﻿WEBVTT

STYLE
::cue { direction: rtl; unicode-bidi: plaintext; }

00:00:02.180 --> 00:00:06.110
‫[آنچه در قسمت قبل گذشت]
‫تو داری یه عملیاتی رو علیه رئیس سازمان اطلاعات

00:00:06.140 --> 00:00:07.110
‫روسیه انجام میدی
‫درحالی که اون رفته مسافرت،

00:00:07.140 --> 00:00:09.630
‫که ممکنه این کارت
‫به مزاقشون خوش نیاد

00:00:09.660 --> 00:00:12.110
‫برای توجیه همچین عملیاتی،

00:00:12.140 --> 00:00:15.110
‫ایگور باید اطلاعات مهمی رو
‫با پسرش ردو بدل کنه

00:00:15.140 --> 00:00:16.630
‫حالا مامورت کی هست؟

00:00:16.660 --> 00:00:19.110
‫پرستار روسی بچه‌ی میخائیل بورودینه

00:00:19.140 --> 00:00:20.180
‫200 ساعت عمر باتری داره

00:00:22.280 --> 00:00:23.280
‫« اینم سیگارتون، ایگور ویکتورویچ »

00:00:23.680 --> 00:00:24.480
‫« مرسی، لنای خوشگلم »

00:00:24.660 --> 00:00:26.980
‫نیازی نیست نگرانش باشی

00:00:31.140 --> 00:00:34.180
‫فکر کنم اون کریل مارکو باشه.
‫یارو بد حرومزاده‌ایه

00:00:34.580 --> 00:00:36.580
‫« سرطان لوزالمعده‌ست. زیاد زنده نمی‌مونه »

00:00:37.580 --> 00:00:39.580
‫« فکر می‌کنیم که این هفته استعفا بده »

00:00:40.380 --> 00:00:41.380
‫« نفوذی‌مون توی موقعیت خوبی قرار می‌گیره »

00:00:42.140 --> 00:00:45.110
‫اون بدبختی که توی کابینه‌مون
‫سرطان لوزالمعده گرفته کیه؟

00:00:45.140 --> 00:00:48.110
‫ایگور و کریل شما رو توی تله می‌ندازن،

00:00:48.140 --> 00:00:51.110
‫و ما ده سال بعدمون رو
‫باید دنبال یه روح بدوییم

00:00:51.140 --> 00:00:53.470
‫یا شایدم درست باشه، و تازه
‫ازش بو برده باشیم

00:00:53.500 --> 00:00:56.110
‫بیانیه‌ی اضطراری از جانب نخست‌وزیر

00:00:56.140 --> 00:01:00.110
‫با توجه به وضعیتم، بهتره که
‫استعفام رو بهتون اعلام کنم

00:01:00.140 --> 00:01:03.110
‫تا وقتی نخست‌وزیر جدیدی منصب بشه
‫من نخست‌وزیر می‌مونم

00:01:03.140 --> 00:01:05.110
‫اگه اون وزیری که برای
‫نخست‌وزیری شرکت کرده باشه

00:01:05.140 --> 00:01:09.110
‫بهش رشوه داده باشن یا ازش
‫اخاذی کرده باشن، ما به صورت فاجعه‌باری تحت خطر قرار می‌گیریم

00:01:09.140 --> 00:01:12.110
‫قبل از اینکه من اجازه‌ی بازرسی
‫هرکدوم از سیاست‌مدارهای مهم رو بدم،

00:01:12.140 --> 00:01:13.630
‫ازتون شواهد محکم می‌خوام

00:01:13.660 --> 00:01:15.340
‫- باتری میکروفون تموم شده
‫- لنا

00:01:17.140 --> 00:01:18.180
‫خوابای خوب ببینی

00:01:36.480 --> 00:01:46.480
«بکس مووی– مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور» [Baxmovie.com]

00:01:46.510 --> 00:01:50.480
« Fx مترجم : ابوالفضل »

00:02:13.180 --> 00:02:14.180
‫« اینجا چه خبره؟ »

00:02:15.480 --> 00:02:17.480
‫« کصخل شدی؟ چه غلطی می‌کنی؟ »

00:02:18.140 --> 00:02:21.180
‫لنوچکا کوچولوت داشت جاسوسی‌مون رو می‌کرد

00:02:23.140 --> 00:02:26.110
‫و حالا، باید همه‌ی رازهاش رو
‫به من بگه

00:02:26.140 --> 00:02:28.110
‫برگرد به تخت خوابت

00:02:28.140 --> 00:02:30.140
‫الان من رئیسشم

00:03:12.680 --> 00:03:15.680
‫« سرویس مخفی »
‫« فصل اول: قسمت دوم »

00:03:42.980 --> 00:03:44.140
‫ممنون

00:03:45.140 --> 00:03:46.140
‫می‌خواستی منو ببینی؟

00:03:50.140 --> 00:03:55.110
‫فکر می‌کنم اطلاعات اصلی
‫برای این عملیات توی مالت

00:03:55.140 --> 00:03:57.110
‫از طرف سایکلاپس اومده

00:03:57.140 --> 00:04:01.110
‫بله. ایشون درباره‌ی سفرهای
‫سالیانه‌ی ایگور به ولتا بهم گفت

00:04:01.140 --> 00:04:04.110
‫پس اون اطلاعات مثل بقیه‌ی چیزا
‫دوز و کلک بوده

00:04:04.140 --> 00:04:08.110
‫نه نبود. توضیحش کاملا قابل قبول بود

00:04:08.140 --> 00:04:11.110
‫تو از صحت اطلاعات مطمئنی؟
‫اون چطور؟

00:04:11.140 --> 00:04:12.110
‫همه‌ش توی پرونده‌ست

00:04:12.140 --> 00:04:14.310
‫من از زمانی که توی سنت‌پترزبورگ
‫دانشجو بودم می‌شناسمش

00:04:14.340 --> 00:04:17.110
‫و هجده سال بعد، اون سرو کله‌ش
‫توی لندن پیدا میشه

00:04:17.140 --> 00:04:20.110
‫که به صورت مخفیانه توی
‫سفارت‌خونه‌ی روسیه کار می‌کرده

00:04:20.140 --> 00:04:25.110
‫انگاری یه افسر ارشد اطلاعاتی مسکو
‫می‌خواد تغییر جبهه بده

00:04:25.140 --> 00:04:27.790
‫از قبل یارو ناامید شده بود.
‫اوکراین دیگه تیر آخر بوده

00:04:27.820 --> 00:04:29.110
‫انگاری خوب باهم در ارتباط بودید

00:04:29.140 --> 00:04:32.110
‫رفیقیم دیگه

00:04:32.140 --> 00:04:34.140
‫- عاشق هم نبودین؟
‫- نه

00:04:35.820 --> 00:04:37.110
‫می‌خواستی عاشقش بشی؟

00:04:37.140 --> 00:04:40.140
‫- سوالت بی‌ربطه
‫- اون چطور؟

00:04:44.140 --> 00:04:46.110
‫یکمی، شاید

00:04:46.140 --> 00:04:49.110
‫ولی من، با استوارت نامزد کرده بودم

00:04:49.140 --> 00:04:53.140
‫- پس حتی اگه می‌خواستمم...
‫- فهمیدم

00:04:54.140 --> 00:04:57.110
‫پس چون این کارو نکرده تو

00:04:57.140 --> 00:05:00.110
‫اینقدر به وفاداریش مطمئنی

00:05:00.140 --> 00:05:02.470
‫یه لحظه‌ای از سستی، شاید

00:05:02.500 --> 00:05:06.140
‫که اون انتخاب کرد ازش سودی نبره؟

00:05:07.660 --> 00:05:09.110
‫با این کارش نباید بهش اعتماد کنیم؟

00:05:09.140 --> 00:05:12.140
‫ما همه می‌تونیم به کسی که
‫عاشقشیم دروغ بگیم

00:05:13.140 --> 00:05:16.140
‫منو باش فکر می‌کردم
‫تو خیلی رمانتیکی

00:05:17.140 --> 00:05:20.140
‫ببخشید، این شغل رمانتیک بودن
‫رو از آدم می‌گیره

00:05:22.140 --> 00:05:24.110
‫تو یکی از بهترین افسرای اطلاعاتی مایی، کیت

00:05:24.140 --> 00:05:26.150
‫اما برای رئیس شدن
‫به ویژگی‌های خفن نیاز داری

00:05:26.180 --> 00:05:28.110
‫و صداقت یکی از اون ویژگی‌ها نیست

00:05:28.140 --> 00:05:30.110
‫پس یعنی از زک حمایت می‌کنی؟

00:05:30.140 --> 00:05:32.150
‫تو باید بفهمی این رفیقت
‫سایکلاپس

00:05:32.180 --> 00:05:35.110
‫چه عمدی چه غیرعمدی، داشته
‫بازیت می‌داده یا نه

00:05:35.140 --> 00:05:38.110
‫یا دیگه نمی‌تونی جوون‌ترین
‫رئیس بخش امور روسیه بشی،

00:05:38.140 --> 00:05:40.140
‫تازه کسی هم میشی که
‫کمترین میزان خدمت رو داشته

00:05:42.140 --> 00:05:45.110
‫آیا شما برای نخست‌وزیری اقدام می‌کنید؟
‫جناب وزیرامورخارجه؟

00:05:45.140 --> 00:05:47.110
‫فعلا، تموم فکرم رو اینه که یا
‫جین یا آنتونی باید نخست‌وزیر بشه

00:05:47.140 --> 00:05:51.110
‫ولی، جناب وزیرامورخارجه، شما پنج روز
‫تا شروع انتخابات وقت دارید

00:05:51.140 --> 00:05:54.110
‫ناز نکنید، باید یه حرکتی بزنید، درسته؟

00:05:54.140 --> 00:05:55.110
‫فکر کنم توی یه همچین موقعیتی،

00:05:55.140 --> 00:05:59.140
‫مهمه که به عنوان یه حزب
‫خونسردی‌مون رو حفظ کنیم

00:06:00.140 --> 00:06:03.820
‫- رئیس سازمان اطلاعات چی بهت گفت؟
‫- ابهام‌های راهبردی

00:06:05.140 --> 00:06:06.310
‫تخصصش

00:06:06.340 --> 00:06:10.110
‫یعنی باید ثابت کنیم حق با ما بوده،
‫وگرنه بگا می‌ریم

00:06:10.140 --> 00:06:13.110
‫و اون دختره هم ممکنه بگا بره

00:06:13.140 --> 00:06:15.110
‫باید یه قرار با سایکلاپس
‫فردا صبح توی

00:06:15.140 --> 00:06:17.140
‫- توی خونه‌ی امن لندن ترتیب بدم
‫- حله

00:06:18.140 --> 00:06:20.950
‫باید اونو خاموشش کنی.
‫زک توی ساختمونه

00:06:20.980 --> 00:06:24.140
‫آره، باشه، ولی حیف که نمیشه
‫اینو بهشون نشون بدیم

00:06:25.140 --> 00:06:26.110
‫بجنب

00:06:26.140 --> 00:06:30.110
‫ایشون آقای رایان واکره که دیشب
‫داشته از در پشتی از نشست ناتو می‌اومده بیرون،

00:06:30.140 --> 00:06:34.110
‫اونم بعد از اینکه نخست‌وزیر
‫بیانیه رو گفت

00:06:34.140 --> 00:06:37.110
‫نه ماشین رسمی‌ای هست. نه محافظ شخصی‌ای

00:06:37.140 --> 00:06:39.110
‫و نه مشاور ویژه‌ای، ملیسا مورس

00:06:39.140 --> 00:06:41.110
‫نه هیچی نیست. بعد من با رفیق

00:06:41.140 --> 00:06:43.110
‫پرتغالی‌مون حرف زدم،
‫یکمی اطلاعات رو راستی‌آزمایی کردیم

00:06:43.140 --> 00:06:45.630
‫و معلوم شد اینجا که محل قرار بوده

00:06:45.660 --> 00:06:49.310
‫یه ویلای کوچولو توی تپه‌ها.
‫حدس بزن کی صاحبشه؟

00:06:49.340 --> 00:06:54.110
‫- ام، بانوی مخفی پوتین؟
‫- نزدیک بود

00:06:54.140 --> 00:06:56.140
‫نظرت با برادرزن دیمیتری کریمسوف چیه؟

00:06:57.140 --> 00:06:59.110
‫- جدی میگی؟
‫- آره

00:06:59.140 --> 00:07:00.950
‫ببین، پاسخ آقای واکر

00:07:00.980 --> 00:07:03.110
‫نسبت به استعفای نخست‌وزیرمون

00:07:03.140 --> 00:07:06.140
‫اینه که بدون هیچ خبری
‫با وزیرامورخارجه‌ی روسیه ناپدید بشن

00:07:07.140 --> 00:07:10.130
‫مطمئنی کریمسوف توی ویلا بوده؟

00:07:11.140 --> 00:07:14.140
‫خب، یارو نیم‌ساعت قبل
‫رایان اومد ویلا

00:07:16.140 --> 00:07:19.110
‫تازه، یه کسی دیگه هم
‫با تاکسی لیسبون رویال اومد

00:07:19.140 --> 00:07:21.110
‫هنوز شناساییش نکردم،

00:07:21.140 --> 00:07:24.110
‫برای بخش شاهکارش آماده‌ای؟

00:07:24.140 --> 00:07:25.110
‫آره

00:07:25.140 --> 00:07:29.110
‫اون یارویی که توی مرسدسه
‫لِو آماتوف‌ـه

00:07:29.140 --> 00:07:32.140
‫الیگارش خوشگل موشگل‌مون

00:07:33.140 --> 00:07:37.110
‫پس، یعنی رایان وزیرامورخارجه روسیه رو
‫مخفیانه توی یه...

00:07:37.140 --> 00:07:39.110
‫سلام

00:07:39.140 --> 00:07:41.110
‫توی یه دورهمی مخفیانه

00:07:41.140 --> 00:07:46.110
‫که یه میلیاردر با روابط تاریخی با کرملین
‫ترتیبش رو داده

00:07:46.140 --> 00:07:49.140
‫خب، به نظرم از نظر سیاسی یکمی مشکوکه

00:07:50.140 --> 00:07:54.140
‫یجور دیگه بخوام بگم
‫واقعا خیلی خیلی مشکوکه

00:07:56.980 --> 00:08:00.110
‫استوارت با ملیسا توی آخرین
‫کنفرانس حزب رفت دور دور

00:08:00.140 --> 00:08:03.110
‫اون می‌گفت که ملیسا
‫انگاری از کار کردن با رایان دلسرد شده

00:08:03.140 --> 00:08:05.110
‫باید باهاش حرف بزنم

00:08:05.140 --> 00:08:07.110
‫بیشتر باید راجع بهش حرف بزنیم.
‫ولی اینجا نه

00:08:07.140 --> 00:08:09.110
‫حله. یه فنجون چایی می‌خوای؟

00:08:09.140 --> 00:08:10.140
‫آره

00:08:15.140 --> 00:08:18.110
‫اگه این اطلاعات افشا بشه، کار رایان تمومه

00:08:18.140 --> 00:08:20.110
‫چرا آخه ریسک ملاقات حضوری رو کرد؟

00:08:20.140 --> 00:08:22.110
‫شاید یه پیشنهادی بوده
‫که نمی‌تونسته ردش کنه

00:08:22.140 --> 00:08:26.110
‫یا شایدم رایان اونیه که یه چیزی خواسته

00:08:26.140 --> 00:08:28.110
‫در رابطه با همین،

00:08:28.140 --> 00:08:30.340
‫چرا باید ایموجن یه کمک مالی
‫دویست‌هزار تایی رو

00:08:31.340 --> 00:08:33.110
‫از یه مردی مثل لِو آماتوف قبول کنه؟

00:08:33.140 --> 00:08:36.110
‫خب، روی کاغذ، میشه گفت یارو کارش درسته

00:08:36.140 --> 00:08:38.470
‫مگه نه؟ چون آخه مثلا، ایتون، کمبریج

00:08:38.500 --> 00:08:40.150
‫اون رئیس شرکت گلد اسکپ مدیاست

00:08:40.180 --> 00:08:42.110
‫یارو یه غول فناوریه

00:08:42.140 --> 00:08:44.110
‫به علاوه، یارو توی هئیت‌مدیره
‫موزه‌ی بریتانیا

00:08:44.140 --> 00:08:47.140
‫و موسسه‌ی کورتولد هم هست، به همراه
‫زن رایان

00:08:48.140 --> 00:08:52.150
‫امیوجن دو سال پیش
‫برای این کنفرانس رفت پورتونووی

00:08:52.180 --> 00:08:54.110
‫استوارت هم رفت

00:08:54.140 --> 00:08:57.950
‫یادم میاد گفته بود که
‫لِو آماتوف هم اونجا بوده

00:08:57.980 --> 00:09:01.110
‫خب، توی مونته‌نگرو پول‌شویی موج می‌زنه

00:09:01.140 --> 00:09:03.950
‫حیف که نمی‌تونیم ته توش رو در بیاریم

00:09:03.980 --> 00:09:05.980
‫البته اگه طبق دستورات عمل کنیم

00:09:08.140 --> 00:09:10.790
‫اگه زک بفهمه داریم
‫پنهونی کاری انجام می‌دیم...

00:09:10.820 --> 00:09:14.110
‫خب، ولی نمی‌فهمه؟ باشه؟
‫اگه جلوی دیدش نباشیم نمی‌فهمه

00:09:14.140 --> 00:09:17.110
‫ببین، تا وقتی داری روی
‫گزارشی که می‌خوای بهش بدی کار می‌کنی

00:09:17.140 --> 00:09:19.140
‫اصلا به تخمش هم نیست
‫که من کجام

00:09:21.140 --> 00:09:22.140
‫جایی رو مد نظر داری؟

00:09:23.980 --> 00:09:25.140
‫آره. بیا

00:09:27.140 --> 00:09:28.140
‫همین دورو وراست

00:09:32.140 --> 00:09:33.630
‫همین نزدیکیا زندگی می‌کنی که

00:09:33.660 --> 00:09:36.340
‫آره، چون می‌تونم هرموقع
‫که دلم خواست از خواب پاشم

00:09:40.140 --> 00:09:41.140
‫بیا داخل

00:09:45.980 --> 00:09:49.110
‫خب، اینجا به مقر نزدیکه
‫و زک هم نمی‌تونه ازش بو ببره

00:09:49.140 --> 00:09:50.110
‫حله پس

00:09:50.140 --> 00:09:53.110
‫- آره، اینم کلید‌های زاپاس
‫- مرسی

00:09:53.140 --> 00:09:54.110
‫اینم همکارم سندیه

00:09:54.140 --> 00:09:57.140
‫ولی نمیاد اینجا، پس اینجا در اختیار توِئه

00:09:59.140 --> 00:10:01.470
‫حدسم اینه که اول
‫رایان موضعش رو اعلام می‌کنه

00:10:01.500 --> 00:10:04.110
‫خب، اگه ایموجن باهاش مبارزه کنه،

00:10:04.140 --> 00:10:06.950
‫استوارت فکر می‌کنه خیلی‌های دیگه
‫ازش حمایت می‌کنن

00:10:06.980 --> 00:10:10.110
‫خب، پس بیا با همون دوتا شروع کنیم

00:10:10.140 --> 00:10:12.950
‫و اگه کس دیگه‌ای وارد مسابقه بشه،
‫من میرم ته توش رو در میارم

00:10:12.980 --> 00:10:14.140
‫- خوبه؟
‫- آره

00:10:15.140 --> 00:10:18.140
‫پنج روز وقت داریم. بهتره شروع کنیم

00:10:22.140 --> 00:10:23.220
‫شب درازی در پیش داریم

00:10:48.380 --> 00:10:49.380
‫« بهم گفت که امن بوده »

00:10:51.080 --> 00:10:53.080
‫« چطور اینو ندیدید؟ چطور؟ »

00:10:53.780 --> 00:10:54.780
‫« پس شماها چه غلطی می‌کنین؟ »

00:12:57.140 --> 00:12:58.500
‫داری توی ولتا عملیات اجرا می‌کنی؟

00:13:00.140 --> 00:13:03.110
‫دیشب مالت رو گذاشتن توی لیست هشدار

00:13:03.140 --> 00:13:05.110
‫از طرف سفارت پیامش اومد

00:13:05.140 --> 00:13:07.140
‫- هشدارش درباره‌ی چی هست حالا؟
‫- نمی‌دونم

00:13:08.500 --> 00:13:10.660
‫توی ویلا مامور گذاشتی؟

00:13:12.140 --> 00:13:16.140
‫باید اطلاعاتی رو که درمورد
‫تعطیلات ایگور توی ولتا بهم دادی رو بررسی کنم

00:13:17.140 --> 00:13:19.140
‫ممکنه که دوز و کلک بوده باشه؟

00:13:21.140 --> 00:13:23.660
‫برای همین اومدیم اینجا؟
‫فکر می‌کنی برات تله گذاشتم؟

00:13:26.140 --> 00:13:28.140
‫رئیس رئسات فکر می‌کنن دوز و کلکه

00:13:29.140 --> 00:13:30.610
‫اطلاعاتی که از عملیات
‫من بدست اومده بود خیلی

00:13:30.640 --> 00:13:32.110
‫مهم بود، خیلی مهم‌تر
‫از اونی که فکر می‌کردیم

00:13:32.140 --> 00:13:34.150
‫و الان رئیس رئسا نگران واکنش‌های بعدی‌ان

00:13:34.180 --> 00:13:36.140
‫مگه چی دستگیرت شد؟

00:13:37.820 --> 00:13:39.110
‫ممکنه برات تله گذاشته باشن؟

00:13:39.140 --> 00:13:43.130
‫- ممکنه کسی بدونه که ما توی ویلا نفوذی داریم؟
‫- از طرف من که نه

00:13:46.140 --> 00:13:49.140
‫کیت، به تصمیم من اعتماد کنی

00:13:50.980 --> 00:13:53.140
‫- مگر اینکه فکر کنی بهت دروغ میگم
‫- نه البته که این فکرو نمی‌کنم

00:13:56.140 --> 00:13:58.630
‫ببین چی از اون هشدار توی مالت دستگیرت میشه

00:13:58.660 --> 00:14:01.110
‫- خیلی مهمه
‫- باشه

00:14:01.140 --> 00:14:04.140
‫باهات مثل قدیم در تماس می‌مونم

00:14:17.980 --> 00:14:19.110
‫صبح بخیر

00:14:19.140 --> 00:14:21.110
‫- آخرین بار کی از دختره خبری شد؟
‫- شبِ پیش

00:14:21.140 --> 00:14:24.110
‫یه پیغامی که توش نوشته بود
‫نتونسته باتری میکروفون رو عوض کنه

00:14:24.140 --> 00:14:27.110
‫فکر کنم مسکو می‌دونه ما داریم
‫ایگور رو می‌پاییم

00:14:27.140 --> 00:14:28.470
‫تف توش. چطور آخه؟

00:14:28.500 --> 00:14:31.310
‫هنوز نمی‌دونم، ولی گرفتن مالت
‫رو گذاشتن توی لیست هشدار

00:14:31.340 --> 00:14:34.110
‫دیشب توی بوزو یه عملیات پلیسی
‫انجام شده. توی اخبار دیدم

00:14:34.140 --> 00:14:36.110
‫- ممکنه بخاطر اون باشه
‫- چی شده بوده؟

00:14:36.140 --> 00:14:39.950
‫یه شرکت فین‌تک بوده
‫که داشته تحریم‌های روسیه رو زیرپا می‌ذاشته

00:14:39.980 --> 00:14:41.110
‫همین کافی بود که مسکو رو عصبی کنه

00:14:41.140 --> 00:14:43.630
‫می‌دونی که چقدر دوست دارن فکر کنن
‫این جزیره ماله خودشونه

00:14:43.660 --> 00:14:45.110
‫شاید

00:14:45.140 --> 00:14:48.110
‫ولی اول، باید مطمئن بشیم
‫دختره سالمه

00:14:48.140 --> 00:14:49.110
‫چقدر می‌تونی به ویلا نزدیک بشی؟

00:14:49.140 --> 00:14:51.110
‫اونقدرا نه

00:14:51.140 --> 00:14:53.110
‫ولی از بالای صخره یه دیدی نسبت بهش دارم

00:14:53.140 --> 00:14:56.150
‫برو اونجا. منم میرم با رُز
‫درمورد این عملیات پلیسی حرف بزنم

00:14:56.180 --> 00:15:00.110
‫تا وقتی از بودنش تو ویلا مطمئن نشدیم
‫بهش هیچ پیغامی نده

00:15:00.140 --> 00:15:01.980
‫باشه. حله

00:15:04.140 --> 00:15:06.110
‫من می‌دونم که حتی حرف زدن
‫درمورد مهاجرت

00:15:06.140 --> 00:15:08.110
‫به حساسیت‌های کلان‌شهری‌تون توهین می‌کنه

00:15:08.140 --> 00:15:11.110
‫ممنون میشم چنین فکری نکنی

00:15:11.140 --> 00:15:14.110
‫منظورم اینه، قضیه بین جناح چپ و راست نیست

00:15:14.140 --> 00:15:19.110
‫من به جامعه چندفرهنگی‌مون
‫معتقدم،

00:15:19.140 --> 00:15:21.110
‫ولی باید ازش محافظت بشه

00:15:21.140 --> 00:15:23.110
‫دربرابر چی ازش محافظت بشه؟

00:15:23.140 --> 00:15:25.790
‫از اینکه زیر فشار مدیریت ضعیف و کنترل نشده‌ی

00:15:25.820 --> 00:15:27.110
‫مهاجرت غیرقانونی قرار بگیره

00:15:27.140 --> 00:15:28.110
‫ولی همین هفته‌ی پیش،

00:15:28.140 --> 00:15:31.110
‫وزیر کشور گفت
‫که ما مهاجرانی رو می‌خوایم

00:15:31.140 --> 00:15:32.630
‫که کارهایی رو که بقیه مردم
‫انجام نمیدن رو انجام بدن

00:15:32.660 --> 00:15:34.110
‫آره خب، ولی با این حال

00:15:34.140 --> 00:15:36.110
‫ما هر ساله برای یک دهه هست
‫که داریم به صدها هزار نفر اجازه ورود می‌دیم

00:15:36.140 --> 00:15:38.110
‫اونم درحالی که نه خونه‌ای،

00:15:38.140 --> 00:15:41.110
‫نه بیمارستانی نه هرچیزی که
‫برای اسکان‌شون نیاز داریم ساخته باشیم

00:15:41.140 --> 00:15:43.110
‫و آیا بنظر شما این درسته؟

00:15:43.140 --> 00:15:46.110
‫خیلی سخته که اقتصاد

00:15:46.140 --> 00:15:50.110
‫بدون هیچ مهاجرتی و
‫70 درصد مالیاتی

00:15:50.140 --> 00:15:52.110
‫که شما دارید پیشنهادش می‌کنید رشد کنه

00:15:52.140 --> 00:15:55.140
‫آره، ولی این 70 درصد
‫برای کساییه که بالای دویست‌وپنجاه هزار پوند حقوق می‌گیرن

00:15:56.140 --> 00:15:58.110
‫پس، حیفه که شما دوتا رو از دست بدیم

00:15:58.140 --> 00:16:02.110
‫امروز صبح، حزب شین فین
‫درخواست یه رفراندوم برای

00:16:02.140 --> 00:16:05.150
‫اینکه ایرلند شمالی توی بریتانیا
‫بمونه یا نه رو کرده

00:16:05.180 --> 00:16:09.140
‫اگه شما نخست‌وزیر بشید، با این درخواست
‫موافقت می‌کنید؟

00:16:11.140 --> 00:16:15.140
‫خب شاید زمانش رسیده که
‫از انگلیسی‌ها بپرسیم

00:16:16.140 --> 00:16:19.110
‫دیگه بالاخره هرچی باشه
‫اونا خرج اتحادیه رو میدن

00:16:19.140 --> 00:16:21.110
‫بریتانیا، بمونه یا بره؟

00:16:21.140 --> 00:16:23.110
‫جناب وزیرامورخارجه،

00:16:23.140 --> 00:16:25.630
‫اینجوری شما کمپین‌تون رو،

00:16:25.660 --> 00:16:28.140
‫با تحریک احساسات ملی‌گرایانه
‫انگلیسی‌ها راه می‌ندازید؟

00:16:31.340 --> 00:16:33.110
‫این حرفا دیگه چی بود زدی؟

00:16:33.140 --> 00:16:35.950
‫- مطبوعات راست‌گرا پشماشون می‌ریزه
‫- چه بهتر

00:16:35.980 --> 00:16:37.110
‫دارم یه تنوعی میدم

00:16:37.140 --> 00:16:39.110
‫از مرکز فاصله بگیر، برو یکمی استراحت کن

00:16:39.140 --> 00:16:41.110
‫- یا تو غرق میشی، رایان
‫- ما کلا چهار روز وقت داریم

00:16:41.140 --> 00:16:43.470
‫می‌خواستی کمپین رو با سرو صدا
‫شروع کنیم، خب بیا اینم از این

00:16:43.500 --> 00:16:45.110
‫اون سرو صدا قرار بود
‫مربوط به کم کردن

00:16:45.140 --> 00:16:46.110
‫مهاجرت‌ها باشه،

00:16:46.140 --> 00:16:48.110
‫نه اینکه نمک بپاشی
‫روی زخم ملی‌گراها

00:16:48.140 --> 00:16:50.630
‫ناسلامتی انتخاباته دیگه، ملیسا.
‫باید وعده وعید بدم

00:16:50.660 --> 00:16:52.110
‫خب، فکر نکنم نماینده‌هامون ازش خوششون بیاد

00:16:52.140 --> 00:16:54.110
‫آره، بعضیا شاید حال نکنن، اما
‫اعضای عادی حزب

00:16:54.140 --> 00:16:56.140
‫بیشتر از اون چیزی که خودشون فکر می‌کنن
‫با من موافقن

00:16:57.140 --> 00:16:59.110
‫فهمیدم، آره گرفتم

00:16:59.140 --> 00:17:01.110
‫ولی اگه یه شب دیگه خواست
‫کلا غیبت بزنه،

00:17:01.140 --> 00:17:04.110
‫اگه میشه یه پیامی چیزی بهم بدی، ممنون میشم

00:17:04.140 --> 00:17:07.110
‫- ببخشید، یه مشکلی برام پیش اومد
‫- خب، امیدوارم ارزشش رو داشته باشه

00:17:07.140 --> 00:17:09.110
‫اینجا پر هرج و مرجه

00:17:09.140 --> 00:17:12.110
‫نمی‌دونم امروز صبح اون یارو
‫توی برنامه‌ی صبح بخیر بریتانیا رو دیدی که

00:17:12.140 --> 00:17:16.950
‫داشت درمورد رفراندوم برای انگلیس
‫که از بریتانیا خارج بشه حرف می‌زد

00:17:16.980 --> 00:17:18.470
‫تاکتیک عوام‌گراها همینه دیگه

00:17:18.500 --> 00:17:22.110
‫- جدی که نگفته، نه؟
‫- خب، کی‌ می‌دونه؟

00:17:22.140 --> 00:17:25.110
‫حالا که اعلام کرده، ایموجن رو بد فشاری کرده

00:17:25.140 --> 00:17:28.140
‫- آخه، اون هنوزم مردده
‫- کس دیگه‌ای نامزد نشده؟

00:17:29.140 --> 00:17:32.110
‫نه، اگه اینقدر امروز فردا نکنه، نه

00:17:32.140 --> 00:17:33.630
‫عزیزم، قبل از اینکه یادم بره،

00:17:33.660 --> 00:17:36.110
‫اون کنفرانسی که توی
‫مونته‌نگرو بود رو یادته

00:17:36.140 --> 00:17:38.110
‫همونی که نمی‌خواستی بری؟

00:17:38.140 --> 00:17:41.310
‫یجور سفر مربوط به صنعت گردشگری بود آره؟

00:17:41.340 --> 00:17:44.470
‫آره، برای هتل‌ها بود، می‌خواستیم
‫توجه سرمایه‌گذارها رو جلب کنیم

00:17:44.500 --> 00:17:47.110
‫- چطور؟
‫- یادته کی ترتیبش رو داد؟

00:17:47.140 --> 00:17:49.950
‫چون وزارت امور خارجه ازم خواسته

00:17:49.980 --> 00:17:53.110
‫تا امنیت وزیران توی سفرهای خارجی
‫رو دوباره بررسی کنم

00:17:53.140 --> 00:17:57.110
‫- دردسر کم بود اینم اضافه شد
‫- آره یادمه کی ترتیبش رو داد

00:17:57.140 --> 00:17:59.630
‫خود سلطان دوز و کلک بود، لِو آماتوف

00:17:59.660 --> 00:18:04.790
‫اون، ما و چندتا نماینده‌ی معمولی
‫رو دعوت کرده بود

00:18:04.820 --> 00:18:07.110
‫منو جاش به ایموجن گفتیم نیازی نیست
‫نگران باشه،

00:18:07.140 --> 00:18:09.110
‫ولی یه دلیلی داشت که هی پافشاری می‌کرد

00:18:09.140 --> 00:18:10.110
‫سرمایه‌گذار پیدا کردین؟

00:18:10.140 --> 00:18:13.110
‫نه، البته که نه، فقط منِ بدبخت مسموم شدم

00:18:13.140 --> 00:18:14.110
‫یادته مسموم شده بودم؟

00:18:14.140 --> 00:18:16.470
‫آره، همون اختاپوس معروفه

00:18:16.500 --> 00:18:19.110
‫آره همون، خیلی چندشه

00:18:19.140 --> 00:18:20.110
‫من باید برم

00:18:20.140 --> 00:18:23.110
‫ببین، امشبو یادت نره، جلسه اولیا و مربیان
‫فیوناست

00:18:23.140 --> 00:18:25.110
‫بهمون دستور دادن

00:18:25.140 --> 00:18:27.790
‫یه تیپ آبرومندانه بزنیم، باشه؟

00:18:27.820 --> 00:18:31.110
‫والا، از دید اون اصلا ممکن نیست، دوستت دارم

00:18:31.140 --> 00:18:34.140
‫خیلی‌خب. منم دوستت دارمــ

00:18:37.140 --> 00:18:39.110
‫من با سازمان اطلاعات و لنگلی حرف زدم

00:18:39.140 --> 00:18:41.110
‫هیچی به جز همون عملیات پلیسی

00:18:41.140 --> 00:18:43.110
‫از مالت به گوششون نرسیده،

00:18:43.140 --> 00:18:45.980
‫پس احتمالا بخاطر همین مسکو
‫مالت رو گذاشته توی لیست هشدار

00:18:47.140 --> 00:18:48.110
‫احتمال کافی نیست

00:18:48.140 --> 00:18:51.140
‫به محض اینکه جولی
‫از دختره با خبر بشه دوباره تجدیدقوا می‌کنیم

00:18:52.140 --> 00:18:53.150
‫از داداش چه خبر؟

00:18:53.180 --> 00:18:56.110
‫فرستادیم به یه هتل
‫توی سنت‌پترزبورگ

00:18:56.140 --> 00:18:57.110
‫به محض اینکه دختره رو از اونجا خارج کنی،

00:18:57.140 --> 00:18:59.140
‫مام می‌فرستیم بره لب مرز

00:19:32.140 --> 00:19:34.140
‫عجب بروشور قشنگی

00:19:36.140 --> 00:19:39.500
‫تاریخش رو ببین. ببین کی اونجا بوده

00:19:41.140 --> 00:19:43.630
‫دو هفته قبل از اینکه
‫لِو آماتوف اولین کمک‌مالیش رو

00:19:43.660 --> 00:19:45.110
‫به خیریه‌ی هری کانراد کرده بوده

00:19:45.140 --> 00:19:48.110
‫خب، این واضحه که یه بده بستون بوده، نه؟

00:19:48.140 --> 00:19:49.150
‫دقیقا

00:19:49.180 --> 00:19:51.110
‫خب چرا اعلامش نکنیم؟

00:19:51.140 --> 00:19:54.150
‫تا جلوی مطبوعات رو از اینکه بفهمه
‫اون با الیگارش‌ها ارتباط داره بگیریم

00:19:54.180 --> 00:19:57.110
‫برای وزارت کشور وجهه خوبی نداره

00:19:57.140 --> 00:19:59.150
‫خب، می‌خوای خودت بری ازش بپرسی؟

00:19:59.180 --> 00:20:02.130
‫از آنجلا وایت شروع می‌کنم

00:20:04.140 --> 00:20:05.150
‫جولی زنگ زده

00:20:05.180 --> 00:20:09.110
‫- چه خبر شده؟
‫- من دیدی نسبت بهش ندارم

00:20:09.140 --> 00:20:11.110
‫به زور دارم تراس رو می‌بینم،

00:20:11.140 --> 00:20:13.140
‫ولی دارم می‌بینم که
‫مَتی داره به ساندرو صبحونه میده

00:20:14.500 --> 00:20:16.110
‫همونجایی که هستی بمون

00:20:16.140 --> 00:20:19.140
‫و اگه چیز متفاوتی دیدی
‫سریع بهم زنگ بزن

00:20:35.510 --> 00:20:37.160
‫خب، اگه اینی که میگی باشه،

00:20:37.190 --> 00:20:38.480
‫کامل ورق بازی برمی‌گرده، نه؟

00:20:38.510 --> 00:20:40.480
‫نه، بهتره که صبر کنیم

00:20:40.510 --> 00:20:43.480
‫الان زمان خوبی نیست، ولی...

00:20:43.510 --> 00:20:45.510
‫باشه. باشه. حله، بهت زنگ می‌زنم

00:20:48.030 --> 00:20:49.480
‫خیلی‌خب

00:20:49.510 --> 00:20:52.000
‫یه فیلمی که توش یه
‫سیاست‌مدار مشخصِ زن هست

00:20:52.030 --> 00:20:53.480
‫همین الان به دستم رسیده

00:20:53.510 --> 00:20:55.480
‫خیلی‌خب. چه جور فیلمی؟

00:20:55.510 --> 00:20:57.480
‫باید فقط از تخیلاتمون استفاده کنیم

00:20:57.510 --> 00:20:59.480
‫چیه؟ فیلم پورن ایموجن کانراد؟

00:20:59.510 --> 00:21:03.480
‫هیس. آره شاید باورش سخت باشه.
‫ولی یه منبع موثق بهم اینو گفته

00:21:03.510 --> 00:21:05.480
‫خب، از کجا می‌دونی قراره پخش بشه؟

00:21:05.510 --> 00:21:07.480
‫خودمم نمی‌دونم. فقط بهم خبر دادن
‫که ممکنه پخش بشه

00:21:07.510 --> 00:21:08.480
‫- کی می‌خواد پخش کنه؟
‫- یه روزنامه‌نگار

00:21:08.510 --> 00:21:10.840
‫نمی‌دونم بابا. مگه مهمه؟

00:21:10.870 --> 00:21:13.160
‫فقط محض اطمینان که اگه پخش بشه
‫باید یه استراتژی‌ای داشته باشیم

00:21:13.190 --> 00:21:15.480
‫البته که من، از صمیم قلبم می‌خوام که پخش نشه

00:21:15.510 --> 00:21:17.510
‫به ما که هیچ ربطی نداره داره، رایان؟

00:21:25.510 --> 00:21:27.480
‫می‌خواستی منو ببینی؟

00:21:27.510 --> 00:21:29.480
‫خانم وایت، مطمئن نیستم
‫که منو به یاد دارید یا نه

00:21:29.510 --> 00:21:30.680
‫البته که یادمه

00:21:30.710 --> 00:21:32.480
‫تو هیچ رحمی به کمیته نکردی،

00:21:32.510 --> 00:21:35.480
‫که بنظرم برای شغلت
‫یه ویژگی خیلی خوب محسوب میشه

00:21:35.510 --> 00:21:36.520
‫بفرما بریم داخل

00:21:36.550 --> 00:21:39.510
‫اگه میشه بریم قدم بزنیم، مشکلی که نداره؟

00:21:41.510 --> 00:21:44.480
‫من توی کنفرانس مونته‌نگرو بودم
‫چون لِو آماتوف ازم خواسته بود،

00:21:44.510 --> 00:21:46.480
‫و من اینو پنهونش نکردم

00:21:46.510 --> 00:21:49.480
‫چون نمی‌خوام به زحمت بیفتی، اون
‫یکی از حامی‌های حزب ملی‌ـه منه

00:21:49.510 --> 00:21:51.480
‫بنظرم درخواستش اوکی بود

00:21:51.510 --> 00:21:53.520
‫آیا وزیر کشور درمورد اهداف
‫سفرش بحثی کرد؟

00:21:53.550 --> 00:21:56.480
‫من که به زور می‌بینم، فکر می‌کنم
‫اونم مثل من به درخواست لِو اومده بود

00:21:56.510 --> 00:22:00.320
‫ولی بنظر نمی‌رسید چیزی
‫رو جدی گرفته باشه

00:22:00.350 --> 00:22:03.480
‫- منظورت چیه؟
‫- آخه اون توی هیچکدوم از نشست‌ها نبوده

00:22:03.510 --> 00:22:07.480
‫اون انگاری... بذار اینجوری بگم، انگاری
‫سرش شلوغ بوده

00:22:07.510 --> 00:22:09.480
‫با چی؟

00:22:09.510 --> 00:22:12.510
‫اون فقط با دستیارش شیطنت بازی می‌کرد

00:22:13.510 --> 00:22:15.320
‫فکر کنم دو نفر بودن

00:22:15.350 --> 00:22:16.480
‫یکیشون معدش مشکل داشت

00:22:16.510 --> 00:22:19.480
‫- اون یکی دستیارش بود، جان
‫- جاش؟ جاشوا لانگ؟

00:22:19.510 --> 00:22:21.480
‫یارو خیلی خوشگل بود

00:22:21.510 --> 00:22:23.480
‫شایدم هیچی نبوده‌ها

00:22:23.510 --> 00:22:25.510
‫ولی نمی‌تونم بگم
‫کامل بهش اطمینان داشتم

00:22:27.510 --> 00:22:29.480
‫ببین، داری حرف تو دهنم می‌ذاری

00:22:29.510 --> 00:22:30.480
‫نگفتم که من داشتم اونو ردش می‌کردم،

00:22:30.510 --> 00:22:33.510
‫ولی اینجوریام نیست که بتونی
‫تاییدش کنی

00:22:34.510 --> 00:22:37.480
‫نه، معلومه اون پشت اون کصشرات
‫رفراندوم رایان واکر نیست

00:22:37.510 --> 00:22:40.680
‫توییتر؟ بیخیال بابا، توییتر فقط

00:22:40.710 --> 00:22:43.480
‫تستوسترون بالای ایلان ماسکو نشون میده

00:22:43.510 --> 00:22:44.840
‫بعدا می‌بینمت

00:22:44.870 --> 00:22:48.480
‫- میشه اینو برای بیانیه‌ام بگم؟
‫- دیگه نمی‌تونیم دووم بیاریم

00:22:48.510 --> 00:22:51.480
‫باید قبل از رایان وارد عمل شیم، حله؟

00:22:51.510 --> 00:22:53.510
‫بازم قهوه می‌خوام

00:22:54.710 --> 00:22:56.480
‫بنظرت باید چیکار کنم، عزیزم؟

00:22:56.510 --> 00:22:59.480
‫همیشه گفتم رایان از اون چیزی که
‫بنظر می‌رسه زرنگ‌تره

00:22:59.510 --> 00:23:01.480
‫مثل یه منجنیق می‌مونه

00:23:01.510 --> 00:23:03.510
‫تازه هنوز دردسرایی که درست می‌کنه شروع نشده

00:23:04.710 --> 00:23:07.510
‫پس باید جلوش رو بگیری

00:23:08.510 --> 00:23:10.710
‫سایمون، سلام

00:23:12.030 --> 00:23:14.480
‫وزیرامورخارجه موادی چیزی می‌زنه؟

00:23:14.510 --> 00:23:18.710
‫آره، متاسفانه، اون یه کراکیه، سایمون

00:23:25.510 --> 00:23:27.480
‫ملیسا؟ منم کیت

00:23:27.510 --> 00:23:29.480
‫تو قبلا با همسرم استوارت
‫توی گاردین کار می‌کردی
‫(روزنامه‌ی معروف بریتانیایی)

00:23:29.510 --> 00:23:30.680
‫توی جشن کریسمس باهم آشنا شدیم

00:23:30.710 --> 00:23:33.480
‫تو کارمند دولتی

00:23:33.510 --> 00:23:37.480
‫- توی وزارت‌کشور بودی یا وزارت دفاع؟
‫- برای سازمان اطلاعات کار می‌کنم

00:23:37.510 --> 00:23:41.510
‫ما داریم یه مورد امنیتی
‫رو درمورد وزیرامورخارجه رو بررسی می‌کنیم

00:23:42.510 --> 00:23:44.160
‫- کِی بوده حالا؟
‫- دیروز

00:23:44.190 --> 00:23:46.160
‫داریم یه عملیات رو توی لیسبون انجام می‌دیم،

00:23:46.190 --> 00:23:47.480
‫و ما متوجه شدیم که ایشون
‫نشست رو بدون

00:23:47.510 --> 00:23:49.480
‫محافظان شخصیش ترک کرده

00:23:49.510 --> 00:23:51.480
‫- من خبر نداشتم
‫- جدی؟

00:23:51.510 --> 00:23:54.680
‫پس یعنی جای نگرانی برای تیم امنیتیش نیست؟

00:23:54.710 --> 00:23:57.480
‫تا اونجایی که می‌دونم، نه

00:23:57.510 --> 00:24:00.480
‫اون رفت لِو آماتوف رو ببینه، درسته؟

00:24:00.510 --> 00:24:02.480
‫یه دورهمی توی ویلای شخصی

00:24:02.510 --> 00:24:04.480
‫خیلی عجیبه، چون نمی‌تونیم

00:24:04.510 --> 00:24:06.480
‫این دورهمی رو توی برنامه‌ی رسمی پیداش کنیم

00:24:06.510 --> 00:24:08.480
‫خب، لِو دوست شخصی وزیرامورخارجه‌ست،

00:24:08.510 --> 00:24:09.520
‫این از کسی پنهون نیست

00:24:09.550 --> 00:24:12.510
‫این حقیقت که دیمیتری کریمسوف اونجا بوده چی؟

00:24:15.510 --> 00:24:16.710
‫این اتهام بزرگیه

00:24:19.510 --> 00:24:21.480
‫باید درباره‌ش با وزیرامورخارجه حرف بزنی

00:24:21.510 --> 00:24:24.480
‫مطمئنم خیلی مشتاقه که جلوی
‫یه رسوایی دیپلماتیک رو بگیره،

00:24:24.510 --> 00:24:27.350
‫با توجه به اینکه همین تازگی
‫نامزدی خودش رو برای نخست‌وزیری اعلام کرده

00:24:28.510 --> 00:24:30.320
‫می‌خوای چیکار کنم؟

00:24:30.350 --> 00:24:31.550
‫حرف بزن، ملیسا

00:24:33.030 --> 00:24:36.510
‫رایان زیاد غیبش می‌زنه؟
‫یا مثلا بعضی کاراشو بهت نمیگه؟

00:24:37.510 --> 00:24:39.510
‫اون به همین زودیا ممکنه نخست‌وزیر بشه

00:24:40.510 --> 00:24:42.000
‫استوارت گفت بیای پیشم؟

00:24:42.030 --> 00:24:45.510
‫البته که نه. این بین خودمونه

00:24:47.350 --> 00:24:49.710
‫- من باید برم
‫- اگه خواستی بیشتر حرف بزنی

00:24:52.510 --> 00:24:54.510
‫البته محرمانه

00:25:09.030 --> 00:25:10.510
‫مرسی ممنون

00:25:24.510 --> 00:25:27.680
‫دارم می‌بینمش

00:25:27.710 --> 00:25:30.480
‫داره با ساندرو ورق بازی می‌کنه.
‫یه پیامم داده که حالش خوبه

00:25:30.510 --> 00:25:31.680
‫همه‌چی نرماله

00:25:31.710 --> 00:25:33.680
‫بهت که گفتم دیگه بهش پیام نده

00:25:33.710 --> 00:25:35.480
‫پیام ندادم خب

00:25:35.510 --> 00:25:37.590
‫پس چرا داره جواب یه سوالی رو میده
‫که نپرسیدی؟

00:25:39.510 --> 00:25:40.520
‫میشه عکسارو برام بفرستی؟

00:25:40.550 --> 00:25:42.480
‫الان برمی‌گردم میرم یه نگاهی بهشون بندازم

00:25:42.510 --> 00:25:43.710
‫الان می‌فرستم

00:25:45.510 --> 00:25:47.510
‫استوارت

00:25:48.870 --> 00:25:50.320
‫حالت چطوره؟

00:25:50.350 --> 00:25:51.480
‫تو به زنت،

00:25:51.510 --> 00:25:53.480
‫که البته یادت رفت بهم بگی که توی
‫سازمان اطلاعات کار می‌کنه،

00:25:53.510 --> 00:25:55.320
‫درمورد اون چیزی که محرمانه
‫توی منچستر درموردش بحث کردیم گفتی؟

00:25:55.350 --> 00:25:57.480
‫آره شاید گفته باشم
‫یکمی ناراحت بودی، آره

00:25:57.510 --> 00:25:59.480
‫اتفاقی که توی کنفرانس میفته
‫همونجا هم دفن میشه

00:25:59.510 --> 00:26:01.480
‫مگه این قانون طلایی نبود، رفیق؟

00:26:01.510 --> 00:26:03.480
‫این چیزی که نیست
‫که هرکسی می‌تونست حدسش رو بزنه، نه؟

00:26:03.510 --> 00:26:06.000
‫ببخشید، جدی میگم

00:26:06.030 --> 00:26:08.510
‫خب چی شده، کیت چیزی بهت گفته؟

00:26:09.510 --> 00:26:11.520
‫نمی‌خوام همه‌چی به خاک سیاه بشینه، استوارت

00:26:11.550 --> 00:26:13.480
‫من بخاطر این نیومدم توی سیاست

00:26:13.510 --> 00:26:15.510
‫پس چرا داری برای رایان واکر کار می‌کنی؟

00:26:17.510 --> 00:26:19.510
‫این چجوری با عقل جور در میاد؟

00:26:21.510 --> 00:26:24.480
‫اون اصلا نباید نزدیک داونینگ‌استریت بشه،

00:26:24.510 --> 00:26:26.000
‫و اینو خودت می‌دونی، می‌دونم
‫که خوب می‌دونی

00:26:26.030 --> 00:26:27.480
‫گوش بده، گوش کن

00:26:27.510 --> 00:26:31.520
‫همیشه برای یکی مثل تو
‫توی اداره جا هست

00:26:31.550 --> 00:26:33.510
‫اینو قطع به یقین می‌دونم

00:26:34.510 --> 00:26:36.510
‫می‌دونم که ایموجن جنگی تو رو
‫استخدام می‌کنه، اینو می‌دونم

00:26:39.190 --> 00:26:40.510
‫فقط بهش فکر کن

00:26:42.510 --> 00:26:44.510
‫فکر کن

00:26:52.510 --> 00:26:53.510
‫صبر کن. یکی برو عقب

00:26:54.710 --> 00:26:57.480
‫اونی که گوشه‌ی تصویره رو می‌بینی؟

00:26:57.510 --> 00:27:00.500
‫اونا دارن ورق بازی می‌کنن.
‫محافظ برای چی‌شونه؟

00:27:05.510 --> 00:27:08.510
‫یه پیغام دیگه دستم رسید.
‫درخواست ملاقات کرده

00:27:10.510 --> 00:27:13.520
‫امیدوارم مامانت خوب باشه، خیلی خوب میشه
‫اگه به زودی اونو ببینه

00:27:13.550 --> 00:27:16.480
‫یه محافظ رو توی یکی از عکسات می‌بینیم

00:27:16.510 --> 00:27:17.480
‫خب؟

00:27:17.510 --> 00:27:19.480
‫فکر کنم لو رفته

00:27:19.510 --> 00:27:22.480
‫داره جواب سوال‌هایی رو میده
‫که ما نپرسیدیم، اونو می‌پان

00:27:22.510 --> 00:27:24.510
‫و حالا یهویی، درخواست ملاقات کرده

00:27:27.710 --> 00:27:30.510
‫خیلی‌خب. بعدش چی؟

00:27:31.510 --> 00:27:33.480
‫باید با زک حرف بزنم

00:27:33.510 --> 00:27:35.510
‫ولی فکر کنم باید عقب بکشم

00:27:41.550 --> 00:27:43.480
‫فکر می‌کنی درخواست ملاقاتش یه تله‌ست؟

00:27:43.510 --> 00:27:46.480
‫نمی‌دونم، ولی یه چیزی مشکوکه

00:27:46.510 --> 00:27:49.480
‫و حالام، می‌دونیم که مالت
‫بخاطر اتفاق شب قبل توی لیست هشداره

00:27:49.510 --> 00:27:51.550
‫میشه یه تیم رو بفرستی تا
‫اونو خارج کنن؟

00:27:56.510 --> 00:27:57.510
‫خیلی ریسکش بالاست، کیت

00:27:58.510 --> 00:28:00.480
‫در بهترین حالت، دو روزه می‌رسونیمت اونجا

00:28:00.510 --> 00:28:04.480
‫ولی باید وزیرامورخارجه
‫اجازه‌ی فرستادن اسلحه‌ رو

00:28:04.510 --> 00:28:06.480
‫از طریق محموله‌ی دیپلماتیک بده
‫(محموله‌ رسمی سفارت که دیگه بازرسی نمیشه)

00:28:06.510 --> 00:28:08.500
‫من دو روز وقت ندارم.
‫پس بهتره غیرمسلح برم

00:28:10.510 --> 00:28:13.000
‫نمی‌تونم همچین اجازه‌ی رو بهت بدم

00:28:13.030 --> 00:28:15.480
‫محافظای ایگور تا دندون مسلحن،

00:28:15.510 --> 00:28:17.030
‫و شاید محافظای بیشتری هم در راه باشن

00:28:18.510 --> 00:28:21.510
‫ببخشید، ولی جوابم نه هست

00:28:22.510 --> 00:28:25.480
‫ما نمی‌دونیم قراره اونجا چه بشه

00:28:25.510 --> 00:28:27.510
‫که دقیقا مسکو هم همینو می‌خواد

00:28:29.510 --> 00:28:32.350
‫فقط باید امیدوار باشیم
‫که تو اشتباه کرده باشی و...

00:28:33.510 --> 00:28:34.870
‫اون دختره لو نرفته باشه

00:28:46.510 --> 00:28:48.480
‫من اونجا تنها نمی‌ذارمش

00:28:48.510 --> 00:28:50.480
‫اون تصمیم درستی گرفت.
‫اصلا معلوم نیست چه به چیه

00:28:50.510 --> 00:28:53.520
‫من به اون و الکسی قول دادم

00:28:53.550 --> 00:28:57.480
‫می‌دونم مامورات چقدر برات ارزشمندن.
‫برای همین این کار رو قبول کردی

00:28:57.510 --> 00:29:00.320
‫ولی باید بدونی که چه وقتی
‫یه عملیات از کنترل خارج میشه

00:29:00.350 --> 00:29:01.630
‫من اونجا تنها نمی‌ذارمش، رُز

00:29:02.510 --> 00:29:04.680
‫حق با زکه، داری میری توی یه تله

00:29:04.710 --> 00:29:06.480
‫از پسش برمیام

00:29:06.510 --> 00:29:09.870
‫مطمئنا، اولویتت باید... منو ببخش

00:29:12.190 --> 00:29:14.480
‫باید محافظت از بخش امور مربوط به روسیه باشه؟

00:29:14.510 --> 00:29:17.480
‫اگه یکی از شماها اونجا لو رفته بودید،

00:29:17.510 --> 00:29:19.480
‫کلی طول می‌کشید تا یه تیم جدید آماده کنیم

00:29:19.510 --> 00:29:22.480
‫که توی همون زمان، نفوذی مسکو
‫وارد داونینگ‌استریت میشد

00:29:22.510 --> 00:29:24.510
‫این شانسیه که باید ازش استفاده کنم

00:29:27.510 --> 00:29:29.870
‫برو یه استراحتی کن، باشه؟

00:29:30.870 --> 00:29:33.480
‫برو خونه، برو پیش بچه‌هات

00:29:33.510 --> 00:29:34.870
‫تف توش، فیونا

00:29:48.510 --> 00:29:50.480
‫ببین کی اومده. گفتم که میاد

00:29:50.510 --> 00:29:54.480
‫- عجیبه که شماها اومدید
‫- ببخشید که دیر کردم، عزیزم

00:29:54.510 --> 00:29:56.480
‫- چی رو از دست دادم؟
‫- همون داستان همیشگی

00:29:56.510 --> 00:29:59.480
‫وقتی حواسش جمع باشه
‫آدم باهوشیه

00:29:59.510 --> 00:30:01.480
‫ولی به راحتی حواسش پرت میشه

00:30:01.510 --> 00:30:05.480
‫پشمام، خب، ایموجنه، رسیده

00:30:05.510 --> 00:30:08.000
‫خیلی‌خب، من باید جنگی برم

00:30:08.030 --> 00:30:10.520
‫همه‌چی رو به غیر از سیاست و تاریخ
‫اوکی کردیم

00:30:10.550 --> 00:30:12.480
‫اینجام صف انتخاب واحد‌های
‫ای‌لوله

00:30:12.510 --> 00:30:14.480
‫استوارت، من باید امشب تا دیروقت کار کنم

00:30:14.510 --> 00:30:16.550
‫دوستت دارم، عزیزم، خداحافظ

00:30:18.510 --> 00:30:21.480
‫- بعدی؟
‫- مامان!

00:30:21.510 --> 00:30:24.510
‫ببخشید. حواسم پیش شماست، سلام

00:30:27.190 --> 00:30:29.480
‫خب، 8 هزار تا؟ بله 8 هزار تا

00:30:29.510 --> 00:30:32.480
‫مرسی. 8500 تا؟ 9 هزار تا

00:30:32.510 --> 00:30:34.480
‫9 هزار تا. بله 10 هزار تا چطور؟

00:30:34.510 --> 00:30:36.480
‫خب، کسی حاضره 10 هزار تا

00:30:36.510 --> 00:30:40.480
‫برای این لیتوگراف زیبا
‫از ماتیس بده؟

00:30:40.510 --> 00:30:42.480
‫11 هزار تا، ممنونم جناب

00:30:42.510 --> 00:30:44.480
‫12 هزار تا

00:30:44.510 --> 00:30:48.480
‫13 هزار تا چطور؟ 14 هزار تا

00:30:48.510 --> 00:30:52.030
‫می‌خواید رُندش کنیم، جناب آماتوف؟
‫15 هزار تا برای این اثر زیبا

00:30:57.190 --> 00:31:00.340
‫فروخته شد. به قیمت 15 هزار تا به این جنتلمن مهربون

00:31:03.510 --> 00:31:05.480
‫خیلی ببخشید، جیمز، اون یکمی دیر میاد

00:31:05.510 --> 00:31:07.510
‫می‌تونیم 20 دقیقه بندازیمش عقب‌تر؟

00:31:08.510 --> 00:31:10.480
‫خب، فعلا، اون تنها نامزده

00:31:10.510 --> 00:31:12.480
‫پس قطع به یقین برنده میشه

00:31:12.510 --> 00:31:16.480
‫ملیسا فکر می‌کنه مردم اینو
‫یه رفتار مردونه‌ی سمی می‌بینن

00:31:16.510 --> 00:31:18.480
‫ملیسا از اون نسلِ هزاره‌هاست

00:31:18.510 --> 00:31:20.160
‫باور کن، هر زنی

00:31:20.190 --> 00:31:22.000
‫پشت سر هیکل ایموجن حرف می‌زنه

00:31:22.030 --> 00:31:23.480
‫در هر صورت، مجبور میشد انصراف بده

00:31:23.510 --> 00:31:25.480
‫البته اگه خایه داشته باشه
‫جلوت بایسته

00:31:25.510 --> 00:31:27.480
‫اما بازم، بهای سنگینی باید بپردازه

00:31:27.510 --> 00:31:29.480
‫نمی‌دونم این فیلمه چقدر بَده

00:31:29.510 --> 00:31:31.480
‫اگه می‌خوای ببری، هرچی تو چنته داری رو کن

00:31:31.510 --> 00:31:33.480
‫نصفه و نیمه کار کردن تو رو به جایی نمی‌رسونه

00:31:33.510 --> 00:31:34.480
‫ببخشید مزاحم شدم

00:31:34.510 --> 00:31:36.480
‫باید برای مصاحبه‌ی تایمز ببرمش

00:31:36.510 --> 00:31:38.480
‫- می‌تونی توی ماشین انجامش بدی
‫- خیلی‌خب، باشه

00:31:38.510 --> 00:31:40.710
‫بعدا می‌بینمت. اول شما برو

00:31:53.510 --> 00:31:55.480
‫خواهشا بگو که توی مراسم لیسبون

00:31:55.510 --> 00:31:56.480
‫درمورد اون فیلمه بهت خبر ندادن

00:31:56.510 --> 00:31:59.510
‫- نه، البته که نه
‫- اصلا واقعیه یا نه؟

00:32:00.550 --> 00:32:03.480
‫- کار روس‌ها بوده؟
‫- آره واقعیه

00:32:03.510 --> 00:32:05.480
‫و بهت گفتم، نمی‌دونم کی بوده که
‫فیلم گرفته

00:32:05.510 --> 00:32:06.480
‫یا کی تو فیلم باهاشه

00:32:06.510 --> 00:32:08.480
‫باشه، اگه واقعی باشه

00:32:08.510 --> 00:32:11.160
‫و اگه یه نشونه‌ی از اینکه
‫تو پشت افشاش بودی هم باشه، می‌دونی که بگامون میده؟

00:32:11.190 --> 00:32:13.320
‫- اول ایموجن بگا میره
‫- لزوما نه

00:32:13.350 --> 00:32:15.480
‫اینجور تخریبی ممکنه مردم
‫اونو به چشم یه قهرمان ببینم

00:32:15.510 --> 00:32:17.480
‫مخصوصا اگه کرملین‌ها پشتش باشن

00:32:17.510 --> 00:32:19.480
‫- شواهدی مبنی بر این وجود نداره
‫- اصلا مهم نیست

00:32:19.510 --> 00:32:21.480
‫مطبوعات راست‌گرا از این ماجرا کلی بهره می‌برن

00:32:21.510 --> 00:32:24.160
‫میان میگن تو مثل اون چپ‌گراهای قدیمی،

00:32:24.190 --> 00:32:25.480
‫طرفدار مسکویی

00:32:25.510 --> 00:32:28.480
‫لِو آماتوف توی مراسم لیسبون بود؟

00:32:28.510 --> 00:32:30.480
‫اون رفیق آمانداست، نه من

00:32:30.510 --> 00:32:33.480
‫پاسپورت روسی داره، تازه با خونواده‌ی
‫پوتینم مرتبطه

00:32:33.510 --> 00:32:35.480
‫آره، و همچنین یه شهروند بریتانیاییه

00:32:35.510 --> 00:32:37.480
‫که پولش رو اینجا بدون هیچ
‫دوز و کلکی بدست آورده

00:32:37.510 --> 00:32:39.480
‫می‌دونی، که ما راضیم از پولش برای

00:32:39.510 --> 00:32:40.480
‫سرپا نگه داشتن هزینه‌های دولت استفاده کنیم

00:32:40.510 --> 00:32:43.480
‫اون 50 هزار تا فقط برای
‫بورسیه‌ی دانشگاهی کمک کرد

00:32:43.510 --> 00:32:45.630
‫کس دیگه‌ای اونجا بوده که من باید بدونم؟

00:32:47.510 --> 00:32:49.480
‫داری خیلی قضیه رو گُنده می‌کنی

00:32:49.510 --> 00:32:50.480
‫ببین، تو ریسک بزرگی کردی

00:32:50.510 --> 00:32:53.480
‫مطمئنم مردم می‌دونن بدون محافظات رفتی بیرون

00:32:53.510 --> 00:32:54.480
‫بیخیال بابا؟ کیا رو میگی؟

00:32:54.510 --> 00:32:56.480
‫50 تا وزیر اتحادیه اروپا
‫توی اون هتل اقامت داشتن، رایان

00:32:56.510 --> 00:32:58.480
‫ببین، میشه این سوال پیچ کردن رو بسپاریم

00:32:58.510 --> 00:33:00.480
‫به دست خبرنگارا؟

00:33:00.510 --> 00:33:02.510
‫بخدا باید جواب اینو بدم!

00:33:04.350 --> 00:33:06.480
‫جان، سلام، سرتا پا گوشم

00:33:06.510 --> 00:33:09.480
‫الان؟ الان داری اینو بهم میگی؟

00:33:09.510 --> 00:33:12.870
‫من ناسلامتی یه آدم شناخته شده‌ام.
‫ای خدا

00:33:14.510 --> 00:33:15.480
‫جان. جان

00:33:15.510 --> 00:33:19.480
‫نه، نه، نه، ساخت‌وساز قرار بود تخصص تو باشه

00:33:19.510 --> 00:33:21.480
‫تامین مالی هم تخصص من دیگه

00:33:21.510 --> 00:33:24.480
‫تا وقتی بهت نگفتم سوار ماشین نشو

00:33:24.510 --> 00:33:27.480
‫اگه مایلار ورشکست بشه، بخدا که ناراحت میشم

00:33:27.510 --> 00:33:28.480
‫گوش بده، جان

00:33:30.510 --> 00:33:33.510
‫اگه اخراج شدی، بهتره که بعدش دهنتو ببندی

00:33:41.710 --> 00:33:43.480
‫هرچقدر دلت می‌خواد قهر بمون،

00:33:43.510 --> 00:33:45.480
‫ولی نمی‌ذارم آخر هفته رو خونه جی بمونی

00:33:45.510 --> 00:33:47.480
‫نه بعد اون حرفایی که معلمت امشب زد

00:33:47.510 --> 00:33:49.480
‫چرا نمی‌تونم وقتی مدرسه نیستم
‫زیدم رو ببینم؟

00:33:49.510 --> 00:33:53.160
‫- اگه اشتباهی ازت سر بزنه، فیونا...
‫- احمق که نیستم

00:33:53.190 --> 00:33:55.840
‫کلا دو روزه می‌شناسیش

00:33:55.870 --> 00:33:58.480
‫با بابا حرف بزن، ببین چی میگه

00:33:58.510 --> 00:34:01.480
‫بابا مثل یه آدمی که معتادکاره نیست

00:34:01.510 --> 00:34:03.480
‫می‌دونم این چند وقت زیاد پیشت نبودم

00:34:03.510 --> 00:34:06.480
‫فکر کنم تو کلا دوست داری
‫پیشمون نباشی

00:34:06.510 --> 00:34:09.500
‫زمان‌بندیش بَده، ولی مجبورم
‫فردا دوباره برم

00:34:10.510 --> 00:34:13.510
‫محض رضای خدا، با اتوبوس میرم خونه بابا

00:34:25.510 --> 00:34:27.480
‫نمی‌دونم داری چی میگی

00:34:27.510 --> 00:34:30.480
‫اگه انتظار داری یه میلیون
‫از تو کونم بکشم بیرون،

00:34:30.510 --> 00:34:32.840
‫پس سخت در اشتباهی

00:34:32.870 --> 00:34:36.160
‫- رابرت پستون هستم
‫- تنهایی؟

00:34:36.190 --> 00:34:37.510
‫آره، تنهام

00:34:38.510 --> 00:34:41.510
‫خب، ببین این دیگه خیلی محرمانه‌ست...

00:34:44.510 --> 00:34:47.480
‫ببین کی اینجاست، جناب لوران سوور

00:34:47.510 --> 00:34:48.480
‫شهروند سوئیسه

00:34:48.510 --> 00:34:50.480
‫تونستم از ویلای کریمسوف توی لیسبون

00:34:50.510 --> 00:34:52.480
‫تا هتلش ردش رو بزنم

00:34:52.510 --> 00:34:54.480
‫- حالا کی هست؟
‫- بخدا اگه بدونم

00:34:54.510 --> 00:34:57.320
‫ولی این یارو نه توی سیستم‌ ما هست

00:34:57.350 --> 00:34:59.160
‫نه جای دیگه

00:34:59.190 --> 00:35:00.870
‫خب، از این میشه یه چیزی فهمید

00:35:03.710 --> 00:35:08.160
‫فکرای دیگه‌ای برای مالت تو سرت داری؟

00:35:08.190 --> 00:35:09.510
‫- آره یه چیزایی
‫- جدی؟

00:35:11.510 --> 00:35:14.480
‫ما از دستی مسیر رسیدن به
‫کلیسا رو طولانی کردیم

00:35:14.510 --> 00:35:17.160
‫پس حتی اگه این ملاقات تله باشه،

00:35:17.190 --> 00:35:19.480
‫روس‌ها نمی‌خوان دختره از برنامه‌مون خارج بشه،

00:35:19.510 --> 00:35:21.480
‫که همین کار دستشون رو رو می‌کنه

00:35:21.510 --> 00:35:23.480
‫و این شانس منه

00:35:23.510 --> 00:35:25.480
‫چیه، می‌خوای توی مسیر گیرش بندازی؟

00:35:25.510 --> 00:35:27.480
‫یه فکرایی دارم

00:35:27.510 --> 00:35:32.500
‫تف توش، من یه مشروب می‌خوام

00:35:34.350 --> 00:35:36.510
‫فکر کنم این هنوز بدرد بخوره

00:35:37.510 --> 00:35:39.480
‫آره. توام می‌خوای؟

00:35:39.510 --> 00:35:42.480
‫نه، مرسی

00:35:42.510 --> 00:35:46.680
‫می‌خوای به جولی بگی
‫که خودت تنهایی می‌خوای عمل کنی؟

00:35:46.710 --> 00:35:49.160
‫اونا در هر صورت عذر منو می‌خوان، راو

00:35:49.190 --> 00:35:50.480
‫نمی‌تونم این کار رو با شماها بکنم

00:35:50.510 --> 00:35:53.480
‫به حرف این رئیس رئسا گوش نده

00:35:53.510 --> 00:35:56.510
‫نمی‌تونی تنهایی انجامش بدی

00:35:58.510 --> 00:36:00.510
‫باید بری یکمی استراحت کنی

00:36:01.510 --> 00:36:03.320
‫بگیر یکمی بخواب بعد تصمیم بگیر

00:36:03.350 --> 00:36:05.480
‫که می‌خوای کل حرفه‌ات به فنا بدی یا نه

00:36:05.510 --> 00:36:08.510
‫البته اگه اون گوهو بذاری کنار

00:36:09.510 --> 00:36:11.510
‫فردا بهت خبر میدم باشه؟

00:36:20.510 --> 00:36:22.480
‫برداشت ما اینه که با
‫این چهار روزی که باقی مونده،

00:36:22.510 --> 00:36:25.480
‫وزیر کشور، ایموجن کانراد،

00:36:25.510 --> 00:36:27.480
‫امشب به رقابت بر سر نخست‌وزیری
‫می‌پیونده

00:36:27.510 --> 00:36:29.680
‫ما انتظار داریم که ایشون ظرفــ....

00:36:29.710 --> 00:36:31.480
‫- آماده‌ای؟
‫- کیا بیرونن؟

00:36:31.510 --> 00:36:33.510
‫- همه
‫- هری؟

00:36:36.510 --> 00:36:38.510
‫از پسش برمیای، ایمو

00:36:41.510 --> 00:36:43.510
‫برام دعا کن

00:36:45.510 --> 00:36:46.550
‫موفق باشی

00:36:55.510 --> 00:37:00.480
‫باعث افتخاره که نامزد شدن
‫خودم رو برای

00:37:00.510 --> 00:37:04.500
‫نخست‌وزیر بعدی حزب‌مون و کشور
‫قدرت‌مندمون اعلام کنم

00:37:09.850 --> 00:37:11.850
‫« بزن ببین اخبار چی میده »

00:37:18.510 --> 00:37:20.840
‫برای پیوستن به کنفرانس خبری...

00:37:20.870 --> 00:37:23.480
‫از اینجا به بعد باید
‫به خاطر

00:37:23.510 --> 00:37:25.480
‫چند خبر خیلی مهم

00:37:25.510 --> 00:37:27.480
‫درمورد نامزد دیگه‌ی نخست‌وزیری
‫ارتباطمون رو قطع کنیم

00:37:27.510 --> 00:37:30.480
‫در چند دقیقه‌ی پیش، سردبیر سیاسی‌مون،
‫رابرت پستون

00:37:30.510 --> 00:37:34.000
‫یه خبر بسیار داغ و جنجالی
‫رو، البته اغراق نمی‌کنم

00:37:34.030 --> 00:37:37.320
‫درمورد وزیرامورخارجه، رایان واکر فاش کرد

00:37:37.350 --> 00:37:40.000
‫اتهام اینکه، جناب واکر
‫از دست

00:37:40.030 --> 00:37:41.840
‫نیروهای محافظین شخصیش

00:37:41.870 --> 00:37:44.680
‫در نشست ناتوی این هفته
‫که در لیسبون برگزار در رفت

00:37:44.710 --> 00:37:46.480
‫و با وزیرامورخارجه روسیه
‫دیمیتری کریمسوف،

00:37:46.510 --> 00:37:49.480
‫به یه مراسمی رفت که
‫میزبانش،

00:37:49.510 --> 00:37:51.480
‫اهداکننده‌ی اخیر

00:37:51.510 --> 00:37:55.840
‫کمک‌های مالی با مبلغی هنگفت
‫به احزاب‌ سیاسی لندن یعنی، لِو آماتوف بوده

00:37:55.870 --> 00:37:58.480
‫واقعا داستان خارق‌العاده‌ایه

00:37:58.510 --> 00:38:00.000
‫وزیرامورخارجه‌ی ما، رایان واکر،

00:38:00.030 --> 00:38:02.480
‫یک جلسه‌ی مخفی
‫با همتاهای روسیش داشته

00:38:02.510 --> 00:38:04.480
‫خیلی‌خب، یه ساعت وقت داریم
‫تا باد این خبر رو بخوابونیم، وگرنه مسابقه رو می‌بازیم

00:38:04.510 --> 00:38:06.480
‫آره، من فکر می‌کنم
‫باید ساکت بمونی

00:38:06.510 --> 00:38:08.480
‫نه، نباید ساکت بمونی.
‫اونا به چهار میخ می‌کشنت

00:38:08.510 --> 00:38:10.480
‫می‌ریم بهشون میگیم
‫که یه جور دیپلماسی غیررسمی بوده

00:38:10.510 --> 00:38:13.480
‫قبل از اوکراین آره، جواب می‌داد.
‫ولی الان چی؟

00:38:13.510 --> 00:38:14.480
‫فکر بهتری داری؟

00:38:14.510 --> 00:38:16.480
‫با توجه به وضعیت الان، خیلی مشکوکه

00:38:16.510 --> 00:38:18.840
‫آره، شایدم من چاره‌ای
‫جز رفتن به اون مراسم نداشتم!

00:38:18.870 --> 00:38:21.480
‫آره، امیدوارم کسی که خبر
‫رو پخش کرده رو دار بزنی

00:38:21.510 --> 00:38:23.480
‫نگران نباش، ردیفش می‌کنم

00:38:23.510 --> 00:38:25.480
‫برنامه‌ی اخبار ساعت 10 دنبالتن

00:38:25.510 --> 00:38:27.840
‫اگه همه‌چی رو اعتراف کنی، شاید بتونیم
‫این مشکل رو حلش کنیم

00:38:27.870 --> 00:38:30.480
‫به پستون تخمی زنگ بزن.
‫بگو سریع بیاد اینجا

00:38:30.510 --> 00:38:32.320
‫دیگه دیره. به پایان برنامه نمی‌رسیم

00:38:32.350 --> 00:38:33.710
‫خب، بهشون بگو یکمی زمانش رو بیشتر کنن

00:38:36.510 --> 00:38:37.510
‫باشه

00:38:42.510 --> 00:38:45.480
‫خب، همونطور که گفتم، از اونجایی
‫که بهمون گفتن

00:38:45.510 --> 00:38:47.480
‫وزیرامورخارجه می‌خوان

00:38:47.510 --> 00:38:49.480
‫برامون این افشای جنجالی
‫اخیر رو توضیح بدن

00:38:49.510 --> 00:38:51.680
‫ما تصمیم گرفتیم
‫زمان برنامه رو یکمی بیشتر کنیم

00:38:51.710 --> 00:38:55.480
‫و مفتخرم که اعلام کنم
‫رابرت الان پیششه، رابرت بفرما

00:38:55.510 --> 00:38:57.480
‫مرسی، تام، جناب وزیرامورخارجه،

00:38:57.510 --> 00:39:04.480
‫شما یک جلسه‌ی خصوصی
‫توی یک مراسمی توی لیسبون،

00:39:04.510 --> 00:39:07.520
‫با وزیرامورخارجه روسیه، همون کشوری
‫که باهاش دشمنیم داشتید

00:39:07.550 --> 00:39:10.480
‫هیچکدوم از محافظینت پیش شما نبودن،

00:39:10.510 --> 00:39:12.480
‫هیچ گزارشی هم از جلسه ثبت نشده

00:39:12.510 --> 00:39:14.480
‫این کارتون نقض کامل پروتکل بوده،

00:39:14.510 --> 00:39:16.480
‫که امنیت ملی رو به خطر انداخته

00:39:16.510 --> 00:39:20.480
‫همکاراتون بهم میگن که شما
‫باید استعفا بدید

00:39:20.510 --> 00:39:23.480
‫و همه‌ی اون بلندپروازی‌ها
‫برای رسیدن به مقام نخست‌وزیری حزبشون رو کنار بذارید

00:39:23.510 --> 00:39:26.320
‫من به این زودیا استعفا نمیدم، رابرت

00:39:26.350 --> 00:39:27.480
‫چرا دقیقا؟

00:39:27.510 --> 00:39:30.480
‫توی بحث دیپلماسی، بعضی اوقات
‫ریسک کردن می‌ارزه

00:39:30.510 --> 00:39:32.000
‫حتی اگه ریسکش شخصی باشه

00:39:32.030 --> 00:39:34.480
‫آخه به چی فکر می‌کردی؟

00:39:34.510 --> 00:39:36.480
‫ببین، یه دورهمی اجتماعی بوده، درسته

00:39:36.510 --> 00:39:39.480
‫که میزبانش یکی از معروف‌ترین
‫اهداکننده‌های کمک‌های مالی بریتانیایی بوده

00:39:39.510 --> 00:39:40.480
‫جایی که خب دیمیتری کریمسوف مهمون بوده

00:39:40.510 --> 00:39:43.480
‫- ما باهم...
‫- انتظار داشتی کریمسوف بیاد اونجا؟

00:39:43.510 --> 00:39:44.680
‫بله داشتم

00:39:44.710 --> 00:39:46.480
‫پس چرا محافظینت رو نبُردی؟

00:39:46.510 --> 00:39:49.520
‫خب، این خبر که

00:39:49.550 --> 00:39:52.520
‫دیمیتری کریمسوف سال پیش
‫تنها پسرش رو از دست داده پخش نشده

00:39:52.550 --> 00:39:55.480
‫و اینو خیلیا می‌دونن که...

00:39:55.510 --> 00:39:58.030
‫منو زنم...

00:40:02.510 --> 00:40:03.510
‫ببخشید

00:40:06.510 --> 00:40:11.030
‫مام تنها پسرمون رو

00:40:12.510 --> 00:40:13.510
‫سه سال پیش از دست دادیم

00:40:20.510 --> 00:40:25.480
‫ببخشید. من می‌خواستم خودم شخصا
‫باهاش همدردی کنم

00:40:25.510 --> 00:40:28.480
‫به این امید که
‫شاید به نقطه‌ی مشترکی برسیم،

00:40:28.510 --> 00:40:30.480
‫مرد و مردونه، اگه من...

00:40:30.510 --> 00:40:32.480
‫البته اگه اجازه داشتم
‫این حرفو این روزا بزنم

00:40:32.510 --> 00:40:35.480
‫من تصور می‌کنم دارم برای همه‌ی کسانی
‫که نگاه می‌کنن حرف می‌زنم

00:40:35.510 --> 00:40:40.000
‫ببین، منم با توجه به اون رنجی کشیدی

00:40:40.030 --> 00:40:43.680
‫باهات همدردی می‌کنم

00:40:43.710 --> 00:40:47.480
‫- مرسی
‫- ولی فکر می‌کنی واقعا به چی رسیدی؟

00:40:47.510 --> 00:40:50.000
‫فکر می‌کنی چند نفر اونقدر خایه دارن
‫که از اون در بیان داخل

00:40:50.030 --> 00:40:51.480
‫و پیش دیمیتری کریمسوف بشینن؟

00:40:51.510 --> 00:40:53.160
‫چند نفر می‌شناسی که

00:40:53.190 --> 00:40:55.480
‫سعی می‌کنن روابط دیپلماتیک بین

00:40:55.510 --> 00:40:57.480
‫اروپا و روسیه رو بهتر کنن؟

00:40:57.510 --> 00:40:58.840
‫ازت می‌خوام یه نفر رو از کابینه نام ببری

00:40:58.870 --> 00:41:00.480
‫که این اطمینان رو بهش داری

00:41:00.510 --> 00:41:03.480
‫مرسی، رابرت، رابرت پستون
‫همراه با وزیرامورخارجه.

00:41:03.510 --> 00:41:06.160
‫عجب مصاحبه‌ای بود واقعا

00:41:06.190 --> 00:41:08.510
‫این انتخابات نخست‌وزیری
‫تازه گرم شده

00:41:10.190 --> 00:41:12.160
‫بیاید به چند تا خبر
‫دیگه‌ای از امروز بپردازیم،

00:41:12.190 --> 00:41:14.510
‫و همونطور که مکررا قول دادیم...

00:41:27.510 --> 00:41:28.510
‫کیت

00:41:31.510 --> 00:41:33.680
‫ببخشید که این وقت شب گفتم بیاید، خانم هندرسون

00:41:33.710 --> 00:41:36.480
‫توی تلویزیون ملی داشتم برای بقای
‫سیاسیم‌ می‌جنگیدم

00:41:36.510 --> 00:41:39.520
‫مصاحبه‌ات رو دیدم. خیلی متاسفم

00:41:39.550 --> 00:41:41.870
‫پس مشکلی نداره که ازت
‫چند تا سوال بپرسم؟

00:41:43.510 --> 00:41:45.480
‫البته

00:41:45.510 --> 00:41:48.320
‫شما درباره‌ی جلسه‌ی من با
‫دیمیتری کریمسوف خبر دارید؟

00:41:48.350 --> 00:41:50.160
‫- بله
‫- از کجا؟

00:41:50.190 --> 00:41:51.540
‫یکمی کاراگاه‌بازی در آوردم

00:41:54.350 --> 00:41:57.480
‫من ناسلامتی وزیرامورخارجه‌ام. رئیست

00:41:57.510 --> 00:41:59.480
‫من به نظارت مخفی نیاز ندارم!

00:41:59.510 --> 00:42:03.510
‫من متوجهم که کیت یه جورایی
‫نگران امنیت شخصیه شما بود

00:42:06.550 --> 00:42:08.480
‫تو این خبر رو به مطبوعات دادی؟

00:42:08.510 --> 00:42:10.160
‫- نه
‫- مطمئنی؟

00:42:10.190 --> 00:42:11.480
‫کاملا مطمئنم

00:42:11.510 --> 00:42:14.480
‫فکر می‌کنی نمی‌دونم
‫همسرت برای کی کار می‌کنه؟

00:42:14.510 --> 00:42:16.320
‫اگه با همسرم مشکل داری،

00:42:16.350 --> 00:42:18.480
‫بنظرم بهتره با خودش،

00:42:18.510 --> 00:42:19.710
‫یا ایموجن درمیون بذارید، جناب وزیرامورخارجه

00:42:21.510 --> 00:42:24.000
‫ولی تو با سیاستِ من حال نمی‌کنی، نه؟

00:42:24.030 --> 00:42:25.480
‫من کارمند دولتم

00:42:25.510 --> 00:42:27.510
‫سیاست شما به من هیچ ربطی نداره

00:42:29.510 --> 00:42:31.550
‫چیز دیگه‌ای هست که بخوای بهمون بگی، کیت؟

00:42:34.510 --> 00:42:37.030
‫نه. مگر اینکه جناب واکر چیزی بخواد بگه؟

00:42:38.510 --> 00:42:41.480
‫فکر می‌کنی اگه پنهونی
‫کاری انجام داده بودم،

00:42:41.510 --> 00:42:42.520
‫حوصله داشتم بیام اینجا؟

00:42:42.550 --> 00:42:45.480
‫من نمی‌تونم جوابی بدم، جناب

00:42:45.510 --> 00:42:47.480
‫وظیفه‌ی من اینه که شما
‫رو امن و امان نگه دارم

00:42:47.510 --> 00:42:50.480
‫اگه توی سازمان اطلاعات
‫توی این کار شکست خورده باشیم،

00:42:50.510 --> 00:42:54.510
‫پس وقتی میگم واقعا مایه تاسفه
‫از طرف همه دارم اینو میگم

00:42:57.510 --> 00:43:01.510
‫خب، اگه سوال دیگه‌ای ندارید،
‫جناب وزیرامورخارجه...

00:43:04.510 --> 00:43:07.510
‫اینو یه هشدار رسمی در نظر بگیر

00:43:09.510 --> 00:43:12.510
‫خودتو درگیر این انتخابات نکن

00:43:31.510 --> 00:43:32.520
‫سلام

00:43:32.550 --> 00:43:34.480
‫- سلام
‫- توام دیدیش؟

00:43:34.510 --> 00:43:37.480
‫- عجب شب معرکه‌ای بود
‫- تازه از نزدیکم دیدم

00:43:37.510 --> 00:43:39.480
‫آخه، مگ همین الانشم ازش خواسته
‫استعفا بده

00:43:39.510 --> 00:43:40.480
‫یارو کارش تمومه

00:43:40.510 --> 00:43:43.000
‫خب، بنظرم با این کارا
‫نمیشه اونو از پا در آورد

00:43:43.030 --> 00:43:44.480
‫آره، شاید، ولی الان

00:43:44.510 --> 00:43:46.510
‫ایموجن به صورت رسمی
‫وارد مسابقه شده

00:43:49.350 --> 00:43:51.510
‫- میشه یه چیزی ازت بپرسم؟
‫- بپرس

00:43:52.510 --> 00:43:54.480
‫فکر می‌کنی ایموجن تا حالا
‫خیانت کرده باشه؟

00:43:54.510 --> 00:43:56.350
‫چی، خیانت به هری؟

00:43:58.510 --> 00:44:01.480
‫والا، نه والا، تا اونجایی که می‌دونم. چطور؟

00:44:01.510 --> 00:44:03.350
‫ولش کن

00:44:04.510 --> 00:44:06.680
‫کیت، اگه چیزی درموردش شنیدی،

00:44:06.710 --> 00:44:08.480
‫می‌دونی که می‌تونی بهم بگی

00:44:08.510 --> 00:44:10.480
‫- مخصوصا که الان نامزد بودنش رو اعلام کرده
‫- نه

00:44:10.510 --> 00:44:13.030
‫- ولش کن. فقط نظرت رو می‌خواستم
‫- خیلی‌خب

00:44:14.510 --> 00:44:16.480
‫رو‌به‌راهی؟ شب سختی داشتی؟

00:44:16.510 --> 00:44:17.710
‫قبلا بهتر بودم

00:44:20.510 --> 00:44:22.510
‫چیزی هست که بخوای درموردش حرف بزنی یا...

00:44:25.510 --> 00:44:29.510
‫به من اتهام زدن که من اطلاعات
‫جلسه‌ی کریمسوف رو به تو دادم

00:44:30.510 --> 00:44:31.510
‫به من؟

00:44:33.190 --> 00:44:34.480
‫خب، کی بهت اتهام زد؟ زک؟

00:44:34.510 --> 00:44:38.320
‫مرد این روزا. جناب رایان واکر

00:44:38.350 --> 00:44:41.480
‫آخه ناموسن، فکر کردن اینقدر احمقیم؟

00:44:41.510 --> 00:44:42.510
‫انگاری آره

00:44:47.190 --> 00:44:48.510
‫البته، تو درمورد

00:44:49.510 --> 00:44:50.480
‫جلسه‌ی رایان با کریمسوف می‌دونستی؟

00:44:50.510 --> 00:44:52.480
‫منظورم اینه، سفرش برای همین بوده؟

00:44:52.510 --> 00:44:54.480
‫- نمی‌تونم بهت بگم
‫- باشه نمی‌تونی بگی

00:44:54.510 --> 00:44:56.480
‫- با توجه به اینکه دارید بررسیش می‌کنید...
‫- نه نمی‌کنیم

00:44:56.510 --> 00:44:58.750
‫- بسه دیگه، استوارت. نمی‌تونم بهت بگم
‫- باشه بابا

00:45:00.510 --> 00:45:01.510
‫ببخشید

00:45:04.510 --> 00:45:06.350
‫خب...

00:45:07.510 --> 00:45:10.680
‫تف توش، بهتره که ببریم نه؟

00:45:10.710 --> 00:45:13.480
‫- من کارمند دولتم. نمی‌تونم نظر بدم
‫- آره

00:45:13.510 --> 00:45:15.480
‫مثل همیشه بی‌طرفی

00:45:15.510 --> 00:45:18.510
‫- من شوخی ندارم، استوارت
‫- باشه شوخی نداری

00:45:23.510 --> 00:45:26.480
‫خیلی متاسفم، ولی باید باز فردا برم

00:45:26.510 --> 00:45:29.160
‫قبل از اینکه از خواب بیدار بشی میرم

00:45:29.190 --> 00:45:34.510
‫خیلی‌خب. ولی، چیز مهمیه؟

00:45:36.510 --> 00:45:39.510
‫ممکنه درگیری‌ای پیش بیاد

00:46:08.510 --> 00:46:10.510
‫همه‌چی آماده‌ست

00:46:11.710 --> 00:46:15.550
‫حالا باید بری بفهمی
‫هندرسون چیا می‌دونه

00:46:18.030 --> 00:46:19.510
‫مالت جای خوبی برای مُردن نیست

00:46:21.510 --> 00:46:23.510
‫احمق‌بازی در نیار

00:46:26.510 --> 00:46:29.190
‫ملاقات امروز صبح توی کلیسا رو تاییدش کن

00:46:30.510 --> 00:46:31.870
‫حالا

00:46:33.480 --> 00:46:37.480
« Fx مترجم : ابوالفضل »

00:46:37.510 --> 00:46:42.480
«بکس مووی– مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور» [Baxmovie.com]

00:46:42.510 --> 00:46:52.480
«بکس مووی– مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور» [Baxmovie.com]