﻿WEBVTT

STYLE
::cue { direction: rtl; unicode-bidi: plaintext; }

00:00:02.434 --> 00:00:03.610
‫[آنچه در قسمت قبل گذشت]
‫اونا بهش شلیک کردن

00:00:03.634 --> 00:00:05.250
‫- منظورت چیه؟ به همون یارو بوتز؟
‫- آره

00:00:05.274 --> 00:00:09.170
‫- اوضاع ریدمان شده
‫- بوتز اینجا بود

00:00:09.194 --> 00:00:11.290
‫این عکس رو از توی
‫وسایل مارتین پیدا کردم

00:00:11.314 --> 00:00:12.770
‫این یارو مشخصه که مُرده

00:00:12.794 --> 00:00:15.170
‫تو که فکر نمی‌کنی
‫من دستی توی این قضیه داشتم، می‌کنی؟

00:00:15.194 --> 00:00:17.330
‫شنیدم دنبال بوتز می‌گردی

00:00:17.354 --> 00:00:19.290
‫بابات نمی‌تونست بچه‌دار بشه

00:00:19.314 --> 00:00:21.410
‫از همین مطمئن بودم آماندا
‫دخترش نیست

00:00:21.431 --> 00:00:22.847
‫خب، مجبور شدم لوک رو ببرم
‫خونه‌ی مامانم

00:00:22.871 --> 00:00:25.447
‫می‌دونم می‌خوای چی بگی، ولی خبر نداشتم
‫کِی قراره برگردی

00:00:25.486 --> 00:00:28.702
‫عجب سوپرازیه، مگه نه جیمی؟

00:00:28.726 --> 00:00:30.902
‫می‌دونی که من پول ندارم، آره؟

00:00:30.926 --> 00:00:33.686
‫نگرانش نباش.
‫همه‌چیز پول نیست

00:00:33.710 --> 00:00:41.480
« بکس مووی– مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور » [Baxmovie.com]

00:00:41.510 --> 00:00:45.480
« Fx مترجم : ابوالفضل »

00:01:00.280 --> 00:01:03.280
« ارثیه »
« فصل اول: قسمت آخر »

00:01:04.363 --> 00:01:06.339
‫مطمئنم جیمی حالش خوبه

00:01:06.363 --> 00:01:07.939
‫احتمالا چیز خاصی نیست، باشه؟

00:01:07.963 --> 00:01:10.499
‫احتمالا کارش طول کشیده

00:01:10.523 --> 00:01:13.179
‫آخه، می‌دونی که
‫پسرت چطوریه دیگه

00:01:13.203 --> 00:01:15.243
‫ببین، حال لوک خوبه؟

00:01:16.603 --> 00:01:18.683
‫خیلی‌خب، خوبه، خوبه

00:01:20.683 --> 00:01:22.603
‫آره، همه‌چی...

00:01:24.723 --> 00:01:26.283
‫اونا دنبال مامانم می‌گردن

00:01:27.443 --> 00:01:29.499
‫میشه فقط...

00:01:29.523 --> 00:01:31.419
‫میشه از طرف من لوک
‫رو بوسش کنی؟

00:01:31.443 --> 00:01:32.923
‫من باید برم، باشه؟

00:01:34.043 --> 00:01:35.923
‫آره. خداحافظ

00:01:42.003 --> 00:01:44.459
‫سلام، جیمی‌ام، پیغام بذارید

00:01:44.483 --> 00:01:46.819
‫جیمی، کدوم قبری هستی؟

00:01:46.843 --> 00:01:49.443
‫من همین الان از اداره‌ی پلیس اومدم بیرون

00:01:50.603 --> 00:01:51.859
‫مامانم غیبش زده

00:01:51.883 --> 00:01:53.619
‫فکر کنم از خونه‌ی سالمندان دزدیدنش

00:01:53.643 --> 00:01:55.683
‫ببین، من...

00:01:57.083 --> 00:02:00.379
‫نمی‌دونم تو چیا می‌دونی، ولی
‫باید باهات حرف بزنم

00:02:00.403 --> 00:02:02.403
‫پس، بهم زنگ بزن باشه؟

00:02:32.643 --> 00:02:34.459
‫این بهترین تخم‌مرغ‌های شهرن

00:02:34.483 --> 00:02:37.539
‫که از خوشحال‌ترین مرغ‌های شمال گرفته شدن

00:02:37.563 --> 00:02:40.419
‫- سوال دیگه‌ای نیست؟
‫- من سوال دارم

00:02:40.443 --> 00:02:43.043
‫بهتون چند دقیقه وقت میدم
‫تا فکر کنید، باشه؟

00:02:44.683 --> 00:02:46.819
‫- همه‌چی مرتبه؟
‫- من اومدم اینجا تا همینو بفهمم

00:02:46.843 --> 00:02:48.859
‫ببخشیدا، ولی نمی‌فهمم چی میگی،
‫گیج شدم

00:02:48.883 --> 00:02:50.419
‫- منم همینطور
‫- درموردِ چی؟

00:02:50.443 --> 00:02:53.179
‫خب، درموردِ یه چیزایی، اولش اینکه
‫چرا داشتی به شوهرم پیام می‌دادی،

00:02:53.203 --> 00:02:55.419
‫شب پیش چرا پیش همدیگه بودید
‫و چرا جیمی خونه نیومد؟

00:02:55.443 --> 00:02:58.963
‫- میشه بریم یه جای دیگه؟
‫- مگه چیزی رو داری مخفی می‌کنی؟

00:03:00.683 --> 00:03:02.203
‫اینجا جاش نیست

00:03:14.203 --> 00:03:16.019
‫باشه

00:03:16.043 --> 00:03:17.259
‫خودم می‌خواستم بهت بگم

00:03:17.283 --> 00:03:19.579
‫چی رو بهم بگی؟ اینکه با شوهرم
‫رابطه داری؟

00:03:19.603 --> 00:03:21.019
‫نه، البته که نه

00:03:21.043 --> 00:03:23.859
‫آها درسته، یواشکی قرار
‫می‌ذارید،

00:03:23.883 --> 00:03:26.099
‫و جیمی‌ام برات پیام می‌فرسته
‫که می‌خوام ببینمت،

00:03:26.123 --> 00:03:28.019
‫- بعد میگی باهاش رابطه نداری؟
‫- قضیه اونجوری که فکر می‌کنی نیست

00:03:28.043 --> 00:03:29.579
‫خب پس چجوریه؟

00:03:29.603 --> 00:03:31.579
‫می‌خواست درموردِ یه چیزی
‫باهام حرف بزنه

00:03:31.603 --> 00:03:33.419
‫چند روز بود هی اینو بهم می‌گفت

00:03:33.443 --> 00:03:35.539
‫ببین، من نمی‌تونم...

00:03:35.563 --> 00:03:38.339
‫خب چیه؟ انگاری یه چیزیه که نمی‌تونی
‫اینجا درباره‌ش حرف بزنی،

00:03:38.363 --> 00:03:39.499
‫پس مجبوری یواشکی قرار بذاری

00:03:39.523 --> 00:03:41.939
‫درموردِ تو بود

00:03:41.963 --> 00:03:44.803
‫- من؟
‫- جیمی ناامید شده بود

00:03:46.043 --> 00:03:48.379
‫می‌خواست مطمئن بشه
‫که تموم ارث و میراث رو می‌گیری

00:03:48.403 --> 00:03:50.739
‫گفت که فکر و ذهنش
‫همش شده لوک،

00:03:50.763 --> 00:03:53.259
‫و دیده بود که تو داری
‫پا پس می‌کشی،

00:03:53.283 --> 00:03:56.059
‫و ازم خواست که یکمی
‫روت فشار بذارم

00:03:56.083 --> 00:03:57.539
‫تا پا پس نکشی

00:03:57.563 --> 00:03:59.699
‫برای همین تا کلبه‌ی بوتز باهام اومدی

00:03:59.723 --> 00:04:03.099
‫آماندا... توروخدا

00:04:03.123 --> 00:04:06.019
‫- فقط گفت توصیه‌ی من رو می‌خواد
‫- درموردِ چی؟

00:04:06.043 --> 00:04:08.859
‫نمی‌دونم، خودتم می‌دونی، که پیداش نشد

00:04:10.243 --> 00:04:11.779
‫گوش بده...

00:04:11.803 --> 00:04:14.899
‫آماندا، می‌دونی که من هیچوقت
‫کاری نمی‌کنم که بهت آسیب بزنم، باشه؟

00:04:14.923 --> 00:04:18.379
‫اون گفت با یه نفری که تو می‌شناسی
‫حرف زده

00:04:18.403 --> 00:04:20.699
‫- کی؟
‫- نمی‌دونم

00:04:20.723 --> 00:04:22.419
‫برای همین می‌خواستیم
‫هم رو ببینیم،

00:04:22.443 --> 00:04:24.699
‫چون می‌خواست همه‌چی رو بهم بگه

00:04:24.723 --> 00:04:26.859
‫نظرم رو می‌خواست

00:04:26.883 --> 00:04:29.739
‫گفت که نمی‌تونه باهات حرف بزنه

00:04:29.763 --> 00:04:32.603
‫- با هیچکس نمی‌تونست حرف بزنه
‫- آره البته به جز تو

00:04:33.643 --> 00:04:35.699
‫من همینا رو می‌دونم

00:04:35.723 --> 00:04:38.099
‫بخدا دارم راستش رو بهت میگم

00:04:38.123 --> 00:04:41.379
‫باید بری باهاش حرف بزنی.
‫منم می‌خواستم همین رو بهش بگم

00:04:41.403 --> 00:04:43.019
‫می‌خوام حرف بزنم، ولی غیبش زده

00:04:43.043 --> 00:04:44.299
‫و کسی هم نمی‌دونه کجاست

00:04:44.323 --> 00:04:46.843
‫- نمی‌فهمم واقعا
‫- پس منو چی میگی

00:04:52.083 --> 00:04:54.059
‫چی شده؟

00:04:54.083 --> 00:04:56.483
‫- آماندا؟
‫- باید برم لوک رو بیارم

00:05:35.963 --> 00:05:38.379
‫مامان‌بزرگ و بابابزرگ قرار بود
‫منو ببرن پارکِ آبی

00:05:38.403 --> 00:05:40.619
‫می‌دونم. می‌دونم. متاسفم

00:05:40.643 --> 00:05:42.739
‫- فقط...
‫- بابایی کجاست؟

00:05:42.763 --> 00:05:45.483
‫ببین، چرا نمیری برنامه‌کودک ببینی؟

00:05:55.763 --> 00:05:58.203
‫سلام، جیمی‌ام، پیغام بذارید

00:06:56.163 --> 00:06:58.603
‫- مامانی!
‫- یه دقیقه صبر کن

00:07:01.803 --> 00:07:03.083
‫بجنب!

00:07:04.483 --> 00:07:06.419
‫لیندا بلک‌فیلد 75 ساله...

00:07:06.443 --> 00:07:08.339
‫ببین. گفتن که غیبش زده

00:07:08.363 --> 00:07:09.619
‫از خانه‌ی سالمندان وین‌وود لاج...

00:07:09.643 --> 00:07:12.779
‫یعنی چی غیبش زده؟
‫حالش خوبه؟

00:07:12.803 --> 00:07:16.139
‫البته که هست.
‫مامان‌بزرگ چیزیش نمیشه

00:07:16.163 --> 00:07:19.219
‫همه‌چی درست میشه، باشه؟

00:07:19.243 --> 00:07:21.483
‫کانال رو عوض کن

00:07:29.403 --> 00:07:31.299
‫الو؟

00:07:31.323 --> 00:07:33.779
‫- کی پشت خطه؟
‫- آماندا. منم فیونا

00:07:33.803 --> 00:07:37.939
‫تازه خبر مامانت رو شنیدم.
‫حتما خیلی برات ترسناکه

00:07:37.963 --> 00:07:40.179
‫- مامانم کجاست؟
‫- چی؟

00:07:40.203 --> 00:07:42.819
‫ببین، اگه تو یا اون پسر احمقت
‫به مامانم صدمه‌ای بزنید،

00:07:42.843 --> 00:07:43.939
‫بخدا که...

00:07:43.963 --> 00:07:46.339
‫آماندا، من توی این قضیه
‫دستی ندارم

00:07:46.363 --> 00:07:49.499
‫خیلی دلیل‌ها دارم تا از مامانت
‫بدم بیاد،

00:07:49.523 --> 00:07:50.859
‫ولی من آدم‌دزد نیستم

00:07:50.883 --> 00:07:53.219
‫پس برای چی زنگ زدی؟
‫می‌خوای باهام همدردی کنی؟

00:07:53.243 --> 00:07:54.763
‫ولی ببخشید چون من به تخمم نیست

00:07:56.443 --> 00:07:58.203
‫ببین، من یه پیشنهاد برات دارم

00:07:59.323 --> 00:08:02.259
‫این قضیه داره هردومون
‫رو نابود می‌کنه،

00:08:02.283 --> 00:08:05.379
‫و درگیری با دادگاه هم کار رو راحت‌تر نمی‌کنه

00:08:05.403 --> 00:08:06.819
‫خب، پیشنهادت چیه؟

00:08:06.843 --> 00:08:10.963
‫پیشنهادم اینه که ارث و میراث
‫رو نصف نصف کنیم بره

00:08:14.523 --> 00:08:16.843
‫- آماندا؟
‫- پس پسرت چی میشه؟

00:08:18.283 --> 00:08:19.523
‫نگران پسرم نباش

00:08:20.803 --> 00:08:22.179
‫به پیشنهادم فکر کن

00:08:22.203 --> 00:08:26.083
‫و اینکه، امیدوارم مامانت
‫زودتر پیداش بشه

00:08:27.123 --> 00:08:29.043
‫می‌دونم درد از دست دادن کسی
‫که دوستش داری چجوریه

00:08:31.403 --> 00:08:33.083
‫پیشنهادم جدیه

00:09:22.323 --> 00:09:23.563
‫مامان‌بزرگ رو پیدا کردی؟

00:09:25.123 --> 00:09:27.963
‫- هنوز نه، عزیزم
‫- بابایی چی؟

00:09:29.723 --> 00:09:30.779
‫وقتی دیدیش، بهش بگو

00:09:30.803 --> 00:09:32.603
‫رفتم مرحله‌ی چهار، غول مرحله‌ی آخر
‫رو دارم می‌زنم

00:09:43.323 --> 00:09:45.779
‫سلام، جیمی‌ام، پیغام بذارید

00:09:45.803 --> 00:09:48.179
‫کدوم قبری هستی؟

00:09:48.203 --> 00:09:50.379
‫آخه، نمیشه که همینجوری
‫غیبت بزنه

00:09:50.403 --> 00:09:52.619
‫پسرت بهت نیاز داره. من...

00:09:52.643 --> 00:09:56.059
‫من بهت نیاز دارم. جیمی

00:10:14.683 --> 00:10:18.803
‫رمزش 2481 ئه. میشه آب میوه بخورم؟

00:10:22.883 --> 00:10:25.003
‫هرچیزی که می‌خوای بگیر، عزیزم

00:10:44.483 --> 00:10:46.579
‫الو؟

00:10:46.603 --> 00:10:48.083
‫شما؟

00:10:49.323 --> 00:10:52.579
‫ببین، مامانم پیشته؟

00:10:52.603 --> 00:10:55.779
‫لیندا جاش امنه. جیمی هم جاش امنه

00:10:55.803 --> 00:10:58.019
‫ارث و میراث رو بگیر
‫تا همه‌ی اینا به خوبی و خوشی تموم شه

00:10:58.043 --> 00:10:59.363
‫تو کی هستی؟

00:12:06.563 --> 00:12:08.139
‫انگاری روح دیدی

00:12:08.163 --> 00:12:10.443
‫یه یارویی اینجا بود. زل زده بود بهم

00:12:11.963 --> 00:12:14.043
‫اولش فکر کردم بوتزه، ولی...

00:12:15.523 --> 00:12:19.459
‫- مامان آماندا غیبش زده
‫- آخی، چه حیف

00:12:19.483 --> 00:12:22.379
‫- تو خبری نداری؟
‫- با آماندا حرف زدی؟

00:12:22.403 --> 00:12:25.579
‫- مهمه مگه؟
‫- آره، مهمه

00:12:25.603 --> 00:12:27.459
‫- آره
‫- حالش چطور بود؟

00:12:27.483 --> 00:12:29.859
‫درمورد ارث و میراث چیزی نگفت؟

00:12:29.883 --> 00:12:32.539
‫- فعلا نه
‫- بهش گفتی دادگاه چقدر خرج داره؟

00:12:32.563 --> 00:12:33.563
‫خودش می‌دونه

00:12:36.443 --> 00:12:40.539
‫می‌دونی...
‫من دلم براش می‌سوزه

00:12:40.563 --> 00:12:43.859
‫یکدفعه‌ای دیدم که
‫من و اون خیلی شبیه همیم

00:12:43.883 --> 00:12:46.339
‫باباهامون ولمون کرده

00:12:46.363 --> 00:12:48.859
‫فکر نکنم بد باشه اگه باهاش
‫یه دو کلوم حرف بزنم

00:12:48.883 --> 00:12:51.419
‫فکر می‌کنی
‫می‌تونی نظرشو عوض کنی؟

00:12:51.443 --> 00:12:52.659
‫نه

00:12:52.683 --> 00:12:56.059
‫راستشو بخوای، ترجیح میدم
‫ارث و میراث به اون برسه تا تو

00:12:57.683 --> 00:13:01.763
‫ببین، من درموردِ همه‌چیز متاسفم

00:13:02.803 --> 00:13:04.619
‫من همیشه تو رو مثل
‫پسر خودم می‌دیدم

00:13:04.643 --> 00:13:06.859
‫تو پسر منی. خودتم اینو می‌دونی

00:13:06.883 --> 00:13:08.603
‫خدا حفظت کنه

00:13:09.683 --> 00:13:11.539
‫مارتین می‌خواست اون ارث و میراث
‫به ما برسه

00:13:11.563 --> 00:13:15.659
‫حالا، یه اتفاقی افتاده که
‫اونو ترسونده

00:13:15.683 --> 00:13:17.419
‫و اگه هنوزم من برات مهم...

00:13:18.603 --> 00:13:20.379
‫باید بهم
‫بگی که اون چی بوده،

00:13:20.403 --> 00:13:21.499
‫چون فکر می‌کنم تو خوب می‌دونی

00:13:21.523 --> 00:13:23.179
‫خب، فکر کنم
‫یه روز از خواب بلند شده

00:13:23.203 --> 00:13:25.259
‫و دیده عجب انسان پست‌فطرتیه

00:13:25.283 --> 00:13:26.699
‫نه پدرت اینجوری نبود

00:13:26.723 --> 00:13:29.203
‫- متاسفم ولی بود
‫- چرا اینو میگی؟

00:13:30.523 --> 00:13:33.243
‫می‌خواست قضیه بوتز رو بدونی...

00:13:35.203 --> 00:13:37.043
‫من بهش گفتم که نگه

00:13:39.683 --> 00:13:41.203
‫آنتونی...

00:13:43.323 --> 00:13:44.483
‫این یارو کیه؟

00:13:51.123 --> 00:13:53.979
‫برو پیش خاله سندی بمون

00:13:54.003 --> 00:13:57.739
‫- خب چرا؟
‫- همینجا بمون و منتظر باش

00:13:57.763 --> 00:13:59.659
‫خبر مامانت رو توی تلویزیون دیدم

00:13:59.683 --> 00:14:02.059
‫- می‌خواستم بهت زنگ بزنم، ولی...
‫- ازت می‌خوام مراقبت لوک باشی

00:14:02.083 --> 00:14:05.059
‫- دیوونه شدی؟
‫- فکر کنم. ولی مراقبشی یا نه؟

00:14:05.083 --> 00:14:07.579
‫ببین آماندا، نمی‌دونم
‫یادت رفته کجا کار می‌کنی

00:14:07.603 --> 00:14:10.299
‫یا کار می‌کردی، ولی اینجا
‫ناسلامتی یه رستورانه

00:14:10.323 --> 00:14:12.539
‫و توام انگاری فراموش کردی که بهم مدیونی

00:14:12.563 --> 00:14:16.499
‫- جیمی رو ندیدی؟
‫- فعلا نه، تو چی؟

00:14:16.523 --> 00:14:18.859
‫مامان‌بزرگ و بابابزرگش چی؟
‫چرا نمیره پیش اونا بمونه؟

00:14:18.883 --> 00:14:21.739
‫چون فکر کنم یکی داره
‫خونشون رو می‌پاد

00:14:21.763 --> 00:14:23.939
‫- خونشون رو می‌پاد؟ کی؟
‫- نمی‌دونم

00:14:23.963 --> 00:14:26.419
‫- فکر کنم بدونما، ولی...
‫- اگه اینجا رو هم بپان چی؟

00:14:26.443 --> 00:14:28.499
‫کمکم می‌کنی یا نه؟

00:14:28.523 --> 00:14:30.699
‫امروز صبح، داشتی بهم اتهام

00:14:30.723 --> 00:14:32.539
‫می‌‌زدی که با شوهرت
‫رابطه دارم، بعد الان...

00:14:32.563 --> 00:14:35.459
‫تو تنها کسی هستی
‫که می‌تونم پسرم رو بهش بسپارم

00:14:38.083 --> 00:14:40.803
‫- باشه
‫- مرسی

00:14:42.203 --> 00:14:45.483
‫ببین، ماشینت رو لازم دارم

00:14:48.643 --> 00:14:50.043
‫ممنونم

00:14:51.843 --> 00:14:53.003
‫پسر خوبی باش

00:15:05.123 --> 00:15:07.779
‫شنیدم با فیونا حرف زدی

00:15:07.803 --> 00:15:10.579
‫اون همونیه که قبلا بهش می‌گفتم مامان

00:15:10.603 --> 00:15:13.979
‫قضیه اینه که، از اینکه بگمش خوشحال نمیشم ولی،

00:15:14.003 --> 00:15:16.043
‫نمیشه بهش اعتماد کرد

00:15:17.283 --> 00:15:18.979
‫چه پیشنهادی بهت داد؟

00:15:19.003 --> 00:15:20.939
‫- آماندا؟
‫- برای این چیزا وقت ندارم

00:15:20.963 --> 00:15:24.259
‫- خب، منم حال این چیزا رو ندارم
‫- می‌خوای زنگ بزنم پلیس؟

00:15:24.283 --> 00:15:26.219
‫فکر کردی زرنگی آره؟

00:15:26.243 --> 00:15:28.219
‫می‌دونم که تو خبر داری
‫مامانم کجاست

00:15:28.243 --> 00:15:30.059
‫خیلی داری منو گنده می‌کنی

00:15:30.083 --> 00:15:32.059
‫راستش، حوصله دعوا درگیری ندارم

00:15:32.083 --> 00:15:34.419
‫می‌بینی، بعضی اتفاقا دست
‫به دست هم دادن

00:15:34.443 --> 00:15:36.819
‫تا ما رو بهم نزدیک‌تر کنن

00:15:36.843 --> 00:15:39.099
‫- من و تو
‫- چه اتفاقایی؟

00:15:39.123 --> 00:15:44.019
‫الان این مهمه که من
‫بیشتر حق رو به تو میدم

00:15:44.043 --> 00:15:46.739
‫خیلی جالبه. مامانتم همینو می‌گفت

00:15:46.763 --> 00:15:49.059
‫- چه پیشنهادی بهت داده؟
‫- فکر کنم یه دلیلی داره،

00:15:49.083 --> 00:15:50.579
‫که بهت نگفته

00:15:50.603 --> 00:15:52.139
‫خیلی زرنگی

00:15:52.163 --> 00:15:55.259
‫برام مهم نیست بین تو و مامانت
‫چی می‌گذره

00:15:55.283 --> 00:15:57.499
‫من فقط می‌خوام مامانم برگرده

00:15:57.523 --> 00:15:59.339
‫موافقم

00:15:59.363 --> 00:16:03.779
‫- چی؟
‫- اگه 25 درصد ارث و میراث رو بهت بدم چی؟

00:16:03.803 --> 00:16:05.379
‫مامانت پیشنهاد 50 درصد رو داده

00:16:05.403 --> 00:16:07.619
‫اینم از این.
‫زیاد سخت نبود نه؟

00:16:07.643 --> 00:16:10.019
‫چی گفتی؟

00:16:10.043 --> 00:16:11.659
‫هیچی

00:16:11.683 --> 00:16:13.899
‫هیچی؟

00:16:13.923 --> 00:16:15.419
‫ببین، یه چیزایی هست که من می‌دونم

00:16:15.443 --> 00:16:18.243
‫درموردِ گذشته‌ات، درموردِ کارهایی که کردی

00:16:19.723 --> 00:16:23.699
‫یه یارویی برام عکسایی فرستاد

00:16:23.723 --> 00:16:26.179
‫که تو اون شب داشتی
‫از کلبه‌ی بوتز می‌اومدی بیرون

00:16:26.203 --> 00:16:28.179
‫همون شبی که آخرین بار دیده شد

00:16:28.203 --> 00:16:31.139
‫توی دِه من کُلی رفیق دارم

00:16:31.163 --> 00:16:34.819
‫می‌خوای بهت نشون بدم، یا خودت دیدیشون؟

00:16:34.843 --> 00:16:38.539
‫تو از اینکه
‫رفته بود دیدن مامانت

00:16:38.563 --> 00:16:39.779
‫و بعدش تهدیدت کرده بود
‫عصبی بودی

00:16:39.803 --> 00:16:40.899
‫حالا عکس‌ها به کنار،

00:16:40.923 --> 00:16:43.859
‫چند نفری بهم گفتن
‫اون شب سراغ بوتز رو می‌گرفتی

00:16:43.883 --> 00:16:47.403
‫پس، امیدوارم برای صلاح خودتم که شده
‫بوتز پیداش بشه

00:16:48.883 --> 00:16:51.283
‫مگر اینکه، فقط جنازه‌ش باشه

00:16:54.483 --> 00:16:56.339
‫بیخیال ارث و میراث شو، آماندا

00:16:56.363 --> 00:16:58.403
‫وقتشه این قضیه رو تمومش کنیم، نه؟

00:17:00.483 --> 00:17:03.803
‫تا امشب وقت داری.
‫خودت می‌دونی کجا پیدام کنی

00:17:53.043 --> 00:17:55.619
‫می‌خواستم ببینم لباس کثیفی
‫داری برات بشورم

00:17:55.643 --> 00:17:57.563
‫چه مادرانه

00:17:58.643 --> 00:18:01.923
‫- از کِی تا حالا لباسام رو می‌شوری؟
‫- چه غلطی کردی، آنتونی؟

00:18:05.043 --> 00:18:07.283
‫برم ببینم می‌تونم
‫چیزی برات پیدا کنم یا نه

00:19:22.603 --> 00:19:23.883
‫سندی؟

00:19:25.723 --> 00:19:27.579
‫- الو؟
‫- حالش خوبه؟

00:19:27.603 --> 00:19:29.379
‫صدام رو می‌شنوی؟

00:19:29.403 --> 00:19:31.739
‫سندی؟

00:19:31.763 --> 00:19:33.283
‫تف توش

00:21:10.163 --> 00:21:11.963
‫الو؟

00:21:24.203 --> 00:21:25.403
‫الو؟

00:21:32.683 --> 00:21:33.683
‫مامان...

00:21:36.083 --> 00:21:38.979
‫مامان، صدام رو می‌شنوی؟

00:22:00.683 --> 00:22:02.563
‫- آماندا؟
‫- تو اینجا چی می‌خوای؟

00:22:03.963 --> 00:22:07.099
‫تو اسمم رو از کجا می‌دونی،
‫و چرا مامانم پیشته؟

00:22:07.123 --> 00:22:08.403
‫تو دیگه کی هستی؟

00:22:10.083 --> 00:22:11.259
‫توروخدا، اون...

00:22:11.283 --> 00:22:13.179
‫اون مریضه. داره می‌میره

00:22:13.203 --> 00:22:16.643
‫من رو نمی‌شناسی؟
‫واقعا نمی‌شناسی؟

00:22:17.923 --> 00:22:19.739
‫وقتی سوارت کردم خیلی نگران بودم

00:22:19.763 --> 00:22:21.539
‫مطمئن نبودم،

00:22:21.563 --> 00:22:23.523
‫که منو بشناسی

00:22:25.443 --> 00:22:27.739
‫ولی مجبور بودم، مجبور بودم
‫تا مطمئن بشم حالت خوبه

00:22:27.763 --> 00:22:29.899
‫چی؟ تو کی هستی؟

00:22:29.923 --> 00:22:31.603
‫سلام، عزیزم

00:22:33.843 --> 00:22:36.219
‫چه خوب که دوباره برگشته نه؟

00:22:37.843 --> 00:22:39.259
‫برو جلو

00:22:39.283 --> 00:22:41.203
‫یه بوس به بابات بده

00:22:44.403 --> 00:22:45.683
‫چی؟

00:22:52.603 --> 00:22:54.699
‫نه، این بابام نیست، تو...

00:22:54.723 --> 00:22:57.619
‫تو بابام نیستی. نمی‌تونی باشی...

00:22:57.643 --> 00:23:00.563
‫- بابام مُرده
‫- دلم نمی‌خواست بهت بگم

00:23:01.763 --> 00:23:03.899
‫اصلا نمی‌خواستم هیچکدوم
‫از این اتفاقا بیفته

00:23:03.923 --> 00:23:05.699
‫وای خدایا. بس کن. بس کن

00:23:05.723 --> 00:23:08.739
‫- حرف نزن
‫- می‌خواستم دوباره ببینمش

00:23:08.763 --> 00:23:10.803
‫دلم لک زده بود تا دوباره ببینمش

00:23:12.003 --> 00:23:13.899
‫فقط یک بار. من خیلی متاسفم

00:23:13.923 --> 00:23:17.219
‫- چرا آخه؟ چرا این کارو می‌کنی؟
‫- درکت می‌کنم

00:23:17.243 --> 00:23:18.723
‫ولی تو مُرده بودی...

00:23:20.243 --> 00:23:23.379
‫- تو تنهامون گذاشتی!
‫- من کاری که فکر کردم درسته رو انجام دادم

00:23:23.403 --> 00:23:26.539
‫نمی‌خواستم دوباره
‫برگردم پیشتون

00:23:26.563 --> 00:23:28.163
‫می‌خواستم بهتون یه زندگی جدید بدم!

00:23:29.563 --> 00:23:33.539
‫نمی‌خواستم این اتفاقا بیفته.
‫می‌خواستم تو فکر کنی من مُردم

00:23:33.563 --> 00:23:34.819
‫من به معنای واقعی کلمه مُرده بودم

00:23:34.843 --> 00:23:37.499
‫از وقتی شما رو تنها گذاشتم، رنگ
‫زندگی کردن رو هم به چشم ندیدم

00:23:37.523 --> 00:23:39.059
‫ولی اونا تو رو کُشتن

00:23:39.083 --> 00:23:41.019
‫فکر کردم بوتز می‌خواد اینو بهم بگه

00:23:41.043 --> 00:23:43.019
‫که اونا تو رو کُشتن

00:23:43.043 --> 00:23:46.659
‫- نمی‌فهمم بخدا!
‫- می‌خواستم اون پول به دست شما برسه

00:23:46.683 --> 00:23:48.779
‫آماندا؟

00:23:51.323 --> 00:23:54.963
‫- من پدرت رو دیدم
‫- نه، چیزی نیست

00:23:56.283 --> 00:23:58.443
‫من اینجام. هنوز اینجام

00:24:00.323 --> 00:24:02.659
‫پس، همه‌ی اینا به خاطره توئه...

00:24:02.683 --> 00:24:05.059
‫به خاطر تو مارتین
‫ارث و میراثش رو برام گذاشت، تو...

00:24:05.083 --> 00:24:07.499
‫من اون عکسا رو فرستادم رستوران

00:24:07.523 --> 00:24:11.819
‫می‌خواستم از گذشته‌ات با خبر بشی، و
‫چیزی که حقته رو بگیری

00:24:11.843 --> 00:24:14.019
‫می‌خواستم بدونی که ماهم
‫یه زمانی شاد و خوشحال بودیم

00:24:14.043 --> 00:24:16.299
‫پس چرا عکس‌های مارتین رو برام فرستادی؟

00:24:16.323 --> 00:24:17.739
‫می‌خواستم سوال برات پیش بیاد

00:24:17.763 --> 00:24:19.459
‫نزدیک بود ارث و میراثش
‫رو ول کنی بره

00:24:19.483 --> 00:24:21.939
‫وای خدایا، کی میگه که تا الان نکردم؟

00:24:21.963 --> 00:24:24.403
‫تو قرار بود اون ارث و میراث
‫رو بگیری

00:24:25.803 --> 00:24:29.019
‫می‌خواستم چیزی که حقته رو بگیری، بعدش
‫خودم گورمو گُم می‌کردم

00:24:29.043 --> 00:24:30.523
‫خدایا

00:24:31.963 --> 00:24:33.163
‫تو بوتز...

00:24:34.323 --> 00:24:35.899
‫- تو بوتز رو کُشتی؟
‫- چی؟

00:24:35.923 --> 00:24:37.179
‫اون شبی که پیش من بود تو دیدیش

00:24:37.203 --> 00:24:38.739
‫می‌خواستی نذاری همه‌چیز رو بهم بگه

00:24:38.763 --> 00:24:41.123
‫من نکُشتمش، البته که
‫برای کُشتن دلیل‌های خوبی دارم

00:24:42.403 --> 00:24:43.563
‫پس...

00:24:44.923 --> 00:24:47.779
‫پس، اون عکس‌ها، اون عکس‌های
‫من از شبی که بوتز کُشته شد،

00:24:47.803 --> 00:24:49.219
‫تو اونا رو نفرستادی؟

00:24:49.243 --> 00:24:51.123
‫نه، من...

00:24:53.603 --> 00:24:56.003
‫من نمی‌تونم، دیگه نمی‌کِشم

00:25:15.963 --> 00:25:18.299
‫لورا، منم

00:25:18.323 --> 00:25:20.979
‫باید باهات حرف بزنم. قضیه آنتونیه

00:25:21.003 --> 00:25:22.459
‫اون قضیه باباش رو فهمیده،

00:25:22.483 --> 00:25:25.179
‫و تازه چیزهای دیگه‌ای هم هست
‫که بهم نمیگه

00:25:25.203 --> 00:25:30.099
‫پس، اگه اطلاعاتی دستت اومد، لطفا بهم بگو

00:25:30.123 --> 00:25:31.779
‫تازه، یه چیز دیگه هم هست

00:25:31.803 --> 00:25:33.859
‫فکر کنم یه اتفاقی واسه بوتز افتاده

00:25:33.883 --> 00:25:36.259
‫لورا، اینو بهت میگم چون ترسیدم

00:25:36.283 --> 00:25:38.139
‫لطفا بهم زنگ بزن

00:25:40.443 --> 00:25:42.859
‫دیگه به نظرم نمیشه بهت اعتماد کردم

00:25:42.883 --> 00:25:44.179
‫این چیه دستت؟

00:25:44.203 --> 00:25:47.483
‫فصل شکاره.
‫اینم تفنگ موردعلاقه‌ی بابا بود

00:25:49.123 --> 00:25:50.443
‫تو بوتز رو کُشتی؟

00:25:52.563 --> 00:25:53.883
‫آنتونی؟

00:25:56.483 --> 00:25:57.563
‫چرا؟

00:25:58.723 --> 00:26:00.019
‫چرا این کار رو کردی؟

00:26:00.043 --> 00:26:03.123
‫داشتم از مَردی که فکر می‌کردم
‫بابامه محافظت می‌کردم

00:26:04.483 --> 00:26:06.763
‫تو بهم گفتی آماندا توی دِه بوده
‫و داشته زر مفت می‌زده

00:26:08.203 --> 00:26:10.563
‫پیداش کردم. رفتم دنبالش

00:26:12.523 --> 00:26:14.003
‫و کاری رو که باید انجام دادم

00:26:18.083 --> 00:26:20.699
‫آنتونی، ولم کن

00:26:20.723 --> 00:26:24.459
‫- می‌خوای چیکار کنی؟
‫- منتظر جوابش می‌مونیم

00:26:24.483 --> 00:26:26.443
‫بهش گفتم امشب باید تصمیمش رو بگیره

00:26:28.763 --> 00:26:30.123
‫بعدش معلوم میشه باید چیکار کنیم

00:26:34.123 --> 00:26:36.043
‫مارتین می‌خواست از دست من خلاص بشه

00:26:38.443 --> 00:26:41.083
‫اون دار و ندارم رو گرفت، من رو
‫به خاک سیاه نشوند

00:26:43.003 --> 00:26:44.763
‫عاشق لیندا بود

00:26:46.403 --> 00:26:48.403
‫پس بوتز رو فرستاد تا من رو بُکُشه

00:26:54.283 --> 00:26:58.219
‫ولی منم کم رفیق نداشتم.
‫هم‌پایه‌های عرق‌خوریم

00:26:58.243 --> 00:27:00.643
‫حرف‌ها بالاخره به گوش مردم می‌رسن

00:27:02.363 --> 00:27:06.339
‫همیشه فکر می‌کردن من خیلی
‫احمقم، خیلی مستم

00:27:06.363 --> 00:27:08.483
‫و خیلی گیجم تا جلوشون رو بگیرم

00:27:12.883 --> 00:27:16.379
‫ولی اونا نمی‌دونستن که من
‫هنوز یه گوش شنوا دارم

00:27:16.403 --> 00:27:18.339
‫ولی هنوزم یه چیز باارزشی برای
‫از دست دادن داشتم

00:27:28.283 --> 00:27:30.619
‫بوتز یکی رو اجیر کرد تا منو بُکُشه

00:27:34.003 --> 00:27:36.323
‫ولی یجوری، من ازش بو بُردم

00:27:47.363 --> 00:27:50.643
‫من دیگه یه آدم مست و پاتیل نبودم.
‫تبدیل شده بودم به یه قاتل

00:27:51.963 --> 00:27:54.803
‫می‌خواستم همه‌چیز رو
‫به مادرت بگم، ولی مادرت...

00:27:56.283 --> 00:27:58.963
‫فکر کرد چون بهم پول دادن
‫من تنهاش گذاشتم

00:28:00.563 --> 00:28:02.563
‫تصمیم گرفتم دیگه شماها
‫هیچوقت من رو نبینید

00:28:04.523 --> 00:28:06.363
‫خونواده‌ی وورال به مادرت گفتن من مُردم، و...

00:28:08.043 --> 00:28:09.843
‫یه جورایی هم، راست می‌گفتن

00:28:11.283 --> 00:28:12.619
‫دیگه کامل ناامید شده بودم

00:28:12.643 --> 00:28:15.299
‫ولی همه‌ی اینا برای چی بود؟
‫چرا الان برگشتی؟

00:28:15.323 --> 00:28:17.083
‫چون این بار...

00:28:18.443 --> 00:28:19.563
‫من واقعا دارم می‌میرم

00:28:26.643 --> 00:28:28.659
‫هیس، بیا، بیا، یکمی بخور

00:28:28.683 --> 00:28:30.299
‫آفرین، همینه

00:28:30.323 --> 00:28:32.339
‫- باید ببریمش بیمارستان
‫- نه اون می‌خواد من کنارش باشم

00:28:32.363 --> 00:28:34.963
‫آره ولی، الان باید ببریمش
‫پیش دکتر

00:28:36.123 --> 00:28:38.419
‫میرم زنگ بزنم آمبولانس.
‫دیگه شورشو در آوردی

00:28:38.443 --> 00:28:40.979
‫نه، خودت دیدیش دیگه، اینجا خوشحاله

00:28:41.003 --> 00:28:42.859
‫دلش نمی‌خواد توی بیمارستان بمیره

00:28:42.883 --> 00:28:45.579
‫- کمک لازم داره
‫- گفتم نه

00:28:45.603 --> 00:28:48.579
‫نمیشه برای یه مدتی هم که شده
‫پیش هم باشیم؟

00:28:49.763 --> 00:28:52.499
‫- یکمی دیر شده
‫- متوجه نیستی؟

00:28:52.523 --> 00:28:54.819
‫می‌خواستم به حقت برسی

00:28:54.843 --> 00:28:57.339
‫هم برای تو می‌خواستم
‫هم برای لوک

00:28:57.363 --> 00:28:59.083
‫وای خدایا

00:29:00.723 --> 00:29:03.539
‫تو بودی نه؟ تو کنار ماشین بستنی فروشی بودی؟

00:29:03.563 --> 00:29:06.099
‫به لوک سلام کردی

00:29:06.123 --> 00:29:07.699
‫تو دیگه چه‌جور جوونوری هستی؟

00:29:07.723 --> 00:29:10.859
‫- می‌خواستم نوه‌ام رو ببینم
‫- حق نداشتی!

00:29:10.883 --> 00:29:13.379
‫هیس، هیس!

00:29:15.363 --> 00:29:18.979
‫وقتی فهمیدم که دارم می‌میرم، می‌خواستم
‫بیام و پیش مادرت باشم

00:29:19.003 --> 00:29:21.963
‫و اینجا جایی بود...
‫که توش خوشحال بودین

00:29:24.083 --> 00:29:25.363
‫اون عکسا

00:29:27.363 --> 00:29:28.419
‫چرا فرستادیشون

00:29:28.443 --> 00:29:30.243
‫اگه نمی‌خواستی من ازت بویی ببرم؟

00:29:31.963 --> 00:29:34.499
‫چرا آخه؟ چرا منو با تاکسی می‌بُردی؟
‫چرا ریسک کردی؟

00:29:34.523 --> 00:29:37.203
‫- می‌خواستی ازش بو ببرم
‫- آره، شاید

00:29:40.283 --> 00:29:43.019
‫وقتی بیماریم رو تشخیص دادن، یه چیزی...

00:29:43.043 --> 00:29:44.403
‫برام روشن شد

00:29:45.723 --> 00:29:47.563
‫باید مارتین رو پیدا می‌کردم. من

00:29:48.883 --> 00:29:50.659
‫اون لحظه‌ای که من رو دید
‫رو فراموش نمی‌کنم

00:29:50.683 --> 00:29:52.179
‫به همدیگه زُل زده بودیم

00:29:52.203 --> 00:29:54.419
‫من، به مَردی که همه‌چیزم
‫رو ازم گرفته بود زل زده بودم

00:29:54.443 --> 00:29:56.403
‫اونم، به مَردی که فکر می‌کرد
‫کُشتتش زُل زده بود

00:29:58.523 --> 00:29:59.699
‫من بهش گفتم،

00:29:59.723 --> 00:30:02.739
‫ببین، من از اون آدمکشی که مُرده
‫عکس گرفتم

00:30:02.763 --> 00:30:06.019
‫از پولی که بهش برای سرمایه‌گذاری داده بودم
‫مدرک داشتم،

00:30:06.043 --> 00:30:08.803
‫اگه بهت اون چیزی رو که حقت بود
‫نمی‌داد، بعدش

00:30:11.163 --> 00:30:12.419
‫خب، اون دیگه چاره‌ای نداشت

00:30:12.443 --> 00:30:15.979
‫تا وقتی که مردم فکر می‌کردن
‫من مُردم، اون فقط می‌تونست وانمود بکنه

00:30:16.003 --> 00:30:17.379
‫ولی الان که زنده‌ام...

00:30:17.403 --> 00:30:19.379
‫من بهش گفتم که،

00:30:19.403 --> 00:30:22.339
‫ببین، یه چک بهم بده
‫تا همیشه گُم و گور میشم

00:30:22.363 --> 00:30:24.339
‫ولی اون ریده بود تو خودش

00:30:24.363 --> 00:30:26.363
‫حتی شاید خجالت کشیده بود

00:30:27.883 --> 00:30:30.939
‫فکر کنم نتونست این کارو بکنه،
‫برای همین یه راه دیگه‌ای رو انتخاب کرد

00:30:30.963 --> 00:30:33.459
‫و این زمانی که همه‌چی تغییر کرد.
‫اون ارث و میراث شد قوز بالای قوز

00:30:33.483 --> 00:30:35.779
‫وقتی هم که فهمیدم
‫خودکشی کرده، خب

00:30:35.803 --> 00:30:40.483
‫می‌خواستم که تو دستت به اون ارث و میراث برسه

00:30:42.243 --> 00:30:44.219
‫نمی‌دونستم قبولش می‌کنی یا نه،

00:30:44.243 --> 00:30:46.179
‫پس باید یجوری مطمئن می‌شدم

00:30:46.203 --> 00:30:48.179
‫نمی‌خواستم بویی از من ببری

00:30:48.203 --> 00:30:51.179
‫نمی‌خواستم بفهمی که من
‫تمام این مدت زنده بودم،

00:30:51.203 --> 00:30:52.203
‫پس من...

00:30:55.003 --> 00:30:57.843
‫- یکمی کمک گرفتم
‫- کمک؟

00:30:59.643 --> 00:31:00.883
‫وای خدایا

00:31:02.443 --> 00:31:04.179
‫جیمی

00:31:04.203 --> 00:31:05.763
‫با جیمی حرف زدی؟

00:31:08.123 --> 00:31:09.923
‫پس همین رو می‌خواست به سندی بگه

00:31:11.563 --> 00:31:13.699
‫گفت که دیگه نمی‌تونه
‫اینو مخفی نگه‌ش داره

00:31:13.723 --> 00:31:15.219
‫گفت که می‌خواد بهت بگه

00:31:15.243 --> 00:31:18.003
‫منم نمی‌تونستم بذارم که بهت بگه

00:31:19.883 --> 00:31:22.859
‫تو چیکار کردی؟

00:31:22.883 --> 00:31:24.043
‫چیکار کردی؟

00:31:27.043 --> 00:31:28.923
‫پیش مادرت بمون

00:31:43.643 --> 00:31:46.179
‫- کیه داره زنگ می‌زنه؟
‫- لوراست

00:31:46.203 --> 00:31:48.763
‫خب، جواب بده.
‫شاید خبرایی داشته باشه

00:31:50.843 --> 00:31:52.323
‫یا می‌خوای خودم جواب بدم؟

00:31:57.643 --> 00:31:58.883
‫الو

00:32:00.483 --> 00:32:02.499
‫آره. آره، همینطوره

00:32:02.523 --> 00:32:04.139
‫خیلی‌‌خب

00:32:04.163 --> 00:32:06.203
‫خیلی‌خب. ممنونم

00:32:08.443 --> 00:32:10.883
‫- خب؟
‫- خبری نیست

00:32:12.443 --> 00:32:13.979
‫پس باید منتظر بمونیم

00:32:14.003 --> 00:32:15.203
‫مامان

00:32:18.523 --> 00:32:20.699
‫میرم یکمی بیرون هوا بخورم

00:32:20.723 --> 00:32:21.923
‫فکر نکنم بتونی بری

00:32:30.043 --> 00:32:31.603
‫برو. برو داخل

00:32:38.643 --> 00:32:41.019
‫- من خیلی متاسفم
‫- نباش

00:32:45.123 --> 00:32:47.179
‫می‌خواستم بهت بگم

00:32:47.203 --> 00:32:49.739
‫می‌خواستم بهت بگم، ولی...

00:32:49.763 --> 00:32:52.659
‫- فکر کردم که...
‫- چه فکری کردی؟

00:32:52.683 --> 00:32:55.139
‫که ازدواجمون همینجوری پایدار می‌مونه؟

00:32:55.163 --> 00:32:57.139
‫کُل ارث و میراث رو می‌گیریم،

00:32:57.163 --> 00:32:58.179
‫و تموم مدت،

00:32:58.203 --> 00:33:00.379
‫تو داشتی این راز رو که بابام
‫نمُرده رو ازم پنهون می‌کردی

00:33:00.403 --> 00:33:02.963
‫- کسخلی مگه؟
‫- به خاطر لوک این کار رو کردم

00:33:04.003 --> 00:33:06.539
‫آخه، باورم نمیشد نمی‌خوای
‫اون ارث و میراث رو قبول کنی،

00:33:06.563 --> 00:33:09.763
‫و وقتی بابات باهام تماس گرفت، من تموم فکر
‫و ذکرم لوک بود

00:33:13.083 --> 00:33:14.443
‫همین

00:33:17.123 --> 00:33:19.379
‫جیمی اینجاست

00:33:25.003 --> 00:33:27.099
‫مامان، بجنب.
‫بیا از اینجا بریم

00:33:27.123 --> 00:33:29.499
‫- نه، نه، چیکار می‌کنی؟
‫- دارم این داستان رو تمومش می‌کنم

00:33:29.523 --> 00:33:30.979
‫- نه...
‫- من می‌خوام

00:33:31.003 --> 00:33:34.779
‫اینجا پیش پدرت باشم

00:33:34.803 --> 00:33:36.459
‫نه، نه، مامان، بجنب بریم

00:33:36.483 --> 00:33:38.019
‫دیگه تمومه. بجنب

00:33:38.043 --> 00:33:40.539
‫منو ترک نکن

00:33:40.563 --> 00:33:43.443
‫من می‌خوام اینجا باشم

00:33:47.403 --> 00:33:48.419
‫فقط من و تو

00:33:48.443 --> 00:33:50.339
‫لطفا

00:33:50.363 --> 00:33:53.939
‫نمی‌خوام توی بیمارستان بمیرم

00:33:53.963 --> 00:33:56.843
‫لطفا. لطفا

00:34:00.523 --> 00:34:03.403
‫خودش اینو می‌خواد

00:34:14.283 --> 00:34:17.659
‫- آماندا! کجا میری؟
‫- تا این قضیه رو تمومش کنم

00:34:17.683 --> 00:34:20.739
‫- منظورت چیه؟
‫- شاید حق با تو بود

00:34:20.763 --> 00:34:22.339
‫شاید من اون ارث و میراث حقمه

00:34:22.363 --> 00:34:25.179
‫شاید اونا حقشونه تا تاوان
‫اون کاری که با خونوادم کردن رو بدن

00:34:25.203 --> 00:34:26.803
‫اونا ازم یه جواب می‌خوان

00:34:27.963 --> 00:34:31.043
‫- پس میرم و بهشون میگم می‌خوام چیکار کنم
‫- خب، بذار منم باهات بیام

00:34:33.643 --> 00:34:35.083
‫دیگه به اندازه‌ی کافی بهم کمک کردی

00:35:14.283 --> 00:35:18.323
‫حق با اونه.
‫اشتباه کردم که قبولش کردم

00:35:19.683 --> 00:35:20.923
‫تو تصمیمت رو گرفتی

00:35:24.403 --> 00:35:28.139
‫- من به چی فکر می‌کردم آخه؟
‫- اون ارث و میراث برای آماندا‌ست

00:35:28.163 --> 00:35:31.363
‫- همیشه بوده
‫- آره شاید

00:35:33.203 --> 00:35:36.643
‫ولی آماندا یه پدر می‌خواست، بَری

00:35:41.963 --> 00:35:44.003
‫- نمی‌تونم بذارم این کار رو بکنه
‫- نه، وایسا

00:35:54.963 --> 00:35:57.139
‫- الو؟
‫- آماندام

00:35:57.163 --> 00:35:58.779
‫چی می‌خوای؟

00:35:58.803 --> 00:36:01.179
‫تونستی به پیشنهاد فیونا فکر کنی؟

00:36:01.203 --> 00:36:03.379
‫- آره، فکر کردم
‫- خب نتیجه چی شد؟

00:36:03.403 --> 00:36:06.299
‫خب، انگاری موکل‌هات باهم هماهنگ نیستن

00:36:06.323 --> 00:36:08.659
‫آنتونی اومد دیدنم، بعدش تهدیدم کرد

00:36:08.683 --> 00:36:09.819
‫با چی تهدیدت کرد؟

00:36:09.843 --> 00:36:13.243
‫ببین، من نمی‌دونم تو چی می‌دونی
‫ولی می‌دونم که خودم چی می‌دونم
‫(یا خدا :|)

00:36:14.283 --> 00:36:16.483
‫و تا چند دقیقه‌ی دیگه، موکل‌هاتم ازش باخبر میشن

00:36:17.963 --> 00:36:20.379
‫آنتونی پسر مارتین نیست

00:36:20.403 --> 00:36:22.099
‫بوتز پدرشه

00:36:22.123 --> 00:36:23.979
‫چرا الان داری اینو بهم میگی؟

00:36:24.003 --> 00:36:26.899
‫نباید می‌گفتم.
‫ولی چیزای دیگه‌ای هم هست

00:36:26.923 --> 00:36:29.259
‫درموردِ مارتین، چیزایی که خودمم نمی‌دونم

00:36:29.283 --> 00:36:31.739
‫ولی آنتونی آدم خطرناکیه،

00:36:31.763 --> 00:36:35.019
‫و دیگه طاقت دیدن یه اتفاق دیگه رو ندارم

00:36:35.043 --> 00:36:37.419
‫به نظرم پیشنهاد فیونا رو رد کن

00:36:37.443 --> 00:36:38.939
‫بیخیال‌شون شو

00:36:38.963 --> 00:36:41.739
‫- یکمی دیر شده
‫- آماندا...

00:36:41.763 --> 00:36:43.563
‫آماندا!

00:37:04.763 --> 00:37:06.483
‫من تصمیمم رو گرفتم

00:37:18.403 --> 00:37:19.683
‫برو سمت راست

00:37:22.963 --> 00:37:25.243
‫آماندا می‌خواد بهمون بگه
‫چه تصمیمی گرفته، مامان

00:37:29.683 --> 00:37:31.563
‫خب، بجنب.
‫دیگه داره خفه میشم

00:37:33.323 --> 00:37:34.619
‫خونه‌ی خوشگلیه

00:37:34.643 --> 00:37:36.979
‫مرسی.
‫آره، براش جون کندیم

00:37:37.003 --> 00:37:39.299
‫- با پول بابای من
‫- منظورت چیه؟

00:37:39.323 --> 00:37:41.339
‫- خودت می‌دونی
‫- نه نمی‌دونم

00:37:41.363 --> 00:37:43.099
‫ببخشیدا، ولی می‌خوای بگی چه
‫تصمیمی گرفتی؟

00:37:43.123 --> 00:37:44.459
‫منظورت چیه، آماندا؟

00:37:44.483 --> 00:37:46.739
‫حقیقت اینه که
‫مارتین پول بابای من رو دزدید

00:37:46.763 --> 00:37:48.499
‫- و سعی کرد که بُکُشتش
‫- چی؟

00:37:48.523 --> 00:37:50.419
‫اینا رو از کجات در آوردی؟

00:37:50.443 --> 00:37:52.859
‫- این حقیقت نداره
‫- چرا داره

00:37:52.883 --> 00:37:55.779
‫تموم این سال‌ها، داشتید با پول پدر
‫من عشق و حال می‌کردید

00:37:55.803 --> 00:37:57.339
‫آنتونی؟

00:37:57.363 --> 00:37:58.859
‫دروغه. همه‌ش دروغه

00:37:58.883 --> 00:38:01.499
‫- نیست
‫- پس ثابتش کن

00:38:01.523 --> 00:38:02.739
‫اشتباهت همینجاست

00:38:02.763 --> 00:38:04.339
‫الان حتما داری روح هم می‌بینی، آره؟

00:38:04.363 --> 00:38:06.803
‫آره

00:38:07.843 --> 00:38:08.899
‫تو پاک رد دادی

00:38:08.923 --> 00:38:11.139
‫یکمی پیش، حرفت رو قبول می‌کردم

00:38:11.163 --> 00:38:12.283
‫ولی الان نه

00:38:13.683 --> 00:38:15.763
‫می‌دونم که تو بوتز رو کُشتی

00:38:16.843 --> 00:38:20.099
‫تو کُشتیش چون فقط اون از چیزهایی
‫که می‌دونی خبر داشت

00:38:20.123 --> 00:38:21.539
‫این کار رو کردی تا از
‫پدرت محافظت کنی

00:38:21.563 --> 00:38:24.499
‫همونی که فکر می‌کردی پدرته

00:38:24.523 --> 00:38:26.619
‫آها، همون یادداشته

00:38:26.643 --> 00:38:29.219
‫مارتین گفته بود که یه چیزی هست
‫که درمقابلش نمی‌تونه ازم محافظت کنه

00:38:29.243 --> 00:38:31.683
‫همین بود، نه؟ تو می‌دونستی

00:38:32.883 --> 00:38:34.979
‫تو و بوتز

00:38:35.003 --> 00:38:38.019
‫هیچ جسد و مدرکی از این اتفاق نیست

00:38:38.043 --> 00:38:39.539
‫به جز خیالِ خودت

00:38:39.563 --> 00:38:40.883
‫البته، مدرک هست

00:38:43.963 --> 00:38:45.003
‫بَری؟

00:38:46.043 --> 00:38:48.619
‫تو همه‌چی رو می‌دونستی. مارتین بهم گفت

00:38:48.643 --> 00:38:50.299
‫التماس کرد که تو رو
‫وارد این قضیه نکنم

00:38:50.323 --> 00:38:53.219
‫پس اون عکسه که توش یه یارویی
‫مُرده بود، مالِ کی بود؟

00:38:53.243 --> 00:38:55.563
‫همون یارویی بود که شوهرت
‫اجیر کرده بود تا منو بُکُشه

00:38:57.003 --> 00:38:58.739
‫ولی من اول اونجا رسیدم

00:38:58.763 --> 00:39:01.483
‫مارتین می‌خواست مطمئن بشه
‫من همه‌ی شواهد دستمه

00:39:02.963 --> 00:39:05.859
‫من فقط اون چیزی که ازم گرفت رو می‌خوام.
‫اون چیزی که همه‌تون ازم گرفتید

00:39:05.883 --> 00:39:08.339
‫- اون خودشو چون ازش اخاذی کردی کُشت
‫- نه

00:39:08.363 --> 00:39:09.979
‫فقط ازش خواستم اوضاع
‫رو سرو سامون بده، همین

00:39:10.003 --> 00:39:12.259
‫همه‌ی حرفاشون حقیقت داره، مگه نه؟

00:39:12.283 --> 00:39:14.419
‫آخه تو چی از حقیقت می‌دونی؟

00:39:14.443 --> 00:39:15.699
‫کُل زندگیم بهم دروغ گفتی

00:39:15.723 --> 00:39:18.139
‫من به خاطر تو و مارتین
‫چیزی دستگیرم نشد

00:39:18.163 --> 00:39:20.379
‫باید تو رو بُکُشم!
‫باید همه‌تون رو بُکُشم!

00:39:20.403 --> 00:39:21.699
‫لطفا، لطفا!

00:39:21.723 --> 00:39:24.059
‫تفنگت رو غلاف کن.
‫این کار رو نکن

00:39:24.083 --> 00:39:26.123
‫- توروخدا، توروخدا
‫- آنتونی، من...

00:39:27.443 --> 00:39:29.043
‫با لورا حرف زدم. اون همه‌چی رو بهم گفت

00:39:32.403 --> 00:39:33.963
‫همه‌چی رو؟

00:39:35.563 --> 00:39:36.739
‫شلیک کن دیگه

00:39:36.763 --> 00:39:38.123
‫- هرگوهی می‌خوای بخور، پسر جون
‫- بابا!

00:39:40.003 --> 00:39:41.523
‫چه خوب شد بهم گفتی بابا

00:39:42.763 --> 00:39:43.763
‫بابا

00:39:45.083 --> 00:39:48.083
‫اگه الان بهم شلیک کنی، شاد و خوشحال می‌میرم

00:39:53.803 --> 00:39:54.803
‫بابا...

00:39:56.363 --> 00:39:58.483
‫بابا... بابا...
‫نه، نکن، توروخدا

00:40:09.643 --> 00:40:12.523
‫بَری؟

00:40:13.963 --> 00:40:15.923
‫نه، منم

00:40:20.163 --> 00:40:22.299
‫بَری برمی‌گرده

00:40:22.323 --> 00:40:23.979
‫باید آروم باشی، لیندا

00:40:28.083 --> 00:40:30.579
‫اون عاشق من و

00:40:38.083 --> 00:40:39.723
‫آماندا بود

00:41:10.883 --> 00:41:13.099
‫- لیندا؟
‫- مامان؟

00:41:13.123 --> 00:41:15.059
‫نه

00:41:15.083 --> 00:41:16.499
‫نه، از پیشم نرو

00:41:16.523 --> 00:41:18.683
‫الان نه، توروخدا

00:41:49.123 --> 00:41:50.843
‫از این سمت بیاین

00:41:53.563 --> 00:41:56.179
‫یه میز چهارنفره

00:41:56.203 --> 00:41:58.363
‫الان مِنو رو میارم خدمتتون

00:42:01.283 --> 00:42:02.643
‫- سلام
‫- سلام

00:42:03.683 --> 00:42:06.219
‫بابت مامانت متاسفم

00:42:06.243 --> 00:42:10.019
‫مرسی که اون شب از لوک مراقبت کردی

00:42:10.043 --> 00:42:11.379
‫پسر خوبی بود

00:42:11.403 --> 00:42:13.219
‫به فکرم رسید
‫که اینجا استخدامش کنم،

00:42:13.243 --> 00:42:16.059
‫البته، الان که تو برای
‫خودت شدی اربابِ دِه...

00:42:16.083 --> 00:42:19.619
‫- خب، من می‌خواستم...
‫- توروخدا، اینجا رو بخور

00:42:19.643 --> 00:42:21.539
‫و محض رضای خدا، من رو راحتم کن

00:42:21.563 --> 00:42:25.059
‫می‌خواستم بدونم هنوز
‫کسی رو استخدام می‌کنی یا نه؟

00:42:25.083 --> 00:42:27.499
‫منظورت کیه؟

00:42:27.523 --> 00:42:29.899
‫یکی که می‌دونم به شغل نیاز داره

00:42:29.923 --> 00:42:31.979
‫جدی؟

00:42:32.003 --> 00:42:33.619
‫بگو که شوخی می‌کنی

00:42:33.643 --> 00:42:37.099
‫توروخدا بگو که یه عمارت
‫گُنده توی نورث‌آمبرلند داری

00:42:37.123 --> 00:42:39.019
‫و اینکه لوک میره
‫به یه مدرسه‌ی شبانه‌روزی

00:42:39.043 --> 00:42:41.539
‫و باباتم توی یه خونه‌ی سالمندان
‫شیک توی آنتیگواست

00:42:41.563 --> 00:42:44.979
‫- عمارت رو از فیونا نگرفتم
‫- چیکار کردی؟

00:42:45.003 --> 00:42:46.899
‫اون از من بیشتر زجر کشیده بود

00:42:46.923 --> 00:42:48.259
‫ولی نگران نباش، چون من...

00:42:48.283 --> 00:42:50.779
‫اونقدری پول گرفتم
‫تا آینده لوک رو تضمین کنم، ولی...

00:42:50.803 --> 00:42:54.699
‫بیخیال بابا، من اون عمارت و بقیه چیزا
‫به چه دردم می‌خوره؟

00:42:54.723 --> 00:42:57.659
‫من اینجا خوشحالم

00:42:57.683 --> 00:43:01.779
‫خب، یه مُشت کونی دور میز شماره‌ی هفت نشستن

00:43:01.803 --> 00:43:03.259
‫پس برو پیش‌شون ببین چی می‌خوان

00:43:06.243 --> 00:43:08.323
‫دیوث!

00:43:18.283 --> 00:43:21.203
‫و محض اطلاعت، اون چیزی بهم نگفت

00:43:32.843 --> 00:43:35.083
‫خیلی‌خب، رفقا، چی میل دارید؟

00:43:36.480 --> 00:43:40.480
« Fx مترجم : ابوالفضل »

00:43:40.510 --> 00:43:45.480
« بکس مووی– مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور » [Baxmovie.com]

00:43:45.510 --> 00:43:55.480
« بکس مووی– مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور » [Baxmovie.com]