﻿WEBVTT

STYLE
::cue { direction: rtl; unicode-bidi: plaintext; }

00:00:02.180 --> 00:00:05.630
‫[آنچه در قسمت قبل گذشت]
‫ایشون جناب رایان واکره
‫که داره از نشست ناتو میاد بیرون

00:00:05.660 --> 00:00:08.110
‫تا با وزیرامورخارجه روسیه
‫ناپدید بشه

00:00:08.140 --> 00:00:10.110
‫نه ماشین رسمی‌ای نه محافظ شخصی‌ای

00:00:10.140 --> 00:00:12.110
‫و نه مشاور ویژه‌ای، مثل خانم ملیسا موریس

00:00:12.140 --> 00:00:15.110
‫رایان همیشه اینجوری غیبش می‌زنه؟
‫به تو آمار کاراش رو نمیده؟

00:00:15.140 --> 00:00:17.110
‫من برای این وارد سیاست نشدم

00:00:17.140 --> 00:00:19.110
‫پس چرا داری با رایان واکر
‫کار می‌کنی، ها؟

00:00:19.140 --> 00:00:23.110
‫همیشه برای کسی مثل تو
‫توی اداره جا هست

00:00:23.140 --> 00:00:26.110
‫میشه این سوال پیچ کردن رو بسپاریم
‫به خبرنگارها؟

00:00:26.140 --> 00:00:29.110
‫همکارات بهم گفتن که بهتره
‫تو استعفا بدی

00:00:29.140 --> 00:00:31.110
‫من به این زودیا استعفا نمیدم

00:00:31.140 --> 00:00:33.360
‫تو خبر جلسه‌ی من با دیمیتری
‫کریمسوف رو فاش کردی؟

00:00:33.380 --> 00:00:34.110
‫نه

00:00:34.140 --> 00:00:36.790
‫خودتو درگیر انتخابات نکن

00:00:36.820 --> 00:00:40.110
‫باعث افتخارمه که
‫نامزد شدنم رو برای

00:00:40.140 --> 00:00:44.110
‫نخست‌وزیر بعدی حزبمون
‫و کشور قدرتمندمون اعلام کنم

00:00:44.140 --> 00:00:49.110
‫اون یارویی که توی مرسدس بود
‫لِو آماتوف، همون الیگارش خوشگل موشگلمونه

00:00:49.140 --> 00:00:51.790
‫می‌دونی که مونته‌نگرو
‫منبع فساده

00:00:51.820 --> 00:00:53.150
‫چرا ایموجن باید

00:00:53.180 --> 00:00:56.110
‫یه کمک‌مالی 200 هزار تایی رو
‫از یه یارویی مثل لِو آماتوف قبول کنه؟

00:00:56.140 --> 00:00:59.630
‫کل وقت رو با دستیارش
‫شلنگ تخته می‌نداخت

00:00:59.660 --> 00:01:02.110
‫جاشوا لانگ؟
‫بنظرت ایموجن تا حالا خیانت کرده؟

00:01:02.140 --> 00:01:05.110
‫نه، تا اونجایی که می‌دونم. چطور؟

00:01:05.140 --> 00:01:08.110
‫چیه، فیلم پورن ایموجن کانراد در اومده؟
‫از کجا می‌دونی قراره افشا بشه؟

00:01:08.140 --> 00:01:10.140
‫خودم نمی‌دونم. فقط خبرشو بهم دادن که ممکنه

00:01:11.140 --> 00:01:12.470
‫آخرین بار کِی دختره رو دیدی؟

00:01:12.500 --> 00:01:14.810
‫احتمالا مسکو فهمیده که
‫داریم ایگور رو می‌پاییم

00:01:17.380 --> 00:01:19.380
‫« چطور اینو ندیدین؟ ها؟ »

00:01:20.140 --> 00:01:22.110
‫لنچوکای عزیزتون داشت
‫جاسوسی‌مون رو می‌کرد

00:01:22.140 --> 00:01:24.110
‫میشه یه تیم بفرستی
‫تا خارجش کنن؟

00:01:24.140 --> 00:01:28.110
‫- خیلی ریکسش بالاست، کیت
‫- من اونو تنها نمی‌ذارم، رُز

00:01:28.140 --> 00:01:30.630
‫خیلی متاسفم، ولی فردا
‫باز باید برم

00:01:30.660 --> 00:01:33.110
‫ممکنه درگیری‌ای پیش بیاد

00:01:33.140 --> 00:01:34.470
‫همه‌چی آماده‌ست

00:01:34.500 --> 00:01:37.140
‫حالا باید بری بفهمی
‫هندرسون چیا می‌دونه

00:01:45.480 --> 00:01:55.480
«بکس مووی– مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور» [Baxmovie.com]

00:01:55.510 --> 00:01:59.480
« Fx مترجم : ابوالفضل »

00:02:36.340 --> 00:02:39.110
‫ببخشید. نیازی نیست

00:02:39.140 --> 00:02:42.110
‫بهت که گفتم تصمیم خودت بوده

00:02:42.140 --> 00:02:46.140
‫ببخشید که دیر کردم. به تاکسی گفتم
‫وایسه یه قهوه بگیرم

00:03:43.780 --> 00:03:46.780
‫« سرویس مخفی »
‫« فصل اول: قسمت سوم »

00:04:02.980 --> 00:04:04.980
‫دختر خوبی هستی، لنا

00:04:06.140 --> 00:04:08.140
‫میری دعای صبح رو بخونی

00:04:09.140 --> 00:04:10.980
‫حله؟

00:04:15.980 --> 00:04:17.140
‫توی میکروفون اینو بگو

00:04:22.140 --> 00:04:24.140
‫من دختر خوبیم که میرم دعای صبح رو بخونم

00:04:26.140 --> 00:04:28.140
‫عالیه. بزن بریم

00:04:56.140 --> 00:04:57.500
‫امنه

00:05:07.340 --> 00:05:10.140
‫خیلی‌خب...

00:05:16.180 --> 00:05:19.140
‫- اونجا اوضاع چطوره؟
‫- فعلا خبری نیست

00:05:31.140 --> 00:05:33.140
‫چند دقیقه صبر کن

00:05:36.140 --> 00:05:37.140
‫البته امیدوارم

00:05:58.180 --> 00:06:01.140
‫مظنون توی کلیساست

00:06:31.140 --> 00:06:34.110
‫بنازم

00:06:34.140 --> 00:06:35.630
‫برو بریم! خیلی‌خب

00:06:35.660 --> 00:06:38.820
‫وارد شدیم. همه‌چی اوکیه

00:06:58.980 --> 00:07:02.980
‫خیابون خروجی امنه
‫ولی فکر کنم مظنون توی کلیساست

00:07:23.140 --> 00:07:25.140
‫توی موقعیتم و همه‌چی امنه

00:07:30.340 --> 00:07:32.140
‫وضعیت هشدار تا پنج دقیقه دیگه

00:07:37.140 --> 00:07:38.950
‫یه ماشین داره نزدیک میشه

00:07:38.980 --> 00:07:40.340
‫سمت بازار

00:07:47.140 --> 00:07:50.140
‫ماشین توی جای همیشگی پارک کرد

00:07:54.140 --> 00:07:55.180
‫لنا

00:07:59.140 --> 00:08:01.140
‫خودت می‌دونی باید چیکار کنی

00:08:13.380 --> 00:08:14.380
‫« ورودی رو می‌بینم »

00:08:35.140 --> 00:08:37.140
‫حواستون به دختره باشه. داره میاد

00:08:40.140 --> 00:08:41.500
‫یکی انگاری دنبالشه. با لباس آبی

00:09:05.140 --> 00:09:07.140
‫سلام، من سیلویام

00:09:09.140 --> 00:09:10.180
‫یارو دیگه دنبالش نیست

00:09:23.140 --> 00:09:27.110
‫یکی دیگه دنبالشه. با کلاه بیسبالی قرمز. با پای پیاده

00:09:27.140 --> 00:09:29.140
‫داره تا ریپابلیک دنبالش میره

00:09:37.140 --> 00:09:38.340
‫مورد دوم هم تایید شد

00:09:40.660 --> 00:09:42.140
‫وضعیت امنه

00:09:52.820 --> 00:09:55.140
‫تا پنج ثانیه دیگه مورد دوم رو از پا درش میارم

00:10:12.140 --> 00:10:15.140
‫لنا. بیا دنبالم، دارمت

00:10:17.140 --> 00:10:18.140
‫بشین داخل

00:10:27.140 --> 00:10:28.140
‫تف توش

00:10:31.140 --> 00:10:33.140
‫جات امنه

00:11:20.140 --> 00:11:22.180
‫بجنبید! بجنبید، بجنبید

00:11:58.140 --> 00:12:00.140
‫تف توش!

00:12:08.140 --> 00:12:09.820
‫تف توش

00:12:58.140 --> 00:13:01.110
‫حال همه خوبه؟

00:13:01.140 --> 00:13:03.980
‫آره. به سیسیل رسیدیم

00:13:06.140 --> 00:13:08.110
‫من متاسفم

00:13:08.140 --> 00:13:10.140
‫می‌دونم درد از دست دادن
‫یه مامور چقدر سنگینه

00:13:17.140 --> 00:13:18.260
‫وقتی برگشتی حرف می‌زنیم

00:14:22.640 --> 00:14:24.160
‫سلام بهت

00:14:27.640 --> 00:14:29.640
‫انگاری رفته بودی جنگ

00:14:31.680 --> 00:14:34.640
‫- آره والا رفته بودم
‫- چرا، چیزی شده؟

00:14:36.640 --> 00:14:39.000
‫- یکی رو از دست دادم
‫- عزیزم

00:14:41.000 --> 00:14:42.640
‫خیلی متاسفم

00:14:44.000 --> 00:14:45.640
‫منم همینطور

00:14:46.640 --> 00:14:48.610
‫می‌خوای درباره‌ش حرف بزنی؟

00:14:48.640 --> 00:14:50.130
‫می‌تونی درباره‌ش حرف بزنی؟

00:14:50.160 --> 00:14:51.640
‫نه

00:14:52.640 --> 00:14:53.840
‫ردیفی دیگه؟

00:14:55.640 --> 00:14:57.610
‫آره زنده‌ام

00:14:57.640 --> 00:14:59.610
‫بیا بغلم. بیا

00:14:59.640 --> 00:15:01.640
‫بیا بغلم

00:17:01.640 --> 00:17:05.640
‫خیلی‌خب. دیگه پیش خودمی

00:17:17.640 --> 00:17:19.680
‫انگاری خوب خوابیدیا

00:17:21.640 --> 00:17:22.640
‫آره

00:17:32.640 --> 00:17:34.000
‫یه چیزی باید بهت نشون بدم

00:17:35.840 --> 00:17:37.640
‫تیم عملیاتی روسیه رو پیدا کردم

00:17:38.640 --> 00:17:41.610
‫اونا با پاسپورت‌های اصلی‌شون
‫روز قبلی که ما بیایم مالت

00:17:41.640 --> 00:17:43.610
‫از روسیه رفتن به استانبول

00:17:43.640 --> 00:17:44.610
‫از سه تا کارت اعتباری مختلف استفاده کردن،

00:17:44.640 --> 00:17:46.810
‫ولی همه‌شون به یه صورت‌حساب وصلن،

00:17:46.840 --> 00:17:49.610
‫که معلومه همون دفتر عملیاتی اس‌وی‌ار هست
‫(سازمان اطلاعات خارجی روسیه)

00:17:49.640 --> 00:17:51.110
‫خب، اونا اونقدرام که
‫فکر می‌کنن زرنگ نیستن

00:17:51.130 --> 00:17:51.610
‫نه نیستن

00:17:51.640 --> 00:17:54.610
‫نه، من اول فکر کردم
‫وقتی برسن استانبول از اسم‌های فیک استفاده می‌کنن،

00:17:54.640 --> 00:17:58.640
‫من دنبال هرکدوم ازشون که پول نقد
‫داده گشتم

00:18:00.000 --> 00:18:02.290
‫سیمونوف، اسمیرنوف

00:18:02.320 --> 00:18:04.640
‫پالاچینکوف، کوزنتسوف

00:18:14.640 --> 00:18:17.610
‫این یه لول از احمق بودنم بالاتره.
‫کارشون بی‌ملاحظگی محض بوده

00:18:17.640 --> 00:18:20.610
‫- چرا خب؟
‫- با اسم‌های فیک قدیمی رفتن استانبول

00:18:20.640 --> 00:18:24.970
‫از مرکز مسکو بعیده که با پاسپورت‌های
‫قدیمی این ریسک رو بکنه

00:18:25.000 --> 00:18:28.610
‫- مگر اینکه خیلی عجله داشته باشی
‫- آره

00:18:28.640 --> 00:18:30.650
‫خب... لپ کلام

00:18:30.680 --> 00:18:34.610
‫تا پریروز اونا هیچی درمورد
‫عملیات ما نمی‌دونستن

00:18:34.640 --> 00:18:37.610
‫که یعنی یه نفر حتما
‫آمار دختره رو بهشون داده

00:18:37.640 --> 00:18:40.640
‫- آره. ولی خب کی؟
‫- یکی که از عملیات ما خبر داره

00:18:42.640 --> 00:18:44.610
‫- میشه اینو برای زک و رُز بفرستی؟
‫- آره

00:18:44.640 --> 00:18:47.640
‫- قهوه می‌خوای؟
‫- نه، ممنون

00:18:56.480 --> 00:19:00.610
‫بهت که گفتم اگه برگردی
‫ممکنه فاجعه به بار بیاد

00:19:00.640 --> 00:19:01.970
‫می‌دونم

00:19:02.000 --> 00:19:06.640
‫ما کل شب رو توی گندکاری‌های
‫وزارت‌خونه‌ی مالت دست و پا زدیم

00:19:07.840 --> 00:19:11.610
‫دفعه بعدی که وسط اون همه مردمی
‫که دارن میرن کلیسا تیراندازی راه انداختیم،

00:19:11.640 --> 00:19:13.640
‫به مزاقشون خوش نمیاد
‫که بدون هماهنگی انجامش بدیم

00:19:15.640 --> 00:19:17.610
‫من متاسفم

00:19:17.640 --> 00:19:19.610
‫ولی نباید روس‌ها رو مقصر بدونن؟

00:19:19.640 --> 00:19:22.640
‫می‌دونم می‌خواستی
‫مامورت رو نجات بدی

00:19:23.640 --> 00:19:27.640
‫- ولی شانس آوردی که زنده اومدی بیرون
‫- فقط شانس نبود، زک

00:19:28.840 --> 00:19:32.610
‫نمیشه قبول کنیم که
‫این نشون میده مسکو می‌خواسته

00:19:32.640 --> 00:19:34.640
‫جلوی عملیات مارو برای حفاظت
‫از نفوذیش توی لندن بگیره؟

00:19:38.000 --> 00:19:39.610
‫ادامه بده

00:19:39.640 --> 00:19:43.610
‫ایگور تیمش رو با پاسپورت‌های شناخته شده
‫فرستاد،

00:19:43.640 --> 00:19:45.610
‫و همه‌ی پروتکل‌های امنیتی رو به چپش گرفت

00:19:45.640 --> 00:19:49.610
‫و این کارو مَردی انجام داده
‫که از جونش برای حفاظت از این عملیات حساس مایه گذاشته

00:19:49.640 --> 00:19:54.610
‫فکر می‌کنی فهمیده
‫ما توی خونه‌ش شنود گذاشتیم؟ چطور؟

00:19:54.640 --> 00:19:57.610
‫خب، پس چرا باید یه تیم عملیاتی
‫رو اینقدر سریع بفرسته برن؟

00:19:57.640 --> 00:19:58.650
‫پس یعنی بهش آمار داده بودن؟

00:19:58.680 --> 00:20:00.680
‫- فکر کنم
‫- از لندن؟

00:20:02.640 --> 00:20:06.610
‫- فقط احتماله
‫- و هدفشون این بود که هم دختره و هم تو رو بُکُشن؟

00:20:06.640 --> 00:20:08.610
‫تا بخش روسیه رو به خاک سیاه بشونن؟

00:20:08.640 --> 00:20:10.610
‫کارشون بچه‌گونه‌ست، ولی احتمالا
‫فکر می‌کنن ارزشش رو داشت

00:20:10.640 --> 00:20:13.000
‫البته اگه عملیات لندنشون به اندازه
‫کافی بزرگ باشه، که هست

00:20:15.640 --> 00:20:17.160
‫فقط یه احتماله

00:20:18.640 --> 00:20:20.610
‫ولی بیا بگیم مسکو
‫این خیالی رو که

00:20:20.640 --> 00:20:22.610
‫اونا یه نفوذی توی کابینه دارن
‫رو به خوردت دادن

00:20:22.640 --> 00:20:25.610
‫مگه کارشون همین نیست؟

00:20:25.640 --> 00:20:27.610
‫برات تله می‌ذارن، و از نزدیک دخلت رو میارن

00:20:27.640 --> 00:20:29.610
‫و تیرشون عمدی خطا میره، تا
‫کاری کنن باور کنی

00:20:29.640 --> 00:20:31.610
‫که می‌خواستن تو رو بُکُشن

00:20:31.640 --> 00:20:33.450
‫یا اینکه می‌خواستن منو برای اینکه

00:20:33.480 --> 00:20:36.610
‫عملیاتم رو متوقف و نفوذی‌شون
‫رو وارد داونینگ‌استریت کنن از پا در بیارن

00:20:36.640 --> 00:20:39.320
‫احتمالش هست. از حق نگذریم

00:20:41.480 --> 00:20:45.610
‫ببین، قضیه فقط اتفاقی که
‫توی ویلا افتاد نیست

00:20:45.640 --> 00:20:47.610
‫من و راو شواهد محکمی برای

00:20:47.640 --> 00:20:50.610
‫متهم کردن هم رایان واکر
‫و هم ایموجن کانراد پیدا کردیم

00:20:50.640 --> 00:20:53.610
‫چی؟ جدی داری میگی؟

00:20:53.640 --> 00:20:58.610
‫نخست‌وزیر نمی‌ذاره ما
‫از وزیر وزراش بازجویی کنیم

00:20:58.640 --> 00:21:00.650
‫- می‌دونم، ولی من مجبــ....
‫- اما و اگر نداریم، وای خدایا کیت

00:21:00.680 --> 00:21:03.610
‫وقتی از دستور مستقیم
‫نخست‌وزیر سرپیچی می‌کنی،

00:21:03.640 --> 00:21:05.610
‫کل سرویس رو توی خطر می‌ندازی!

00:21:05.640 --> 00:21:08.640
‫- چاره‌ای برامون نذاشته بود
‫- اون ناسلامتی نخست‌وزیره!

00:21:13.640 --> 00:21:16.610
‫- باید اینو به مقامات بالا گزارش بدم
‫- به وزیرامورخارجه؟

00:21:16.640 --> 00:21:18.610
‫الان، شانس زیادی هست

00:21:18.640 --> 00:21:19.810
‫که اون بشه نخست‌وزیرمون، زک

00:21:19.840 --> 00:21:21.650
‫ولی یه شانس کوچیکی هم هست
‫که اون نفوذی روسیه باشه

00:21:21.680 --> 00:21:25.610
‫و اگه باشه، دیگه کار از کار گذشته

00:21:25.640 --> 00:21:28.640
‫دموکراسی ما مهم‌تر از حدس و گمان‌های توئه

00:21:36.640 --> 00:21:39.610
‫ما باید داداش لنا رو از روسیه خارج کنیم

00:21:39.640 --> 00:21:41.640
‫این حداقل کاریه که می‌تونیم
‫براش بکنیم

00:21:44.160 --> 00:21:46.640
‫نمی‌خواستم اینو امروز بهت بگم

00:21:48.640 --> 00:21:51.640
‫تیم‌مون الکسی رو توی سنت‌پترزبورگ از دست داد

00:21:52.640 --> 00:21:55.680
‫- از دست داد؟
‫- تیم مسکو اول از ما رسید اونجا

00:21:57.640 --> 00:21:58.640
‫من متاسفم

00:22:02.680 --> 00:22:04.640
‫هرکاری تونستی کردی

00:22:06.640 --> 00:22:09.610
‫ولی فعلا، مشکلات مهم‌تری داریم

00:22:09.640 --> 00:22:14.610
‫اگه زک هی اطلاعات منو نادیده بگیره، آره داریم

00:22:14.640 --> 00:22:16.610
‫اگه این کارو نکنه، خودم پا میشم
‫میرم پیش جناب آلن

00:22:16.640 --> 00:22:17.610
‫و نخست‌وزیر

00:22:17.640 --> 00:22:20.610
‫نمی‌تونی یواشکی کاری کنی

00:22:20.640 --> 00:22:23.610
‫همینجوریشم توی دردسری،
‫مغزتم درست کار نمی‌کنه

00:22:23.640 --> 00:22:25.970
‫- برای هزم اینا زمان لازم داری
‫- چه زمانی آخه؟

00:22:26.000 --> 00:22:29.610
‫تا چند روز دیگه، ممکنه نفوذی روسیه
‫کشورمون رو توی چنگش بگیره

00:22:29.640 --> 00:22:33.640
‫تا جایی که می‌دونیم، کسی که آمار لنا رو
‫به ایگور داده از طرف ما بوده

00:22:34.640 --> 00:22:37.640
‫یکمی بخواب. بعدش حرف می‌زنیم

00:22:42.320 --> 00:22:44.450
‫اون باید استعفا بده، آنوشکا

00:22:44.480 --> 00:22:46.610
‫- ولی خب نمیده، میده؟
‫- باید استعفا بده

00:22:46.640 --> 00:22:49.810
‫اون با دشمن سیاسی‌مون
‫یواشکی ملاقات کرد،

00:22:49.840 --> 00:22:52.610
‫اون بدون هیچ محافظی یا مقام رسمی‌ای

00:22:52.640 --> 00:22:56.450
‫این همون فساد بی‌پرده‌ایه که
‫جناح مخالف انجامش میده

00:22:56.480 --> 00:22:58.610
‫نه میشه توضیحش داد، نه میشه براش بهونه تراشید

00:22:58.640 --> 00:22:59.610
‫پس برای اینکه مطمئن بشم،

00:22:59.640 --> 00:23:01.610
‫شما دارید به وزیرامورخارجه اتهام

00:23:01.640 --> 00:23:03.610
‫همدستی با کرملین رو می‌زنید؟

00:23:03.640 --> 00:23:05.610
‫من دارم میگم
‫اون هیچ قاعده و قانونی نداره،

00:23:05.640 --> 00:23:07.610
‫و اون حرف‌های مردم‌باوری که
‫هی داره می‌زنه،

00:23:07.640 --> 00:23:09.610
‫انگاری از کف مسکو اومده

00:23:09.640 --> 00:23:12.970
‫- اون به درد حکومت نمی‌خوره
‫- شما چطور؟

00:23:13.000 --> 00:23:16.610
‫اگه شمام همچین رفتاری
‫رو انجام می‌دادید، استعفا می‌دادید؟

00:23:16.640 --> 00:23:18.450
‫من که یواشکی با وزیرامورخارجه روسیه

00:23:18.480 --> 00:23:20.290
‫- دیدن نکردم، کردم؟
‫- سوال من این نبود

00:23:20.320 --> 00:23:23.610
‫می‌خوام بدونم اصل اخلاقی شما در...

00:23:23.640 --> 00:23:24.610
‫نه، نه، منو ببخش، آنوشکا

00:23:24.640 --> 00:23:27.640
‫من درگیر فرضیه‌ها نمیشم

00:23:29.640 --> 00:23:32.610
‫کسکشای آی‌تی‌وی. از بی‌بی‌سی هم بدترن

00:23:32.640 --> 00:23:35.610
‫اون کسشراتی که درمورد
‫«اصل اخلاقی» می‌زد چی بود دیگه؟

00:23:35.640 --> 00:23:37.610
‫فقط می‌خواست فشاریت کنه

00:23:37.640 --> 00:23:40.610
‫آره خب، ولی با چی؟
‫انگاری ازم آتو داشت

00:23:40.640 --> 00:23:43.610
‫نه. بهم اعتماد کن، اگه ازت آتو داشته باشن،

00:23:43.640 --> 00:23:44.610
‫من حتما ازش خبر دارم

00:23:44.640 --> 00:23:46.610
‫فهمیدی کیت و تیمش

00:23:46.640 --> 00:23:48.610
‫دارن توی کار کریمسوف سرک می‌کشن یا نه؟

00:23:48.640 --> 00:23:51.610
‫نه. نپرسیدم. بپرسمم
‫بهم چیزی نمیگه

00:23:51.640 --> 00:23:54.610
‫بیخیال خدایی. ارتباط بدون نظارت
‫با وزیرامورخارجه روسیه

00:23:54.640 --> 00:23:55.610
‫اونم وسط جنگ؟

00:23:55.640 --> 00:23:58.130
‫آره، قبول دارم، قضیه بو داره

00:23:58.160 --> 00:23:59.610
‫آره، نمی‌تونه یکمی آمار بهمون بده؟

00:23:59.640 --> 00:24:02.610
‫اگه می‌دونستیم که سازمان اطلاعات
‫داره رایان رو بررسی می‌کنه،

00:24:02.640 --> 00:24:04.610
‫می‌تونستیم کارش رو یکسره کنیم بره

00:24:04.640 --> 00:24:06.610
‫ببین، من دلم نمی‌خواد بهش فشار بیارم

00:24:06.640 --> 00:24:08.610
‫همین الانشم کُلی فشار روشه، باشه؟

00:24:08.640 --> 00:24:10.610
‫چه فشاری؟

00:24:10.640 --> 00:24:12.610
‫- نمی‌تونه بگه، می‌تونه؟
‫- خب گزینه‌ی دیگه چیه؟

00:24:12.640 --> 00:24:14.640
‫اینکه رایان نخست‌وزیر بشه؟

00:24:16.000 --> 00:24:18.610
‫ببین، ما اگه تایید کنیم که

00:24:18.640 --> 00:24:21.610
‫سازمان اطلاعات داره ارتباط
‫رایان با مسکو رو بررسی می‌کنه،

00:24:21.640 --> 00:24:23.610
‫همه‌ی اینا میفته گردن کیت، مگه نه؟

00:24:23.640 --> 00:24:26.610
‫- من نمی‌تونم، ببخشید، ولی نمی‌تونم
‫- خیلی‌خب

00:24:26.640 --> 00:24:29.610
‫خب، به همه‌ی مشاورهای ویژه کابینه خبر بده

00:24:29.640 --> 00:24:31.610
‫بهشون بگو مگ، تد و من

00:24:31.640 --> 00:24:33.650
‫قراره امشب یه بیانیه مشترک

00:24:33.680 --> 00:24:35.610
‫در خصوص استعفای رایان منتشر کنیم

00:24:35.640 --> 00:24:38.610
‫اگه کاری کنیم وزیر وزرا
‫هم با ما همراه بشن، می‌تونیم وادار به استعفاش کنیم

00:24:38.640 --> 00:24:39.640
‫- باشه
‫- خیلی‌خب

00:25:00.120 --> 00:25:02.410
‫ایشون دیگه حرفی ندارن به شما بزنن

00:25:02.440 --> 00:25:04.450
‫مل، ایشون قراره استعفا بده؟

00:25:04.480 --> 00:25:06.430
‫خودت نظرت چیه؟

00:25:12.980 --> 00:25:14.980
‫« یه پیمان‌کار دیگه در لبه‌ی پرتگاه »
‫« جان مایلار، مدیرعامل شرکت مایلار در تلاش برای جلوگیری از ورشکستگی شرکت اخراج شد »

00:25:15.440 --> 00:25:18.090
‫میشه درو وا کنی؟ نمی‌خوام قیافه‌ی
‫سر صبحم رو کسی ببینه

00:25:18.120 --> 00:25:21.250
‫- تف توش
‫- چی شده؟

00:25:21.280 --> 00:25:23.410
‫مایلار احتمالا به مرحله‌ی
‫ورشستگی اداری برسه

00:25:23.440 --> 00:25:25.410
‫- اونا جان رو اخراج کردن
‫- اسمی از سرمایه‌گذاریتم آورده؟

00:25:25.440 --> 00:25:27.440
‫نه، خداروشکر

00:25:34.440 --> 00:25:38.410
‫توروخدا بگو امروز صبح برام خبرای خوبی آوردی، ملیسا

00:25:38.440 --> 00:25:41.440
‫واقعا بهش نیاز دارم

00:25:43.440 --> 00:25:44.960
‫اومدم بگم من استعفا میدم

00:25:47.440 --> 00:25:50.440
‫الان؟ وسط انتخابات؟

00:25:52.440 --> 00:25:56.410
‫ببخشید. ولی فکر نکنم دیگه
‫ارزش‌هامون باهم جور در بیاد

00:25:56.440 --> 00:25:58.410
‫فکر کنم صداقت برات مهمه

00:25:58.440 --> 00:26:00.410
‫- البته
‫- خوبه

00:26:00.440 --> 00:26:03.440
‫پس تو درباره‌ی جلسه‌ی
‫رایان با کریمسوف به مطبوعات خبر دادی؟

00:26:05.440 --> 00:26:06.410
‫البته که نه

00:26:06.440 --> 00:26:07.610
‫خیلی خوشحالم که می‌شنوم،

00:26:07.640 --> 00:26:10.440
‫چون هیچکسی توی وایت‌هال
‫دوست نداره یه خبرچین رو استخدام کنه

00:26:13.440 --> 00:26:15.440
‫درخواست استعفات قبول رو می‌کنم

00:26:17.440 --> 00:26:18.440
‫شاید به صلاح هردومون باشه

00:26:20.960 --> 00:26:22.440
‫خب، موفق باشی

00:26:23.440 --> 00:26:26.430
‫امیدوارم جنگ عادلانه‌ای باشه

00:26:27.440 --> 00:26:29.410
‫بحث بحث سیاسته، عادلانه بودن کجا بود

00:26:29.440 --> 00:26:31.410
‫چی، مثل پاشوندن زندگی ایموجن کانراد؟

00:26:31.440 --> 00:26:33.450
‫من از اون فیلمه استفاده نمی‌کنم، ملیسا

00:26:33.480 --> 00:26:36.410
‫منظورش اینه
‫ما نمی‌دونیم داری درباره‌ی چی حرف می‌زنی

00:26:36.440 --> 00:26:37.410
‫ولی اگه شک و تردیدی هست،

00:26:37.440 --> 00:26:39.680
‫یادت باشه بند
‫عدم افشای توی قراردادت هنوز سرجاشه

00:26:41.440 --> 00:26:42.440
‫یه چیزی بهم بگو

00:26:44.440 --> 00:26:46.770
‫دیمیتری کریمسوف واقعا بچه‌ش رو از دست داده؟

00:26:46.800 --> 00:26:50.120
‫- یا اینو گفتی تا آبروداری کنی؟
‫- گمشو بیرون

00:26:56.440 --> 00:26:58.450
‫وای خدایا

00:26:58.480 --> 00:27:00.410
‫چیزی نیست، چیزی نیست، هیچی نیست

00:27:00.440 --> 00:27:02.410
‫ما...

00:27:02.440 --> 00:27:06.410
‫ما دووم میاریم. فقط باید الان
‫این فاجعه مایلار رو اوکیش کنم

00:27:06.440 --> 00:27:09.250
‫- بابات نمی‌تونه کمکت کنه؟
‫- نمی‌دونم والا

00:27:09.280 --> 00:27:11.250
‫شاید. ولی نمی‌دونم...

00:27:11.280 --> 00:27:15.440
‫ببخشید. همه‌ی این چیزا
‫یکدفعه‌ای اتفاق افتاد

00:27:17.440 --> 00:27:21.440
‫واقعا مردم فکر می‌کنن ما از بچه‌مون
‫به عنوان سپر پناه خودمون استفاده می‌کنیم؟

00:27:22.440 --> 00:27:24.440
‫نه. نه. بیخیال بابا

00:27:25.440 --> 00:27:27.280
‫البته که این فکرو نمی‌کنن

00:27:34.440 --> 00:27:36.410
‫می‌دونی که منم زجر می‌کشم

00:27:36.440 --> 00:27:39.440
‫خیلی بد داری نشونش میدی

00:27:40.440 --> 00:27:42.440
‫آخه، مجبور بودم یجوری قضیه
‫رو ماست‌مالی کنم

00:27:45.440 --> 00:27:49.410
‫- وقتی به نخست‌وزیری برسیم...
‫- این رویای توئه، نه من

00:27:49.440 --> 00:27:52.440
‫خب، ما توافق کردیم که این
‫یه شروع جدیدی برای هردومونه، نه؟

00:27:53.440 --> 00:27:56.410
‫یا فقط فکر کردی
‫همینطوری قربونی

00:27:56.440 --> 00:27:57.640
‫پیشرفت شغلیت می‌شیم؟

00:28:01.440 --> 00:28:03.120
‫می‌دونی که من صبر می‌کنم

00:28:04.440 --> 00:28:06.440
‫برای چی؟

00:28:08.440 --> 00:28:09.440
‫برای برگشتنت

00:28:14.440 --> 00:28:17.440
‫حداقل هنوز بلندپروازیت رو داری.
‫میشه روش حساب‌باز کرد

00:28:19.440 --> 00:28:21.410
‫گفتم که کمک می‌کنم
‫خودمون رو به اینجا برسونم

00:28:21.440 --> 00:28:22.440
‫بعدش دوباره می‌تونیم فکر کنیم

00:28:23.440 --> 00:28:25.440
‫پس بهتره بری خایمالی باباتو کنی

00:28:29.960 --> 00:28:32.410
‫با همه‌ی مشاورهای ویژه حرف زدم

00:28:32.440 --> 00:28:36.410
‫همه‌ی وزراشون بزدلن

00:28:36.440 --> 00:28:38.440
‫خیلی ممنونم

00:28:39.440 --> 00:28:44.410
‫پس، از الان، ما فقط تو مگ و تام عزیز رو داریم

00:28:44.440 --> 00:28:46.770
‫بهم اعتماد کن...

00:28:46.800 --> 00:28:49.410
‫سه تا استعفا توی کابینه
‫که یه شورش به حساب نمیاد

00:28:49.440 --> 00:28:52.410
‫بهشون بگو اگه رایان ببره،
‫همه رو پرت می‌کنه بیرون

00:28:52.440 --> 00:28:54.410
‫پس بیشترشون شغلشون رو از دست میدن،
‫و دیگه هیچ حزبی براشون باقی نمی‌مونه

00:28:54.440 --> 00:28:56.410
‫خب، ما به افراد بیشتری نیاز داریم

00:28:56.440 --> 00:28:58.930
‫خیلی‌خب، دوباره باهاشون حرف بزن

00:28:58.960 --> 00:29:01.410
‫خودم به بعضیا زنگ می‌زنم

00:29:01.440 --> 00:29:02.410
‫بهشون می‌گیم بیانیه مگ، تد و من

00:29:02.440 --> 00:29:05.410
‫قراره قبل از اخبار ساعت 10
‫منتشر بشه

00:29:05.440 --> 00:29:07.410
‫باشه

00:29:07.440 --> 00:29:10.410
‫باید در یابیم که چرا
‫لِو آماتوف می‌خواسته ایموجن

00:29:10.440 --> 00:29:11.410
‫به اون کنفرانس مونته‌نگرو بیاد

00:29:11.440 --> 00:29:13.410
‫درسته، و همچنین باید بفهمیم
‫با کی اینور اونور می‌رفته

00:29:13.440 --> 00:29:17.410
‫البته آنجلا وایت گفت، که اون
‫با جاشوا لانگ شلنگ‌تخته می‌نداخته

00:29:17.440 --> 00:29:19.410
‫خیلی‌خب، پس شاید اون واسطه بوده نه؟

00:29:19.440 --> 00:29:22.410
‫یا یه تله‌ی عشقی، شاید لِو
‫آتویی ازش داره،

00:29:22.440 --> 00:29:24.410
‫و جاشوا لانگ حتما دلیلشه

00:29:24.440 --> 00:29:26.440
‫بعدا می‌بینمت

00:29:31.440 --> 00:29:33.410
‫- کیت هندرسون
‫- بله خودمم

00:29:33.440 --> 00:29:36.410
‫سلام. من جاشوا لانگ هستم.
‫حالت چطوره؟ می‌خواستی منو ببینی؟

00:29:36.440 --> 00:29:39.410
‫- بله، ببخشید مزاحمتون شدم
‫- مشکل نداره

00:29:39.440 --> 00:29:40.410
‫- من برای وزارت امور خارجه کار می‌کنم
‫- بله

00:29:40.440 --> 00:29:42.250
‫می‌خواستم دو کلوم باهاتون

00:29:42.280 --> 00:29:44.410
‫درمورد زمانی که با ایموجن کانراد
‫کار می‌کردید حرف بزنم

00:29:44.440 --> 00:29:48.410
‫- باز استوارت چی بهت گفته؟
‫- اصلا ربطی به استوارت نداره

00:29:48.440 --> 00:29:50.610
‫خب، من سال پیش از سیاست کشیدم کنار

00:29:50.640 --> 00:29:53.410
‫پس مطمئن نیستم چقدر می‌تونم
‫برات مفید باشم

00:29:53.440 --> 00:29:55.440
‫اگه بخاطر منافع امنیت ملی باشه چی؟

00:29:57.440 --> 00:29:58.440
‫درسته

00:30:02.440 --> 00:30:05.090
‫بیا از رفتنت به مونته‌نگرو شروع کنیم

00:30:05.120 --> 00:30:06.410
‫چطور؟

00:30:06.440 --> 00:30:09.410
‫خب، بعضیا گفتن تو و ایموجن
‫اونجا باهم رابطه داشتید

00:30:09.440 --> 00:30:12.440
‫چی؟ کدوم خری اینو بهت گفته؟

00:30:13.960 --> 00:30:15.440
‫تو واقعا کی هستی؟

00:30:24.440 --> 00:30:26.410
‫من هیچوقت به زنم خیانت نکردم،

00:30:26.440 --> 00:30:27.610
‫چه برسه به ایموجن

00:30:27.640 --> 00:30:30.440
‫پس چرا دفترش رو سریعا
‫بعد از سفر ترک کردی؟

00:30:32.440 --> 00:30:36.410
‫لِو آماتوف چند وقتی بود
‫داشت تو کارش سرک می‌کشید

00:30:36.440 --> 00:30:38.410
‫لِو ایموجن رو به کنفرانس دعوت کرد

00:30:38.440 --> 00:30:41.410
‫- چرا می‌خواست ایموجن بره اونجا؟
‫- والا نمی‌دونم

00:30:41.440 --> 00:30:43.410
‫اونو مدام درگیر مراسم‌های رسمی کرده بود،

00:30:43.440 --> 00:30:44.410
‫پس منم دعوت نشدم

00:30:44.440 --> 00:30:46.410
‫بعد از اینکه استوارت مریض شد،

00:30:46.440 --> 00:30:48.410
‫من کسی بودم که باید بجاش
‫سر میز همه‌ی کنفرانس‌ها می‌شستم،

00:30:48.440 --> 00:30:49.450
‫که خیلی بی‌فایده بود

00:30:49.480 --> 00:30:52.410
‫- پس این رابطه‌ای که گفتم...
‫- آره. هرچی می‌دونستم رو بهت گفتم

00:30:52.440 --> 00:30:54.410
‫من باید برم

00:30:54.440 --> 00:30:57.410
‫- خب اگه چیز دیگه‌ای یادت اومد...
‫- باشه بهت میگم

00:30:57.440 --> 00:30:58.760
‫می‌دونی چطور پیدام کنی دیگه، نه؟

00:31:06.440 --> 00:31:09.410
‫جیمی بالاخره خودشو ثابت کرد

00:31:09.440 --> 00:31:12.120
‫حالا شش نفر از اعضای کابینه
‫یه دلیلی دستشون هست، ملیسا؟

00:31:13.280 --> 00:31:15.930
‫اومدی اطلاعات بدی، یا دنبال صلحی؟

00:31:15.960 --> 00:31:17.440
‫من استعفا دادم

00:31:18.440 --> 00:31:21.250
‫به جنبش مقاومت رایان خوش اومدی

00:31:21.280 --> 00:31:23.640
‫توروخدا بهم بگو خبرای
‫خوبی برام داری

00:31:25.440 --> 00:31:28.960
‫یه سری اطلاعات دارم، ولی فکر نکنم
‫خیلی خوشت بیاد

00:31:30.440 --> 00:31:32.480
‫خیلی‌خب. بگو ببینم، من دختر شجاعیم

00:31:35.440 --> 00:31:38.410
‫رایان میگه تونسته به یک سری از

00:31:38.440 --> 00:31:41.440
‫فیلم‌هایی که می‌تونه آبروت رو ببره دست پیدا کنه

00:31:42.440 --> 00:31:44.440
‫چجور فیلم‌هایی؟

00:31:45.440 --> 00:31:49.440
‫کسی ندیدتشون. انگاری، توی
‫هتل ضبط شدن

00:31:52.440 --> 00:31:54.480
‫و تو با یه مَردی اونجایی
‫که شوهرت نیست

00:32:03.120 --> 00:32:06.440
‫ببین، بیا فرض بر این بگیریم
‫که این فیلم وجود داشته باشه

00:32:07.440 --> 00:32:10.440
‫من اگه جات بودم قبل از اینکه
‫پخش بشه یه غلطی می‌کردم

00:32:11.440 --> 00:32:14.410
‫به مردم هشدار بده که یه فیلم پورن
‫فیک داره دست‌به‌دست میشه

00:32:14.440 --> 00:32:18.250
‫قبل از اینکه یکی کامل پخشش کنه
‫و ادعا کنه که واقعیه

00:32:18.280 --> 00:32:22.250
‫مگه فرقیم می‌کنه؟
‫وقتی پخش بشه، یعنی پخش شده دیگه

00:32:22.280 --> 00:32:25.410
‫مردم نمی‌تونن چیزایی که دیدن
‫رو نادیده بگیرن، چه راست باشه چه دروغ

00:32:25.440 --> 00:32:28.410
‫می‌دونم، ولی بنظرم مردم
‫باهاتون راه میان

00:32:28.440 --> 00:32:31.410
‫آخه، روسیه پخش و ساخت
‫اینجور کسشرا معروفه

00:32:31.440 --> 00:32:32.410
‫باورم نمیشه همچین اتفاقی داره میفته

00:32:32.440 --> 00:32:35.440
‫ببین، به رایان گفتم
‫اگه دیوونه‌ست اگه فیلمه رو پخشش کنه

00:32:36.440 --> 00:32:38.410
‫چون، اون اولین نفری میشه
‫که همه بهش شک می‌کنن

00:32:38.440 --> 00:32:41.410
‫و اون باهام موافقت کرد، رفقا

00:32:41.440 --> 00:32:43.410
‫ولی فکر می‌کنی پخشش نمی‌کنه؟

00:32:43.440 --> 00:32:45.410
‫بستگی داره چقدر عصبی بشه

00:32:45.440 --> 00:32:47.410
‫خب، فکر کنم اون قراره خیلی عصبی بشه
‫وقتی بفهمه که ما

00:32:47.440 --> 00:32:49.960
‫سعی داریم اونو از مسابقه
‫بیرونش کنیم

00:32:52.440 --> 00:32:53.440
‫تف توش

00:32:54.640 --> 00:32:57.640
‫ایموجن، به چی داری فکر می‌کنی؟

00:33:01.440 --> 00:33:03.410
‫به مگ، تد، و بقیه زنگ بزن

00:33:03.440 --> 00:33:06.410
‫بهشون بگو قراره اون بیانیه مشترک رو

00:33:06.440 --> 00:33:09.410
‫برای 24 ساعت بخاطر یک سری
‫دلایلی عقب بندازیم

00:33:09.440 --> 00:33:12.410
‫خیلی‌خب. خب بعدش چی؟

00:33:12.440 --> 00:33:14.280
‫باید برم پیش رایان

00:33:15.440 --> 00:33:18.440
‫شاید یک بار انسانیت رو به
‫بلندپروازیش ترجیح بده

00:33:20.440 --> 00:33:21.640
‫خب، بریم این سمتی

00:33:24.960 --> 00:33:26.440
‫عالیه. بنازم

00:33:31.440 --> 00:33:33.440
‫حتی کونشو نداری خودت بهم زنگ بزنی

00:33:34.440 --> 00:33:37.410
‫از تیم انتخاباتیم خواستم
‫یه جلسه رو توی برنامه‌ام تنظیم کنن، بابا

00:33:37.440 --> 00:33:39.450
‫شنیدم که اون شرکت ساخت‌وسازه داره بگا میره

00:33:39.480 --> 00:33:43.250
‫آره خب، ولی اون اولا انگاری
‫سرمایه‌گذاری مطمئنی بود

00:33:43.280 --> 00:33:44.410
‫اگه می‌اومدی و برای خودم کار می‌کردی،

00:33:44.440 --> 00:33:47.410
‫دیگه لازم نبود توی گوشه کنارا
‫دنبال چیزی بگردی

00:33:47.440 --> 00:33:49.410
‫تو اصلا درباره‌ی ملک و املاک چی می‌دونی؟

00:33:49.440 --> 00:33:52.410
‫ببین، میشه رو در رو باهم حرف بزنیم؟

00:33:52.440 --> 00:33:55.440
‫باز اومدی تو دست و پام

00:34:02.440 --> 00:34:06.410
‫ببین، من باید سوراخ این معامله رو یجوری پُرش کنم

00:34:06.440 --> 00:34:09.250
‫اگه بفهمن منم توش دخیل بودم، کارم تمومه

00:34:09.280 --> 00:34:11.410
‫برای نماینده‌ی حزب کارگر خوب نیست، نه؟

00:34:11.440 --> 00:34:14.410
‫ساختن ساختمون‌های لوکس
‫توی پارکینگ اتحادیه

00:34:14.440 --> 00:34:17.440
‫وگرنه، نمی‌تونم به عنوان
‫یه آدم ورشکسته وارد داونینگ‌استریت بشم، بابا

00:34:19.440 --> 00:34:20.640
‫چقدر می‌خوای؟

00:34:22.440 --> 00:34:25.440
‫یه میلیون. دارم ازت وام می‌گیرم.
‫بهره‌شم بهت میدم

00:34:27.280 --> 00:34:29.770
‫پسرجون، وقتی با شیطون همدست میشی

00:34:29.800 --> 00:34:33.440
‫یجوری کونت می‌ذاره
‫که صدای بهم خوردن دندوناتو می‌شنوی

00:34:34.800 --> 00:34:36.410
‫خب، میدی یا نه؟

00:34:36.440 --> 00:34:38.410
‫خب، برای مراسم بیا اینجا

00:34:38.440 --> 00:34:39.450
‫نمی‌تونم، وسط انتخاباتم

00:34:39.480 --> 00:34:41.410
‫مگه اینا رای‌دهنده‌هات نیستن؟

00:34:41.440 --> 00:34:45.440
‫اگه می‌خوای از این مخصمه بکشمت بیرون،
‫باید برای جون بکنی

00:35:17.240 --> 00:35:19.210
‫تف توش. چند ساعته خوابم؟

00:35:19.240 --> 00:35:21.410
‫اونقدری خواب بودی که تونستم
‫گزارش یه ماموری

00:35:21.440 --> 00:35:25.210
‫رو درمورد کنفرانس مونته‌نگرو پیدا کنم.
‫حدس بزن کی بوده حالا

00:35:25.240 --> 00:35:29.210
‫- نمی‌دونم، ایگور بورودین؟
‫- نزدیک بود. کریل مارکوف

00:35:29.240 --> 00:35:32.240
‫- چی؟ همزمان با ایموجن؟
‫- آره

00:35:33.920 --> 00:35:36.210
‫« مامور متوجه‌ی کریل مارکوف »

00:35:36.240 --> 00:35:38.210
‫« وقتی داشت به نماینده‌ها خوش‌آمد می‌گفت شد »

00:35:38.240 --> 00:35:40.210
‫« هوییت تایید شده »

00:35:40.240 --> 00:35:43.210
‫جلل‌الخالق

00:35:43.240 --> 00:35:48.210
‫آره خب، بنظرت ایموجن می‌دونسته
‫اون کیه؟

00:35:48.240 --> 00:35:49.210
‫نمی‌دونم

00:35:49.240 --> 00:35:51.440
‫ولی اگه اون موقع نمی‌دونسته، حتما الان می‌دونه

00:35:56.240 --> 00:35:58.920
‫من باید برم به استوارت
‫و بچه‌ها یه سری بزنم

00:36:01.240 --> 00:36:03.240
‫- بعدا می‌بینمت، حله؟
‫- باشه

00:36:11.240 --> 00:36:13.240
‫- سلام، عزیزم
‫- سلام

00:36:15.240 --> 00:36:21.210
‫کشیشت میگه باید قبل از اعترافت مشروب بخوری

00:36:21.240 --> 00:36:22.730
‫اعتراف یا بخشش؟

00:36:22.760 --> 00:36:24.410
‫بستگی داره چی بخوای

00:36:24.440 --> 00:36:26.240
‫- به سلامتی
‫- به سلامتی

00:36:32.240 --> 00:36:33.730
‫حالمو جا آورد

00:36:33.760 --> 00:36:37.210
‫می‌دونی چی شده؟ یه پاکت سیگار

00:36:37.240 --> 00:36:38.570
‫رو سرکار از یه
‫کارآموز کِش رفتم

00:36:38.600 --> 00:36:40.210
‫فندکم داره تازه

00:36:40.240 --> 00:36:43.210
‫- اونا سیگار بودن؟
‫- نه بابا سیگار چیه

00:36:43.240 --> 00:36:45.210
‫عجب دوروهایی هستین

00:36:45.240 --> 00:36:48.240
‫- فوش نده توروخدا، فیونا
‫- فهمیدی چی گفتم؟

00:36:55.600 --> 00:36:57.210
‫حالت خوبه؟

00:36:57.240 --> 00:36:58.240
‫زنده‌ام

00:37:00.240 --> 00:37:01.240
‫جدی؟

00:37:02.920 --> 00:37:06.240
‫می‌خوای درمورد اتفاقی که توی آخرین
‫سفرت افتاد حرف بزنیم یا؟

00:37:08.440 --> 00:37:10.920
‫داشتم سعی می‌کردم
‫یه مامور رو خارج کنم...

00:37:12.240 --> 00:37:14.240
‫و اون وقتی داشتیم خارجش می‌کردیم کُشته شد

00:37:16.240 --> 00:37:17.240
‫خیلی‌خب

00:37:20.240 --> 00:37:23.730
‫- صدمه دیدی؟
‫- از نظر فیزیکی نه

00:37:23.760 --> 00:37:26.210
‫اینجا جات امنه دیگه؟ مام جامون امنه؟

00:37:26.240 --> 00:37:29.210
‫- بچه‌ها و بقیه چیزا منظورمه
‫- ببین، گوش بده

00:37:29.240 --> 00:37:34.210
‫مسکو هیچوقت سعی نکرده بود
‫یه مامور بریتانیایی رو توی خاک خودی بُکُشه، باشه؟

00:37:34.240 --> 00:37:35.730
‫چه برسه به خونواده‌هاشون

00:37:35.760 --> 00:37:37.210
‫مطمئنی؟

00:37:37.240 --> 00:37:40.210
‫این عرف از زمان جنگ سرد پابرجا بوده

00:37:40.240 --> 00:37:44.210
‫هیچ‌ شواهدی نیست که بشه
‫گفت که دارن نقضش می‌کنن، درسته؟

00:37:44.240 --> 00:37:45.210
‫آخه تو همین الان گفتی

00:37:45.240 --> 00:37:48.230
‫قوانین بازی تغییر کرده، خب منم یکمی...

00:37:56.240 --> 00:38:00.240
‫من باید برم. مقامات بالا احضارم کردن

00:38:01.240 --> 00:38:03.240
‫- ببخشید، عزیزم
‫- حله، برو

00:38:23.280 --> 00:38:27.240
‫عصر بخیر. بگیر بشین

00:38:35.240 --> 00:38:38.240
‫بخاطر این اوضاعی که باعث و بانیش شدم متاسفم

00:38:39.240 --> 00:38:41.210
‫ولی امیدوارم قبول کنید
‫که من هیچ چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم

00:38:41.240 --> 00:38:42.280
‫کیت...

00:38:43.760 --> 00:38:45.240
‫تو تعلیق شدی

00:38:50.280 --> 00:38:52.210
‫برای چی؟

00:38:52.240 --> 00:38:54.210
‫واقعا باید برات توضیح بدیم؟

00:38:54.240 --> 00:38:56.210
‫بله، لطفا

00:38:56.240 --> 00:38:58.210
‫بخاطر نادیده گرفتن یک دستور مستقیم

00:38:58.240 --> 00:39:01.210
‫تحت خطر قرار دادن تیمت بدون دلیل موجه

00:39:01.240 --> 00:39:03.600
‫وزیرامورخارجه اصرار داره
‫که استعفا بدی

00:39:07.240 --> 00:39:09.210
‫تا دو روز دیگه، ممکنه یه نفوذی روسیه

00:39:09.240 --> 00:39:11.210
‫- نخست‌وزیر بشه...
‫- هیچکسی به صداقتت شک نداره

00:39:11.240 --> 00:39:13.210
‫ولی خب یعنی چی، دست رو دست هم
‫بذاریم تا این اتفاق بیفته

00:39:13.240 --> 00:39:15.210
‫چون ممکنه افشاشون به دموکراسی‌مون
‫صدمه بزنه؟

00:39:15.240 --> 00:39:19.210
‫ما اینجا بحثمون سر اینه که
‫تو یک دستور مستقیم از نخست‌وزیر رو نادیده گرفتی

00:39:19.240 --> 00:39:23.210
‫متاسفم کیت، ولی خیلی مارو تحت‌فشار قرار دادی

00:39:23.240 --> 00:39:24.410
‫اول، اون افشای کریمسوف

00:39:24.440 --> 00:39:27.210
‫الانم این طوفان دیپلماتیک توی مالت

00:39:27.240 --> 00:39:29.210
‫وزیرامورخارجه عصبیه

00:39:29.240 --> 00:39:32.210
‫پس اون وزیری که احتمالش هست
‫که برای روسیه کار بکنه ازم می‌خواد من برم،

00:39:32.240 --> 00:39:34.210
‫و مام همینجوری باید تسلیم شیم؟

00:39:34.240 --> 00:39:37.570
‫می‌خواید اطلاعاتم رو بندازید دور
‫چون اونقدرا به نفعتون نیست؟

00:39:37.600 --> 00:39:41.210
‫امیدوارم منو بهتر از اینا بشناسی.
‫این یه اقدام موقته

00:39:41.240 --> 00:39:44.210
‫ولی از اینجا به بعد
‫خودمون بقیه کارا رو انجام می‌دیم

00:39:44.240 --> 00:39:47.210
‫پس اون دختره اهمیتی نداره؟

00:39:47.240 --> 00:39:50.210
‫زندگی یه زن جوون باارزش

00:39:50.240 --> 00:39:52.240
‫چیز خیلی خطرناکی بود
‫که بخوای باهاش قمار کنی

00:39:53.240 --> 00:39:55.210
‫خدایا، تو نمی‌تونی اینقدر
‫حرومزاده و سنگدل باشی، زک

00:39:55.240 --> 00:39:57.890
‫این حقیقته، و خودتم اینو می‌دونی

00:39:57.920 --> 00:40:00.890
‫من می‌خوام بخش روسیه بدونه
‫که کجارو باید خط قرمز بکشه

00:40:00.920 --> 00:40:03.240
‫- و کِی باید تصویر کُلی‌تری رو ببینه
‫- بسه، با هردوتونم

00:40:04.240 --> 00:40:07.210
‫تو و راو فرصت اینو دارید که توی

00:40:07.240 --> 00:40:09.210
‫هئیت تحقیق از خودتون دفاع کنید

00:40:09.240 --> 00:40:12.210
‫راو کاره‌ای نیست. اون داشت از دستورات من پیروی می‌کرد

00:40:12.240 --> 00:40:14.240
‫تو اجازه‌ی دستور دادن نداشتی

00:40:18.240 --> 00:40:20.240
‫چیز دیگه‌ای هست که بخوای بگی؟

00:40:23.240 --> 00:40:24.240
‫نه

00:40:26.920 --> 00:40:30.210
‫برای دفاعیه نگهش می‌دارم، شب بخیر

00:40:30.240 --> 00:40:33.240
‫به نگهبانا گفتم خروجت رو ثبت کنن

00:41:05.240 --> 00:41:07.210
‫مرسی که اومدی

00:41:07.240 --> 00:41:10.240
‫قابلی نداشت. چی شده؟

00:41:14.240 --> 00:41:16.230
‫دوتامون تعلیق شدیم

00:41:17.280 --> 00:41:20.280
‫فکر کنم زک اگه رئیس سازمان اطلاعات نبود
‫اخراجم می‌کرد

00:41:22.240 --> 00:41:24.210
‫متاسفم

00:41:24.240 --> 00:41:27.210
‫رفیق، گور باباشون

00:41:27.240 --> 00:41:30.210
‫حله؟ وقتی تو داشتی اونجا
‫با کله‌گُنده‌ها حرف می‌زدی،

00:41:30.240 --> 00:41:33.240
‫من یکمی دیگه کنفرانس مونته‌نگرو
‫رو بررسی کردم

00:41:34.240 --> 00:41:37.210
‫اینا گزارشات پرواز نزدیک‌ترین
‫فرودگاه‌ها

00:41:37.240 --> 00:41:39.410
‫توی طول دو روز قبل از
‫شروع کنفرانسن

00:41:39.440 --> 00:41:43.240
‫می‌خوای حدس بزنی دیگه کی
‫با نماینده‌ها دمخور بوده؟

00:41:44.920 --> 00:41:47.240
‫زک حسین خودمون

00:41:53.600 --> 00:41:56.410
‫می‌تونی تایید کنی که توی
‫پورتونوی بوده؟

00:41:56.440 --> 00:42:00.210
‫اون اول رفت دوبروونیک، بعدشم
‫از هرتز یه ماشین اجاره کرد

00:42:00.240 --> 00:42:02.410
‫حتی رد آیپی تلفن اداره‌ش رو

00:42:02.440 --> 00:42:06.210
‫توی یه کافه‌ی بغل سالن کنفرانس
‫دقیقا روزی که شروع شد زدم

00:42:06.240 --> 00:42:08.240
‫چون کسخل وی‌پی‌انش قطع شده بود

00:42:09.440 --> 00:42:14.210
‫- یعنی زک با امیوجن و کریل مارکوف یجا بودن؟
‫- آره

00:42:14.240 --> 00:42:16.210
‫ممکنه اینجوری باشه. اونا همدیگه رو می‌شناسن؟
‫زک و ایموجن

00:42:16.240 --> 00:42:20.210
‫کسی نمی‌دونه. هیچوقت اشاره‌ای بهش نکرده

00:42:20.240 --> 00:42:21.210
‫خب، اگه اون اونجا باشه،

00:42:21.240 --> 00:42:24.210
‫روی کاغذ، ممکنه ایموجن نفوذی روسیه باشه،

00:42:24.240 --> 00:42:25.410
‫نه رایان

00:42:25.440 --> 00:42:27.210
‫با همدستی زک؟

00:42:27.240 --> 00:42:30.920
‫زکی که دقیقا اون موقعی که پوشش
‫دختره برملا شد از عملیاتمون بو برد؟

00:42:38.240 --> 00:42:41.240
‫خب، دیگه مطمئن شدیم.
‫خودمونیمو خودمون

00:42:44.480 --> 00:42:48.480
« Fx مترجم : ابوالفضل »

00:42:48.510 --> 00:42:53.480
«بکس مووی– مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور» [Baxmovie.com]

00:42:53.510 --> 00:43:03.480
«بکس مووی– مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور» [Baxmovie.com]