﻿WEBVTT

00:00:00.020 --> 00:00:02.138
‫« آنچه گذشت »
‫من آدام رو مثل داداشم می‌دونم.

00:00:02.219 --> 00:00:04.090
‫رفتارش باهات خیلی خصمانه‌ست.

00:00:04.091 --> 00:00:05.875
‫رفتار آدام با همه خصمانه‌ست.

00:00:05.876 --> 00:00:07.484
‫حتی نمی‌خوای تلاشش رو ببینی؟

00:00:07.485 --> 00:00:09.269
‫تو عمرم به اندازه‌ی کافی کنار کشیدنِ مردم رو دیدم

00:00:09.270 --> 00:00:11.097
‫که بخوام بازم شاهد این اتفاق باشم.

00:00:11.098 --> 00:00:12.489
‫فکر کنم غافلگیرت کنه.

00:00:12.490 --> 00:00:14.883
‫می‌خوام جایگاهم رو در اینجا پیدا کنم

00:00:14.884 --> 00:00:18.061
‫و با شوهر جدیدم به یک مقداری متانت برسم.

00:00:20.021 --> 00:00:21.890
‫هری چیزیش شده؟

00:00:21.891 --> 00:00:23.065
‫توی یه مسافرخونه بین اینجا و هاویک

00:00:23.066 --> 00:00:24.632
‫بدجوری مریض شده.

00:00:24.633 --> 00:00:25.720
‫قصد داری چی کار کنی؟

00:00:25.721 --> 00:00:27.636
‫برم بیارمش دیگه.

00:00:27.637 --> 00:00:30.812
‫چرا نذاشتید یه پزشک احضار بشه؟

00:00:30.813 --> 00:00:32.988
‫این آقا به وضوح مریضه.

00:00:32.989 --> 00:00:34.643
‫من خیریه باز نکردم، قربان.

00:00:34.991 --> 00:00:37.733
‫به امید اینکه دوباره بتونیم در آینده باهم کار کنیم.

00:00:38.386 --> 00:00:39.473
‫حتماً.

00:00:39.474 --> 00:00:41.605
‫خیلی آدم گیج‌کننده‌ایه.

00:00:41.606 --> 00:00:44.087
‫همه‌اش بخشی از جذبه‌ی اونه، پرسفون.

00:00:44.088 --> 00:00:46.219
‫من چم شده دقیقاً؟

00:00:46.220 --> 00:00:47.873
‫این هم برات رسیده.

00:00:48.396 --> 00:00:49.446
‫پرسفون؟

00:00:50.093 --> 00:00:51.399
‫اواندر مُرده.

00:00:55.000 --> 00:00:59.000
‫« در جستجوی پرسفون »

00:00:59.964 --> 00:01:03.410
‫هری وقتی حدوداً یه ساعت پیش دیدمش

00:01:03.411 --> 00:01:05.152
‫مثل همیشه گستاخ بود.

00:01:06.370 --> 00:01:08.840
‫این نشونه‌ی بهبودیشـه.

00:01:12.507 --> 00:01:15.335
‫امروز یه نامه از خواهرم گرفتم.

00:01:15.336 --> 00:01:16.684
‫کدوم‌شون؟

00:01:16.685 --> 00:01:18.294
‫آرتمیس.

00:01:18.295 --> 00:01:19.345
‫کوچیکه؟

00:01:20.993 --> 00:01:22.043
‫آره.

00:01:24.954 --> 00:01:27.086
‫از خانم پرستارش ناراضیه،

00:01:27.087 --> 00:01:29.566
‫دلیل خوبی هم براش نداره.

00:01:29.567 --> 00:01:31.046
‫حس می‌کنه سوگواریِ دائم توی خونه

00:01:31.047 --> 00:01:33.697
‫حالش رو گرفته.

00:01:34.790 --> 00:01:38.924
‫و دوباره درخواست کرده که برای ملاقات بیاد اینجا.

00:01:44.626 --> 00:01:46.193
‫من بهار یا تابستون رو توصیه کردم.

00:01:52.590 --> 00:01:54.940
‫البته، هیچ برنامه‌ای در کل ریخته نشده.

00:01:57.508 --> 00:01:59.684
‫بهار باید بریم لندن.

00:02:00.685 --> 00:02:03.644
‫بعد از تحمل جامعه و فصل،

00:02:03.645 --> 00:02:06.082
‫خوب می‌شه برگردیم اینجا که ساکت باشه.

00:02:10.086 --> 00:02:11.136
‫بله.

00:02:13.002 --> 00:02:14.830
‫واقعاً ساکته.

00:02:14.854 --> 00:02:24.854
«بکس مووی– مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور» [Baxmovie.com]

00:02:24.878 --> 00:02:34.878
«بکس مووی– مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور» [Baxmovie.com]

00:02:35.198 --> 00:02:36.720
‫حالت چطوره؟

00:02:36.721 --> 00:02:39.159
‫خیلی بهترم.

00:02:40.290 --> 00:02:42.161
‫از اون شکنجه‌گاه فاصله گرفتن

00:02:42.162 --> 00:02:44.250
‫کمک زیادی به خوب شدنم کرده.

00:02:44.251 --> 00:02:45.555
‫پس باعث خوشحالیت می‌شه که بدونی

00:02:45.556 --> 00:02:48.428
‫دیگه منبع فلاکت نخواهد بود.

00:02:48.429 --> 00:02:50.866
‫فوراً قراره تعطیل بشه.

00:02:54.696 --> 00:02:56.523
‫تعطیل بشه؟

00:02:56.524 --> 00:02:58.307
‫بررسی دقیق‌تر گذشته و اعمال اسمیت

00:02:58.308 --> 00:03:00.658
‫باعث شد تعطیل کردنش مطلقاً واجب بشه.

00:03:01.572 --> 00:03:05.053
‫هرکسی که از فرد نیازمند

00:03:05.054 --> 00:03:06.228
‫غذا، گرما، کمک پزشکی،

00:03:06.229 --> 00:03:07.403
‫و حتی توانایی درخواست کمک رو دریغ کنه

00:03:07.404 --> 00:03:10.232
‫و بارها تکرارش کرده باشه،

00:03:10.233 --> 00:03:11.626
‫نباید مسافرخونه داشته باشه.

00:03:12.975 --> 00:03:14.025
‫هوم.

00:03:15.586 --> 00:03:18.198
‫اول با عجله میای کمکم،

00:03:20.112 --> 00:03:22.462
‫بعد شروری که شکنجه‌ام کرد رو شکست میدی.

00:03:24.073 --> 00:03:25.161
‫مراقب باش، آدام.

00:03:29.644 --> 00:03:31.906
‫مردم میگن برات مهمه.

00:03:31.907 --> 00:03:33.429
‫خفه شو، هری.

00:03:43.092 --> 00:03:46.094
‫بارتون!

00:03:46.095 --> 00:03:49.098
‫اون صدای وامونده چیه؟

00:03:49.099 --> 00:03:51.839
‫فکر کنم توضیحش می‌شه

00:03:51.840 --> 00:03:53.928
‫یه گفتگوی سرزنده، اعلی‌حضرت.

00:03:53.929 --> 00:03:58.498
‫اونوقت کی مسئول این مکالمه‌ی سرزنده‌ست؟

00:03:58.499 --> 00:04:00.717
‫خانم پوینتر.

00:04:00.718 --> 00:04:02.415
‫بی‌شک کشیش هم اومده.

00:04:02.416 --> 00:04:03.466
‫بی‌شک.

00:04:04.244 --> 00:04:07.071
‫مطمئنی امروز کاملاً خودتی، بارتون؟

00:04:07.072 --> 00:04:08.464
‫اطمینان میدم

00:04:08.465 --> 00:04:10.161
‫حالم از چند سال گذشته بهتره، اعلی‌حضرت.

00:04:10.162 --> 00:04:13.253
‫انگار فالستون لونه‌ی پرنده‌ها شده.

00:04:17.996 --> 00:04:19.259
‫یه چای کامل؟

00:04:20.260 --> 00:04:22.696
‫فکر کنم آشپز خیلی هیجان‌زده شد

00:04:22.697 --> 00:04:25.787
‫که قراره دوباره یه قوری چای آماده کنه.

00:04:26.788 --> 00:04:29.050
‫از آخرین بارش مدتی می‌گذره، اعلی‌حضرت.

00:04:29.051 --> 00:04:32.183
‫بارتون، چطوریه که کشیش و زنش

00:04:32.184 --> 00:04:34.273
‫توی اتاق پذیرایی من هستن؟

00:04:34.274 --> 00:04:36.840
‫یادم نمیاد این لازمه رو تغییر داده باشم

00:04:36.841 --> 00:04:40.583
‫که باید به تمام مهمون‌ها گفته بشه که من خونه نیستم.

00:04:40.584 --> 00:04:43.761
‫کشیش به وضوح گفتن که می‌خوان بانو رو ببینن.

00:04:44.806 --> 00:04:48.025
‫وقتی گفتم آقای پوینتر اومده دیدن دوشس،

00:04:48.026 --> 00:04:50.114
‫فکر کردم ممکنه از پله‌ها بیفته،

00:04:50.115 --> 00:04:52.509
‫اینقدر از داشتنِ مهمون خوشحال شده بود.

00:04:53.858 --> 00:04:56.077
‫خانواده‌ی پوینتر چند وقته که اینجان؟

00:04:56.078 --> 00:04:58.253
‫فقط چند دقیقه شده، اعلی‌حضرت.

00:04:58.254 --> 00:05:01.082
‫خب، چند دقیقه بیشتر از چیزیه که خیلی‌ها نصیب‌شون می‌شه.

00:05:04.521 --> 00:05:05.391
‫ممنون.

00:05:05.392 --> 00:05:06.442
‫البته.

00:05:06.443 --> 00:05:08.872
‫یه لیوان چای میل داری، آدام؟

00:05:08.873 --> 00:05:10.221
‫نه.

00:05:10.222 --> 00:05:12.354
‫از دیدن دوباره‌ات خوشحالم، اعلی‌حضرت.

00:05:12.355 --> 00:05:13.790
‫شک دارم.

00:05:13.791 --> 00:05:16.097
‫دقیقاً دلیل سرزدن‌تون چیه؟

00:05:16.098 --> 00:05:17.751
‫ملاقات اجتماعی، قاعدتاً.

00:05:17.752 --> 00:05:19.143
‫قاعدتاً؟

00:05:19.144 --> 00:05:20.928
‫توی این ۱۵ سالی که کشیش بودی،

00:05:20.929 --> 00:05:23.191
‫قلعه‌ی فالستون کِی ملاقات‌کننده‌ای داشته؟

00:05:23.192 --> 00:05:24.366
‫نه حتی یک بار، اعلی‌حضرت.

00:05:24.367 --> 00:05:25.846
‫حتی یک بار.

00:05:25.847 --> 00:05:28.545
‫چی باعث شد باور کنی
‫که این قضیه تغییر کرده؟

00:05:29.416 --> 00:05:30.764
‫خوش‌خیالی؟

00:05:30.765 --> 00:05:33.680
‫کسی به قلعه فالستون سر نمی‌زنه.

00:05:33.681 --> 00:05:36.596
‫نه امروز، نه در آینده.

00:05:36.597 --> 00:05:39.120
‫قلعه فالستون دریافت نمی‌کنه، اعلی‌حضرت؟

00:05:39.121 --> 00:05:41.602
‫یا شما؟

00:05:43.125 --> 00:05:44.517
‫فرقی نداره.

00:05:44.518 --> 00:05:46.215
‫ببخشید، نخیر.

00:05:46.216 --> 00:05:49.522
‫ممنون بابت مهمون‌نوازی‌تون، اعلی‌حضرت.

00:05:49.523 --> 00:05:50.573
‫اه.

00:05:52.177 --> 00:05:53.227
‫بازم تشریف بیارید.

00:05:55.442 --> 00:05:56.492
‫ممنون بابت...

00:05:58.183 --> 00:06:00.533
‫یکشنبه می‌بینمـتون.

00:06:00.534 --> 00:06:02.273
‫امیدت رو از دست نده.

00:06:02.274 --> 00:06:04.667
‫خوشبختی حتی در دوران تاریک هم کشف می‌شه.

00:06:04.668 --> 00:06:07.148
‫پرسفون نمی‌تونه خوشحال باشه.

00:06:07.149 --> 00:06:08.192
‫پایان افسانه‌اش اینه،

00:06:08.193 --> 00:06:10.151
‫به گفته‌ی خواهر کوچیکم.

00:06:10.152 --> 00:06:12.066
‫ولی پایان قصه به گفته‌ی شماست

00:06:12.067 --> 00:06:14.634
‫که بیشترین اهمیت رو داره.

00:06:14.635 --> 00:06:19.640
‫بهتره بمونید و چایی‌تون رو بخورید.

00:06:20.771 --> 00:06:23.948
‫به آشپز توهین می‌شه
‫اگه سینی رو دست‌نخورده برگردونن.

00:06:24.949 --> 00:06:27.821
‫بشین عزیزم و کیک لیمویی بخور.

00:06:27.822 --> 00:06:29.082
‫ممنون.

00:06:30.868 --> 00:06:31.918
‫ببخشید.

00:06:35.482 --> 00:06:37.919
‫مطمئنی یکم چای میل نداری؟

00:06:41.792 --> 00:06:44.360
‫نمی‌دونستم باید ردشون کنم برن.

00:06:46.493 --> 00:06:48.364
‫بهتره چایی‌شون رو بخورن.

00:06:49.452 --> 00:06:51.497
‫فکر کردم کسی نمی‌خواد منـو ببینه.

00:06:51.498 --> 00:06:53.020
‫شک دارم کسی توی محله

00:06:53.021 --> 00:06:54.414
‫حتی تلاش کرده باشه.

00:06:54.415 --> 00:06:56.676
‫پس می‌تونم به دیدن همسایه‌ها برم.

00:06:56.677 --> 00:06:57.727
‫نه.

00:07:00.158 --> 00:07:03.379
‫نه، اونـا می‌تونن لطف رو جبران کنن.

00:07:03.380 --> 00:07:05.728
‫- ولی من...
‫- نمی‌خوام

00:07:05.729 --> 00:07:07.659
‫قلعه‌ی فالستون پُر از آدم بشه.

00:07:11.387 --> 00:07:12.437
‫معلومه که نه.

00:07:12.438 --> 00:07:15.869
‫ممنون که اجازه دادی خانواده پوینتر بمونن.

00:07:15.870 --> 00:07:17.785
‫داشتم از سرزدن‌شون لذت می‌بردم.

00:07:22.790 --> 00:07:26.967
‫البته خودت، یه سرزدن به خانم پوینتر بدهکاری.

00:07:26.968 --> 00:07:28.490
‫می‌فهمم که به صورت همیشگی

00:07:28.491 --> 00:07:29.541
‫با نصف شهرستان نشست‌وبرخواست داره.

00:07:30.754 --> 00:07:35.150
‫پس اونجوری می‌تونم همسایه‌ها رو ببینم؟

00:07:37.152 --> 00:07:38.202
‫اگه بخوای.

00:08:08.326 --> 00:08:11.664
‫دیگه کی در خانه‌ی کشیش بود؟

00:08:11.665 --> 00:08:13.492
‫خانم میلستون و دخترش،

00:08:13.493 --> 00:08:16.277
‫بانو هترشم، دوشیزه گرینبورو.

00:08:16.278 --> 00:08:20.150
‫نظرت درباره‌ی ترشیده‌ی محل چی بود؟

00:08:20.151 --> 00:08:21.630
‫خیلی ساکت بود،

00:08:21.631 --> 00:08:23.719
‫واسه همین نتونستم نظری بهش داشته باشم.

00:08:23.720 --> 00:08:24.770
‫پرسفون.

00:08:28.203 --> 00:08:29.508
‫واسه منه؟

00:08:29.509 --> 00:08:30.559
‫باید بخونیش.

00:08:31.537 --> 00:08:36.123
‫«اعلی‌حضرت، لرد بارهام، اولین لرد ادمیرالتی،

00:08:36.124 --> 00:08:37.516
‫پرس‌وجوهاتون رو در مورد دو سرباز

00:08:37.517 --> 00:08:40.227
‫سوار بر اِچ‌اِم‌اِس ترایومفنت به من ارجاع دادند.

00:08:41.114 --> 00:08:45.219
‫اواندر لنکستر، همونطور که بهتون اطلاع دادن،

00:08:45.220 --> 00:08:47.870
‫تسلیم جراحات ترافالگار شدن و،

00:08:47.871 --> 00:08:49.702
‫به همراه اکثر افراد در اون زمان،

00:08:49.703 --> 00:08:51.051
‫در قبرستان جبرالطارق

00:08:51.052 --> 00:08:52.732
‫به همراه هم‌خدمتی‌های کشته‌شده‌اش دفن شده.»

00:08:55.273 --> 00:08:56.323
‫بخون، پرسفون.

00:08:58.059 --> 00:08:59.539
‫خبر بد نیست.

00:09:02.063 --> 00:09:03.623
‫«سرباز لاینس لنکستر

00:09:05.414 --> 00:09:08.024
‫در اون نبرد تنها جراحات کوچیک برداشته

00:09:08.025 --> 00:09:10.027
‫و سوار ترایومفنت مونده.

00:09:10.855 --> 00:09:15.249
‫طبق درخواست، وقتی به بندر خانه برسیم

00:09:15.250 --> 00:09:17.426
‫بهش مرخصی داده می‌شود.»

00:09:21.604 --> 00:09:24.433
‫اون یکی نامه از طرف لاینس‌ـه.

00:09:24.434 --> 00:09:27.087
‫لاینس برام نامه نوشته؟

00:09:27.088 --> 00:09:30.873
‫اوهوم.

00:09:30.874 --> 00:09:33.441
‫نمی‌دونم چطوری موفق به این کار شدی، آدام.

00:09:33.442 --> 00:09:34.748
‫جواب می‌خواستی.

00:09:35.879 --> 00:09:37.629
‫فقط مطمئن شدم به جواب‌هات برسی.

00:09:37.630 --> 00:09:40.448
‫این با اختلاف مهربونانه‌ترین کاریه

00:09:40.449 --> 00:09:41.971
‫که تا حالا کسی برام کرده.

00:09:41.972 --> 00:09:44.018
‫آدام، خیلی خیلی ممنون.

00:10:02.427 --> 00:10:04.472
‫خیلی خوب این کار رو بلدی.

00:10:15.745 --> 00:10:17.833
‫الان پرسفون رو بوسیدم.

00:10:17.834 --> 00:10:20.750
‫متوجه شدم.

00:10:22.056 --> 00:10:25.102
‫و

00:10:26.234 --> 00:10:28.366
‫فکر کنم پرسفون هم متوجه شد.

00:10:29.803 --> 00:10:31.542
‫که راستش چیز خوبیه.

00:10:31.543 --> 00:10:33.370
‫اگه حتی نفهمیده بود که داری بوسش می‌کنی،

00:10:33.371 --> 00:10:36.460
‫آدم براش سوال می‌شد که بلدی یا نه.

00:10:36.461 --> 00:10:37.331
‫خف...

00:10:37.332 --> 00:10:39.856
‫می‌دونم، خفه شو، هری.

00:10:51.636 --> 00:10:55.392
‫صداشون داره بلندتر می‌شه.

00:11:02.574 --> 00:11:04.751
‫ممنون بابت نامه‌ام، آدام.

00:11:07.362 --> 00:11:08.711
‫لاینس خوشحال به نظر میاد.

00:11:10.365 --> 00:11:13.075
‫از اواندر چیزی نگفت که یکم نگرانم می‌کنه.

00:11:14.325 --> 00:11:17.241
‫همیشه اینجوری از مسائل ناراحت‌کننده دوری می‌کرد.

00:11:20.375 --> 00:11:22.290
‫ولی قول داد که بازم نامه میده.

00:11:26.999 --> 00:11:29.992
‫خوشت نمیاد وقتی ازت تشکر می‌کنم

00:11:29.993 --> 00:11:32.256
‫بابت کارهایی که می‌کنی،

00:11:35.825 --> 00:11:37.914
‫ولی واقعاً قدردانم.

00:11:41.657 --> 00:11:44.746
‫فقط کاش می‌شد گرگ‌ها رو یه کاری بکنی.

00:12:22.654 --> 00:12:24.308
‫پرسفون؟

00:12:30.706 --> 00:12:31.756
‫پرسفون.

00:12:37.060 --> 00:12:39.235
‫چی شد؟

00:12:39.236 --> 00:12:41.324
‫از اسبت افتادی.

00:12:41.325 --> 00:12:43.326
‫صدمه دیدی؟ می‌تونی بشینی؟

00:12:43.327 --> 00:12:44.676
‫نمی‌دونم.

00:12:48.942 --> 00:12:50.725
‫بذار کمکت کنم.

00:12:51.596 --> 00:12:52.646
‫مراقب باش.

00:12:58.038 --> 00:12:59.088
‫جاییـت درد می‌کنه؟

00:13:00.344 --> 00:13:02.041
‫قبلاً اینـو ازم پرسیدی.

00:13:02.042 --> 00:13:04.739
‫آدم می‌تونه با پرت شدن از اسب کشته بشه.

00:13:04.740 --> 00:13:05.958
‫تا مطمئن بشم که صدمه ندیدی،

00:13:05.959 --> 00:13:07.949
‫بازم ازت سوال می‌پرسم.

00:13:12.835 --> 00:13:13.885
‫چی شد؟

00:13:14.881 --> 00:13:16.795
‫نمی‌تونم توضیح بدم، اعلی‌حضرت.

00:13:16.796 --> 00:13:19.232
‫تقریباً انگار یه چیزی اسب رو ترسوند.

00:13:19.233 --> 00:13:21.974
‫شانس آوردیم صدمه‌ی جدی ندیده.

00:13:21.975 --> 00:13:23.324
‫بله اعلی‌حضرت.

00:13:27.458 --> 00:13:29.808
‫ندیمه‌ات می‌تونه یه حمام داغ برات آماده کنه.

00:13:29.809 --> 00:13:32.114
‫اگه جاییت گرفته باشه درست می‌شه.

00:13:32.115 --> 00:13:35.639
‫واقعاً نیازی نیست اینقدر شلوغش کنی.

00:13:35.640 --> 00:13:37.206
‫وقتی اینقدر درد داشتی
‫که نتونستی واسه شام بیای پایین،

00:13:37.207 --> 00:13:38.642
‫مخالفت می‌کنی.

00:13:39.470 --> 00:13:40.644
‫مراقب باش.

00:13:41.472 --> 00:13:42.522
‫خودشه.

00:13:44.911 --> 00:13:46.651
‫خیلی لطف داری، آدام.

00:13:47.739 --> 00:13:50.089
‫از اسب پرت شدی، پرسفون.

00:13:50.568 --> 00:13:52.832
‫هر آقای درست و حسابی‌ای بود نگران می‌شد.

00:13:58.141 --> 00:14:00.142
‫می‌تونم بگم آشپزخونه یه سینی برات بفرسته

00:14:00.143 --> 00:14:02.405
‫اگه ترجیح میدی برای شام نیای پایین.

00:14:02.406 --> 00:14:05.713
‫واقعاً به همین زودی حالم خوب شده.

00:14:05.714 --> 00:14:08.064
‫فکر کنم بیشتر ترسیدم تا اینکه چیزیـم بشه.

00:14:10.284 --> 00:14:13.200
‫وقتی یکم بیشتر از خودم مطمئن شدم،

00:14:14.114 --> 00:14:16.203
‫می‌تونم بیام با تو و هری سوارکاری کنم؟

00:14:18.770 --> 00:14:21.033
‫اطلس نمی‌تونه به زئوس برسه.

00:14:21.034 --> 00:14:22.643
‫نمی‌شه یکم سرعت زئوس رو کم کنی؟

00:14:22.644 --> 00:14:25.733
‫یا بذاری در پایان اسب‌سواری‌تون ملحق بشم،

00:14:25.734 --> 00:14:27.054
‫وقتی زئوس سرعتش کم شده؟

00:14:30.304 --> 00:14:32.131
‫زئوس بی‌صبره.

00:14:32.132 --> 00:14:33.916
‫شاید اطلس رو مضطرب کنه.

00:14:35.875 --> 00:14:38.007
‫نمی‌شه حداقل تلاش کنم؟

00:14:41.054 --> 00:14:44.579
‫ترجیح میدم ریسکش رو نکنی.

00:14:45.449 --> 00:14:47.495
‫ولی تو هستی.

00:14:49.018 --> 00:14:52.717
‫بله ولی، اون تضمینی نیست که...

00:15:06.253 --> 00:15:07.303
‫متاسفم.

00:15:08.603 --> 00:15:09.653
‫نه.

00:15:10.866 --> 00:15:11.916
‫من... آدام...

00:15:34.711 --> 00:15:36.717
‫مسخره‌ست!

00:15:36.718 --> 00:15:38.981
‫اینجا زیادی ساکته.

00:15:59.219 --> 00:16:02.743
‫واسه چی اینقدر طول کشیده؟

00:16:03.919 --> 00:16:05.006
‫پس بیداری.

00:16:05.007 --> 00:16:05.920
‫آدام!

00:16:05.921 --> 00:16:07.095
‫به خاطر افتادنت درد داری؟

00:16:07.096 --> 00:16:08.923
‫راه رفتن دردناکه؟

00:16:12.101 --> 00:16:13.233
‫امشب صداشون بلنده.

00:16:15.057 --> 00:16:18.715
‫تا کِی می‌خوای پشت اون پنجره بشینی

00:16:18.716 --> 00:16:19.847
‫و نگران گرگ‌ها باشی؟

00:16:19.848 --> 00:16:20.980
‫تا وقتی دیگه زوزه نکشن.

00:16:24.896 --> 00:16:28.160
‫وقتی تازه شروع شد باید می‌اومدی داخل.

00:16:28.161 --> 00:16:29.683
‫می‌اومدم داخل؟

00:16:29.684 --> 00:16:32.274
‫و با اون پتو توی تخت دراز می‌کشیدی.

00:16:33.731 --> 00:16:35.863
‫می‌دونستی؟

00:16:35.864 --> 00:16:36.914
‫من...

00:16:37.042 --> 00:16:39.432
‫فکر کردم خوابی.

00:16:39.433 --> 00:16:40.737
‫خواب؟

00:16:40.738 --> 00:16:42.087
‫نمی‌تونم بخوابم.

00:16:42.088 --> 00:16:43.479
‫اتاق رو برام خراب کردی.

00:16:43.480 --> 00:16:45.003
‫یعنی چی که خرابش کردم؟

00:16:45.004 --> 00:16:47.092
‫اتاق‌خوابم قبلاً ساکت بود.

00:16:47.093 --> 00:16:48.919
‫بعد تو شروع کردی به اومدن

00:16:48.920 --> 00:16:51.357
‫و موقع خواب اون صداها رو در آوردی.

00:16:51.358 --> 00:16:52.967
‫صدا میدم؟

00:16:52.968 --> 00:16:55.187
‫و مدام تکون می‌خوری.

00:16:55.188 --> 00:16:56.057
‫صداهای بلند؟

00:16:56.058 --> 00:16:57.972
‫نه بابا.

00:16:57.973 --> 00:16:59.583
‫نه، مثل یه توله سگ.

00:17:02.282 --> 00:17:03.761
‫صداهای کم.

00:17:04.849 --> 00:17:07.112
‫اون اذیتت نمی‌کنه؟

00:17:07.113 --> 00:17:08.896
‫بهش عادت کردم.

00:17:08.897 --> 00:17:11.291
‫نمی‌خوام مزاحمت بشم.

00:17:13.467 --> 00:17:14.517
‫نیستی.

00:17:17.427 --> 00:17:20.169
‫توی اتاق‌خواب تو گرگ‌ها زیاد نگرانم نمی‌کنن.

00:17:23.781 --> 00:17:25.101
‫اینجا ساکت‌ترن؟

00:17:26.523 --> 00:17:27.573
‫نه.

00:17:28.438 --> 00:17:29.744
‫جوری که فهمیدم،

00:17:29.745 --> 00:17:32.006
‫اگه گله‌ی گرگ واقعاً بیاد توی قلعه،

00:17:32.007 --> 00:17:33.356
‫اول تو رو می‌خورن.

00:17:45.629 --> 00:17:48.109
‫شب بخیر آدام.

00:17:48.110 --> 00:17:51.156
‫شب بخیر پرسفون.

00:17:59.165 --> 00:18:00.215
‫آدام؟

00:18:01.167 --> 00:18:02.217
‫بله؟

00:18:03.952 --> 00:18:05.910
‫چرا تصمیم گرفتی ازدواج کنی؟

00:18:12.178 --> 00:18:15.572
‫اون زمان انگار فکر خوبی بود.

00:18:19.402 --> 00:18:20.452
‫الانـم هست؟

00:18:29.108 --> 00:18:30.848
‫خانم ادکاک گفت می‌شی.

00:18:31.366 --> 00:18:33.241
‫چی می‌شم؟

00:18:33.242 --> 00:18:34.939
‫از ازدواج باهام پشیمون می‌شی.

00:18:42.904 --> 00:18:45.428
‫وقتی چند روز پیش رفتم خانه کشیش،

00:18:48.170 --> 00:18:51.477
‫خانم ادکاک گفت اکثر آقایونی
‫که زن می‌خرن

00:18:51.478 --> 00:18:53.219
‫آخرش از خریدشون پشیمون می‌شن.

00:18:55.264 --> 00:18:56.525
‫خیلی واضح بود

00:18:56.526 --> 00:18:58.876
‫که منظورش توافق ازدواج ماست.

00:19:00.226 --> 00:19:01.704
‫خانم ادکاک گفته بود

00:19:01.705 --> 00:19:04.751
‫حداقل ده دوازده بار از جهیزیه‌ی بزرگش گفته بود،

00:19:04.752 --> 00:19:08.624
‫واسه همین اتفاقی از بانو هترشم پرسیدم،

00:19:08.625 --> 00:19:11.411
‫که خانم ادکاک هم شنید،

00:19:12.586 --> 00:19:14.239
‫که عجیبه یا نه

00:19:14.240 --> 00:19:16.197
‫که واسه یه سری خانمـا لازمه

00:19:16.198 --> 00:19:19.200
‫که به داماد احتمالی‌شون پول بدن

00:19:19.201 --> 00:19:21.160
‫که بتونه خودش رو سروسامون بده.

00:19:22.900 --> 00:19:25.902
‫هیچ آقایی یه اسب بدنام رو قبول نمی‌کنه

00:19:25.903 --> 00:19:28.775
‫اگه مجبور بشه واسه پذیرفتنش رشوه بگیره.

00:19:31.779 --> 00:19:35.825
‫اینقدر خانم ادکاک عصبانی شد که فکر کردم

00:19:35.826 --> 00:19:38.219
‫الان چایی از گوشش می‌زنه بیرون.

00:19:38.220 --> 00:19:40.134
‫با یه اسب مقایسه‌اش کردی؟

00:19:42.746 --> 00:19:44.486
‫حتی منـم نمی‌تونم یه جواب اینقدر تُند بدم؟

00:19:44.487 --> 00:19:46.836
‫آفرین پرسفون.

00:19:46.837 --> 00:19:49.361
‫سال‌ها بود که با کسی بحث نکرده بودم.

00:19:49.362 --> 00:19:53.887
‫از اعتراف به اینکه ازش لذت بردم
‫خجالت نمی‌کشم.

00:19:53.888 --> 00:19:57.238
‫حس کردم یه جنگجوی معمولی هستم.

00:19:57.239 --> 00:19:59.458
‫شاید قبل از اینکه دوباره برم خانه کشیش بهش سر بزنم،

00:19:59.459 --> 00:20:02.243
‫یکی از زره‌ها رو بپوشم.

00:20:02.244 --> 00:20:04.289
‫می‌تونم ببینم توی اسلحه‌خانه نیزه داریم یا نه

00:20:04.290 --> 00:20:06.204
‫و وقتی داره سوارِ اسب به سمت خانه کشیش میاد

00:20:06.205 --> 00:20:08.684
‫حریفم رو زمین بزنم.

00:20:08.685 --> 00:20:12.385
‫می‌شم مایه‌ی وحشتِ محله.

00:20:13.386 --> 00:20:16.779
‫خب، اگه کار به نبرد کامل رسید، بهم بگو.

00:20:16.780 --> 00:20:18.564
‫کارم با کمان صلیبی خوبه.

00:20:18.565 --> 00:20:20.087
‫شاید هری بشه پادوی ما،

00:20:20.088 --> 00:20:22.002
‫و بتونیم عمارت ادکاک رو فتح کنیم.

00:20:22.003 --> 00:20:24.396
‫هری پادوی افتضاحی می‌شه.

00:20:26.268 --> 00:20:29.183
‫ولی شاید بشه یه تبر جنگی بهش داد.

00:20:30.968 --> 00:20:34.755
‫تیم به شدت ترسناکی می‌شیم.

00:20:36.452 --> 00:20:38.105
‫می‌بینی آدام؟ شاید ازدواج با من

00:20:38.106 --> 00:20:40.717
‫اونقدر هم چیز افتضاحی نباشه.

00:20:40.741 --> 00:20:48.741
آوا‌مــووی

00:21:14.664 --> 00:21:16.100
‫آروم.

00:21:20.366 --> 00:21:21.416
‫اروم.

00:21:21.417 --> 00:21:23.977
‫امروز می‌خوای اسب‌سواری کنی، اعلی‌حضرت؟

00:21:23.978 --> 00:21:26.936
‫- آروم.
‫- الیبای هنوز ناراحته؟

00:21:26.937 --> 00:21:29.112
‫گفتی از سرما خوشش نمیاد.

00:21:29.113 --> 00:21:31.027
‫فقط سرما نیست.

00:21:31.028 --> 00:21:32.465
‫قبلاً باهاش بدرفتاری شده.

00:21:33.466 --> 00:21:35.162
‫به مردم اعتماد نداره.

00:21:36.251 --> 00:21:37.251
‫میگه اگه قبلاً باهاش بدرفتاری کردن،

00:21:37.252 --> 00:21:39.166
‫بازم می‌کنن.

00:21:40.342 --> 00:21:41.429
‫ولی اینجا کسی بهش صدمه نمی‌زنه.

00:21:41.430 --> 00:21:42.692
‫نه، اونش مهم نیست.

00:21:43.737 --> 00:21:45.427
‫به کسی فرصتش رو نمیده.

00:21:46.696 --> 00:21:49.046
‫اون اسب تا ابد باهات می‌جنگه.

00:21:50.221 --> 00:21:51.658
‫انگار امیدی بهش نیست.

00:21:52.920 --> 00:21:54.355
‫چرا به تلاش ادامه بدی؟

00:21:54.356 --> 00:21:56.346
‫هیچ هدفی از دست‌رفته نیست، اعلی‌حضرت.

00:21:57.533 --> 00:22:00.622
‫هر موجودی یکی رو نیاز داره که نجاتش بده،

00:22:00.623 --> 00:22:01.673
‫اگه فقط تلاش کنن.

00:22:03.104 --> 00:22:05.814
‫خیلیـا امیدوارن تو اهل تلاش کردن باشی.

00:22:07.238 --> 00:22:11.852
‫این موجود بیچاره خیلی عصبانی به نظر میاد.

00:22:13.680 --> 00:22:15.072
‫بیشتر از می‌ترسه تا اینکه خشمگین باشه.

00:22:17.118 --> 00:22:18.380
‫سال‌ها ترسیده.

00:22:19.947 --> 00:22:23.254
‫چرا؟ چی شده؟

00:22:25.300 --> 00:22:26.930
‫زخمی شد و جا موند.

00:22:28.695 --> 00:22:30.871
‫تصمیم گرفت اون گاز بگیره
‫قبل از اینکه کسی گازش بگیره.

00:22:31.959 --> 00:22:36.877
‫اگه کسی بهش نزدیک نشه،
‫کسی نمی‌تونه بهش صدمه بزنه.

00:22:53.372 --> 00:22:54.850
‫خوش برگشتی.

00:22:54.851 --> 00:22:56.025
‫صبحت بخیر، پرسفون.

00:22:56.026 --> 00:22:57.288
‫صبح بخیر.

00:22:58.594 --> 00:23:00.290
‫صبح بخیر آدام.

00:23:00.291 --> 00:23:01.291
‫صبح بخیر.

00:23:01.292 --> 00:23:02.597
‫می‌خوای اسب‌سواری کنی؟

00:23:02.598 --> 00:23:04.207
‫تو فکرش بودم.

00:23:04.208 --> 00:23:07.342
‫اگه هستی، متاسفانه باید محاصره‌مون رو عقب بندازیم.

00:23:08.996 --> 00:23:10.519
‫شما دوتا برنامه‌ی محاصره ریختین؟

00:23:15.132 --> 00:23:16.611
‫چرا حس می‌کنم

00:23:16.612 --> 00:23:19.701
‫الان حضورم خیلی مورد استقبال نیست؟

00:23:19.702 --> 00:23:23.139
‫هری، به نظرم اغلب این حس رو داری.

00:23:23.140 --> 00:23:25.490
‫اگه الان بری، کلی وقت داری که وسایلت رو جمع کنی.

00:23:25.491 --> 00:23:26.882
‫ولی دلت برام تنگ می‌شه.

00:23:26.883 --> 00:23:28.363
‫من هیچوقت دلم با کسی تنگ نمی‌شه.

00:23:32.323 --> 00:23:33.628
‫هوم.

00:23:54.084 --> 00:23:57.870
‫«اسمت ورد زبون همه شده.

00:23:57.871 --> 00:24:01.482
‫یه سری میگن پرسفون به همین زودی ولت کرده.»

00:24:01.483 --> 00:24:02.533
‫ممنون مادر.

00:24:05.835 --> 00:24:06.885
‫آدام؟

00:24:08.185 --> 00:24:10.100
‫می‌شه یه لحظه باهات صحبت کنم؟

00:24:15.410 --> 00:24:18.239
‫خانم اسمیتسون این اتاق رو بهم نشون نداد
‫وقتی داشتیم خونه رو می‌گشتیم.

00:24:19.719 --> 00:24:21.155
‫تا حالا اینجا نبودم.

00:24:23.287 --> 00:24:25.028
‫هیچکس وارد این اتاق نمی‌شه.

00:24:26.334 --> 00:24:28.030
‫کار اشتباهی کردم؟

00:24:28.031 --> 00:24:29.729
‫نه. نه.

00:24:43.743 --> 00:24:47.136
‫اینی که کنارش ایستادی کیه، آدام؟

00:24:47.137 --> 00:24:48.187
‫پدرم.

00:24:49.444 --> 00:24:50.879
‫فکرشـو می‌کردم.

00:24:50.880 --> 00:24:52.316
‫خیلی شبیهش هستی.

00:24:53.970 --> 00:24:55.580
‫جدی؟

00:24:55.581 --> 00:24:57.582
‫چشمـاتون مثل همدیگه‌ست.

00:24:57.583 --> 00:24:59.235
‫یه شباهتی هم در لب‌ها

00:24:59.236 --> 00:25:00.586
‫و شکل صورت‌تون هست.

00:25:01.978 --> 00:25:03.980
‫و قاعدتاً، دوتاتون موهای مشکی دارید.

00:25:05.373 --> 00:25:07.680
‫گمونم یه شباهتی هست.

00:25:09.812 --> 00:25:12.248
‫بینیـت به مادرت رفته.

00:25:12.249 --> 00:25:15.035
‫وقتی اولین بار باهم دیدمـتون فهمیدم.

00:25:20.127 --> 00:25:21.627
‫تو جنبه‌های دیگه هم مثل اون هستی؟

00:25:22.608 --> 00:25:23.999
‫پدرم؟

00:25:24.000 --> 00:25:29.135
‫هوم.

00:25:29.136 --> 00:25:30.658
‫امیدوارم.

00:25:37.666 --> 00:25:40.929
‫می‌خواستی راجع به چیزی باهام صحبت کنی؟

00:25:40.930 --> 00:25:42.496
‫آه.

00:25:42.497 --> 00:25:45.327
‫ترایومفنت قراره هفته‌ی آخرِ نوامبر به بندر برسه.

00:25:45.328 --> 00:25:48.241
‫لاینس سه هفته مرخصی می‌گیره.

00:25:48.242 --> 00:25:50.199
‫فوق‌العاده نیست؟

00:25:50.200 --> 00:25:51.505
‫آره.

00:25:51.506 --> 00:25:52.724
‫ترایومفنت در نیوکاسل لنگر می‌اندازه.

00:25:52.725 --> 00:25:54.769
‫می‌تونم قبل از رفتنش به شروپشر

00:25:54.770 --> 00:25:56.945
‫اونجا باشم و ببینمش.

00:25:56.946 --> 00:25:59.774
‫اونجا؟ نیوکاسل؟

00:25:59.775 --> 00:26:01.950
‫غیابم بیشتر از یکی دو روز نمی‌شه.

00:26:01.951 --> 00:26:04.083
‫البته، می‌خوام برای بدرقه‌اش هم باشم،

00:26:04.084 --> 00:26:05.171
‫که یعنی باید برگردم

00:26:05.172 --> 00:26:06.982
‫وقتی ترایومفنت دوباره عازم بشه.

00:26:08.828 --> 00:26:09.878
‫نمی‌تونی بری.

00:26:14.224 --> 00:26:15.274
‫خواهش می‌کنم آدام.

00:26:16.224 --> 00:26:19.098
‫فقط چند روزه.

00:26:19.099 --> 00:26:24.104
‫باید خودم ببینمش،

00:26:24.321 --> 00:26:26.454
‫باید بدونم که حالش خوبه و سالمه،

00:26:26.455 --> 00:26:30.631
‫که حتی یه لحظه با تنها برادری که برام مونده وقت بگذرونم.

00:26:30.632 --> 00:26:33.417
‫این برام مهمه، آدام.

00:26:34.984 --> 00:26:37.334
‫مسائل مهم برای من باید اهمیت داشته باشن.

00:26:37.358 --> 00:26:43.358
آوا‌مــووی

00:26:44.341 --> 00:26:45.473
‫اگه خودش بیاد اینجا چی؟

00:26:45.474 --> 00:26:47.779
‫ولی تو اجازه نمیدی ملاقات‌کننده داشته باشیم.

00:26:47.780 --> 00:26:48.997
‫منطقی‌تر از اینه

00:26:48.998 --> 00:26:51.048
‫که دوبار بری نیوکاسل.

00:26:51.049 --> 00:26:52.697
‫لاینس می‌تونه به فالستون بیاد

00:26:52.698 --> 00:26:54.089
‫قبل از اینکه بره دیدن خانواده‌ات.

00:26:54.090 --> 00:26:55.265
‫جدی میگی؟

00:26:56.310 --> 00:26:59.573
‫من حرفی نمی‌زنم که جدی نباشه.

00:26:59.574 --> 00:27:02.315
‫خیلی مزاحمت ایجاد نمی‌کنه؟

00:27:02.316 --> 00:27:03.751
‫نه.

00:27:03.752 --> 00:27:05.841
‫خودم خیلی دوست دارم اون پسر رو ببینم.

00:27:06.886 --> 00:27:08.408
‫واقعاً؟

00:27:08.409 --> 00:27:11.238
‫لاینس نیروی اضافی خیلی خوبی برای محاصره‌مون می‌شه.

00:27:11.239 --> 00:27:14.283
‫هری با شنیدن اولین شعار جنگی

00:27:14.284 --> 00:27:16.155
‫فوراً غش می‌کنه.

00:27:21.074 --> 00:27:22.124
‫ممنون آدام.

00:27:36.785 --> 00:27:38.134
‫تو چرا هیچوقت نمیری؟

00:27:39.701 --> 00:27:41.485
‫بعد از ظهر تو هم بخیر.

00:27:44.227 --> 00:27:46.054
‫جواب سوالم رو بده.

00:27:46.055 --> 00:27:47.805
‫این یه بازجویی هدفمنده

00:27:47.806 --> 00:27:50.276
‫یا یه بحث فکری؟

00:27:50.277 --> 00:27:51.657
‫بحث فکری.

00:27:55.456 --> 00:27:56.936
‫چرا هیچوقت نمیرم؟

00:27:58.435 --> 00:28:00.590
‫چون از فالستون خوشم میاد.

00:28:00.591 --> 00:28:01.853
‫- چرا؟
‫- غذای مجانی.

00:28:01.854 --> 00:28:03.028
‫دارم جدی حرف می‌زنم،
‫می‌خوام تو هم جدی باشی.

00:28:03.029 --> 00:28:04.420
‫غذا رو نباید نادیده گرفت.

00:28:04.421 --> 00:28:05.988
‫آشپز واقعاً معجزه می‌کنه.

00:28:10.645 --> 00:28:15.606
‫به جز اون، فالستون برام آشناست.

00:28:15.824 --> 00:28:17.433
‫راحته.

00:28:17.434 --> 00:28:20.306
‫پس همین حس رو به خونه‌ی لندن داری؟

00:28:20.307 --> 00:28:21.742
‫اونجا هم یکم وقت گذروندی.

00:28:21.743 --> 00:28:24.005
‫و چند باری باهام به کِنت هم اومدی.

00:28:24.006 --> 00:28:27.401
‫این یه بازجویی هدفمنده، نه؟

00:28:27.402 --> 00:28:30.272
‫ببین، اگه می‌خوای بگی

00:28:30.273 --> 00:28:31.491
‫حالا که ازدواج کردی دیگه نباشم،

00:28:31.492 --> 00:28:32.361
‫کاملاً درک می‌کنم.

00:28:32.362 --> 00:28:34.756
‫نه، اصلاً اونجوری نیست.

00:28:37.628 --> 00:28:39.108
‫پس چیه؟

00:28:42.459 --> 00:28:43.509
‫می‌خوام بدونم

00:28:44.897 --> 00:28:47.377
‫چرا این همه سال موندی؟

00:28:48.465 --> 00:28:49.728
‫ما دوستـیم، آدام.

00:28:50.816 --> 00:28:53.513
‫دوست همینجوری ول نمی‌کنه بره.

00:28:53.514 --> 00:28:56.081
‫فکر کنم جوابت درباره غذا صادقانه‌تر بود.

00:28:56.082 --> 00:28:57.212
‫تا حالا به ذهنت خطور کرده

00:28:57.213 --> 00:28:59.263
‫که واقعاً تو رو دوست خودم می‌دونم؟

00:29:01.696 --> 00:29:02.746
‫راستش

00:29:04.830 --> 00:29:06.309
‫بهترین دوستم.

00:29:09.486 --> 00:29:10.536
‫به خاطر هارو؟

00:29:12.620 --> 00:29:14.316
‫ممکنه اونجوری شروع باشه.

00:29:14.317 --> 00:29:15.841
‫تو نجاتم دادی،

00:29:17.930 --> 00:29:19.887
‫پس یه مدتی می‌پرستیدمت،

00:29:19.888 --> 00:29:23.805
‫مثل یه بُت که می‌تونه ارواح شیطانی رو دور کنه، گمونم.

00:29:26.242 --> 00:29:27.322
‫ولی بعدش،

00:29:28.984 --> 00:29:30.768
‫بعدش یه مشت زدی تو صورتم

00:29:30.769 --> 00:29:34.249
‫واسه یه کار یا حرف احمقانه‌ام.

00:29:34.250 --> 00:29:35.337
‫اون دعوا رو خوب یادمه

00:29:35.338 --> 00:29:37.644
‫ولی یادم نیست سر چی بود.

00:29:37.645 --> 00:29:39.646
‫بعدش فرستادنمون پایین.

00:29:39.647 --> 00:29:43.085
‫والدینم نبودن، پس اومدیم اینجا.

00:29:44.391 --> 00:29:46.915
‫توی اون دو هفته اخراج،

00:29:47.873 --> 00:29:52.573
‫با آدام بویس، دوکِ کیلدر آشنا شدم.

00:29:53.966 --> 00:29:55.663
‫هنوز بدجوری می‌ترسوندم.

00:29:56.751 --> 00:30:01.451
‫ولی آدام بویس فقط یه پسر مثل من بود.

00:30:05.020 --> 00:30:07.326
‫چرا یهو به دوران کودکی جالب‌مون

00:30:07.327 --> 00:30:08.707
‫علاقمند شدی؟

00:30:35.921 --> 00:30:38.837
‫بیرون سرده، نه؟

00:30:39.794 --> 00:30:40.844
‫آره.

00:30:42.841 --> 00:30:44.886
‫پرسفون سرد به نظر میاد، آدام.

00:30:46.235 --> 00:30:48.411
‫باید بری و گرمش کنی.

00:30:50.022 --> 00:30:51.072
‫گرمش...

00:30:52.546 --> 00:30:54.895
‫این واقعیت که توصیه‌ام گیجت می‌کنه

00:30:54.896 --> 00:30:56.158
‫جلوه خوبی نداره،

00:30:58.857 --> 00:30:59.907
‫دوست من.

00:31:01.860 --> 00:31:02.991
‫گیجم...

00:31:05.951 --> 00:31:07.691
‫گیجم نکرد.

00:31:23.969 --> 00:31:26.885
‫توی این قلعه‌ی خالی تنهاست.

00:31:30.323 --> 00:31:31.454
‫درست مثل مادر.

00:31:37.983 --> 00:31:39.722
‫پرسفون.

00:31:42.770 --> 00:31:43.901
‫صداشون رو شنیدم، آدام!

00:31:43.902 --> 00:31:45.293
‫گرگ‌ها اومدن توی فالستون!

00:31:45.294 --> 00:31:46.991
‫هنوز بیرون دیوارهای قلعه هستن.

00:31:46.992 --> 00:31:48.862
‫ولی صداشون خیلی بلنده.
‫انگار خیلی نزدیک‌تر شدن.

00:31:48.863 --> 00:31:51.813
‫توی دیوارهای قلعه نیستن، پرسفون.

00:31:52.649 --> 00:31:54.215
‫مطمئنی؟

00:31:54.216 --> 00:31:55.266
‫کاملاً.

00:31:57.916 --> 00:31:59.655
‫بگو چای بفرستن به اتاق مطالعه‌ام.

00:31:59.656 --> 00:32:00.706
‫بله اعلی‌حضرت.

00:32:11.930 --> 00:32:14.453
‫می‌دونم نباید اینقدر ازشون بترسم،

00:32:14.454 --> 00:32:18.110
‫ولی زوزه‌هاشون مو به تنم سیخ می‌کنه.

00:32:18.438 --> 00:32:22.026
‫میگم خدمتکارم گله رو بررسی کنه،

00:32:22.027 --> 00:32:24.419
‫تا راحت‌تر باشی.

00:32:24.420 --> 00:32:26.247
‫همیشه بهم گفتن

00:32:26.248 --> 00:32:29.033
‫دیگه گرگی در انگلستان نمونده.

00:32:29.034 --> 00:32:30.425
‫گله ما

00:32:30.426 --> 00:32:33.212
‫نواده‌ی آخرین گرگ‌هاییه که توی منطقه بودن

00:32:34.213 --> 00:32:37.041
‫و سگ‌های وحشی که جنگل رو خونه‌ی خودشون کرده بودن.

00:32:37.042 --> 00:32:40.480
‫پس از گرگ‌های واقعی بدسگال‌ترن؟

00:32:43.570 --> 00:32:46.050
‫از هرچیزی گرگ‌ترن.

00:32:46.051 --> 00:32:48.281
‫ولی همیشه دور از قلعه هستن.

00:33:00.587 --> 00:33:01.637
‫به نظرم،

00:33:05.157 --> 00:33:07.462
‫باید یه جشن بگیریم.

00:33:07.463 --> 00:33:08.333
‫جشن؟

00:33:08.334 --> 00:33:09.377
‫مگر اینکه تو نخوای.

00:33:09.378 --> 00:33:11.008
‫گمون می‌کردم تو نخوای.

00:33:12.164 --> 00:33:14.340
‫معنیش اینه که خیلی‌ها بیان توی قلعه.

00:33:18.213 --> 00:33:21.042
‫هر عروسی باید یه جشن داشته باشه.

00:33:23.523 --> 00:33:25.307
‫هنوز سوگواریم.

00:33:27.701 --> 00:33:31.313
‫فکر می‌کنم یه جشن عروسی
‫مجاز باشه.

00:33:34.142 --> 00:33:35.317
‫یعنی...

00:33:40.192 --> 00:33:43.195
‫تو حرفی نمی‌زنی که جدی نباشه.

00:33:44.587 --> 00:33:45.637
‫نه.

00:33:48.200 --> 00:33:49.250
‫نه، نمی‌زنم.

00:33:52.552 --> 00:33:53.727
‫بله آدام.

00:33:55.207 --> 00:33:57.731
‫باید در فالستون یه جشن برگزار کنیم.

00:34:00.821 --> 00:34:01.871
‫آدام توصیه کرد؟

00:34:03.563 --> 00:34:05.172
‫آدام؟

00:34:05.173 --> 00:34:07.218
‫همون آدامی که من می‌شناسم؟

00:34:07.219 --> 00:34:10.134
‫منـم به اندازه‌ی تو سوپرایز شدم.

00:34:10.135 --> 00:34:13.137
‫اخیراً کارهای زیادی می‌کنه که بهش نمیاد.

00:34:13.138 --> 00:34:16.009
‫بارتون میگه آشپز ناراحته.

00:34:16.010 --> 00:34:17.141
‫چی کارش کردی؟

00:34:17.142 --> 00:34:19.012
‫کاریش نکردم.

00:34:19.013 --> 00:34:20.492
‫از جشنِ پیش‌رو مطلع شده.

00:34:20.493 --> 00:34:21.493
‫یعنی اینقدر ناراحته؟

00:34:21.494 --> 00:34:23.147
‫خیلی خوشحاله.

00:34:23.148 --> 00:34:26.150
‫سر میز کار آشپزخونه داره گریه می‌کنه.

00:34:26.151 --> 00:34:28.413
‫واکنش بقیه‌ی اعضا چی بوده؟

00:34:28.414 --> 00:34:30.197
‫خانم اسمیتسون جوری دست‌پاچه شده

00:34:30.198 --> 00:34:31.459
‫انگار همین امشب جشن برگزار می‌شه

00:34:31.460 --> 00:34:32.808
‫به جای اینکه سه هفته دیگه باشه.

00:34:32.809 --> 00:34:34.810
‫بارتون هم وقتی فکر می‌کنه حواسم نیست

00:34:34.811 --> 00:34:35.985
‫لبخند می‌زنه.

00:34:35.986 --> 00:34:37.683
‫سه هفته دیگه؟

00:34:37.684 --> 00:34:40.816
‫ولی آدام، لاینس سه هفته دیگه میاد.

00:34:40.817 --> 00:34:42.209
‫لطفاً بگو درباره‌ی ملاقاتش

00:34:42.210 --> 00:34:43.645
‫نظرت عوض نشده.

00:34:43.646 --> 00:34:45.039
‫البته که نه، پرسفون.

00:34:46.084 --> 00:34:47.433
‫می‌تونه واسه جشن اینجا باشه.

00:34:50.131 --> 00:34:53.264
‫چرا یهو میل به سرگرم کردن پیدا کردی، آدام؟

00:34:53.265 --> 00:34:56.180
‫اول داداش پرسفون رو دعوت کردی.

00:34:56.181 --> 00:34:58.573
‫جشن هم تمام اقوام مهم

00:34:58.574 --> 00:34:59.705
‫توی نیمه شمالی انگلستان رو

00:34:59.706 --> 00:35:02.577
‫همزمان به فالستون میاره.

00:35:02.578 --> 00:35:04.449
‫دقیقاً همین چیزهاست

00:35:04.450 --> 00:35:06.059
‫که تو رو بدبخت می‌کنه.

00:35:06.060 --> 00:35:07.495
‫نمی‌خوام بدبخت باشی.

00:35:07.496 --> 00:35:08.888
‫بدبخت نیستم.

00:35:08.889 --> 00:35:12.021
‫فقط بقیه‌مون رو بدبخت می‌کنی.

00:35:12.022 --> 00:35:13.588
‫شاید بهتره کل قضیه رو تموم کنی

00:35:13.589 --> 00:35:14.894
‫و عذابش رو از ما بگیری.

00:35:14.895 --> 00:35:16.070
‫خفه شو هری.

00:35:18.942 --> 00:35:21.944
‫هری اصلاً اونقدری متقاعدکننده نیست

00:35:21.945 --> 00:35:24.643
‫که قانعم کنه ملاقات لاینس رو کنسل کنم.

00:35:24.644 --> 00:35:26.297
‫نیازی نیست نگران اون باشی.

00:35:26.298 --> 00:35:27.386
‫ولی هست.

00:35:28.474 --> 00:35:31.867
‫میگی بهت اعتماد کنم،
‫ولی فکر نکنم بتونم.

00:35:31.868 --> 00:35:34.435
‫خیلی چیزها هست که ازت نمی‌دونم، آدام.

00:35:34.436 --> 00:35:36.220
‫خیلی چیزها رو نمی‌فهمم.

00:35:36.221 --> 00:35:38.397
‫و این منـو می‌ترسونه.

00:35:39.306 --> 00:35:41.268
‫من می‌ترسونمت؟

00:35:41.269 --> 00:35:43.227
‫حرفم این نبود.

00:35:43.228 --> 00:35:44.402
‫واقعاً نبود.

00:35:44.403 --> 00:35:46.453
‫خفه شو هری!

00:35:47.580 --> 00:35:50.147
‫خوشحالم که می‌بینم
‫دارم یه نیرو رو متحد می‌کنم.

00:35:50.148 --> 00:35:51.452
‫الان، هری ویندوور،

00:35:51.453 --> 00:35:53.062
‫تو یه نیروی کلافه‌کننده هستی.

00:35:53.063 --> 00:35:54.629
‫هری، الان بهترین فرصت

00:35:54.630 --> 00:35:56.327
‫برای یه خروج به‌موقع‌ست.

00:35:56.328 --> 00:35:57.378
‫منظورتون رو گرفتم.

00:36:04.466 --> 00:36:07.513
‫من نقص‌هایی دارم پرسفون، مثل هر مردی،

00:36:08.644 --> 00:36:10.080
‫ولی دروغگو نیستم.

00:36:12.822 --> 00:36:14.475
‫مردی بزرگم کرده

00:36:14.476 --> 00:36:18.262
‫که صداقت و وفاداری

00:36:18.263 --> 00:36:19.655
‫و سر قول موندن براش مهم بود.

00:36:21.657 --> 00:36:22.831
‫بهت قول میدم

00:36:22.832 --> 00:36:24.268
‫که داداشت میاد اینجا دیدنت

00:36:24.269 --> 00:36:26.270
‫قلعه فالستون هم میزبان یه جشن خواهد بود،

00:36:26.271 --> 00:36:29.447
‫و هیچکس، چه هری، چه هرکسی،

00:36:29.448 --> 00:36:32.668
‫وادارم نمی‌کنه که قولم به تو رو پس بگیرم.

00:36:34.496 --> 00:36:35.889
‫هر قولی به تو رو.

00:36:38.283 --> 00:36:40.371
‫می‌خوام باورش کنم.

00:36:40.372 --> 00:36:42.504
‫و خوشبختیت اهمیت داره.

00:36:44.071 --> 00:36:45.899
‫باید اینـو هم باور داشته باشی.

00:36:48.467 --> 00:36:50.729
‫کم‌کم دارم باور می‌کنم.

00:37:11.268 --> 00:37:13.360
‫بعد از ظهرتون بخیر.

00:37:13.361 --> 00:37:15.929
‫یکم ناخوش‌احوالی، پسر بیچاره.

00:37:17.583 --> 00:37:19.192
‫خوبم.

00:37:19.193 --> 00:37:22.456
‫الان داشتم به پرسفون می‌گفتم که اینجا توی قلعه

00:37:22.457 --> 00:37:25.024
‫چه جشن‌های شگفت‌انگیزی برگزار می‌کردیم.

00:37:25.025 --> 00:37:26.547
‫حتی روزنامه‌های لندن

00:37:26.548 --> 00:37:29.289
‫تمام جزئیات شب رو پوشش می‌دادن،

00:37:29.290 --> 00:37:34.034
‫افرادی که اومدن، دکوراسیون‌ها، منو.

00:37:35.296 --> 00:37:39.081
‫جشن‌های فالستون واقعاً افسانه‌ای بودن.

00:37:39.082 --> 00:37:41.388
‫مطمئنم جشن ما خیلی ساده‌تر خواهد بود.

00:37:41.389 --> 00:37:43.738
‫ولی واسه همین با عجله برگشتم.

00:37:43.739 --> 00:37:46.219
‫می‌تونه خارق‌العاده باشه.

00:37:46.220 --> 00:37:48.003
‫چندتا تغییر در منو،

00:37:48.004 --> 00:37:51.180
‫شاید یه نقشه دکور دراماتیک‌تر.

00:37:51.181 --> 00:37:53.835
‫همین که مردم اینجا هستن کافیه.

00:37:53.836 --> 00:37:56.273
‫همین باید کافی باشه که روزنامه‌های لندن رو

00:37:56.274 --> 00:37:58.711
‫از نظراتِ افرادی که شوکه‌شدن پُر کنه.

00:38:00.495 --> 00:38:02.888
‫قلعه همیشه مطبوع‌تر بوده

00:38:02.889 --> 00:38:04.977
‫وقتی حال و هوای جشنی داشته.

00:38:04.978 --> 00:38:06.935
‫من و خانم اسمیتسون درباره منو

00:38:06.936 --> 00:38:08.415
‫و آمادگی‌ها صحبت کردیم.

00:38:08.416 --> 00:38:11.331
‫از انتخاباتی که داشتیم خیلی راضی‌ام.

00:38:11.332 --> 00:38:15.510
‫راضی و خوشحال باهم فرق دارن.

00:38:16.685 --> 00:38:19.034
‫اگه یه کاری واسه سرزنده کردن اینجا انجام نشه

00:38:19.035 --> 00:38:21.254
‫آدم دوست داره سریع بره.

00:38:21.255 --> 00:38:23.082
‫داریم جشن می‌گیریم، مادر.

00:38:23.083 --> 00:38:24.562
‫اون همیشه حال و هوای جشنی کافی رو داشته

00:38:24.563 --> 00:38:26.086
‫که تو به فالستون برگردی.

00:38:28.218 --> 00:38:32.832
‫به نظر من که اصلاً جشن نیست.

00:38:33.963 --> 00:38:37.226
‫گمونم برنامه‌ها رو می‌شه

00:38:37.227 --> 00:38:40.405
‫بیشتر گسترده کرد.

00:38:41.449 --> 00:38:43.407
‫درست مثل پدر شدم.

00:38:43.408 --> 00:38:45.147
‫به دوتاتون اطمینان میدم،

00:38:45.148 --> 00:38:49.108
‫از برنامه فعلی‌مون هم راضی‌ام و هم خوشحال.

00:38:49.109 --> 00:38:50.892
‫مطابق میل من هستن.

00:38:50.893 --> 00:38:55.114
‫واقعاً باید بذاری من در سرگرمی‌های آینده کمک کنم.

00:38:55.115 --> 00:38:58.639
‫چه اینجا چه در لندن، می‌تونیم خیلی کم از این‌ها داشته باشیم.

00:38:58.640 --> 00:39:01.426
‫زیادی خوش می‌گذره که بخوای ناراضی باشی.

00:39:04.951 --> 00:39:07.562
‫می‌شه لطفاً منـو ببخشید؟

00:39:15.091 --> 00:39:16.440
‫تمام جشن‌هایی که برای مادرت گرفتی

00:39:16.441 --> 00:39:18.006
‫اونقدری نبودن که اینجا نگهش دارن،

00:39:18.007 --> 00:39:21.706
‫پس من واسه چی دارم همین کار رو می‌کنم؟

00:39:22.795 --> 00:39:24.099
‫گفتی دوک‌ها به مردم نیاز ندارن.

00:39:24.100 --> 00:39:25.540
‫بدون اون وضع‌مون بهتره.

00:39:27.582 --> 00:39:30.279
‫پرسفون هم آخرش میره.
‫همه میرن.

00:39:36.591 --> 00:39:37.461
‫اگه هِی اون کار رو بکنی

00:39:37.462 --> 00:39:38.637
‫دستت آسیب می‌بینه.

00:39:41.596 --> 00:39:43.729
‫برو شامت رو بخور، پرسفون.

00:39:45.383 --> 00:39:46.948
‫قصد دارم.

00:39:49.865 --> 00:39:51.084
‫روی میز بذاری کافیه.

00:39:54.566 --> 00:39:55.616
‫گرسنه نیستم.

00:39:56.698 --> 00:39:57.917
‫شاید تو نباشی، ولی من هستم.

00:40:01.355 --> 00:40:02.405
‫ممنون.

00:40:05.920 --> 00:40:07.882
‫مادر...

00:40:07.883 --> 00:40:09.383
‫داره با هری شام می‌خوره.

00:40:10.059 --> 00:40:11.409
‫من اینجا غذا می‌خورم.

00:40:12.410 --> 00:40:13.889
‫کسی تو این اتاق غذا نمی‌خوره.

00:40:15.021 --> 00:40:16.674
‫ترجیح میدی از گرسنگی بمیرم؟

00:40:16.675 --> 00:40:18.502
‫اگه واقعاً در مرز مرگی،

00:40:18.503 --> 00:40:22.724
‫پس راحت باش، یکم غذا بخور.

00:40:34.040 --> 00:40:35.090
‫لعنتی.

00:40:35.091 --> 00:40:37.521
‫بوش خوبه، نه؟

00:40:37.522 --> 00:40:39.348
‫حیف شد گرسنه نیستی.

00:40:39.349 --> 00:40:41.873
‫منظوری داری، پرسفون؟

00:40:41.874 --> 00:40:43.570
‫منظور؟

00:40:43.571 --> 00:40:46.139
‫می‌خوای قانعم کنی بهت ملحق بشم.

00:40:46.140 --> 00:40:47.835
‫این واسه خودمه.

00:40:47.836 --> 00:40:49.271
‫اگه چیزی می‌خوای،

00:40:49.272 --> 00:40:51.862
‫باید بگی واسه خودت از آشپزخونه بیارن.

00:40:54.321 --> 00:40:56.757
‫می‌خوای یه مُرغ کامل رو بخوری؟

00:40:56.758 --> 00:40:59.020
‫یه مرغ کامل نیست.

00:40:59.021 --> 00:41:00.326
‫خیلی هم بزرگ نیست.

00:41:00.327 --> 00:41:03.068
‫در واقع، خیلی خوب شد

00:41:03.069 --> 00:41:04.635
‫که خیلی چیزها کنارش هست.

00:41:04.636 --> 00:41:07.466
‫وگرنه واقعاً ممکن بود از گرسنگی بمیرم.

00:41:17.779 --> 00:41:21.130
‫انتظار نداشتی یه مرغ کامل رو بخورم، نه؟

00:41:33.273 --> 00:41:36.319
‫ممنون بابت شام، پرسفون.

00:41:37.973 --> 00:41:39.671
‫ممنون که اجازه دادی جشن بگیریم.

00:41:40.976 --> 00:41:43.631
‫که لاینس رو دعوت کردی بیاد.

00:41:44.676 --> 00:41:47.026
‫خوبه که به چیزی امیدوار باشی.

00:42:03.608 --> 00:42:08.742
‫می‌خوای جشن و سرگرمی بیشتری داشته باشی؟

00:42:08.743 --> 00:42:10.745
‫آره، هر از گاهی.

00:42:12.921 --> 00:42:15.228
‫ولی بیشتر از هم‌صحبت
‫دلم واسه خانواده‌ام تنگ شده.

00:42:17.883 --> 00:42:19.405
‫اینقدر دورن،

00:42:19.406 --> 00:42:22.365
‫گاهی این حس رو دارم
‫که دیگه نمی‌بینمـشون.

00:42:26.152 --> 00:42:29.110
‫می‌تونن واسه فصل برن لندن.

00:42:29.111 --> 00:42:31.112
‫می‌تونی اونجا ببینی‌شون.

00:42:31.113 --> 00:42:32.898
‫می‌تونی اونجا خیلی‌ها رو ببینی.

00:42:34.769 --> 00:42:36.639
‫باید تا یه مدتی میزونت کنه.

00:42:38.643 --> 00:42:40.862
‫پس گمونم باید یه دل سیر غذا بخورم.

00:42:40.886 --> 00:42:50.886
«بکس مووی– مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور» [Baxmovie.com]