﻿WEBVTT

00:00:01.500 --> 00:00:05.377
‫آنچه در قسمت قبل
‫«عامل ترس : خانه ترس» گذشت...

00:00:05.512 --> 00:00:07.816
‫من کریستن رو فرستادم خونه.
‫بقیه بهتره حواسشون رو جمع کنن.

00:00:07.983 --> 00:00:10.387
‫من اینجام تا رقابت کنم.
‫باید حذفشون کنم.

00:00:10.454 --> 00:00:12.726
‫عاشق اینم که مامانِ خونه باشم.

00:00:12.793 --> 00:00:13.961
‫شما دو تا قوی‌ ترین دخترهایید.

00:00:13.961 --> 00:00:16.934
‫خوشحال میشیم اگه
‫جزو چهار نفر اول باشیم.

00:00:16.934 --> 00:00:19.238
‫- ایول، آره.
‫- برو!

00:00:19.271 --> 00:00:21.276
‫اوه!

00:00:21.342 --> 00:00:26.400
‫- اوه!
‫- میدونم که همه توی این خونه
‫میخوان من برم، ولی نگران نیستم.

00:00:26.485 --> 00:00:28.825
‫زود باشید!
‫شماها میتونید انجامش بدید.

00:00:28.825 --> 00:00:29.860
‫وای، خدای من.

00:00:29.893 --> 00:00:32.732
‫- زک همین الان داره بالا میاره؟
‫- اوه، بس کن.

00:00:32.766 --> 00:00:36.807
‫- برو، برو، برو، برو، برو!
‫- آره!

00:00:36.807 --> 00:00:38.276
‫زک همه رو غافلگیر کرد.

00:00:38.343 --> 00:00:41.951
‫جنی، تو قراره حذف بشی.

00:00:41.951 --> 00:00:44.856
‫زک داشت همه‌مون رو بازی میداد.

00:00:44.890 --> 00:00:47.500
‫واقعاً نمیشه به هیچکس اعتماد کرد.

00:00:47.500 --> 00:00:50.500
<c.colordfd4d6><i><b>[ عامل ترس : خانه ترس ]
[ فصل اول : قسمت سوم ]</b></i></c>

00:00:50.500 --> 00:00:59.000
<c.yellow><i><b>حرکات نمایشی که قراره ببینید توسط
.متخصصان طراحی و آزمایش شدن
این حرکات خیلی خطرناک هستن و نباید توسط
.هر کسی، در هر کجا و هر زمانی انجام بشن</b></i></c>

00:00:59.500 --> 00:01:05.500
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]

00:01:06.132 --> 00:01:08.905
‫- خیلی عجیب بود.
‫- رسیدیم خونه.

00:01:08.971 --> 00:01:11.276
‫و حالا ۱۲ نفر باقی موندن.

00:01:11.309 --> 00:01:13.547
‫خیلی دلم برای جنی میسوزه.

00:01:13.547 --> 00:01:17.723
‫شوکه شدم.
‫زک قشنگ بهمون دروغ گفت.

00:01:17.789 --> 00:01:20.628
‫اون در واقع از خوردن
‫چیزهای چندش‌ آور نمیترسه.

00:01:20.628 --> 00:01:22.566
‫آفرین، زک.

00:01:22.599 --> 00:01:27.007
‫تو توی این بازی استادی،
‫و من رو میترسونی.

00:01:27.040 --> 00:01:30.013
‫- چه حسی داری؟
‫- دیوونه‌ وار.

00:01:30.013 --> 00:01:33.500
‫- دیوونه‌ وار؟ یعنی چی؟
‫- یعنی وحشی.

00:01:33.500 --> 00:01:35.000
.میدونی، به چشم هام نگاه کن

00:01:35.056 --> 00:01:38.000
‫- فقط یه پسر کله‌ خر.
‫- چی؟

00:01:38.000 --> 00:01:39.000
.فقط یه پسر کله خر

00:01:40.735 --> 00:01:43.206
‫بقیه اصلاً برام مهم نیستن.

00:01:45.009 --> 00:01:47.314
‫واقعاً... حقیقت همینه.

00:01:47.348 --> 00:01:49.485
‫زک براش مهم نیست چی میگه.

00:01:49.553 --> 00:01:51.155
‫براش مهم نیست به کی میگه.

00:01:51.189 --> 00:01:55.263
‫اون بدون هیچ ابایی دیوونه‌ست.

00:01:56.300 --> 00:02:02.300
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]

00:02:03.615 --> 00:02:05.450
‫- صبح همگی بخیر.
‫- صبح بخیر.

00:02:05.483 --> 00:02:09.893
‫صبح بخیر.

00:02:09.926 --> 00:02:14.736
‫دیروز باعث شد بفهمم که، مثلاً، باید،
‫میدونی، دیگه مثل یه آدم بزرگ رفتار کنم.

00:02:14.736 --> 00:02:17.475
‫و هر چالشی توی «مرحله نهایی»،
‫قراره سخت‌ تر و سخت‌ تر هم بشه.

00:02:17.509 --> 00:02:21.382
‫- سخت‌ تر و سخت‌ تر و سخت‌ تر.
‫- من طرفدار پروپاقرص «عامل ترسم».

00:02:21.382 --> 00:02:25.892
‫توی یه اردوی دبیرستان، واقعاً یه مسابقه «عامل ترس»
‫راه انداختم، و از اونایی بود که باید میلک‌ شیک میخوردن.

00:02:25.925 --> 00:02:30.000
‫- وای، خدای من.
‫- ولی نتونستم آدم های کافی پیدا کنم
‫که همشون بخوان شرکت کنن.

00:02:30.100 --> 00:02:36.100
‫بازی داره حسابی بالا میگیره، و بقیه واقعاً
‫میتونن ببینن که تو، مثلاً، عاشق «عامل ترسی».

00:02:36.112 --> 00:02:38.183
‫- درسته.
‫- خیلی نسبت بهش اشتیاق نشون بده...

00:02:38.216 --> 00:02:41.757
‫ولی حواست باشه که بعضی از اون لحظات
‫هیجان‌ زده‌ت رو پیش خودت نگه داری.

00:02:41.757 --> 00:02:43.627
‫- درسته.
‫- بقیه ممکنه این رو به چشم یه تهدید ببینن.

00:02:43.661 --> 00:02:46.700
‫- دقیقاً.
‫- و با خودشون فکر کنن که،
‫در نهایت میتونم شکستش بدم؟

00:02:46.767 --> 00:02:50.207
‫- آره.
‫- من توی این بازی کاملاً به لنس اعتماد دارم.

00:02:50.240 --> 00:02:55.700
‫احساس میکنم یه ارتباط فوری بینمون شکل گرفته،
‫چون تنها دو تا پسر همجنسگرای این خونه هستیم.

00:02:55.751 --> 00:03:01.630
‫همچنین از حرف زدن باهاش میتونم بفهمم
‫که مثل من، اونم خیلی استراتژیک عمل میکنه.

00:03:01.664 --> 00:03:03.499
‫فکر میکنی چطور داری
‫با بقیه هماهنگ میشی؟

00:03:03.534 --> 00:03:05.839
‫فکر میکنم برامون خوبه که
‫این ارتباطات رو برقرار کنیم.

00:03:05.905 --> 00:03:09.546
‫فقط میدونم که، مثلاً،
‫من، تو، دنی و دیمین...

00:03:09.580 --> 00:03:13.000
‫واقعاً باید با هم متحد بشیم،
‫و این باعث میشه یه تیم منسجم بشیم.

00:03:13.052 --> 00:03:15.323
‫- آره، آره.
‫- بیا نذاریم کارمون به حذف شدن بکشه.

00:03:15.357 --> 00:03:18.831
‫همیشه این کلیشه وجود داره که مردهای همجنسگرا،
‫از مردهای دگرجنسگرا ضعیف‌ ترن.

00:03:18.831 --> 00:03:22.003
‫ولی من همیشه تک‌ تک
‫چالش‌ ها رو انجام میدم...

00:03:22.003 --> 00:03:24.977
‫و ۱۱۰ درصد توانم رو میذارم،
‫حتی اگه وحشت‌ زده باشم.

00:03:25.043 --> 00:03:27.782
‫- فقط باید بترکونیم.
‫- آره، آره.

00:03:31.924 --> 00:03:35.732
‫واضحه که در حال حاضر
‫تعداد مردهای توی خونه بیشتره.

00:03:35.799 --> 00:03:38.537
‫اگه اونا ببرن، احتمالاً شروع
‫به حذف کردن تک‌ تک ما میکنن.

00:03:38.537 --> 00:03:39.973
‫همین الان باید خودمون رو نجات بدیم.

00:03:39.973 --> 00:03:42.545
‫- آره.
‫- زکری حتماً قراره ما رو هدف قرار بده.

00:03:42.545 --> 00:03:43.246
‫ولی حس میکنم تا الان هم
‫داشته همین کار رو میکرده...

00:03:43.446 --> 00:03:46.219
‫- با من و کریستن.
‫- اون اصلاً از ما خوشش نمیاد.

00:03:46.286 --> 00:03:47.722
‫هر کاری که لازمه باید انجام بدیم.

00:03:47.722 --> 00:03:49.626
‫فکر کنم دیگه کارمون
‫با چالش‌ های خوردنی تموم شده.

00:03:49.693 --> 00:03:51.897
‫حس میکنم احتمالاً چالش مربوط به آبه.

00:03:51.964 --> 00:03:55.738
‫یا مثلاً زنده به گور شدن.
‫وای، خدای من.

00:03:55.805 --> 00:03:57.842
‫- وای، خدای من.
‫- با خاک و حشره و اینجور چیزها که میزنه بیرون...

00:03:57.842 --> 00:03:59.746
‫نفس کشیدن با نی و اینجور حرف ها.

00:03:59.812 --> 00:04:05.700
‫- آره، من که نیستم. اصلاً.
‫- امروز هر چی که هست،
‫جدی باشید و فقط انجامش بدید.

00:04:05.725 --> 00:04:09.499
‫اگه فضاهای تنگ بود،
‫لطفاً صدام کنید و حرف های مثبت بزنید.

00:04:09.566 --> 00:04:12.505
‫میخوام کارهای بیشتری انجام بدم،
‫که خارج از دایره امنم هستن.

00:04:12.572 --> 00:04:15.511
‫میخوام به بچه‌ هام نشون بدم که میتونیم
‫کارهایی رو انجام بدیم که ازشون میترسیم.

00:04:15.600 --> 00:04:20.600
‫احساس میکنم استرس و اضطرابم،
‫به اونا هم سرایت میکنه و باعث میشه بترسن.

00:04:20.655 --> 00:04:22.024
‫نمیخوام بچه‌ هام اینطوری بشن.

00:04:22.024 --> 00:04:25.030
‫قرار نیست شکست بخورم،
‫ولی... منظورم رو میفهمی؟

00:04:25.030 --> 00:04:27.936
‫- منظورم رو میفهمی؟
‫- اگه لازم باشه، برات فریاد میزنیم و تشویقت میکنیم.

00:04:27.936 --> 00:04:29.171
‫ممنون. همین انرژی رو حفظ کنید.

00:04:29.171 --> 00:04:31.777
‫خب، گپ کوتاه و خوبی بود.

00:04:40.628 --> 00:04:44.068
‫- اوه، جانی. وای، خدای من.
‫- این دیگه چیه؟

00:04:44.101 --> 00:04:48.777
‫- سلام.
‫- اوه، نه.

00:04:48.777 --> 00:04:51.348
‫هر طرف پنج تا زنجیر هست،
‫ولی ما ۱۲ نفریم.

00:04:51.348 --> 00:04:53.621
‫- ۱۲ نفر.
‫- این چه وضعیه؟

00:04:53.654 --> 00:04:55.991
‫وای، خدای من،
‫چرا این کامیون سیمان اینجاست؟

00:04:57.863 --> 00:04:59.699
‫نه، نه، نه، نه، نه.

00:04:59.766 --> 00:05:02.237
‫به چالش بعدی‌تون خوش اومدید.

00:05:02.237 --> 00:05:05.443
‫اسمش رو گذاشتیم «گیر افتاده».

00:05:06.379 --> 00:05:09.152
‫خدایا.

00:05:09.218 --> 00:05:11.322
‫قراره بریم توی سیمان؟

00:05:14.095 --> 00:05:17.702
‫این اولین چالش تیمی شماست.

00:05:17.769 --> 00:05:20.173
‫شما به تیم‌ های شش نفره تقسیم میشید.

00:05:20.207 --> 00:05:24.650
‫به پشت دراز میکشید،
‫و توی دو تا جعبه کوچیک جا داده میشید.

00:05:24.683 --> 00:05:27.555
‫یازده میله فولادی شما رو
‫به پایین مهار میکنن.

00:05:27.589 --> 00:05:29.792
‫بعدش روتون با سیمان پوشونده میشه.

00:05:29.792 --> 00:05:32.699
‫- آخ!
‫- قراره زیر سیمان دفن بشیم؟

00:05:32.732 --> 00:05:34.401
‫این همون چیزیه که
‫کابوس‌ هاتون ازش ساخته شده.

00:05:34.435 --> 00:05:41.300
‫و به ذره‌ ذره‌ قدرت بدنی‌تون نیاز دارید و همینطور
‫یه کار تیمی جدی تا معمای چگونگی برداشتن اونا رو حل کنید.

00:05:41.415 --> 00:05:45.000
‫هر معما منحصر به‌ فرده،
‫و اون میلگردهای سنگین تکون نمیخورن...

00:05:45.089 --> 00:05:48.931
‫مگه اینکه هر دو سرشون رو
‫دقیقاً در یک راستا قرار بدید.

00:05:48.931 --> 00:05:51.269
‫و باید قبل از اینکه سیمان
‫شما رو حبس کنه، انجامش بدید.

00:05:51.269 --> 00:05:57.100
‫- این دیوونه‌ کننده‌ست.
‫- سیمان زودگیر میتونه در کمتر از پنج دقیقه سفت بشه.

00:05:57.180 --> 00:05:57.915
‫اگه اونجا گیر بیفتیم چی میشه؟

00:05:58.115 --> 00:06:01.122
‫خب، فکر کنم هدفش همینه، جیلین.

00:06:01.200 --> 00:06:06.800
‫وقتی میله‌ ها برداشته شدن، یکی از پنج زنجیر
‫بالای سرتون رو بگیرید تا به جای امن کشیده بشید.

00:06:06.833 --> 00:06:10.139
‫- و آره، گفتم پنج تا زنجیر.
‫- آره.

00:06:10.139 --> 00:06:13.981
‫یه هم‌ تیمی جا میمونه.

00:06:14.047 --> 00:06:17.555
‫کسایی که اول به زنجیرها
‫وصل بشن، برنده میشن.

00:06:17.588 --> 00:06:20.962
‫اون پنج نفر از حذف شدن در امان میمونن.

00:06:20.962 --> 00:06:27.200
‫بازنده‌ ها، از جمله هم‌ تیمی جا مونده،
‫ممکنه در «بازی نهایی» با خطر حذف روبرو بشن.

00:06:27.274 --> 00:06:28.977
‫اوه.

00:06:29.000 --> 00:06:35.000
‫این واقعاً دو تا از بزرگ‌ ترین ترس‌ های منه،
‫زنده‌ به‌ گور شدن و غرق شدن، اونم با هم.

00:06:35.157 --> 00:06:40.200
‫من هنوز هیچی برنده نشدم،
‫و این ترس از شکست داره بهم غلبه میکنه.

00:06:40.300 --> 00:06:42.672
‫و نمیخوام برم خونه.

00:06:42.672 --> 00:06:46.947
‫تنها راهی که میتونم به اون امنیت برسم،
‫اینه که با ترس‌ هام روبرو بشم.

00:06:46.980 --> 00:06:50.119
‫برای انتخاب تیم‌ ها،
‫برای تعیین کاپیتان‌ ها قرعه‌ کشی کردیم.

00:06:50.119 --> 00:06:54.996
‫- تایلر، تو کاپیتان تیم یک میشی.
‫- باشه، باشه، باشه.

00:06:54.996 --> 00:06:57.234
‫کاپیتان تیم بودن یه جورایی نعمته.

00:06:57.234 --> 00:07:02.344
‫اینکه بتونم آدم‌ هایی که میخوام رو
‫انتخاب کنم یه مزیت بزرگه.

00:07:02.344 --> 00:07:03.914
‫من متحدینم رو توی تیم خودم میذارم.

00:07:03.981 --> 00:07:06.987
‫دنیل کاپیتان تیم دیگه میشه.

00:07:06.987 --> 00:07:09.024
‫لطفاً برید روی اون یکی سکو.

00:07:09.057 --> 00:07:10.928
‫من اونقدری که میخواستم،
‫عملکرد خوبی نداشتم...

00:07:11.000 --> 00:07:16.700
‫پس به کسایی نیاز دارم که فکر میکنم
‫از غرق شدن یا فضاهای بسته نمیترسن.

00:07:16.740 --> 00:07:18.944
‫تایلر، چرا تو اول شروع نمیکنی؟

00:07:18.944 --> 00:07:21.215
‫- ایثن.
‫- اوه.

00:07:21.215 --> 00:07:22.351
‫چرا ایثن رو انتخاب کردی؟

00:07:22.384 --> 00:07:24.054
‫من دیگه هم‌ سن مامانشم.

00:07:24.087 --> 00:07:24.722
‫اون من رو یاد بچه‌م میندازه.

00:07:24.922 --> 00:07:26.359
‫اون توی خونه ظرف‌ های من رو میشوره.

00:07:26.392 --> 00:07:28.864
‫- دنیل؟
‫- من راب رو انتخاب میکنم.

00:07:28.897 --> 00:07:32.371
‫- چرا راب رو انتخاب کردی؟
‫- راب دیشب یه کمکی بهم کرد.

00:07:32.371 --> 00:07:34.007
‫جنی، دیشب یه امتیاز کمکی گرفتی.

00:07:34.041 --> 00:07:35.678
‫دنیل، تو هم امشب یکی میگیری.

00:07:35.744 --> 00:07:37.347
‫خیلی ممنون، راب.

00:07:37.347 --> 00:07:40.286
‫برو، برو، برو، برو، برو!

00:07:40.353 --> 00:07:43.025
‫امیدوارم که با هم خوب کار کنیم.

00:07:43.092 --> 00:07:44.361
‫- تایلر؟
‫- دیدا.

00:07:44.394 --> 00:07:46.933
‫- دیدا.
‫- بریم سراغ بلیک.

00:07:46.967 --> 00:07:50.140
‫خیلی خب. اولین بار توی زندگیمه
‫که نفر آخر انتخاب نمیشم.

00:07:50.206 --> 00:07:51.342
‫- تایلر؟
‫- چلسی.

00:07:51.376 --> 00:07:54.949
‫- چلسی.
‫- رادنی.

00:07:54.949 --> 00:07:56.352
‫رادنی.

00:07:56.385 --> 00:07:59.091
‫- جی.
‫- جیلین.

00:07:59.124 --> 00:08:01.195
‫داری شوخی میکنی؟

00:08:01.195 --> 00:08:04.903
‫- من زک رو اینجا میخوام.
‫- باشه. زک.

00:08:04.936 --> 00:08:12.900
‫- لنس.
‫- نفر آخر انتخاب شدن واقعاً یادآورِ اون بچه
‫هفت‌ ساله‌ ایه که توی مدرسه خیلی دست‌ کم گرفته میشد.

00:08:12.918 --> 00:08:15.658
‫من واقعاً از دست تایلر ناراحتم...

00:08:15.725 --> 00:08:18.597
‫مخصوصاً با توجه به اینکه توی
‫چالش اول خیلی خوب با هم کار کردیم.

00:08:18.630 --> 00:08:22.104
‫من کنارش بودم چون میدونستم
‫خیلی بابت این موضوع نگرانه.

00:08:22.137 --> 00:08:23.974
‫لنس، چه حسی داری؟

00:08:24.041 --> 00:08:25.912
‫هیچ‌ وقت حس خوبی نداره،
‫که آخر انتخاب بشی.

00:08:25.912 --> 00:08:28.517
‫- ولی خب، انتخاب شدم، پس...
‫- آره، نه. درکت میکنم.

00:08:28.550 --> 00:08:33.900
‫فوراً فهمیدم که از دستم عصبانیه،
‫و حس خیلی بدی دارم.

00:08:33.927 --> 00:08:35.531
‫ولی الان، انگار اون رو از ذهنم بیرون کردم.

00:08:35.564 --> 00:08:40.400
‫باید تمرکز کنیم، و میتونیم نگرانِ
‫تبعات عاطفیش بعد از برنده شدن باشیم.

00:08:40.407 --> 00:08:41.543
‫- دنیل؟
‫- بله؟

00:08:41.576 --> 00:08:43.547
‫- کی رو انتخاب میکنی؟
‫- دخترِ خودم رو میخوام.

00:08:43.580 --> 00:08:48.400
‫- آره!
‫- ولی اونا باهوشن،
‫چون میدونن من از ارتفاع میترسم.

00:08:48.456 --> 00:08:50.159
‫خیلی خب، تیم‌ هامون مشخص شدن.

00:08:52.463 --> 00:08:54.836
‫خیلی خب، بریم سر جاهامون!

00:08:54.870 --> 00:08:58.442
‫من اینجام.

00:08:58.442 --> 00:09:00.012
‫- خیلی خب.
‫- مواظب باش. مواظب باش.

00:09:00.079 --> 00:09:02.719
‫توی لوله سیمان گیر نکنید.

00:09:08.997 --> 00:09:10.968
‫رفقا سمت چپ،
‫صدام رو میشنوید؟

00:09:10.968 --> 00:09:12.437
‫- همه‌مون صدای همدیگه رو داریم؟
‫- آره.

00:09:12.471 --> 00:09:14.275
‫منتظر چراغ سبز بمونید،
‫بعد گیره‌ ها رو باز میکنیم.

00:09:14.275 --> 00:09:19.018
‫اولش فکر نمیکردم انقدر بد باشه...

00:09:19.018 --> 00:09:23.794
‫تا اینکه رفتم توی جعبه،
‫و از همون موقع وحشت کردم.

00:09:23.861 --> 00:09:27.100
‫باید معما رو حل کنید،
‫تا اون میلگرد رو بکشید بیرون.

00:09:27.133 --> 00:09:28.169
‫همه میله‌ ها بالا.

00:09:28.169 --> 00:09:31.976
‫و بعد همه میله‌ ها رو می‌بریم
‫راست، چپ، راست، چپ.

00:09:33.847 --> 00:09:36.700
‫به محض اینکه این اولین میله رو در بیاریم،
‫میتونیم سرمون رو بلند کنیم، باشه؟

00:09:38.289 --> 00:09:40.527
‫خیلی خب همگی، آروم باشید.
‫ذهنتون رو آزاد کنید.

00:09:43.499 --> 00:09:46.773
‫وای، خدای من!

00:09:46.807 --> 00:09:53.000
‫بلافاصله احساس کردم گیر افتادم،
‫و دارم سعی میکنم ذهنی از این جعبه فرار کنم.

00:09:53.052 --> 00:09:55.389
‫وای، قلبم از همین الان داره تند میزنه.

00:09:55.389 --> 00:09:57.094
‫بتن‌ ریزی رو شروع کنید!

00:09:58.062 --> 00:10:00.500
‫باشه. وای، خدای بزرگ.

00:10:00.500 --> 00:10:03.272
‫وای، خدای من.

00:10:03.339 --> 00:10:04.809
‫ای بابا.

00:10:04.876 --> 00:10:08.048
‫تا وقتی جعبه‌ هاتون پر نشه،
‫نمیتونید فرار کنید...

00:10:08.048 --> 00:10:11.890
‫- و من بوق رو بزنم.
‫- وای، خدای من! وای، خدای من!

00:10:11.923 --> 00:10:13.527
‫دارن همینطوری روتون سیمان میریزن.

00:10:13.560 --> 00:10:16.933
‫- وای، داره تکونم میده. آه.
‫- وای، خدای من.

00:10:17.000 --> 00:10:21.743
‫- به محض اینکه اون سیمان به هوای آزاد برسه،
‫شروع به سفت شدن میکنه.
‫- هوو!

00:10:22.912 --> 00:10:25.651
‫- اوه، اوه، اوه، اوه!
‫- آخ، آخ، آخ، آخ!

00:10:25.684 --> 00:10:27.721
‫اوه، مرد، به مشکل خوردیم.

00:10:28.557 --> 00:10:30.561
‫تمومش کنید!
‫سیمان رو قطع کنید.

00:10:30.594 --> 00:10:32.500
‫سیمان رو قطع کنید.
‫لطفاً سیمان رو قطع کنید.

00:10:36.500 --> 00:10:37.500
.اصلاً از این وضعیت خوشم نمیاد

00:10:38.000 --> 00:10:40.280
‫وای، خدای بزرگ.

00:10:46.259 --> 00:10:47.995
‫وای، خدای بزرگ.

00:10:48.096 --> 00:10:49.832
‫رفقا از پسش بر میایم.
‫طبق استراتژی پیش برید.

00:10:49.832 --> 00:10:51.803
‫نذارید بهتون استرس وارد کنه.

00:10:51.803 --> 00:10:54.810
‫- اوه، مرد.
‫- هی، نفس بکش! نفس بکش!

00:10:54.810 --> 00:10:56.278
‫باشه.

00:10:56.278 --> 00:11:01.500
‫حس میکنم اعضای داخلیم دارن
‫زیر یه کامیون سیمان له میشن...

00:11:01.590 --> 00:11:07.500
‫ولی روبرو شدن با چیزهایی که من رو میترسونن،
‫همون دلیلیه که من اینجام.

00:11:09.539 --> 00:11:12.110
‫اوه، مرد، خوشحالم که این بالام.

00:11:12.144 --> 00:11:15.985
‫با یه ژاکت عالی، راستی.
‫از ژاکتم فیلم گرفتید؟

00:11:15.985 --> 00:11:19.257
‫وای، خدای من. این ترس از فضای بسته
‫بیشتر از اونیه که فکر میکردم.

00:11:19.291 --> 00:11:25.200
‫یه جورایی دارم از کوره در میرم،
‫چون بیش‌ فعالی دارم و باید مدام انرژیم رو تخلیه کنم.

00:11:25.237 --> 00:11:29.311
‫دوست دارم کنترل دست خودم باشه،
‫پس این مثل شکنجه‌ست.

00:11:29.311 --> 00:11:30.346
‫واقعاً شکنجه‌ست.

00:11:30.514 --> 00:11:33.285
‫اگه سفت شد،
‫میتونیم با قلم و چکش درتون بیاریم.

00:11:33.285 --> 00:11:35.524
‫هی، دارم قاطی میکنم.
‫دارم قاطی میکنم.

00:11:35.558 --> 00:11:40.166
‫- هی، آروم باش، آروم باش، آروم باش.
‫- وای، آخه این چه وضعیه الان؟

00:11:40.199 --> 00:11:44.141
‫خیلی خب، سیمان
‫و میله‌ های فولادی آماده‌ن.

00:11:44.141 --> 00:11:48.482
‫با صدای بوق من،
‫میتونید فرار رو شروع کنید.

00:11:48.517 --> 00:11:52.391
‫- وای، خدای من.
‫- شروع!

00:11:54.461 --> 00:11:56.198
‫باشه!

00:11:56.265 --> 00:12:02.177
‫- بزن بریم.
‫- هر میله یه معمای متفاوت داره،
‫که باید حل بشه تا در بیاد.

00:12:02.210 --> 00:12:04.616
‫- برو، برو، برو!
‫- منظورم اینه که،
‫احتمالاً راحت‌ تر میشد اگه تو...

00:12:04.616 --> 00:12:06.520
‫توی سیمانی که داره سفت میشه
‫گیر نکرده بودی، ولی... هه!

00:12:08.223 --> 00:12:10.326
‫زود باش، زود باش، زود باش.

00:12:10.359 --> 00:12:13.701
‫- خدایا، خواهش میکنم. خدایا، لطفاً.
‫- زود باش!

00:12:13.767 --> 00:12:15.771
‫- وایسا.
‫- بفرما، شروع شد.

00:12:15.838 --> 00:12:20.914
‫- خیلی خب.
‫- اوه پسر! تیم دنیل تقریباً یه میله رو در آورده.

00:12:20.948 --> 00:12:24.320
‫- نفس بکش، نفس بکش.
‫- اوه، بفرما، اینم از این!

00:12:24.320 --> 00:12:27.662
‫داره در میاد،
‫داره در میاد.

00:12:27.695 --> 00:12:30.066
‫- زود باش.
‫- بیا، اینم از این. آره.

00:12:30.066 --> 00:12:32.104
‫اینجا یکی رو در آوردن.

00:12:32.170 --> 00:12:36.045
‫خیلی خب، همه میله‌ ها بالا و بیرون!

00:12:36.078 --> 00:12:39.418
‫مغزم داره با سرعت کار میکنه.

00:12:39.418 --> 00:12:42.458
‫ولی بدنم نه.

00:12:42.525 --> 00:12:43.560
‫دارم وحشت‌ زده میشم.

00:12:43.594 --> 00:12:45.564
‫- این طرف.
‫- باید بریم.

00:12:45.564 --> 00:12:47.802
‫پسر، دارن حسابی تلاش میکنن!

00:12:47.835 --> 00:12:49.939
‫سپردمش به من. به دیدا.

00:12:49.973 --> 00:12:53.179
‫اوه، اینجا دو تا میله رو در آوردن.
‫دارن جیغ میکشن!

00:12:53.212 --> 00:12:55.216
‫این... این یکی.
‫برو، برو، برو، برو، برو.

00:12:55.249 --> 00:12:59.191
‫داشتیم خوب پیش میرفتیم.
‫بعد یهو همه چی متوقف شد.

00:12:59.191 --> 00:13:01.596
‫پایین رو نگاه میکنم،
‫و با خودم میگم، چه خبره؟

00:13:01.663 --> 00:13:04.200
‫- میله دوم!
‫- میله دوم!

00:13:04.234 --> 00:13:07.708
‫- یه راهی پیدا کن!
‫- مثلاً داری چیکار میکنی؟

00:13:07.708 --> 00:13:10.614
‫- بزن بریم! زود باش!
‫- کمک لازم دارم.

00:13:10.681 --> 00:13:13.720
‫- برو، برو!
‫- یه لحظه وایسا.

00:13:13.753 --> 00:13:14.755
‫ترس وجودم رو میگیره.

00:13:15.022 --> 00:13:20.634
‫و هر بار که سعی میکنم
‫این میله رو تکون بدم، گیر کرده.

00:13:20.701 --> 00:13:23.206
‫گیر افتاده.
‫و همش تقصیر منه.

00:13:23.239 --> 00:13:24.341
‫اوه، دارن کلنجار میرن.

00:13:24.341 --> 00:13:26.000
‫تیم دنیل اینجا داره
‫به سختی تلاش میکنه.

00:13:26.000 --> 00:13:28.000
.میله دوم به راست میره، بزن بریم

00:13:30.487 --> 00:13:33.359
‫- گیر کرده، گیر کرده.
‫- خیلی خب، برو، برو، برو، برو، برو!
‫اوه پسر.

00:13:33.359 --> 00:13:35.731
‫- برو!
‫- بیا سمت من. بیا سمت من. بیا سمت من!

00:13:35.731 --> 00:13:37.768
‫- بکشمش سمت تو؟
‫- سمت من. زود باش.

00:13:37.835 --> 00:13:39.438
‫خیلی خب، میله سوم مونده.
‫میله سوم مونده.

00:13:39.505 --> 00:13:42.477
‫- هلش بده بیرون.
‫- تیم دنیل خیلی کند پیش میره.

00:13:42.477 --> 00:13:43.245
‫دارن چیکار میکنن؟

00:13:43.412 --> 00:13:45.851
‫از پسش بر میام.

00:13:45.851 --> 00:13:47.788
‫- خیلی نزدیکیم.
‫- برو، برو، برو، برو، برو.

00:13:47.855 --> 00:13:49.859
‫- این یکی در اومد.
‫- بکشش این طرف.

00:13:49.859 --> 00:13:51.596
‫- خیلی خب، آره. زود باش.
‫- این طرفی.

00:13:51.596 --> 00:13:54.167
‫- برو، برو، برو، برو، برو.
‫- برو.

00:13:54.167 --> 00:13:55.170
‫برو، برو!

00:13:55.170 --> 00:13:56.639
‫- بکشش اون طرف.
‫- برو، برو!

00:13:56.706 --> 00:13:57.641
‫- سمت من! زود باش.
‫- باید بریم.

00:13:57.942 --> 00:14:00.413
‫- بکش.
‫- در حالی که دارن روی آخرین میله کار میکنن...

00:14:00.447 --> 00:14:02.518
‫اونا تموم کردن.
‫اینجا همه میله‌ ها رو در آوردن.

00:14:02.551 --> 00:14:04.855
‫- خیلی خب، ردیفه.
‫- بهتره عجله کنید!

00:14:04.889 --> 00:14:07.628
‫وگرنه سفت میشه،
‫و اون تو گیر میفتید.

00:14:07.661 --> 00:14:10.735
‫اون وقته که بازی تازه شروع میشه.

00:14:10.735 --> 00:14:12.270
‫- بلیک!
‫- زود باش!

00:14:12.270 --> 00:14:14.441
‫- اونا همین الان همه‌ مال خودشون رو در آوردن.
‫- بهتره عجله کنی.

00:14:14.441 --> 00:14:17.280
‫- نوبت توئه، بلیک.
‫- بجنب، بجنب!

00:14:17.280 --> 00:14:20.053
‫اوه، مرد، اینجا دارن حسابی تقلا میکنن.

00:14:20.086 --> 00:14:23.326
‫- برو!
‫- اوه، اون سیمان داره سفت میشه.

00:14:23.326 --> 00:14:26.465
‫- زمان داره میگذره.
‫- برو، برو، برو، برو، برو!

00:14:26.465 --> 00:14:29.505
‫باید خودتون رو به اون زنجیر وصل کنید.

00:14:29.505 --> 00:14:32.277
‫- برو، برو! برو!
‫- وایسا.

00:14:32.277 --> 00:14:33.012
‫به زنجیر گیر کرده. وایسا.

00:14:33.245 --> 00:14:35.149
‫باید اون آخرین میلگرد رو در بیارید!

00:14:35.149 --> 00:14:37.153
‫هی، نکشش. نکشش.

00:14:37.186 --> 00:14:37.888
‫برو!

00:14:38.122 --> 00:14:43.200
‫- برو، برو، برو!
‫- هر کسی قلابش رو نبنده،
‫از حذف شدن در امان نمیمونه.

00:14:43.299 --> 00:14:45.670
‫خیلی خب، حالا بکش.
‫بکش، بکش، بکش، بکش، بکش!

00:14:47.500 --> 00:14:50.000
‫برو، برو، برو، برو!

00:14:48.000 --> 00:14:50.000
با بالا نرفتن مشکلی نداری؟

00:14:50.000 --> 00:14:52.000
لنس، من میدونم که تو
...آخرین نفر انتخاب شدی

00:14:52.000 --> 00:14:53.000
...ولی این به هیچ وجه معنی ای نداره

00:14:53.000 --> 00:14:56.000
و من واقعاً میخواستم
...که حس کنی، مثلاً، مهمی

00:14:56.000 --> 00:14:57.000
.چون واقعاً هستی

00:14:57.500 --> 00:14:59.197
‫- خیلی خب، تموم شد.
‫- همگی قلاب‌ ها رو باز کنید!

00:14:59.230 --> 00:15:02.000
‫- باشه.
‫- کی رو میخواید جا بذارید؟

00:15:02.000 --> 00:15:03.500
.من کاپیتانم، من میمونم

00:15:03.606 --> 00:15:07.648
‫- آره، برو.
‫- تایلر، چون کاپیتانی در امان نیستی.

00:15:07.681 --> 00:15:09.853
‫میدونم، ولی بهشون اعتماد دارم.

00:15:09.919 --> 00:15:13.125
‫تایلر میخواد خودش رو جا بذاره.

00:15:13.192 --> 00:15:16.131
‫- خیلی خب، بزن بریم!
‫- و تمام!

00:15:16.198 --> 00:15:19.539
‫تیم تایلر برنده بازی میشه...

00:15:19.572 --> 00:15:21.876
‫ایول!

00:15:21.943 --> 00:15:26.251
‫در حالی که تایلر اون پایین
‫توی سیمان نشسته.

00:15:26.251 --> 00:15:29.525
‫فکرم این بود که من کاپیتانم،
‫پس همینجا میمونم.

00:15:29.525 --> 00:15:33.534
‫میخوام به بچه‌ هام نشون بدم
‫که فداکار بودن خوبه.

00:15:33.567 --> 00:15:38.610
‫میدونم آدم‌ هایی که این تیم رو
‫باهاشون تشکیل دادم...

00:15:38.610 --> 00:15:40.547
‫بدون ذره‌ ای شک بهشون اعتماد دارم.

00:15:41.983 --> 00:15:44.388
‫خیلی خب، تبریک میگم رفقا.

00:15:44.388 --> 00:15:49.500
‫ایثن، لنس، چلسی، جیلین و دیدا،
‫شما از حذف شدن در امانید.

00:15:49.532 --> 00:15:54.407
‫بقیه همگی در خطر حذف شدن هستن.

00:15:54.407 --> 00:15:59.500
‫برنده‌ ها، شما یه پیش‌ نمایش
‫از مرحله نهایی رو توی «اتاق نگاه اول» می‌بینید.

00:15:59.519 --> 00:16:01.055
‫ولی خوب گوش کنید.

00:16:01.055 --> 00:16:04.762
‫هر چی در مورد این رقابت
‫میدونید قراره تغییر کنه.

00:16:08.603 --> 00:16:13.412
‫یه غافلگیری در کاره.
‫اسمش رو گذاشتیم «کشوندن به جهنم».

00:16:13.450 --> 00:16:22.330
‫- این بار، برنده‌ ها تصمیم‌ گیرنده نهایی نیستن
‫که کی به مرحله نهایی بره.
‫- این دیوونه‌ کننده‌ست.

00:16:22.400 --> 00:16:30.547
‫- برنده‌ ها فقط میتونن یه نفر رو
‫برای چالش حذف انتخاب کنن.
‫- آخه مگه میشه؟

00:16:31.749 --> 00:16:38.000
‫اون شخصی که انتخاب میکنید، خودش انتخاب میکنه
‫که سه بازنده دیگه برای مرحله نهایی کی باشن...

00:16:38.062 --> 00:16:41.468
‫و اونا رو با خودش به جهنم میکشونه.

00:16:41.468 --> 00:16:49.400
‫از جمله تایلر، که ولش کردید،
‫در خطر کشیده شدن به جهنمه.

00:16:49.417 --> 00:16:51.488
‫- پس تایلر در امان نیست.
‫- تایلر در امان نیست.

00:16:51.488 --> 00:16:52.490
‫وای، خدای من.

00:16:56.431 --> 00:16:58.035
‫مثل خنجری توی قلب،
‫مثل یه مشت توی شکم...

00:16:58.069 --> 00:17:00.540
‫چون همه‌ چی یهو از هم پاشید.

00:17:01.509 --> 00:17:07.800
‫این یه فرصت عالی برای انتقامه،
‫یا میتونی به یه متحد کمک کنی.

00:17:07.822 --> 00:17:10.225
‫رفقا، باید یه تصمیمی بگیریم.

00:17:10.259 --> 00:17:13.399
‫- درسته.
‫- اونی که ضعیف بود حالا دست بالا رو داره...

00:17:13.466 --> 00:17:14.869
‫- اونی که حرف آخر رو میزنه.
‫- لعنتی.

00:17:14.935 --> 00:17:16.940
‫این یه تغییر قدرت بزرگه.

00:17:16.973 --> 00:17:20.213
‫میتونه کل استراتژی‌تون رو به باد بده.

00:17:20.246 --> 00:17:22.483
‫واقعاً دیوونه‌ کننده‌ست.

00:17:22.518 --> 00:17:25.456
‫این مسیر این بازی رو عوض میکنه.

00:17:25.456 --> 00:17:31.300
‫هیچ‌ وقت نمیدونی باید منتظر چی باشی،
‫ولی فعلاً، شماها برگردید به «خانه ترس»...

00:17:31.335 --> 00:17:35.400
‫قبل از اینکه اون بتن بین پاهاتون سفت بشه،
‫وگرنه یه مشکل کاملاً جدید پیدا میکنیم.

00:17:35.476 --> 00:17:39.484
‫- همین الانش هم توی راهیم.
‫- همگی خسته نباشید.

00:17:39.551 --> 00:17:41.589
‫خداحافظ جانی.

00:17:41.589 --> 00:17:44.762
‫آه. من چیکار کردم؟

00:17:44.796 --> 00:17:49.300
‫همه‌مون با این فکر رفتیم جلو که
‫هر کی عقب بمونه در هر صورت جاش امنه...

00:17:49.337 --> 00:17:52.300
‫چون، میدونی، اونا تیم برنده‌ن،
‫و معلومه که ما اونا رو کاندید نمیکنیم.

00:17:52.343 --> 00:17:54.515
‫خب، قرار نیست اینطوری پیش بره.

00:17:54.515 --> 00:17:56.686
‫این ممکنه من رو
‫به یه هدف بزرگ تبدیل کرده باشه.

00:17:56.752 --> 00:17:59.625
‫واقعاً مطمئن نیستم.
‫ولی میفهمیم.

00:17:59.625 --> 00:18:01.500
‫میفهمیم.

00:18:15.000 --> 00:18:17.493
‫- نه.
‫- قطعاً نه.

00:18:19.732 --> 00:18:23.038
‫واکنشت وقتی اون تغییر
‫ناگهانی رو شنیدی چی بود؟

00:18:23.105 --> 00:18:26.011
‫مثل یه مشت توی شکم بود.
‫با خودم گفتم : «ای بابا.»

00:18:26.045 --> 00:18:27.681
‫وقتی نوبت انتخاب این شد که کی بره...

00:18:27.714 --> 00:18:29.551
‫هیچکس چیزی نگفت،
‫و من با خودم گفتم میدونی چیه؟

00:18:29.585 --> 00:18:31.890
‫خب، من تیم رو انتخاب کردم.
‫خودم میمونم.

00:18:31.890 --> 00:18:33.860
‫و بعدش بدجوری به ضررم تموم شد.

00:18:33.927 --> 00:18:38.469
‫- کاری رو کردی که یه کاپیتان میکنه.
‫- آره، و واقعاً افتضاحه.

00:18:38.537 --> 00:18:41.843
‫فکر میکنی واقعاً این کاریه
‫که یه کاپیتان میکنه؟

00:18:41.843 --> 00:18:47.000
‫آره، نمیخواستم حس کنی فقط چون
‫نفر آخر انتخاب شدی، چیزی از ارزشت کم شده.

00:18:47.100 --> 00:18:50.000
‫و میخواستم بدونی که ما بهت نیاز داریم،
‫درست به اندازه بقیه.

00:18:50.100 --> 00:18:52.765
‫ولی در عین حال، جار زدنش
‫جلوی همه، اینطوری که...

00:18:52.831 --> 00:18:55.737
‫«آخی، طفلکی لنس که داریم
‫میذاریم یه کارابین رو بکشه بالا.»

00:18:55.770 --> 00:18:59.143
‫اصلاً دلسوزی نبود.
‫فقط داشتم صادقانه حرف میزدم.

00:18:59.177 --> 00:19:02.500
‫ولی درست مثل... ولی داری جوری میگی که انگار
‫اگه انتخاب میکردی که از کارابین استفاده کنی...

00:19:02.584 --> 00:19:03.485
‫اون‌ وقت به لنس چیزی نمیرسید.

00:19:03.720 --> 00:19:06.191
‫نمیخوام کسی حس کنه که انتخاب آخره.

00:19:06.191 --> 00:19:11.600
‫به خاطر تجربه‌م از کار توی فست‌ فود گرفته
‫تا الان که مهماندار هواپیمام...

00:19:11.702 --> 00:19:15.900
‫من توی زندگی روزمره کسی هستم
‫که خیلی وقت‌ ها نادیده گرفته میشه.

00:19:15.945 --> 00:19:19.900
‫در مقابل آدم‌ هایی مثل تایلر،
‫وقتشه که از خودم دفاع کنم.

00:19:19.985 --> 00:19:22.958
‫ما توی اون چالش اول،
‫خیلی خوب با هم کار کردیم.

00:19:22.991 --> 00:19:25.229
‫من کمکت کردم به اون ترس‌ ها غلبه کنی.

00:19:25.229 --> 00:19:28.101
‫- آره.
‫- واقعاً اینکه به عنوان نفر آخر انتخاب بشی...

00:19:28.150 --> 00:19:32.945
‫بعد هم دلیل آوردنت برای اینکه،
‫«اوه، من موندم عقب تا لنس حس نکنه...»

00:19:32.945 --> 00:19:36.652
‫میتونستی بگی : «تا تیم...»

00:19:36.719 --> 00:19:39.424
‫حس کردم توی تیمی هستم
‫که فقط یه عضو اضافی‌ ام.

00:19:39.457 --> 00:19:43.498
‫- منظورم اینه که، من...
‫- باید از زاویه دیگه ببینی و بفهمی چه حسی دارم.

00:19:43.533 --> 00:19:45.770
‫- باشه، میفهمم چی میگی.
‫- ولی واقعاً میفهمی؟

00:19:45.770 --> 00:19:47.641
‫یا فقط داری این رو میگی
‫چون میخوای بحث تموم بشه؟

00:19:47.641 --> 00:19:51.081
‫- چون من میتونم بحث رو تموم کنم.
‫- داره بالا میگیره.

00:19:51.114 --> 00:19:51.949
‫این برای من علامت خروجه.

00:19:52.283 --> 00:19:55.523
‫درامای بین لنس و عصبانیتش از تایلر، وای.

00:19:55.523 --> 00:19:58.094
‫باعث میشه توی «خانه ترس»،
‫تمام توجه‌ ها از روی من برداشته بشه.

00:19:58.128 --> 00:19:59.832
‫تقریباً بیش از حد خوبه که واقعی باشه.

00:19:59.899 --> 00:20:03.840
‫- متاسفم. چطور میتونم جبرانش کنم؟
‫- دیگه همینه که هست.

00:20:05.777 --> 00:20:10.286
‫تایلر مثل یه مادر شیرین
‫و بی‌ گناه به نظر میاد...

00:20:10.319 --> 00:20:15.864
‫ولی اون کسیه که واقعاً سنگ میندازه،
‫و دستش رو قایم میکنه.

00:20:17.133 --> 00:20:19.171
‫اوم.

00:20:19.237 --> 00:20:21.500
‫- گریه نکن.
‫- خوبم عزیزم.

00:20:21.500 --> 00:20:23.000
.من با درگیری و کشمکش خوب کنار نمیام

00:20:30.026 --> 00:20:33.000
‫یه چیزی در مورد تایلر هست که
‫اولش باهاش ارتباط برقرار کردم...

00:20:33.398 --> 00:20:37.541
‫ولی الان یه چیزی در موردش هست
‫که واقعاً داره باهام بازی میکنه.

00:20:37.575 --> 00:20:40.547
‫و برای همینه که،
‫قصد توهین ندارم، ولی اون باید بره.

00:20:40.581 --> 00:20:42.684
‫اون رقیب سرسختیه...

00:20:42.684 --> 00:20:48.100
‫میدونم که باید با حساب و کتاب پیش برم،
‫و برای همین یه نقشه اساسی دارم.

00:20:48.195 --> 00:20:49.698
‫- اونا میخوان از تایلر محافظت کنن.
‫- آره.

00:20:49.698 --> 00:20:51.836
‫بهترین راهشون برای محافظت از تایلر چیه؟

00:20:51.836 --> 00:20:54.500
‫- احتمالاً میخوان سعی کنن دیمین رو بفرستن تو.
‫- درسته.

00:20:54.500 --> 00:20:56.500
چون، میدونی، دیمین قطعاً
.از خیلی جهات خیلی سخت‌ گیر بوده

00:20:56.500 --> 00:20:59.000
‫- آره.
‫- پس راحت میتونن از طریق دیمین اقدام کنن.

00:20:59.050 --> 00:21:00.587
‫- ولی...
‫- تو به کی فکر میکردی؟

00:21:00.621 --> 00:21:06.000
‫مسئله اینه، جوری که من دارم سعی میکنم
‫مدیریت کنم اینه که تو رو بفرستم تو.

00:21:08.034 --> 00:21:09.137
‫اینطوری به نظر میاد که
‫با هم صمیمی نیستیم.

00:21:09.170 --> 00:21:11.976
‫آره. و بعدش من تایلر رو انتخاب میکنم؟

00:21:12.000 --> 00:21:17.700
‫اوهوم. باید یه جوری اونا رو متقاعد کنی
‫که اصلاً قصد نداری اون رو بفرستی تو.

00:21:17.722 --> 00:21:21.600
‫- درسته.
‫- به عنوان بچه‌ «عامل ترس»،
‫من این بازی رو خیلی جدی میگیرم.

00:21:21.629 --> 00:21:26.606
‫ولی الان واقعاً دارم فکر میکنم
‫که بهتره من فرستاده بشم داخل...

00:21:26.606 --> 00:21:33.200
‫و اون‌ وقت میتونم سه تا رقیبم رو انتخاب کنم،
‫تا تضمین بشه که تایلر توی مرحله نهایی هست.

00:21:33.252 --> 00:21:35.088
‫و حس میکنم که تیمم رو ناامید کردم.

00:21:35.088 --> 00:21:36.225
‫در هر صورت من قراره فرستاده بشم داخل.

00:21:36.225 --> 00:21:38.800
‫- آره.
‫- و میدونی، بزرگ ترین ترس من،
‫ترس از شکست خوردنه.

00:21:38.896 --> 00:21:42.000
‫میترسم توی چالش شکست بخورم،
‫و بعد واقعاً توی چالش شکست میخورم.

00:21:42.102 --> 00:21:44.600
‫و بعد میترسم که به مرحله نهایی برم،
‫و بعد به مرحله نهایی نمیرم.

00:21:44.642 --> 00:21:46.011
‫و بعد بلافاصله دوباره برمیگردم به ترسیدن...

00:21:46.011 --> 00:21:47.915
‫از شکست خوردن توی چالش.
‫و با خودم میگم، میدونی چیه؟

00:21:47.981 --> 00:21:50.419
‫من اینجام تا اعتماد به‌ نفسم رو بالا ببرم،
‫پس بیا انجامش بدیم.

00:21:50.419 --> 00:21:55.664
‫توی زندگیم، کارهایی بوده که
‫به خاطر ترس انجامشون ندادم.

00:21:55.731 --> 00:22:00.700
‫۳۶ سالمه و تا حالا توی هیچ رابطه‌ ای نبودم،
‫چون قرار گذاشتن برام وحشتناکه.

00:22:00.741 --> 00:22:02.644
‫برای اینکه بازیکن بزرگی باشی،
‫باید حرکت بزنی.

00:22:02.678 --> 00:22:04.280
‫- نمیتونی فقط بترسی.
‫- آره، نباید با ترس بازی کنی.

00:22:04.347 --> 00:22:10.300
‫این فرصتیه تا به خودم ثابت کنم که
‫ترس برای من عامل تعیین‌ کننده ای نیست.

00:22:10.392 --> 00:22:12.397
‫انجامش میدم،
‫و تمام تلاشم رو میکنم.

00:22:12.397 --> 00:22:14.101
‫و لازم نیست حتماً ببرم.
‫فقط نباید نفر آخر بشم.

00:22:14.167 --> 00:22:17.775
‫و صادقانه بگم،
‫این شوک بزرگی به کل خونه وارد میکنه...

00:22:17.775 --> 00:22:19.878
‫طوری که نمیفهمن چطور باید
‫خودشون رو جمع‌ و جور کنن.

00:22:19.911 --> 00:22:21.147
‫و این همون چیزیه که واقعاً در مورد
‫متحد بودن با شما دوست دارم.

00:22:21.548 --> 00:22:25.757
‫- فکر کنم ما بزرگ ترین بازیکن های این خونه‌ ایم.
‫- آره، بدون کنایه؟ عاشقشم.

00:22:27.000 --> 00:22:34.000
آوا‌مــووی

00:22:35.275 --> 00:22:38.014
‫در مورد امروز چه حسی داری؟

00:22:40.452 --> 00:22:41.822
‫- تو چه حسی داری؟
‫- من که راحتم.

00:22:41.822 --> 00:22:43.993
‫مگه باید حس خاصی داشته باشم؟

00:22:44.026 --> 00:22:45.429
‫یه نفر قراره بره خونه.

00:22:45.429 --> 00:22:47.801
‫سعی نداری من رو
‫از اینجا بیرون کنی، مگه نه؟

00:22:49.437 --> 00:22:51.942
‫همه‌مون نگرانیم که چیه،
‫و همچنین...

00:22:51.942 --> 00:22:55.149
‫- من هیجان‌ زده‌م ببینم چیه.
‫- اینکه باید انتخاب کنیم...

00:22:56.686 --> 00:22:59.424
‫- رفقا، چراغ روشن شد.
‫- چراغ روشنه؟

00:22:59.457 --> 00:23:01.996
‫- چراغ روشنه.
‫- وای، خدای من، چراغ روشنه!

00:23:02.062 --> 00:23:05.403
‫رفقا، وقتشه که برم برای «اولین نگاه»!

00:23:09.477 --> 00:23:12.316
‫کینه به دل نگیرید.
‫درست قضاوت کنید.

00:23:12.350 --> 00:23:13.686
‫حتی نمیخوام بازش کنم.

00:23:13.720 --> 00:23:16.000
‫خیلی اضطراب دارم.
‫فقط منتظر میمونم.

00:23:16.000 --> 00:23:17.500
...همه‌مون به طور جمعی موافقیم که

00:23:17.500 --> 00:23:19.000
.ما داریم سعی میکنیم تایلر رو نجات بدیم

00:23:19.000 --> 00:23:20.466
‫- آره.
‫- آره.

00:23:20.466 --> 00:23:22.469
‫قطعاً. ۱۰۰ درصد.

00:23:22.504 --> 00:23:24.608
‫نه، نه، نه، نه.

00:23:25.910 --> 00:23:26.979
‫خیلی خب، همگی.

00:23:26.979 --> 00:23:28.282
‫بیاید تا جایی که میشه،
‫جزئیات بیشتری بگیریم.

00:23:28.315 --> 00:23:29.451
‫- باشه.
‫- بریم که رفتیم.

00:23:29.451 --> 00:23:33.292
‫- نه.
‫- ایگوانا؟

00:23:33.325 --> 00:23:34.729
‫- اوه!
‫- ایگوانا؟

00:23:36.064 --> 00:23:38.703
‫- نه!
‫- مار. باشه.

00:23:38.736 --> 00:23:40.840
‫- چی؟
‫- موش توی دهنشون.

00:23:40.874 --> 00:23:44.314
‫- وای، خدای من.
‫- موش‌ ها از توی لوله فرار میکنن.

00:23:44.347 --> 00:23:46.585
‫اوه، اوه، اوه، اوه، اوه!

00:23:48.222 --> 00:23:49.792
‫وای، خدای من.

00:23:49.859 --> 00:23:51.896
‫- اوه! خیلی عجیبه.
‫- واقعاً دیوونه‌ کننده‌ست.

00:23:51.896 --> 00:23:53.766
‫رفقا، اصلاً خوب نیست.
‫بیاید بحث کنیم.

00:23:53.799 --> 00:23:56.973
‫دیمین؟ حتی نمیخوام بگم،
‫مثلاً، یه نهِ قطعی.

00:23:57.006 --> 00:23:58.876
‫- ولی فقط حس میکنم که...
‫- آدم‌ های بهتری هستن که بشه انتخاب کرد.

00:23:58.876 --> 00:24:01.348
‫- اون آخرین گزینه‌ست.
‫- آره.

00:24:01.381 --> 00:24:03.152
‫زک، اون اصلاً نمیتونه با مارها کنار بیاد.

00:24:03.152 --> 00:24:06.091
‫ولی ما هم هم‌ عقیده‌ ایم که زکری هم،
‫مثلاً، یه نهِ قطعیه.

00:24:06.091 --> 00:24:07.000
‫منظورم اینه که...

00:24:07.000 --> 00:24:09.000
،توی این شرایط، چون اون قراره
.قراره تایلر رو انتخاب کنه

00:24:10.000 --> 00:24:11.735
‫نمیشه رادنی رو انتخاب کرد.

00:24:11.769 --> 00:24:13.038
‫رادنی خیلی غیرقابل‌ پیش‌ بینیه.

00:24:13.038 --> 00:24:15.009
‫رانی همه‌ ورق‌ هاش رو رو نمیکنه.

00:24:15.076 --> 00:24:16.144
‫اون با شما نیست.

00:24:16.177 --> 00:24:18.181
‫همینطور، مشخصاً راب.
‫ما راب رو انتخاب نمیکنیم.

00:24:18.214 --> 00:24:20.954
‫- خب معلومه، مگه نه؟
‫- برای من که یه نهِ قطعیه.

00:24:21.021 --> 00:24:23.124
‫- دنیل دفعه‌ پیش رفت.
‫- راب دفعه‌ پیش رفت.

00:24:23.124 --> 00:24:24.000
‫بیاید...

00:24:24.000 --> 00:24:25.000
.فکر کنم باید بلیک باشه

00:24:26.000 --> 00:24:28.000
.فکر نمیکنم تایلر رو انتخاب کنه
.فقط نظرم اینه

00:24:27.000 --> 00:24:28.000
‫باشه. این...

00:24:28.135 --> 00:24:30.707
‫- اوم...
‫- باشه.

00:24:30.740 --> 00:24:34.815
‫پس هنوز کاملاً تصمیم نگرفتیم چون هنوز
‫باید با بلیک حرف بزنیم و ببینیم چطوره.

00:24:34.881 --> 00:24:36.819
‫آره، فقط ببینیم مکالمه چطور پیش میره.

00:24:36.886 --> 00:24:38.756
‫این اولین قدم‌مونه،
‫و بعد دوباره جمع میشیم.

00:24:38.789 --> 00:24:39.758
‫- حس خوبیه.
‫- حله؟

00:24:39.791 --> 00:24:40.459
‫- باشه.
‫- حتماً.

00:24:40.660 --> 00:24:42.063
‫- پایه‌ اید رفقا؟
‫- دم همتون گرم.

00:24:42.063 --> 00:24:45.937
‫- عالی بود تیم. آره.
‫- سه، دو، یک، تیم.

00:24:45.937 --> 00:24:50.580
‫مرحله‌ اول نقشه‌...
‫نقشه‌م داره جواب میده.

00:24:50.613 --> 00:24:54.521
‫تیمم فکر میکنه که داریم از «مامان خرسه»
‫فوق‌ العاده‌شون محافظت میکنیم...

00:24:54.555 --> 00:24:59.000
‫ولی من میدونم چه نقشه‌ ای توی راهه،
‫و اسم کی توی اون مرحله نهایی خونده میشه.

00:25:05.810 --> 00:25:06.612
‫شماها اینجا چیکار میکنید؟

00:25:06.845 --> 00:25:10.086
‫- هی!
‫- مشورت کوچیک‌تون چطور پیش رفت؟

00:25:10.086 --> 00:25:12.825
‫- در واقع، هیچی قطعی نیست.
‫- آره.

00:25:12.858 --> 00:25:15.763
‫ولی تو الان یه جورایی قوی‌ ترین
‫آدم توی این خونه هستی.

00:25:15.763 --> 00:25:19.270
‫اگه انتخاب بشی، هنوز این فرصت رو داری
‫که سه نفر رو به انتخاب خودت برداری.

00:25:19.337 --> 00:25:21.976
‫ولی فقط میخواستیم مطمئن بشیم
‫که درست بازی میکنی.

00:25:22.000 --> 00:25:29.000
‫میخوام بپرسم اگه انتخاب میشدی،
‫مثلاً، چه کسایی رو انتخاب میکردی؟

00:25:30.893 --> 00:25:33.666
‫- راب می‌بود.
‫- باشه.

00:25:33.666 --> 00:25:37.073
‫فکر کنم رادنی رو انتخاب میکردم.
‫نمیدونم سومی رو کی انتخاب میکنم...

00:25:37.106 --> 00:25:38.041
‫ولی دارم گزینه‌ ها رو بررسی میکنم.

00:25:38.408 --> 00:25:41.582
‫بدیهیه که اسم تایلر میاد وسط،
‫چون اون توی تیمش نبود.

00:25:41.615 --> 00:25:43.820
‫تایلر میگفت که مثلاً
‫رابطه خوبی با تو داره.

00:25:43.853 --> 00:25:46.024
‫من رابطه خوبی باهاش دارم،
‫ولی باهاش درباره بازی حرف نمیزنم.

00:25:46.090 --> 00:25:48.395
‫این رو بهت بگم،
‫اون مثل مادر ما و اینجور چیزهاست.

00:25:48.428 --> 00:25:51.902
‫ما قراره هر کاری از دستمون
‫بر میاد بکنیم تا نجاتش بدیم.

00:25:51.969 --> 00:25:54.140
‫حس میکنیم تو میتونی
‫در این زمینه بهمون کمک کنی.

00:25:54.140 --> 00:25:56.177
‫فکر میکنم این برای آینده‌ت
‫حرکت هوشمندانه‌ ای باشه.

00:25:58.348 --> 00:26:00.887
‫- من و دیدا با هم صمیمی هستیم.
‫- اوهوم.

00:26:00.887 --> 00:26:02.991
‫داریم به این فکر میکنیم که
‫تو رو به اتحادمون دعوت کنیم.

00:26:03.025 --> 00:26:05.196
‫یعنی این جدیه؟
‫واقعاً داری راست میگی؟

00:26:05.262 --> 00:26:08.937
‫اگه این یه تصمیم رو بگیری،
‫وقتی توی چالش‌ ها برنده بشیم...

00:26:09.003 --> 00:26:11.676
‫هر کاری بتونیم میکنیم،
‫تا تو رو توی خطر نندازیم.

00:26:11.676 --> 00:26:15.984
‫من رشته‌م علوم سیاسیه،
‫و آثار ماکیاولی رو مطالعه کردم.

00:26:16.017 --> 00:26:18.856
‫اگه مردم ازت بترسن،
‫کنترل کردنشون راحت‌ تره.

00:26:18.889 --> 00:26:21.061
‫و این همون کاریه که دارم با بلیک میکنم.

00:26:21.128 --> 00:26:24.500
‫بیا جلو، اعتمادمون رو جلب کن،
‫اون وقت حالت خوب میشه.

00:26:24.500 --> 00:26:27.173
‫فکر کنم سوالم اینه که اگه
‫تایلر رو انتخاب میکردم...

00:26:27.206 --> 00:26:31.381
‫واقعاً یعنی داشتم اونقدر
‫به شماها دهن‌ کجی میکردم؟

00:26:31.415 --> 00:26:33.018
‫- همین الان؟
‫- آره؟

00:26:33.052 --> 00:26:36.124
‫- اون الان از رفتن به اون تو وحشت داره.
‫- آخ، خیلی بد شد.

00:26:36.124 --> 00:26:38.094
‫چون اون خیلی آدم مهربونیه.

00:26:38.161 --> 00:26:39.665
‫من قرار نیست توی همه مسابقه‌ ها برنده بشم.

00:26:39.665 --> 00:26:43.506
‫باید از استراتژیم استفاده کنم،
‫تا بازی رو دوباره چیدمان کنم...

00:26:43.506 --> 00:26:45.442
‫طوری که شرایط به نفع من بشه.

00:26:45.442 --> 00:26:49.016
‫همکاری با ایثن و دیدا،
‫چون اونا تهدید محسوب میشن...

00:26:49.050 --> 00:26:51.655
‫ممکنه راهی برای پیشرفت باشه.

00:26:51.689 --> 00:26:56.400
‫هر دوی اونا توی این بازی فوق‌ العاده خوبن،
‫و میتونن امنیت من رو حفظ کنن.

00:26:56.431 --> 00:26:59.270
‫ولی لنس ازم میخواد تایلر رو انتخاب کنم،

00:26:59.303 --> 00:27:00.540
‫و نمیدونم باید چیکار کنم.

00:27:14.802 --> 00:27:16.539
‫- اوه.
‫- اوه!

00:27:16.539 --> 00:27:17.373
‫- این چیه؟
‫- نه، نه!

00:27:17.541 --> 00:27:20.246
‫- این دیگه چیه؟
‫- چراغ‌ ها روشن میشن...

00:27:20.246 --> 00:27:25.600
‫و چهار تا تراریوم غول‌ پیکر اونجاست،
‫و تنها چیزی که می‌بینم ماره.

00:27:25.690 --> 00:27:28.228
‫اوه، وای.

00:27:28.228 --> 00:27:33.700
‫- لعنتی.
‫- اگه من رو بندازن توی این گودال،
‫زنده ازش بیرون نمیام.

00:27:33.707 --> 00:27:39.685
‫- به «مرحله نهایی» خوش اومدید.
‫- اوه! نه، نه!

00:27:39.719 --> 00:27:43.158
‫اسم این چالش رو گذاشتیم «وقت تغذیه».

00:27:43.158 --> 00:27:45.764
‫این چالش ترس شما
‫از محیط‌ های بسته رو امتحان میکنه...

00:27:45.830 --> 00:27:49.738
‫در کنار حیوانات وحشی،
‫و به‌ خصوص اینا.

00:27:51.809 --> 00:27:55.149
‫مارها، ایگواناها و موش‌ های مرده.

00:27:55.215 --> 00:27:58.488
‫شما باید به داخل تراریوم بخزید.

00:27:58.488 --> 00:28:01.027
‫آره، همون جعبه‌ های شیشه‌ ای.

00:28:01.094 --> 00:28:06.000
‫از بین شش مار بوآی ما،
‫رد بشید تا به ایگوانا برسید.

00:28:06.004 --> 00:28:11.200
‫اونجا باید لاشه یه موش مرده رو بردارید،
‫و اون رو به سطل خودتون برگردونید.

00:28:11.214 --> 00:28:14.700
‫و اگه دارید فکر میکنید،
‫ای سوگلی آمریکا، جانی ناکسویل...

00:28:14.722 --> 00:28:17.392
‫مگه مارها موش نمیخورن؟
‫خب، آره، میخورن.

00:28:17.426 --> 00:28:24.100
‫اوه، و فقط یه راه تایید شده برای
‫حمل کردن موش‌ ها وجود داره.

00:28:24.140 --> 00:28:26.579
‫از دمشون و با دهنتون.

00:28:28.716 --> 00:28:30.787
‫خفه شو جانی!

00:28:30.787 --> 00:28:32.724
‫چرا بهم میگی خفه بشم؟

00:28:32.758 --> 00:28:34.528
‫فقط دارم قوانین رو بهتون میگم.

00:28:34.595 --> 00:28:37.500
‫این خیلی چندشه!

00:28:37.500 --> 00:28:39.203
‫من هیچ موشی توی دهنم نمیذارم.

00:28:39.203 --> 00:28:44.600
‫پس امیدوارم همه‌ واکسن‌ هاتون رو زده باشید،
‫چون کاملاً مطمئنم موش‌ ها واکسن‌ هاشون رو نزدن.

00:28:44.682 --> 00:28:48.322
‫هر کسی که چهار تا موش مرده رو از همه
‫دیرتر جمع کنه، متأسفانه باید بره خونه.

00:28:48.322 --> 00:28:52.329
‫این ترسناک‌ ترین «مرحله‌ نهایی» تا به اینجاست.

00:28:52.362 --> 00:28:57.607
‫و اگه بگم نمیترسم دروغ گفتم.
‫من از مارها میترسم.

00:28:57.640 --> 00:29:00.479
‫پس قطعاً ترس یه عامل تعیین‌ کننده‌ست.

00:29:00.479 --> 00:29:06.200
‫خیلی خب، ایثن، جیلین،
‫چلسی، دیدا و لنس، بیاید همینجا.

00:29:06.224 --> 00:29:10.165
‫شما چالش رو بردید.
‫تایلر رو جا گذاشتید.

00:29:10.198 --> 00:29:13.539
‫ولی شما از حذف شدن در امانید،
‫ولی اون نه.

00:29:13.572 --> 00:29:19.300
‫حالا کدوم یکی از شرکت‌ کننده‌ های
‫خوش‌ شانس ما رو میخواید به مرحله‌ نهایی بفرستید؟

00:29:19.316 --> 00:29:20.886
‫ما دسته‌ جمعی انتخاب کردیم...

00:29:23.458 --> 00:29:25.229
‫- بلیک.
‫- لعنتی.

00:29:25.262 --> 00:29:28.703
‫اوه، خب.
‫چرا بلیک رو انتخاب کردید؟

00:29:28.736 --> 00:29:31.074
‫بلیک تا حالا مرحله‌ نهایی رو تجربه نکرده...

00:29:31.074 --> 00:29:33.612
‫و فکر میکنم بازیکن‌ های دیگه‌ ای هستن
‫که اون بتونه شکست‌شون بده.

00:29:33.612 --> 00:29:37.252
‫و اگه قرار باشه توی یه مرحله‌ نهایی
‫برنده بشه، همینجاست.

00:29:37.252 --> 00:29:39.490
‫- به نظر میرسه یه هدیه برای منه.
‫- آره.

00:29:39.524 --> 00:29:41.863
‫- ممنون رفقا.
‫- میخوای بیای اینجا پیش من؟

00:29:41.863 --> 00:29:44.233
‫چون وظیفه‌ خیلی مهمی داری.

00:29:44.233 --> 00:29:47.206
‫اگه بلیک بهمون اعتماد کنه،
‫این میتونه قدم بزرگی براش باشه.

00:29:47.239 --> 00:29:50.714
‫پس واقعاً امیدوارم که همین الان
‫تصمیم درستی گرفته باشیم...

00:29:50.747 --> 00:29:52.149
‫و تنها کاری که میتونیم بکنیم،
‫اینه که منتظر بمونیم.

00:29:52.149 --> 00:29:58.300
‫کسی از شما هست که بخواد بهترین دلیلش رو
‫بیاره که چرا نباید توی مرحله‌ نهایی باشه؟

00:29:58.361 --> 00:29:59.864
‫بلیک! بذار همین الان بهت بگم.

00:29:59.864 --> 00:30:02.169
‫گوش کن، من توی زندگیم
‫با مارهای زیادی سر و کله زدم.

00:30:02.236 --> 00:30:06.300
‫خواهش میکنم من رو انتخاب نکن بلیک.
‫پاهات رو ماساژ میدم، چون تو از پس این مرحله بر میای.

00:30:06.344 --> 00:30:08.850
‫این چطوره؟ تو یه پا رو ماساژ بده،
‫منم اون یکی پا رو.

00:30:08.850 --> 00:30:10.853
‫- آره.
‫- موضوعیه که باید بهش فکر کرد.

00:30:10.887 --> 00:30:14.528
‫- خب، کنترل دست توئه، پس...
‫- ایول!

00:30:14.562 --> 00:30:18.368
‫خیلی دوست دارم سه نفری که
‫قراره باهات باشن رو انتخاب کنی.

00:30:26.652 --> 00:30:28.488
‫باشه. باشه.

00:30:28.522 --> 00:30:33.666
‫خب، اولین نفر...

00:30:33.733 --> 00:30:36.972
‫رادنی رو انتخاب میکنم.

00:30:38.275 --> 00:30:40.145
‫از نظر استراتژیک،
‫ما زیاد درباره بازی حرف نمیزنیم...

00:30:40.145 --> 00:30:41.548
‫برای همین واقعاً نمیدونم
‫توی سرت چی میگذره.

00:30:41.582 --> 00:30:44.622
‫خیلی خب، آقای خوش‌ شانس،
‫بیا بالا، رادنی.

00:30:44.622 --> 00:30:47.728
‫بیا، رادنی. بیا.

00:30:47.761 --> 00:30:51.635
‫و شرکت‌ کننده بعدی ما در «زمان تغذیه»؟

00:30:51.635 --> 00:30:53.338
‫«زمان تغذیه»،
‫برنامه مورد علاقه من.

00:30:53.404 --> 00:30:57.480
‫خیلی خب، حس میکنم یکی از چیزهایی که
‫در مورد «عامل ترس» دوست داشتم...

00:30:57.480 --> 00:31:00.687
‫زمانی بود که به عنوان یه بچه‌ درس‌ خون
‫کلاس ششمی، میدیدم که یه آدم ضعیف...

00:31:00.687 --> 00:31:01.789
‫میتونه آدم قوی رو شکست بده.

00:31:01.789 --> 00:31:05.700
‫و تنها راهی که میتونستم اون لحظه رو بسازم،
‫این بود که اون آدم قوی رو به اینجا دعوت کنم.

00:31:05.797 --> 00:31:07.900
‫پس راب رو انتخاب میکنم،
‫که بهمون ملحق بشه.

00:31:13.745 --> 00:31:18.689
‫آخرین نفری که در «مرحله نهایی»
‫با خودت به جهنم میکشی کیه؟

00:31:18.689 --> 00:31:20.526
‫وایسا، دارم واقعاً فکر میکنم.

00:31:21.795 --> 00:31:23.431
‫خب...

00:31:24.534 --> 00:31:25.468
‫وایسا، وایسا،
‫وایسا، وایسا.

00:31:25.503 --> 00:31:31.200
‫- باشه.
‫- فقط امیدوارم که بلیک سراغ من نیاد...

00:31:31.247 --> 00:31:36.858
‫چون یکی از بزرگ ترین
‫ترس‌ های من یه تانک پر از ماره.

00:31:36.858 --> 00:31:38.562
‫این دیوونه‌ کننده‌ست.

00:31:39.865 --> 00:31:41.601
‫بلیک، جرأت نکن این کار رو بکنی.

00:31:42.937 --> 00:31:44.574
‫آه! باید بگم...

00:31:51.254 --> 00:31:55.696
‫آخرین نفری که میخوای توی
‫«مرحله نهایی» قرار بدی کیه؟

00:31:57.066 --> 00:31:59.403
‫آه! باید بگم تایلر.

00:31:59.403 --> 00:32:01.374
‫باید بگم تایلر.

00:32:01.407 --> 00:32:03.679
‫و تنها دلیلش اینه که حس میکنم،
‫تیمم رو ناامید کردم.

00:32:03.712 --> 00:32:07.800
‫و تنها راهی که میتونم جبران کنم اینه که
‫سه تا از هم‌ تیمی‌ هام رو به اونجا نفرستم.

00:32:07.887 --> 00:32:10.025
‫- خیلی متأسفم.
‫- تو واقعاً که...

00:32:11.862 --> 00:32:18.300
‫- اوه!
‫- انگار که صحنه آهسته شده باشه،
‫شنیدم گفت «تایلر» و شوکه شدم.

00:32:18.374 --> 00:32:20.513
‫ولی یادم اومد که باید
‫احساساتم رو کنترل کنم.

00:32:20.547 --> 00:32:23.853
‫همه واقعاً دارن با خشم
‫به بلیک نگاه میکنن.

00:32:23.886 --> 00:32:25.990
‫پس منم باید باهاشون همراه بشم.

00:32:26.024 --> 00:32:28.896
‫لنس رفیق فابریک من توی این بازیه.

00:32:28.896 --> 00:32:34.600
‫و میدونم برای اینکه توی این بازی برنده بشم،
‫باید ریسک بزرگی برای اتحادمون بکنم.

00:32:34.641 --> 00:32:37.379
‫وقتشه که واقعاً «عامل ترس» بازی کنیم.

00:32:37.412 --> 00:32:40.018
‫- این حرکت هوشمندانه‌ ای نیست.
‫- حرکت وحشتناکیه.

00:32:40.051 --> 00:32:44.600
‫خیلی عصبانیم، پسر، و کل دلیل اینکه بلیک رو
‫انتخاب کردیم این بود که تایلر رو نجات بدیم.

00:32:44.628 --> 00:32:46.665
‫این یه خنجر زدن از پشته.

00:32:46.698 --> 00:32:49.203
‫- اون گور خودش رو کند، داداش.
‫- بیا بریم، تای.

00:32:50.607 --> 00:32:52.544
‫اوه، پسر.

00:32:52.577 --> 00:32:55.850
‫تایلر، چه حسی نسبت به مرحله نهایی داری؟

00:32:55.884 --> 00:32:57.587
‫از اینکه اون تو باشی میترسی؟

00:32:57.587 --> 00:33:03.500
‫یا فقط حس میکنی خودت رو
‫فدای تیمت کردی و حالا اینجایی؟

00:33:03.565 --> 00:33:05.335
‫نمیدونم. یه جورایی مثلِ...

00:33:05.402 --> 00:33:07.006
‫منظورم رو میفهمی؟

00:33:07.039 --> 00:33:08.909
‫- آره، آره. خب.
‫- فقط داره فوران میکنه.

00:33:08.943 --> 00:33:11.782
‫- الان خیلی اضطراب دارم.
‫- آره.

00:33:11.815 --> 00:33:13.017
‫- درسته.
‫- آره، آره.

00:33:13.051 --> 00:33:14.787
‫از پسش بر میای، تای.
‫قوی باش، یالا.

00:33:15.723 --> 00:33:21.067
‫شماها اینجایید تا با ترس‌ هاتون روبرو بشید.

00:33:21.100 --> 00:33:24.106
‫خوبم. خوبم.

00:33:26.477 --> 00:33:28.481
‫خب، بیاید این موجودات رو منتظر نذاریم.

00:33:28.481 --> 00:33:31.020
‫بیاید شروع کنیم.

00:33:33.157 --> 00:33:39.000
‫خیلی خب رفقا، با صدای بوق من،
‫مرحله نهایی شروع میشه.

00:33:39.070 --> 00:33:40.640
‫یالا تای.
‫یالا تای.

00:33:40.706 --> 00:33:43.377
‫و یادتون باشه،
‫نمیتونید از دست‌ هاتون استفاده کنید.

00:33:43.444 --> 00:33:47.687
‫وحشت‌ زده‌م.
‫نمیتونم این کار رو بکنم.

00:33:52.096 --> 00:33:54.534
‫مارها غیرقابل‌ پیش‌ بینی‌ ان.
‫یکم نگرانم.

00:33:54.534 --> 00:33:55.804
‫نمیدونم قراره چه اتفاقی بیفته.

00:33:55.837 --> 00:33:58.108
‫ولی من آدم جون‌ سختی‌ ام.

00:33:58.175 --> 00:33:59.544
‫به این راحتی ها از پا در نمیام.

00:33:59.544 --> 00:34:02.382
‫سه، دو، یک.

00:34:02.382 --> 00:34:03.318
‫برو!

00:34:03.519 --> 00:34:04.821
‫- یالا، یالا، یالا.
‫- نگران اونا نباش.

00:34:04.855 --> 00:34:06.592
‫- یالا دختر!
‫- آخ!

00:34:06.592 --> 00:34:09.397
‫- اوه، نه!
‫- یالا.

00:34:09.397 --> 00:34:10.867
‫- ادامه بده.
‫- وای، خدای من.

00:34:10.934 --> 00:34:12.937
‫تماشای این مرحله نهایی خیلی سخته.

00:34:12.971 --> 00:34:14.140
‫مشخصه که من طرفدار تایلرم.

00:34:14.207 --> 00:34:15.643
‫ولی، وای، خدای من.

00:34:15.677 --> 00:34:17.113
‫اینکه مجبور باشی
‫یه موش رو توی دهنت بذاری؟

00:34:17.113 --> 00:34:18.549
‫واقعاً افتضاحه.

00:34:18.616 --> 00:34:21.387
‫یالا، تای.

00:34:22.356 --> 00:34:23.258
‫یالا، تای.
‫نگران اون ماره نباش.

00:34:23.491 --> 00:34:26.865
‫- یالا، تای.
‫- اوه، یه مار دور بازوی تایلر پیچیده.

00:34:30.740 --> 00:34:32.944
‫برو تایلر!
‫برو تایلر! برو!

00:34:35.750 --> 00:34:37.687
‫آره!

00:34:37.753 --> 00:34:41.160
‫بندازش اون‌ ور، تای.

00:34:41.160 --> 00:34:45.168
‫- بندازش اون‌ ور! بندازش اون‌ ور!
‫- خدایا! آخ!

00:34:45.168 --> 00:34:47.139
‫یالا، تای.
‫یالا، تای.

00:34:47.139 --> 00:34:49.143
‫یالا، میتونی.

00:34:52.049 --> 00:34:55.656
‫ها! رادنی و راب دارن
‫اولین موش رو برمیدارن.

00:34:57.126 --> 00:35:00.566
‫- راب داره مثل برق میره.
‫- برو راب!

00:35:00.600 --> 00:35:02.870
‫بلیک و تایلر باید سرعت‌شون رو بیشتر کنن.

00:35:04.774 --> 00:35:09.900
‫دارم به تایلر نگاه میکنم، و اون یه پایتون گنده
‫و لعنتی دور بازوش پیچیده، و اون وحشت‌ زده‌ست.

00:35:09.917 --> 00:35:11.688
‫آخ! برو عقب!

00:35:11.721 --> 00:35:14.026
‫و من داشتم با لذت تماشا میکردم،
‫مثل بچه‌ ای که کلی آبنبات هالووین میخوره.

00:35:14.059 --> 00:35:16.532
‫- هیجان‌ زده بودم.
‫- وای، خدای من.

00:35:16.565 --> 00:35:18.167
‫- یالا، بگیرش.
‫- تونستی.

00:35:18.167 --> 00:35:20.606
‫- هلش بده! هلش بده!
‫- ادامه بده!

00:35:20.673 --> 00:35:23.545
‫- نگران اون نباش.
‫- از پسش بر میای!

00:35:23.579 --> 00:35:24.748
‫هلش بده!

00:35:24.748 --> 00:35:26.451
‫- ادامه بده. ادامه بده.
‫- هلش بده!

00:35:26.484 --> 00:35:29.624
‫- هلش بده، تای.
‫- راب اولین موشش رو گرفت.

00:35:29.624 --> 00:35:33.832
‫- یالا، راب!
‫- ادامه بده. ادامه بده. ادامه بده.

00:35:33.899 --> 00:35:36.939
‫به حرکت ادامه بده.

00:35:36.939 --> 00:35:38.775
‫رادنی اولین موشش رو گرفت.

00:35:42.149 --> 00:35:43.017
‫یالا. یالا.
‫برو، برو، برو، برو، برو.

00:35:43.284 --> 00:35:43.919
‫یالا، تای. یالا، تای.
‫یالا، تای. یالا، تای.

00:35:44.419 --> 00:35:46.658
‫- یالا، تای. یالا، یالا.
‫- برو، برو، برو، برو، برو.

00:35:46.658 --> 00:35:49.564
‫ادامه بده!
‫ادامه بده!

00:35:49.597 --> 00:35:51.969
‫- داری از بلیک جلو میزنی، تای.
‫- بزن بریم!

00:35:52.036 --> 00:35:53.104
‫- اوه.
‫- بزن بریم، راب.

00:35:53.171 --> 00:35:56.812
‫- لعنتی!
‫- برو، برو، برو، برو، برو!

00:35:59.216 --> 00:36:01.688
‫راب دومین موشش رو گرفت.

00:36:03.090 --> 00:36:05.863
‫- هوف!
‫- بلیک اولین موشش رو گرفت.

00:36:08.869 --> 00:36:11.174
‫وای، خدای من!

00:36:12.777 --> 00:36:14.647
‫اوه، تایلر یه موش رو توی آب انداخت.

00:36:14.647 --> 00:36:16.183
‫بگیرش، تایلر.

00:36:16.217 --> 00:36:18.923
‫و اون مار ول کن نیست.

00:36:18.923 --> 00:36:22.095
‫فقط صورتت رو بکن اون تو.
‫صورتت رو بکن اون تو، تایلر.

00:36:22.095 --> 00:36:24.534
‫- یالا، تای. یالا، تای.
‫- اوه، پسر.

00:36:24.601 --> 00:36:26.270
‫- یالا، تای.
‫- آره، تایلر!

00:36:26.337 --> 00:36:30.900
‫تایلر اولی رو گرفت، ولی، اوه،
‫اینم از دومین موش رادنی.

00:36:30.946 --> 00:36:34.286
‫- عجله کن، تایلر.
‫- یالا، تای. یالا، تای.

00:36:34.353 --> 00:36:36.257
‫- داری پیش میری.
‫- یالا، یالا، یالا.

00:36:36.257 --> 00:36:38.360
‫وای، خدای من.

00:36:39.765 --> 00:36:40.767
‫راب داره برای سومی برمیگرده.

00:36:40.833 --> 00:36:44.406
‫اون ایگوانا نمیخواد
‫اون موش‌ ها رو پس بده.

00:36:45.810 --> 00:36:47.714
‫- داری پیش میری. ادامه بده، آره.
‫- یالا، ادامه بده.

00:36:47.747 --> 00:36:49.216
‫خوبی. ادامه بده.

00:36:50.018 --> 00:36:51.788
‫بگیرش، بگیرش، بگیرش!

00:36:51.788 --> 00:36:54.994
‫اوه، بلیک دومین موشش رو گرفت.

00:36:55.028 --> 00:36:56.698
‫- اوه.
‫- به حرکت ادامه بده.

00:36:56.765 --> 00:36:58.702
‫تایلر دومین موشش رو گرفت.

00:36:58.702 --> 00:37:02.142
‫اوه، اون مار واقعاً میخواد
‫یه لقمه چپش کنه.

00:37:02.175 --> 00:37:04.848
‫- برو، برو، برو! برو!
‫- اوه!!

00:37:04.848 --> 00:37:07.687
‫اوه! بگیرش، بگیرش،
‫بگیرش، بگیرش!

00:37:07.687 --> 00:37:11.460
‫- راب سومین موشش رو گرفت.
‫- آره، آره!

00:37:13.131 --> 00:37:17.674
‫رادنی سومین موشش رو گرفت.
‫راب و رادنی الان مساوی هستن.

00:37:17.674 --> 00:37:21.380
‫بلیک و تایلر، باید بجنبید.
‫یالا، تایلر.

00:37:27.325 --> 00:37:30.331
‫اوه، بلیک سومین موشش رو گرفت.

00:37:37.045 --> 00:37:39.015
‫- وای، خدای من.
‫- همینه.

00:37:39.015 --> 00:37:41.822
‫همینه. برگرد تو.
‫یالا. سرعتت رو ببر بالا!

00:37:51.140 --> 00:37:54.312
‫کار راب تمومه!
‫اون در امانه.

00:37:54.312 --> 00:37:56.784
‫ایول، راب.
‫ایول، ایول، ایول!

00:38:00.626 --> 00:38:02.630
‫- کار راد تمومه.
‫- کار رادنی تمومه.

00:38:02.630 --> 00:38:04.366
‫- اون در امانه.
‫- یالا، تای. یالا!

00:38:04.433 --> 00:38:06.370
‫- یالا.
‫- رقابت بین بلیک و تایلره.

00:38:06.370 --> 00:38:09.210
‫- خیلی نزدیکه.
‫- وای، خدای من.

00:38:09.210 --> 00:38:15.700
‫فقط صدای جانی رو میشنوم که میگه :
‫«کار راب تمومه! و کار رادنی هم تمومه!»

00:38:15.723 --> 00:38:19.300
‫و من فقط به این واقعیت دلخوشم
‫که اسم بلیک رو نمیشنوم.

00:38:19.363 --> 00:38:21.233
‫تلاش کن، تلاش کن، تلاش کن!

00:38:21.233 --> 00:38:23.839
‫چهار تا بچه داری!
‫یالا، تای.

00:38:24.908 --> 00:38:25.776
‫اوه!

00:38:25.776 --> 00:38:28.180
‫اوه، دمش توی دهنش کنده شد.

00:38:28.213 --> 00:38:30.318
‫- یالا!
‫- برو، برو، تایلر، برو!

00:38:30.352 --> 00:38:32.222
‫وای، خدای من.
‫اون خودش رو رسوند.

00:38:32.255 --> 00:38:34.660
‫بلیک مال خودش رو انداخت! یالا!

00:38:34.727 --> 00:38:37.266
‫آره، همینه.
‫داره کل موش رو با دهنش برمیداره.

00:38:37.266 --> 00:38:39.236
‫این قبول نیست.

00:38:39.236 --> 00:38:41.273
‫ولی پیش من کلی اعتبار پیدا کرد.

00:38:41.273 --> 00:38:42.810
‫سریع‌ تر! یالا!
‫سرعتت رو بیشتر کن!

00:38:42.810 --> 00:38:46.000
‫- سرعتت رو بیشتر کن!
‫- وای، خدای من!

00:38:46.000 --> 00:38:47.000
اون یکی با دم حساب شد؟

00:38:47.000 --> 00:38:47.500
‫جواب میخوام.
‫چهارمی حساب شد؟

00:38:48.600 --> 00:38:50.559
‫نه، نه، نه، نه، نه!

00:38:55.434 --> 00:38:58.008
‫یالا، تایلر!

00:38:58.008 --> 00:39:01.347
‫برو، برو، برو، برو، برو!

00:39:01.380 --> 00:39:02.784
‫جواب میخوام.
‫چهارمی حساب شد؟

00:39:02.817 --> 00:39:04.921
‫نه، نه، نه، نه، نه.

00:39:04.954 --> 00:39:07.760
‫رقابت بین بلیک و تایلره،
‫و خیلی نزدیکه.

00:39:07.794 --> 00:39:09.797
‫- سریع‌ تر! سریع‌ تر!
‫- یکی دیگه عزیزم. یکی دیگه!

00:39:09.831 --> 00:39:11.233
‫- یالا! سریع‌ تر!
‫- برو عزیزم، برو!

00:39:11.266 --> 00:39:12.937
‫- یالا!
‫- برو، برو، تایلر، برو!

00:39:12.937 --> 00:39:15.041
‫- برو، برو، برو، برو، برو!
‫- ادامه بده، ادامه بده، ادامه بده!

00:39:15.075 --> 00:39:17.714
‫- خوبی. ادامه بده. ادامه بده.
‫- بگیرش!

00:39:17.714 --> 00:39:19.985
‫- وای، خدای من.
‫- تلاش کن، تلاش کن!

00:39:19.985 --> 00:39:22.823
‫- بلیک چهارمین موشش رو گرفت.
‫- بگیرش! بگیرش!

00:39:22.823 --> 00:39:25.696
‫- آره! آره!
‫- بلیک مال خودش رو انداخت! یالا!

00:39:25.730 --> 00:39:27.967
‫- برو، برو، تایلر! برو!
‫- تایلر مال خودش رو گرفت.

00:39:28.000 --> 00:39:30.673
‫- یالا، تای! یالا!
‫- تمومش کن.

00:39:30.706 --> 00:39:32.308
‫- یالا، تای!
‫- یالا، تای! یالا!

00:39:32.375 --> 00:39:35.816
‫تای، به حرکت ادامه بده!
‫متوقف نشو! یالا!

00:39:35.849 --> 00:39:38.053
‫- یالا، تای!
‫- یالا، تای! یالا، تای!

00:39:38.087 --> 00:39:40.458
‫- داره میاد. لحظات آخره.
‫- وای، خدای من.

00:39:44.400 --> 00:39:46.337
‫- اوه.
‫- و بلیک برد!

00:39:46.403 --> 00:39:48.908
‫اون در امانه!
‫تموم شد.

00:39:50.145 --> 00:39:51.079
‫- وای، خدای من.
‫- وای.

00:39:51.146 --> 00:39:53.618
‫اوه، خیلی نزدیک بود.

00:39:57.726 --> 00:39:59.029
‫چرا اون کار رو کردی داداش؟

00:39:59.029 --> 00:40:03.337
‫- اون من رو با...
‫- با اختلاف چند ثانیه بردت.

00:40:03.371 --> 00:40:05.876
‫تو.

00:40:05.943 --> 00:40:10.853
‫هی، تو همین الان برای من از دشمن
‫شماره یک به آدم محبوب تبدیل شدی!

00:40:10.886 --> 00:40:13.859
‫حتی اگه ازم متنفر باشن،
‫من اون رو حذف کردم.

00:40:13.892 --> 00:40:16.496
‫دلم براش به عنوان یه شخص تنگ میشه.

00:40:16.496 --> 00:40:19.169
‫ولی به عنوان یه رقیب،
‫این آدم‌ ها باید برن.

00:40:19.236 --> 00:40:23.700
‫ببین، فقط یه نفر برنده این بازی میشه،
‫و فکر نمیکنم خیلی از اهل خونه این رو بفهمن.

00:40:23.779 --> 00:40:27.018
‫خنجر خوردن از پشت،
‫در حال حاضر واقعاً درد داره.

00:40:27.018 --> 00:40:30.492
‫هی، بازیِ اجتماعی.
‫واقعاً میخوای اون انتخاب رو بکنی؟

00:40:30.526 --> 00:40:32.530
‫میدونستم این بازی قراره کثیف بشه.

00:40:32.530 --> 00:40:35.936
‫نقشه‌م برملا شد.

00:40:35.936 --> 00:40:38.207
‫«مامان خرسه» داره خونه رو ترک میکنه.

00:40:38.207 --> 00:40:40.846
‫توی دلم دارم از خوشحالی
‫بالا و پایین می‌پرم.

00:40:40.879 --> 00:40:48.200
‫خیلی خب، راب، رادنی، بلیک،
‫همتون در امانید. تبریک میگم.

00:40:48.300 --> 00:40:49.300
.تایلر

00:40:51.601 --> 00:40:56.200
‫تمام این مدت عالی عمل کردی،
‫و باید خیلی به خودت افتخار کنی.

00:40:56.210 --> 00:41:00.151
‫- متأسفانه، ترس هم دخیل بود. آره.
‫- آه!

00:41:00.218 --> 00:41:02.188
‫- نه، درک میکنم.
‫- آه!

00:41:02.200 --> 00:41:07.165
‫- ولی برمیگردی خونه پیش چهار تا
‫جایزه بزرگت، یعنی بچه‌ هات.
‫- درسته.

00:41:07.232 --> 00:41:08.802
‫آره.

00:41:08.802 --> 00:41:13.077
‫- آه!
‫- دوستت داریم. خداحافظ.

00:41:13.110 --> 00:41:15.348
‫ممم.

00:41:15.382 --> 00:41:17.486
‫آه.

00:41:17.520 --> 00:41:19.089
‫خونه رفتن خیلی بده.

00:41:19.089 --> 00:41:23.298
‫ولی امیدوارم بچه‌ هام
‫بهم خیلی افتخار کنن.

00:41:23.298 --> 00:41:24.968
‫- ببرینش بیرون.
‫- لعنتی.

00:41:25.035 --> 00:41:26.805
‫بهت افتخار میکنم.

00:41:26.805 --> 00:41:30.800
‫فرصتی پیدا کردم کاری انجام بدم که
‫تمام مرزهای تواناییِ بدنم رو جابجا کرد.

00:41:30.812 --> 00:41:34.119
‫از ترس‌ هایی که بهشون غلبه کردم راضی‌ ام.

00:41:34.119 --> 00:41:37.359
‫دیگه اونقدرا ازشون نمیترسم.

00:41:37.359 --> 00:41:42.800
‫و تصمیمی که باعث شد برای حذف کاندید بشم،
‫یه تصمیم فداکارانه بود و هیچ پشیمونی‌ ای ندارم.

00:41:42.870 --> 00:41:44.574
‫- دوست‌تون دارم.
‫- همتون رو دوست دارم.

00:41:44.574 --> 00:41:46.444
‫دوست‌تون دارم.

00:41:48.247 --> 00:41:51.988
‫راب، رادنی و بلیک،
‫شما هنوز توی رقابتید...

00:41:52.054 --> 00:41:57.432
‫و یه قدم به جایزه بزرگ
‫۲۰۰ هزار دلاری‌مون نزدیک‌ تر شدید.

00:41:57.465 --> 00:41:59.937
‫- بله قربان. بله قربان.
‫- خیلی خب.

00:41:59.971 --> 00:42:04.400
‫حالا به «خانه ترس» برگردید،
‫دوش بگیرید و واکسن کزاز بزنید...

00:42:04.446 --> 00:42:07.319
‫- و فردا می‌بینمتون.
‫- فعلاً.

00:42:07.319 --> 00:42:08.154
‫- خیلی خب.
‫- خداحافظ جانی.

00:42:08.421 --> 00:42:10.993
‫بلیک از اتحادمون سرپیچی کرد،
‫و تایلر رو حذف کرد.

00:42:10.993 --> 00:42:13.464
‫اگه اینطوری میخواد بازی کنه،
‫باشه، حرفی نیست.

00:42:13.464 --> 00:42:15.569
‫ما انتقام تایلر رو میگیریم.

00:42:15.602 --> 00:42:17.372
‫مثل این بود که داشتیم
‫یه بازی فکری میکردیم...

00:42:17.405 --> 00:42:20.880
‫و من زدم زیر میز،
‫و همه مهره‌ ها رو ریختم زمین.

00:42:20.947 --> 00:42:23.317
‫چیزی که واقعاً من رو سر ذوق میاره...

00:42:23.351 --> 00:42:27.900
‫فقط دیدنِ خشمِ خالصیه که
‫از ایثن و دیدا ساطع میشه...

00:42:27.960 --> 00:42:30.297
‫فقط چون خیلی از خود راضی ان.

00:42:32.169 --> 00:42:34.172
‫رقابت تازه شروع شد.

00:42:35.642 --> 00:42:38.047
...دفعه بعد در عامل ترس : خانه ترس

00:42:38.047 --> 00:42:40.519
‫نکنه جوّ این خونه رو خراب کردم؟

00:42:40.586 --> 00:42:42.923
‫بلیک، اون دورمون زد.

00:42:42.990 --> 00:42:44.927
‫حالا دیگه یه هدف روی پشتش داره.

00:42:44.927 --> 00:42:49.302
‫برای اولین بار،
‫باید تنهایی با این ترس روبرو بشید.

00:42:49.335 --> 00:42:52.341
‫نمیدونم چطور قراره
‫از پس این کار بر بیام.

00:42:52.375 --> 00:42:54.345
‫برو!

00:42:55.616 --> 00:42:56.651
‫یه جورایی یه ایده کوچیک به ذهنم رسید.

00:42:56.718 --> 00:42:59.100
‫این بهترین فرصتیه که داریم،
‫تا یه نفر رو از این خونه بیرون کنیم.

00:42:59.189 --> 00:43:02.028
‫- بیا انجامش بدیم.
‫- اون لذتِ...

00:43:02.061 --> 00:43:03.899
‫«انتقام‌مون رو گرفتیم» رو میخوای؟ نه!

00:43:04.000 --> 00:43:06.000
‫حس میکنم بوی انتقام میاد.

00:43:07.000 --> 00:43:27.000
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]