﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:00:05.000
« ارائه شده توسط وب سایت آوا مووی »
[ AvaMovie.in ]

00:00:05.857 --> 00:00:07.676
‫آنچه گذشت....

00:00:07.681 --> 00:00:08.935
‫چرا می‌خوای کلانتر بشی؟‬

00:00:08.940 --> 00:00:10.991
‫کلانتر فرد فوت کرد.‬
‫من جاش اومدم

00:00:10.996 --> 00:00:12.605
‫درسته.‬
‫این کار افتاد توی دامنت.‬

00:00:12.610 --> 00:00:15.005
‫ روتاری فکر می‌کنه ما به کسی نیاز داریم‬
‫که دیدگاهِ روشنی داشته باشه.‬

00:00:15.010 --> 00:00:17.075
‫فکر می‌کنی جزو آخرین
‫نفراتی بودی

00:00:17.080 --> 00:00:18.175
‫ که زویی رو دیدن؟‬

00:00:18.180 --> 00:00:20.115
‫بردیش به جشنواره.‬

00:00:20.120 --> 00:00:21.975
‫- بعدش چی شد؟‬
‫- تا وقتی که اون آدمک رو

00:00:21.980 --> 00:00:24.215
‫آتیش زدن، با هم بودیم.‬
‫بعدش منو پیچوند.‬

00:00:24.220 --> 00:00:25.245
‫این که پرونده‌ی خواهرته.‬

00:00:25.250 --> 00:00:26.185
‫نُه تا دختر.‬

00:00:26.190 --> 00:00:27.555
‫همه‌شون هم ناپدید شدن‬

00:00:27.560 --> 00:00:29.155
‫نزدیکای جشنواره‌ی ماه خونین.‬

00:00:29.160 --> 00:00:32.820
‫فکر کنم یه قاتل زنجیره‌ای توی اجواتر داریم.‬

00:00:36.914 --> 00:00:38.379
‫فقط من اینطوری فکر می‌کنم،‬

00:00:38.384 --> 00:00:39.999
‫یا الهه‌ی ماه خونین داره ترسناک‌تر می‌شه؟‬

00:00:40.070 --> 00:00:42.835
‫پولی که روتاری به جیب می‌زنه‬
‫اصلاً ترسناک نیست.‬

00:00:42.840 --> 00:00:44.865
‫«وقتی الهه می‌سوزه،‬
‫پول سرازیر می‌شه.»‬

00:00:44.870 --> 00:00:47.975
‫آره، درویش مسلک(هیپی‌)های قدیمیِ‬
‫اجواتر ازت متنفر می‌شدن.‬

00:00:47.980 --> 00:00:50.245
‫هی، ما هنوز‬
‫گردنبندهای کنفی می‌فروشیم.‬

00:00:50.250 --> 00:00:52.340
‫آره، با ۲۰ درصد سودِ اضافه؟‬

00:00:52.420 --> 00:00:53.926
‫بیشتر نزدیک ۵۰ درصده.‬

00:00:56.621 --> 00:00:57.295
‫لیلا.‬

00:00:58.448 --> 00:01:01.555
‫بگو چطوری قراره‬
‫به چشم شکل بدم‬

00:01:01.560 --> 00:01:04.069
‫بدونِ یه رنده‌ی پنج‌هشتم؟ !‬

00:01:04.830 --> 00:01:05.954
‫آره.‬

00:01:05.990 --> 00:01:09.036
‫بیا مزاحمِ هنرمند‬
‫حینِ کار نشیم.‬

00:01:09.060 --> 00:01:10.663
‫- لیلا؟
‫- بله.‬

00:01:10.670 --> 00:01:12.095
‫- ممنون که اومدی، میکی.‬
‫- آره، همون.‬

00:01:12.100 --> 00:01:13.695
‫- باید درباره‌ی امنیت حرف بزنیم.‬
‫- بگو می‌شنوم.‬

00:01:13.700 --> 00:01:15.635
‫داشتم فکر می‌کردم،‬
‫اممم، هشت تا معاون،‬

00:01:15.640 --> 00:01:18.492
‫مخصوصاً با توجه به‬
‫دعوای جشنواره‌ی قبلی.‬

00:01:18.563 --> 00:01:19.083
‫دعوا؟‬

00:01:19.140 --> 00:01:20.505
‫فقط سه تا مست بودن.‬

00:01:20.510 --> 00:01:22.405
‫شماها بخشِ آبجو رو‬
‫تعطیل کردید،‬

00:01:22.410 --> 00:01:24.105
‫درآمد رو ۲۰ درصد پایین آوردید.‬

00:01:24.110 --> 00:01:27.345
‫مجبور شدم خودم به کلانتر فرد زنگ بزنم‬
‫تا مجبورش کنم دوباره بازش کنه.‬

00:01:27.350 --> 00:01:30.560
‫ببین، این اولین جشنواره‌ایه‬
‫که تو کلانتری.‬

00:01:30.790 --> 00:01:32.855
‫بذار نیروهای امنیتیِ من‬
‫کار رو دست بگیرن.‬

00:01:32.860 --> 00:01:34.785
‫تو مثلِ داورِ‬
‫مسابقاتِ حذفی هستی.‬

00:01:34.790 --> 00:01:37.285
‫باید سوتت رو قورت بدی‬
‫و بذاری بازی کنن.‬

00:01:37.290 --> 00:01:39.225
‫واسه همین منو کشوندی اینجا، پانچ...‬

00:01:39.230 --> 00:01:41.055
‫که استعاره‌های ورزشیِ بد تحویلم بدی؟‬

00:01:41.060 --> 00:01:43.125
‫ببین، وظیفه‌ی منه‬
‫که از مردم محافظت کنم.‬

00:01:43.130 --> 00:01:44.425
‫این بخشی از وظیفته.‬

00:01:44.430 --> 00:01:46.265
‫یه بخشِ دیگه‌اش‬
‫مدیریتِ بودجه‌ست.‬

00:01:46.270 --> 00:01:49.335
‫و بخشِ بزرگی از اون بودجه‬
‫از همین جشنواره میاد.‬

00:01:49.340 --> 00:01:52.141
‫- حالا بیا با چند نفر آشنات کنم.‬
‫- اونا کی‌ان؟‬

00:01:52.146 --> 00:01:54.505
‫حامی‌های مالیِ جدید...‬
‫نوشابه‌ی انرژی‌زای هیت‌ویو.‬

00:01:54.510 --> 00:01:57.875
‫می‌خوان با قهرمانِ‬
‫محاصره‌ی اجواتر آشنا بشن.‬

00:01:57.880 --> 00:01:59.071
‫همکاری کن، میکی.‬

00:02:02.220 --> 00:02:03.645
‫جشنواره‌ی ماه خونین‬

00:02:03.650 --> 00:02:05.615
‫قبل از «مرد سوزان»،‬
‫واسه خودش یه پا «مرد سوزان» بود.
‫(مرد سوزان یه جشنواره‌ست که آخر تابستون برگذار میشه یه آدمک توش آتیش می‌زنن)‬

00:02:05.620 --> 00:02:08.755
‫سال ۶۸، چند تا درویش مسلک
‫و آدم‌های آزاداندیش اومدن‬

00:02:08.760 --> 00:02:10.555
‫واسه یه ماه‌گرفتگی،‬
‫یه... یه ماهِ خونین.‬

00:02:10.560 --> 00:02:13.295
‫اسید(یه مواد مخدر) می‌انداختن بالا،‬
‫آرزوهاشون رو می‌نوشتن‬

00:02:13.300 --> 00:02:14.855
‫توی این کیسه‌های کنفیِ کوچیک...‬

00:02:14.860 --> 00:02:15.900
‫بفرمایید...‬

00:02:17.430 --> 00:02:19.465
‫و تقدیمِ الهه می‌کردنشون.‬

00:02:19.470 --> 00:02:21.635
‫خب... مثلِ یه بابانوئلِ توهمی؟‬

00:02:21.640 --> 00:02:22.905
‫دیگه ال.‌اس‌.دی(همون اسید) رو کنار گذاشتیم.‬
‫(ال.‌اس‌.دی: یه ماده مخدر بسیار توهم‌زا)

00:02:22.910 --> 00:02:24.765
‫الان دیگه یه مراسمِ‬
‫خانوادگیه.‬

00:02:24.770 --> 00:02:26.105
‫و یه منبعِ درآمدِ عالی.‬

00:02:26.110 --> 00:02:27.635
‫آرزوی من اینه که،‬

00:02:27.640 --> 00:02:30.744
‫با حضورِ هیت‌ویو،‬
‫بتونیم یه سودِ هفت‌رقمی بزنیم.‬

00:02:31.871 --> 00:02:33.372
‫همون‌طور که می‌بینید،‬

00:02:33.377 --> 00:02:34.575
‫جشنواره پیشرفت کرده.‬

00:02:34.580 --> 00:02:37.861
‫فردا شب ساعت ۹، آدمک رو آتیش می‌زنیم‬

00:02:37.866 --> 00:02:39.815
‫و از چندین زاویه‬
‫به‌صورت زنده پخش می‌کنیم.‬

00:02:39.820 --> 00:02:42.651
‫تا حالا شده جمعیت‬
‫از کنترل خارج بشه؟‬

00:02:44.590 --> 00:02:47.455
‫بدترین اتفاقی که افتاده، گم شدنِ یه بچه‬
‫توی هزارتوی ذرته.‬

00:02:47.460 --> 00:02:50.425
‫ببین، وظیفه‌ی منه مطمئن بشم‬

00:02:50.430 --> 00:02:53.765
‫که این شب واسه اجواتر هم خوش بگذره‬
‫و هم پرسود باشه.‬

00:02:53.770 --> 00:02:55.976
‫یکی از اخلاق مثبت کلانتر فاکس همینه.‬

00:02:55.981 --> 00:02:58.467
‫هیچ‌کس مثلِ خودش‬
‫زیر و بم کار رو نمی‌شناسه.

00:03:00.901 --> 00:03:03.624
‫دفتر کلانتری شهرستان اجواتر
‫جامعهٔ شما، تعهدِ ما

00:03:03.980 --> 00:03:05.945
‫شکلاتی چیزی داری؟‬

00:03:05.950 --> 00:03:07.516
‫دارم از گشنگی می‌میرم.‬

00:03:12.020 --> 00:03:13.715
‫چی باعث می‌شه مخصوصِ زن‌ها باشه؟‬

00:03:13.720 --> 00:03:15.607
‫به‌جز استروژنش(هورمون زنانه)؟‬

00:03:17.330 --> 00:03:18.670
‫من دیوونه‌م، هنک؟‬

00:03:18.930 --> 00:03:21.825
‫میکی چون پام رو از گلیمم درازتر کردم،‬
‫منو فرستاد پشتِ میزنشینی.‬

00:03:21.830 --> 00:03:23.665
‫و حالا دارم این تئوری رو‬

00:03:23.670 --> 00:03:25.325
‫واسه اون می‌برم که اجواتر‬
‫یه قاتل زنجیره‌ای داره،‬

00:03:25.330 --> 00:03:27.865
‫و تنها مدرکم هم‬
‫یه استخونِ فکِ ۱۸ ساله‌ست.‬

00:03:27.870 --> 00:03:30.605
‫کمپبل، اگه خودت به تئوریت‬
‫باور نداری،‬

00:03:30.610 --> 00:03:32.835
‫من با کمالِ میل‬
‫خودم به میکی می‌گمش.‬

00:03:32.840 --> 00:03:35.705
‫و در واقع، هر چی باشه‬
‫این پرونده‌ی منم هست.‬

00:03:35.710 --> 00:03:37.110
‫خودم ردیفش می‌کنم.‬

00:03:37.486 --> 00:03:37.813
‫هی.‬

00:03:39.420 --> 00:03:41.175
‫اسمِ جِی.جِی ریس برات آشنا نیست؟‬

00:03:41.180 --> 00:03:42.170
‫دزدِ ماشینه.‬

00:03:42.690 --> 00:03:44.385
‫با یه حکمِ جلبِ معلق.‬

00:03:44.390 --> 00:03:45.888
‫آره. خب،‬

00:03:45.920 --> 00:03:48.015
‫همین الان توی «میت‌آپ»
‫پنکیکِ مخصوص سفارش داد.‬

00:03:48.020 --> 00:03:50.225
‫سرکارگرمون اعلامیه‌ی
‫تعقیب رو دید. چانگ تو راهه،‬

00:03:50.230 --> 00:03:52.751
‫- ولی ۲۰ دقیقه دیگه می‌رسه.‬
‫- من می‌رم سراغش.

00:03:55.441 --> 00:03:57.965
‫هی. ر‌یس خیلی زبل و بدقلقه.‬

00:03:57.970 --> 00:04:00.435
‫قبل از اینکه حرکتی بزنی، منتظرِ چانگ بمون.‬

00:04:00.440 --> 00:04:02.165
‫- آره، حواسم هست.‬
‫- جدی؟‬

00:04:02.170 --> 00:04:02.630
‫آره.‬

00:04:12.880 --> 00:04:14.915
‫آره. خودِ خودشه.‬

00:04:14.920 --> 00:04:16.415
‫خوب شد بهمون زنگ زدی.‬

00:04:16.420 --> 00:04:19.245
‫- من به کسی زنگ نزدم.‬
‫- آهان، باشه.‬

00:04:19.250 --> 00:04:23.085
‫هی، می‌شه همون همیشگی رو برام بیاری؟‬
‫بوریتوی صبحانه‌ی تند،‬
‫(بوریتو: یه غذای مکزیکی)

00:04:23.090 --> 00:04:25.000
‫- با...‬
‫- با فلفلِ اضافه؟‬

00:04:25.460 --> 00:04:27.090
‫حله عزیزم.‬

00:04:29.770 --> 00:04:33.320
♪ ‫ ایمانم رو دارم از دست می‌دم‬ ♪
♪ ‫هیچ‌چیزی مقدس نیست‬ ♪

00:04:33.570 --> 00:04:34.965
♪ ‫تلخ نشدم عزیزم‬ ♪

00:04:34.970 --> 00:04:36.130
♪ ‫فقط دارم می‌گم‬ ♪

00:04:36.870 --> 00:04:38.560
♪ ‫می‌تونی منو مقصر بدونی‬ ♪

00:04:38.570 --> 00:04:41.220
♪ ‫یا بندازی گردنِ‬ ♪
♪ ‫شانس و تقدیر‬ ♪

00:04:41.310 --> 00:04:44.260
♪ ‫منم می‌ندازم گردنِ‬ ♪
♪ ‫شانس و تقدیر...‬ ♪

00:04:45.180 --> 00:04:46.924
‫جِی.جِی ر‌یس؟‬

00:04:46.960 --> 00:04:49.844
‫هی! هی!‬

00:04:53.390 --> 00:04:56.824
‫نمی‌تونم برم زندان!‬
‫امروز نه!‬

00:04:56.830 --> 00:04:59.155
‫اوه، مگه چی شده مرد، برنامه داری؟‬
‫نکنه می‌خوای‬

00:04:59.160 --> 00:05:00.695
‫- ماشینِ کسی رو بدزدی؟‬
‫- بی‌خیال مرد.‬

00:05:00.700 --> 00:05:02.370
‫- امروز نه.‬
‫- چرا.‬

00:05:02.670 --> 00:05:04.625
‫همین امروز.‬
‫ولی نگران نباش.‬

00:05:04.630 --> 00:05:07.198
‫من اینو برات نگه می‌دارم.‬

00:05:10.310 --> 00:05:12.124
‫نوشِ جان.‬

00:05:26.003 --> 00:05:29.485
‫مرکز، می‌تونید مسیرِ‬
‫معاون چانگ رو تغییر بدید.‬

00:05:29.490 --> 00:05:32.054
‫متهم الان بازداشته.‬

00:05:32.860 --> 00:05:33.910
‫خواهش می‌کنم.‬

00:05:34.560 --> 00:05:36.794
‫اوه. لعنتی.‬

00:05:45.270 --> 00:05:47.035
‫سسِ تندِ اضافه هم توی پاکته.‬

00:05:47.040 --> 00:05:48.780
‫آمبر، تو بهترین هستی.‬

00:05:54.750 --> 00:05:57.189
‫نه! لعنت بهش...‬

00:06:11.700 --> 00:06:13.390
‫از دست دادنِ ماشینِ خدمت‬

00:06:13.400 --> 00:06:17.480
‫- جرمیه‌ که باعث اخراجت می‌شه.‬
‫- خواهش می‌کنم، میکی...‬

00:06:17.870 --> 00:06:18.860
‫کلانتر فاکس.‬

00:06:20.010 --> 00:06:22.175
‫- بذار درستش کنم.‬
‫- عمراً.‬

00:06:22.180 --> 00:06:24.645
‫برو توی بازداشتگاه بشین‬
‫و به دیوار زل بزن.‬

00:06:24.650 --> 00:06:28.670
‫من و معاون بون باید درباره‌ی‬
‫آینده‌ت اینجا صحبت کنیم.‬

00:06:31.690 --> 00:06:33.145
‫در رو ببند!‬

00:06:34.360 --> 00:06:37.634
‫باورت می‌شه این احمق چی کار کرده؟‬

00:06:37.730 --> 00:06:39.710
‫اونم سرِ یه بوریتوی لعنتی.‬

00:06:41.117 --> 00:06:41.637
‫من...‬

00:06:41.700 --> 00:06:44.125
‫اگه به خاطرِ جشنواره و این حقیقت نبود‬

00:06:44.130 --> 00:06:46.165
‫که الان نمی‌تونم‬
‫هیچ معاونیو مرخص کنم،‬

00:06:46.170 --> 00:06:47.565
‫جفتتون رو معلق می‌کردم.‬

00:06:47.570 --> 00:06:48.835
‫چرا؟ مگه من چی کار کردم؟‬

00:06:48.840 --> 00:06:50.405
‫تو فرستادیش که ر‌یس رو بگیره.‬

00:06:50.410 --> 00:06:51.735
‫بهش گفتم منتظرِ چانگ بمونه.‬

00:06:51.740 --> 00:06:53.235
‫می‌دونی که هنک کله‌شقه،‬

00:06:53.240 --> 00:06:55.675
‫و با این حال فرستادیش این کار.‬

00:06:55.680 --> 00:06:58.745
‫خب، متأسفم که نتونستم‬
‫اداره‌ی کلانتری اجواتر رو ول کنم‬

00:06:58.750 --> 00:07:00.245
‫چون خانمِ کلانتر مشغولِ‬

00:07:00.250 --> 00:07:02.284
‫تورهای اختصاصی توی جشنواره بود.‬

00:07:02.289 --> 00:07:04.015
‫تو افسرِ ارشد بودی، بون.‬

00:07:04.020 --> 00:07:06.655
‫وقتی مسئولی، نه تنها در قبالِ‬
‫اشتباهاتِ خودت،‬
‫با*ما*ب*ی‍ــ*ن

00:07:06.660 --> 00:07:08.715
‫بلکه در قبالِ اشتباهاتِ بقیه هم مسئولی.‬

00:07:08.720 --> 00:07:10.385
‫به این می‌گن رهبر بودن.‬

00:07:10.390 --> 00:07:11.840
‫حالا برو درستش کن.‬

00:07:19.870 --> 00:07:21.535
‫هی، میکی، می‌تونی‬
‫بیای اتاقِ عملیات؟‬

00:07:21.540 --> 00:07:22.590
‫موضوعِ مهمیه.‬

00:07:26.440 --> 00:07:27.780
‫نُه تا زن، میکی.‬

00:07:28.625 --> 00:07:29.955
‫توی طولِ ۲۰ سال.‬

00:07:30.210 --> 00:07:32.615
‫همه‌ش هم زمانی که فرد واتکینز کلانتر بود.‬

00:07:32.620 --> 00:07:34.815
‫این زن‌ها حاشیه‌نشین بودن. فراری،‬

00:07:34.820 --> 00:07:37.115
‫معتاد، یا کارگرِ جنسی.‬

00:07:37.120 --> 00:07:38.915
‫مفقود شدنِ چند نفرشون گزارش شده بود.‬

00:07:38.920 --> 00:07:40.955
‫ولی اکثرشون رو خودم پیدا کردم.‬

00:07:40.960 --> 00:07:43.058
‫این خواهرته.‬

00:07:44.729 --> 00:07:45.249
‫زویی.‬

00:07:48.030 --> 00:07:49.925
‫خب، قطعاً همه‌شون‬
‫یه ویژگیِ مشترک دارن.‬

00:07:49.930 --> 00:07:51.895
‫همه‌ی این زن‌ها ناپدید شدن‬

00:07:51.900 --> 00:07:54.195
‫توی فاصله‌ی چند روز‬
‫از جشنواره‌ی ماهِ خونین،‬

00:07:54.200 --> 00:07:56.930
‫سه نفرشون هم از خودِ جشنواره.‬

00:07:56.940 --> 00:07:58.265
‫این معنیش این نیست‬
‫که به قتل رسیدن.‬

00:07:58.270 --> 00:07:59.905
‫مدرکِ فیزیکی هم داری؟‬

00:07:59.910 --> 00:08:03.263
‫جسیکا وینترز.‬
‫مفقود شدنِش ۴۸ ساعت بعد از‬

00:08:03.268 --> 00:08:05.745
‫جشنواره‌ی ماهِ خونین در سالِ ۲۰۰۸ گزارش شد.‬

00:08:05.750 --> 00:08:08.145
‫شش ماه بعد، استخوانِ فکِ اون پیدا شد‬

00:08:08.150 --> 00:08:10.015
‫توی یه منطقه‌ی دورافتاده در دِدواتر.‬

00:08:10.020 --> 00:08:13.285
‫درسته.‬
‫یه سگِ شکاری پیداش کرد.‬

00:08:13.290 --> 00:08:15.115
‫اون موقع من معاونِ تازه‌کار بودم.‬

00:08:15.120 --> 00:08:17.185
‫تا جایی که یادمه، اون منطقه رو گشتن،‬

00:08:17.190 --> 00:08:18.685
‫ولی چیزی پیدا نکردن.‬

00:08:18.690 --> 00:08:20.655
‫علتِ مرگِ جسیکا نامعلوم اعلام شد.‬

00:08:20.660 --> 00:08:23.825
‫معاون‌ها فکر می‌کردن که‬
‫شاید یه قتلِ مربوط به مواد مخدر بوده.‬

00:08:23.830 --> 00:08:25.325
‫ دِدواتر اینجوریه دیگه.‬

00:08:25.330 --> 00:08:26.865
‫ولی من تو کتم نمی‌ره.‬

00:08:26.870 --> 00:08:30.580
‫فکر می‌کنم یه قاتلِ زنجیره‌ای
‫ توی این شهر آزاده.‬

00:08:32.954 --> 00:08:33.824
‫کسیدی...‬

00:08:34.410 --> 00:08:36.335
‫تو یه تئوری داری...‬

00:08:36.340 --> 00:08:38.266
‫یه تئوریِ منطقی...‬

00:08:38.280 --> 00:08:41.220
‫ولی چیزی که داری فقط یه استخونِ فکه،‬

00:08:41.225 --> 00:08:44.428
‫هیچ مدرکی از قتل نیست،‬
‫چه برسه به یه سری قتل.‬

00:08:44.433 --> 00:08:47.093
‫پس بذار برم دوباره منطقه رو بگردم.‬

00:08:47.190 --> 00:08:50.355
‫اداره سال ۲۰۰۸ رادارِ‬
‫نفوذ در زمین نداشت.‬

00:08:50.360 --> 00:08:53.450
‫اگه بتونم بقایای جسدِ جسیکا رو پیدا کنم...‬

00:08:53.600 --> 00:08:55.025
‫...می‌تونیم علتِ مرگ رو بفهمیم‬

00:08:55.030 --> 00:08:57.180
‫و بفهمیم تئوریم درسته یا نه.‬

00:08:57.198 --> 00:08:59.995
‫جشنواره‌ی ماه خونین فردا شبه، میکی.‬

00:09:00.000 --> 00:09:02.035
‫واسه همین الان اومدم پیشت.‬

00:09:02.040 --> 00:09:04.135
‫اگه حتی یه درصد احتمال داشته باشه‬

00:09:04.140 --> 00:09:05.735
‫که تئوریم درست باشه...‬

00:09:05.740 --> 00:09:08.005
‫باشه.‬
‫دیگه لازم نیست پشت میز بشینی.‬

00:09:08.010 --> 00:09:10.975
‫اریکا و هرچی تجهیزاتِ‬
‫تشخیص هویت که داره رو با خودت ببر.‬

00:09:10.980 --> 00:09:12.715
‫برای رفتن به اونجا به یه همراه نیاز داری،‬

00:09:12.720 --> 00:09:14.415
‫پس به دیل هاکینز زنگ بزن و بهش بگو‬

00:09:14.420 --> 00:09:16.749
‫که کلانتر میکی فاکس این رو‬
‫یه لطفِ شخصی در نظر می‌گیره.‬

00:09:17.875 --> 00:09:18.745
‫و کسیدی؟‬

00:09:20.718 --> 00:09:21.818
‫کارت خوب بود.‬

00:09:24.160 --> 00:09:25.585
‫شماره‌ای که گرفتید‬

00:09:25.590 --> 00:09:27.340
‫در شبکه موجود نمی‌باشد.‬

00:09:27.440 --> 00:09:30.575
‫کسی شماره‌ی دیگه‌ای از «دیلِ دِدواتر» داره؟‬

00:09:30.580 --> 00:09:32.694
‫اونی که توی پرونده‌ست قطع شده.‬

00:09:32.699 --> 00:09:34.535
‫هر دو هفته یه بار شماره‌شو عوض می‌کنه.‬

00:09:34.540 --> 00:09:36.495
‫اون همه علف کشیدن‬
‫باعث شده شکاک بشه.‬

00:09:36.500 --> 00:09:37.935
‫یه لحظه بهم وقت بده.‬

00:09:37.940 --> 00:09:40.225
‫- با میچل تماس می‌گیرم.‬
‫- ممنون.‬

00:09:41.271 --> 00:09:42.575
‫تو چته؟‬

00:09:42.580 --> 00:09:45.075
‫میکی بهم گفت تا اطلاعِ ثانوی‬
‫به دیوار زل بزنم.‬

00:09:45.080 --> 00:09:46.575
‫احتمالاً منظورش این نبود‬
‫که واقعاً این کار رو کنی.‬

00:09:46.580 --> 00:09:48.500
‫نمی‌خوام ریسک کنم.‬

00:09:49.620 --> 00:09:51.115
‫شنیدم دیگه پشت‌میزنشین نیستی.‬

00:09:51.120 --> 00:09:52.637
‫حداقل یکی‌مون اینطوریه.‬

00:09:54.390 --> 00:09:56.550
‫جدی می‌گم کمپبل، تبریک می‌گم.‬

00:10:01.400 --> 00:10:04.190
‫یکم استروژن شاید برات خوب باشه.‬

00:10:05.971 --> 00:10:06.431
‫اممم.‬

00:10:06.810 --> 00:10:07.809
‫هنک!‬

00:10:08.140 --> 00:10:09.770
‫اتاقِ عملیات، همین الان!‬

00:10:10.527 --> 00:10:13.667
‫- بله قربان!‬
‫- موفق باشی، پسرِ بوریتویی.‬

00:10:15.780 --> 00:10:18.545
‫هی اریکا، باید یه تماسِ دیگه بگیرم،‬

00:10:18.550 --> 00:10:20.045
‫و بعدش می‌تونیم راه بیفتیم.‬

00:10:20.050 --> 00:10:23.045
‫مفهومه. «گروور» رو گذاشتم پشتِ شاسی‌بلند.‬

00:10:23.050 --> 00:10:24.515
‫ما به واحدِ سگ‌های پلیس نیاز نداریم.‬

00:10:24.520 --> 00:10:26.245
‫بقایای جسد مالِ بیشتر از ده سال پیشه.‬

00:10:26.250 --> 00:10:27.815
‫هر بویی بوده خیلی وقت پیش از بین رفته.‬

00:10:27.820 --> 00:10:29.615
‫اوه، ببخشید.‬
‫گروور اسم مستعاریه که‬

00:10:29.620 --> 00:10:32.255
‫روی این کاوشگرِ‬
‫نفوذ در زمین گذاشتم.‬

00:10:32.260 --> 00:10:34.252
‫حرفِ «پی» توش خونده نمی‌شه.‬

00:10:35.600 --> 00:10:38.380
‫هنوز منتظرم یکی به این شوخی بخنده.‬

00:10:39.870 --> 00:10:40.860
‫شماره‌ی دیل.‬

00:10:41.340 --> 00:10:42.905
‫مجبور شدم به میچل
‫قولِ یه قرارِ عاشقانه بدم.‬

00:10:42.910 --> 00:10:44.300
‫پولِ شام با توئه.‬

00:10:44.370 --> 00:10:45.638
‫ممنون.‬

00:10:45.646 --> 00:10:48.175
‫این تمام چیزیه که درباره‌ی «ریس» داریم.‬

00:10:48.180 --> 00:10:49.705
‫تمام ماشین‌هایی که دزدیده.‬

00:10:49.710 --> 00:10:51.205
‫- تمام آدرس‌هایی که توشون خوابیده.‬
‫- صبر کن. صبر کن.‬

00:10:51.210 --> 00:10:52.605
‫نباید بیرون دنبالش بگردیم،‬

00:10:52.610 --> 00:10:54.315
‫به جای اینکه اینجا بشینیم و اینا رو بخونیم؟‬

00:10:54.320 --> 00:10:57.345
‫کجا رو بگردیم هنک؟ ریس کامپیوترِ‬
‫داخلیِ ماشین رو خاموش کرده،‬

00:10:57.350 --> 00:10:59.345
‫که باعث شده جی‌پی‌اس از کار بیفته.‬
‫در ضمن،‬

00:10:59.350 --> 00:11:02.155
‫عجله کردن همون چیزی بود‬
‫که تو رو توی این دردسر انداخت.‬

00:11:02.160 --> 00:11:04.870
‫گاهی سریع‌ترین راه برای حلِ معما،‬
‫آروم پیش رفتنه.‬

00:11:04.875 --> 00:11:05.610
‫بیا.‬

00:11:06.330 --> 00:11:08.025
‫هرچی می‌تونی از این بکش بیرون.‬

00:11:08.030 --> 00:11:09.333
‫گوشیِ ریس؟‬

00:11:09.500 --> 00:11:10.995
‫استثنای «ارتکابِ جرمِ مشهود»‬ یعنی‬

00:11:11.000 --> 00:11:12.495
‫نیازی به حکمِ تفتیش نداریم.‬

00:11:12.500 --> 00:11:14.320
‫متأسفانه قفله.‬

00:11:15.501 --> 00:11:16.809
‫خب... خب،‬

00:11:16.835 --> 00:11:20.267
‫رایج‌ترین رمز ۴۳۲۱ هستش.‬

00:11:20.710 --> 00:11:23.001
‫نه. خیلی خب.‬

00:11:23.750 --> 00:11:25.075
‫۱۲۳۴.‬

00:11:25.080 --> 00:11:27.675
‫نه.‬
‫خب. بعد از اون،‬

00:11:27.680 --> 00:11:30.777
‫می‌شه... تاریخِ تولدها.‬

00:11:30.790 --> 00:11:32.652
‫و تولدِ ریس هم...‬

00:11:32.790 --> 00:11:34.776
‫۲۷ نوامبره.‬

00:11:35.960 --> 00:11:37.279
‫اممم!‬

00:11:40.030 --> 00:11:41.425
‫یه بارِ دیگه اشتباه بزنم‬
‫کلاً قفل می‌شه.‬

00:11:41.430 --> 00:11:43.195
‫آروم باش هنک.‬

00:11:44.370 --> 00:11:44.830
‫باشه.‬

00:11:46.370 --> 00:11:48.935
‫دیل گفت نیم ساعت پیش اینجا می‌آد.‬

00:11:48.940 --> 00:11:52.440
‫می‌دونی رامن رو چقدر باید‬
‫بذارم توی مایکروویو؟‬
‫(رامن: یه غذای ژاپنی تشکیل شده از نودل(رشته) و آبگوشت)

00:11:52.540 --> 00:11:54.375
‫دخترم «رن» تازه ده سالش شده،‬

00:11:54.380 --> 00:11:55.905
‫واسه همین اتوبوس الان پیاده‌ش می‌کنه.‬

00:11:55.910 --> 00:11:57.675
‫بچه‌ عاشقِ استقلالشه‌.‬

00:11:57.680 --> 00:12:00.192
‫الان دیگه می‌خواد‬
‫برای همه شام درست کنه.‬

00:12:02.620 --> 00:12:04.645
‫بیخیال.‬
‫منتظر نمی‌مونیم.‬

00:12:04.650 --> 00:12:07.670
‫تو گروور رو بردار،‬
‫منم ساک رو میارم.‬

00:12:10.000 --> 00:12:17.000
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
 آوامووی را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
@AvaMovie_in

00:12:20.440 --> 00:12:23.665
‫یه چیزایی درباره‌ی ددواتر شنیدم.‬

00:12:23.670 --> 00:12:25.165
‫آخرین باری که اینجا بودم،‬

00:12:25.170 --> 00:12:26.905
‫من و میکی به یه مشت‬
‫ماری‌جواناکارِ غیرقانونی برخوردیم.‬

00:12:26.910 --> 00:12:29.761
‫فکر کردم دیگه کارمون تمومه.‬

00:12:29.780 --> 00:12:31.640
‫حتماً خیلی ترسناک بوده.‬

00:12:31.950 --> 00:12:34.115
‫خب، اگه دِیل نمیاد،‬

00:12:34.120 --> 00:12:35.749
‫بابای میکی چی؟‬

00:12:36.235 --> 00:12:37.745
‫وِسلی خارج از شهره.‬

00:12:37.750 --> 00:12:38.669
‫اوه...‬

00:12:42.260 --> 00:12:44.230
‫مطمئنی این کار عاقلانه‌ست؟‬

00:12:45.060 --> 00:12:45.870
‫نه اصلاً.‬

00:12:48.836 --> 00:12:49.603
‫کسیدی؟‬

00:12:52.730 --> 00:12:54.822
‫تکون نخور.‬

00:13:01.340 --> 00:13:02.605
‫کسی رو نمی‌بینم.‬

00:13:02.610 --> 00:13:04.410
‫ولی اونا ما رو می‌بینن.‬

00:13:05.530 --> 00:13:15.454
‫سرزمین کلانتر
‫فصل اول قسمت چهاردهم:
‫نمایشِ قدرت

00:13:19.130 --> 00:13:22.490
‫فقط من مسلحم.‬
‫اسلحه‌هاتون رو بگیرید سمت من.‬

00:13:26.230 --> 00:13:30.650
‫دِیل هاکینز به ما قول داده بود‬
‫که بهمون کاری نداشته باشید.‬

00:13:35.080 --> 00:13:37.305
‫من کاری به مزرعه‌هاتون ندارم.‬

00:13:37.310 --> 00:13:39.975
‫دنبال جسد یه دختر می‌گردیم‬
‫که به قتل رسیده.‬

00:13:39.980 --> 00:13:41.915
‫اسمش جسیکا وینترز بود.‬

00:13:41.920 --> 00:13:43.985
‫وقتی چهار سالش بود پدر و مادرش مُردن،‬

00:13:43.990 --> 00:13:45.645
‫و توی پرورشگاه‌ها و این‌ور اون‌ور چرخید.‬

00:13:45.650 --> 00:13:47.155
‫هیچ‌کس متوجه گم شدنش نشد‬

00:13:47.160 --> 00:13:50.589
‫تا اینکه مادربزرگش از اوهایو‬
‫زنگ زد تا حالش رو بپرسه.‬

00:13:51.243 --> 00:13:52.285
‫خواهش می‌کنم.‬

00:13:52.290 --> 00:13:54.255
‫وقتی بابی جیمز اینجا گم شد،‬

00:13:54.260 --> 00:13:56.795
‫همه‌جا رو دنبالش گشتیم و پیداش کردیم‬

00:13:56.800 --> 00:13:58.965
‫بیرونِ فرزنو کمپ زده
‫بود، و برگردوندیمش خونه.‬

00:13:58.970 --> 00:14:02.350
‫بذارید همین کار رو برای
‫خانواده‌ی جسیکا بکنیم.‬

00:14:04.470 --> 00:14:06.365
‫اگه می‌خواید بهم شلیک
‫کنید چون دارم سعی می‌کنم‬

00:14:06.370 --> 00:14:08.475
‫برای یه دخترِ مُرده عدالت رو اجرا کنم،‬

00:14:08.480 --> 00:14:10.405
‫باید از پشت بهم شلیک کنید.‬

00:14:10.410 --> 00:14:13.850
‫همین‌جا بمون.‬
‫اگه تیراندازی شروع شد، فرار کن.‬

00:14:14.507 --> 00:14:15.497
‫کـ... کسیدی.‬

00:14:15.580 --> 00:14:18.115
‫نرو. می‌کشنت.‬

00:14:23.290 --> 00:14:25.320
‫برید پیِ کارتون.‬

00:14:28.947 --> 00:14:29.637
‫بریم.‬

00:14:32.329 --> 00:14:34.129
‫بون! یه چیزی پیدا کردم.‬

00:14:34.240 --> 00:14:36.100
‫رمز گوشیِ ریس رو پیدا کردم.

00:14:36.200 --> 00:14:38.712
‫رمزش تاریخِ امروز بود.‬

00:14:38.740 --> 00:14:40.335
‫اصلاً چطوری به فکرت رسید‬
‫امتحانش کنی؟‬

00:14:40.340 --> 00:14:41.975
‫توی «میت‌آپ»،‬
‫وقتی دستگیرش کردم، گفت:‬

00:14:41.980 --> 00:14:43.847
‫«نمی‌تونی منو بازداشت کنی،‬
‫نه امروز رو.»‬

00:14:43.852 --> 00:14:45.205
‫در واقع، دو بار اینو گفت.‬

00:14:45.210 --> 00:14:48.515
‫امروز برای این یارو مهمه،‬
‫و فکر کنم بدونم چرا.‬

00:14:48.520 --> 00:14:49.945
‫این پیامک‌ها رو ببین.‬

00:14:49.950 --> 00:14:52.985
‫دارن درباره‌ی یه محموله‬
‫توی «لا کاسا بلانکا» حرف می‌زنن.‬

00:14:52.990 --> 00:14:55.185
‫و چی قراره تحویل داده بشه؟‬
‫کیک.‬

00:14:55.190 --> 00:14:58.632
‫این اسمِ مستعارِ کوکائینه.‬

00:14:59.260 --> 00:15:01.470
‫- هان؟‬
‫- آره.‬

00:15:01.475 --> 00:15:02.395
‫- جدی؟‬
‫- آره.‬

00:15:02.400 --> 00:15:04.865
‫- می‌دونم کیک چیه، هنک.‬
‫- درسته.‬

00:15:04.870 --> 00:15:07.135
‫ریس دزدِ ماشینه،‬
‫نه موادفروش.‬

00:15:07.140 --> 00:15:08.895
‫شاید داره کارش رو ارتقا می‌ده.‬

00:15:08.900 --> 00:15:10.635
‫این «کاسا بلانکا» کجاست؟‬

00:15:10.640 --> 00:15:13.005
‫هیچ‌کدوم از آدرس‌هایی که ازش داریم‬
‫دیوارِ سفید دارن؟‬

00:15:13.010 --> 00:15:13.990
‫صبر کن. نه.‬

00:15:18.480 --> 00:15:22.075
‫اسمِ زنِ سابقِ ریس‬
‫بلانکا سانچزه.‬

00:15:22.080 --> 00:15:24.585
‫«لا کاسا بلانکا» نیست،«لا
‫کاسا دِ بلانکا»ست.‬
‫(اسم‌های اصلی اسپانیایی هستن)

00:15:24.590 --> 00:15:26.050
‫یعنی خونه‌ی بلانکا.‬

00:15:26.090 --> 00:15:27.585
‫معامله اونجا انجام می‌شه.‬

00:15:27.590 --> 00:15:29.755
‫جاده‌ی اسکاربرو، پلاک ۳۳۴. باشه.‬

00:15:29.760 --> 00:15:31.785
‫می‌ریم برای زیر نظر گرفتن اونجا.‬

00:15:31.790 --> 00:15:33.870
‫- ایول.‬
‫- هیس، هیس، هیس.‬

00:15:48.940 --> 00:15:51.395
‫دلت براش تنگ شده، نه؟‬

00:15:53.080 --> 00:15:55.145
‫به نظرت فرد کلانترِ خوبی بود؟‬

00:15:55.150 --> 00:15:56.566
‫اون تو نبودی.‬

00:15:58.420 --> 00:16:00.615
‫فرد توی کلانتر موندن مهارت داشت.‬

00:16:00.620 --> 00:16:02.455
‫می‌دونست چطوری بازی کنه،‬
‫می‌فهمی چی می‌گم؟‬

00:16:02.460 --> 00:16:05.255
‫همیشه شماره‌ی پانچ و‬
‫کلوپ روتاری رو دمِ دستش داشت.‬

00:16:05.260 --> 00:16:07.495
‫فکر می‌کنی نقطه‌ضعفی هم داشت؟‬

00:16:07.500 --> 00:16:08.960
‫خب، هر کسی داره.‬

00:16:09.230 --> 00:16:12.365
‫فکر کنم نقطه‌ضعفِ تو اینه که‬
‫خیلی بزرگش می‌کنی.‬

00:16:12.370 --> 00:16:14.895
‫فرد قصه‌های قشنگی
‫درباره‌ی اجواتر تعریف می‌کرد.‬

00:16:14.900 --> 00:16:17.905
‫ولی بعضی وقتا، وقتی چیزا با تصورش‬

00:16:17.910 --> 00:16:19.905
‫از یه شهرِ کوچیکِ بی‌نقص تضاد داشتن،‬
‫نادیده‌شون می‌گرفت.‬
‫-ببببببباممممابییییین-

00:16:19.910 --> 00:16:22.505
‫گاهی اوقات یه معاونِ جوون به سرش می‌زد که‬

00:16:22.510 --> 00:16:25.045
‫پیگیرِ یه باندِ پول‌شویی یا
‫مزرعه‌ی غیرقانونی بشه.‬

00:16:25.050 --> 00:16:27.745
‫و فرد می‌گفت: «ما اون‌قدر خلافکار داریم‬
‫که نمی‌تونیم همه‌شون رو بگیریم.‬

00:16:27.750 --> 00:16:30.621
‫عاقلانه نیست دنبالِ بیشتر بگردیم.»‬

00:16:31.268 --> 00:16:32.085
‫کلانتر فاکس،‬

00:16:32.090 --> 00:16:33.785
‫پنیا هستم، درخواستِ نیروی کمکی دارم...‬

00:16:33.790 --> 00:16:35.355
‫اونو بده به من. میکی، پانچم.‬

00:16:35.360 --> 00:16:37.185
‫زود خودت رو برسون به جشنواره.‬

00:16:37.190 --> 00:16:39.215
‫یه مشکلی پیش اومده.‬

00:16:41.500 --> 00:16:42.895
‫واقعاً لازمه دستبند بزنی؟‬

00:16:42.900 --> 00:16:44.995
‫- اوه، میکی، خداروشکر.‬
‫- ممنون.‬

00:16:45.000 --> 00:16:46.925
‫گوش کن، مجسمه هنوز تموم نشده‬

00:16:46.930 --> 00:16:48.535
‫و درهای جشنواره کمتر از
‫۲۴ ساعت دیگه باز می‌شه.‬

00:16:48.540 --> 00:16:49.935
‫باید بذاری بره.‬

00:16:49.940 --> 00:16:51.435
‫خب، به نظر خیلی واضح می‌آد.‬

00:16:51.440 --> 00:16:53.505
‫آقای وین‌رایت... شمایید؟ ...‬

00:16:53.510 --> 00:16:56.465
‫عصبانی شد وقتی آقای مونرو،‬

00:16:56.470 --> 00:16:58.450
‫یه نگهبان، ازش خواست،‬

00:16:58.510 --> 00:17:00.682
‫طبق دستورالعمل‌های ایمنی
‫سازمان آتش‌نشانی کالیفرنیا،‬

00:17:00.687 --> 00:17:04.080
‫نرده‌ی محافظ مجسمه رو سه متر عقب‌تر ببره،‬

00:17:04.122 --> 00:17:05.282
‫و بهش مشت زد.‬

00:17:05.320 --> 00:17:07.285
‫یه سوءتفاهم بود، میکی.‬

00:17:07.290 --> 00:17:10.015
‫من ۲۰ ساله که دارم «الهه» رو می‌سازم.‬

00:17:10.020 --> 00:17:12.525
‫کسایی که حتی نمی‌تونستن
‫اجواتر رو روی نقشه پیدا کنن،‬

00:17:12.530 --> 00:17:13.955
‫میم‌هاش رو دیدن.‬

00:17:13.960 --> 00:17:16.595
‫این شهر باید ازم تشکر
‫کنه، نه اینکه بازداشتم کنه.‬

00:17:16.600 --> 00:17:19.025
‫آقای مونرو،‬
‫آقای وین‌رایت زد تو گوشِت؟‬

00:17:19.030 --> 00:17:20.495
‫نمی‌خوام شکایت کنم.‬

00:17:20.500 --> 00:17:23.230
‫دیدی؟ نمی‌خواد شکایت کنه.‬

00:17:26.040 --> 00:17:28.005
‫پانچ در ازای شکایت نکردن،‬

00:17:28.010 --> 00:17:29.905
‫بهت قولی داده؟‬

00:17:29.910 --> 00:17:31.730
‫این اتهامِ خیلی سنگینیه.‬

00:17:31.816 --> 00:17:32.336
‫میکی،‬

00:17:32.550 --> 00:17:34.145
‫- دلم رو شکستی.‬
‫- ببین،‬

00:17:34.150 --> 00:17:37.445
‫اگه نخوای شکایت کنی،
‫کاری از دست من برنمی‌آد.‬

00:17:37.450 --> 00:17:41.147
‫همون‌طور که پانچ گفت،‬
‫یه سوءتفاهم بود.‬

00:17:52.611 --> 00:17:53.361
‫بلند شو.‬

00:17:54.740 --> 00:17:56.665
‫دیگه نمی‌خوام ریختت رو ببینم.‬

00:17:56.670 --> 00:18:00.016
‫ممنون میکی.‬
‫تصمیم درستی گرفتی.‬

00:18:00.240 --> 00:18:02.605
‫ببین، اِ، این قضیه‌ی بوریتو‬

00:18:02.610 --> 00:18:05.050
‫و ماشین پلیسِ دزدی که شنیدم چیه؟‬

00:18:13.620 --> 00:18:14.855
‫می‌شه تمومش کنی داداش؟‬

00:18:14.860 --> 00:18:15.490
‫بس کن.‬

00:18:16.890 --> 00:18:18.885
‫فکر کردی زیر نظر گرفتن، چطوریه؟‬

00:18:18.890 --> 00:18:21.595
‫- دارم اخراج می‌شم؟‬
‫- اون دیگه دستِ میکیه.‬

00:18:21.600 --> 00:18:23.565
‫ولی اون به حرفت گوش می‌ده.‬

00:18:23.570 --> 00:18:25.365
‫من پلیسم، بون.‬

00:18:25.370 --> 00:18:26.470
‫این ذاتِ منه.‬

00:18:27.100 --> 00:18:28.635
‫حالا، تو فکر می‌کنی من احمقم‬

00:18:28.640 --> 00:18:29.765
‫و میکی می‌خواد اخراجم کنه،‬

00:18:29.770 --> 00:18:31.805
‫و گوشیم هم داره می‌ترکه‬

00:18:31.810 --> 00:18:33.235
‫با میم‌های «پسرِ بوریتویی»‬

00:18:33.240 --> 00:18:34.930
‫از طرفِ نصفِ معاون‌ها.‬

00:18:36.610 --> 00:18:38.386
‫من بوریتو می‌خوام.‬

00:18:39.150 --> 00:18:40.780
‫هنوزم خنده‌داره پسر.‬

00:18:41.180 --> 00:18:43.860
‫من واسه کارِ دیگه‌ای ساخته نشدم مرد.‬

00:18:50.590 --> 00:18:52.985
‫یه معاون بود وقتی اوکلند بودم.‬

00:18:52.990 --> 00:18:54.495
‫توی یه منطقه‌ی داغون زندگی می‌کرد.‬

00:18:54.500 --> 00:18:57.965
‫همه ماشین‌ها روی آجر بودن،
‫انگار هر شب بهشون دستبرد می‌زدن.‬

00:18:57.970 --> 00:19:01.435
‫تصمیم می‌گیره امن‌ترین جا
‫واسه گذاشتنِ اسلحه‌ی خدمتیش‬

00:19:01.440 --> 00:19:03.084
‫توی فِره.‬

00:19:03.310 --> 00:19:04.835
‫یه روز می‌ره دندون‌پزشکی،‬

00:19:04.840 --> 00:19:06.665
‫و اونجا کلاً یه مجله توی سالنِ انتظار بوده.‬

00:19:06.670 --> 00:19:08.239
‫مجله‌ی «زندگی با مارتا استوارت».‬

00:19:08.813 --> 00:19:09.743
‫مجله می‌گه‬

00:19:09.880 --> 00:19:13.475
‫تنها راهِ درست کردنِ
‫یه بیکنِ عالی، توی فِره.‬

00:19:13.480 --> 00:19:16.745
‫با خودش فکر می‌کنه: «توی
‫راهِ خونه یکم بیکن می‌خرم».‬

00:19:16.750 --> 00:19:19.345
‫وقتی می‌رسه خونه، فر رو گرم می‌کنه.‬

00:19:19.350 --> 00:19:21.266
‫- نه!‬
‫- آره.‬

00:19:21.520 --> 00:19:23.850
‫اسلحه شروع می‌کنه به شلیک کردن.‬

00:19:25.490 --> 00:19:28.225
‫پسر، اونم هی جاخالی
‫می‌داده و پناه می‌گرفته.‬

00:19:28.230 --> 00:19:30.425
‫دو دقیقه بعد، ۲۰ تا معاون
‫دمِ درِ خونه‌ش بودن.‬

00:19:30.430 --> 00:19:32.495
‫تا یه سالِ تمام بهش می‌گفتن مارتا استوارت.‬

00:19:32.500 --> 00:19:35.760
‫پس شکرگزار باش که
‫بهت می‌گن «پسرِ بوریتویی».‬

00:19:36.440 --> 00:19:37.887
‫- واو.‬
‫- آره.‬

00:19:37.892 --> 00:19:41.108
‫کدوم احمقی اسلحه‌ش رو می‌ذاره...‬

00:19:42.210 --> 00:19:43.591
‫نه.‬

00:19:49.520 --> 00:19:51.030
‫باشه، باشه.‬

00:19:51.190 --> 00:19:52.815
‫من بیکن دوست دارم داداش.‬

00:19:52.820 --> 00:19:54.315
‫- کاملاً معلومه.‬
‫- هی، هی، هی،‬

00:19:54.320 --> 00:19:56.070
‫پسرِ بوریتویی، نگاه کن.‬

00:20:00.659 --> 00:20:02.695
‫اون ریس نیست.‬

00:20:02.905 --> 00:20:04.355
‫نه، ولی بلانکاست.‬

00:20:04.370 --> 00:20:05.725
‫و توی نصفِ پیامک‌ها هست.‬

00:20:05.730 --> 00:20:07.235
‫به نظرم به عنوانِ همدست بگیریمش،‬

00:20:07.240 --> 00:20:08.965
‫- تا مجبور بشه علیه ریس حرف بزنه.‬
‫- هی، هی، هی.‬

00:20:08.970 --> 00:20:10.487
‫هی پسر.‬

00:20:10.570 --> 00:20:11.530
‫یا...‬

00:20:12.710 --> 00:20:15.212
‫می‌تونیم صبر کنیم و بذاریم ببینیم چی می‌شه.‬

00:20:16.510 --> 00:20:19.420
‫آره، همین کار رو کنیم.‬
‫اینطوری بهتره.‬

00:20:20.480 --> 00:20:22.135
‫آره، خودشه.‬

00:20:22.350 --> 00:20:24.645
‫شکارچی‌ها از اینجا اومدن بالا.‬

00:20:24.650 --> 00:20:26.085
‫سگ‌ها قلاده نداشتن.‬

00:20:26.090 --> 00:20:27.985
‫یکی‌شون با یه استخونِ فک توی دهنش برگشت.‬

00:20:27.990 --> 00:20:30.255
‫چرا حاضر بودی اونجا به کشتنمون بدی‬

00:20:30.260 --> 00:20:33.220
‫تا یه مشت استخونِ چند ده ساله پیدا کنی؟‬

00:20:38.270 --> 00:20:40.025
‫فکر می‌کنم هر کسی که جسیکا وینترز رو کشته،‬

00:20:40.030 --> 00:20:41.830
‫خواهرم زویی رو هم کشته.‬

00:20:42.552 --> 00:20:43.300
‫اوه.‬

00:20:44.370 --> 00:20:47.235
‫پس مطمئنی که می‌خوای
‫خودت این کار رو انجام بدی؟‬

00:20:47.240 --> 00:20:49.622
‫چیزایی که من و گروور پیدا می‌کنیم‬

00:20:49.740 --> 00:20:50.560
‫می‌تونه...‬

00:20:53.880 --> 00:20:56.345
‫هیچ‌وقت جشنواره‌ی ماه خونین رو‬
‫از دست نمی‌دم.‬

00:20:56.350 --> 00:20:58.780
‫و همیشه همون آرزو رو می‌نویسم.‬

00:20:59.690 --> 00:21:01.955
‫که یه بار دیگه صورتِ زویی رو ببینم.‬

00:21:01.960 --> 00:21:03.755
‫پس، راستش رو بخوای، نه،‬

00:21:03.760 --> 00:21:06.085
‫دلم نمی‌خواد‬
‫من کسی باشم که این کار رو می‌کنه،‬

00:21:06.090 --> 00:21:08.025
‫چون اگه جسیکا رو پیدا کنیم،‬

00:21:08.030 --> 00:21:10.025
‫یعنی احتمالاً‬
‫زویی هم همین‌جاست.‬

00:21:10.030 --> 00:21:12.969
‫ولی واسه همینه که باید انجامش بدم.‬

00:21:13.300 --> 00:21:16.740
‫چون اگه من نکنم،‬
‫یه زوییِ دیگه ناپدید می‌شه.‬

00:21:19.110 --> 00:21:20.390
‫بیا شروع کنیم.‬

00:21:26.482 --> 00:21:27.834
‫هی، هی.‬

00:21:29.394 --> 00:21:30.314
‫خودشه.‬

00:21:33.961 --> 00:21:34.951
‫حالا می‌ریم.‬

00:21:38.777 --> 00:21:41.082
‫ماشینم کجاست؟ !‬

00:21:41.800 --> 00:21:43.595
‫بهت می‌گم.‬
‫بهت می‌گم.‬

00:21:43.600 --> 00:21:45.265
‫فقط یه ساعت وقت لازم دارم، مرد.‬
‫خواهش می‌کنم.‬

00:21:45.270 --> 00:21:46.795
‫چرا، که بتونی‬
‫یه معامله‌ی موادِ دیگه بکنی؟‬

00:21:46.800 --> 00:21:48.965
‫- معامله‌ی مواد؟‬
‫- پاپی(بابایی).‬

00:21:48.970 --> 00:21:51.105
‫- اومدی.‬
‫- شوخی می‌کنی؟‬

00:21:51.110 --> 00:21:54.235
‫هیچ‌وقت جشنِ ۱۵ سالگی‌ت رو از دست نمی‌دم،‬
‫نوئلیتا.‬
‫(توی فرهنگ مکزیک جشن ۱۵ سالگی دختر مثل جشن بلوغه و خیلی مهمه)

00:21:54.240 --> 00:21:56.910
‫زیرِ یه چادره‬
‫توی جاده‌ی اوک ریج.‬

00:21:57.280 --> 00:21:59.430
‫پاپی، چرا پلیس‌ها اینجان؟‬

00:21:59.850 --> 00:22:01.415
♪ ‫ امیدِ از دست رفته‬ ♪

00:22:01.420 --> 00:22:03.960
♪ ‫که با عشقِ تو‬ ♪
♪ ‫و با بوسه‌هات...‬ ♪

00:22:04.090 --> 00:22:05.719
‫سلام خانم.‬

00:22:07.490 --> 00:22:10.446
‫ببخشید... قبلش تماس نگرفتیم.‬

00:22:10.451 --> 00:22:11.955
‫آقای ریس داشت به ما کمک می‌کرد‬

00:22:11.960 --> 00:22:13.655
‫- سرِ پرونده‌ی یه ماشینِ مفقودی.‬
‫- اوهوم.‬

00:22:13.660 --> 00:22:16.394
♪ ‫زنِ زندگیِ من‬ ♪

00:22:16.430 --> 00:22:19.062
♪ ‫گمشده، تو یه دروغی‬ ♪

00:22:19.100 --> 00:22:20.818
‫یه ساعت.‬

00:22:20.940 --> 00:22:22.795
‫- ممنون
♪ ‫ - که با عشقِ تو‬ و با بوسه‌هات‬ ♪

00:22:22.800 --> 00:22:24.465
♪ ‫زندگیم رو باختم...‬ ♪

00:22:24.470 --> 00:22:26.950
‫فکر کردم‬
‫بذاریم کارش رو بکنه؟‬

00:22:28.380 --> 00:22:29.700
‫- اوه.‬
‫- اوه.‬

00:22:29.780 --> 00:22:31.645
‫آره، بعضی وقتا‬
‫کیک فقط کیکه.‬

00:22:31.650 --> 00:22:33.129
‫خیلی ممنون.‬

00:22:33.250 --> 00:22:37.059
‫تو بهتر می‌دونی... مارتا.‬

00:22:39.390 --> 00:22:40.875
‫ممنون.‬

00:22:42.000 --> 00:22:49.000
آوا‌مــووی

00:22:50.000 --> 00:22:52.325
‫وجب به وجبِ‬
‫این زمین رو گشتم.‬

00:22:52.330 --> 00:22:53.960
‫رادار چیزی نشون نداد.‬

00:22:54.340 --> 00:22:55.865
‫متأسفم کسیدی،‬
‫ولی هیچ نشونه‌ای‬

00:22:55.870 --> 00:22:57.687
‫از جسد توی زمینِ اینجا نیست.‬

00:23:07.820 --> 00:23:09.401
‫کجایی؟‬

00:23:31.740 --> 00:23:35.273
‫اگه جسد‬
‫توی زمین نباشه چی؟‬

00:23:41.580 --> 00:23:43.130
‫اینو بگیر.‬

00:23:45.150 --> 00:23:46.040
‫خب.‬

00:23:51.630 --> 00:23:54.220
‫اون پایین چیزی می‌بینی؟‬

00:24:00.170 --> 00:24:01.097
‫هممم.‬

00:24:02.040 --> 00:24:03.200
‫یه دستبنده.‬

00:24:07.640 --> 00:24:10.678
‫- «جی. دبلیو»‬
‫- جسیکا وینترز.‬

00:24:12.510 --> 00:24:14.046
‫پیداش کردیم.‬

00:24:20.760 --> 00:24:23.360
‫یه چیزِ دیگه هم‬
‫اون پایینه.‬

00:24:47.550 --> 00:24:48.700
‫حق با تو بود.‬

00:25:04.714 --> 00:25:07.025
‫بقایای جسدِ‬
‫دو تا زن رو داریم.‬

00:25:07.030 --> 00:25:08.965
‫با توجه به میزانِ تجزیه، می‌گم که‬

00:25:08.970 --> 00:25:10.365
‫بیشتر از یه دهه است‬
‫که اینجان.‬

00:25:10.370 --> 00:25:12.005
‫جسیکا وینترز‬
‫سال ۲۰۰۸ ناپدید شد.‬

00:25:12.010 --> 00:25:14.135
‫انگار یه حیوون رفته سراغِ‬
‫کیسه‌ی کنفی‌ای که‬

00:25:14.140 --> 00:25:15.805
‫- بقایای جسد توش بوده.‬
‫- که توضیح می‌ده چطوری‬

00:25:15.810 --> 00:25:18.175
‫یه سگِ شکاری‬
‫استخونِ فکش رو پیدا کرده.‬

00:25:18.180 --> 00:25:20.815
‫جسدها سوزونده شدن،‬
‫احتمالاً برای از بین بردنِ‬

00:25:20.820 --> 00:25:22.390
‫بافتِ پوست و استخون.‬

00:25:22.520 --> 00:25:24.085
‫آره، تا بتونه اونا رو درست کنه.‬

00:25:24.090 --> 00:25:25.785
‫فرض رو بر این می‌ذارم که‬
‫اینا بقایای‬

00:25:25.790 --> 00:25:27.045
‫جسیکا وینترز هستن.‬

00:25:27.050 --> 00:25:28.255
‫استخونِ فکش نیست.‬

00:25:28.260 --> 00:25:30.480
‫ولی با دی.‌ان‌.ای تأییدش می‌کنم.‬

00:25:31.390 --> 00:25:33.896
‫قربانیِ دیگه‌مون یه هویتِ نامعلومه.‬

00:25:33.901 --> 00:25:36.750
‫دندون‌هاش رو در اسرعِ وقت‬
‫می‌فرستم آزمایشگاهِ جنایی.‬

00:25:36.830 --> 00:25:39.495
‫باشه.‬
‫چقدر طول می‌کشه شناساییش کنی؟‬

00:25:39.500 --> 00:25:42.065
‫اگه توی سیستم باشه، فردا.‬

00:25:42.070 --> 00:25:44.405
‫حرفم رو پس می‌گیرم، همین الانشم فردا شده.‬

00:25:44.410 --> 00:25:45.920
‫پس، چند ساعتِ دیگه.‬

00:25:48.040 --> 00:25:49.575
‫هی.‬
‫روزِ طولانی‌ای بوده.‬

00:25:49.580 --> 00:25:51.775
‫چرا نمی‌ری خونه،‬
‫یه‌کم استراحت کنی؟‬

00:25:51.780 --> 00:25:53.410
‫هیچ‌جا نمی‌رم.‬

00:25:53.620 --> 00:25:55.651
‫این چیه؟‬

00:26:03.020 --> 00:26:04.267
‫«یه آرزو کن.»‬

00:26:05.659 --> 00:26:06.766
‫کیسه‌های کنفی،‬

00:26:06.771 --> 00:26:08.555
‫چشمِ قضاوت.‬

00:26:08.560 --> 00:26:10.055
‫این رسم و رسومِ اونه.‬

00:26:10.060 --> 00:26:13.295
‫حق با توئه. با یه‬
‫قاتلِ زنجیره‌ای طرفیم.‬

00:26:13.300 --> 00:26:16.850
‫و جشنواره‌ی ماه خونین‬
‫شکارگاهِ اونه.‬

00:26:17.300 --> 00:26:19.665
‫میکی، جشنواره شروع می‌شه‬

00:26:19.670 --> 00:26:21.640
‫تا کمتر از ۱۲ ساعتِ دیگه.‬

00:26:25.553 --> 00:26:26.073
‫پانچ،‬

00:26:26.110 --> 00:26:27.575
‫تا الان دو بار بهت زنگ زدم.‬

00:26:27.580 --> 00:26:29.145
‫اگه تا پنج دقیقه‌ی دیگه بهم زنگ نزنی،‬

00:26:29.150 --> 00:26:30.575
‫میام دمِ خونه‌ت.‬

00:26:30.580 --> 00:26:32.945
‫- اوه، ممنون.‬
‫- اون... اون...‬

00:26:32.950 --> 00:26:34.515
‫- ریس.‬
‫- برای توئه.‬

00:26:34.520 --> 00:26:35.450
‫ردیفش کردی؟‬

00:26:35.920 --> 00:26:38.310
‫آره.‬
‫ماشینِ گشت پیدا شده.‬

00:26:38.330 --> 00:26:40.678
‫ریس هم الان تو بازداشته.‬

00:26:41.460 --> 00:26:43.225
‫در موردِ اون معاونِ جوون و کله‌شق‌مون چی؟‬

00:26:43.230 --> 00:26:46.125
‫همم.‬
‫«بی‌انضباط» رو یادت رفت بگی،‬

00:26:46.130 --> 00:26:49.473
‫«نافرمان» ورو «اعصاب».‬

00:26:49.740 --> 00:26:52.015
‫اه.‬
‫باورت بشه یا نه،‬

00:26:52.530 --> 00:26:54.220
‫چندتا ایده‌ی خوب داشت.‬

00:26:55.280 --> 00:26:57.175
‫بدم میاد اعتراف کنم، ولی‬
‫یه جورایی منو یادِ یه...‬

00:26:57.180 --> 00:27:00.405
‫نیتن بونِ جوون میندازه.‬
‫اوه، آره. پرونده رو خوندم.‬

00:27:00.410 --> 00:27:03.685
‫معاون‌های ارشد توی
‫اولین واحدم، منو می‌انداختن‬

00:27:03.690 --> 00:27:05.915
‫تو قسمتِ عمیقِ استخر‬
‫تا فقط غرق شدنم رو تماشا کنن.‬

00:27:05.920 --> 00:27:07.855
‫شانس آوردی‬
‫که یه مربی داشتی.‬

00:27:07.860 --> 00:27:10.285
‫راستش الان اصلاً از دستِ
‫فرد واتکینز دلِ خوشی ندارم.‬

00:27:10.290 --> 00:27:12.625
‫کسیدی راست می‌گفت.‬
‫این دخترا ناپدید شدن،‬

00:27:12.630 --> 00:27:14.140
‫درست بیخِ گوشِ اون.‬

00:27:14.491 --> 00:27:15.651
‫حالش چطوره؟‬

00:27:16.708 --> 00:27:17.688
‫نمی‌دونم.‬

00:27:17.800 --> 00:27:20.695
‫اریکا گفت نزدیک بود
‫توی دِدواتر خودش رو به کشتن بده.‬

00:27:20.700 --> 00:27:22.495
‫کمپبل، دیگه گیرِ من افتادی.‬

00:27:22.500 --> 00:27:25.235
‫پسرِ بوریتویی موندنی شده.‬

00:27:25.240 --> 00:27:27.565
‫بعد از اینکه ریس رو دستگیر کردم‬

00:27:27.570 --> 00:27:30.275
‫و ماشینو برگردوندم، نمی‌تونن اخراجم کنن.‬

00:27:30.280 --> 00:27:30.980
‫می‌تونن؟‬

00:27:41.720 --> 00:27:44.880
‫اسمِ اون جسدِ مجهول‌الهویه‌مون‬
‫مگی شیپلیه.‬

00:27:46.890 --> 00:27:48.450
‫توی لیستت بود.‬

00:27:48.977 --> 00:27:51.765
‫آره.‬
‫سال ۲۰۱۰ ناپدید شد.‬

00:27:51.770 --> 00:27:53.407
‫۱۹ سالش بود.‬

00:27:56.529 --> 00:27:59.319
‫امروز صبح «رن» رو خیلی محکم بغل کردم.‬

00:27:59.970 --> 00:28:02.835
‫ممنون که هوای دخترامون رو داری.‬

00:28:02.840 --> 00:28:04.410
‫خیلی برام ارزش داره.‬

00:28:08.980 --> 00:28:11.019
‫میکی، باید‬
‫جلوی این یارو رو بگیریم.‬

00:28:11.634 --> 00:28:12.394
‫می‌گیریم.‬

00:28:13.050 --> 00:28:14.555
‫نمی‌تونی جشنواره رو تعطیل کنی.‬

00:28:14.560 --> 00:28:16.385
‫صلاحیتش رو نداری.‬

00:28:16.390 --> 00:28:18.355
‫هیئتِ ناظرانِ شهرستان‬

00:28:18.360 --> 00:28:20.255
‫به رئیسِ جشنواره...‬

00:28:20.260 --> 00:28:21.825
‫که داری بهش نگاه می‌کنی...‬

00:28:21.830 --> 00:28:24.665
‫اختیارِ تام و انحصاری
‫داده تا جشنواره رو لغو کنه.‬

00:28:24.670 --> 00:28:27.330
‫حالا اگه می‌خوای منو برکنار کنی،‬

00:28:27.430 --> 00:28:29.065
‫می‌تونی به کمیته‌ی جشنواره درخواست بدی.‬

00:28:29.070 --> 00:28:30.335
‫منظورت همون رفیقای گلف‌بازته؟‬

00:28:30.340 --> 00:28:31.935
‫در غیرِ این صورت، می‌خوام اون دروازه‌ها‬

00:28:31.940 --> 00:28:34.375
‫باز باشن تا مردم بیان و بساطِ
‫عیش و نوش‌شون رو راه بندازن.‬

00:28:34.380 --> 00:28:36.880
‫لعنتی میکی،‬
‫نصفِ حالش به همینه.‬

00:28:36.904 --> 00:28:38.643
‫داری از عیش و نوش حرف می‌زنی، پانچ؟‬

00:28:38.780 --> 00:28:41.845
‫ما دوتا جمجمه پیدا کردیم که
‫روشون یه چشمِ سوم حکاکی شده بود.‬

00:28:41.850 --> 00:28:44.869
‫نه هر چشمِ سومی.‬
‫دقیقاً همون چشمِ سوم.‬

00:28:44.874 --> 00:28:48.072
‫این اتفاقی نیست.‬
‫باید این بساط رو جمع کنیم.‬

00:28:48.077 --> 00:28:48.597
‫آهان.‬

00:28:49.460 --> 00:28:51.355
‫و، خب،‬
‫اون استخونا مالِ چند سال پیش بودن؟‬

00:28:51.360 --> 00:28:54.320
‫بهت گفتم.‬
‫جسیکا وینترز سال ۲۰۰۸ مُرد.‬

00:28:54.530 --> 00:28:57.055
‫و تو هم توی دِدواتر پیداش کردی.‬
‫بیخیال میکی.‬

00:28:57.060 --> 00:28:58.565
‫اون بالا نمی‌تونی یه بیل به زمین بزنی‬

00:28:58.570 --> 00:29:00.265
‫و به یه چیزِ مُرده برنخوری.‬

00:29:00.270 --> 00:29:02.135
‫واسه همینه که بهش می‌گن دِدواتر.
‫(دِدواتر: یعنی آبِ مُرده)‬

00:29:02.140 --> 00:29:06.210
‫اون خواهرم رو کشته. چندتا
‫دخترِ دیگه باید ناپدید بشن؟‬

00:29:09.110 --> 00:29:12.568
‫ببین... من و تو نون و نمکِ همو خوردیم.‬

00:29:12.573 --> 00:29:15.045
‫و برخلافِ چیزی که فکر
‫می‌کنی، خیلی برات احترام قائلم.‬

00:29:15.050 --> 00:29:18.085
‫می‌دونم معاون کمپبل برات خاصه،‬

00:29:18.090 --> 00:29:20.745
‫ولی الان باید از خودت بپرسی...‬

00:29:20.750 --> 00:29:24.760
‫حاضری کلِ سابقه‌ی کاریت
‫رو سرِ تئوریِ اون قمار کنی؟‬

00:29:27.490 --> 00:29:29.555
‫نیازی به فکر کردن ندارم.‬

00:29:29.560 --> 00:29:31.495
‫صد در صد.‬

00:29:31.500 --> 00:29:34.835
‫پس واقعاً خوشحالم که تصمیم‌گیرنده تو نیستی.‬

00:29:34.840 --> 00:29:36.530
‫دروازه‌ها رو باز کنید.‬

00:29:50.846 --> 00:29:53.785
‫خانم‌ها و آقایان، ما توی
‫اجواتر یه قاتلِ زنجیره‌ای داریم.‬

00:29:53.790 --> 00:29:55.585
‫توی ۱۸ سالِ گذشته، اون از‬

00:29:55.590 --> 00:29:57.455
‫جشنواره‌ی ماهِ خونین به
‫عنوانِ شکارگاهش استفاده کرده.‬

00:29:57.460 --> 00:29:59.785
‫فقط می‌تونیم فرض کنیم که
‫امشب هم دوباره تلاش می‌کنه.‬

00:29:59.790 --> 00:30:01.225
‫ولی شکست می‌خوره.‬

00:30:01.230 --> 00:30:02.795
‫چون تک‌تکِ معاون‌های‬

00:30:02.800 --> 00:30:05.880
‫توی این اتاق اونجا هستن تا جلوش رو بگیرن.‬

00:30:06.200 --> 00:30:08.630
‫امشب بحثِ نمایش قدرته.‬

00:30:08.940 --> 00:30:10.050
‫معاون کمپبل.‬

00:30:11.570 --> 00:30:14.575
‫قاتلِ ما زن‌های ۱۸ تا ۲۶
‫سال رو هدف قرار می‌ده،‬

00:30:14.580 --> 00:30:16.575
‫اونایی که مو، چشم و پوستِ تیره دارن.‬

00:30:16.580 --> 00:30:18.575
‫باید حواسمون به هر قربانیِ احتمالی‬

00:30:18.580 --> 00:30:19.575
‫که این مشخصات رو داره باشه.‬

00:30:19.580 --> 00:30:21.615
‫در موردِ مظنون هم،‬

00:30:21.620 --> 00:30:24.836
‫بر اساسِ جدولِ زمانی‌مون، بالای
‫۴۰ سالشه و به احتمالِ زیاد مَرده.‬

00:30:24.841 --> 00:30:27.545
‫داریم روی پرونده شخصیتی‌اش کار می‌کنیم، ولی‬

00:30:27.550 --> 00:30:28.950
‫امشب آماده نمی‌شه.‬

00:30:29.920 --> 00:30:31.885
‫فکر می‌کنیم ممکنه توی جشنواره کار کنه،‬

00:30:31.890 --> 00:30:33.895
‫واسه همینه که داریم
‫مشخصاتِ تک‌تکِ فروشنده‌ها،‬

00:30:33.900 --> 00:30:35.995
‫داوطلب‌ها و هر کسی که با این
‫مراسم در ارتباطه رو بررسی می‌کنیم.‬

00:30:36.000 --> 00:30:37.625
‫با پایگاه داده‌مون چک بشه.‬

00:30:37.630 --> 00:30:40.765
‫فعلاً، می‌خوام حواستون
‫به هر رفتار مشکوکی باشه.‬

00:30:40.770 --> 00:30:43.165
‫اگه کسی حتی به موهای یه دختر دست زد،‬

00:30:43.170 --> 00:30:44.435
‫می‌خوام در جریان باشم.‬

00:30:44.440 --> 00:30:45.935
‫علاوه بر معاون‌های یونیفورم‌پوش،‬

00:30:45.940 --> 00:30:47.465
‫ستوان بون یه تیم رو هدایت می‌کنه‬

00:30:47.470 --> 00:30:50.275
‫متشکل از معاون‌های زن و مرد با لباس شخصی.‬

00:30:50.280 --> 00:30:52.996
‫موران، جافین، رودریگز...‬

00:30:55.020 --> 00:30:56.720
‫...ایگلسیاس رو می‌خوام.‬

00:30:58.202 --> 00:30:59.985
‫نُه تا قربانی قتل وجود دارن‬

00:30:59.990 --> 00:31:02.168
‫که لایق عدالتن.‬

00:31:02.790 --> 00:31:06.089
‫و بهش می‌رسن، مهم نیست چقدر طول بکشه.‬

00:31:06.611 --> 00:31:07.191
‫امشب،‬

00:31:07.930 --> 00:31:09.959
‫مطمئن می‌شیم که دهمی در کار نباشه.‬

00:31:10.413 --> 00:31:11.113
‫مرخصید.‬

00:31:15.370 --> 00:31:17.535
‫آره، ممنون که اومدی.‬
‫کسیدی.‬

00:31:17.540 --> 00:31:19.473
‫مددکاری اجتماعی اینجاست.‬

00:31:19.510 --> 00:31:21.335
‫معاون کمپبل، پرونده‌هایی
‫که خواسته بودید رو آوردم.‬

00:31:21.340 --> 00:31:22.954
‫ممنون، استفانی.‬

00:31:22.959 --> 00:31:24.849
‫بفرمایید بشینید،‬
‫الان میام پیشتون.‬

00:31:25.442 --> 00:31:26.545
‫مددکاری اجتماعی؟‬

00:31:26.550 --> 00:31:28.445
‫مگی شیپلی توی سیستم بود.‬

00:31:28.450 --> 00:31:30.075
‫می‌خوام یه نگاهی به پرونده‌ش بندازم.‬

00:31:30.080 --> 00:31:31.885
‫شاید چیزی باشه که بهمون کمک کنه.‬

00:31:31.890 --> 00:31:33.690
‫منم پشت سرت به جشنواره میام.‬

00:31:52.370 --> 00:31:54.951
‫برات پشمک بخرم؟‬

00:32:00.080 --> 00:32:02.615
‫جاش یه چورو بخر،‬
‫اینو پایه‌آم.‬

00:32:02.620 --> 00:32:03.905
‫چیزی می‌بینی؟‬

00:32:10.860 --> 00:32:13.655
‫میکی. این همه پلیس اینجا چی کار می‌کنن؟‬
‫داری چه غلطی می‌کنی؟‬

00:32:13.660 --> 00:32:15.555
‫فکر کنم بهش می‌گن انجام وظیفه.‬

00:32:15.560 --> 00:32:17.251
‫داری معرکه راه می‌ندازی، میکی.‬

00:32:17.256 --> 00:32:18.870
‫داری مردمو می‌ترسونی.‬

00:32:19.630 --> 00:32:22.265
‫انگار تنها کسی که الان دارم می‌ترسونمش‬

00:32:22.270 --> 00:32:23.568
‫تویی، پانچ.‬

00:32:24.470 --> 00:32:26.065
‫و باید بگم،‬
‫یه جورایی حال می‌ده.‬

00:32:26.070 --> 00:32:28.435
‫دیگه باهات تو این زمینه همکاری نمی‌کنم، پانچ.‬
‫من برای تو کار نمی‌کنم.‬

00:32:28.440 --> 00:32:30.735
‫برای کلوپ روتاری کار نمی‌کنم.‬
‫برای جشنواره هم کار نمی‌کنم.‬

00:32:30.740 --> 00:32:32.045
‫من برای مردمِ اجواتر کار می‌کنم.‬

00:32:32.050 --> 00:32:34.480
‫و الانم،‬
‫یکم سرم شلوغه.‬

00:32:40.920 --> 00:32:43.115
‫خب، درباره‌ی مگی شیپلی‬
‫چی می‌تونی بهم بگی؟‬

00:32:43.120 --> 00:32:44.485
‫متأسفانه چیز زیادی نه.‬

00:32:44.490 --> 00:32:46.525
‫اون مال قبل از زمانِ من بود، ولی‬

00:32:46.530 --> 00:32:48.625
‫- یادداشت‌های مددکارش رو اینجا دارم.‬
‫- اجازه هست؟‬

00:32:48.630 --> 00:32:49.625
‫نه، بفرمایید.‬

00:32:49.630 --> 00:32:50.955
‫دنبال هر کسی می‌گردم‬

00:32:50.960 --> 00:32:52.095
‫که ممکنه باهاش در ارتباط بوده باشه.‬

00:32:52.100 --> 00:32:53.922
‫دوستا، دوست‌پسرا.‬

00:32:53.930 --> 00:32:55.535
‫من همچین چیزی ندیدم.‬

00:32:55.540 --> 00:32:58.560
‫فقط یه بچه‌ی دیگه‬
‫که هیچ شانسی نداشت.‬

00:32:59.710 --> 00:33:02.295
‫این چیه؟ «اِی.آر.تی»؟‬

00:33:02.300 --> 00:33:04.605
‫اوه، درمانِ توانبخشی از طریق هنر.‬

00:33:04.610 --> 00:33:07.575
‫برنامه‌ایه که شهرستان برای
‫بچه‌های محروم اجرا می‌کنه.‬

00:33:07.580 --> 00:33:10.840
‫فکر کنم تنها راهِ تخلیه‌ی مثبتِ مگی بود.‬

00:33:25.370 --> 00:33:27.520
‫گزارش وضعیت.‬
‫اعلام کنید.‬

00:33:27.870 --> 00:33:29.565
‫هنک. من توی محوطه‌ی سرو آبجو هستم.‬

00:33:29.570 --> 00:33:32.635
‫هیچ فعالیت مشکوکی نیست، به جز گرون‌فروشی.‬

00:33:32.640 --> 00:33:34.970
‫دوازده دلار برای یه آبجوی لایت؟‬

00:33:36.680 --> 00:33:39.145
‫بون. من توی محوطه‌ی بازی‌هام.‬
‫حواسم به دو تا زنه‬

00:33:39.150 --> 00:33:41.575
‫که با مشخصات قربانی‌هامون جور درمی‌ان.‬

00:33:41.580 --> 00:33:42.873
‫همه‌چی ردیفه.‬

00:33:43.150 --> 00:33:46.703
‫پنیا. ورودی اصلی.‬
‫اینجا همه‌چی آرومه.‬

00:33:49.920 --> 00:33:51.260
‫کسیدی، چی شده؟‬

00:33:51.360 --> 00:33:53.155
‫میکی، همین الان یه عکس برات فرستادم.‬

00:33:53.160 --> 00:33:55.125
‫همین الان حواست به ون وین‌رایت باشه.‬

00:33:55.130 --> 00:33:58.095
‫- ون وین‌رایتِ هنرمند؟‬
‫- آره. اون‬

00:33:58.100 --> 00:34:00.495
‫مگی شیپلی رو می‌شناخت.‬
‫اون و یه دختر گمشده‌ی دیگه‬

00:34:00.500 --> 00:34:02.335
‫هر دو توی برنامه‌ی هنریش بودن.‬

00:34:02.340 --> 00:34:03.865
‫اوایل دهه‌ی ۲۰۰۰، اون‬

00:34:03.870 --> 00:34:05.005
‫دو تا اتهامِ تجاوز جنسی‬

00:34:05.010 --> 00:34:06.765
‫توی منطقه‌ی خلیجی داشت.‬

00:34:06.770 --> 00:34:09.575
‫پیگیری نشدن چون دخترا حاضر نشدن شهادت بدن.‬

00:34:09.580 --> 00:34:11.205
‫تازه، اون ۲۰ سالِ گذشته رو‬

00:34:11.210 --> 00:34:12.675
‫برای جشنواره کار می‌کرده.‬

00:34:12.680 --> 00:34:14.145
‫زمان‌بندی با هم جور درمی‌آد.‬

00:34:14.150 --> 00:34:15.615
‫دیروز بازداشتش کرده بودیم.‬

00:34:15.620 --> 00:34:17.310
‫پنج دقیقه دیگه می‌رسم.‬

00:34:17.350 --> 00:34:19.345
‫باید حواسمون به ون وین‌رایت باشه.‬

00:34:19.350 --> 00:34:21.289
‫دارم یه عکسش براتون می‌فرستم.‬
‫پیداش کنید.‬

00:34:22.018 --> 00:34:23.115
‫خب، اجواتر،‬

00:34:23.120 --> 00:34:26.555
‫برای مردی دست بزنید که اسم واقعیش هنریه،‬

00:34:26.560 --> 00:34:28.195
‫ولی همه‌تون اون رو به اسمِ...‬

00:34:28.200 --> 00:34:30.816
‫- پانچ!‬
‫- آره!‬

00:34:32.530 --> 00:34:34.665
‫ممنون. ممنون.‬

00:34:34.670 --> 00:34:37.235
‫آماده‌اید که‬
‫این شمع رو روشن کنیم؟‬

00:34:37.240 --> 00:34:39.735
‫صداتون رو نمی‌شنوم.‬

00:34:39.740 --> 00:34:42.902
‫پهپادها توی هوا هستن؟‬

00:34:43.480 --> 00:34:45.640
‫همه آرزوهاشون رو کردن؟‬

00:34:45.880 --> 00:34:48.545
‫پس امیدوارم الهه‌ی ماهِ خونین‬

00:34:48.550 --> 00:34:50.470
‫آرزوهاتون رو برآورده کنه.‬

00:35:07.630 --> 00:35:09.865
‫تازه رسیدم. دارم میام سمتت.‬

00:35:09.870 --> 00:35:11.960
‫هنوز خبری ازش نیست.‬

00:35:12.140 --> 00:35:14.905
‫پانچ.‬
‫ون وین‌رایت کجاست؟‬

00:35:14.910 --> 00:35:18.035
‫- نمی‌دونم. چطور؟‬
‫- اون یه متجاوز جنسیه، پانچ.‬

00:35:18.040 --> 00:35:19.375
‫قربانی‌ها رو می‌شناخته،‬

00:35:19.380 --> 00:35:21.045
‫و تمام این مدت همین‌جا‬
‫کار می‌کرده.‬

00:35:21.050 --> 00:35:22.686
‫تمام این مدت.‬

00:35:36.860 --> 00:35:39.165
‫دیدمش. وین‌رایت داره‬
‫می‌ره سمت هزارتوی ذرت.‬

00:35:39.170 --> 00:35:43.060
‫- یه زن هم همراشه.‬
‫- کسیدی، منتظر نیروی کمکی بمون.‬

00:35:45.470 --> 00:35:47.286
‫دارم می‌رم تو.‬

00:35:49.182 --> 00:35:50.810
‫هزارتوی ذرت
‫خروجی

00:36:10.960 --> 00:36:13.120
‫کسیدی، منتظر نیروی کمکی بمون.‬

00:36:14.470 --> 00:36:15.050
‫کسیدی.‬

00:36:17.140 --> 00:36:18.540
‫دارم می‌آم، کسیدی.‬

00:36:18.570 --> 00:36:19.790
‫درست پشت سرتم.‬

00:36:21.840 --> 00:36:23.735
‫شما دوتا، همین بیرون بمونید.‬

00:36:23.740 --> 00:36:25.945
‫میکی، من از اون طرف می‌آم.‬
‫محاصره‌ش می‌کنیم.‬

00:36:25.950 --> 00:36:28.175
‫- بذار باهات بیام.‬
‫- دستورمو شنیدی.‬

00:36:28.180 --> 00:36:30.560
‫نه کسی وارد می‌شه، نه کسی خارج.‬

00:36:47.670 --> 00:36:48.960
‫برای کلانتریه.‬

00:36:55.010 --> 00:36:57.211
‫پهپاد تو هواست.‬

00:37:04.350 --> 00:37:05.715
‫می‌بینمت، کسیدی.‬

00:37:05.720 --> 00:37:07.185
‫- من چشم‌های تو تو آسمونم.‬
‫- دریافت شد.‬

00:37:07.190 --> 00:37:09.255
‫هر وقت دیدیشون خبر بده.‬

00:37:09.260 --> 00:37:11.216
‫یه چیزی دیدم.‬

00:37:11.460 --> 00:37:13.472
‫منم همین‌طور.‬

00:37:19.670 --> 00:37:20.480
‫اوه! اوه.‬

00:37:24.770 --> 00:37:26.933
‫دو نفر رو دیدم.‬

00:37:27.110 --> 00:37:29.670
‫بپیچ راست،‬
‫بعد دوباره راست.‬

00:37:29.680 --> 00:37:31.405
‫بپیچ چپ و دوباره چپ،‬

00:37:31.410 --> 00:37:32.800
‫و می‌رسی بهشون.‬

00:37:33.510 --> 00:37:35.049
‫بی‌سیم رو خاموش می‌کنم.‬

00:37:39.504 --> 00:37:41.645
‫نه. گفتم دست نگه‌دار.‬

00:37:41.650 --> 00:37:44.645
‫اداره‌ی کلانتری!‬
‫تکون نخور!‬

00:37:47.090 --> 00:37:48.451
‫حالت خوبه؟‬

00:37:51.900 --> 00:37:53.658
‫می‌بینمش.‬

00:37:55.070 --> 00:37:56.454
‫می‌گیرمش.‬

00:37:57.200 --> 00:37:59.343
‫کجا داری می‌ری؟‬

00:38:15.730 --> 00:38:17.085
‫هزارتوی ذرت
‫ورودی

00:38:17.090 --> 00:38:18.430
‫این مسخره‌ست.‬

00:38:18.730 --> 00:38:21.560
‫انـ...‬
‫نه، من هیچ کار اشتباهی نکردم.‬

00:38:21.565 --> 00:38:23.015
‫با رضایت خودش بود.‬

00:38:29.690 --> 00:38:30.800
‫جسیکا وینترز،‬
‫۲۰۰۸.‬

00:38:31.895 --> 00:38:34.565
‫مگی شیپلی،‬
‫۲۰۱۰.‬

00:38:34.570 --> 00:38:35.090
‫

00:38:35.828 --> 00:38:38.290
‫زویی کمپبل،
‫ ۲۰۱۲

00:38:42.020 --> 00:38:45.230
‫چهره‌ی آشنایی می‌بینی،‬
‫آقای وین‌رایت؟‬

00:38:55.130 --> 00:38:57.210
‫می‌خوام با وکیلم حرف بزنم.‬

00:38:57.530 --> 00:39:00.265
‫باید یه سری سرنخ‌ها رو به هم وصل کنیم، ولی‬

00:39:00.270 --> 00:39:02.765
‫با توجه به سابقه‌اش‬
‫و رابطه‌اش‬

00:39:02.770 --> 00:39:04.460
‫با زن‌های مفقود شده...‬

00:39:05.240 --> 00:39:07.280
‫...به نظر می‌رسه خودش باشه.‬

00:39:09.640 --> 00:39:11.335
‫وکیلش تو راهه.‬

00:39:11.340 --> 00:39:13.045
‫من می‌مونم، تو برو خونه.‬

00:39:13.050 --> 00:39:15.045
‫می‌خوام برای فردا سرحال باشی.‬

00:39:15.050 --> 00:39:16.850
‫نمایش قدرت جواب داد.‬

00:39:17.650 --> 00:39:19.515
‫گزارشی از مفقود شدن زن‌ها نداریم.‬

00:39:19.520 --> 00:39:21.910
‫دیگه خبری از زویی‌های دیگه نیست.‬

00:39:28.060 --> 00:39:29.270
‫داری می‌ری؟‬

00:39:30.304 --> 00:39:30.704
‫نه.‬

00:39:31.000 --> 00:39:33.365
‫بون قول داده قضیه رو‬
‫با میکی صاف و صوف کنه،‬

00:39:33.370 --> 00:39:34.590
‫به یه شرط.‬

00:39:34.970 --> 00:39:36.595
‫اینکه به ریس تو سلولش‬

00:39:36.600 --> 00:39:39.900
‫سرِ هر ساعت سر بزنم‬
‫تا وقتی که منتقل بشه.‬

00:39:40.510 --> 00:39:41.970
‫پسرِ بوریتویی مُرد.‬

00:39:42.554 --> 00:39:44.244
‫زنده باد بابای پهپادی.‬

00:39:44.510 --> 00:39:46.625
‫تلاش خوبی بود.‬

00:39:46.680 --> 00:39:48.579
‫هیچ‌کس اینطوری صدات نمی‌کنه.‬

00:39:49.348 --> 00:39:50.338
‫بهش زمان بده.

00:39:51.620 --> 00:39:54.530
‫منظورم این بود که داری اخراج می‌شی؟‬

00:39:55.079 --> 00:39:55.659
‫ولی...‬

00:39:56.660 --> 00:39:58.750
‫خوش‌حالم که موندنی شدی.‬

00:40:00.760 --> 00:40:02.800
‫امروز کارت عالی بود، کسیدی.‬

00:40:06.200 --> 00:40:08.695
‫مامانت با شنیدن خبر چطور کنار اومد؟‬

00:40:08.700 --> 00:40:10.090
‫بهش نگفتم.‬

00:40:11.510 --> 00:40:13.770
‫فکر نکنم جرئتشو داشته باشم.‬

00:40:14.340 --> 00:40:15.330
‫درکت می‌کنم.‬

00:40:17.380 --> 00:40:19.700
‫ولی باید از زبون خودت بشنوه.‬

00:40:20.350 --> 00:40:22.270
‫نه از اخبار ساعت ۱۱.‬

00:40:26.590 --> 00:40:28.460
‫شب به‌خیر، پسرِ بوریتویی.‬

00:40:31.302 --> 00:40:33.462
‫کلانتر، شما هیچ مدرکی ندارید.‬

00:40:34.460 --> 00:40:36.625
‫ما موکلتون رو موقع تعرض‬

00:40:36.630 --> 00:40:40.495
‫به دستیارِ خیلی جوون‬
‫و مستش گرفتیم.‬

00:40:40.500 --> 00:40:41.865
‫این فقط حرفِ این در مقابلِ حرفِ اونه.‬

00:40:41.870 --> 00:40:45.180
‫تازه اگه یادش بیاد که‬
‫موکل منو وسوسه کرده.‬

00:40:46.370 --> 00:40:49.505
‫خب، تا فردا انتظار داریم‬
‫بتونیم متهمش کنیم‬

00:40:49.510 --> 00:40:51.505
‫بابت یه پرونده‌ی‬
‫در جریانِ دیگه.‬

00:40:51.510 --> 00:40:52.660
‫خودش بهم گفت.‬

00:40:52.998 --> 00:40:55.627
‫یه سری قتل‌های زنجیره‌ای مربوط‬
‫به جشنواره‌ی ماه خونین.‬

00:40:55.780 --> 00:40:57.615
‫خب، این کار سخت خواهد بود، کلانتر فاکس.‬

00:40:57.620 --> 00:41:00.945
‫آخه می‌دونید، آقای وین‌رایت موقع‬
‫جشنواره‌ی ۲۰۱۰ خارج از شهر بود،‬

00:41:00.950 --> 00:41:03.593
‫همون موقعی که فکر کنم گفتید‬
‫مگی شیپلی مفقود شده؟‬

00:41:05.246 --> 00:41:07.346
‫عروسی برادرش تو یوتا بود.‬
‫(یوتا: یه ایالت در غرب آمریکا)

00:41:08.030 --> 00:41:10.695
‫رسیدهای هتل، بلیط‌های هواپیما‬

00:41:10.700 --> 00:41:12.725
‫و یه عکس از مهمونیِ عروسی.‬

00:41:12.730 --> 00:41:14.195
‫اون ساقدوشِ داماد بود.‬

00:41:14.200 --> 00:41:16.065
‫فقط چون توی یه جشنواره
‫نبوده، معنیش این نیست که...‬

00:41:16.070 --> 00:41:17.990
‫فقط بحثِ یه جشنواره نیست.‬

00:41:18.000 --> 00:41:19.605
‫آخرین قربانی، دو سال پیش...‬

00:41:19.610 --> 00:41:21.590
‫زنی به اسمِ جِین یارو...‬

00:41:21.610 --> 00:41:24.171
‫موکلم حتی توی کشور نبود.‬

00:41:26.610 --> 00:41:28.545
‫این خودشه توی آلمان، داره برای یه جمعیت‬

00:41:28.550 --> 00:41:30.345
‫صد نفره توی یه جشنواره‌ی هنری حرف می‌زنه.‬

00:41:30.350 --> 00:41:32.670
‫دقت کنید که تاریخ و ساعت داره.‬

00:41:32.720 --> 00:41:34.585
‫آقای وِین‌رایت سفارشِ یه
‫مجسمه رو توی برلین داده بود.‬

00:41:34.590 --> 00:41:37.198
‫شاگردش مجسمه‌ی «الهه» رو سال ۲۰۲۴ تموم کرد.‬

00:41:38.630 --> 00:41:41.024
‫اون ناشی گند زده به چشمش.‬

00:41:44.060 --> 00:41:47.195
‫نکته اینجاست که اون نمی‌تونسته
‫جِین یارو رو دزدیده باشه.‬

00:41:47.200 --> 00:41:49.575
‫اون قاتلِ مدنظرِ شما نیست، کلانتر.‬

00:42:10.420 --> 00:42:12.460
‫لوری هستم. پیغام بذارید.‬

00:42:13.629 --> 00:42:14.559
‫سلام مامان.‬

00:42:15.599 --> 00:42:16.429
‫منم.‬

00:42:16.472 --> 00:42:18.095
‫می‌دونم دیره،‬

00:42:18.100 --> 00:42:20.530
‫ولی باید یه چیزی بهت بگم.‬

00:42:20.770 --> 00:42:23.495
‫ساعت ۸ برای صبحانه می‌آم خونه،‬

00:42:23.500 --> 00:42:24.970
‫درست مثلِ قدیما.‬

00:42:27.138 --> 00:42:27.974
‫دوستت دارم.‬

00:42:28.500 --> 00:42:48.500
« آوا مووی - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ AvaMovie.in ]