﻿WEBVTT

00:00:01.360 --> 00:00:04.440
‫آنچه گذشت...

00:00:05.240 --> 00:00:07.010
‫خودمو توی چه دردسری انداختم؟‬

00:00:07.040 --> 00:00:12.690
‫همه‌تون یه هدف مشترک دارین.‬
‫باید با ترس‌هاتون روبرو بشین.‬

00:00:13.360 --> 00:00:16.090
‫نصفِ مسابقه رو پشت سر گذاشتین.‬

00:00:18.400 --> 00:00:20.200
‫این رو از جلوی چشمم دور کن!‬

00:00:20.240 --> 00:00:22.610
‫- بازی شروع شده.‬
‫- اوضاع داره اینجا سخت می‌شه!‬

00:00:22.640 --> 00:00:26.580
‫- وای خدای من!‬
‫- قلب گاو چطوره؟‬

00:00:30.120 --> 00:00:32.730
‫من گوشت نمی‌خورم. گیاه‌خوارم.‬

00:00:32.760 --> 00:00:34.670
‫- برو، برو، برو، برو، برو!‬
‫- یاه!‬

00:00:34.670 --> 00:00:37.640
‫زکری یه آدمِ غیرقابل‌پیش‌بینیه.‬
‫از دیوونه بازی هاش میترسم.‬

00:00:37.640 --> 00:00:40.210
‫- باید بگم تایلر.‬
‫

00:00:40.240 --> 00:00:42.110
‫- این حرکتِ خیلی بدیه.‬
‫

00:00:42.110 --> 00:00:43.650
‫مامان خرسه داره خونه رو ترک می‌کنه.‬

00:00:43.650 --> 00:00:45.350
‫اینطوری می‌خواد بازی کنه؟‬

00:00:45.420 --> 00:00:46.560
که اینطور.‬

00:00:48.260 --> 00:00:50.260
‫احساسات داره بیشتر می‌شه.‬

00:00:50.260 --> 00:00:52.270
‫- کی رو می‌فرستی تو؟‬
‫- زکری.‬

00:00:52.270 --> 00:00:54.140
‫- زکری.‬
‫- پسرِ خودم، زک.‬

00:00:54.140 --> 00:00:56.140
‫توی هر مرحله‌ی نهایی،‬
‫هی منو می‌فرستن تو.‬

00:00:56.140 --> 00:00:58.410
‫فکر کنم زک
‫یکی از پسرا رو انتخاب کنه.‬

00:00:58.440 --> 00:01:01.480
من دیمین رو انتخاب میکنم

00:01:02.390 --> 00:01:05.260
‫این کلیدهای کوفتی کار نمی‌کنن!‬

00:01:05.290 --> 00:01:06.860
آره!‬

00:01:06.900 --> 00:01:09.430
‫- زک برنده شد
‫

00:01:09.500 --> 00:01:12.540
‫خوشحالم که باهات آشنا شدم.‬
دم دم‌های صبح میبینمتون.‬

00:01:12.570 --> 00:01:17.620
‫۲۴ ساعتِ آینده قراره‬
‫جهنمِ خالص و دردناک باشه.‬

00:01:17.644 --> 00:01:19.944
[فاکتور ترس خانه وحشت]

00:01:19.968 --> 00:01:26.568
‫[شیرین کاری‌هایی که قرار است ببینید توسط افراد
‫حرفه ای طراحی و آزمایش شده اند
‫اینکارها بسیار خطرناک هستند و نباید توسط کسی، هیچ‌جا،هیچوقت،هیچ‌زمانی امتحان شود]

00:01:27.500 --> 00:01:38.500
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]

00:01:39.850 --> 00:01:41.850
[چهار صبح]

00:01:47.680 --> 00:01:52.090
این دیگه چیه؟‬

00:01:52.150 --> 00:01:55.330
‫- اوه!‬
‫- چه خبره؟‬

00:01:55.360 --> 00:01:59.570
اسیر شدیم بخدا.‬

00:01:59.600 --> 00:02:00.540
‫- وای خدای من.‬
‫- ‬

00:02:00.800 --> 00:02:04.510
‫تا حالا نشده بود جانی انقد
زود بیدارمون کنه

00:02:04.580 --> 00:02:07.650
‫چه مرگشه؟‬
‫یه جای کار میلنگه.‬

00:02:07.720 --> 00:02:11.320
‫امروز یه روزِ معمولی‬
‫توی خانه‌ی وحشت نیست.‬

00:02:11.360 --> 00:02:12.590
‫فقط حس می‌کنم‬
‫حتی نتونستم‬

00:02:12.630 --> 00:02:15.500
‫یه استراحتِ درست و حسابی داشته باشم.‬

00:02:17.440 --> 00:02:18.540
‫می‌دونم.‬

00:02:22.710 --> 00:02:25.690
‫- - بچه‌ها، چراغِ «نگاه اول» روشنه.‬

00:02:25.690 --> 00:02:26.820
‫- بچه‌ها!‬
‫- صبر کن، چی؟‬

00:02:26.860 --> 00:02:29.230
‫- وای خدای من.‬
‫- چرا؟‬

00:02:29.230 --> 00:02:31.360
‫- اوه نه!‬
‫- قضیه چیه؟‬

00:02:31.360 --> 00:02:33.500
‫- یعنی برای همه‌ست؟‬
‫- همه‌مون باید بریم تو؟‬

00:02:33.500 --> 00:02:35.570
‫- چی؟‬
‫- اوه، !‬

00:02:35.570 --> 00:02:36.710
‫باید بریم تو؟‬

00:02:37.640 --> 00:02:42.250
‫- که اینطور.‬
‫- اصلاً از این وضعیت خوشم نمی‌آد.‬

00:02:42.250 --> 00:02:43.190
‫- این نمی‌تونه خوب باشه، نه؟‬
‫- نه.‬

00:02:43.390 --> 00:02:46.760
‫اوضاع داره وحشتناک می‌شه.‬
‫اوضاع داره وحشتناک می‌شه.‬

00:02:46.830 --> 00:02:49.930
‫اوه! حراجِ درد؟‬

00:02:49.970 --> 00:02:52.640
‫چی؟‬

00:02:52.640 --> 00:02:55.280
نمی‌تونم تصور کنم اون کارو انجام بدم.‬

00:02:55.350 --> 00:02:57.480
‫- خیلی اوضاع داغونه.‬
‫- فلفل!‬

00:02:57.520 --> 00:03:00.460
‫- نه!‬
‫- وای خدای من.‬

00:03:00.490 --> 00:03:01.560
‫اوه!‬

00:03:03.530 --> 00:03:06.800
‫- اوه، اون تو حشره هست.‬
‫- اوه، نه، نه، نه، نه، نه.‬

00:03:06.800 --> 00:03:09.510
‫تنها چیزی که‬
‫نمی‌خوام اینجا باهاش روبرو بشم‬

00:03:09.540 --> 00:03:13.550
‫خوردنِ غذاهای چندش‌آورِ حشره‌ایِ حال‌به‌هم‌زنه.‬

00:03:13.580 --> 00:03:15.690
‫- باید از اینجا برم بیرون.‬
‫- منم میخوام بیام.‬

00:03:15.720 --> 00:03:18.890
‫- حالم داره به هم می‌خوره.‬
‫- سریع پنیک می‌کنم.‬

00:03:24.270 --> 00:03:26.010
‫- چیزی اون بیرونه؟‬
‫- شما هم صدا رو می‌شنوین؟‬

00:03:26.010 --> 00:03:28.880
‫- شما هم اون صدا رو می‌شنوین؟‬
‫- واو.‬

00:03:28.910 --> 00:03:30.620
‫- وای خدای من!‬
‫

00:03:30.650 --> 00:03:32.290
‫اتوبوسِ وحشت!‬

00:03:34.020 --> 00:03:35.590
‫همگی سوار شین.‬

00:03:35.660 --> 00:03:37.800
‫- عجب وضعیتی.‬
‫- نمی‌خوام این کارو بکنم.‬

00:03:37.830 --> 00:03:40.840
‫- وای خدای من.‬
‫- چرا سوارِ شدیم؟‬

00:03:40.840 --> 00:03:45.310
‫- حس می‌کنم باید اشهدمو بخونم.‬
‫- این برای چیه؟‬

00:03:45.310 --> 00:03:47.650
‫- این برای دست‌بنداتونه.‬
‫- آآآه!‬

00:03:50.560 --> 00:03:54.500
‫آخرین باری که سوار همچین اتوبوسی شدم،‬
‫داشتم می‌رفتم زندان.‬

00:03:56.740 --> 00:03:59.110
‫تنش توی فضا خیلی زیاده.‬

00:03:59.140 --> 00:04:01.850
‫آره، دمین رو فرستادم خونه،‬
‫ولی خب نزدیک بود منو شکست بده.‬

00:04:01.850 --> 00:04:05.620
‫هیچ‌وقت نمی‌دونی وقتی با ترس روبرو می‌شی،‬
‫چه استعدادِ واقعی‌ای از خودت نشون می‌دی.‬

00:04:05.690 --> 00:04:08.290
‫اما برام مهم نیست‬
‫مردم در موردم چی فکر می‌کنن.‬

00:04:08.330 --> 00:04:10.500
‫این یه بازیه‬
‫و من اینجام که ببرم.‬

00:04:10.560 --> 00:04:12.730
‫کلِ امروز از همین الانش متفاوته.‬

00:04:12.730 --> 00:04:15.440
‫- بدنم داره می‌لرزه.‬
‫- آره.‬

00:04:15.470 --> 00:04:17.340
‫فکر می‌کنی این یه ماراتنِ ترسه؟‬

00:04:17.380 --> 00:04:19.480
‫همین‌طوری ترس پشتِ ترس پشتِ ترس؟‬

00:04:19.520 --> 00:04:21.820
‫چقدر درد رو می‌تونی تحمل کنی‬
‫قبل اینکه جا بزنی؟‬

00:04:22.500 --> 00:04:27.500
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]

00:04:28.430 --> 00:04:30.600
‫- وای خدای من.‬
‫- اوه!‬

00:04:30.600 --> 00:04:32.810
‫- اوه خدایا.‬
‫- پشمام ناموساً.‬

00:04:32.810 --> 00:04:34.340
‫- چی؟‬
‫- این چیه؟‬

00:04:34.340 --> 00:04:36.850
‫وای خدای من.‬
‫قبول کنید که به فنا رفتیم‬

00:04:39.750 --> 00:04:42.990
‫- اوه، چه اتفاقی داره می‌افته؟‬
‫- عالی شد.‬

00:04:44.530 --> 00:04:48.910
‫- آره، خیلی عجیب‌غریب به نظر می‌رسه.‬
‫- این چیه؟ وای خدای من.‬

00:04:48.910 --> 00:04:51.340
‫رسیدیم به این معدن زغال‌سنگ،‬
‫و دارم با خودم فکر می‌کنم‬

00:04:51.380 --> 00:04:53.480
‫نکنه اومدیم‬
‫سرِ کارِ زک؟‬

00:04:53.520 --> 00:04:56.350
‫این همون چیزیه که قراره‬
‫دوباره توش بترکونه؟‬

00:04:56.390 --> 00:04:57.820
‫ای خدا.‬

00:05:03.840 --> 00:05:05.110
‫- اوه.‬
‫- کجاییم؟‬

00:05:05.110 --> 00:05:07.640
‫- وای خدای من.‬
‫- ای خدا.‬

00:05:07.640 --> 00:05:10.020
‫- چی؟‬
‫- همگی خوش اومدید.‬

00:05:10.080 --> 00:05:11.380
‫- اوه، نه.‬
‫- این چیه؟‬

00:05:11.380 --> 00:05:12.990
‫امروز قراره کلی‬
‫بهتون خوش بگذره.‬

00:05:12.990 --> 00:05:15.330
‫- چی؟‬
‫- اوه، نه.‬

00:05:15.330 --> 00:05:19.030
‫احتمالاً این آخرین باره
ولی قراره بهتون بد نگذره

00:05:24.140 --> 00:05:26.550
‫الانه که داغون بشیم.‬

00:05:26.550 --> 00:05:30.020
‫به حراجِ درد خوش اومدید.‬

00:05:30.060 --> 00:05:32.660
وای خدای من.‬

00:05:32.690 --> 00:05:35.630
‫- وای خدای من.‬
‫- چرا الان ترسیدم؟‬

00:05:35.670 --> 00:05:39.640
‫این ۲۴ ساعت‬
‫جهنمِ بی‌وقفه‌ست.‬

00:05:39.670 --> 00:05:42.710
‫- چی؟‬
‫- هر کدوم از شما ممکنه حذف بشید‬

00:05:42.780 --> 00:05:44.820
‫- توی ۲۴ ساعتِ آینده.‬
‫- چی؟‬

00:05:44.850 --> 00:05:47.960
‫وای خدا. خیلی بده.‬
‫همه‌مون توی مرحله‌ی نهایی هستیم.‬

00:05:47.960 --> 00:05:53.670
‫نمی‌تونید به هیچ‌چیزی تکیه کنید‬
‫به جز این،‬

00:05:53.700 --> 00:05:56.940
‫- سکه‌ی فیر فکتور.‬
‫- باشه.‬

00:05:56.940 --> 00:05:58.950
‫بذارید بهتون بگم‬
‫قراره چطوری پیش بره.‬

00:05:58.950 --> 00:06:02.950
‫حراجِ دردِ فیر فکتور‬
‫مثل هر حراجِ دیگه‌ایه،‬

00:06:02.950 --> 00:06:07.700
‫اما به جای قیمت دادن روی ماشین،‬
‫گاو و سبد،‬

00:06:07.730 --> 00:06:11.400
‫روی این قیمت می‌ذارید که چقدر‬
‫درد رو می‌تونید تحمل کنید.‬

00:06:11.440 --> 00:06:14.550
‫- ای خدا.‬
‫- وای خدای من.‬

00:06:14.550 --> 00:06:16.580
‫ما هفت تا موردِ‬

00:06:16.650 --> 00:06:20.660
‫به‌شدت دردناک رو به حراج می‌ذاریم.‬

00:06:20.690 --> 00:06:22.960
‫شما روی هر مورد‬
‫قیمت می‌ذارید‬

00:06:22.960 --> 00:06:26.600
‫و می‌بینید که چقدر درد‬
‫رو می‌تونید تحمل کنید.‬

00:06:26.670 --> 00:06:29.870
‫کسی که بالاترین قیمت رو بده،‬
‫این افتخار رو داره که ثابتش کنه.‬

00:06:29.910 --> 00:06:31.240
‫نمی‌تونم.‬

00:06:31.240 --> 00:06:34.450
‫- اوه.‬
‫- اگه پای حرفتون و قیمتی که دادید بمونید،‬
‫برنده می‌شید...‬

00:06:34.480 --> 00:06:35.450
‫♪ دان-دا-دا-دا‬

00:06:35.490 --> 00:06:37.060
‫...یه سکه‌ی فیر فکتور.‬

00:06:37.060 --> 00:06:39.630
‫حتماً اینو می‌خواید.‬

00:06:39.690 --> 00:06:41.900
‫این سکه بهتون قدرت می‌ده‬
‫که به خودتون کمک کنید‬

00:06:41.930 --> 00:06:45.570
‫و برای رقیبتون خرابکاری کنید.‬

00:06:45.610 --> 00:06:48.710
‫خب، کی بیشترین‬
‫تحملِ درد رو داره؟‬

00:06:48.710 --> 00:06:50.850
‫- احتمالاً زک.‬
‫- نمی‌دونم.‬

00:06:50.850 --> 00:06:53.760
‫حس می‌کنم خیلی وقت‌ها‬
‫واقعاً مثل بچه‌ننه می‌شم.‬

00:06:53.820 --> 00:06:56.860
‫- باورم نمی‌شه.‬
‫- جدی می‌گم، واقعاً فکر می‌کنم اینطوری‌ام.‬

00:06:56.860 --> 00:06:58.730
‫- اوه، بی‌خیال زک.‬
‫- اون حتی نمی‌تونه چیزی بنوشه.‬

00:06:58.770 --> 00:07:01.840
‫- همه‌اش حرفه.‬
‫- اون به بو حساسه.‬

00:07:01.870 --> 00:07:04.840
‫یعنی، فکر کنم باید ببینیم چی می‌شه.‬
‫مگه نه؟‬

00:07:04.880 --> 00:07:07.780
‫خیلی خب، بریم سراغش.‬
‫اون تابلوها رو بردارید.‬

00:07:07.850 --> 00:07:11.220
‫وقتِ حراجِ درده.‬

00:07:13.730 --> 00:07:18.870
‫اولین مورد توی لیستِ حراج،‬
‫الکتریسیته‌ست.‬

00:07:18.870 --> 00:07:22.750
‫- - قیمتِ شما تعدادِ ولتیه که می‌تونید تحمل کنید‬

00:07:22.750 --> 00:07:26.390
‫- در حالی که دو تا الکترود رو گرفتید.‬
‫- اوه.‬

00:07:26.450 --> 00:07:27.760
‫و وقتی به ولتاژِ مورد نظرتون رسیدید،‬

00:07:27.760 --> 00:07:29.900
‫باید ۱۰ ثانیه‬
‫نگهش دارید.‬

00:07:29.900 --> 00:07:33.770
‫حراج رو از ۴۰ ولت‬
‫شروع می‌کنیم.‬

00:07:33.770 --> 00:07:36.040
‫من اصلاً نمی‌دونم‬
‫ولتاژ یعنی چی.‬

00:07:36.040 --> 00:07:38.040
‫در واقع مثل این می‌مونه که‬
‫به باتریِ ماشین وصل شده باشی.‬

00:07:38.040 --> 00:07:40.520
‫- وای خدای من، یا حضرت برق
‫- ولی شماها از پسش برمی‌آید.‬

00:07:40.550 --> 00:07:42.520
‫بسیار خب.‬

00:07:42.520 --> 00:07:46.900
‫کسی ۴۰ ولت می‌خواد؟ ۵۰ ولت؟‬

00:07:46.930 --> 00:07:49.800
‫- - اوه، شروع شد. ۶۰ ولت؟‬

00:07:49.870 --> 00:07:54.950
‫- چی؟‬
‫- اوه، کسی ۷۰ ولت هست؟‬

00:07:55.010 --> 00:07:58.920
‫جیلین، زک و دیدا.‬
‫۸۰ ولت داریم؟‬

00:07:58.920 --> 00:08:02.790
‫- این بیشتر از‬
‫دو تا باتریِ ماشینه.‬
‫- وای خدای من.‬

00:08:02.830 --> 00:08:06.940
‫۹۰ ولت.‬
‫مثل این می‌مونه که انگشتت رو‬
‫بکنی توی پریزِ برق.‬

00:08:06.970 --> 00:08:08.940
‫- پسر، شماها دیوونه‌اید.‬
‫- وای خدای من.‬

00:08:08.970 --> 00:08:11.680
‫خیلی خب. کسی برای‬
‫۱۰۰ ولت هست؟‬

00:08:11.680 --> 00:08:14.580
من نمی‌تونم.‬

00:08:14.650 --> 00:08:16.490
‫نمی‌دونم.‬
‫در مورد این یکی مطمئن نیستم.‬

00:08:16.490 --> 00:08:19.660
‫می‌دونم شوکِ الکتریکی‬
‫و برق‌گرفتگی چه حسی داره.‬

00:08:19.730 --> 00:08:23.840
‫توی مزرعه‌ی دوستم،‬
‫به حصارِ گاوها دست زدم. بدترین چیزه.‬

00:08:23.900 --> 00:08:26.980
‫معلومه که می‌ترسم،‬
‫اما سکه‌ی فیر فکتور‬

00:08:27.040 --> 00:08:28.850
‫توی مرحله‌ی نهایی بهت برتری می‌ده،‬

00:08:28.910 --> 00:08:31.120
‫و من می‌خوام با یه برتری‬
‫واردِ اون مرحله بشم.‬

00:08:33.960 --> 00:08:36.800
‫- من انجامش می‌دم.‬
‫- اوه، ایتن!‬

00:08:36.830 --> 00:08:39.800
‫یک، دو،‬

00:08:39.830 --> 00:08:42.940
‫- فروخته شد به اون آقایی‬
‫که تیشرتِ سفید تنشه.‬
‫- وای خدای من.‬

00:08:43.010 --> 00:08:44.880
‫اوه، پسر.‬

00:08:44.940 --> 00:08:47.280
‫به عنوان معلمِ فیزیک،‬
‫نمی‌تونم این کار رو تشویق کنم.‬

00:08:47.350 --> 00:08:51.320
‫من فیزیکِ پیشرفته،‬
‫الکتریسیته و مغناطیس درس می‌دم.‬

00:08:51.320 --> 00:08:54.500
‫۱۰۰ ولت خیلی زیاده.‬

00:08:54.560 --> 00:08:56.840
‫قراره این دو تا الکترود‬
‫رو نگه داری.‬

00:08:56.870 --> 00:09:00.980
‫هر وقت دیدی خیلی زیاده،‬
‫خب، فقط ولش کن.‬

00:09:01.010 --> 00:09:05.180
‫اما اگه ولش کنی،‬
‫سکه‌ی فیر فکتورت رو نمی‌گیری.‬

00:09:05.180 --> 00:09:06.990
‫- آره.‬
‫- خیلی خب. شروع می‌کنیم.‬

00:09:06.990 --> 00:09:09.860
‫- می‌ریم روی ۳۰.‬
‫- ‬

00:09:09.860 --> 00:09:15.070
‫- آخ!‬
‫- خب. داری می‌ری روی ۴۰.‬

00:09:15.070 --> 00:09:16.880
‫- اوه.‬
‫- آره.‬

00:09:16.880 --> 00:09:20.320
‫- - قلقلکت میاد، نه؟‬
‫بامزه‌ست؟‬

00:09:20.350 --> 00:09:23.990
‫خب، ۵۰. آروم و ملایم.‬

00:09:24.020 --> 00:09:26.900
‫می‌دونم هرچی بره بالاتر،‬
‫باید بیشتر درد داشته باشه.‬

00:09:26.930 --> 00:09:31.200
‫اوه، ولش کن بابا.‬
‫بریم روی ۶۰؟‬

00:09:31.200 --> 00:09:32.870
‫- - آخ!‬

00:09:32.870 --> 00:09:34.740
‫اوه، ۶۰. پسر.‬
‫داره سخت می‌شه.‬

00:09:34.780 --> 00:09:36.880
‫- آخ!‬
‫- دستاتو برندار!‬
‫دستاتو برندار!‬

00:09:36.880 --> 00:09:39.020
‫- آخ!‬
‫- می‌تونی دووم بیاری؟‬

00:09:39.020 --> 00:09:42.690
‫آخ! انگار‬
‫استخونام دارن از تو می‌ترکن.‬

00:09:43.960 --> 00:09:45.030
‫هی بابا.‬

00:09:45.030 --> 00:09:48.910
‫- ۷۰ ولت. بفرما.‬
‫

00:09:48.940 --> 00:09:50.040
‫- خوبی پسر.‬
‫- عالی داری پیش می‌ری.‬

00:09:50.040 --> 00:09:52.780
‫- می‌تونی.‬
‫

00:09:52.780 --> 00:09:55.290
‫- خب، ۸۰.‬
‫ ‬

00:09:59.060 --> 00:10:01.200
‫- وای خدای من.‬
‫

00:10:01.200 --> 00:10:03.130
‫دستاتو برندار.‬
‫دستاتو برندار.‬

00:10:03.170 --> 00:10:05.910
‫- دستاتو برندار.‬
‫انگشتاتو جمع کن.‬
‫- دارم سعی می‌کنم.‬

00:10:05.910 --> 00:10:08.610
‫- آخ!‬
‫- خوبی رفیق.‬

00:10:08.650 --> 00:10:10.880
‫- خب، داریم می‌ریم روی ۹۰.‬
‫- یــا حضرت بــرق!‬

00:10:10.920 --> 00:10:11.920
‫دووم بیار رفیق.‬

00:10:11.950 --> 00:10:14.360
‫نمی‌تونم.‬
‫داره اشکم رو درمیاره.‬

00:10:14.390 --> 00:10:16.900
‫آخ! آخ!‬

00:10:16.930 --> 00:10:19.400
‫- - آخ!‬

00:10:19.400 --> 00:10:20.670
‫اینا جیغ‌های واقعیه.‬

00:10:20.670 --> 00:10:22.440
‫پسرمون الان داره درد می‌کشه.‬

00:10:22.470 --> 00:10:25.650
‫- - انگشتاشو ببین.‬
‫انگشتاشو ببین.‬

00:10:25.680 --> 00:10:27.720
‫- - خب، ۱۰۰.‬

00:10:27.780 --> 00:10:29.090
‫- ۱۰ ثانیه دووم بیار.‬
‫

00:10:29.090 --> 00:10:34.460
‫

00:10:34.500 --> 00:10:37.770
‫- ۱۰ ثانیه دووم بیار.‬
‫- دستاتو برندار!‬
‫دستاتو برندار!‬

00:10:47.860 --> 00:10:50.830
‫ ۱۰ ثانیه.‬

00:10:50.830 --> 00:10:51.500
‫- - ‬

00:10:51.700 --> 00:10:53.940
‫- وای خدای من.‬
‫

00:10:53.970 --> 00:10:56.980
‫- می‌تونی.‬
‫- دستاتو برندار.‬
‫دستاتو برندار.‬

00:10:56.980 --> 00:10:59.980
‫ وقت تمومه!‬

00:10:59.980 --> 00:11:02.820
‫- تونستی. انجامش دادی.‬
‫- آخ سرویس شدم!‬

00:11:02.850 --> 00:11:06.530
‫- واو. عالی بودی.‬
‫- اوه!‬

00:11:06.530 --> 00:11:09.700
‫وای خدای من!‬
‫این بدترین دردی بود که‬
‫توی کل عمرم حس کردم.‬

00:11:09.700 --> 00:11:11.100
‫وای خدای من.‬

00:11:11.140 --> 00:11:14.980
‫ولی تو سکه‌ی‬
‫«عامل ترس» رو بردی.‬

00:11:14.980 --> 00:11:18.990
‫بیا، بذار بذارمش‬
‫توی جیبت.‬

00:11:19.020 --> 00:11:22.460
‫این بدترین دردی بود که‬
‫توی کل عمرم حس کردم.‬

00:11:22.460 --> 00:11:25.730
‫وای خدای من.‬

00:11:25.730 --> 00:11:31.210
‫مورد بعدی برای مزایده‬
‫موم داغِ ذوب‌شده‌ست.‬

00:11:32.810 --> 00:11:38.760
‫شما روی تعداد دفعاتی که‬
‫موم داغ با ملاقه روتون ریخته می‌شه‬
‫قیمت می‌ذارید.‬

00:11:38.760 --> 00:11:40.860
‫- اوه.‬
‫- وای خدای من. خیلی بده.‬

00:11:40.900 --> 00:11:44.700
‫روی بازوهای لخت،‬
‫پاها و شکمتون ریخته می‌شه.‬

00:11:44.740 --> 00:11:47.040
‫- هی هی هی!‬
‫- اوه خدا.‬

00:11:47.110 --> 00:11:50.080
‫خب، مزایده رو از‬
‫دو ملاقه شروع می‌کنیم.‬

00:11:51.120 --> 00:11:52.750
‫کلی آدم داریم‬
‫که دو ملاقه می‌خوان.‬

00:11:52.750 --> 00:11:56.060
‫سه ملاقه داریم؟‬
‫چهار ملاقه چی؟‬

00:11:56.130 --> 00:12:01.300
‫- اوه.‬
‫- پنج ملاقه داریم؟‬

00:12:01.300 --> 00:12:05.140
‫باید یه سکه بگیرم‬
‫وگرنه حذف می‌شم.‬

00:12:05.180 --> 00:12:09.050
‫اوه! بلیک برای بار اول،‬
‫دوم، سوم! فروخته شد!‬

00:12:09.090 --> 00:12:11.690
‫- ایول! بردم.‬
‫- موم داغ رسید به بلیک.‬

00:12:11.760 --> 00:12:14.260
‫- بیا بالا.‬
‫- ‬

00:12:15.100 --> 00:12:17.100
‫اوضاع داره داغ می‌شه.‬

00:12:19.370 --> 00:12:21.610
‫خیلی خب، بریم که داشته باشیم.‬

00:12:21.680 --> 00:12:24.380
‫فحش نمی‌دم چون‬
‫ممکنه دانش‌آموزام این برنامه‌رو ببینن

00:12:24.420 --> 00:12:28.060
‫آخ، آخ، آخ!‬

00:12:28.060 --> 00:12:31.930
‫وای خدای من.‬
‫خیلی بدتر از اون چیزی بود که‬
‫فکرشو می‌کردم... آخ!‬

00:12:31.930 --> 00:12:35.710
‫- - اوه!‬

00:12:35.770 --> 00:12:38.040
واقعا بهش خوش نمیگذشت

00:12:38.080 --> 00:12:43.820
‫- نوبت منه!‬
‫

00:12:43.860 --> 00:12:45.960
‫- اوه!‬
‫- شمارو نمیدونم،‬

00:12:45.990 --> 00:12:47.830
‫ولی من دارم‬
‫یکم هیجان‌زده می‌شم...‬

00:12:47.830 --> 00:12:49.900
‫واسه سکه.‬

00:12:49.930 --> 00:12:52.340
‫قراره بریزه رو شکمت!‬

00:12:52.340 --> 00:12:54.980
‫- - و یکم هم روی نوک سینه!‬

00:12:55.040 --> 00:12:58.050
‫

00:12:58.120 --> 00:13:00.290
‫آخ! ایول!‬

00:13:00.290 --> 00:13:05.730
‫آخ! ایول! آخ!‬

00:13:05.800 --> 00:13:07.840
‫بفرمایید قربان.‬

00:13:07.840 --> 00:13:10.210
‫- - سکه‌ی عامل ترس.‬

00:13:10.240 --> 00:13:13.110
‫- کارت خوب بود بلیک.‬
‫- همه دارن تلاششون رو می‌کنن.‬

00:13:13.110 --> 00:13:16.290
‫ولی ببینید بچه‌ها، کلاً‬
‫هفت تا سکه هست و نُه تا بازیکن.‬

00:13:16.350 --> 00:13:21.300
‫شانس شما برای‬
‫بردن سکه‌ی عامل ترس‬
‫داره کمتر می‌شه.‬

00:13:21.360 --> 00:13:23.800
‫- ایستگاه بعدی، فلفل‌های تند.‬
‫- اوه.‬

00:13:23.870 --> 00:13:28.850
‫مزایده‌تون روی تعداد‬
‫فلفل‌های هابانروی کاملیه که‬
‫قراره بخورید.‬

00:13:28.880 --> 00:13:30.850
‫موقع خوردن‬
‫حسابی تنده،‬

00:13:30.880 --> 00:13:33.860
‫و باور کنید،‬
‫موقع دفع تندتر هم می‌شه.‬

00:13:33.860 --> 00:13:37.630
‫مزایده رو از‬
‫سه تا شروع می‌کنیم.‬

00:13:37.660 --> 00:13:41.300
‫برای بار اول...‬
‫اوه، دو تا سه داریم!‬
‫چهار تا داریم؟‬

00:13:41.370 --> 00:13:46.210
‫خیلی خب. کسی هست‬
‫که بخواد بره روی پنج تا؟‬

00:13:48.350 --> 00:13:51.160
‫اوه! فروخته شد!‬

00:13:51.160 --> 00:13:53.360
‫فلفل‌های تند رسید به چلسی.‬

00:13:54.330 --> 00:13:58.000
‫- برو. ای وای.‬
‫- می‌تونی چلسی.‬

00:13:58.040 --> 00:14:01.210
‫اوه، طوری انجامش می‌دی که انگار خیلی راحته.‬

00:14:03.450 --> 00:14:04.880
‫- اوه، تموم شد!‬
‫- خیلی خب.‬

00:14:04.920 --> 00:14:08.220
‫- خیلی خونسرده.‬
‫- اوه، سریع رفت سراغش.‬

00:14:08.220 --> 00:14:09.530
‫ایول، چلسی.‬

00:14:12.600 --> 00:14:13.900
‫الان در چه حالی؟‬

00:14:13.900 --> 00:14:16.410
‫اوه لعنتی! ‬

00:14:18.180 --> 00:14:20.920
‫- وای خدا!‬
‫- داره انجامش می‌ده. از پسش برمی‌آد.‬

00:14:20.920 --> 00:14:22.320
‫- واقعاً مصممه.‬
‫- سه تا؟‬

00:14:22.350 --> 00:14:27.330
‫- اوه خدای من.‬
‫- دمت گرم.‬

00:14:27.330 --> 00:14:30.200
‫- وای خدا.‬
‫- دو تای دیگه مونده‬
‫تا اون سکه مال تو بشه.‬

00:14:30.270 --> 00:14:33.070
‫- اییی!‬
‫- داره می‌ترکونه.‬

00:14:39.650 --> 00:14:41.890
‫داری می‌سوزی؟‬

00:14:41.930 --> 00:14:43.390
‫آتیش گرفته.‬

00:14:45.370 --> 00:14:47.200
‫- - یالا چلسی.‬

00:14:47.240 --> 00:14:48.340
‫یکی دیگه. فقط یکی دیگه، چلسی.‬

00:14:48.370 --> 00:14:50.440
‫- یکی دیگه.‬
‫- برو، برو، برو، برو، برو.‬

00:14:56.350 --> 00:14:57.560
‫- یالا.‬
‫- نشونش بده، نشونش بده.‬

00:14:57.590 --> 00:15:00.960
‫- آره!‬
‫- دمت گرم، چلسی.‬

00:15:00.960 --> 00:15:02.500
عالی بود!‬

00:15:02.500 --> 00:15:05.970
‫کارت حرف نداشت.‬
‫برنده‌ی این سکه‌ی «عامل ترس» شدی.‬

00:15:06.040 --> 00:15:07.980
‫- اون شیرو سر بکش.‬
‫- همه‌شو بخور.‬

00:15:08.040 --> 00:15:10.220
‫- آره! کی به کیه؟‬
‫- اوه پسر.‬

00:15:10.220 --> 00:15:12.290
‫- برو تو کارش. آره!‬
‫- همینه.‬

00:15:13.490 --> 00:15:17.100
‫- وای خدا.‬
‫- کسی هست پشیمون باشه‬
‫که اینو امتحان نکرده؟‬

00:15:17.130 --> 00:15:19.100
‫- نه! نه!‬
‫

00:15:19.130 --> 00:15:20.300
‫- - بده بره بالا، ملکه.‬

00:15:20.300 --> 00:15:24.110
‫- اوه پسر.‬
‫- قراره موقع ورود و خروج‬
‫حسابی بسوزونه.‬

00:15:24.140 --> 00:15:27.980
‫- - خوبی چلسی؟‬

00:15:27.980 --> 00:15:30.290
‫ چلسی.‬

00:15:33.510 --> 00:15:35.510
[چه احساسی داری؟]

00:15:34.160 --> 00:15:36.100
‫حتی تکون خوردنم درد داره.‬

00:15:36.100 --> 00:15:39.610
‫خب، قطارِ درد داره با سرعت پیش می‌ره.‬

00:15:46.990 --> 00:15:49.130
‫یهو اوضاع خراب شد.‬

00:15:49.160 --> 00:15:51.260
‫معده‌م داره منفجر می‌شه. وحشت کردم.‬

00:15:51.300 --> 00:15:54.140
‫- بذار کمکت کنیم.‬
‫

00:15:54.140 --> 00:15:58.280
‫حالش خوب می‌شه، ولی خب،‬
‫پنج تا فلفل خورده.‬

00:15:58.310 --> 00:15:59.980
‫الان به دردت چه نمره‌ای می‌دی؟‬

00:16:00.010 --> 00:16:01.250
‫- حدوداً هشت.‬
‫- آره.‬

00:16:01.280 --> 00:16:05.320
خیلی خب،‬
‫موردِ بعدی برای مزایده‬

00:16:05.390 --> 00:16:08.900
‫اینه که چند بار می‌تونید‬
‫یه حشره‌کش برقی رو لیس بزنید.‬

00:16:08.970 --> 00:16:12.440
‫لنس، بیا بالا!‬
‫آماده‌ای؟‬

00:16:12.510 --> 00:16:14.640
‫چرا اولی رو لیس نمی‌زنی؟‬

00:16:17.280 --> 00:16:19.750
‫- - ها ها! ها ها!‬

00:16:19.750 --> 00:16:22.560
‫- اوکی.‬
‫- اوه، ایول.‬

00:16:22.560 --> 00:16:25.230
‫باشه. ولی صداش بلند بود.‬
‫اوه، الان دیگه ترسیدم.‬

00:16:26.030 --> 00:16:28.500
‫- اوه!‬
‫- اوکی.‬

00:16:31.740 --> 00:16:34.580
‫- - اوه!‬

00:16:34.580 --> 00:16:37.460
‫- نُه بار دیگه لیس بزن.‬
‫- داره بی‌حس می‌شه.‬

00:16:37.490 --> 00:16:40.800
چه بهتر
‫

00:16:43.170 --> 00:16:44.440
‫وای خدا.‬
‫چرا اینقدر طولانیه؟‬

00:16:44.470 --> 00:16:45.770
‫منو از خوش‌گذرونی نترسون.‬

00:16:45.770 --> 00:16:48.550
‫اوه!‬

00:16:53.520 --> 00:16:54.660
‫بزن بریم.‬

00:16:54.660 --> 00:16:57.500
‫- اوه!‬
‫- یالا.‬

00:16:57.560 --> 00:16:59.270
‫- یالا، یالا، یالا.‬
‫- عالیه.‬

00:17:01.240 --> 00:17:04.340
‫یکی دیگه، بعدش با هم انجامش می‌دیم. باشه.‬

00:17:04.380 --> 00:17:07.050
‫- اوه، نه جانی.‬
‫- ‬

00:17:07.080 --> 00:17:09.190
‫- - ‬

00:17:09.250 --> 00:17:13.190
‫- ایول، دمت گرم!‬
‫- کاش برای این چالش‬
‫راکت‌مو بالا برده بودم.‬

00:17:13.230 --> 00:17:16.470
‫- آخه خیلی راحت به نظر می‌رسید.‬
‫- سکه‌ی عامل ترس!‬

00:17:16.470 --> 00:17:18.300
‫نمی‌دونم با خودم چه فکری می‌کردم،‬
‫پشیمونم.‬

00:17:18.340 --> 00:17:19.610
‫باید حواسمو بیشتر جمع کنم.‬

00:17:19.610 --> 00:17:24.620
‫اوه، چلسی. برگشتی. چه حالی داری؟‬

00:17:24.620 --> 00:17:28.360
‫فقط لازم بود یه دقیقه دراز بکشم، جانی.‬

00:17:28.390 --> 00:17:30.630
‫اگه دوباره حالت بد شد، بهمون بگو.‬

00:17:30.630 --> 00:17:33.270
‫- نمی‌خوایم اتفاقی بیفته.‬
‫- ممنون. باشه.‬

00:17:33.330 --> 00:17:38.480
‫خب. موردِ بعدی برای مزایده، انجمادِ مغزه...‬

00:17:38.510 --> 00:17:44.120
‫مدت زمانی که می‌تونید سرتون رو‬
‫توی آبِ یخ نگه دارید.‬

00:17:44.120 --> 00:17:47.400
‫اوه خدای من، راب! پنج دقیقه.‬

00:17:47.400 --> 00:17:49.470
‫- وو!‬
‫- قراره قندیل ببندی.‬

00:17:49.530 --> 00:17:51.300
‫وقتشه به قولت عمل کنی.‬

00:17:53.340 --> 00:17:57.320
‫آماده‌ای؟‬
‫این سطل اول.‬

00:17:58.620 --> 00:18:00.620
‫- اوه.‬
‫- خدا.‬

00:18:01.820 --> 00:18:05.460
‫و اینم از سطل دوم.‬

00:18:07.600 --> 00:18:09.270
‫زمانت شروع شد.‬

00:18:09.270 --> 00:18:11.740
‫این دیگه یه سطحِ متفاوتی از‬
‫یخ زدنِ مغزه.‬

00:18:12.880 --> 00:18:14.420
‫با دیدنش سردم می‌شه.‬

00:18:14.420 --> 00:18:17.160
‫- دمت گرم راب.‬
‫- تا اینجا که عالی بوده.‬

00:18:17.160 --> 00:18:19.060
‫این یکی از اون کاراییه که‬
‫من اصلاً نمی‌تونستم انجام بدم.‬

00:18:21.200 --> 00:18:23.230
‫نمی‌تونم تصور کنم چه حسی داره.‬

00:18:24.570 --> 00:18:26.570
‫واو، نصف راهو رفتی.‬

00:18:26.640 --> 00:18:28.310
‫قطعاً بیشتر از چیزی که من‬
‫می‌تونستم، دووم آورده.‬

00:18:28.380 --> 00:18:31.120
‫- پسرِ سخت‌کوش.‬
‫- خیلی آرومه.‬

00:18:31.150 --> 00:18:34.890
‫- یک دقیقه دیگه، یالا!‬
‫

00:18:34.890 --> 00:18:36.290
‫- یک دقیقه.‬
‫- یک دقیقه!‬

00:18:36.290 --> 00:18:38.360
‫- یالا!‬
‫- چیزی نمونده.‬

00:18:40.300 --> 00:18:42.970
‫- ۱۰ ثانیه مونده.‬
‫- خیلی نزدیکی.‬

00:18:42.970 --> 00:18:46.910
‫- فکر نمی‌کردم کسی‬
‫بتونه این‌قدر دووم بیاره.‬
‫- از پسش براومد.‬

00:18:46.910 --> 00:18:49.590
‫- سه، دو، یک.‬
‫- وای خدای من!‬

00:18:49.590 --> 00:18:52.190
خالیش کن
‫

00:18:52.230 --> 00:18:53.330
‫- آره!‬
‫- دمت گرم، راب.‬

00:18:53.330 --> 00:18:55.200
‫- ایول داری راب!‬
‫- وای خدای من!‬

00:18:55.200 --> 00:18:56.670
‫رفیق، کارت حرف نداشت.‬

00:18:56.700 --> 00:18:59.340
‫اگه امروز کسی لایق‬
‫گرفتن سکه باشه، اون تویی.‬

00:18:59.410 --> 00:19:01.180
‫- پناه بر خدا.‬
‫- لعنتی.‬

00:19:01.180 --> 00:19:03.780
‫- هی!‬
‫- داداش، کارت معرکه بود.‬

00:19:03.820 --> 00:19:05.080
‫خسته نباشی.‬

00:19:06.120 --> 00:19:08.490
‫جیلین طوری چسبیده بود بهش و‬
‫بغلش می‌کرد که انگار می‌خواست بگه:‬
‫«من بهت ایمان دارم.»‬

00:19:08.560 --> 00:19:11.500
‫الان یه سطل لازم دارم‬
‫چون دارم بالا می‌آرم.‬

00:19:11.560 --> 00:19:15.610
‫- اصلاً هم سخت نبود.‬
‫- خب، کی حاضره بیشتر زجر بکشه؟‬

00:19:15.610 --> 00:19:20.620
‫چهار نفر موندن‬
‫و دو تا سکه‌ی دیگه.‬

00:19:20.650 --> 00:19:26.230
‫جیلین، زکری،‬
‫دنیل و دیدا،‬

00:19:26.230 --> 00:19:28.800
‫باید وارد بازی بشید.‬

00:19:29.800 --> 00:19:33.210
‫مورد بعدی که به مزایده می‌ذاریم...‬

00:19:33.210 --> 00:19:37.380
‫سوزن‌های این آقاست!‬

00:19:37.450 --> 00:19:39.350
‫- - اوه!‬

00:19:39.390 --> 00:19:41.820
‫پرسینگ زن خیلی ماهریه.‬

00:19:41.820 --> 00:19:44.230
‫سوزن‌ها رو یکی‌یکی،‬

00:19:44.230 --> 00:19:47.040
‫توی بازوتون فرو می‌کنه‬
‫تا به تعداد پیشنهادتون برسه.‬

00:19:47.040 --> 00:19:51.710
‫- وای خدای من.‬
‫- مزایده رو از‬
‫پنج تا سوزن شروع می‌کنیم.‬

00:19:53.250 --> 00:19:56.620
‫کسی شش تا سوزن می‌گه؟‬
‫اوه، تحسین‌برانگیزه.‬

00:19:56.650 --> 00:20:00.260
‫هفت تا سوزن.‬
‫خب، شروع شد.‬

00:20:00.290 --> 00:20:03.330
‫هشت تا. هشت تا سوزن.‬

00:20:03.370 --> 00:20:04.600
‫نه تا هم خوبه.‬

00:20:04.640 --> 00:20:08.850
‫- همه‌تون دیوونه‌اید.‬
‫- یازده تا ما رو می‌بره به عرش.‬

00:20:08.880 --> 00:20:12.520
‫یازده تا سوزن. و رسیدیم به دوازده تا.‬

00:20:12.550 --> 00:20:16.460
‫- خیلی خب.‬
‫- کی سیزده تا سوزن نحس رو می‌خواد؟‬

00:20:17.400 --> 00:20:21.500
‫اوه‌اوه! دیدا!‬
‫یک، دو...‬

00:20:21.540 --> 00:20:24.540
‫- فروخته شد! بیا جلو.‬
‫- خیلی خب، دیدا.‬

00:20:24.540 --> 00:20:27.480
‫- دیدا.‬
‫- حله رئیس. مثل آب خوردنه.‬

00:20:28.680 --> 00:20:30.290
‫اوه، اوه.‬
‫چه سوزن بزرگیه.‬

00:20:30.290 --> 00:20:32.830
‫- بازی همینه دیگه.‬
‫- من از سوزن خوشم نمی‌آد.‬

00:20:32.830 --> 00:20:35.430
‫- چقدر استرس داری؟‬
‫- از یک تا ده،‬

00:20:35.430 --> 00:20:37.800
‫- احتمالاً شش یا هفت.‬
‫- شش-هفت!‬

00:20:37.800 --> 00:20:39.710
‫خیلی خب. خیلی خب.‬
‫قابل تحمله.‬

00:20:40.540 --> 00:20:43.010
‫- ای بابا، .‬
‫- کم نیار. کم نیار، دیدا.‬

00:20:43.010 --> 00:20:44.880
‫- نگاه نکن، دیدا.‬
‫- کم نیار.‬

00:20:44.880 --> 00:20:47.420
‫- اوه!‬
‫- نگاه نکن. اصلاً نگاه نکن.‬

00:20:47.420 --> 00:20:50.290
‫- ای وای.‬
‫- آخ! اوه!‬

00:20:50.330 --> 00:20:51.600
‫می‌تونی تمومش کنی؟ ‬

00:20:51.660 --> 00:20:54.340
‫خیلی خب، سوزن اول‬
‫تموم شد.‬

00:20:54.400 --> 00:20:58.280
‫- فقط ۱۲ تای دیگه مونده.‬
‫- خوبی، دیدا.‬

00:20:58.310 --> 00:21:00.820
‫- چیزی نیست.‬
‫- آخ! ردش کن بره!‬

00:21:00.850 --> 00:21:02.820
‫- طوری نیست. طوری نیست.‬
‫- اوه، واو.‬

00:21:02.850 --> 00:21:05.320
‫این یکی واقعاً‬
‫سخت رد شد.‬

00:21:05.320 --> 00:21:07.060
‫- داد بزن! بریز بیرون!‬
‫

00:21:07.060 --> 00:21:09.770
‫- با جیغ خودتو خالی کن.‬
‫- اوه.‬

00:21:12.740 --> 00:21:14.580
‫- آخ!‬
‫- خدای من.‬

00:21:14.580 --> 00:21:16.650
‫- یالا.‬
‫- ‬

00:21:23.700 --> 00:21:26.400
‫- اوه!‬
‫- فقط چهار تای دیگه مونده، پسر.‬

00:21:26.400 --> 00:21:29.070
‫- یالا، یالا، یالا،‬
‫یالا، یالا، یالا.‬
‫- چیزی نمونده.‬

00:21:29.070 --> 00:21:31.840
‫آخ! یالا!‬

00:21:31.880 --> 00:21:33.680
‫یالا، یالا، یالا،‬
‫یالا، یالا، یالا.‬

00:21:35.000 --> 00:21:42.000
آوا‌مــووی

00:21:43.300 --> 00:21:46.040
‫- - آره.‬

00:21:46.070 --> 00:21:48.310
‫- یالا!‬
‫- حالش خوبه.‬

00:21:48.340 --> 00:21:51.850
‫- می‌دونم.‬
‫فقط یکی دیگه مونده.‬

00:21:51.880 --> 00:21:53.390
‫- یالا.‬
‫- بزن بره. حاضرم.‬
‫حاضرم. یالا.‬

00:21:53.450 --> 00:21:55.320
‫- تمومش کن، دیدا.‬
‫- تو می‌تونی.‬

00:21:55.360 --> 00:21:58.500
‫- دمت گرم، دیدا.‬
‫- واو. اوه، خدای من!‬

00:21:58.500 --> 00:22:00.370
‫- یالا، دیدا!‬
‫- آخریشه.‬

00:22:00.370 --> 00:22:02.910
‫- - تموم شد!‬

00:22:02.910 --> 00:22:06.110
‫- - آره! کارت تموم شد.‬

00:22:06.110 --> 00:22:08.120
‫- آره!‬
‫- وای خدای من.‬

00:22:08.120 --> 00:22:09.850
‫- ایول، دیدا.‬
‫- خسته نباشی.‬

00:22:13.800 --> 00:22:15.830
‫واقعاً یکی از‬
‫بدترین دردهایی بود که تا حالا کشیدم.‬

00:22:17.500 --> 00:22:20.640
‫اوه، اون یکی درد داشت.‬
‫خیلی درد داشت.‬

00:22:20.640 --> 00:22:22.510
‫احتمالاً تلویزیون رو نگاه می‌کنید و می‌گید،‬

00:22:22.510 --> 00:22:24.120
‫«آره بابا، منم می‌تونم انجامش بدم.»‬

00:22:24.120 --> 00:22:26.990
‫نه. اصلاً این‌طوری نیست.‬

00:22:26.990 --> 00:22:28.520
‫خیلی خب، دیدا، انجامش دادی.‬

00:22:28.520 --> 00:22:32.400
‫- یکی از آخرین سکه‌های‬
‫باقی‌مونده رو گرفتی.‬
‫- ماشالا، دیدا!‬

00:22:32.400 --> 00:22:34.700
‫عالی بود.‬
‫دمت گرم رفیق.‬

00:22:34.770 --> 00:22:37.410
‫من سوزن‌ها رو می‌خواستم،‬
‫ولی از طرفی هم بد نبود‬

00:22:37.440 --> 00:22:39.950
‫که ببینم دیدا داره‬
‫از درد و عذاب جیغ می‌کشه.‬

00:22:39.950 --> 00:22:43.420
‫راستش، فقط دلم می‌خواست‬ بگم
‫«یه کم خایه داشته باش!»‬

00:22:43.420 --> 00:22:45.860
‫ولی نگفتم‬
‫چون آدم مهربونی هستم.‬

00:22:45.930 --> 00:22:50.000
‫مورد آخرتون‬
‫مارهای گزنده است.‬

00:22:52.410 --> 00:22:53.410
‫وای خدای من.‬

00:22:53.410 --> 00:22:55.550
‫آخ! من توی فلوریدا بزرگ شدم.‬

00:22:55.580 --> 00:22:57.550
‫وقتی بچه بودم‬
‫مارها نیشم می‌زدن.‬

00:22:57.550 --> 00:22:58.820
‫این برای من‬
‫بدترین چیز ممکن بود.‬

00:22:58.850 --> 00:23:01.020
‫فکر نکنم بتونم دوباره اون کارو بکنم.‬

00:23:01.060 --> 00:23:04.700
‫این آخرین سکه‌ی موجودمونه.‬

00:23:04.700 --> 00:23:06.530
‫می‌تونه باعثِ تفاوتِ...‬

00:23:06.570 --> 00:23:09.710
‫موندنت یا خونه رفتنت بشه.‬

00:23:09.710 --> 00:23:14.680
‫جیلین، زکری، دانیل، باید واردِ بازی بشید.‬

00:23:14.720 --> 00:23:18.560
‫خب، مزایده رو از یک شروع می‌کنیم.‬

00:23:18.590 --> 00:23:21.060
‫کی می‌خواد... اوه، همه!‬

00:23:21.060 --> 00:23:23.540
‫کسی هست بخواد دو بار نیش بخوره؟‬

00:23:23.570 --> 00:23:28.480
‫کسی هست بخواد سه بار نیش بخوره؟ خیلی خب.‬

00:23:28.550 --> 00:23:33.450
‫کی می‌خواد چهار بار نیش بخوره؟‬

00:23:33.450 --> 00:23:38.160
‫بسیار خب. کسی پایه‌ی پنج تا نیش هست؟‬

00:23:38.200 --> 00:23:39.570
‫اوه-هو!‬

00:23:39.600 --> 00:23:45.010
‫یک، دو، فروخته شد!‬

00:23:45.010 --> 00:23:49.090
‫نیشِ مار برای دنیل. بیا پایین!‬

00:23:49.120 --> 00:23:51.020
‫وحشت کردم.‬

00:23:51.020 --> 00:23:53.390
‫تا حالا مار نیشم نزده،‬

00:23:53.460 --> 00:23:56.270
‫ولی می‌دونم که خیلی اون سکه رو می‌خوام.‬

00:23:56.300 --> 00:23:59.470
‫فقط امیدوارم با انتخابِ این یکی اشتباه نکرده باشم.‬

00:23:59.470 --> 00:24:02.180
‫- بریم که نیش بخوریم.‬
‫- فقط انجامش بده.‬

00:24:02.240 --> 00:24:03.750
‫فقط قلقلکشون بده. جوری رفتار کن‬
‫انگار می‌خوای قلقلکشون بدی.‬

00:24:03.750 --> 00:24:04.820
‫- - آره.‬

00:24:04.820 --> 00:24:07.390
‫- یکیشونو نیشگون بگیر.‬
‫- داره هر کاری که لازمه رو انجام می‌ده.‬

00:24:07.460 --> 00:24:10.060
‫- آخ!‬
‫- اوه، این یه نیشو خورد.‬

00:24:10.090 --> 00:24:11.960
‫اوه!‬

00:24:11.960 --> 00:24:13.500
‫داره خون می‌آد.‬

00:24:17.110 --> 00:24:19.510
‫- وای خدای من.‬
‫- آخ!‬

00:24:19.550 --> 00:24:20.950
‫اوه، حالا دیگه عصبانی شدن.‬
‫الان دیگه قاطی کردن.‬

00:24:21.020 --> 00:24:22.820
‫- اینم دو تا نیش.‬
‫

00:24:22.890 --> 00:24:27.800
‫اون یکی رو برگردون تو.‬
‫داری عالی پیش می‌ری.‬

00:24:27.800 --> 00:24:30.100
‫این مارها عاشقِ قلقلک داده شدن هستن.‬

00:24:31.900 --> 00:24:35.010
‫- آخ!‬
‫- اوه، سه تا نیش خوردیم.‬

00:24:36.550 --> 00:24:39.820
‫داری عالی پیش می‌ری.‬
‫دو تای دیگه و سکه مالِ توئه.‬

00:24:39.890 --> 00:24:41.460
‫- کجان؟‬
‫- تکونشون بده.‬

00:24:41.460 --> 00:24:44.900
‫آره، نگاه کن...‬
‫اوه، این خوب بود.‬
‫اینم چهار تا نیش.‬

00:24:44.930 --> 00:24:46.430
‫- یه نیشِ دیگه. اون عالی بود.‬
‫- یکی دیگه، دانیل.‬

00:24:46.500 --> 00:24:48.510
‫- داری عالی پیش می‌ری دانیل.‬
‫- یکی دیگه!‬

00:24:48.570 --> 00:24:51.080
‫- اوه، اون یکی؟ آره، داره می‌ره که...‬
‫- ‬

00:24:51.080 --> 00:24:53.720
‫اینم پنجمی، دانیل!‬
‫عالی بودی!‬

00:24:53.780 --> 00:24:56.690
‫- می‌خوای یه جورایی بگیریش...‬
‫- بزار زیر بغلم.‬

00:24:56.690 --> 00:25:01.560
‫- آره، آره، آره. دمت گرم.‬
‫- انجامش دادی دختر.‬

00:25:01.600 --> 00:25:03.700
‫خودم هم می‌خواستم سکه بگیرم،‬

00:25:03.770 --> 00:25:04.840
‫ولی اراده‌ی خیلی زیادی می‌خواد‬

00:25:04.900 --> 00:25:06.140
‫که آدم بتونه بره اون تو‬

00:25:06.170 --> 00:25:07.810
‫و سر به سرِ چند تا «آناکوندا» بذاره.‬

00:25:07.810 --> 00:25:10.180
‫پنج بار نیش خوردن از مارها؟‬

00:25:10.250 --> 00:25:12.950
‫عمراً، به هیچ وجه.‬

00:25:12.990 --> 00:25:15.560
‫متأسفانه مواردِ مزایده‌مون تموم شد،‬

00:25:15.590 --> 00:25:18.060
‫ولی هنوز کلی اتفاقِ دیگه در راهه.‬

00:25:18.100 --> 00:25:20.700
‫به این فکر کنید که کی رو می‌خواید هدف قرار بدید‬

00:25:20.700 --> 00:25:23.980
‫با «سکه‌های ترسِتون» توی»فینالِ» امشب.‬

00:25:23.980 --> 00:25:26.980
‫جیلین، زک، شما سکه نگرفتید،‬

00:25:27.010 --> 00:25:30.120
‫پس امشب بدونِ سکه واردِ فینال می‌شید.‬

00:25:30.120 --> 00:25:32.990
‫بازیکن‌های زیادی هستن که علیهِ منن‬

00:25:33.030 --> 00:25:34.560
‫و سکه‌های ترس دارن که ازشون استفاده کنن.‬

00:25:34.600 --> 00:25:36.000
‫و با خودم می‌گم، عالی شد.‬

00:25:36.030 --> 00:25:37.700
‫نمی‌دونم لنس با سکه‌اش چی‌کار می‌خواد بکنه،‬

00:25:37.700 --> 00:25:40.580
‫واسه همین با خودم می‌گم، خب، من همین الان دخترِ موردعلاقه‌شو فرستادم خونه،‬

00:25:40.580 --> 00:25:42.910
‫پس شاید بخواد از سکه‌اش استفاده کنه تا تلافی کنه.‬

00:25:43.950 --> 00:25:46.620
‫به‌زودی برای یه دسرِ مختصر می‌بینمتون.‬

00:25:46.690 --> 00:25:48.860
‫- - کیه که دسر دوست نداشته باشه؟‬

00:25:48.860 --> 00:25:52.200
‫- من عاشقِ دسرم.‬
‫- من هیچ دسری نمی‌خوام.‬

00:26:07.160 --> 00:26:08.900
‫- چه خبر جانی؟‬
‫- سلام به همگی.‬

00:26:08.900 --> 00:26:10.570
‫- اه.‬
‫- اوه، سلام جانی.‬

00:26:10.600 --> 00:26:13.210
‫- بوی گند می‌ده.‬
‫- اه.‬

00:26:14.780 --> 00:26:16.010
‫بفرمایید صندلی بردارید و بشینید.‬

00:26:16.010 --> 00:26:18.750
‫امروز همین‌طوری داره بهتر و بهتر می‌شه.‬

00:26:18.750 --> 00:26:21.620
‫این چالشِ حذفیِ شماست،‬

00:26:21.620 --> 00:26:24.000
‫مسابقه‌ی پای‌خوری!‬

00:26:25.030 --> 00:26:27.670
‫امیدوارم گرسنه اومده باشید، چون تنها راهی که‬

00:26:27.740 --> 00:26:29.670
‫می‌تونید به این رقابت ادامه بدید‬

00:26:29.740 --> 00:26:34.780
‫اینه که تا آخرین ذره‌ی توی بشقابتون رو بخورید.‬

00:26:34.780 --> 00:26:36.750
‫آخرین نفری که تموم کنه‬

00:26:36.790 --> 00:26:38.890
‫متأسفانه حذف می‌شه.‬

00:26:43.370 --> 00:26:45.870
‫امشب شبِ بالا آوردنه.‬

00:26:45.910 --> 00:26:49.680
‫این شامِ آخرِ جهنمیه.‬

00:26:49.750 --> 00:26:52.620
‫مثلِ روزِ شکرگزاریه، ولی با بالا آوردنِ بیشتر.‬

00:26:52.650 --> 00:26:53.790
‫فکر می‌کردم چالشِ خوردن رو پشتِ سر گذاشتم،‬

00:26:53.790 --> 00:26:56.630
‫- و باز هم اینجاییم.‬
‫- حرفی برای گفتن ندارم.‬

00:26:56.660 --> 00:26:58.060
‫- نمی‌خوام انجامش بدم.‬
‫

00:26:58.060 --> 00:27:03.010
‫- چندش‌آوره پسر.‬

00:27:07.980 --> 00:27:10.250
‫این چالشِ حذفیِ شماست،‬

00:27:10.290 --> 00:27:13.830
‫مسابقه‌ی غذاخوری.‬

00:27:13.830 --> 00:27:15.670
‫خب، قبل از اینکه این غذاها بیشتر از این فاسد بشن،‬

00:27:15.700 --> 00:27:17.400
‫بذارید درباره‌ی منومون بهتون بگم.‬

00:27:17.400 --> 00:27:22.010
دمِ موش داریم.‬

00:27:24.020 --> 00:27:25.420
‫ چشمِ ماهی.‬

00:27:28.090 --> 00:27:31.700
قارچ و میوه‌ی استفراغی،‬
‫محبوبِ منه.‬

00:27:32.500 --> 00:27:35.040
‫ کانجی و‬
‫شاه‌ماهیِ تخمیر شده.‬

00:27:36.310 --> 00:27:37.980
‫نه.‬

00:27:37.980 --> 00:27:39.810
‫پایِ ترشیِ عقرب.‬

00:27:40.880 --> 00:27:44.190
و تخم‌مرغِ گندیده.‬

00:27:45.690 --> 00:27:47.860
ریدم به این وضعیت!‬

00:27:47.860 --> 00:27:50.700
‫هر کدوم‌تون یه اسلایس از اینا سفارش می‌دید،‬

00:27:50.700 --> 00:27:53.840
‫که من با لبخند براتون سرو می‌کنم.‬

00:27:53.840 --> 00:27:56.810
‫هر کسی که سکه‌ی «عامل ترس» داره‬

00:27:56.850 --> 00:28:00.190
‫فقط یه تیکه پای می‌خوره.‬

00:28:00.190 --> 00:28:02.460
‫- بله.‬
‫- اوهوم.‬

00:28:02.460 --> 00:28:05.900
‫زکری و جیلین دو برابر می‌خورن‬

00:28:05.970 --> 00:28:08.270
‫چون سکه نبردن.‬

00:28:08.270 --> 00:28:12.710
‫نه فقط این، شماهایی که سکه دارید یه امتیاز دیگه هم دارید.‬

00:28:12.750 --> 00:28:14.720
‫می‌تونید حالِ رقیب‌تون رو بگیرید‬

00:28:14.750 --> 00:28:17.760
‫با دادنِ یه اسلایس دیگه بهشون.‬

00:28:17.790 --> 00:28:20.960
‫- اوه.‬
‫- اما نه هر چیزی.‬

00:28:23.970 --> 00:28:27.010
‫خونِ لخته شده و پوزه‌ی خوک،‬

00:28:27.040 --> 00:28:29.750
‫- معروف به «دسر شیطانی».‬

00:28:29.750 --> 00:28:31.850
‫- ممم.‬
‫- نه.‬

00:28:31.880 --> 00:28:33.020
اوه.‬

00:28:33.050 --> 00:28:34.720
‫و آخرین چیزی که قراره بهتون بدیم‬

00:28:34.760 --> 00:28:37.230
‫سطل‌های استفراغِ هستن.‬

00:28:37.230 --> 00:28:38.770
‫اگه مجبور شدید ازشون استفاده کنید،‬

00:28:38.770 --> 00:28:41.100
‫اما اگه این کارو کنید،‬
‫حدس بزنید چی گیرتون می‌آد؟‬

00:28:41.100 --> 00:28:42.940
دسرهای بیشتر.‬

00:28:45.080 --> 00:28:47.380
‫این بدترین کابوسِ منه.‬

00:28:47.380 --> 00:28:48.950
‫همین الانش دوتا پای دارم،‬

00:28:49.020 --> 00:28:51.790
‫پس امیدوارم بقیه اون‌قدر بهم احترام بذارن‬

00:28:51.790 --> 00:28:55.300
‫که اون دسر شیطانی رو به من ندن، چون من گیاه‌خوارم.‬

00:28:56.770 --> 00:28:58.770
‫خب،‬
‫بریم سراغِ سفارش‌ها.‬

00:28:58.770 --> 00:29:00.740
‫وقتی اسمتون رو صدا زدم،‬

00:29:00.780 --> 00:29:03.380
‫بهم بگید کدوم خوراکیِ خوشمزه رو می‌خواید بخورید.‬

00:29:03.410 --> 00:29:04.320
‫بلیک، تو چی می‌خوای؟‬

00:29:04.550 --> 00:29:07.790
‫می‌دونی، یه بار توی یه رستورانِ شیک چشمِ ماهی خوردم‬

00:29:07.820 --> 00:29:08.930
‫چون عاشقِ اینجا هستم.‬

00:29:08.930 --> 00:29:10.960
‫پس بریم سراغِ همون پایِ چشمِ ماهی.‬

00:29:11.030 --> 00:29:14.940
‫اوه، عالیه.‬
‫بفرمایید قربان.‬

00:29:14.940 --> 00:29:17.070
بوش تا اینجا داره میاد

00:29:17.070 --> 00:29:19.810
‫- راب؟‬
‫- می‌دونی که من عاشقِ پروتئینم، جانی.‬

00:29:19.810 --> 00:29:24.820
‫- من همون تخم‌مرغ‌های گندیده رو برمی‌دارم.‬
‫- باشه.‬

00:29:24.860 --> 00:29:27.730
‫این خوشمزه به نظر می‌آد.‬

00:29:27.800 --> 00:29:29.230
‫بریم بعدی، چلسی؟‬

00:29:29.230 --> 00:29:30.940
‫اسمِ کاملش یادم نیست،‬

00:29:30.940 --> 00:29:32.000
‫ولی یه چیزی که توش شاه‌ماهی داشت.‬

00:29:32.300 --> 00:29:36.180
‫منظورت دسر کانجی و شاه‌ماهیِ تخمیر شده‌ست.‬

00:29:36.250 --> 00:29:38.220
‫به به.‬

00:29:38.220 --> 00:29:42.460
‫- فکر کنم این حسابی معده‌ت رو آروم کنه.‬
‫- دقیقاً.‬

00:29:42.530 --> 00:29:44.960
‫این بوش خیلی بده.‬

00:29:44.960 --> 00:29:47.070
‫- ایتن؟‬
‫- من اون موشیه رو برمی‌دارم.‬

00:29:47.100 --> 00:29:49.270
چه جسورانه.‬

00:29:49.340 --> 00:29:51.210
‫اوه، یه تیکه‌هایی مثلِ مارشمالو توش داره.‬

00:29:51.240 --> 00:29:54.980
‫- اه.‬
‫- بفرمایید قربان.‬

00:29:54.980 --> 00:29:58.990
‫- وای خدای من.‬
‫واقعاً احمقانه‌ست.‬
‫- خیلی چندش به نظر می‌آد.‬

00:29:59.030 --> 00:30:01.260
‫وای خدای من،‬
‫بوش تا اینجا داره میاد داداش.‬

00:30:01.300 --> 00:30:04.400
نفرِ بعدی دیدا انتخاب می‌کنه.‬
‫- من چشمِ ماهی‌ها رو برمی‌دارم.‬

00:30:04.440 --> 00:30:06.740
‫چشمِ ماهی‌ها.‬

00:30:06.810 --> 00:30:09.750
‫حدس می‌زنم توی این مورد انتخابِ درستی وجود نداره.‬

00:30:09.810 --> 00:30:11.980
‫قشنگ‌ترین نیست، ولی خوشمزه‌ست.‬

00:30:11.980 --> 00:30:14.360
‫- اوه، .‬
‫- و لنس؟‬

00:30:14.390 --> 00:30:19.100
‫- همون شاه‌ماهی و کانجی.‬
‫-مثل اینکه این دسر خیلی طرفدار داره

00:30:20.100 --> 00:30:23.780
‫بسیار خب.‬
‫خواهش می‌کنم.‬

00:30:23.840 --> 00:30:26.880
‫- دنیل؟‬
‫- من دسر عقرب رو امتحان می‌کنم.‬

00:30:26.880 --> 00:30:30.790
‫ممم.‬
بگیر که اومد

00:30:30.860 --> 00:30:32.890
‫- آره.‬
‫- بفرما.‬

00:30:32.890 --> 00:30:35.900
‫زک، تو دوتا اسلایس گیرت می‌آد.‬

00:30:35.930 --> 00:30:39.140
‫- چی می‌خوای؟‬
‫- امم، میوه‌ی استفراغی.‬

00:30:39.140 --> 00:30:43.780
‫دوتا اسلایس از دسر قارچ و میوه‌ی استفراغی.‬

00:30:43.850 --> 00:30:46.450
‫- بفرما.‬
‫- این خیلی حال‌به‌هم‌زنه.‬

00:30:46.490 --> 00:30:49.330
‫- خیلی بو می‌ده.‬
‫- اوه!‬

00:30:49.390 --> 00:30:54.900
‫ قارچ و استفراغ‬
‫بوش خیلی بده.‬

00:30:54.900 --> 00:30:59.280
‫وای، من به محضِ اینکه بویِ استفراغ بفهمم بالا می‌آرم.‬

00:30:59.310 --> 00:31:02.380
‫جیلین، تو کدوم اسلایسِ رو می‌خوای؟‬

00:31:02.380 --> 00:31:04.190
‫امم...‬

00:31:04.190 --> 00:31:07.160
‫می‌دونم اگه قارچ و استفراغ رو بردارم،‬

00:31:07.190 --> 00:31:08.500
‫نمی‌تونم بخورمش.‬

00:31:08.530 --> 00:31:10.130
‫ولی بدم می‌آد چیزی رو بخورم‬

00:31:10.170 --> 00:31:11.440
‫که یه زمانی زنده بوده.‬

00:31:11.440 --> 00:31:15.210
‫واقعاً دارم شرایطِ سختی رو اینجا می‌گذرونم.‬

00:31:19.050 --> 00:31:21.160
‫فکر کنم همون عقرب رو انتخاب کنم.‬

00:31:21.190 --> 00:31:24.530
ممم.‬
‫چه انتخابِ فوق‌العاده‌ای.‬

00:31:28.540 --> 00:31:30.980
‫- اوه.‬
‫- بسیار خب.‬

00:31:31.040 --> 00:31:32.750
‫همه یه تیکه دسر دارن.‬

00:31:32.750 --> 00:31:37.450
‫حالا وقتشه اون سکه‌ها رو که با زحمت به دست آوردید خرج کنید.‬

00:31:37.490 --> 00:31:43.200
‫اگه بخواید، می‌تونید حالِ یکی از رقیب‌هاتون رو بگیرید.‬

00:31:43.230 --> 00:31:46.010
‫با یه تیکه دسر خبیثانه.‬

00:31:48.010 --> 00:31:51.180
‫فقط امیدوارم و دعا می‌کنم که اون پایِ پوزه‌ی خوک بهم نیفته.‬

00:31:51.220 --> 00:31:53.090
‫آخه واقعاً حال‌به‌هم‌زنه.‬

00:31:53.090 --> 00:31:54.960
‫بدبخت شدم چون سکه ندارم.‬

00:31:54.960 --> 00:31:55.760
‫هیچ‌کس از من خوشش نمی‌آد.‬

00:31:55.990 --> 00:31:58.260
‫نمی‌دونم قراره چی بشه.‬

00:31:58.330 --> 00:32:01.300
‫دوست داری به کی دسر خبیثانه بدی؟‬

00:32:09.690 --> 00:32:15.330
‫حالا وقتشه اون سکه‌هایی که با زحمت به دست آوردین رو خرج کنین.‬

00:32:16.130 --> 00:32:18.700
‫دیدا، تو این دسر خبیثانه رو به کسی میدی

00:32:18.700 --> 00:32:20.240
قراره به کی برسه؟‬

00:32:20.270 --> 00:32:23.710
‫آره، پایِ خبیثانه می‌دم. می‌رسه به لنس.‬

00:32:23.710 --> 00:32:26.020
اوه، می‌رسه به لنس.‬

00:32:26.090 --> 00:32:30.160
‫ اوه خدای من. ممم.‬

00:32:30.230 --> 00:32:32.900
‫- بفرما
زحمت کشیدی

00:32:32.930 --> 00:32:37.140
‫شنیدم دیروز منو برای بازیِ حذف کاندید کردی.‬

00:32:37.140 --> 00:32:38.410
‫من تورو برای بازیِ حذف کاندید کردم؟‬

00:32:38.410 --> 00:32:39.750
‫شنیدم اسمم وردِ زبونت بوده‬

00:32:39.750 --> 00:32:41.180
‫از این و اون شنیدم.‬

00:32:41.250 --> 00:32:42.920
‫دیدا تورو برای بازیِ نهایی انتخاب کرد.‬

00:32:42.950 --> 00:32:45.560
‫بعضی وقتا باید بهشون نشون بدی که اگه بخوان باهات بازی کنن،‬

00:32:45.560 --> 00:32:48.800
‫این تویی که اونا رو می‌فرستی پیشِ ماماناشون.‬

00:32:48.830 --> 00:32:50.940
‫- فکر می‌کردم با هم اوکی هستیم، ولی...
منم همین فکرو میکردم

00:32:50.940 --> 00:32:53.810
کاش ازم میپرسیدی که چی شده و چی گفتم

00:32:53.840 --> 00:32:57.150
‫- خب، چی بگم. - رفیق، من چیزای زیادی درباره‌ت شنیدم.‬

00:32:57.180 --> 00:32:59.120
‫پس من تنها کسی‌ام که توی هر بازیِ نهایی بهش رأی می‌دن؟‬

00:32:59.150 --> 00:33:00.220
‫درسته، درسته. آره، بقیه هم هستن.‬

00:33:00.320 --> 00:33:01.160
‫- آره، بقیه هم هستن. - باشه، قبول. بریم.‬

00:33:01.460 --> 00:33:07.170
‫اوه! لنس، تو می‌خوای به کسی دسر خبیثانه بدی؟‬

00:33:07.170 --> 00:33:10.340
‫- آره، حتماً. - خب، بیا جلو.‬

00:33:10.410 --> 00:33:12.310
‫نمی‌خوام تلافی کنم، ولی متأسفم جیلین.‬

00:33:12.310 --> 00:33:14.450
‫چون اکیپِ تو می‌خوان اونطوری پیش برن،‬

00:33:14.480 --> 00:33:16.190
‫- یه تیکه از این نصیبت می‌شه. - اکیپِ من؟‬

00:33:16.190 --> 00:33:18.060
اوه، واو! چرا جیلین؟‬

00:33:18.090 --> 00:33:19.360
‫فکر می‌کردم بری سراغِ دیدا.‬

00:33:19.430 --> 00:33:21.060
نیازی نیست برم سراغش.‬

00:33:21.060 --> 00:33:21.830
‫آخرِ سر، بحثِ حفظِ خودمه.‬

00:33:22.060 --> 00:33:24.570
‫اون همین الانشم دو تیکه گرفته و گیاه‌خواره،‬

00:33:24.570 --> 00:33:27.340
‫پس ببینیم می‌تونه سومی رو هم بخوره یا نه.‬

00:33:27.410 --> 00:33:31.080
‫من احمق نیستم. دیدا یه غوله.‬

00:33:31.120 --> 00:33:34.460
‫پس چرا باید امتیازم رو روی کسی هدر بدم که قراره بترکونه؟‬

00:33:34.490 --> 00:33:37.860
‫جیلین ۱۶ ساله که گیاه‌خواره،‬

00:33:37.900 --> 00:33:41.200
‫و فکرِ اینکه یه تیکه گوشت توی بشقابش ببینه‬

00:33:41.200 --> 00:33:43.210
‫ممکنه واقعاً باعث بشه بکشه کنار‬

00:33:43.210 --> 00:33:44.910
‫ به من زمانِ بیشتری بده که بتونم دسرمو تموم کنم

00:33:44.980 --> 00:33:47.880
‫- جیلین، چه حسی داری؟ - غافلگیر شدم.‬

00:33:47.920 --> 00:33:50.320
‫می‌دونستم اگه اول اونا بهم حمله کنن، منم این کارو می‌کنم.‬

00:33:50.350 --> 00:33:52.090
‫اونا؟ من جزوِ... اونا کی‌ان؟‬

00:33:52.090 --> 00:33:54.700
‫باور کن هستی. باور کن هستی. بهم اعتماد کن.‬

00:33:54.730 --> 00:33:56.200
‫نمی‌فهمم منظورت چیه.‬

00:33:56.230 --> 00:33:58.370
‫باور کن جیلین، این اصلاً به تو ربطی نداره.‬

00:33:58.440 --> 00:34:00.240
‫- نداره. - خب، الان یه جورایی داره.‬

00:34:00.310 --> 00:34:01.140
‫فقط بحثِ حفظِ خودمه.‬

00:34:01.180 --> 00:34:03.080
‫نمی‌دونم جزوِ کدوم «اونا» هستم‬

00:34:03.080 --> 00:34:05.620
‫به جز احتمالاً راب.‬

00:34:05.620 --> 00:34:09.090
‫راب، با اون آتیشی که توی چشماته، تو هم می‌خوای بدی؟‬

00:34:09.090 --> 00:34:10.490
‫بیخیال. داره میاد که واسه یکی برداره

00:34:10.490 --> 00:34:14.100
تو به کی میدی، راب؟‬

00:34:14.100 --> 00:34:16.370
‫لنس، تو برای حفظِ خودت این کارو کردی،‬

00:34:16.410 --> 00:34:18.840
‫ولی خودت یه تیکه‌ی اضافه نصیبت می‌شه.‬

00:34:18.840 --> 00:34:21.080
‫تو دخترِ منو هدف گرفتی، منم تورو هدف می‌گیرم.‬

00:34:21.120 --> 00:34:24.520
‫به این یارو نمی‌شه اعتماد کرد. از اینجا بندازینش بیرون.‬

00:34:24.520 --> 00:34:29.400
‫خب، ایتن، تو به کسی دسر خبیثانه می‌دی؟‬

00:34:29.400 --> 00:34:34.170
‫- همم. آره. - به کی می‌دی؟‬

00:34:35.110 --> 00:34:39.350
‫- متأسفم، بلیک. - اوه، خدای من!‬

00:34:39.390 --> 00:34:43.260
‫می‌دونم مامانم بهم افتخار می‌کنه.‬

00:34:43.260 --> 00:34:45.760
‫- مامانش تایلره. - اوه!‬

00:34:46.930 --> 00:34:51.540
‫اوه، خب، بلیک، تو به کسی دسر میدی؟‬

00:34:51.540 --> 00:34:55.250
‫- آره! - خیلی خب بلیک، بیا جلو.‬

00:34:55.280 --> 00:34:58.290
‫دوست داری به کی بدی؟‬

00:34:58.290 --> 00:35:01.060
‫- دوستِ ایتن، دیدا. - ها ها!‬

00:35:01.130 --> 00:35:03.430
‫امشب استراتژی‌های عجیبی اینجا داره اجرا می‌شه.‬

00:35:03.430 --> 00:35:06.370
‫در واقع تصمیم گرفتم دسر خودم رو به ایتن ندم‬

00:35:06.410 --> 00:35:09.380
‫چون فکر نمی‌کنم که‬

00:35:09.410 --> 00:35:11.420
‫نتیجه‌ی بازی رو تغییر بده.‬

00:35:11.420 --> 00:35:14.390
‫فکر کنم امشب همون شبی هستش که دیدا رو می‌فرستم خونه.‬

00:35:14.420 --> 00:35:18.600
‫خب، دنیل، تو چی؟‬

00:35:18.630 --> 00:35:20.470
‫فکر کنم آره.‬

00:35:20.530 --> 00:35:23.270
به کی می‌دی؟‬

00:35:23.310 --> 00:35:25.180
‫میخوام به دیدا بدم

00:35:25.180 --> 00:35:27.350
اوه، واو.‬

00:35:27.410 --> 00:35:30.320
‫دیدا توی همه چیز خیلی قویه.‬

00:35:30.320 --> 00:35:33.190
‫هنوز توی این بازی نتونستم هدف قرارش بدم.‬

00:35:33.230 --> 00:35:35.670
‫فکر کنم الان وقتِ خوبیه که از این فرصت استفاده کنم.‬

00:35:35.670 --> 00:35:39.540
‫لنس و جیلین رو داریم،‬

00:35:39.570 --> 00:35:42.310
‫و حالا دیدا با سه تیکه.‬

00:35:42.310 --> 00:35:46.490
‫چلسی، تو آخرین نفری هستی که سکه‌ داره.‬

00:35:46.550 --> 00:35:49.490
‫می‌خوای به کسی دسر بدی؟‬

00:35:51.700 --> 00:35:54.330
‫به خرابکاری برای زکری فکر می‌کردم،‬

00:35:54.330 --> 00:35:57.640
‫ولی این شدیدترین چالشیه که تا حالا دیدم.‬

00:35:57.710 --> 00:36:00.210
‫همه دارن زیرِ پایِ همدیگه رو خالی می‌کنن.‬

00:36:00.250 --> 00:36:03.250
‫نمی‌خوام‬
‫دیگه واسه خودم دشمن درست کنم.‬

00:36:03.320 --> 00:36:06.530
‫- بیخیالش می‌شم.‬
‫- اوه اوه.‬

00:36:06.590 --> 00:36:09.230
‫داره از خیرِ دسر دادن به کسی می گذره

00:36:09.230 --> 00:36:11.600
‫وای خدای من.‬
‫هیچ‌کس دسر اضافه به من نداد

00:36:11.600 --> 00:36:13.110
‫که باعث شد با خودم بگم،‬

00:36:13.170 --> 00:36:14.810
‫خیلی خب، این مرحله‌ی نهایی مالِ خودته.‬

00:36:14.840 --> 00:36:17.720
‫خب، همه پایِ خودشون رو دارن.‬

00:36:17.750 --> 00:36:22.590
‫آخرین نفری که توی بشقابش غذا بمونه‬
‫حذف می‌شه.‬

00:36:22.660 --> 00:36:23.960
‫نوش جان.‬

00:36:23.960 --> 00:36:27.540
‫حاضر، آماده، حرکت!‬

00:36:29.240 --> 00:36:31.310
‫- - یالا بچه‌ها. نذارید بیاد بالا.‬

00:36:32.380 --> 00:36:35.250
‫- نمی‌تونم.‬

00:36:35.250 --> 00:36:39.860
‫- نه، نه.‬
‫

00:36:39.890 --> 00:36:42.230
‫- نمی‌تونم.‬
‫- خیلی کثیفه پسر!‬

00:36:45.640 --> 00:36:47.240
وای خدایا این چه کوفتیه

00:36:47.240 --> 00:36:49.650
‫از این کار متنفرم.‬

00:36:49.650 --> 00:36:52.480
‫وای پروردگارا.‬
‫این چندش‌آوره.‬

00:36:52.520 --> 00:36:55.260
‫- وای خدا.‬
ناموسا این چیه

00:36:55.260 --> 00:36:56.790
‫- وای خدا.‬
‫ اوه پسر.‬

00:36:56.790 --> 00:36:59.300
‫جیلین به مشکل خورده.‬
‫راب هم همین‌طور.‬

00:36:59.360 --> 00:37:02.540
‫لنس...‬
‫همه به مشکل خوردن.‬

00:37:02.540 --> 00:37:05.980
‫‬

00:37:06.010 --> 00:37:08.550
‫وای خدای من.‬

00:37:08.580 --> 00:37:12.020
‫- اه، تمومش کن زک.‬

00:37:12.020 --> 00:37:15.260
‫بلیک داره با تمام توان می‌خوره.‬

00:37:15.300 --> 00:37:17.430
‫چلسی داره‬
‫از ترفندِ گرفتنِ بینی استفاده می‌کنه.‬

00:37:17.500 --> 00:37:18.770
‫- - اوه پسر.‬

00:37:18.800 --> 00:37:20.310
‫می‌تونی،‬
‫می‌تونی، از پسش برمی‌آی.‬

00:37:20.370 --> 00:37:21.610
‫- یالا. بذارش دهنت.‬
‫- نه، نه.‬

00:37:21.680 --> 00:37:24.580
‫- من نگاه نمی‌کنم،‬
‫ولی تو می‌تونی.‬
‫- نمی‌تونم. نمی‌تونم.‬

00:37:25.650 --> 00:37:28.320
‫اوه.‬

00:37:28.390 --> 00:37:32.300
‫هیچ‌کس نمی‌خواد اونی باشه‬
‫که امشب می‌ره خونه.‬

00:37:32.330 --> 00:37:34.900
‫- نذار بیاد بالا. تو...‬
‫- نه، نه. نمی‌تونم حقیقتاً نمیتونم

00:37:46.590 --> 00:37:48.300
‫- نه. نه، نمی‌تونم.‬
‫- می‌تونی. از پسش برمی‌آی.‬

00:37:48.330 --> 00:37:50.330
‫- یالا. بذارش دهنت.‬
‫- نه، نه.‬

00:37:50.400 --> 00:37:52.270
‫یه تیکه‌ی کوچیک امتحان کن.‬
‫بعدش تف کن بیرون.‬

00:37:52.300 --> 00:37:53.910
‫امکان نداره.‬

00:37:56.450 --> 00:37:58.450
‫- یالا جی. نذار بیاد بالا.‬
‫- نه، نه.‬

00:37:58.480 --> 00:38:00.290
‫- ما... - شاید فقط بگم‬

00:38:00.320 --> 00:38:02.060
‫ترس یه عامله‬
‫و پاشم برم.‬

00:38:02.060 --> 00:38:05.330
‫نمی‌تونم. نمی‌تونم.‬

00:38:05.330 --> 00:38:08.940
‫- وای خدا.‬
‫- ‬

00:38:11.040 --> 00:38:14.480
‫دنیل داره با سرعت می‌خوره.‬

00:38:14.480 --> 00:38:17.760
‫- تموم شد. آخ! آخ!‬
‫- دنیل تموم کرد.‬

00:38:17.790 --> 00:38:21.430
‫می‌تونی بشقابت رو برگردونی.‬
‫از حذف شدن نجات پیدا کردی.‬

00:38:22.700 --> 00:38:25.070
‫اوه.‬

00:38:26.940 --> 00:38:29.580
‫راب داره نزدیک می‌شه.‬

00:38:29.610 --> 00:38:32.750
‫اوه، راب تموم کرد.‬
‫از حذف شدن نجات پیدا کردی.‬

00:38:32.790 --> 00:38:36.590
‫- بشقابت رو برگردون.‬
‫- می‌تونی. یالا.‬

00:38:36.630 --> 00:38:38.360
زک، یالا.‬

00:38:38.360 --> 00:38:39.500
‫باید با اونی که جلوته بجنگی.‬

00:38:39.500 --> 00:38:40.700
‫آره، دارم سعی می‌کنم.‬

00:38:46.380 --> 00:38:48.880
‫اوه، سطل‌های استفراغ رو‬
‫واسه زک آوردن.‬

00:38:48.950 --> 00:38:51.520
‫ اوه.‬

00:38:53.830 --> 00:38:55.930
‫- آخ!‬
‫- ایتن، کارت تمومه.‬

00:38:55.930 --> 00:38:58.600
‫بشقابت رو برگردون.‬
‫از حذف شدن نجات پیدا کردی.‬

00:38:58.640 --> 00:39:00.540
‫جیلین، هنوز کلی مونده

00:39:00.610 --> 00:39:02.550
‫- نه، نه.‬
‫- فقط ادامه بده.‬

00:39:02.610 --> 00:39:04.380
‫- نمی‌تونم.‬
‫- فقط لقمه لقمه کن بخور

00:39:04.380 --> 00:39:06.920
‫یه لقمه‌ی کوچیک.‬
‫سیب‌زمینیه. توفوعه.‬

00:39:06.920 --> 00:39:08.920
‫الانه که گریه‌ام بگیره.‬
‫واقعاً نمی‌تونم انجامش بدم.‬

00:39:08.920 --> 00:39:11.860
واسه چلسی فقط‬ ‫یه تیکه‌ی کوچیک مونده.

00:39:13.800 --> 00:39:15.770
‫چلسی هم تموم کرد

00:39:15.800 --> 00:39:19.410
‫بشقابت رو برگردون.‬
‫از حذف شدن نجات پیدا کردی.‬

00:39:19.410 --> 00:39:22.520
‫به نظر می‌رسه واسه بلیک‬
‫فقط یه تیکه پای مونده.‬

00:39:22.550 --> 00:39:25.220
‫راحت‌تر می‌شه.‬
‫راحت‌تر می‌شه. حالت خوبه.‬

00:39:25.220 --> 00:39:27.430
‫- - هیچ‌کس نمی‌خواد اونی باشه‬
‫که امشب می‌ره خونه.‬

00:39:27.430 --> 00:39:30.530
تسلیم نشو.‬

00:39:30.570 --> 00:39:32.670
- ‫- می‌دونستم این مرحله‬ ‫منو حذف می‌کنه.

00:39:32.710 --> 00:39:34.580
‫دروغ چرا، این صداها داره حالم رو بهم میزنه

00:39:34.640 --> 00:39:37.550
‫می‌تونی. هر چی که‬
‫عقرب و پوزه‌ی خوک نیست رو بخور.‬

00:39:37.580 --> 00:39:40.320
‫- با اونا شروع کن. راحته.‬
‫- منو چک کن

00:39:40.350 --> 00:39:44.830
‫بلیک، اون بشقاب‌ها رو برگردون.‬
‫از حذف شدن نجات پیدا کردی.‬

00:39:44.830 --> 00:39:46.830
‫خیالم راحت شد‬
‫که دنیل تموم کرد،‬

00:39:46.830 --> 00:39:49.840
‫ولی به لنس که نگاه می‌کنم،‬
‫وحشت می‌کنم.‬

00:39:49.840 --> 00:39:52.850
‫اون تقریباً هیچ‬
‫پیشرفتی نکرده.‬

00:39:52.850 --> 00:39:57.860
‫پس لنس، زک،‬
‫جیلین و دیدا باقی موندن.‬

00:39:57.860 --> 00:40:02.060
‫- می‌تونی. نذار بیاد بالا.‬
‫

00:40:03.470 --> 00:40:06.870
‫اگه می‌تونی سریع‌تر انجامش بده.‬

00:40:06.940 --> 00:40:09.880
‫پسر، امروز روزِ‬
‫افتضاحی داشتید.‬

00:40:11.580 --> 00:40:14.050
‫دیدا خیلی به‬
‫تموم کردن نزدیکه.‬

00:40:14.090 --> 00:40:15.520
‫خیلی نزدیکی.‬

00:40:17.460 --> 00:40:19.460
نزار بیاد بالا

00:40:19.460 --> 00:40:21.070
‫بجنب

00:40:21.070 --> 00:40:22.840
‫ادامه بده.‬
‫یالا. یه لقمه بخور.‬

00:40:22.870 --> 00:40:23.570
‫واو، سه تیکه.‬

00:40:23.840 --> 00:40:26.650
‫دیدا، کارت تمومه.‬
‫بشقابتو برگردون.‬

00:40:26.710 --> 00:40:29.750
‫- از حذف شدن نجات پیدا کردی.‬
‫- باریکلا پسر. باریکلا.‬

00:40:29.790 --> 00:40:30.890
‫- از اینجا بزن به چاک، داداش.‬
‫- اوم!‬

00:40:30.920 --> 00:40:35.660
‫لنس، جیلین،‬
‫و زک باقی موندن.‬

00:40:36.730 --> 00:40:38.640
‫- - خوبی. حالت خوبه.‬

00:40:38.700 --> 00:40:40.470
‫خوبی. حالت خوبه.‬
‫خوبی.‬

00:40:40.470 --> 00:40:42.580
‫خوبی. حالت خوبه.‬
‫اون فکرو از سرت بیرون کن.‬

00:40:42.610 --> 00:40:44.220
‫اشکالی نداره. نه، نه.‬

00:40:44.220 --> 00:40:46.650
‫دارم جلوی اشکامو می‌گیرم.‬

00:40:46.720 --> 00:40:48.890
‫قلبم داره‬
‫از سینه‌ام می‌زنه بیرون،‬

00:40:48.920 --> 00:40:51.900
‫فقط دارم فکر می‌کنم که چطوری‬
‫تمومش کنم

00:40:51.900 --> 00:40:55.400
‫واو، زک داره یه حرکتی می‌زنه.‬
‫داره برمی‌گرده به بازی.‬

00:40:55.440 --> 00:40:59.510
‫فقط ادامه بده.‬
‫همین‌طوری ادامه بده.‬
‫داری خیلی خوب پیش می‌ری.‬

00:40:59.510 --> 00:41:01.310
‫فقط بخورش.‬
‫بهش فکر نکن چیه

00:41:01.310 --> 00:41:03.650
‫- همینه. آره، جی. آره!‬
‫- خوبه. تو یه غولی!‬

00:41:03.650 --> 00:41:04.920
‫- اوه، پسر.‬
‫- آره، جی!‬

00:41:04.960 --> 00:41:06.430
‫جیلین، زک، لنس، یالا.‬

00:41:06.490 --> 00:41:07.960
‫همه‌اش رو بردار.‬
‫بذارش توی دهنت.‬

00:41:08.030 --> 00:41:09.700
‫می‌تونی، داداش.‬
‫یالا، به خاطر من تمرکز کن.‬

00:41:09.770 --> 00:41:10.670
‫یالا، جی، می‌تونی.‬

00:41:13.510 --> 00:41:15.680
فقط بخورش
بهش فکر نکن که چیه

00:41:15.750 --> 00:41:17.780
‫- آره، جی! آره!‬
‫- خوبه. تو یه غولی!‬

00:41:17.780 --> 00:41:18.550
‫- اوه، پسر.‬
‫- آره، جی!‬

00:41:18.750 --> 00:41:21.520
‫می‌تونی. از پسش برمی‌آی.‬
‫می‌تونی.‬

00:41:21.560 --> 00:41:24.900
‫- می‌تونی.‬
‫- می‌تونی، جی.‬

00:41:24.930 --> 00:41:26.930
‫دهنتو بهش نشون بده.‬
‫دهنتو بهش نشون بده.‬

00:41:26.930 --> 00:41:28.940
- ‫- جیلین،‬ ‫بشقاب‌هاتو برگردون.

00:41:28.940 --> 00:41:30.140
‫- آره!‬
‫- از حذف شدن نجات پیدا کردی.‬

00:41:31.140 --> 00:41:33.280
‫- - واو! آره!‬

00:41:33.280 --> 00:41:35.920
‫خوش‌حالم که نجات پیدا کردم.‬

00:41:35.950 --> 00:41:39.830
‫ناراحتم که باید این اتفاق‬
‫می‌افتاد تا من اینجا باشم.‬

00:41:39.830 --> 00:41:44.540
‫به لنس نگاه می‌کنم.‬
‫حتی نزدیک به‬
‫تموم کردن هم نیست.‬

00:41:44.570 --> 00:41:46.910
‫کسی رو شکست دادم‬
‫که منو انداخت توی این وضعیت.‬

00:41:46.940 --> 00:41:51.680
‫- گیاه‌خوارها قوی‌ان.‬
‫- رقابت بین لنس و زکه.‬

00:41:51.680 --> 00:41:55.690
‫آخرین نفری که دسر خودش رو‬
‫تموم کنه، حذف می‌شه.‬

00:41:55.690 --> 00:41:57.330
‫- تمومش کن، زک!‬
‫- زک، الان وقت خونه رفتن نیست!‬

00:41:57.360 --> 00:41:59.570
‫- اراده بالاتر از جسمه!‬
‫- یالا، اونا دارن بر ضد تو‬
‫تشویق می‌کنن.‬

00:41:59.600 --> 00:42:02.970
‫- برو، برو، برو، برو! نه!‬
‫- یالا، زک، قورتش بده.‬

00:42:03.010 --> 00:42:05.980
‫لنس و زک‬
‫پا به پای هم دارن پیش می‌رن،‬
‫و من فقط دارم دعا می‌کنم.‬

00:42:06.010 --> 00:42:07.850
‫خواهش می‌کنم لنس باشه.‬
‫خواهش می‌کنم لنس باشه.‬

00:42:07.850 --> 00:42:11.690
‫اون همین الان به دوست دختر من «دسر چندش » داد.‬
‫حالا با هم خرده‌حساب داریم.‬

00:42:11.720 --> 00:42:14.330
‫- امیدوارم امشب بره خونه.‬
‫- فقط قورت بده.‬

00:42:14.330 --> 00:42:16.500
‫اون تیکه‌ی آخری رو‬
‫بذار توی دهنت.‬

00:42:16.570 --> 00:42:19.370
‫زک واقعاً داره‬
‫به سختی تلاش می‌کنه.‬

00:42:19.370 --> 00:42:22.110
‫اون یه تهدیده.‬
‫این ممکنه تنها شانس‌مون‬
‫برای بیرون انداختنش باشه.‬

00:42:22.110 --> 00:42:25.120
‫- یالا، زک!‬
‫- هیچ‌کس نمی‌خواد امشب بره.‬

00:42:25.120 --> 00:42:26.080
‫همه‌اش رو بردار.‬
‫بذارش توی دهنت.‬

00:42:26.350 --> 00:42:28.890
‫- می‌تونی، داداش.‬
‫یالا، به خاطر من تمرکز کن.‬
‫- یالا، زک.‬

00:42:34.270 --> 00:42:37.710
‫آنچه در قسمت بعد خواهید دید...

00:42:37.740 --> 00:42:41.350
‫- رقابت بین لنس و زکه.‬
‫- یالا، زک، قورتش بده.‬

00:42:41.350 --> 00:42:42.050
‫باید تمومش کنی، زک!‬

00:42:42.280 --> 00:42:44.620
‫همه‌شون دارن بر ضد تو تشویق می‌کنن!‬
‫همین الان انجامش بده!‬

00:42:44.660 --> 00:42:47.330
‫از حذف شدن نجات پیدا کردی.‬

00:42:47.390 --> 00:42:49.770
‫«اوه، ایتن، وقتی بزرگ شدی‬
‫می‌خوای کاره بشی؟»‬

00:42:49.770 --> 00:42:52.610
‫«دکتر؟ مهندس؟»‬

00:42:52.610 --> 00:42:54.980
‫نه. «عامل ترس.»‬

00:42:57.150 --> 00:42:59.650
‫باید قدم به قدم‬
‫پیش بری.‬

00:42:59.720 --> 00:43:01.390
‫- - سر جات محکم وایسا.‬

00:43:01.420 --> 00:43:04.030
‫- - امیدوارم غریزه‌ی فوتبالی‌ام‬
‫الان به کمکم بیاد.‬

00:43:04.030 --> 00:43:06.970
‫آره، فوتبال قراره‬
‫این بالا بهت کمک کنه.‬

00:43:07.500 --> 00:43:27.500
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]