رو توی‬
‫اجواتر می‌شناخت؟‬

00:12:43.790 --> 00:12:45.225
‫کسی که بخواد‬
‫بهش صدمه بزنه؟‬

00:12:45.230 --> 00:12:46.855
‫نه، منظورم اینه که،‬
‫هردومون برای این کار با هواپیما اومدیم.‬

00:12:46.860 --> 00:12:49.965
‫کس دیگه‌ای می‌دونست‬
‫کجا اقامت دارین؟‬

00:12:49.970 --> 00:12:51.165
‫منظورم اینه که، توی پرونده بود،‬

00:12:51.170 --> 00:12:52.725
‫ولی شما تنها‬
‫کسایی هستین که دیدینش.‬

00:12:52.730 --> 00:12:54.195
‫گفتی یه سری وسایل رو‬
‫گذاشتین اینجا. چه وسایلی؟‬

00:12:54.200 --> 00:12:56.881
‫اون و-وسایل. اون...‬

00:12:57.710 --> 00:12:59.465
‫وسایلِ مربوط به تستِ نفوذ.‬

00:12:59.470 --> 00:13:01.135
‫اون... فلش‌مموری‌ها.‬
‫ما...‬

00:13:01.140 --> 00:13:03.010
‫اینجا قایمشون کرده بودیم.‬

00:13:03.580 --> 00:13:04.605
‫همونا رو بردن.‬

00:13:04.610 --> 00:13:06.275
‫چرا باید کسی اونا رو بدزده؟‬

00:13:06.280 --> 00:13:08.215
‫مردم کلی چیزای شخصی‬
‫توی کامپیوترهای کاریشون دارن.‬

00:13:08.220 --> 00:13:10.145
‫چیزایی که شاید نخوان‬
‫هیئتِ ناظر ازشون باخبر بشه.‬

00:13:10.150 --> 00:13:12.315
‫دقیقاً. دیگه کی از‬
‫تستِ نفوذ خبر داشت؟‬

00:13:12.320 --> 00:13:13.915
‫رید، ما داریم‬
‫تحقیق می‌کنیم.‬

00:13:13.920 --> 00:13:16.415
‫- ولی من می‌تونم کمک کنم.‬
‫- نه، نمی‌تونی.‬

00:13:16.420 --> 00:13:19.385
‫خیلی خب، می‌گیم واحدِ بررسیِ صحنه‌ی جرم‬
‫بیان این اتاق رو بگردن.‬

00:13:19.390 --> 00:13:23.530
‫اگه چیزی شد، با چه شماره‌ای‬
‫می‌تونیم باهات تماس بگیریم؟‬

00:13:27.043 --> 00:13:28.460
‫مراقب خودت باش.‬

00:13:32.440 --> 00:13:34.535
‫دزدیده شدنِ فلش‌مموری
‫قطعاً به کسی اشاره داره‬

00:13:34.540 --> 00:13:35.735
‫که از تستِ نفوذ خبر داشته.‬

00:13:35.740 --> 00:13:37.445
‫با در نظر گرفتنِ‬
‫اون بازه‌ی زمانیِ کوتاه،‬

00:13:37.450 --> 00:13:39.915
‫می‌تونیم فرض کنیم‬
‫هر کسی که تئو رو کشته،‬

00:13:39.920 --> 00:13:41.275
‫اون و رید رو‬

00:13:41.280 --> 00:13:43.715
‫از دادگاه تا مهمون‌سراشون‬
‫تعقیب کرده.‬

00:13:43.720 --> 00:13:45.385
‫در موردِ نگهبانِ امنیتی‬
‫چی پیدا کردی؟‬

00:13:45.390 --> 00:13:47.385
‫راسل کاونر.‬
‫اینو گوش کن.‬

00:13:47.390 --> 00:13:50.455
‫قفلِ اتاقِ تئو و رید توی مهمون‌سرای
‫با شاه‌کلید باز شده بود، درسته؟‬

00:13:50.460 --> 00:13:52.725
‫خب، کاونر قبلاً‬
‫قفل‌ساز بوده.‬

00:13:52.730 --> 00:13:54.455
‫- پس بلد بوده چطوری این کار رو بکنه.‬
‫- و قطعاً‬

00:13:54.460 --> 00:13:56.295
‫بعد از اخراج شدنش،‬
‫کلِ صبح رو وقتش آزاد بوده.‬

00:13:56.300 --> 00:13:57.595
‫آدرسی ازش داری؟‬

00:13:57.600 --> 00:13:59.525
‫شماره موبایلش رو هم دارم.‬
‫جواب نمی‌ده.‬

00:13:59.530 --> 00:14:00.965
‫- خیلی خب بون،‬ یه سری بهش بزن.‬
‫- باشه.‬

00:14:00.970 --> 00:14:02.905
‫کسیدی، من و تو هم یه لیست‬

00:14:02.910 --> 00:14:06.765
‫از تمامِ کسایی که امروز صبح‬
‫توی دادگاه بودن تهیه می‌کنیم.‬

00:14:06.770 --> 00:14:09.205
‫- راسل کاونر.‬
‫- من معاون بون هستم،‬

00:14:09.210 --> 00:14:11.870
‫چندتا سوال ازت دارم.‬

00:14:16.752 --> 00:14:17.682
‫آقای کاونر؟‬

00:14:32.670 --> 00:14:34.350
‫تکون نخور.‬

00:14:34.440 --> 00:14:36.265
‫- تکون نخور.‬
‫- من این کار رو نکردم، باشه؟‬

00:14:36.270 --> 00:14:37.705
‫من نکردم. باشه؟ من...‬

00:14:37.710 --> 00:14:40.105
‫بعد از اینکه اخراج شدم رفتم
‫جلسه‌ی معتادانِ گمنام، و...‬

00:14:40.110 --> 00:14:41.375
‫- که کلی هم برام فایده داشت.‬
‫- بیا بیرون از اونجا!‬

00:14:41.380 --> 00:14:43.575
‫نزدیک بود کاری کنی بهت شلیک کنم.‬

00:14:43.580 --> 00:14:46.020
‫برگرد.‬
‫دستات رو بذار پشتِ سرت.‬

00:14:50.512 --> 00:14:51.185
‫بشین.‬

00:14:51.190 --> 00:14:52.500
‫قسم می‌خورم.‬

00:14:52.520 --> 00:14:53.815
‫همین رو به اون یکی یارو هم گفتم.‬

00:14:53.820 --> 00:14:57.080
‫«اون یکی یارو»؟‬
‫مگه کس دیگه‌ای هم اینجاست؟‬

00:15:07.040 --> 00:15:08.610
‫هی، این یارو...‬

00:15:09.040 --> 00:15:11.165
‫همون مردی بود که امروز صبح‬
‫توی دادگاه بود؟‬

00:15:11.170 --> 00:15:13.600
‫آره، همین چند وقت پیش رفت.‬

00:15:13.647 --> 00:15:15.211
‫مدرک عدم حضورش تو صحنه جرم درسته.

00:15:15.234 --> 00:15:17.156
‫رید جیکوبز
‫(۶۱۹)-۵۵۵-۰۱۸۷

00:15:17.480 --> 00:15:18.845
‫آدم تقریباً باید تحسینش کنه.‬

00:15:18.850 --> 00:15:21.365
‫نه، اصلاً.‬

00:15:23.190 --> 00:15:24.715
‫راسل توی بیمارستانه.‬

00:15:24.720 --> 00:15:27.385
‫قبول کرد بره کمپِ ترکِ اعتیاد،‬
‫منم ادعاش رو تایید کردم.‬

00:15:27.390 --> 00:15:29.955
‫در ضمن، وقتی حالش جا اومد‬
‫یه چیزی یادش اومد.‬

00:15:29.960 --> 00:15:31.825
‫وقتی توی دادگاه بودیم،‬

00:15:31.830 --> 00:15:33.355
‫قاضی مک.‌ری ازش پرسید‬

00:15:33.360 --> 00:15:35.795
‫که می‌دونه تئو و رید‬
‫کجا اقامت دارن یا نه.‬

00:15:35.800 --> 00:15:37.004
‫مک.‌ری؟‬

00:15:38.200 --> 00:15:39.495
‫همون قاضیِ دادگاهِ اطفال؟‬

00:15:39.500 --> 00:15:40.635
‫همونی که اون موسسه‌ی خیریه رو داره،‬

00:15:40.640 --> 00:15:41.735
‫صندوقِ کودکانِ مک.‌ری.‬

00:15:41.740 --> 00:15:43.005
‫نورا همه‌ش ازم می‌خواد‬

00:15:43.010 --> 00:15:46.205
‫بیوکِ قدیمیم رو اهدا کنم به اونجا.‬
‫ولی عمراً.‬

00:15:46.210 --> 00:15:47.771
‫اون در رو ببند.‬

00:15:49.680 --> 00:15:52.145
‫خب، پس به جز راسل،‬
‫هشت نفرِ دیگه‬

00:15:52.150 --> 00:15:53.675
‫توی دادگاه بودن.‬

00:15:53.680 --> 00:15:55.675
‫قراره در موردِ همه‌شون‬
‫تحقیق کنیم،‬

00:15:55.680 --> 00:15:57.445
‫ولی می‌خوام از‬
‫قاضی‌ها شروع کنیم.‬

00:15:57.450 --> 00:15:59.185
‫کسیدی، تو برو سراغِ مک.‌ری.‬

00:15:59.190 --> 00:16:00.455
‫بون، تو هم برو سراغِ کفی.‬

00:16:00.460 --> 00:16:01.855
‫دنبالِ انگیزه‌های احتمالی بگردین.‬

00:16:01.860 --> 00:16:04.585
‫ماشین‌هاشون رو هم زیرِ نظر بگیرین.‬
‫بی‌سر و صدا انجامش بدین.‬

00:16:04.590 --> 00:16:06.155
‫این دوتا روی هم ۵۰ سال
‫ سابقه‌ی قضاوت دارن،‬

00:16:06.160 --> 00:16:08.395
‫اصلاً خوششون نمی‌آد‬
‫ما دور و برشون سرک بکشیم.‬

00:16:08.400 --> 00:16:10.330
‫فردا دوباره اینجا جمع می‌شیم.

00:16:14.040 --> 00:16:16.100
‫نگرانشم.‬

00:16:16.140 --> 00:16:17.060
‫باید باشم؟‬

00:16:17.270 --> 00:16:18.605
‫همه‌مون حواسمون بهش هست،‬
‫می‌دونی که؟‬

00:16:18.610 --> 00:16:20.990
‫خانواده‌اش‬ مراقبشن.‬

00:16:22.140 --> 00:16:23.405
‫خوشحالم که برگشتی، بون.‬

00:16:23.410 --> 00:16:25.833
‫خوشحالم که برگشتم، رئیس.‬

00:16:28.820 --> 00:16:29.903
‫سلام.‬

00:16:30.020 --> 00:16:31.585
‫اوه، اوه، اوه، اوه.‬
‫صبر کن... یه لحظه وایستا.‬

00:16:31.590 --> 00:16:32.785
‫بابات الانه که برسه خونه.‬
‫قراره با هم غذا بخوریم.‬

00:16:32.790 --> 00:16:34.585
‫یه چیزایی هست که باید درباره‌شون حرف بزنیم.‬

00:16:34.590 --> 00:16:37.625
‫آره، می‌دونم، واسه همینم‬

00:16:37.630 --> 00:16:39.385
‫می‌خوام غذامو بالا بخورم.‬

00:16:39.390 --> 00:16:40.555
‫اوه، بی‌خیال دیگه، اسکای.‬

00:16:40.560 --> 00:16:41.955
‫نمی‌تونیم مثل دو تا آدم بالغ‬
‫درباره‌ش حرف بزنیم؟‬

00:16:41.960 --> 00:16:43.425
‫متأسفم مامان،‬
‫ولی من این وسط گیر افتادم‬

00:16:43.430 --> 00:16:45.195
‫و واقعاً هم‬
‫نمی‌خوام اینطوری باشه، پس...‬

00:16:45.200 --> 00:16:46.925
‫منظورت چیه که...‬
‫چطوری این وسط گیر افتادی؟‬

00:16:46.930 --> 00:16:49.135
‫ببین، می‌دونم این قضیه‌ی‬
‫من و بابات غافلگیرکننده بود،‬

00:16:49.140 --> 00:16:51.135
‫ولی واقعاً‬
‫اینقدرها هم عجیب بود؟‬

00:16:51.140 --> 00:16:53.967
‫فقط با بابا حرف بزن، باشه؟‬

00:16:54.780 --> 00:16:56.505
‫خب دارم با تو حرف می‌زنم.‬

00:16:56.510 --> 00:16:57.680
‫می‌دونم، ولی...‬

00:16:58.310 --> 00:17:00.145
‫داریم درباره‌ی‬
‫دو تا چیز متفاوت حرف می‌زنیم.‬

00:17:00.150 --> 00:17:01.875
‫من دارم درباره‌ی دوباره با هم بودنِ‬
‫من و بابات حرف می‌زنم.‬

00:17:01.880 --> 00:17:02.945
‫تو داری درباره‌ی چی حرف می‌زنی؟‬

00:17:02.950 --> 00:17:06.108
‫سلام.‬
‫چه بوی خوبی می‌آد.‬

00:17:08.560 --> 00:17:10.870
‫تو بهش می‌گی یا من بگم؟‬

00:17:11.190 --> 00:17:13.824
‫- چی رو بهم بگید؟‬
‫- اممم...‬

00:17:17.000 --> 00:17:20.095
‫ببین، من از اینکه‬
‫تو و بابا دوباره با همید عصبانی نیستم.‬

00:17:20.100 --> 00:17:22.795
‫از این عصبانیم که بهت نگفته‬
‫موکل جدیدش کیه.‬

00:17:22.800 --> 00:17:24.292
‫شرمنده‌م بابا،‬

00:17:24.297 --> 00:17:27.794
‫ولی دفتر کوچیکه‬
‫و دیوارها هم نازک.‬

00:17:28.771 --> 00:17:29.521
‫بهش بگو.‬

00:17:38.350 --> 00:17:39.641
‫اینوک بارلو.‬

00:17:41.490 --> 00:17:43.880
‫دارم از اینوک بارلو دفاع می‌کنم.‬

00:17:54.500 --> 00:17:56.095
‫اصلاً چطوری این کار قانونیه؟‬

00:17:56.100 --> 00:17:57.320
‫تو شاهدی.‬

00:17:57.340 --> 00:17:58.665
‫یکی از آدم‌های اون‬
‫بهت شلیک کرد.‬

00:17:58.670 --> 00:18:01.450
‫قاضی هنوز‬
‫تأییدش نکرده.‬

00:18:01.680 --> 00:18:03.845
‫منتظر بودم بهت بگم‬

00:18:03.850 --> 00:18:05.705
‫- تا وقتی که تأییدیه‌ی دادگاه رو بگیریم.‬
‫- «بگیریم»؟‬

00:18:05.710 --> 00:18:07.146
‫تو و بارلو؟‬

00:18:07.180 --> 00:18:09.515
‫اون... اوایل همین هفته‬
‫از زندان بهم زنگ زد.‬

00:18:09.520 --> 00:18:11.592
‫با هم حرف زدیم،‬

00:18:11.597 --> 00:18:12.294
‫و...‬

00:18:13.220 --> 00:18:15.715
‫نمی‌دونم، یه جورایی،‬
‫موقع محاصره، با هم ارتباط گرفتیم.‬

00:18:15.720 --> 00:18:16.820
‫اوه، خدای من.‬

00:18:17.660 --> 00:18:19.125
‫داره ازت سوءاستفاده می‌کنه، تراویس.‬

00:18:19.130 --> 00:18:21.025
‫این فقط یه نمایش تبلیغاتیه.‬
‫حتی نمی‌تونی متوجهش بشی.‬

00:18:21.030 --> 00:18:22.355
‫میک، اون پرونده داره.‬

00:18:22.360 --> 00:18:25.107
‫کل اون ماجرا‬
‫با یه بازداشت اشتباه شروع شد.‬

00:18:25.112 --> 00:18:27.495
‫فدرال‌ها با یه پرونده‌ی‬
‫فرار مالیاتیِ آبکی ریختن اونجا...‬

00:18:27.500 --> 00:18:29.195
‫یادت می‌آد‬
‫کف زمین دراز کشیده بودی‬

00:18:29.200 --> 00:18:30.905
‫توی اون اتاقک تأسیسات،‬
‫و داشتی خون‌ریزی می‌کردی؟‬

00:18:30.910 --> 00:18:33.105
‫اونجا جنگ بود، تراویس.‬

00:18:33.110 --> 00:18:34.680
‫بون تیر خورد.‬

00:18:35.210 --> 00:18:37.205
‫کسیدی یه نفر رو کشت.‬

00:18:37.210 --> 00:18:38.675
‫ما... همه‌مون این کار رو کردیم.‬

00:18:38.680 --> 00:18:41.245
‫و... و تو می‌خوای‬
‫از کسی دفاع کنی‬

00:18:41.250 --> 00:18:42.645
‫که می‌تونست‬
‫جلوی اون خشونت رو بگیره‬

00:18:42.650 --> 00:18:44.045
‫- ولی نگرفت؟‬
‫- اون همون کسی هم هست‬

00:18:44.050 --> 00:18:45.245
‫که منو زنده نگه داشت.‬

00:18:45.250 --> 00:18:46.845
‫مجبور نبود این کار رو بکنه.‬

00:18:46.850 --> 00:18:48.855
‫و این اینوک نبود‬
‫که محاصره رو شروع کرد،‬

00:18:48.860 --> 00:18:50.085
‫آدم‌هاش بودن.‬

00:18:50.090 --> 00:18:51.655
‫همون کاری رو کردن‬
‫که خودش بهشون یاد داده بود.‬

00:18:51.660 --> 00:18:53.255
‫و اگه هیئت‌منصفه با تو موافق باشه،‬

00:18:53.260 --> 00:18:56.325
‫اون وقت اون تا آخر عمرش‬
‫می‌ره زندان.‬

00:18:56.330 --> 00:18:58.595
‫اون هنوز هم حق داشتنِ‬
‫دفاعیه رو داره.‬

00:18:58.600 --> 00:19:00.865
‫نمی‌گم نداره،‬
‫ولی چرا حتماً باید تو باشی؟‬

00:19:00.870 --> 00:19:03.705
‫چون من نزدیک بود بمیرم، میک.‬

00:19:03.940 --> 00:19:05.335
‫اونجا دیگه داشت تموم می‌شد.‬

00:19:05.340 --> 00:19:07.705
‫آره، یادمه اونجا افتاده بودم‬
‫و خون‌ریزی داشتم،‬

00:19:07.710 --> 00:19:09.902
‫و نمی‌تونستم نفس بکشم،‬

00:19:09.907 --> 00:19:11.405
‫و می‌دونی... می‌دونی‬
‫مدام به چی فکر می‌کردم؟‬

00:19:11.410 --> 00:19:13.145
‫مدام با خودم می‌گفتم‬
‫«زندگیِ من فقط همین‌قدر بوده.»‬

00:19:13.150 --> 00:19:16.045
‫توی ۱۸ سالگی پدر شدم،‬
‫هیچ‌وقت هم از اجواتر نرفتم.‬

00:19:16.050 --> 00:19:19.345
‫دوستت دارم، میکی،‬
‫و اسکای رو هم دوست دارم.‬

00:19:19.350 --> 00:19:21.960
‫و از یک ثانیه‌ش هم‬
‫پشیمون نیستم،‬

00:19:22.490 --> 00:19:24.885
‫ولی هیچ‌وقت اون پرونده رو نداشتم.‬

00:19:24.890 --> 00:19:26.820
‫هیچ‌وقت تلاشِ واقعی نکردم.‬

00:19:27.700 --> 00:19:29.425
‫خب برو ماراتن بدو!‬

00:19:29.430 --> 00:19:31.925
‫نمی‌دونم،‬
‫برو صخره‌نوردی.‬

00:19:31.930 --> 00:19:33.365
‫حرفم رو نمی‌فهمی.‬

00:19:33.370 --> 00:19:35.995
‫اف‌.بی‌.آی با بی‌ملاحظگی‬
‫و بدون ترس از مجازات عمل کرد‬

00:19:36.000 --> 00:19:39.435
‫وقتی بدون هیچ هشدار یا پشتیبانی‌ای‬
‫ریختن اونجا.‬

00:19:39.440 --> 00:19:42.135
‫هیچ‌کدوم از ما نباید‬
‫توی اون موقعیت قرار می‌گرفتیم.‬

00:19:42.140 --> 00:19:45.775
‫و یه نفر باید این داستان رو‬
‫برای هیئت‌منصفه تعریف کنه، میکی.‬

00:19:45.780 --> 00:19:48.775
‫من باید برای چیزی که‬
‫برام مهمه بجنگم.‬

00:19:48.780 --> 00:19:50.979
‫- مثل من؟‬
‫- آ...‬

00:19:50.984 --> 00:19:53.208
‫قبل از محاصره گفتی...‬

00:19:55.090 --> 00:19:57.120
‫گفتی که به‌خاطرم می‌جنگی.‬

00:19:58.260 --> 00:19:59.355
‫اینطوری می‌خوای بجنگی؟‬

00:19:59.360 --> 00:20:00.595
‫اینطوری نیست، میک.‬

00:20:00.600 --> 00:20:03.330
‫من این پرونده رو به تو ترجیح نمی‌دم.‬

00:20:04.170 --> 00:20:05.721
‫ولی مجبوری.‬

00:20:06.100 --> 00:20:07.465
‫یا من، یا پرونده.‬

00:20:07.470 --> 00:20:09.135
‫نمی‌تونی هردوشونو داشته باشی.‬

00:20:09.140 --> 00:20:10.830
‫داری اتمام حجت می‌کنی؟‬

00:20:18.480 --> 00:20:19.494
‫می‌دونی...‬

00:20:20.780 --> 00:20:23.015
‫...واقعاً فکر می‌کردم اگه...‬

00:20:23.020 --> 00:20:25.777
‫درست برات توضیح می‌دادم،‬

00:20:26.076 --> 00:20:27.596
‫اون‌وقت درک می‌کردی.‬

00:20:28.460 --> 00:20:32.350
‫ولی انگار باید می‌فهمیدم
‫که تو حتی تلاشم نمی‌کنی.‬

00:20:38.030 --> 00:20:40.930
‫من می‌رم بخوابم، ولی محض اطلاع...‬

00:20:43.440 --> 00:20:46.594
‫...اون شب همه‌مون نزدیک بود بمیریم.

00:20:54.220 --> 00:20:55.950
‫لعنتی.‬

00:20:57.000 --> 00:21:04.000
آوا‌مــووی

00:21:05.060 --> 00:21:06.941
‫عمه میراندا.‬

00:21:06.946 --> 00:21:08.195
‫سلام.‬
‫بیا تو.‬

00:21:08.200 --> 00:21:09.355
‫چطوری عزیزم؟‬

00:21:09.360 --> 00:21:10.895
‫اوه، امیدوار بودم مامانت رو ببینم.‬

00:21:10.900 --> 00:21:11.820
‫خونه‌ست؟‬

00:21:12.700 --> 00:21:15.265
‫نه، اون و بابام هردو رفتن سر کار.‬

00:21:15.270 --> 00:21:17.835
‫ای بابا. خب...‬
‫این برای اونه.‬

00:21:17.840 --> 00:21:19.335
‫دارم با هواپیما می‌رم نیویورک،‬

00:21:19.340 --> 00:21:21.075
‫واسه همین نمی‌تونم‬
‫توی مراسم اهدای مدال باشم.‬

00:21:21.080 --> 00:21:23.005
‫فقط می‌خواستم براش آرزوی موفقیت کنم.‬

00:21:23.010 --> 00:21:25.175
‫آخرین باری که با هم حرف زدیم...‬

00:21:25.180 --> 00:21:26.475
‫خب، راستش من فقط...‬

00:21:26.480 --> 00:21:28.375
‫فکر کردم یه هدیه برای آشتی لازم باشه.‬

00:21:28.380 --> 00:21:30.350
‫وای، چقدر مهربون.‬
‫من...‬

00:21:30.390 --> 00:21:32.490
‫مطمئنم ازش خوشش می‌آد.‬

00:21:33.418 --> 00:21:35.405
‫گفتی بابات هم رفته.‬

00:21:35.410 --> 00:21:36.870
‫اونم اینجا می‌مونه؟‬

00:21:37.360 --> 00:21:38.528
‫خب...‬

00:21:38.690 --> 00:21:42.225
‫آره، وقتی داشت دوران نقاهتش رو‬
‫می‌گذروند، اینجا بود.‬

00:21:42.230 --> 00:21:43.525
‫درباره الان مطمئن نیستم.‬

00:21:43.530 --> 00:21:45.195
‫اوه اوه.‬
‫با هم نمی‌سازن؟‬

00:21:45.200 --> 00:21:47.695
‫تا دیشب که رابطه‌شون عالی بود.‬

00:21:47.700 --> 00:21:49.691
‫یعنی واقعاً عالی.‬

00:21:49.840 --> 00:21:52.665
‫- اسکای، منظورت اینه که...‬
‫- آره.‬

00:21:52.670 --> 00:21:54.175
‫وای خدای من.‬
‫دوباره پیش هم برگشتن؟‬

00:21:54.180 --> 00:21:55.675
‫فکر کنم نباید تعجب کنم.‬

00:21:55.680 --> 00:21:58.340
‫اون دوتا همیشه یه راهی پیدا می‌کنن.‬

00:21:58.410 --> 00:22:00.205
‫هرچند تو زیاد خوش‌حال به نظر نمی‌رسی.‬

00:22:00.210 --> 00:22:01.915
‫نه، بحث اون نیست.‬

00:22:01.920 --> 00:22:02.790
‫فقط...‬

00:22:05.390 --> 00:22:07.385
‫خیلی توی زندگی پدر و مادرم غرق شدم.‬

00:22:07.390 --> 00:22:08.915
‫با مامانم زندگی می‌کنم،‬

00:22:08.920 --> 00:22:11.306
‫برای بابام کار می‌کنم...‬

00:22:12.090 --> 00:22:13.780
‫احساس می‌کنم ۱۴ سالمه.‬

00:22:14.560 --> 00:22:17.295
‫می‌دونستی سعی کردم برای پدرم کار کنم‬

00:22:17.300 --> 00:22:19.040
‫و اون استخدامم نکرد؟‬

00:22:19.400 --> 00:22:21.965
‫آره، پدربزرگت همیشه می‌خواست‬

00:22:21.970 --> 00:22:24.235
‫بابات مدیریت شرکت رو به عهده بگیره.‬

00:22:24.240 --> 00:22:26.205
‫مجبور شدم برم برای یه رقیب کار کنم‬

00:22:26.210 --> 00:22:27.575
‫و فروششون رو دوبرابر کنم‬

00:22:27.580 --> 00:22:29.875
‫تا بابام تازه به فکرش بیفته‬
‫که منو بیاره سر کار.‬

00:22:29.880 --> 00:22:31.745
‫- این دیوانه‌کننده‌ست.‬
‫- نه، برام خوب بود.‬

00:22:31.750 --> 00:22:33.140
‫باعث شد بهتر بشم.‬

00:22:34.380 --> 00:22:38.064
‫بعضی وقتا باید خودت
‫رو از لونه بندازی بیرون.‬

00:22:39.670 --> 00:22:42.538
‫تو واقعاً بااستعدادی، اسکای.‬

00:22:45.090 --> 00:22:46.650
‫بیا برای من کار کن.‬

00:22:48.960 --> 00:22:51.426
‫توی شرکت «فریلی تیمبر»؟‬

00:22:51.500 --> 00:22:53.265
‫الان شدیم «فریلی هورایزنز».‬

00:22:53.270 --> 00:22:55.095
‫تغییرات زیادی داره توی شرکت اتفاق می‌افته.‬

00:22:55.100 --> 00:22:57.577
‫زمان خیلی هیجان‌انگیزیه.‬

00:22:58.310 --> 00:23:00.005
‫ولی من باید چیکار کنم؟‬

00:23:00.010 --> 00:23:02.075
‫می‌تونم همین‌جا بایستم و تمام چیزایی‬
‫که توشون کمک می‌خوام رو بهت بگم،‬

00:23:02.080 --> 00:23:03.605
‫ولی جواب واقعی اینه که‬

00:23:03.610 --> 00:23:06.545
‫سخت‌تر از تمام عمرت کار می‌کنی،‬

00:23:06.550 --> 00:23:09.030
‫و کلی چیز یاد می‌گیری.‬

00:23:11.820 --> 00:23:14.585
‫خیلی ممنون که اینقدر سریع اومدید.‬

00:23:14.590 --> 00:23:16.615
‫با پنج‌تا وکیل اطفال تماس گرفتم،‬

00:23:16.620 --> 00:23:18.025
‫و هیچ‌کدوم جوابم رو ندادن.‬

00:23:18.030 --> 00:23:19.585
‫خب، تعجبی نداره.‬

00:23:19.590 --> 00:23:21.495
‫قاضی مک.‌ری آدم‌ها رو‬
‫برای چیزای کمتر از این هم توبیخ کرده.‬

00:23:21.500 --> 00:23:24.225
‫اون کینه‌توز و حسابگره.‬

00:23:24.230 --> 00:23:24.630
‫آه.‬

00:23:25.570 --> 00:23:26.665
‫- واقعاً؟‬
‫- آره.‬

00:23:26.670 --> 00:23:28.035
‫شهرتش که اینطوری نیست.‬

00:23:28.040 --> 00:23:29.295
‫خب، اون کل این شهر رو متقاعد کرده‬

00:23:29.300 --> 00:23:30.565
‫که یه جورایی قدیسه‌ست.‬

00:23:30.570 --> 00:23:32.610
‫پس واقعاً کیه؟‬

00:23:36.240 --> 00:23:39.320
‫وقتی توی دفتر وکیل تسخیری بودم،‬

00:23:39.650 --> 00:23:42.915
‫یه موکل ۱۲ ساله داشتم.‬

00:23:42.920 --> 00:23:45.385
‫قاضی مک.‌ری اون رو به سه روز‬
‫تو بازداشتگاه نوجوانان محکوم کرد‬

00:23:45.390 --> 00:23:47.015
‫اونم فقط برای دزدیدن یه بسته آدامس.‬

00:23:47.020 --> 00:23:49.085
‫و اون هم علاوه بر ۱۴ روز‬

00:23:49.090 --> 00:23:51.485
‫واسه اسپری کشیدن روی تابلوی ایست.‬

00:23:51.490 --> 00:23:54.255
‫دوازده سالش بود، ۱۷ روز انداختنش توی سلول.‬

00:23:54.260 --> 00:23:55.395
‫وحشتناکه.‬

00:23:55.400 --> 00:23:57.125
‫و چیزی که واقعاً داغونم کرد‬

00:23:57.130 --> 00:23:59.395
‫این بود که اونا رو می‌فرستاد
‫به این بازداشتگاه خصوصی،‬

00:23:59.400 --> 00:24:00.995
‫اون سرِ مرزِ شهرستان،‬

00:24:01.000 --> 00:24:03.295
‫دقیقاً یه جایی که واسه
‫خانواده‌ها سخت باشه برن ملاقات.‬

00:24:03.300 --> 00:24:05.339
‫یه بی‌رحمیِ بی‌خودی.‬

00:24:05.344 --> 00:24:07.960
‫اون بازداشتگاه... اسمش چی بود؟‬

00:24:08.780 --> 00:24:11.445
‫حواست باشه واسه همه به
‫اندازه‌ی کافی لیوان داشته باشیم.‬

00:24:11.450 --> 00:24:13.480
‫- صبح به‌خیر، جینا.
‫- اممم،‬

00:24:13.580 --> 00:24:17.660
‫می‌دونی که امروز قراره ازت عکس بگیرن، دیگه؟‬

00:24:18.090 --> 00:24:19.915
‫توی میزم برس دارم.‬

00:24:19.920 --> 00:24:21.685
‫مهمونا تا یه ساعت دیگه می‌رسن.‬

00:24:21.690 --> 00:24:23.785
‫خواهرم وقتی ۱۴ سالش بود نواربهداشتی دزدید.‬

00:24:23.790 --> 00:24:26.085
‫مامانم از قاضی التماس کرد که بهش رحم کنه.‬

00:24:26.090 --> 00:24:27.625
‫«زویی» تا حالا بازداشت نشده بود.‬

00:24:27.630 --> 00:24:28.825
‫یک ماه بهش حبس دادن.‬

00:24:28.830 --> 00:24:30.565
‫من فقط ۱۱ سالم بود،
‫ولی ملاقات رفتن رو یادمه.‬

00:24:30.570 --> 00:24:32.795
‫بازداشتگاه «داونی»،‬

00:24:32.800 --> 00:24:34.935
‫دو ساعت رانندگی تا مرزِ شهرستان.‬

00:24:34.940 --> 00:24:37.605
‫بعد از اون دیگه هیچ‌وقت آدم سابق نشد.‬

00:24:37.610 --> 00:24:40.810
‫شروع کرد به لجبازی و دعوا کردن با مامانم.‬

00:24:40.840 --> 00:24:42.775
‫فکر نمی‌کنم غیبش می‌زد اگه به خاطر‬

00:24:42.780 --> 00:24:44.075
‫- اون حکم نبود.
‫- خب،‬

00:24:44.080 --> 00:24:45.605
‫چرا اینا رو به من می‌گی؟‬

00:24:45.610 --> 00:24:47.105
‫«مری مک‌.ری» قاضی پرونده بود.‬

00:24:47.110 --> 00:24:49.975
‫سال‌هاست داره این کار رو می‌کنه.‬

00:24:49.980 --> 00:24:52.615
‫واسه جرم‌های کوچیک به
‫بچه‌ها حکم‌های سنگین می‌ده‬

00:24:52.620 --> 00:24:55.290
‫و بعدش می‌فرستدشون به «داونی».‬

00:24:55.590 --> 00:24:56.885
‫قسر هم در می‌ره‬

00:24:56.890 --> 00:24:58.325
‫چون پرونده‌های کانون اصلاح
‫و تربیت مُهروموم شده‌ان.‬

00:24:58.330 --> 00:25:00.125
‫موافقم، وحشتناکه، ولی این چه ربطی‬

00:25:00.130 --> 00:25:01.795
‫به قتلِ «تئو» داره؟‬

00:25:01.800 --> 00:25:04.295
‫شهرستان هر سال میلیون‌ها دلار
‫خرجِ زندانی کردنِ بچه‌ها می‌کنه.‬

00:25:04.300 --> 00:25:07.635
‫«داونی» خصوصیه، واسه همین
‫هزینه‌ش حتی بیشتر هم هست.‬

00:25:07.640 --> 00:25:11.072
‫این یه زندانِ انتفاعیه، «میکی».‬

00:25:11.077 --> 00:25:14.435
‫پس هرچی بچه‌های بیشتری رو بندازی
‫زندان، پولِ بیشتری به جیب می‌زنی.‬

00:25:14.440 --> 00:25:15.975
‫فکر می‌کنی «مک.‌ری» داره رشوه می‌گیره؟‬

00:25:15.980 --> 00:25:17.275
‫قطعاً داره تخت‌ها رو پُر نگه می‌داره.‬

00:25:17.280 --> 00:25:20.240
‫و مدارکش هم توی اون فلش‌ها بود.‬

00:25:20.850 --> 00:25:22.975
‫همین الان تصاویر دوربین‌های
‫مداربسته‌ی پارکینگِ دادگاه رو نگاه کردم.‬

00:25:22.980 --> 00:25:26.145
‫می‌خواستم ماشینِ قاضی
‫«کفی» رو زیر نظر بگیرم.‬

00:25:26.150 --> 00:25:27.785
‫یه چیزِ خیلی بهتر پیدا کردم.‬

00:25:27.790 --> 00:25:30.255
‫این «ویم گالدین»ـه. مامورِ
‫اجرای احکامِ «مک‌.ری».‬

00:25:30.260 --> 00:25:31.655
‫این فیلما مالِ دیروزه،‬

00:25:31.660 --> 00:25:33.355
‫چند ساعت بعد از اینکه «تئو» کشته شد.‬

00:25:33.360 --> 00:25:35.755
‫«گالدین» داره یه شاسی‌بلندِ
‫قرمزِ بزرگ رو می‌رونه.‬

00:25:35.760 --> 00:25:37.680
‫ولی زودتر همون روز صبح...‬

00:25:38.300 --> 00:25:41.110
‫...یه شاسی‌بلندِ آبیِ کوچیک رو می‌روند.‬

00:25:41.640 --> 00:25:43.165
‫یعنی، این کار رو کرد‬

00:25:43.170 --> 00:25:45.805
‫قبل از اینکه «تئو» زیر گرفته بشه، و بعدش‬

00:25:45.810 --> 00:25:48.375
‫با اون شاسی‌بلندِ قرمزِ بزرگ عوضش کرد.‬

00:25:48.380 --> 00:25:50.035
‫خیلی خب، باید استعلامِ پلاکِ‬

00:25:50.040 --> 00:25:52.045
‫- هر دوی این ماشینارو بگیریم.
‫- قبلاً انجامش دادم.‬

00:25:52.050 --> 00:25:53.375
‫شاسی‌بلندِ آبی مالِ «گالدین»ـه.‬

00:25:53.380 --> 00:25:55.445
‫شاسی‌بلندِ قرمز به نامِ یه نفر
‫به اسمِ «استیو هیلی» ثبت شده.‬

00:25:55.450 --> 00:25:56.975
‫هیچ رابطه‌ی شناخته‌شده‌ای بینشون نیست.‬

00:25:56.980 --> 00:25:58.385
‫واسه همین به «هیلی» زنگ زدم، اونم گفت‬

00:25:58.390 --> 00:26:00.685
‫سه هفته پیش شاسی‌بلندِ قرمز رو اهدا کرده به‬

00:26:00.690 --> 00:26:02.355
‫«بنیادِ کودکانِ مک.‌ری».‬

00:26:02.360 --> 00:26:04.120
‫موسسه‌ی خیریه‌ی «مک.‌ری».‬

00:26:04.190 --> 00:26:05.555
‫این نمی‌تونه اتفاقی باشه.‬

00:26:05.560 --> 00:26:06.655
‫باید حکم بگیریم.‬

00:26:06.660 --> 00:26:07.742
‫جینا.‬

00:26:09.030 --> 00:26:12.025
‫قاضی «آلیس تامپسون»... اسمش
‫توی لیستِ مهمونای امروز هست؟‬

00:26:12.030 --> 00:26:13.495
‫- آره، میاد اینجا.
‫- یه زنگی بهش بزن،‬

00:26:13.500 --> 00:26:16.150
‫ببین می‌تونه یکم زودتر بیاد.‬

00:26:22.480 --> 00:26:25.145
‫می‌فهمم چرا نمی‌خواستی
‫این کار رو توی دادگاه انجام بدی.‬

00:26:25.150 --> 00:26:28.075
‫واقعاً باید شاسی‌بلندِ
‫«ویم گالدین» رو پیدا کنیم.‬

00:26:28.080 --> 00:26:31.045
‫پس، من حکمِ بازرسیِ خونه‌اش‬

00:26:31.050 --> 00:26:33.015
‫و انبارِ «بنیادِ کودکانِ
‫مک.‌ری» رو لازم دارم.‬

00:26:33.020 --> 00:26:34.685
‫فکر می‌کنی مدارکمون واسه این کار کافیه؟‬

00:26:34.690 --> 00:26:36.285
‫واقعاً فکر می‌کنم دلایلِ کافی رو داریم.‬

00:26:36.290 --> 00:26:38.490
‫توی یه پرونده‌ی عادی، شاید.‬

00:26:38.690 --> 00:26:42.195
‫ولی پیگیرِ پرونده‌ی یه قاضیِ
‫شاغل شدن اصلاً عادی نیست.‬

00:26:42.200 --> 00:26:44.825
‫اگه می‌خوای «مک.‌ری» رو هدف بگیری،‬

00:26:44.830 --> 00:26:46.570
‫بهتره تیرت به خطا نره.‬

00:26:46.670 --> 00:26:48.895
‫فکر می‌کنم به مدارکِ بیشتری نیاز داری.‬

00:26:48.900 --> 00:26:50.902
‫چی؟ مسخره‌ست.‬

00:26:51.370 --> 00:26:53.180
‫ممنون، قاضی «تامپسون».‬

00:26:53.510 --> 00:26:55.020
‫الان میایم پیشتون.‬

00:26:57.240 --> 00:26:59.845
‫قاضی «تامپسون» داشت در حقمون لطف می‌کرد.‬

00:26:59.850 --> 00:27:01.245
‫شاید همین الان پرونده‌مون
‫رو نجات داده باشه.‬

00:27:01.250 --> 00:27:02.575
‫که این‌طور به نظر نمی‌رسه.‬

00:27:02.580 --> 00:27:04.720
‫هی، ما فقط یه فرصت داریم.‬

00:27:05.690 --> 00:27:08.385
‫باشه. باید از «کال‌تِرَنس» بخوایم‬

00:27:08.390 --> 00:27:10.085
‫تصاویرِ دوربین‌های ترافیکیِ‬

00:27:10.090 --> 00:27:11.655
‫بینِ مهمون‌سرا و دادگاه رو بهمون بده.‬

00:27:11.660 --> 00:27:13.625
‫اگه ماشینِ «گالدین» رو
‫هر جای اون مسیر ببینیم،‬

00:27:13.630 --> 00:27:14.825
‫که بتونه ورق رو برگردونه.‬

00:27:14.830 --> 00:27:15.941
‫فعلاً،‬

00:27:15.946 --> 00:27:17.895
‫بیاید همه‌مون یه نفس عمیق بکشیم‬

00:27:17.900 --> 00:27:19.025
‫و این مراسم رو پشت سر بذاریم.‬

00:27:19.030 --> 00:27:20.895
‫یا می‌تونم بیخیال مراسم بشم‬

00:27:20.900 --> 00:27:23.635
‫و ماشینم رو به صندوقِ
‫کودکانِ مک‌ری اهدا کنم.‬

00:27:23.640 --> 00:27:26.305
‫و اگه اون شاسی‌بلند آبی رو
‫ببینم که جلوش داغون شده،‬

00:27:26.310 --> 00:27:28.975
‫اون‌وقت می‌تونیم طبق قانونِ
‫مشاهده‌ی عینی توقیفش کنیم‬

00:27:28.980 --> 00:27:30.405
‫و گور بابای حکم.‬

00:27:30.410 --> 00:27:32.745
‫قانونِ مشاهده‌ی عینی
‫این‌طوری کار نمی‌کنه، کسیدی.‬

00:27:32.750 --> 00:27:34.315
‫خودت هم اینو می‌دونی.‬

00:27:34.320 --> 00:27:36.275
‫می‌دونم چون به خواهرت ربط داره، این پرونده‬

00:27:36.280 --> 00:27:37.475
‫برات خیلی شخصی شده،‬

00:27:37.480 --> 00:27:39.245
‫ولی داری درست فکر نمی‌کنی.‬

00:27:39.250 --> 00:27:40.545
‫می‌خوام مدال رو بگیری‬

00:27:40.550 --> 00:27:42.085
‫و بعدش بری خونه و یکم استراحت کنی.‬

00:27:42.090 --> 00:27:43.485
‫اون مدالِ لعنتی رو نمی‌خوام.‬

00:27:43.490 --> 00:27:44.885
‫تئو مرده.‬

00:27:44.890 --> 00:27:46.955
‫زندگیِ این بچه‌ها داره نابود می‌شه.‬

00:27:46.960 --> 00:27:48.725
‫اون‌وقت ما حتی نمی‌تونیم یه حکم بگیریم؟‬

00:27:48.730 --> 00:27:51.495
‫اونوقت من یه نفرو به قتل رسوندم و
‫اونا می‌خوان برام جشن بگیرن؟‬

00:27:51.500 --> 00:27:51.900
‫هی.‬

00:27:53.070 --> 00:27:55.296
‫تو کسی رو به قتل نرسوندی.

00:27:55.865 --> 00:27:56.675
‫این کار رو نکردی.‬

00:27:57.070 --> 00:28:00.265
‫داشتی از خودت دفاع می‌کردی.
‫همه‌ی کارهات درست بود.‬

00:28:00.270 --> 00:28:02.660
‫بقیه هم همه‌ش همین رو می‌گن.‬

00:28:03.410 --> 00:28:04.800
‫و اگه این درسته،‬

00:28:05.580 --> 00:28:07.260
‫پس چرا خوابم نمی‌بره؟‬

00:28:12.120 --> 00:28:14.115
‫میکی، خبرنگارها دارن کلافه می‌شن.‬

00:28:14.120 --> 00:28:16.185
‫و بون، نورا داره دنبالت می‌گرده.‬

00:28:16.190 --> 00:28:17.700
‫الان می‌آیم.‬

00:28:20.741 --> 00:28:21.321
‫کسیدی.‬

00:28:22.298 --> 00:28:22.799
‫هی.‬

00:28:24.530 --> 00:28:25.390
‫نگام کن.‬

00:28:27.870 --> 00:28:29.550
‫همه‌مون هواتو داریم.‬

00:28:31.610 --> 00:28:33.165
‫اون شب هوای همدیگه رو داشتیم.‬

00:28:33.170 --> 00:28:35.635
‫عواقبش رو هم با هم پشت سر می‌ذاریم.‬

00:28:35.640 --> 00:28:36.717
‫باشه؟‬

00:28:40.010 --> 00:28:42.100
‫چند دقیقه به خودت زمان بده.‬

00:29:02.658 --> 00:29:05.588
‫رید جیکوبز
‫(۶۱۹)-۵۵۵-۰۱۸۷

00:29:13.463 --> 00:29:14.091
‫رید؟‬

00:29:14.550 --> 00:29:17.700
‫من معاون کمپبل هستم.
‫ دیروز همدیگه رو دیدیم.‬

00:29:18.320 --> 00:29:20.410
‫یه پیشنهادی برات دارم.‬

00:29:25.798 --> 00:29:29.855
‫کلانتری شهرستان اجواتر
‫مدرک

00:29:45.150 --> 00:29:47.010
‫چطوری این کار رو می‌کنن؟‬

00:29:47.820 --> 00:29:49.015
‫هر روز صبح از خونه می‌زنن بیرون،‬

00:29:49.020 --> 00:29:50.915
‫با عزیزانشون خداحافظی می‌کنن‬

00:29:50.920 --> 00:29:54.590
‫در حالی که نمی‌دونن اصلاً
‫دوباره می‌بیننشون یا نه؟‬

00:29:56.220 --> 00:29:57.678
‫نمی‌دونم.‬

00:29:58.360 --> 00:30:00.729
‫از فکرشون بیرونش می‌کنن. بهش فکر نمی‌کنن.‬

00:30:01.138 --> 00:30:02.270
‫آره.‬

00:30:03.160 --> 00:30:04.595
‫آره، فکر کنم همین‌طوره.‬

00:30:04.600 --> 00:30:07.322
‫ولی تکلیفِ عزیزانشون چی می‌شه؟‬

00:30:08.440 --> 00:30:10.530
‫اونا باید چیکار کنن؟‬

00:30:12.340 --> 00:30:13.628
‫همون کارو.‬

00:30:36.252 --> 00:30:37.786
‫شهرستان اجواتر، ایالت کالیفرنیا

00:30:37.830 --> 00:30:40.025
‫تعدادشون بیشتر بود و سلاح‌های بهتری داشتن.‬

00:30:40.030 --> 00:30:41.665
‫من به یه نفر شلیک کردم.‬

00:30:41.670 --> 00:30:44.620
‫- تو جونِ منو نجات دادی.‬
‫- خوبی، کس؟‬

00:30:44.840 --> 00:30:45.796
‫خوبم.‬

00:30:48.240 --> 00:30:49.750
‫یکیش رو جاشو جا انداختی.‬

00:30:51.580 --> 00:30:53.005
‫می‌خواستیم تعمیرش کنیم،‬

00:30:53.010 --> 00:30:54.415
‫ولی نمی‌خواستم کسی فراموش کنه‬

00:30:54.420 --> 00:30:55.545
‫اون شب به شما چی گذشت‬

00:30:55.550 --> 00:30:57.045
‫یا اینکه برای این شهر چیکار کردید.‬

00:30:57.050 --> 00:30:59.085
‫باید به کاری که کردی افتخار کنی.‬

00:30:59.090 --> 00:31:03.113
‫می‌تونم با قهرمانِ اجواتر دست بدم؟‬

00:31:04.460 --> 00:31:06.425
‫قاضیِ مک.‌ری. مری صدام کن.‬

00:31:06.430 --> 00:31:07.925
‫- کسیدی کمپبل.‬
‫- می‌دونم کی هستی.‬

00:31:07.930 --> 00:31:10.195
‫کلِ اخبار پر شده از اسم تو.‬

00:31:10.200 --> 00:31:12.060
‫می‌تونم یه عکس بگیرم؟‬

00:31:14.600 --> 00:31:15.908
‫باشه.‬

00:31:17.841 --> 00:31:18.435
‫راستش،‬

00:31:18.440 --> 00:31:21.460
‫فکر کنم خواهرم، زویی کمپبل رو می‌شناختید.‬

00:31:22.210 --> 00:31:24.345
‫اوم، نمی‌تونم بگم که اسمش یادمه.‬

00:31:24.350 --> 00:31:26.577
‫اوه، این عالی شد.‬

00:31:26.582 --> 00:31:28.775
‫به عنوان یه خدمتگزارِ مردم به یکی دیگه،‬

00:31:28.780 --> 00:31:30.190
‫ازت ممنونم.‬

00:31:36.260 --> 00:31:37.555
‫ماهایی که نشانِ پلیس رو به سینه می‌زنیم‬

00:31:37.560 --> 00:31:39.855
‫می‌دونیم که این فقط یه تیکه‌ی فلزه.‬

00:31:39.860 --> 00:31:41.755
‫قرار نیست قوی‌تر یا شجاع‌ترت کنه.‬

00:31:41.760 --> 00:31:43.595
‫فقط چیزی که از قبل‬

00:31:43.600 --> 00:31:45.765
‫توی وجودِ صاحبش هست رو تقویت می‌کنه.‬

00:31:45.770 --> 00:31:47.870
‫مدال‌های شجاعت فرق دارن.‬

00:31:48.100 --> 00:31:52.018
‫اونا داستانِ شجاعت و فداکاری رو می‌گن،‬

00:31:52.023 --> 00:31:55.305
‫از خودگذشتگی در برابرِ سختی‌های طاقت‌فرسا.‬

00:31:55.310 --> 00:31:57.535
‫توی این ۲۰ سال خدمتم، هرگز‬

00:31:57.540 --> 00:32:00.345
‫هیچ دو معاونی به اندازه‌ی
‫این‌ها لایقِ این افتخار نبودن‬

00:32:00.350 --> 00:32:03.389
‫یعنی کسیدی کمپبل و نیتن بون.‬

00:32:03.620 --> 00:32:06.251
‫معاون کمپبل جونش رو به خطر انداخت‬

00:32:06.490 --> 00:32:08.115
‫تا یه غیرنظامیِ زخمی رو به جای امنی ببره‬

00:32:08.120 --> 00:32:10.110
‫اونم وسطِ درگیری‌های اولیه.‬

00:32:10.229 --> 00:32:13.525
‫اون به تنهایی جلوی اولین
‫موجِ مهاجم‌ها ایستادگی کرد،‬

00:32:13.530 --> 00:32:16.670
‫بهمون فرصت داد‬
‫تا دفاعمون رو تقویت کنیم.‬

00:32:17.744 --> 00:32:18.854
‫معاون کمپبل.‬

00:32:21.744 --> 00:32:23.282
‫باعث افتخارمه‬

00:32:23.670 --> 00:32:26.570
‫که این مدال شجاعت رو‬
‫بهت تقدیم کنم.‬

00:32:39.920 --> 00:32:42.315
‫بعداً، بعد از اینکه جلوی مهاجم‌ها رو‬

00:32:42.320 --> 00:32:44.155
‫برای بیشتر از ۳۰ دقیقه گرفتیم،‬

00:32:44.160 --> 00:32:46.455
‫من و ستوان بون زمین‌گیر شده بودیم‬

00:32:46.460 --> 00:32:47.885
‫درست همون‌جا.‬

00:32:47.890 --> 00:32:51.225
‫مهماتمون داشت تموم می‌شد‬
‫و زیر آتیش سنگین بودیم.‬

00:32:51.230 --> 00:32:54.695
‫همون موقع بود که یه تیر‬
‫به بازوی ستوان بون خورد.‬

00:32:54.700 --> 00:32:57.065
‫و اگه نیم اینچ اون‌ورتر خورده بود،‬

00:32:57.070 --> 00:32:59.405
‫شاهرگش رو قطع می‌کرد و می‌کشتش.‬

00:32:59.410 --> 00:33:02.535
‫همون موقع بود که بی‌سیممون‬
‫دوباره به کار افتاد.‬

00:33:02.540 --> 00:33:03.714
‫زخمی...‬

00:33:05.210 --> 00:33:07.375
‫ستوان بون جونش رو به خطر انداخت‬

00:33:07.380 --> 00:33:09.015
‫تا خودش رو به اون بی‌سیم برسونه،‬

00:33:09.020 --> 00:33:11.215
‫اونم در حالی که از بین‬
‫بارون گلوله می‌دوید.‬

00:33:11.220 --> 00:33:12.815
‫چند دقیقه بعد از اون تماس،‬

00:33:12.820 --> 00:33:15.315
‫نیروهای ما اونجا رو محاصره کردن.‬

00:33:15.320 --> 00:33:16.710
‫محاصره تموم شد.‬

00:33:20.795 --> 00:33:21.965
‫ستوان بون.‬

00:33:24.930 --> 00:33:26.225
‫باعث افتخارمه‬

00:33:26.230 --> 00:33:29.130
‫که این مدال شجاعت رو‬
‫بهت تقدیم کنم.‬

00:33:46.619 --> 00:33:47.272
‫نورا.‬

00:33:49.281 --> 00:33:50.116
‫هی.‬

00:33:53.426 --> 00:33:54.936
‫«سر کار گیر افتادم.‬

00:33:55.060 --> 00:33:56.495
‫زود می‌بینمت.»

00:33:56.500 --> 00:33:58.295
‫این پیام رو قبل از اون عملیاتِ‬

00:33:58.300 --> 00:34:00.195
‫انتحاری برام فرستادی یا بعدش؟‬

00:34:00.200 --> 00:34:01.211
‫متأسفم.‬

00:34:01.440 --> 00:34:03.065
‫نمی‌خواستم بترسونمت.‬

00:34:03.070 --> 00:34:05.735
‫نه، درکت می‌کنم. واقعاً می‌کنم.‬
‫ولی منظورم اینه که،‬

00:34:05.740 --> 00:34:07.130
‫عکس‌ها رو دیدم،‬

00:34:07.240 --> 00:34:09.375
‫بعدش هم همه‌ی اون حرف‌ها رو شنیدم و...‬

00:34:09.380 --> 00:34:10.875
‫هیچ‌وقت هیچ‌کدوم از اینا رو نگفته بودی.‬

00:34:10.880 --> 00:34:12.245
‫خودت نمی‌خواستی در موردش حرف بزنی.‬

00:34:12.250 --> 00:34:13.275
‫نمی‌خواستی اخبار رو ببینی.‬

00:34:13.280 --> 00:34:15.190
‫پس باید چیکار می‌کردم؟‬

00:34:16.720 --> 00:34:18.120
‫جیسون همیشه می‌گفت‬

00:34:18.850 --> 00:34:21.045
‫هیچ‌کس بعد از اینکه تیر می‌خوره‬
‫دیگه برنمی‌گرده سر کار.‬

00:34:21.050 --> 00:34:22.315
‫همیشه با این موضوع شوخی می‌کرد،‬

00:34:22.320 --> 00:34:24.785
‫و می‌گفت این همون بلیت طلاییه.‬

00:34:24.790 --> 00:34:25.490
‫اینکه...‬

00:34:26.590 --> 00:34:28.125
‫فقط یه تیر به بازوت می‌خوره،‬

00:34:28.130 --> 00:34:30.125
‫و با تمام مزایا بازنشسته می‌شی.‬

00:34:30.130 --> 00:34:31.265
‫یعنی دیگه تمومه.‬

00:34:31.270 --> 00:34:32.495
‫نونت تو روغنه، مگه نه؟‬

00:34:32.500 --> 00:34:33.020
‫خب...‬

00:34:35.500 --> 00:34:37.940
‫چرا تو نمی‌تونی این کار رو بکنی؟‬

00:34:38.310 --> 00:34:41.475
‫چون من دنبال بلیت طلایی نیستم.‬

00:34:41.480 --> 00:34:43.175
‫عاشق کارمم.‬

00:34:43.180 --> 00:34:45.475
‫هنوز کارم تموم نشده.‬

00:34:45.480 --> 00:34:47.075
‫اصلاً بهش فکر کردی؟‬

00:34:47.080 --> 00:34:49.815
‫منظورم اینه که، اصلاً به من فکر کردی؟‬

00:34:49.820 --> 00:34:51.545
‫- آره. معلومه.‬
‫- من نمی‌تونم، نمی‌تونم...‬

00:34:51.550 --> 00:34:53.485
‫معلومه که فکر کردم.‬

00:34:53.490 --> 00:34:55.685
‫می‌دونم خیلیا بازنشسته می‌شن.‬

00:34:55.690 --> 00:34:59.736
‫ولی بدون این شغل بدبخت می‌شم.‬

00:35:00.660 --> 00:35:01.893
‫خودمو گم می‌کنم.‬

00:35:03.660 --> 00:35:06.740
‫و این اون مردی نیست
‫ که باهاش ازدواج کردی.‬

00:35:07.900 --> 00:35:10.990
‫من عاشق همون مردی‌ام
‫ که باهاش ازدواج کردم.‬

00:35:13.670 --> 00:35:15.505
‫فقط، فکر می‌کردم می‌تونیم، می‌دونی،‬

00:35:15.510 --> 00:35:17.875
‫توی این شهر امن عاقبت‌به‌خیر
‫بشیم، ولی نمی‌تونم.‬

00:35:17.880 --> 00:35:20.045
‫خیلی متأسفم، من همه‌ش نگران می‌شم.‬

00:35:20.050 --> 00:35:21.875
‫خودمو مریض می‌کنم، و من...‬

00:35:21.880 --> 00:35:23.515
‫سعی کردم باهاش کنار بیام، ولی نمی‌تونم.‬

00:35:23.520 --> 00:35:26.880
‫دیگه نمی‌تونم زنِ یه
‫پلیس باشم، خیلی متأسفم.‬

00:35:37.400 --> 00:35:38.353
‫خداحافظ.‬

00:35:49.110 --> 00:35:51.005
‫اوه، سلام بابا. چیزی خوردی؟‬

00:35:51.010 --> 00:35:53.905
‫این مینی‌کیش‌ها، راستش بد نیستن.‬
‫(کیش: یه نوع تارت فرانسوی)

00:35:53.910 --> 00:35:55.316
‫اوه.‬

00:35:55.450 --> 00:35:56.484
‫خب.‬

00:35:57.320 --> 00:35:58.692
‫خیلی خب.‬

00:35:59.720 --> 00:36:00.770
‫اشکالی نداره.‬

00:36:01.436 --> 00:36:03.055
‫- من خوبم.‬
‫- میکی.‬

00:36:03.060 --> 00:36:04.355
‫یه تماس داشتیم. یه...‬

00:36:04.360 --> 00:36:06.589
‫- سرقت از... اوه. ببخشید.‬
‫- اوم...‬

00:36:06.598 --> 00:36:08.997
‫اشکالی نداره. چی شده؟‬

00:36:09.002 --> 00:36:10.555
‫یه سرقت انجام شده‬

00:36:10.560 --> 00:36:12.225
‫در انبارِ صندوق کودکانِ مک.‌ری.‬

00:36:12.230 --> 00:36:13.765
‫همون‌جایی نیست که می‌خواستی‬
‫دنبال اون شاسی‌بلند آبی بگردی؟‬

00:36:13.770 --> 00:36:14.230
‫آره.‬

00:36:15.040 --> 00:36:17.035
‫هی. من باید برم. خوبی؟‬

00:36:17.040 --> 00:36:19.180
‫- مراقب خودت باش.‬
‫- باشه.‬

00:36:19.870 --> 00:36:21.020
‫حواسم هست.‬

00:36:26.080 --> 00:36:29.340
‫من می‌دونم میکی
‫ویسکی‌ها رو کجا نگه می‌داره.‬

00:36:29.350 --> 00:36:31.737
‫اوه. منم لیوان‌ها رو میارم.‬

00:36:39.760 --> 00:36:43.190
‫تا شما نرسیدید، کلانتر،
‫اون از جاش تکون نخورد.‬

00:36:47.930 --> 00:36:50.333
‫شاسی‌بلندِ مأمور اجرا.‬

00:36:58.451 --> 00:37:00.945
‫این اصلاً قانونی نیست.
‫داری سعی می‌کنی بهم بگی‬

00:37:00.950 --> 00:37:02.315
‫همین‌طوری گذرت افتاد‬
‫به اون انبار؟‬

00:37:02.320 --> 00:37:04.545
‫ما به گزارش یه سرقتِ در حالِ وقوع‬
‫پاسخ دادیم.‬

00:37:04.550 --> 00:37:06.885
‫وقتی رسیدیم، ماشینت رو دیدیم،‬
‫کاملاً تو دید بود.‬

00:37:06.890 --> 00:37:08.685
‫این یه تفتیش و توقیفِ قانونیه.‬

00:37:08.690 --> 00:37:12.085
‫ردِ لاستیک‌های ماشینت‬
‫با ردتایرهای توی صحنه یکی‌ان،‬

00:37:12.090 --> 00:37:13.770
‫مثلِ همون رنگِ آبی.‬

00:37:13.830 --> 00:37:15.595
‫شاید بهتر باشه فکر کنی اون کسی که‬
‫داری ازش حمایت می‌کنی...‬

00:37:15.600 --> 00:37:18.295
‫همون کسی که به‌خاطرش آدم کشتی...‬
‫ازت حمایت می‌کنه یا نه.‬

00:37:18.300 --> 00:37:19.870
‫من کسی رو نکشتم!‬

00:37:20.430 --> 00:37:22.835
‫به نظرت هیئت‌منصفه هم‬

00:37:22.840 --> 00:37:24.195
‫همین برداشت رو می‌کنه‬

00:37:24.200 --> 00:37:26.310
‫وقتی اینا رو ببینه؟‬

00:37:33.350 --> 00:37:35.245
‫قرار نبود اونجا باشه.‬

00:37:35.250 --> 00:37:38.260
‫برای فلش‌مموری‌ها‬
‫رفتم به مهمون‌سرا،‬

00:37:38.420 --> 00:37:40.145
‫یهو اومد تو‬
‫و بعدش فرار کرد.‬

00:37:40.150 --> 00:37:41.455
‫اون(زن) بهم گفت کار رو تموم کنم.‬

00:37:41.460 --> 00:37:43.650
‫- گفت که باید...‬
‫- اون(زن)؟‬

00:37:49.630 --> 00:37:51.495
‫کلانتر فاکس.‬
‫معاون بون.‬

00:37:51.500 --> 00:37:55.485
‫چطور می‌تونم به دوتا‬
‫قهرمانِ اجواتر کمک کنم؟‬

00:37:56.070 --> 00:37:57.495
‫می‌تونی بدونِ سر و صدا بیای.‬

00:37:57.500 --> 00:37:58.935
‫نمی‌ذاریم آبروت بره و‬

00:37:58.940 --> 00:38:00.965
‫با دست‌بند از دادگاه‬
‫بری بیرون.‬

00:38:00.970 --> 00:38:03.135
‫شما بازداشتید،‬
‫قاضی مک.‌ری.‬

00:38:03.140 --> 00:38:05.675
‫این وقاحت‌باره.‬
‫به چه اتهامی؟‬

00:38:05.680 --> 00:38:07.045
‫هر کدوم رو که دوست داری انتخاب کن.‬

00:38:07.050 --> 00:38:09.215
‫توطئه برای قتل.‬
‫کارشکنی.‬

00:38:09.220 --> 00:38:10.675
‫بماند اون میلیون‌ها دلاری که‬

00:38:10.680 --> 00:38:12.115
‫به عنوانِ رشوه و پورسانتِ غیرقانونی‬
‫دریافت می‌کردی‬

00:38:12.120 --> 00:38:13.515
‫از بازداشتگاهِ داونی.‬

00:38:13.520 --> 00:38:15.955
‫با زندانی کردنِ بچه‌ها‬
‫خودت رو پولدار کردی.‬

00:38:15.960 --> 00:38:17.880
‫واقعاً که خادمِ مردمی.‬

00:38:17.890 --> 00:38:19.425
‫همون‌طور که گفتم، بهت این فرصت رو می‌دیم‬

00:38:19.430 --> 00:38:21.525
‫که با احترام و با پای خودت‬
‫از اینجا بری بیرون،‬

00:38:21.530 --> 00:38:25.260
‫ولی اگه لازم باشه،‬
‫آماده‌ایم از زور استفاده کنیم.‬

00:38:29.300 --> 00:38:31.295
‫- زویی کمپبل.‬
‫- کسیدی، برو عقب.‬

00:38:31.300 --> 00:38:34.770
‫- حالا یادت می‌آد.‬
‫- می‌خوام باهات حرف بزنم.‬

00:38:36.610 --> 00:38:40.075
‫رید ادعا می‌کنه که‬
‫همه‌ش ایده خودش بوده.‬

00:38:40.080 --> 00:38:43.175
‫که تو درباره‌ی انبار یا ماشین‬
‫بهش آمار ندادی.‬

00:38:43.180 --> 00:38:46.045
‫جفتمون می‌دونیم که‬
‫این کار خیلی خلافِ مقرراته.‬

00:38:46.050 --> 00:38:47.510
‫اون آدمِ درستکاریه.‬

00:38:47.990 --> 00:38:49.655
‫فکر نمی‌کنم آماده باشی‬
‫که برگردی سرِ عملیات.‬

00:38:49.660 --> 00:38:52.255
‫موج‌گرفتگی، بی‌خوابی...‬
‫هر مشکلی که داری،‬

00:38:52.260 --> 00:38:54.655
‫نمی‌تونم ریسک کنم که‬
‫دوباره همچین اتفاقی بیفته.‬

00:38:54.660 --> 00:38:55.895
‫- معلقی.‬
‫- نه.‬

00:38:55.900 --> 00:38:57.225
‫میکی، خواهش می‌کنم.‬

00:38:57.230 --> 00:38:58.365
‫مـ... من باید کار کنم.‬

00:38:58.370 --> 00:39:00.065
‫اگه تو خونه بشینم،‬
‫اوضاعم داغون می‌شه.‬

00:39:00.070 --> 00:39:01.365
‫- خواهش می‌کنم.‬
‫- باشه، خیلی خب.‬

00:39:01.370 --> 00:39:02.435
‫پشت‌میزنشین می‌شی.‬

00:39:02.440 --> 00:39:03.895
‫جواب دادن به تلفن‌ها،‬
‫بایگانیِ پرونده‌ها.‬

00:39:03.900 --> 00:39:05.365
‫- تا کی؟‬
‫- ببخشید؟‬

00:39:05.370 --> 00:39:08.690
‫جوابِ درست اینه:‬
‫«ممنونم، کلانتر فاکس.»‬

00:39:08.880 --> 00:39:11.442
‫می‌تونستم خیلی بدتر باهات برخورد کنم.‬

00:39:20.520 --> 00:39:21.915
‫امـ... فردا صبح‬

00:39:21.920 --> 00:39:24.190
‫دارم می‌رم سمتِ سان‌فرانسیسکو.‬

00:39:24.290 --> 00:39:28.420
‫من و بارلو یه جلسه استماعِ شواهدِ‬
‫پیش از محاکمه داریم.‬

00:39:29.051 --> 00:39:32.225
‫ببین، امروز که توی اداره
‫کلانتری اجواتر بودم،‬ درکت کردم.‬

00:39:32.230 --> 00:39:34.265
‫تو هر روز اونجا بودی،‬

00:39:34.270 --> 00:39:36.439
‫و اون جهنم رو دوباره زندگی کردی.‬

00:39:36.973 --> 00:39:37.695
‫متأسفم.‬

00:39:37.700 --> 00:39:40.035
‫اون‌قدر متأسفی که‬
‫دیگه وکالتش رو قبول نکنی؟‬

00:39:40.040 --> 00:39:43.205
‫من واقعاً معتقدم آدم‌هایی توی قدرت هستن‬

00:39:43.210 --> 00:39:44.575
‫که باید پاسخگو باشن.‬

00:39:44.580 --> 00:39:46.905
‫تو و اون اصولِ لعنتیت.‬

00:39:46.910 --> 00:39:49.775
‫می‌خوای برای من درباره‌ی اصول سخنرانی کنی؟‬

00:39:49.780 --> 00:39:53.337
‫نه، نه، اونو بلند نکن.‬
‫نباید اونو بلند کنی.‬

00:39:55.634 --> 00:39:56.668
‫ممنون.‬

00:39:59.540 --> 00:40:01.425
‫اگه یه کلمه‬

00:40:01.430 --> 00:40:03.655
‫از تیمِ دفاعیِ بارلو بشنوم‬

00:40:03.660 --> 00:40:05.895
‫که دارن عملکردِ اداره‌ی کلانتر رو‬
‫بد جلوه می‌دن...‬

00:40:05.900 --> 00:40:07.825
‫نمی‌شنوی.‬
‫قول می‌دم.‬

00:40:07.830 --> 00:40:11.165
‫اون عوضی اصلاً نمی‌دونه‬
‫چقدر شانس آورده.‬

00:40:11.170 --> 00:40:13.306
‫من برمی‌گردم، میک.‬

00:40:23.850 --> 00:40:26.045
‫♪ دیدم که یه نورِ‬ ♪
‫♪ خیلی درخشان‬ ♪

00:40:26.050 --> 00:40:27.390
‫♪ چطوری خاموش شد...‬ ♪

00:40:28.990 --> 00:40:30.621
‫سلام مامان.‬

00:40:31.020 --> 00:40:34.725
‫دارم با بابا می‌رم خونه‌اش‬
‫تا کمکش کنم وسایلش رو جمع کنه.‬

00:40:34.730 --> 00:40:37.082
‫♪ کاش می‌تونستم برگردم...‬ ♪

00:40:41.270 --> 00:40:44.565
‫اگه حالت رو بهتر می‌کنه،‬
‫منم امروز ازش جدا شدم.

00:40:44.570 --> 00:40:47.035
‫- استعفای دو هفته‌م رو بهش دادم.‬
‫- به‌خاطرِ بارلو؟‬

00:40:47.040 --> 00:40:50.005
‫خاله میراندا بهم یه شغل پیشنهاد داد‬
‫و تصمیم گرفتم قبول کنم.‬

00:40:50.010 --> 00:40:50.807
‫اوه.‬

00:40:52.850 --> 00:40:54.175
‫عزیزم، مطمئن نیستم که این‬

00:40:54.180 --> 00:40:55.375
‫- ایده خوبی باشه.‬
‫- مامان.‬

00:40:55.380 --> 00:40:56.645
‫فقط فکر نمی‌کنم‬
‫ازش خوشت بیاد.‬

00:40:56.650 --> 00:40:59.610
‫خب، این دیگه به خودم مربوطه‬
‫که بفهمم.‬

00:41:01.183 --> 00:41:01.703
‫باشه.‬

00:41:03.597 --> 00:41:05.517
‫باشه. ممنون.‬

00:41:07.660 --> 00:41:10.184
‫- دوستت دارم.‬
‫- منم دوستت دارم.‬

00:41:13.500 --> 00:41:15.665
‫♪ فکر کنم باید قبول کنم‬ ♪

00:41:15.670 --> 00:41:18.805
‫♪ که همیشه باید‬ ♪
‫♪ توی این جاده قدم بزنم‬ ♪

00:41:18.810 --> 00:41:22.193
‫♪ این بار رو به دوش بکشم...‬ ♪

00:41:24.410 --> 00:41:27.020
‫- الو؟‬
‫- خانم کسیدی کمپبل؟‬

00:41:27.410 --> 00:41:29.715
‫- بله. شما؟‬
‫- توی اخبار دیدمتون.‬

00:41:29.720 --> 00:41:31.515
‫یه‌کم طول کشید تا‬
‫شماره‌تونو پیدا کنم،‬

00:41:31.520 --> 00:41:34.045
‫اما وقتی فهمیدم کی هستید،‬
‫دونستم که باید زنگ بزنم.‬

00:41:34.050 --> 00:41:36.200
‫ببخشید، موضوع چیه؟‬

00:41:36.690 --> 00:41:38.855
‫من خواهرتون، زویی رو می‌شناختم.‬

00:41:38.860 --> 00:41:41.695
‫شبی که ناپدید شد،‬
‫پیشش بودم.‬

00:41:41.700 --> 00:41:43.695
‫فکر کنم باید با هم حرف بزنیم.‬

00:41:43.700 --> 00:41:47.547
‫♪ خب، سعی کردم‬ ♪
‫♪ ازش فرار کنم‬ ♪

00:41:48.970 --> 00:41:52.235
‫♪ تمام تلاشمو کردم که بهش غلبه کنم‬ ♪

00:41:52.240 --> 00:41:54.305
‫♪ تنهایی‬ ♪

00:41:54.310 --> 00:41:55.875
‫♪ انگار باید قبول کنم‬ ♪

00:41:55.880 --> 00:41:59.577
‫♪ که همیشه باید‬ ♪
‫♪ توی این جاده قدم بزنم‬ ♪

00:41:59.582 --> 00:42:04.115
‫♪ این بار رو به دوش بکشم...‬ ♪

00:42:04.120 --> 00:42:05.920
‫جینا بهم گفت نورا رفته.‬

00:42:07.020 --> 00:42:09.450
‫درباره‌ی تو و تراویس‬
‫هم به من گفت.‬

00:42:09.520 --> 00:42:11.215
‫زمان برای این ساخته شده که...‬

00:42:11.220 --> 00:42:13.248
‫ما مشکلی داریم؟‬

00:42:15.100 --> 00:42:16.670
‫منظورم اینه که...‬

00:42:18.970 --> 00:42:20.976
‫...معلومه که داریم.‬

00:42:24.770 --> 00:42:25.874
‫آره.‬

00:42:26.410 --> 00:42:28.405
‫به جای اینکه از ستاره‌ها لذت ببرم،‬
‫اینجا نشستم و‬

00:42:28.410 --> 00:42:29.775
‫دارم فکر می‌کنم که یه جایی،‬

00:42:29.780 --> 00:42:31.205
‫یه نفر داره یه گندی می‌زنه‬

00:42:31.210 --> 00:42:33.475
‫که فردا ما باید‬
‫بریم جمعش کنیم.‬

00:42:33.480 --> 00:42:36.210
‫و یه جورایی‬ منتظرشم.‬

00:42:38.280 --> 00:42:39.620
‫به سلامتیِ فردا.‬

00:42:40.000 --> 00:43:00.000
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]