﻿WEBVTT

00:00:06.000 --> 00:00:17.000
« ارائه شده توسط وب سایت آوا مووی »
[ AvaMovie.in ]

00:00:17.024 --> 00:00:24.024
آوامووی در شبکه های اجتماعی
@AvaMovie_in

00:00:26.360 --> 00:00:28.360
‫خوب موقعی زنگ زدی

00:00:28.360 --> 00:00:31.030
‫اون موقع که فکر می‌کردم
‫این کار باحال و سکسیه، یادت میاد؟

00:00:31.030 --> 00:00:33.240
‫- از نظرت دیگه نیست؟
‫- نه والا

00:00:33.240 --> 00:00:35.110
‫دو روز پیش، توی دریاهای آزاد

00:00:35.110 --> 00:00:36.530
‫روی یه ناو هواپیمابر فرود اومدیم

00:00:36.530 --> 00:00:38.870
‫ولی امروز از اون روزها نیست

00:00:38.870 --> 00:00:40.200
‫- چطوری؟
‫- خوبم

00:00:40.200 --> 00:00:43.080
‫تازه از خواب شبانه‌ی ناز
‫که خر و پف‌های تو مزاحمش نشده

00:00:43.080 --> 00:00:44.960
‫بیدار شدم

00:00:44.960 --> 00:00:47.290
‫من نیستم که خر و پف می‌کنم

00:00:47.290 --> 00:00:48.880
‫آره.
‫درسته

00:00:48.880 --> 00:00:50.500
‫- پس امروز دیگه خبری از ناو نیست؟
‫- نه

00:00:50.500 --> 00:00:52.510
‫امروز پشت سر هم جلسه دارم

00:00:52.510 --> 00:00:55.010
‫از ویژگی‌های تکنیکال

00:00:55.010 --> 00:00:57.550
‫برای نسل بعدی بسته‌های
‫تاکتیکال کمک‌های اولیه

00:00:57.550 --> 00:01:00.100
‫تا اندازه‌ی بند کوله‌ها

00:01:00.100 --> 00:01:02.560
‫و حتی قدرت انعطاف زیپ‌ها

00:01:06.020 --> 00:01:07.900
‫خندیدم!

00:01:07.900 --> 00:01:09.770
‫- بعدا بهم زنگ می‌زنی؟
‫- حتما

00:01:09.770 --> 00:01:10.900
‫خیالت راحت.
‫دوستت دارم

00:01:10.900 --> 00:01:13.190
‫منم دوستت دارم

00:01:37.550 --> 00:01:39.430
‫تو اجازه نداری اینجا بیای

00:01:39.430 --> 00:01:41.140
‫- کارل ازم خوشش میاد.
‫- کارل بعد از این قضیه

00:01:41.140 --> 00:01:43.180
‫باید بره تو خیابون و برای مردم
‫جریمه بنویسه

00:01:43.180 --> 00:01:45.060
‫از دست من عصبانی باش.
‫سر کارل خالی نکن

00:01:45.060 --> 00:01:47.890
‫تو حق نداری بهم بگی که چطوری
‫با این موضوع کنار بیام لونا

00:01:47.900 --> 00:01:49.600
‫تو عاشق یکی دیگه شدی

00:01:49.610 --> 00:01:51.610
‫- این حرفت کاهش‌گراست.
‫- کاهش‌گرا رو از پزشکی یاد گرفتی؟

00:01:51.610 --> 00:01:53.230
‫ما 20 ساله که ازدواج کردیم

00:01:53.230 --> 00:01:54.900
‫نمی‌تونی بهم بگی تمام این مدت

00:01:54.900 --> 00:01:56.740
‫به کسی نگاه نکردی

00:01:56.740 --> 00:01:59.910
‫نه این که بخوام با یه نگاه
‫عاشق کسی بشم

00:01:59.910 --> 00:02:03.580
‫لس آنجلس پر از دخترهای خوشگله
‫ولی هیچ کدوم تو نمی‌شن لونا

00:02:06.330 --> 00:02:08.290
‫من دارم سعی می‌کنم که بفهمم
‫چه‌کار کنم

00:02:08.290 --> 00:02:10.330
‫از کارت استعفا بده.
‫دیگه نبینش

00:02:10.330 --> 00:02:11.960
‫عدرخواهی کن.
‫اگه بخوای بازم بهت می‌گم

00:02:11.960 --> 00:02:13.550
‫متاسفم

00:02:13.550 --> 00:02:15.760
‫ولی به این سادگی نیست

00:02:15.760 --> 00:02:18.590
‫و از کارم هم استعفا نمی‌دم

00:02:21.600 --> 00:02:24.390
‫پس دیگه فکر نمی‌کنم حرفی
‫برای زدن باقی مونده باشه

00:02:33.230 --> 00:02:35.610
‫خیلی خب، بریم شروع کنیم

00:02:35.610 --> 00:02:37.360
‫خب این چیزیه که از گشت دیشب
‫برای گزارش دارم...

00:02:37.360 --> 00:02:38.820
‫هیچی

00:02:38.820 --> 00:02:40.450
‫این چیزیه که از نیروهای بالادست
‫بهم رسیده که بهتون بگم...

00:02:40.450 --> 00:02:42.450
‫هیچی

00:02:42.450 --> 00:02:44.370
‫و این چیزیه که می‌خوام از برنامه‌ی امروز
‫بهتون گزارش بدم...

00:02:44.370 --> 00:02:45.830
‫هیچی

00:02:45.830 --> 00:02:47.160
‫ببخشید، اگه اینجوریه

00:02:47.160 --> 00:02:48.910
‫پس چرا حضور و غیاب می‌کنیم؟

00:02:48.910 --> 00:02:51.290
‫چون همین هیچی خودش یه هشداره

00:02:51.290 --> 00:02:53.290
‫آره، این که بگی اوضاع
‫خیلی آرومه، یه کلیشه‌ست

00:02:53.290 --> 00:02:55.550
‫ولی خب مثل هر کلیشه‌ای
‫اینم یه ذره حقیقت قاتی‌شه

00:02:55.550 --> 00:02:57.460
‫جن درست می‌گه.
‫این که هیچ دستور کاری

00:02:57.460 --> 00:02:58.800
‫از بچه‌های بالا نرسه

00:02:58.800 --> 00:03:01.050
‫هیچ فعالیتی هم از شیفت شب
‫نباشه که نیاز به پیگیری داشته باشه

00:03:01.050 --> 00:03:03.680
‫و توی گزارش روز هم
‫هیچ چیزی نباشه

00:03:03.680 --> 00:03:06.100
‫طبیعی نیست، و ما از طبیعی نبودن
‫متنفریم

00:03:06.100 --> 00:03:07.430
‫دیگه حرفی ندارم

00:03:07.430 --> 00:03:10.390
‫حسابی حواس‌تون رو جمع کنید
‫و مراقب باشید

00:03:10.390 --> 00:03:13.520
‫تمام

00:03:13.520 --> 00:03:15.190
‫پس همه‌تون خرافاتی هستید

00:03:15.190 --> 00:03:17.070
‫به غیر از نولان

00:03:17.070 --> 00:03:18.530
‫- مشکلیه؟
‫- نه خانم

00:03:18.530 --> 00:03:20.700
‫مامانم بهم یاد داده که
‫حواسم به زن سوت‌زن باشه

00:03:20.700 --> 00:03:21.990
‫نمی‌دونم اینی که گفتی چیه

00:03:21.990 --> 00:03:23.160
‫- یعنی...
‫- و نمی‌خوام هم بدونم

00:03:23.160 --> 00:03:24.660
‫برو وسایل رو آماده کن

00:03:24.660 --> 00:03:27.120
‫چشم خانم

00:03:27.120 --> 00:03:29.160
‫- آموزش چطوری پیش می‌ره؟
‫- پیش می‌ره

00:03:29.160 --> 00:03:31.000
‫نمی‌خوام دخالت کنم

00:03:31.000 --> 00:03:33.170
‫ولی خب مایلز پسر خوبیه، می‌دونی؟

00:03:33.170 --> 00:03:36.250
‫- واقعا اهمیت می‌ده.
‫- خوبه

00:03:36.250 --> 00:03:39.210
‫ببین، مشکلات اون ربطی به
‫شخصیتش ندارن

00:03:39.210 --> 00:03:41.550
‫به اعتماد به نفسش ربط دارن

00:03:41.550 --> 00:03:44.010
‫اون باید دست از فیلم بازی کردن برداره
‫و واقعا انجامش بده

00:03:46.560 --> 00:03:48.310
‫- ممنونم.
‫- اینجاست

00:03:48.310 --> 00:03:49.560
‫مرسی

00:03:49.560 --> 00:03:51.980
‫- سلام.
‫- ببخشید بی‌خبر اومدم

00:03:51.980 --> 00:03:55.020
‫- نباید توی مدرسه باشی؟
‫- مدرسه یه ذهنیته

00:03:55.020 --> 00:03:57.110
‫امروز می‌خوام به مدرسه‌ی
‫جان نولان برم

00:03:57.110 --> 00:03:58.520
‫امروز روز آشنایی با مشاغله

00:03:58.530 --> 00:03:59.980
‫می‌شه منم باهات بیام؟

00:03:59.990 --> 00:04:01.320
‫چون تو فکرشی که پلیس بشی؟

00:04:01.320 --> 00:04:03.400
‫هم این، و هم این که
‫یه فیلم کوتاه می‌سازم

00:04:03.410 --> 00:04:05.280
‫و به یه سری فیلم‌های زنده‌ی پلیسی
‫نیاز دارم

00:04:05.280 --> 00:04:08.490
‫چون نجاتم دادی، می‌گم باشه

00:04:08.490 --> 00:04:11.160
‫ولی بهت هشدار می‌دم که
‫گشت کار غیرقابل پیش‌بینی‌ایه

00:04:11.160 --> 00:04:13.290
‫حقیقتش رو بخوای امکان داره که
‫تمام روز

00:04:13.290 --> 00:04:14.580
‫بشینیم رشد چمن‌ها رو تماشا کنیم

00:04:14.580 --> 00:04:16.250
‫یاد شایدم توی یه تعقیب و گریز ماشینی

00:04:16.250 --> 00:04:17.750
‫توی تمام خیابون‌های لس آنجلس باشی

00:04:17.750 --> 00:04:19.380
‫که یه کم حس و حال
‫«ارتباط فرانسوی» رو داره

00:04:19.380 --> 00:04:22.590
‫امیدوارم موقع غروب آفتاب هم باشه
‫یا حداقل یه تجربه‌ی سینمایی باشه

00:04:22.590 --> 00:04:24.010
‫حواست باشه چی آرزو می‌کنی بچه جون

00:04:24.010 --> 00:04:25.800
‫اینجوری که دیگه حال نمی‌ده

00:04:25.800 --> 00:04:27.430
‫- بگیر این رو.
‫- باشه

00:04:27.430 --> 00:04:28.680
‫سنگینه

00:04:28.680 --> 00:04:30.060
‫آره

00:04:30.060 --> 00:04:32.850
‫- بریم.
‫- باشه

00:04:32.850 --> 00:04:34.230
‫عالی می‌شه

00:04:34.230 --> 00:04:35.480
‫هر جور حساب کنی

00:04:35.480 --> 00:04:37.440
‫رایان دیربورن زندگیش رو
‫زیر و رو کرده

00:04:37.440 --> 00:04:39.520
‫روند درمانیش رو انجام می‌ده
‫و در مورد بلایی که

00:04:39.530 --> 00:04:41.440
‫گلسر سرش آورده، کاملا
‫به آگاهی رسیده

00:04:41.440 --> 00:04:42.990
‫اون یه تیر توی تاریکیه
‫و جفت‌مون هم خوب این موضوع رو می‌دونیم

00:04:42.990 --> 00:04:45.150
‫طرف دستگیر شده، زیر ماشین کاروانش
‫قایم شده بوده

00:04:45.160 --> 00:04:46.990
‫اون به قتل‌های گلسر اعتراف کرده

00:04:46.990 --> 00:04:48.780
‫و جزئیاتی می‌دونسته که
‫فقط قاتل می‌تونه بدونه

00:04:48.780 --> 00:04:50.660
‫چون گلسر توی وست‌ویو
‫روش کار می‌کرده

00:04:50.660 --> 00:04:52.500
‫آره، ولی در نهایت بازم نمی‌شه گفت

00:04:52.500 --> 00:04:54.080
‫هیئت منصفه حرف کسی رو که

00:04:54.080 --> 00:04:55.710
‫بیماری روانی شدیدی داره باور می‌کنه

00:04:55.710 --> 00:04:58.460
‫یا کسی که مرد خانواده‌ست
‫و یه شهروند نمونه‌ست

00:04:58.460 --> 00:05:01.250
‫حرفش رو باور می‌کنن، چون
‫تو قانع‌شون می‌کنی باور کنن

00:05:01.260 --> 00:05:03.840
‫لطف داری، ولی اینجا من دست بالا رو
‫ندارم

00:05:03.840 --> 00:05:06.930
‫ببخشید مزاحم می‌شم

00:05:06.930 --> 00:05:09.050
‫خواستم به جفت‌تون صبح بخیر بگم

00:05:09.050 --> 00:05:10.760
‫- روحیه‌ی یکی خیلی بالاست.
‫- روحیه‌ی تو نیست؟

00:05:10.760 --> 00:05:13.520
‫فکر می‌کنم من آدم سحرخیزی هستم

00:05:13.520 --> 00:05:15.180
‫یا شایدم پیش‌بینی می‌کنم
‫آخرین شاهدتم

00:05:15.190 --> 00:05:16.810
‫یه آدم بی‌مصرف دیگه‌ست

00:05:16.810 --> 00:05:18.770
‫خدایی خیلی دوست دارم
‫دست و پا زدن یکی دیگه رو ببینم

00:05:18.770 --> 00:05:20.980
‫سر جلسه می‌بینمت

00:05:22.400 --> 00:05:25.400
‫بهت گفتم که اصلا برام مهم نیست؟

00:05:25.400 --> 00:05:27.660
‫اون عین یه کوسه‌ست که
‫توی آب بوی خون به دماغش خورده

00:05:27.660 --> 00:05:29.030
‫نمی‌شه به خاطر یه کم عوض بودن
‫بهش گیر داد

00:05:29.030 --> 00:05:30.370
‫مطمئنم که می‌شه

00:05:30.370 --> 00:05:31.780
‫چطورم؟

00:05:31.790 --> 00:05:32.910
‫عین برنده‌ها

00:05:34.910 --> 00:05:37.460
‫سلام.
‫چطوری؟

00:05:37.460 --> 00:05:39.790
‫«خوبم» تنها چیزیه که
‫وقت دارم بهت بگم

00:05:39.790 --> 00:05:42.380
‫می‌خواستم ببینم می‌تونی
‫به لطفی بهم بکنی

00:05:42.380 --> 00:05:45.130
‫هر چیزی که از این زیپ‌ها
‫خلاصم کنه

00:05:45.130 --> 00:05:46.550
‫عالیه.
‫تنهایی؟

00:05:46.550 --> 00:05:48.680
‫آره

00:05:48.680 --> 00:05:50.430
‫می‌خوای بهم بگی یه کار محرمانه بکنم؟

00:05:50.430 --> 00:05:52.930
‫نه. حقیقتش ازت می‌خوام
‫یه دری رو بزنی

00:05:52.930 --> 00:05:54.770
‫و ببینی کی بازش می‌کنه

00:05:54.770 --> 00:05:58.390
‫اون مجرم یادته که از دست نولان و گارزا
‫موقع برگشت از لاس وگاس فرار کرد؟

00:05:58.400 --> 00:05:59.900
‫اورت بود دیگه؟

00:05:59.900 --> 00:06:01.900
‫همون پیمانکار نظامی که
‫باعث سقوط هواپیما شد

00:06:01.900 --> 00:06:03.400
‫و فرار کرد؟

00:06:03.400 --> 00:06:04.900
‫مدت کوتاهی فرار کرد.
‫ولی خب آره، خودشه

00:06:04.900 --> 00:06:07.150
‫بیشتر که عملیات خلافکارانه‌ش رو
‫بررسی کردیم

00:06:07.150 --> 00:06:08.780
‫یه چیزی پیدا کردیم...

00:06:08.780 --> 00:06:11.740
‫یه ارتباط عجیب با پنتاگون

00:06:11.740 --> 00:06:13.410
‫در واقع یه شماره‌ی دفتره

00:06:13.410 --> 00:06:15.160
‫که نمی‌تونیم بی سر و صدا

00:06:15.160 --> 00:06:17.160
‫بفهمیم که برای کیه

00:06:17.160 --> 00:06:18.460
‫و تو ازم می‌خوای که برم توی راهرو

00:06:18.460 --> 00:06:19.710
‫و ببینم کی توش نشسته؟

00:06:19.710 --> 00:06:21.420
‫البته که اگه کسی در رو باز کرد

00:06:21.420 --> 00:06:23.090
‫باید جوری رفتار کنی که
‫انگار اشتباه اومدی

00:06:23.090 --> 00:06:25.960
‫خیلی خب، بعد از جلسه‌ی بعدیم
‫این کار رو می‌کنم

00:06:25.960 --> 00:06:28.050
‫شماره‌ی دفتر چیه؟

00:06:29.340 --> 00:06:30.720
‫لوسی

00:06:30.720 --> 00:06:31.970
‫- سلام.
‫- سلام

00:06:31.970 --> 00:06:34.010
‫می‌خوای من برم؟

00:06:34.010 --> 00:06:36.600
‫نه حقیقتش، شاید

00:06:36.600 --> 00:06:40.310
‫ببین... فقط این که یه حس بدی
‫نسبت به امروز دارم

00:06:40.310 --> 00:06:41.980
‫تیم بردفورد به احساساتش گوش می‌ده؟

00:06:41.980 --> 00:06:43.310
‫یه جورایی معنوی‌طوره

00:06:43.320 --> 00:06:44.770
‫خدا نکنه

00:06:44.780 --> 00:06:46.530
‫ببین، حس ششمی که یه پلیس

00:06:46.530 --> 00:06:48.860
‫براساس سال‌های تجربه‌ش
‫یا یه سرباز براساس سال‌ها حضورش

00:06:48.860 --> 00:06:50.570
‫توی میدون جنگ به دست آورده
‫هیچ چیز معنوی نداره

00:06:50.570 --> 00:06:52.240
‫وقتی که به اندازه‌ی کافی
‫توی موقعیت‌های خطرناک باشی

00:06:52.240 --> 00:06:53.870
‫یه جای کار بلنگه
‫خودت حس می‌کنی

00:06:53.870 --> 00:06:55.700
‫کاملا موافقم

00:06:55.700 --> 00:06:58.580
‫می‌تونی بگی که تجربه
‫ارزشمندتر از معنویته

00:06:58.580 --> 00:07:01.330
‫ولی خب حس بد، حس بده دیگه

00:07:01.330 --> 00:07:04.630
‫- اصلا چرا به خودم زحمت می‌دم؟
‫- خودت می‌دونی چرا

00:07:04.630 --> 00:07:06.050
‫آره، می‌دونم

00:07:06.050 --> 00:07:08.050
‫ببین، فکر می‌کنم که امروز
‫خودم باهات بیام

00:07:08.050 --> 00:07:10.550
‫- خوارز رو بذار تنها بره.
‫- چی؟ نه

00:07:10.550 --> 00:07:11.800
‫امروز جلسات فرمانده‌ها رو داری

00:07:11.800 --> 00:07:13.260
‫نمی‌تونی نری

00:07:13.260 --> 00:07:14.970
‫- چیزی‌مون نمی‌شه.
‫- اصلا چیزی‌مون نمی‌شه

00:07:14.970 --> 00:07:15.810
‫- آره.
‫- باشه

00:07:29.360 --> 00:07:31.030
‫من توی فیلمت نیستم

00:07:31.030 --> 00:07:32.780
‫درسته، ببخشید

00:07:32.780 --> 00:07:34.620
‫آخه یه زاویه‌ی فکی داری
‫که جون می‌ده برای بازیگر اصلی شدن

00:07:35.990 --> 00:07:37.830
‫ساعت چند اوضاع به هم می‌ریزه؟

00:07:37.830 --> 00:07:39.540
‫حس می‌کنم که اکثر خلافکارها خوابن

00:07:39.540 --> 00:07:41.370
‫خب هر روز فرق می‌کنه

00:07:41.370 --> 00:07:43.920
‫ولی بیشتر آدم‌هایی که ما باهاشون
‫سر و کار داریم، خلافکار نیستن

00:07:43.920 --> 00:07:46.290
‫فقط یه سری شهروندهای عادی هستن
‫که توی شرایط پر استرس

00:07:46.300 --> 00:07:48.050
‫انتخاب اشتباهی می‌کنن

00:07:48.050 --> 00:07:49.920
‫یه جورایی عین تاریخچه‌ی
‫قرارهای مامانم می‌مونه

00:07:49.920 --> 00:07:52.380
‫هرچند که بعد از طلاق از بابام
‫بهتر شده

00:07:52.380 --> 00:07:53.930
‫حالا دیگه همه‌شون یه عده بی‌مصرفن

00:07:53.930 --> 00:07:55.890
‫نه روانی‌هایی که از هر کدوم می‌شد
‫یه پادکست ساخت

00:07:55.890 --> 00:07:57.930
‫متاسفم.
‫نباید آسون باشه

00:07:57.930 --> 00:08:01.060
‫مشکلی نداره.
‫تیکه انداختن درمان اکثر دردهاست

00:08:01.060 --> 00:08:03.020
‫فقط می‌خوام خوشحال باشه، می‌دونی؟

00:08:03.020 --> 00:08:05.560
‫واحد 7 لینکلن 15، برای بررسی
‫یه مورد سلامتی

00:08:05.560 --> 00:08:08.360
‫توی ساختمان قدیمی بیمارستان وست‌ویو
‫وقت دارید؟

00:08:08.360 --> 00:08:11.240
‫به نظر خسته‌کننده میاد.
‫بهتره ردش کنی. باشه

00:08:11.240 --> 00:08:12.900
‫فکر می‌کردم وست‌ویو پارسال بسته شد

00:08:12.910 --> 00:08:15.620
‫آره. توی 6 ماه گذشته
‫یه سری کارگر توش کار می‌کردن

00:08:15.620 --> 00:08:17.990
‫که کار تخریبش رو راحت‌تر
‫و کم خطرتر کنن

00:08:17.990 --> 00:08:19.660
‫اون طور که ناظر عملیات می‌گه

00:08:19.660 --> 00:08:21.790
‫از دیروز نتونستن با کارگرها
‫ارتباط بگیرن

00:08:21.790 --> 00:08:23.460
‫امروز یه نفر دیگه رو فرستادن

00:08:23.460 --> 00:08:24.960
‫و از اونم خبری نشده

00:08:24.960 --> 00:08:26.540
‫واحد 7 آدام 11 صحبت می‌کنه

00:08:26.540 --> 00:08:29.380
‫اونجا آنتن گوشی و بیسیم
‫تو یه روز خوب هم مشکل داره

00:08:29.380 --> 00:08:31.550
‫موقع تحقیقات در مورد گلسر

00:08:31.550 --> 00:08:33.130
‫واقعا روی اعصاب‌مون بود

00:08:33.130 --> 00:08:34.380
‫من می‌تونم برم یه سری بزنم

00:08:34.380 --> 00:08:35.800
‫لازم نیست تو هم بیای

00:08:35.800 --> 00:08:37.180
‫شنیدی که بردفورد چی گفت

00:08:37.180 --> 00:08:38.760
‫امروز باید خیلی احتیاط کنیم

00:08:38.760 --> 00:08:40.140
‫محوطه‌ش بزرگه

00:08:40.140 --> 00:08:41.810
‫بهتره دو تا واحد سراغش بره

00:08:41.810 --> 00:08:43.600
‫باشه.
‫اونجا می‌بینمت

00:08:43.600 --> 00:08:45.060
‫خودت که می‌دونی لازم نیست بریم

00:08:45.060 --> 00:08:46.650
‫نه این که بخوام قضاوت کنم

00:08:46.650 --> 00:08:48.980
‫ممنونم که فکر می‌کنی
‫به قضاوتم توسط خودت

00:08:48.980 --> 00:08:50.030
‫اهمیتی می‌دم

00:08:52.400 --> 00:08:53.650
‫فقط خواستم ادب رو رعایت کنم

00:08:53.650 --> 00:08:55.320
‫اینم یه موضوع دیگه‌ست که

00:08:55.320 --> 00:08:57.320
‫براساسش ارزیابیت نمی‌کنم

00:08:59.530 --> 00:09:01.620
‫- حرف دیگه‌ای داری بگی؟
‫- نه خانم

00:09:01.620 --> 00:09:03.080
‫حالا هم که داری بهم دروغ می‌گی

00:09:03.080 --> 00:09:05.460
‫نه خانم

00:09:05.460 --> 00:09:07.330
‫فقط این که اگه بخوای

00:09:07.330 --> 00:09:08.750
‫می‌تونی تو یه خونه خالی هم
‫دعوا راه بندازی

00:09:17.300 --> 00:09:19.390
‫اونجا چیه؟

00:09:19.390 --> 00:09:21.890
‫چیزهایی که از بیمارستان وست‌ویو
‫باقی موندن

00:09:21.890 --> 00:09:25.390
‫تو دهه‌ی 40 و 50 میزبان
‫صدها مریض بود که

00:09:25.390 --> 00:09:27.310
‫اکثرشون هم فلج اطفال داشتن

00:09:27.310 --> 00:09:29.900
‫حالا این جدای از بخش روانیه

00:09:29.900 --> 00:09:31.070
‫که اخیرا بسته شده

00:09:31.070 --> 00:09:33.690
‫- جن‌زده‌ست؟
‫- نه

00:09:33.690 --> 00:09:35.360
‫مطمئنی؟

00:09:35.360 --> 00:09:36.780
‫یا این که

00:09:36.780 --> 00:09:38.370
‫چون به این چیزها باور نداری نه می‌گی؟

00:09:43.330 --> 00:09:47.040
‫خیلی خب، محض اطلاع
‫عذرخواهی نمی‌کنم

00:09:47.040 --> 00:09:49.130
‫ولی خب می‌تونستم

00:09:49.130 --> 00:09:52.210
‫بهتر باهات صحبت کنم

00:09:52.210 --> 00:09:54.550
‫فقط این که...

00:09:54.550 --> 00:09:57.720
‫برگشتن به این یونیفرم
‫و بعدشم برگشتن به اینجا...

00:09:57.720 --> 00:10:01.720
‫هنوزم بهش عادت نکردم

00:10:01.720 --> 00:10:03.810
‫مرسی

00:10:03.810 --> 00:10:04.930
‫لطف داری

00:10:04.930 --> 00:10:06.890
‫خواهش می‌کنم

00:10:06.890 --> 00:10:09.480
‫حالا بیا قبل از این که
‫اتفاق بدی بیفته

00:10:09.480 --> 00:10:10.940
‫اینا رو پیدا کنیم و بریم

00:10:14.150 --> 00:10:17.030
‫اون جنازه‌ست؟

00:10:17.030 --> 00:10:18.740
‫کنترل، یه مورد زخمی داریم

00:10:21.740 --> 00:10:24.410
‫کنترل، واحد 7 لینکلن 15
‫صحبت می‌کنه. صدام رو داری؟

00:10:26.330 --> 00:10:27.580
‫گوشیت رو چک کن

00:10:29.370 --> 00:10:32.170
‫- آنتن نمی‌ده.
‫- صحیح. توی ماشین بمون

00:10:32.170 --> 00:10:33.750
‫- ولی آخه این جون می‌ده...
‫- توی ماشین بمون

00:10:33.750 --> 00:10:35.420
‫باشه

00:10:42.470 --> 00:10:44.100
‫تو راه کسی رو ندید؟

00:10:44.100 --> 00:10:46.060
‫نه.
‫شهر ارواحه

00:10:46.060 --> 00:10:47.980
‫اون طور که گفتن، حدود 20 نفر بودن

00:10:47.980 --> 00:10:50.060
‫این می‌تونه همونی باشه
‫که فرستادن بهشون سر بزنه

00:10:50.060 --> 00:10:51.980
‫فکر می‌کنم از یه نفر بیشتر فرستادن

00:10:51.980 --> 00:10:54.400
‫در شاگرد باز بود

00:10:58.650 --> 00:11:01.490
‫- گوشی و بیسیم شما هم آنتن نمی‌ده؟
‫- نه

00:11:01.490 --> 00:11:04.160
‫همون بچه پهپادی نیست؟

00:11:04.160 --> 00:11:06.740
‫آره، دش.
‫می‌خواست باهام بیاد

00:11:06.750 --> 00:11:09.120
‫اونوقت امروز رو انتخاب کردی؟

00:11:09.120 --> 00:11:11.540
‫یونیفرم پوشیدی؟
‫فکر می‌کردم کارآگاهی

00:11:11.540 --> 00:11:13.250
‫- داستانش بمونه برای بعد.
‫- بمون توی ماشین

00:11:13.250 --> 00:11:14.840
‫اون چش شده؟

00:11:17.710 --> 00:11:19.550
‫اون چی بود؟

00:11:19.550 --> 00:11:21.720
‫اون بچه رو سوار کن و برگرد
‫تا یه خط آنتن پیدا کنیم

00:11:21.720 --> 00:11:23.340
‫بگو نیروی پشتیبانی بیاد.
‫ما کنار جسد می‌مونیم

00:11:23.350 --> 00:11:24.680
‫- باشه.
‫- می‌مونیم؟

00:11:24.680 --> 00:11:27.010
‫آره بابا، می‌مونیم

00:11:27.020 --> 00:11:28.310
‫مراقب باش!

00:11:35.360 --> 00:11:38.690
‫آروم، آروم

00:11:43.320 --> 00:11:44.820
‫- چه‌کار کنیم؟
‫- نه، نه

00:11:44.830 --> 00:11:49.290
‫نه!

00:11:49.290 --> 00:11:50.830
‫یالا!

00:11:54.330 --> 00:11:57.040
‫چه‌کار کنیم؟
‫بهشون شلیک کنیم؟

00:12:00.090 --> 00:12:02.010
‫فرار کنید!

00:12:05.970 --> 00:12:07.260
‫بریم!

00:12:32.330 --> 00:12:34.250
‫دش کوش؟

00:12:56.690 --> 00:12:57.770
‫البته که نه

00:14:30.700 --> 00:14:32.120
‫ باید پیداش کنم

00:14:32.120 --> 00:14:33.660
‫اگه بخوام حدس بزنم، می‌گم
‫همه‌ی اینا

00:14:33.660 --> 00:14:35.790
‫در معرض مسمومیت عصبی بودن
‫و اینجوری

00:14:35.790 --> 00:14:37.250
‫تبدیل به روانی‌های جانی شدن

00:14:37.250 --> 00:14:38.790
‫که خب پس سوای وضعیت ذهنی
‫حال حاضرشون

00:14:38.790 --> 00:14:40.170
‫همه‌شون قربانی محسوب می‌شن

00:14:40.170 --> 00:14:42.040
‫همه‌ی اینا خیلی هم خوب،
‫ولی خب دارید می‌گید

00:14:42.040 --> 00:14:43.960
‫اگه دعوا سر جون‌مون بود
‫بذاریم ما رو بکشن؟

00:14:43.960 --> 00:14:46.300
‫نه، نه، فقط این که
‫سلاح مرگبار نباید

00:14:46.300 --> 00:14:48.260
‫اولویت اول‌مون باشه

00:14:48.260 --> 00:14:49.800
‫در حال حاضر دو تا اولویت داریم...

00:14:49.800 --> 00:14:52.510
‫اون بچه رو پیدا کنیم و ازش محافظت کنیم
‫و تماس بگیریم که نیروی پشتیبانی بفرستن

00:14:52.510 --> 00:14:53.640
‫خیلی خب، من می‌رم دنبال دش

00:14:53.640 --> 00:14:55.260
‫باید جدا بشیم

00:14:55.270 --> 00:14:57.310
‫اینجوری احتمال این که یکی‌مون
‫آنتن گوشی یا بیسیم پیدا کنه بیشتره

00:14:57.310 --> 00:14:58.480
‫توی فیلم‌های ترسناک

00:14:58.480 --> 00:15:00.100
‫همین جدا شدن از هم
‫باعث می‌شه همه‌شون بمیرن

00:15:00.100 --> 00:15:01.980
‫آره، ولی اونا که عین ما نیستن

00:15:01.980 --> 00:15:03.310
‫مگه این که بخوای بهم بگی

00:15:03.320 --> 00:15:06.530
‫نمی‌تونی از پس یه ماموریت تنهایی بربیای

00:15:06.530 --> 00:15:08.820
‫نه خانم. من یه گاوچرونم.
‫آماده‌ی رفتنم

00:15:08.820 --> 00:15:10.900
‫خیلی خب، بریم دیگه

00:15:17.870 --> 00:15:19.290
‫آقای دیربورن

00:15:19.290 --> 00:15:21.000
‫ممنون که تشریف آوردید

00:15:21.000 --> 00:15:23.170
‫- نمی‌دونستم چی بپوشم.
‫- خیلی خوش‌تیپ شدی

00:15:24.540 --> 00:15:26.460
‫ایشون مالکوم والش هستن.
‫وکیل لیام گلسره

00:15:26.460 --> 00:15:28.550
‫نمی‌دونستم...

00:15:28.550 --> 00:15:30.720
‫قانون این اجازه رو بهم می‌ده
‫که قبل از شروع دادگاه

00:15:30.720 --> 00:15:32.720
‫برای این که دفاعیه‌ی مطلوبی بنویسم

00:15:32.720 --> 00:15:35.930
‫بتونم توی جلسه‌ی استماع
‫قبل از دادگاه حاضر بشم

00:15:35.930 --> 00:15:38.770
‫خیلی خب.
‫مشکلی نیست

00:15:38.770 --> 00:15:40.930
‫ولی خب اگه حقیقت رو
‫در مورد موکلت بگم

00:15:40.940 --> 00:15:42.690
‫از دستم عصبانی که نمی‌شی؟

00:15:42.690 --> 00:15:44.730
‫قول می‌دم نشم

00:15:44.730 --> 00:15:46.730
‫به شرط این که تو هم بهم قول بدی

00:15:46.730 --> 00:15:48.570
‫که بابت زیر سوال بردن حقیقت
‫از دستم عصبانی نشی

00:15:48.570 --> 00:15:50.440
‫- حله.
‫- خیلی خب

00:15:50.450 --> 00:15:52.530
‫اعتراف به قتل‌هایی که لیام گلسر
‫توشون دست داشت

00:15:52.530 --> 00:15:54.200
‫- یادت میاد؟
‫- آره

00:15:54.200 --> 00:15:55.740
‫توی پاسگاه بودم

00:15:55.740 --> 00:15:58.410
‫و اعتراف کردنت یادت میاد؟

00:15:58.410 --> 00:16:00.200
‫اون موقع تحت درمان نبودم

00:16:00.210 --> 00:16:02.460
‫و یه فروپاشی عصبی رو از سر می‌گذروندم

00:16:02.460 --> 00:16:05.040
‫بخشی از وجودم قبول داشت که
‫اون کارهای وحشتناک رو کردم

00:16:05.040 --> 00:16:06.670
‫ولی حالا می‌دونم که نکردم

00:16:06.670 --> 00:16:07.960
‫چرا بخشی از وجودت باور داشت

00:16:07.960 --> 00:16:09.340
‫که اون قتل‌ها رو مرتکب شدی؟

00:16:09.340 --> 00:16:11.970
‫بهم قبولونده بودن که
‫طی یه حمله‌ی عصبی که

00:16:11.970 --> 00:16:14.510
‫گذر زمان از دستم در می‌ره،
‫به آدم‌ها صدمه زدم

00:16:14.510 --> 00:16:16.430
‫- کی قبولونده بود؟
‫- لیام گلسر

00:16:18.100 --> 00:16:20.810
‫و آقای گلسر از وضعیت روانی شما
‫خبر داشت؟

00:16:20.810 --> 00:16:22.270
‫می‌گن می‌دونسته

00:16:22.270 --> 00:16:23.640
‫شاهد که از افکار موکل من
‫خبر نداره

00:16:23.650 --> 00:16:25.520
‫نکته‌ی خوبیه

00:16:25.520 --> 00:16:27.770
‫به آقای گلسر در مورد
‫وضعیت روانیت گفتی؟

00:16:27.770 --> 00:16:29.480
‫بله

00:16:29.480 --> 00:16:30.940
‫اون توی وست‌ویو دستگاه‌های
‫فروش خودکار رو پر می‌کرد

00:16:30.940 --> 00:16:33.450
‫حتی از بیسکوئیت مورد علاقه‌م هم خبر داشت

00:16:33.450 --> 00:16:34.820
‫پس اینجوری با هم آشنا شدید

00:16:34.820 --> 00:16:37.030
‫نه.
‫اون با من آشنا شد

00:16:37.030 --> 00:16:39.280
‫من بهش گفتم که هر از گاهی
‫زمان از دستم درمی‌ره

00:16:39.290 --> 00:16:40.870
‫یه سری صداهایی می‌شنوم

00:16:40.870 --> 00:16:43.250
‫گاهی اوقات آدم‌هایی رو می‌بینم
‫که در واقع اونجا نیستن

00:16:43.250 --> 00:16:45.120
‫طی دو سال بعد از آشنایی‌مون

00:16:45.130 --> 00:16:49.380
‫شروع کرد مغزم رو با جزئیات
‫قتل‌هایی پر کرد

00:16:49.380 --> 00:16:50.670
‫که می‌گفت من مرتکب شدم.

00:16:50.670 --> 00:16:52.590
‫هر وقت که شک می‌کردم،
‫تهدیدم می‌کرد

00:16:52.590 --> 00:16:54.970
‫داری می‌گی به این خاطر اعتراف کردی

00:16:54.970 --> 00:16:56.550
‫چون اون کاری کرد باور کنی

00:16:56.550 --> 00:16:58.180
‫که اون کارها رو خودت کردی

00:16:58.180 --> 00:17:01.970
‫یا چون که می‌ترسیدی اگه
‫این کار رو نکنی، بلایی سرت میاره؟

00:17:01.980 --> 00:17:03.480
‫یه کم از جفتش

00:17:03.480 --> 00:17:06.060
‫باید این رو درک کنید،
‫صداهایی که می‌شنوم

00:17:06.060 --> 00:17:09.060
‫چهره‌هایی که می‌بینم...

00:17:09.070 --> 00:17:10.820
‫می‌تونن ترسناک باشن

00:17:10.820 --> 00:17:15.280
‫ولی هیچی اندازه‌ی لیام گلسر
‫من رو نمی‌ترسونه

00:17:19.450 --> 00:17:23.750
‫باید چشماش رو می‌دیدید
‫وقتی بهم می‌گفت که چه‌کار کرده

00:17:23.750 --> 00:17:26.960
‫با جزئیات کارهاش رو بهم تعریف می‌کرد

00:17:26.960 --> 00:17:30.340
‫این که چه حالی می‌ده
‫یه نفر رو تیکه تیکه کنی...

00:17:34.380 --> 00:17:37.800
‫هیولاهای من در مقایسه با اون
‫اصلا ترسناک نیستن

00:17:37.800 --> 00:17:40.390
‫باید یه استراحتی کنیم

00:17:40.390 --> 00:17:43.220
‫اینجا چقدر ترسناکه

00:17:43.220 --> 00:17:45.770
‫از اینا توی شوگر لند نداشتیم

00:17:49.860 --> 00:17:53.150
‫سلام، سلام

00:17:53.150 --> 00:17:54.610
‫صدام رو می‌شنوید؟

00:17:57.360 --> 00:18:00.200
‫این بده

00:18:00.200 --> 00:18:02.450
‫امروز نه پسر!

00:18:56.880 --> 00:18:58.880
‫الو؟
‫امتحان می‌کنم، امتحان می‌کنم

00:18:58.880 --> 00:19:00.430
‫مرکز

00:19:03.930 --> 00:19:05.970
‫یالا، آنتن بده دیگه

00:19:51.190 --> 00:19:53.230
‫ای بابا

00:20:02.200 --> 00:20:04.240
‫یالا

00:22:19.040 --> 00:22:23.420
‫چه خفن بود

00:22:23.420 --> 00:22:26.090
‫- و فیلمش رو گرفتم.
‫- بیا

00:22:27.260 --> 00:22:29.260
‫چه مهربون.
‫ممنون

00:22:29.260 --> 00:22:31.720
‫بیا، بهش دستبند بزن

00:22:35.020 --> 00:22:38.690
‫خوبی؟

00:22:38.690 --> 00:22:41.860
‫کاش قبلش گرم می‌کردم
‫ولی خب بدک نبود

00:22:41.860 --> 00:22:43.900
‫از حالا به بعد سعی کن
‫با جمع بمونی

00:22:43.900 --> 00:22:46.150
‫خب البته که از عمد نبود، ولی...

00:22:46.150 --> 00:22:48.030
‫تمام تلاشم رو می‌کنم

00:22:48.030 --> 00:22:50.740
‫- بقیه کجان؟
‫- سوال خوبیه

00:22:50.740 --> 00:22:53.030
‫- بیا.
‫- باشه

00:23:52.640 --> 00:23:54.340
‫یالا، یالا

00:23:54.350 --> 00:23:57.720
‫بجنب

00:24:09.000 --> 00:24:16.000
آوا‌مــووی

00:24:28.170 --> 00:24:31.130
‫خدا رو شکر

00:24:31.130 --> 00:24:33.470
‫- صدمه دیدی؟
‫- نه، فقط یه کم

00:24:33.470 --> 00:24:35.800
‫تو هم توی ماشینی بود که
‫اومد به گروه اصلی سر بزنه؟

00:24:35.800 --> 00:24:38.510
‫آره.
‫با هنک و گیل

00:24:38.510 --> 00:24:40.720
‫ولی همین که از ماشین پیاده شد
‫روانی‌ها ریختن رو سرش

00:24:40.730 --> 00:24:42.480
‫همینجوری یه بند کتکش زدن

00:24:42.480 --> 00:24:43.690
‫نمی‌دونم سر گیل چی اومد

00:24:43.690 --> 00:24:46.770
‫منم شروع کردم به دویدن.
‫ولی حالا دیگه جام امنه

00:24:46.770 --> 00:24:48.360
‫- آره، تا حدودی امنه.
‫- این...

00:24:48.360 --> 00:24:50.150
‫مرسی.
‫ما اینجا زیاد نیستیم

00:24:50.150 --> 00:24:51.740
‫و آنتن هم نداریم که
‫نیروی کمکی بخوایم

00:24:51.740 --> 00:24:53.320
‫خب پس کجاش امنه؟

00:24:53.320 --> 00:24:54.950
‫چون اگه پلیس لس آنجلس
‫ببینه از ما خبری نیست

00:24:54.950 --> 00:24:56.530
‫واسه‌مون کمک می‌فرسته

00:24:56.530 --> 00:24:58.070
‫فقط باید تا اون موقع
‫حواسم بهتون باشه

00:25:21.220 --> 00:25:22.430
‫گرفتمش

00:25:33.610 --> 00:25:35.700
‫بیاید بریم

00:26:37.630 --> 00:26:38.630
‫از اینور!

00:26:38.630 --> 00:26:41.220
‫برید!

00:26:41.220 --> 00:26:43.350
‫سریع‌تر، سریع‌تر!

00:27:41.030 --> 00:27:42.610
‫- کمکی ازم برمیاد؟
‫- سلام

00:27:42.620 --> 00:27:44.660
‫آره، دنبال سرهنگ رادکلیف می‌گردم

00:27:44.660 --> 00:27:46.490
‫بهم گفتن دفترش اینجاست

00:27:46.490 --> 00:27:48.910
‫- نه.
‫- خیلی خب

00:27:48.910 --> 00:27:51.960
‫روی در اسمی نزدن، شما کی هستی؟

00:27:54.130 --> 00:27:56.880
‫ببخشید. یه کم کمک می‌خوام

00:27:56.880 --> 00:27:58.380
‫خیلی وقته توی دفترید؟

00:27:58.380 --> 00:28:00.170
‫شاید قبلا اینجا بوده

00:28:00.170 --> 00:28:03.010
‫کمکی ازم برنمیاد

00:28:03.010 --> 00:28:05.260
‫باشه، مسئله‌ای نیست

00:28:10.020 --> 00:28:12.600
‫واحد 7 آدام 300، درخواست بازرسی
‫دو تا واحدی رو دارم

00:28:12.600 --> 00:28:14.020
‫که جواب نمی‌دن

00:28:14.020 --> 00:28:16.690
‫واحد 7 لینکلن 15 و واحد 7 آدام 11

00:28:16.690 --> 00:28:18.940
‫آخرین بار توی محوطه‌ی
‫بیمارستان وست‌ویو بودن

00:28:18.940 --> 00:28:20.360
‫یه واحد دیگه بفرستم؟

00:28:20.360 --> 00:28:21.650
‫آنتن‌دهی اونجا افتضاحه

00:28:21.650 --> 00:28:23.110
‫احتمالا چیز خاصی نباشه

00:28:23.110 --> 00:28:25.120
‫- آره.
‫- تو نگرانی

00:28:25.120 --> 00:28:28.030
‫نه، ولی یه نگاهی می‌ندازیم

00:28:28.040 --> 00:28:29.500
‫کنترل، ما می‌ریم

00:28:36.630 --> 00:28:37.920
‫چه بلایی سر اونا اومده؟

00:28:37.920 --> 00:28:39.500
‫یه چیزی بخش احساسات مغزی‌شون رو پر کرده

00:28:39.510 --> 00:28:41.880
‫و باعث شده که بدن‌شون به ناچار
‫حجم زیادی از

00:28:41.880 --> 00:28:43.590
‫ماده‌ی شیمیایی اضطراب‌آور
‫ترشح کنه... کورتیزول، هستامین، سیتوکینز

00:28:43.590 --> 00:28:45.140
‫آخه لباس آزمایشگاه تن‌شونه

00:28:45.140 --> 00:28:46.640
‫آره، توی محل پاکسازی بودن

00:28:46.640 --> 00:28:48.100
‫جایی که ما مواد شیمیایی
‫پروژه‌ی اولترا رو از بین می‌بردیم

00:28:48.100 --> 00:28:49.640
‫ولی اخیرا شنیدم که فهمیدن

00:28:49.640 --> 00:28:52.020
‫فقط محوطه نبوده که آلوده شده

00:28:52.020 --> 00:28:54.440
‫جایی که نیروهای ما کار می‌کردن هم
‫آلوده شده بوده

00:28:54.440 --> 00:28:55.940
‫احتمالا با تالیوم و لوفتامین

00:28:55.940 --> 00:28:57.110
‫اگه در معرض مقدار زیادی از

00:28:57.110 --> 00:28:59.110
‫هر دوی اینا در مدت زمان زیادی
‫قرار بگیری...

00:28:59.110 --> 00:29:01.190
‫تونستی تماس بگیری؟

00:29:01.190 --> 00:29:04.360
‫کنار در یه ذره آنتن می‌داد
‫ولی خب گوشیم داغون شد

00:29:04.360 --> 00:29:06.910
‫- مایلز کوش؟
‫- نمی‌دونم

00:29:06.910 --> 00:29:08.870
‫امیدوارم بیرون رفته باشه

00:29:08.870 --> 00:29:10.830
‫بریم

00:29:52.790 --> 00:29:54.120
‫بریم

00:30:17.810 --> 00:30:20.150
‫یا خدا

00:30:25.990 --> 00:30:28.780
‫برید!
‫من هواتون رو دارم!

00:30:37.920 --> 00:30:39.540
‫- تونستی تماس بگیری؟
‫- نه

00:30:39.540 --> 00:30:41.000
‫ولی تا الان مرکز به خاطر جواب ندادن‌مون

00:30:41.000 --> 00:30:44.210
‫نیرو فرستاده دیگه؟

00:30:44.210 --> 00:30:45.880
‫درسته؟

00:30:51.510 --> 00:30:53.560
‫کنترل، واحد 7 آدام 300 هستم

00:30:53.560 --> 00:30:56.930
‫به محوطه‌ی بیمارستان وست‌ویو رسیدیم

00:30:56.930 --> 00:30:59.310
‫اثری از واحدهای اعزامی نیست

00:30:59.310 --> 00:31:01.230
‫کی گم شده؟
‫من توی اتاق جلسات بودم

00:31:01.230 --> 00:31:03.060
‫هارپر، مایلز و نولان

00:31:03.070 --> 00:31:04.650
‫تازه، یکی هم همراه نولان بوده

00:31:04.650 --> 00:31:06.030
‫تکرار کن.
‫صدا قطع می‌شه

00:31:07.900 --> 00:31:10.450
‫صبر کن.
‫یه حرکتی دیدم

00:31:10.450 --> 00:31:12.450
‫- خون رو دیدی؟
‫- آره

00:31:12.450 --> 00:31:14.620
‫یه وضعیت کد 6 برای بررسی داریم.
‫اینجا یه خبریه

00:31:29.630 --> 00:31:31.590
‫یه جنازه اینجاست

00:31:31.590 --> 00:31:33.930
‫نیروی کمکی نیاز داریم

00:31:33.930 --> 00:31:35.810
‫هی، مراقب باش!

00:31:35.810 --> 00:31:37.930
‫سر جات وایسا آقا.
‫تکون نخور

00:31:37.930 --> 00:31:40.140
‫هی آقا؟

00:31:42.400 --> 00:31:44.520
‫وضعیت کد آلفا،
‫بیمارستان وست‌ویو

00:31:44.520 --> 00:31:46.770
‫تکرار می‌کنم... تمام واحدها،
‫وضعیت کد آلفا، بیمارستان وست‌ویو

00:33:06.230 --> 00:33:07.480
‫وای خدایا

00:35:47.980 --> 00:35:49.430
‫لوسی کوش؟

00:35:54.020 --> 00:35:55.650
‫لوسی؟

00:35:56.860 --> 00:35:59.280
‫اینجا

00:35:59.280 --> 00:36:01.530
‫اینجام

00:36:01.530 --> 00:36:04.030
‫زخمی شدی؟

00:36:04.030 --> 00:36:06.910
‫- لوسی.
‫- نه. من...

00:36:06.910 --> 00:36:10.450
‫مرده.
‫نتونستم...

00:36:10.460 --> 00:36:11.830
‫می‌دونم

00:36:13.380 --> 00:36:17.130
‫مامور چن، چند تا ازت سوال می‌پرسم

00:36:17.130 --> 00:36:19.130
‫و بعد به بیمارستان می‌بریمت، باشه؟

00:36:20.510 --> 00:36:22.300
‫گلوله‌ای شلیک کردی؟

00:36:22.300 --> 00:36:25.140
‫نه

00:36:25.140 --> 00:36:27.760
‫از نیروی مرگبار علیه
‫کس دیگه‌ای استفاده کردی؟

00:36:27.760 --> 00:36:28.560
‫کسی هست که پیدا نشده باشه؟

00:36:28.560 --> 00:36:31.480
‫نه... فقط اون

00:36:31.480 --> 00:36:33.230
‫از هم جدا شدیم

00:36:33.230 --> 00:36:34.810
‫بس کن. این یه صحبت معمولی نیست، خب؟

00:36:34.810 --> 00:36:36.400
‫باید طبق قانون این کار رو بکنم

00:36:36.400 --> 00:36:38.770
‫چون از نیروی مرگبار استفاده کردی،
‫مجبورم که کمربندت

00:36:38.780 --> 00:36:40.190
‫و همین طور بقیه‌ی سلاح‌هات رو بگیرم

00:36:40.190 --> 00:36:42.610
‫و اونا رو به عنوان مدرک
‫ثبت و ضبط کنم

00:36:42.610 --> 00:36:44.160
‫با هیچکسی صحبت نمی‌کنم

00:36:44.160 --> 00:36:47.240
‫تا تو با یه وکیل و همین طور
‫نماینده‌ی اتحادیه‌ت صحبت کنی

00:36:47.240 --> 00:36:51.410
‫- متوجهی؟
‫- بله، بله

00:36:51.410 --> 00:36:54.120
‫نولان و هارپ...

00:36:55.420 --> 00:36:57.420
‫نه، نه، حسابی کوفته شدن،
‫ولی خب سالمن

00:36:57.420 --> 00:36:58.840
‫محوطه امنه

00:36:58.840 --> 00:37:00.550
‫- وضعیت کد چهاره.
‫- خیلی خب

00:37:00.550 --> 00:37:02.090
‫حالا به آمبولانس می‌برمت

00:37:02.090 --> 00:37:03.470
‫به بیمارستان می‌رسونیمت
‫که دکتر معاینه‌ت کنه

00:37:03.470 --> 00:37:05.010
‫و بعد به پاسگاه برمی‌گردیم

00:37:05.010 --> 00:37:06.300
‫اونجا لباس‌هات رو توی کیسه می‌ذارن

00:37:06.300 --> 00:37:08.050
‫و ازت عکس می‌گیرن

00:37:08.060 --> 00:37:09.310
‫همه‌ی اینا رو خودم می‌دونم

00:37:09.310 --> 00:37:10.770
‫ولی هیچ کدوم رو تجربه نکردی

00:37:10.770 --> 00:37:11.810
‫تو الان شوکه‌ای

00:37:14.230 --> 00:37:15.520
‫بیا

00:37:19.900 --> 00:37:22.440
‫همه چیز درست می‌شه

00:37:22.440 --> 00:37:23.900
‫باشه

00:37:23.900 --> 00:37:26.280
‫ببخشید.
‫درست می‌شه دیگه

00:37:29.740 --> 00:37:32.290
‫می‌دونم. می‌دونم. دیروقته.
‫الان کارم تموم می‌شه

00:37:32.290 --> 00:37:34.250
‫فقط تو نیستی که تو دردسر افتادی.
‫اینجا هم شلوغه

00:37:34.250 --> 00:37:36.580
‫توی وست‌ویو حسابی آشوب بوده

00:37:36.580 --> 00:37:38.880
‫هارپر هم بوده، منتها حالش خوبه

00:37:38.880 --> 00:37:40.590
‫آشوب؟ مگه می‌شه؟
‫اونجا بسته‌ست

00:37:40.590 --> 00:37:42.800
‫نمی‌دونم.
‫فعلا تمام اخبار رو ندارم

00:37:42.800 --> 00:37:44.720
‫ظاهرا گروه پاکسازی مسموم شدن

00:37:44.720 --> 00:37:46.340
‫ولی واسه این خاطر زنگ نزدم

00:37:46.340 --> 00:37:48.510
‫چی از این مهم‌تره؟

00:37:48.510 --> 00:37:50.890
‫مرکز بابت یه تماسی که داشتن
‫بهم هشدار داد

00:37:50.890 --> 00:37:53.060
‫یه پرستار از هیلوود ساپورتیو هوسینگ

00:37:53.060 --> 00:37:54.890
‫نیم ساعت پیش به اورژانس زنگ زده

00:37:54.890 --> 00:37:57.400
‫یه اتفاقی برای رایان دیربورن افتاده

00:37:57.400 --> 00:38:00.310
‫- چه اتفاقی؟
‫- مشخص نیست

00:38:00.320 --> 00:38:02.320
‫اتاقش به هم ریخته.
‫خون بوده

00:38:02.320 --> 00:38:05.280
‫شاید حمله ی عصبی بهش دست داده
‫و به خودش صدمه زده

00:38:05.280 --> 00:38:07.150
‫- و حالا هم گم شده.
‫- انجلا

00:38:07.160 --> 00:38:08.910
‫- می‌دونم.
‫- حالش خوب بود

00:38:08.910 --> 00:38:10.320
‫شهادتش قرص و محکم بود

00:38:10.330 --> 00:38:12.160
‫بعد از جلسه‌ی امروز برای اولین بار

00:38:12.160 --> 00:38:13.790
‫بعد از فهمیدن جریان لیام گلسر

00:38:13.790 --> 00:38:15.160
‫امیدوار شده بودم

00:38:15.160 --> 00:38:16.660
‫می‌دونم، ولی وحشت‌زده نشو

00:38:16.670 --> 00:38:18.040
‫ما که هنوز خبر نداریم جریان چیه

00:38:18.040 --> 00:38:19.960
‫ببین، هر اتفاقی هم که افتاده باشه
‫مالکوم والش ازش استفاده می‌کنه

00:38:19.960 --> 00:38:21.420
‫تا شهادت رایان رو توی دادگاه
‫زیر سوال ببره

00:38:21.420 --> 00:38:24.970
‫و توی این پرونده برمی‌گردم سر خونه‌ی اول

00:38:26.930 --> 00:38:29.640
‫وسلی؟

00:38:29.640 --> 00:38:31.640
‫چی شده؟

00:38:34.730 --> 00:38:36.730
‫- وسلی.
‫- اینجاست

00:38:36.730 --> 00:38:38.640
‫کی؟

00:38:38.650 --> 00:38:40.650
‫رایان؟

00:38:40.650 --> 00:38:42.440
‫تو خطری؟

00:38:48.160 --> 00:38:50.410
‫نمی‌دونم چه‌کار کنم

00:38:53.330 --> 00:38:55.830
‫از نظر من هیچ مشکلی نداره.
‫لازم نیست کاری کنی

00:38:55.830 --> 00:38:59.460
‫- وسلی از اونجا برو.
‫- هی رایان، رایان

00:38:59.460 --> 00:39:01.750
‫اینجا جات امنه رایان،
‫پس می‌شه اون

00:39:01.750 --> 00:39:03.590
‫- شیشه شکسته رو بذاری زمین؟
‫- نه، نه، نه

00:39:03.590 --> 00:39:06.510
‫می‌خوام تمام واحدهای در دسترس
‫به دفتر دادستانی برن

00:39:06.510 --> 00:39:07.970
‫طبقه‌ی ششم، کد 3

00:39:07.970 --> 00:39:09.840
‫- من هیچ وقت به امنیت نمی‌رسم.
‫- خیلی خب

00:39:09.840 --> 00:39:11.300
‫توی سرم هستن

00:39:11.300 --> 00:39:14.510
‫فکر کردم رفتن، ولی برگشتن

00:39:14.510 --> 00:39:16.100
‫- برگشتن.
‫- باشه

00:39:16.100 --> 00:39:18.310
‫حتی نمی‌تونم تصور کنم که
‫چه حسی داری رایان...

00:39:18.310 --> 00:39:19.890
‫کابوسی که پشت سر گذاشتی...

00:39:19.900 --> 00:39:22.350
‫که هنوزم باهاش درگیری

00:39:22.360 --> 00:39:23.940
‫باید تموم بشه

00:39:23.940 --> 00:39:25.400
‫باشه.
‫درک می‌کنم

00:39:25.400 --> 00:39:26.690
‫می‌خوام بهت کمک کنم

00:39:26.690 --> 00:39:29.070
‫کسی نمی‌تونه بهم کمک کنه

00:39:29.070 --> 00:39:30.530
‫هیچکس!

00:39:34.120 --> 00:39:36.540
‫می‌دونم که الان اینجوری فکر می‌کنی

00:39:39.210 --> 00:39:41.250
‫و می‌دونم که حتما چقدر خسته شدی

00:39:44.460 --> 00:39:46.840
‫ولی حق تو بیشتر از ایناست

00:39:46.840 --> 00:39:49.340
‫می‌تونی بیشتر از این داشته باشی

00:39:49.340 --> 00:39:52.550
‫می‌تونی بیشتر داشته باشی

00:39:52.550 --> 00:39:54.800
‫ولی ازت می‌خوام اون شیشه شکسته رو
‫کنار بذاری

00:39:54.810 --> 00:39:56.560
‫و بذاری بهت کمک کنم.
‫خواهش می‌کنم

00:40:00.350 --> 00:40:02.940
‫بذارش زمین

00:40:02.940 --> 00:40:04.230
‫چیزی نیست

00:40:16.990 --> 00:40:19.700
‫چیزی نیست.
‫مشکلی نداریم

00:40:31.340 --> 00:40:33.180
‫- خوبی؟
‫- آره

00:40:33.180 --> 00:40:34.260
‫خوبه، چون می‌خوام بکشمت

00:40:34.260 --> 00:40:35.340
‫انجلا

00:40:35.350 --> 00:40:36.600
‫نباید با کسی که

00:40:36.600 --> 00:40:38.220
‫دچار حمله‌ی عصبی شده
‫منطقی صحبت کنی

00:40:38.220 --> 00:40:40.060
‫و وقت زنت می‌گه که
‫از اونجا بیا بیرون

00:40:40.060 --> 00:40:42.100
‫- باید بیای بیرون.
‫- دفعه‌ی بعد بهتر عمل می‌کنم

00:40:42.100 --> 00:40:43.810
‫خنده‌دار نیست

00:40:43.810 --> 00:40:45.690
‫ترسیده بودم

00:40:45.690 --> 00:40:47.020
‫می‌دونن چه بلایی سرش اومده؟

00:40:47.020 --> 00:40:48.480
‫نه کاملا

00:40:48.480 --> 00:40:49.940
‫دکتر می‌گه حدقه‌ی چشم‌های رایان
‫حسابی باز شده بودن

00:40:49.940 --> 00:40:51.860
‫انگار که یه مقدار زیادی
‫آمفتامین مصرف کرده

00:40:51.860 --> 00:40:54.110
‫که خب حتی یه فرد سالم رو هم
‫از نظر روانی به هم می‌ریزه

00:40:54.110 --> 00:40:56.030
‫برای یه بیمار شیزوفرنیک، عین اینه که

00:40:56.030 --> 00:40:57.950
‫- مغزش رو تحریک کنی.
‫- منطقی نیست

00:40:57.950 --> 00:41:00.200
‫اون توی شرایط مراقبتی کامله

00:41:00.200 --> 00:41:02.000
‫یه پرستار داروهاش رو بررسی می‌کنه

00:41:02.000 --> 00:41:03.250
‫احتمال داره که اشتباه کرده باشن

00:41:03.250 --> 00:41:06.130
‫و بهش داروی اشتباهی داده باشن؟
‫محاله

00:41:06.130 --> 00:41:07.590
‫وسلی

00:41:07.590 --> 00:41:09.130
‫خوبی؟
‫همین که شنیدم اومدم

00:41:09.130 --> 00:41:11.130
‫خوبم.
‫مرسی

00:41:11.130 --> 00:41:13.170
‫ناراحت‌کننده‌ست.
‫امروز حالش خوب بود

00:41:13.180 --> 00:41:15.840
‫که خب برای موکل تو خوب نبود

00:41:15.840 --> 00:41:17.800
‫نمی‌دونم این حرف چه ربطی به موضوع داره

00:41:17.800 --> 00:41:19.180
‫- البته که می‌دونی.
‫- انجلا

00:41:19.180 --> 00:41:21.390
‫همه‌ی حرفم اینه که
‫بدبیاری رایان دیربورن

00:41:21.390 --> 00:41:24.140
‫یعنی خوش شانسی برای لیام گلسر

00:41:24.140 --> 00:41:26.230
‫اگه منظورات اینه که من
‫ربطی به این اتفاق داشتم...

00:41:26.230 --> 00:41:28.150
‫من منظوری ندارم.
‫دارم بهت خبر می‌دم

00:41:28.150 --> 00:41:30.520
‫ته و توهش رو درمیارم
‫که چه بلایی سر رایان اومده

00:41:30.530 --> 00:41:32.110
‫و اگه نقشی توش داشتی...

00:41:32.110 --> 00:41:33.820
‫نداشتم

00:41:33.820 --> 00:41:36.110
‫و به زنت توصیه می‌کنم که

00:41:36.110 --> 00:41:38.620
‫از این اتهامات سنگین نزنه

00:41:40.620 --> 00:41:42.830
‫و منم بهت توصیه می‌کنم
‫سریع‌ترین راه

00:41:42.830 --> 00:41:46.080
‫برای خوابیدن توی یکی از این تخت‌ها
‫اینه که بهش بی‌احترامی کنی

00:41:49.000 --> 00:41:50.670
‫ممنون که اومدی

00:41:50.670 --> 00:41:52.460
‫خواهش می‌کنم

00:41:52.460 --> 00:41:55.550
‫و بازم می‌گم، خوشحالم که
‫حالت خوبه

00:41:55.550 --> 00:41:57.180
‫هرچند حال پرونده‌ت خوب نیست

00:42:00.510 --> 00:42:03.350
‫- کار خودشه.
‫- شاید

00:42:03.350 --> 00:42:04.890
‫ولی حرف حق می‌زنه

00:42:04.890 --> 00:42:07.100
‫مدارم محکم لازم داریم
‫وگرنه دست‌مون رو خالی می‌کنه

00:42:07.100 --> 00:42:10.560
‫- اگه چیزی باشه، پیدا می‌کنم.
‫- هیچ شکی ندارم

00:42:10.570 --> 00:42:12.940
‫خب حالا بگو ببینم
‫توی وست‌ویو چه خبر بود؟

00:42:12.940 --> 00:42:15.070
‫ظاهرا زامبی‌ها حمله کردن

00:42:23.370 --> 00:42:24.750
‫خیلی ممنونم

00:42:29.960 --> 00:42:34.170
‫امیدوارم از همراهیت
‫راضی باشی

00:42:34.170 --> 00:42:35.840
‫ناراحت نشی، ولی نمی‌تونم بگم

00:42:35.840 --> 00:42:37.590
‫- عالی بود.
‫- منصفانه‌ست

00:42:37.590 --> 00:42:38.880
‫مطمئنی نمی‌خوای به مامانت
‫زنگ بزنم؟

00:42:38.890 --> 00:42:40.090
‫که وقتی این ویدئو رو نشون می‌دم

00:42:40.100 --> 00:42:41.850
‫نتونم حالت صورتش رو ببینم؟

00:42:41.850 --> 00:42:43.510
‫ببین، تجربه‌ای که امروز دیدی

00:42:43.520 --> 00:42:45.390
‫شاید یه مدت اذیتت کنه

00:42:45.390 --> 00:42:47.810
‫اگه نیاز به روانشناس داشتی
‫بهم بگو تا یه نفر معرفیت کنم

00:42:47.810 --> 00:42:49.190
‫ممنون می‌شم

00:42:49.190 --> 00:42:51.360
‫و ممنون که زندگیم رو به خطر انداختی

00:42:51.360 --> 00:42:54.110
‫- و بعد دوباره فوری نجاتم دادی.
‫- فکر کنم حالا دیگه بی‌حسابیم

00:42:54.110 --> 00:42:55.610
‫- آره.
‫- فردا بهت سر می‌زنم

00:42:55.610 --> 00:42:57.320
‫منتظرم

00:42:57.320 --> 00:42:59.070
‫و بازم دارم بهت می‌گم،
‫زاویه‌ی فکت

00:43:03.160 --> 00:43:05.540
‫کارآگاه هارپر گفت که امروز
‫خودم رو ثابت کردم

00:43:05.540 --> 00:43:07.540
‫- واقعا؟
‫- نگفتم

00:43:07.540 --> 00:43:10.960
‫گفتم که امروز خودش رو ضایع نکرده

00:43:10.960 --> 00:43:14.000
‫خب 6 ماه طول کشید
‫تا همچین حرفی به من بزنه

00:43:14.000 --> 00:43:16.960
‫- شنیدی لوسی چی شده؟
‫- آره

00:43:16.970 --> 00:43:18.380
‫لوپز گفتش که توی بیمارستان دیدتش

00:43:18.380 --> 00:43:19.340
‫گفتش که هنوزم تو حال خودش نبوده

00:43:19.340 --> 00:43:21.010
‫الان داره میاد اینجا

00:43:21.010 --> 00:43:24.100
‫به نماینده‌ی اتحادیه نیاز داره
‫که هواش رو داشته باشه

00:43:24.100 --> 00:43:25.890
‫- من هواش رو دارم.
‫- همه خوبن؟

00:43:25.890 --> 00:43:28.100
‫روی هم رفته، آره

00:43:28.100 --> 00:43:30.020
‫هرچند که من دیگه از این

00:43:30.020 --> 00:43:32.190
‫جریان برگشتن یه یونیفرم پوشیدن
‫خسته شدم

00:43:32.190 --> 00:43:33.900
‫فردا اول صبح به بازرسی
‫فشار میارم

00:43:33.900 --> 00:43:35.270
‫که تمومش کنه

00:43:35.280 --> 00:43:37.820
‫با توجه به کار قهرمانانه‌ی امروزت
‫نباید کار سختی باشه

00:43:37.820 --> 00:43:39.820
‫یعنی منم آستین کوتاه می‌پوشم؟

00:43:39.820 --> 00:43:41.490
‫ببینیم چی می‌شه

00:43:41.490 --> 00:43:43.910
‫زنت داره بهم زنگ می‌زنه.
‫ازش خواستم یه کاری واسم بکنه

00:43:43.910 --> 00:43:45.490
‫لازم نیست چیزی از امروزم بشنوه

00:43:45.490 --> 00:43:47.080
‫- نمی‌خوام نگرانش کنم.
‫- حله

00:43:47.080 --> 00:43:49.080
‫برید خودتون رو تمیز کنید.
‫چن هم 20 دقیقه‌ای میاد

00:43:49.080 --> 00:43:51.330
‫باشه

00:43:51.330 --> 00:43:53.330
‫سلام.
‫چی فهمیدی؟

00:43:53.340 --> 00:43:54.880
‫حقیقتش نمی‌دونم

00:43:54.880 --> 00:43:56.670
‫دفتر مشخص نیست به اسم کیه

00:43:56.670 --> 00:43:59.210
‫یه زن که رفتار غیردوستانه داشت
‫در رو باز کرد

00:43:59.220 --> 00:44:01.180
‫که خب شاخکام جنبید

00:44:01.180 --> 00:44:03.430
‫نتونستم اسمی گیر بیارم
‫ولی یه تتوی عملیات‌های ویژه

00:44:03.430 --> 00:44:07.810
‫که نوشته بود ایگو اینیمیکوس
‫روی دستش دیدم

00:44:07.810 --> 00:44:10.810
‫عبارت لاتینیه به معنی
‫من دشمنم

00:44:10.810 --> 00:44:12.690
‫نقاشیش رو کشیدم.
‫برات می‌فرستم

00:44:12.690 --> 00:44:14.690
‫- عالیه. یکی طلبت.
‫- نه، طلبی ندارم

00:44:14.690 --> 00:44:17.190
‫امیدوارم که مشکلات‌تون با لونا
‫حل بشه

00:44:17.190 --> 00:44:18.320
‫باشه، مرسی

00:44:18.320 --> 00:44:20.240
‫خیلی خب.
‫خداحافظ

00:45:11.580 --> 00:45:13.540
‫نولان

00:45:13.540 --> 00:45:15.040
‫ببخشید.
‫چیزی گفتی؟

00:45:15.040 --> 00:45:16.790
‫آره

00:45:16.790 --> 00:45:21.550
‫ولی مشکلی نداره.
‫می‌تونیم دوباره انجام بدیم

00:45:21.550 --> 00:45:24.550
‫- امان از دست زمانه.
‫- آره

00:45:24.550 --> 00:45:26.590
‫برای منم پیش اومده

00:45:26.590 --> 00:45:28.600
‫یه کم بخوابی بهتر می‌شی

00:45:30.720 --> 00:45:34.180
‫الان کاری هست که بکنم؟

00:45:34.190 --> 00:45:36.060
‫بازرسی داره میاد

00:45:36.060 --> 00:45:38.060
‫مامور اطلاعات عمومی

00:45:38.060 --> 00:45:39.610
‫باید یه اظهارنامه بنویسه

00:45:39.610 --> 00:45:41.690
‫اگه می‌خوای قبل از انتشار این خبر

00:45:41.690 --> 00:45:43.530
‫به کسی زنگ بزنی، الان وقتشه

00:45:43.530 --> 00:45:46.320
‫والدینم فکر کنم

00:45:48.410 --> 00:45:50.370
‫نمی‌خوام الان با قضاوت‌هاشون
‫سر و کله بزنم

00:45:50.370 --> 00:45:52.830
‫بهشون زنگ می‌زنم

00:45:52.830 --> 00:45:53.710
‫ممنونم

00:45:56.960 --> 00:46:00.090
‫وایسا جان، اسمش رو می‌دونی؟

00:46:00.090 --> 00:46:01.670
‫من...

00:46:01.670 --> 00:46:05.300
‫اسمش رو نمی‌دونم

00:46:05.300 --> 00:46:07.510
‫مارتین

00:46:07.510 --> 00:46:09.640
‫اسمش مارتین بود

00:46:19.110 --> 00:46:20.900
‫چایی آماده‌ست

00:46:20.900 --> 00:46:24.230
‫- ممنونم.
‫- خواهش می‌کنم

00:46:24.240 --> 00:46:26.490
‫آماده‌ای بخوابی؟

00:46:26.490 --> 00:46:28.110
‫- آره.
‫- بیا

00:46:28.110 --> 00:46:29.950
‫نه

00:46:29.950 --> 00:46:32.990
‫فکر کنم یه کم دیگه بیدار می‌مونم

00:46:32.990 --> 00:46:34.290
‫خیلی خب

00:46:36.500 --> 00:46:39.210
‫می‌دونی، سلینا درست می‌گه

00:46:39.210 --> 00:46:41.380
‫درست می‌شه

00:46:41.380 --> 00:46:44.000
‫می‌دونم

00:46:44.010 --> 00:46:45.710
‫یه کم دیگه میام

00:46:45.720 --> 00:46:46.880
‫باشه

00:46:47.500 --> 00:47:07.500
« آوا مووی - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ AvaMovie.in ]