﻿WEBVTT

STYLE
::cue { direction: rtl; unicode-bidi: plaintext; }

00:00:02.469 --> 00:00:12.469
« بکس مووی– مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور » [Baxmovie.com]

00:00:17.499 --> 00:00:20.043
‫- اول شدن
‫- می‌دونستم. ولی ببین کی دوم شده!

00:00:20.126 --> 00:00:22.170
‫چه عجیب. فکر نمی‌کردم
‫تا این حد کاربلد باشه

00:00:23.004 --> 00:00:24.297
‫- صبحتون بخیر، استاد
‫- سلام

00:00:26.883 --> 00:00:31.221
‫« نتایج رقابت برنامه‌نویسی دانشگاه یان‌سو »

00:00:35.600 --> 00:00:37.602
‫« کیم سه‌یون - لی کانگ »

00:00:38.311 --> 00:00:39.562
‫مقام دوم

00:00:43.858 --> 00:00:45.360
‫بدک نیست، نه؟

00:00:45.443 --> 00:00:48.279
‫- قصد جونم رو کردی؟
‫- خیال می‌کردم از دیدنم خوشحال می‌شید

00:00:50.031 --> 00:00:52.992
‫دوست داشتم خودم بیام و نتیجه رو بهتون بگم.
‫خدایی کارم حرف نداشت

00:00:56.079 --> 00:00:57.038
‫خب…

00:00:58.498 --> 00:00:59.457
‫تو که می‌تونستی اول بشی

00:00:59.541 --> 00:01:02.794
‫- چرا به مقام دوم راضی شدی؟
‫- براتون توضیح دادم وقتی فکرش به سرم زد

00:01:02.877 --> 00:01:04.796
‫جایگاهی که براش زحمت نکشیدم رو نمی‌خوام

00:01:05.838 --> 00:01:07.799
‫از طرفی، اگه اول می‌شدم،
‫خیلی تابلو بود

00:01:10.649 --> 00:01:11.901
‫دوباره دعوتم کردن خونه‌شون

00:01:12.479 --> 00:01:13.605
‫فردا شب شام

00:01:14.305 --> 00:01:15.890
‫مامان‌بابای سه‌یون توی پوستِ خودشون نمی‌گنجن

00:01:16.683 --> 00:01:17.684
‫می‌خوان سور بدن

00:01:20.061 --> 00:01:21.020
‫خوبه

00:01:21.854 --> 00:01:24.107
‫بهونه‌ی خوبیه برای اینکه
‫دوباره کلاس‌هامون رو شروع کنیم

00:01:25.400 --> 00:01:27.277
‫شنبه میری شام. پس، تا جمعه
‫پیش‌نویست رو بهم برسون

00:01:27.360 --> 00:01:28.319
‫حله

00:01:28.820 --> 00:01:31.406
‫آخر هفته می‌بینمتون

00:01:31.906 --> 00:01:32.865
‫یه لحظه

00:01:39.998 --> 00:01:42.000
‫یادت نره این قضیه باید بین خودمون بمونه

00:01:42.083 --> 00:01:43.793
‫احدی نباید از کاری که کردیم بو ببره

00:01:43.876 --> 00:01:44.877
‫چشم، استاد

00:01:44.902 --> 00:01:53.687
« بکس مووی– مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور » [Baxmovie.com]

00:01:53.711 --> 00:02:02.495
« ترجمه از نهـال »
.:: iredprincess ::.

00:02:02.520 --> 00:02:04.480
‫- استاد هو
‫- درود، احوال شما؟

00:02:06.024 --> 00:02:07.567
‫یه طرح کلی، به افکارتون ساختار و جهت میده

00:02:07.650 --> 00:02:10.278
‫تمام اندیشه‌های درخشان و آشفته‌ی مغزتون رو
‫یه جا متمرکز می‌کنه

00:02:10.361 --> 00:02:12.697
‫مثل اینه که بدون راهنما
‫بزنی به دل کوه اورست

00:02:15.033 --> 00:02:16.492
‫پس اول از همه، نقشه‌ی راهتون رو ترسیم کنید

00:02:16.576 --> 00:02:19.162
‫اگر از درِ ورودی بگذرم و برم داخل،

00:02:19.662 --> 00:02:22.498
‫اما با درِ کوچک‌تری روبه‌رو بشم،

00:02:22.582 --> 00:02:24.334
‫بالاخره ورود کردم

00:02:25.126 --> 00:02:26.878
‫یا که هنوز بیرون وایسادم؟

00:02:30.632 --> 00:02:31.924
‫ولی چرا کوچیک‌تر؟

00:02:33.259 --> 00:02:34.385
‫هوم

00:02:36.360 --> 00:02:47.040
‫در تلگرام: t.me/iredsub

00:02:47.065 --> 00:02:49.400
‫زدی تو خال

00:02:50.193 --> 00:02:52.487
‫خانمم از قدیم عاشق گل رز سفید بوده و هست

00:02:53.196 --> 00:02:54.238
‫واقعیتش، سه‌یون بهم گفت که

00:02:54.739 --> 00:02:56.449
‫این گل‌ها رو براتون بگیرم

00:02:58.326 --> 00:02:59.869
‫ولی خب، وسعم نرسید دسته‌گل بزرگ‌تری بخرم

00:03:01.788 --> 00:03:03.790
‫کدوم یکی از این غذاها رو
‫بیشتر از همه دوست داری؟

00:03:03.873 --> 00:03:06.876
‫خیلی تدارک دیدید.
‫به‌نظرم همه‌شون فوق‌العاده خوشمزه‌ان

00:03:06.959 --> 00:03:08.586
‫باز هم ممنون که دعوتم کردید

00:03:09.087 --> 00:03:12.340
‫خب، خوشحالم باب میلت بوده.
‫حسابی ما رو شرمنده‌ی محبت‌ها و زحمت‌هات کردی

00:03:12.423 --> 00:03:14.801
‫دوست داشتیم جوری جشن بگیریم که
‫با این بُرد شیرین هم‌خوانی داشته باشه

00:03:14.884 --> 00:03:16.260
‫برای آینده و انگیزه‌ی سه‌یون عالیه

00:03:16.344 --> 00:03:19.263
‫واقعاً بهش افتخار می‌کنیم.
‫هیچ‌وقت سه‌یون رو این‌قدر موفق ندیده بودیم

00:03:19.347 --> 00:03:22.558
‫ترکیب‌تون عالیه.
‫امیدوارم همین‌طور با هم ادامه بدید

00:03:24.435 --> 00:03:26.437
‫خواهر برادری داری که باهاش درس کار کنی؟

00:03:26.979 --> 00:03:27.814
‫چی؟

00:03:30.733 --> 00:03:31.984
‫نه، ندارم

00:03:32.694 --> 00:03:33.569
‫ولی ای‌کاش داشتم

00:03:33.653 --> 00:03:35.655
‫پس، تک‌فرزندی؟

00:03:35.738 --> 00:03:38.449
‫پدر یا مادرت مهندسن؟
‫خونه‌تون همینجاست توی شهر؟

00:03:41.703 --> 00:03:44.664
‫دلشوره‌ی پرنده‌ی مادر برای محافظت از جوجه‌ش

00:03:45.707 --> 00:03:48.543
‫درِ دومی که در قالب کنجکاوی ظاهر شده

00:03:48.626 --> 00:03:50.712
‫به دل نگیر. همیشه همین‌طوریه

00:03:51.462 --> 00:03:52.880
‫نیومده مصاحبه‌ی کاری که!

00:03:53.381 --> 00:03:55.425
‫خب، برام سؤال شد

00:03:55.508 --> 00:03:58.136
‫منظورم اینه که مطمئنم پدر و مادر خودت هم
‫الان مثل ما کلی بهت افتخار می‌کنن

00:03:58.636 --> 00:04:00.847
‫این‌جور وقت‌ها،
‫کانگ یه‌کم معذب و خجالتی می‌شه

00:04:00.930 --> 00:04:02.181
‫قصد بی‌ادبی نداشت

00:04:02.265 --> 00:04:03.474
‫معذرت می‌خوام

00:04:03.558 --> 00:04:07.395
‫زیادی ذوق‌زده شدم.
‫آخه دوست دارم رفقای پسرم رو بشناسم

00:04:07.895 --> 00:04:11.274
‫از قدیم‌الایام همین‌قدر کنجکاو و پیگیر بودم

00:04:11.357 --> 00:04:13.192
‫اگه غذاتون رو خوردید، برم دسر بیارم

00:04:13.276 --> 00:04:14.277
‫کیک خریدی؟

00:04:14.360 --> 00:04:15.903
‫می‌خوام جشن بگیریم

00:04:16.654 --> 00:04:18.197
‫مادرم ما رو ول کرد و رفت

00:04:21.951 --> 00:04:23.536
‫برای باز کردنِ اون در،

00:04:24.328 --> 00:04:26.372
‫به یه روزنه‌ی امید یا یه کلید احتیاج داشتم

00:04:26.873 --> 00:04:29.292
‫فقط هشت سالم بود که
‫بار و بندیلش رو بست و گذاشت رفت

00:04:32.666 --> 00:04:34.462
‫بعدش هم پدرم آسیب دید و دیگه نتونست کار کنه

00:04:34.487 --> 00:04:36.279
‫ بعدش هم کلاً عقلش رو از دست داد

00:04:37.545 --> 00:04:40.214
‫آلزایمر گرفت و
‫مجبور شدیم ببریمش خونه‌ی سالمندان

00:04:43.806 --> 00:04:44.724
‫پس…

00:04:46.517 --> 00:04:48.060
‫کی ازت مراقبت می‌کرد؟

00:04:48.561 --> 00:04:50.438
‫- بسه دیگه
‫- نه، آقا

00:04:52.023 --> 00:04:53.816
‫می‌خواید بدونید من خانواده‌ای دارم یا نه؟

00:04:55.610 --> 00:04:58.488
‫دقیقاً. اصلاً نمی‌تونم تصور کنم چقدر سخته که
‫آدم تو اون سن‌ و سال کم،

00:04:58.571 --> 00:05:00.490
‫این‌جوری بی‌کس‌ و کار بشه و
‫پدر و مادرش رو از دست بده

00:05:00.573 --> 00:05:02.366
‫کسی از فامیل نبود که تو رو
‫پیش خودش ببره و بزرگت کنه؟

00:05:03.493 --> 00:05:04.869
‫کاملاً برعکس

00:05:06.996 --> 00:05:08.122
‫خودم باید از

00:05:09.457 --> 00:05:10.500
‫خودم و پدرم مراقبت می‌کردم

00:05:13.795 --> 00:05:18.132
‫از دوم دبستان تا همین اواخر…
‫تا اینکه دیگه طاقتم طاق شد و کم آوردم

00:05:18.633 --> 00:05:20.218
‫عملاً من شده بودم بزرگ‌ترِ خانواده

00:05:21.260 --> 00:05:22.720
‫طعم سختی رو چشیدی

00:05:23.221 --> 00:05:24.180
‫با این حال،

00:05:25.056 --> 00:05:27.558
‫تونستی توی یه دانشگاه خیلی رقابتی قبول بشی

00:05:28.059 --> 00:05:30.186
‫قبولی توی دانشگاه یان‌سو
‫اصلاً کار راحتی نیست

00:05:30.269 --> 00:05:31.938
‫قبولی واسه‌ی کانگ عین آب خوردن بود

00:05:32.438 --> 00:05:34.649
‫بورسیه شده.
‫معدلش در این حد بالا بود

00:05:34.732 --> 00:05:36.359
‫باید بهترین می‌شدم؛

00:05:38.110 --> 00:05:40.112
‫چون تنها راه نجاتم درس و دانشگاه بود

00:05:41.572 --> 00:05:43.825
‫بابام که از کار افتاد،
از نظر مالی بدجور توی مضیقه بودیم

00:05:43.908 --> 00:05:48.371
‫واسه همین کلی کار پاره‌وقت انجام می‌دادم و
‫اوقات بیکاری‌ام رو هم بکوب درس می‌خوندم

00:05:50.122 --> 00:05:52.416
‫حقیقتاً هیچ رفیقی نداشتم

00:05:55.461 --> 00:05:57.004
‫تنهایِ ‌تنها بودم

00:05:58.673 --> 00:06:01.008
‫اما بالاخره چرخ روزگار چرخید و
‫انگار قرعه‌ی شانس به نام من افتاد

00:06:03.386 --> 00:06:05.555
‫یا اقلاً روزهای تیره و تارم
‫یه‌مقداری روشن شد

00:06:06.055 --> 00:06:09.809
‫حضور سه‌یون برام مثل آرامشِ
‫تماشای آسمونِ آبی توی یه روز آفتابیه

00:06:10.518 --> 00:06:13.479
‫درخشان و سبک‌بال با قلبی بزرگ و بی‌ریا

00:06:14.689 --> 00:06:16.983
‫بدجور مجذوبِ این‌همه خوبی و معرفتش شدم

00:06:17.567 --> 00:06:19.777
‫از خودم می‌پرسیدم:
‫«مگه می‌شه آدم این‌قدر صاف و بی‌ریا باشه؟»

00:06:20.278 --> 00:06:23.239
‫ولی به محض اینکه پا توی خونه‌ی شما گذاشتم…

00:06:25.449 --> 00:06:27.660
‫فهمیدم جواب سؤالم رو پیدا کردم

00:06:30.955 --> 00:06:32.498
‫همه‌چیز به‌خاطر محبتیه که بین شما جاریه

00:06:34.542 --> 00:06:36.419
‫اینکه شما نمونه‌ی یه خونواده‌ی بی‌نظیرید

00:06:37.295 --> 00:06:40.423
‫به‌نظرم این پروژه کلاً بهونه‌ای بود تا
‫ما با هم آشنا بشیم

00:06:41.757 --> 00:06:43.467
‫چون باید می‌فهمیدم

00:06:44.802 --> 00:06:46.470
‫هم کانون گرم خانواده چطوریه و…

00:06:49.015 --> 00:06:50.558
‫هم داشتنِ مادری که بهت اهمیت میده

00:06:51.309 --> 00:06:52.268
‫هوم

00:06:55.021 --> 00:06:57.648
‫ای بابا

00:06:58.357 --> 00:07:00.359
‫گمونم دیگه یه هیولا خلق کردی

00:07:00.443 --> 00:07:03.487
‫حالا دیگه خانمم بدتر از قبل سین‌جیمت می‌کنه

00:07:07.950 --> 00:07:11.203
‫کانگ، تو بی‌کس‌ و کار نیستی

00:07:11.287 --> 00:07:13.581
‫نه تا وقتی‌که با پسرم صمیمی باشید

00:07:14.582 --> 00:07:16.208
‫یعنی ما مثل کوه پشتتیم

00:07:16.709 --> 00:07:19.253
‫قدمت هم رو چشم ماست،
‫هر وقت دوست داشتی بیا اینجا

00:07:19.337 --> 00:07:22.089
‫خانواده‌ی ما رو مثل خانواده‌ی خودتون بدون

00:07:23.049 --> 00:07:25.468
‫دیگه توی قلب ما خونه کردی

00:07:29.347 --> 00:07:31.557
‫آن‌دم که از پشت در آگاه گشتم،

00:07:32.058 --> 00:07:34.769
‫پی بُردم کدام درگاه بود که
‫عمیقاً در آرزوی باز کردنش به سر می‌بردم

00:07:38.147 --> 00:07:39.732
‫درگاهِ قلب‌های پُرمهرشان

00:07:40.232 --> 00:07:44.153
‫همان دری که دیوارِ ستبرِ
‫میان درون و بیرونِ این حریم را فرو ریخت

00:07:47.698 --> 00:07:48.532
‫پی‌نوشت:

00:07:49.033 --> 00:07:51.285
‫تمام این‌ها را مدیون شما هستم، استاد هو

00:07:51.786 --> 00:07:53.412
‫اگر دستِ توانای شما
‫آن سؤالات را برایم مهیا نساخته بود،

00:07:53.496 --> 00:07:56.123
‫قصه‌ی من همان‌جا به پایان می‌رسید

00:07:57.249 --> 00:07:59.335
‫بابت همه‌چیز از شما سپاسگزارم

00:08:09.220 --> 00:08:10.054
‫اینجا دفتر کار منه

00:08:10.137 --> 00:08:12.598
‫تو این‌جا چه غلطی می‌کنی؟
‫داری یادداشت‌های دانشجوی من رو می‌خونی؟

00:08:14.141 --> 00:08:17.061
‫واقعاً از دیدنِ من شاکی شدی،

00:08:18.020 --> 00:08:19.730
‫یا ترست به‌خاطرِ حرفیه که
‫این بچه ته برگه‌ش نوشته؟

00:08:20.231 --> 00:08:21.524
‫چه نقشه‌ای تو سرته؟

00:08:22.942 --> 00:08:24.694
‫هیچ نقشه‌ای

00:08:25.736 --> 00:08:28.781
‫- منظورت چیه؟
‫- مشخصه داری دروغ می‌گی

00:08:29.281 --> 00:08:31.909
‫هر وقت دروغ می‌گی، بینی‌ات رو جمع می‌کنی

00:08:33.744 --> 00:08:35.621
‫کار دارم. می‌شه دست از سرم برداری؟

00:08:39.500 --> 00:08:42.420
‫- قضیه‌ی جور کردنِ سؤال‌ها چیه؟
‫- نه!

00:08:42.920 --> 00:08:45.256
‫- آخ، دردم اومد!
‫- بده من! مال منه!

00:08:47.133 --> 00:08:49.218
‫- عقلت رو از دست دادی!
‫- تو اصلاً در جایگاهی نیستی که این حرف رو بزنی!

00:08:49.301 --> 00:08:51.262
‫داری یه چیزی رو پنهان می‌کنی که
‫به‌نظر تبعاتِ سنگینی داره!

00:08:51.345 --> 00:08:52.555
‫گیر نده!

00:08:53.222 --> 00:08:54.849
‫اصلاً چرا برای تو مهمه؟

00:08:56.475 --> 00:08:58.269
‫چرا فکر می‌کنی برام بی‌اهمیته؟

00:08:59.395 --> 00:09:02.857
‫هیون‌سوک، وقتی بدون اجازه میای توی اتاقم و
‫توی کارم سرک می‌کشی،

00:09:02.940 --> 00:09:04.692
‫حس می‌کنم به حریم خصوصیم تعرض شده، می‌فهمی؟

00:09:05.651 --> 00:09:08.738
‫پس، تمومش کن…
‫این‌قدر پیگیرِ تک‌تکِ کارهای من نباش

00:09:08.821 --> 00:09:10.322
‫اگه لازم باشه چیزی رو بدونی، خودم بهت می‌گم

00:09:12.575 --> 00:09:14.535
‫دیگه هم حق نداری بیای توی دفتر خراب‌شده‌ام!

00:09:21.208 --> 00:09:22.793
‫آخه چرا این پسره‌ی خر این رو نوشته؟

00:09:22.877 --> 00:09:24.462
‫این الف‌بچه دهنش قرص نیست

00:09:39.351 --> 00:09:41.103
‫یا خدا!

00:09:44.857 --> 00:09:47.109
‫سکته کردم بابا

00:09:49.487 --> 00:09:51.113
‫عجب گوش‌گیرهای خفنی

00:09:51.781 --> 00:09:53.074
‫خواستم بهت هشدار بدم

00:09:54.830 --> 00:09:57.416
‫درباره‌ی چی؟ اینکه داری میای تو؟

00:10:04.752 --> 00:10:06.545
‫چی می‌خوای، مون‌او؟

00:10:13.302 --> 00:10:15.805
‫تعارف نکن، راحت باش

00:10:23.938 --> 00:10:25.106
‫من…

00:10:27.108 --> 00:10:28.984
‫تن به یه تصمیم غیراخلاقی دادم

00:10:31.529 --> 00:10:33.405
‫من سؤالاتِ اون مسابقه‌ی برنامه‌نویسی رو

00:10:33.948 --> 00:10:38.077
‫لی کانگ توش شرکت کرده بود و
‫نیاز داشت رتبه بیاره رو دزدیدم

00:10:39.078 --> 00:10:41.664
‫قبل از امتحان،
‫کپی سؤال‌ها رو بهش دادم

00:10:45.148 --> 00:10:46.649
‫جزئیاتش رو نپرس

00:10:48.003 --> 00:10:50.297
‫مجبور بودم کاری رو که لازمه انجام بدم

00:10:50.806 --> 00:10:53.016
‫داری اعتراف می‌کنی یا داری پز میدی؟
‫نمی‌تونم تشخیص بدم

00:10:53.551 --> 00:10:56.387
‫الان اعتراف کردی که
‫به یه دانشجو کمک کردی تا تقلب کنه؟

00:10:59.390 --> 00:11:01.517
‫به‌نظر دیگه مردی که
‫باهاش ازدواج کردم رو نمی‌شناسم

00:11:01.600 --> 00:11:03.310
‫تویی که همیشه از اخلاق دم می‌زنی

00:11:03.394 --> 00:11:05.104
‫درکت می‌کنم که گیج شدی

00:11:07.231 --> 00:11:09.108
‫خودم هم نمی‌تونم هضمش کنم

00:11:13.487 --> 00:11:14.738
‫اما کتمان نمی‌کنم…

00:11:19.243 --> 00:11:20.536
‫واقعاً هیجان‌انگیز بود

00:11:22.121 --> 00:11:23.122
‫چی؟

00:11:24.498 --> 00:11:26.750
‫قلبم مثل یه اسب وحشی توی سینه‌ام می‌تپید

00:11:28.043 --> 00:11:30.045
‫اخلاقیات رو به‌کُل زیر پا گذاشتم

00:11:32.464 --> 00:11:34.008
‫برای اولین بار

00:11:42.600 --> 00:11:43.517
‫چه حال غریبی!

00:11:45.269 --> 00:11:48.480
‫انگار از بندِ زندانی که
‫خودم ساخته بودم، رها شدم

00:11:57.740 --> 00:12:01.202
‫پس پیرمردِ لجباز و کله‌شقی مثل تو،
‫با یه کار خلافِ قاعده،

00:12:01.285 --> 00:12:03.579
‫یهو حس آزادی و رهایی بهش دست مید‌ه؟

00:12:04.121 --> 00:12:05.664
‫به‌نظرم این کلمه زیادی واسه توصیفش سنگینه

00:12:06.749 --> 00:12:08.459
‫به‌نظر خودم یه‌جور وجد و هیجان خالص بود

00:12:11.629 --> 00:12:12.463
‫حالا هر چی

00:12:13.255 --> 00:12:14.882
‫به‌نظرم هنوز اثرش نپریده

00:12:15.966 --> 00:12:17.468
‫رفتارت یه‌کم فرق کرده

00:12:18.427 --> 00:12:20.387
‫سرخود اومدی توی تختِ من

00:12:24.683 --> 00:12:25.601
‫اوه

00:12:29.313 --> 00:12:30.773
‫اگه دوست داری، بمون

00:12:35.861 --> 00:12:37.446
‫امشب می‌تونی همین‌جا بخوابی

00:12:37.947 --> 00:12:39.615
‫مثل گذشته‌ها

00:13:02.096 --> 00:13:03.430
‫یادم نمیاد…

00:13:06.183 --> 00:13:09.270
‫از کِی تصمیم گرفتیم
‫این‌طوری توی اتاقِ جداگونه بخوابیم

00:13:11.188 --> 00:13:12.815
‫از همون موقعی که
‫بی‌خیالِ درمان و بچه‌دارشدن شدیم

00:13:14.483 --> 00:13:15.567
‫بذار ببینم

00:13:16.610 --> 00:13:18.821
‫گمون کنم الان سیزده سالی می‌شه

00:13:22.199 --> 00:13:23.742
‫یعنی بیشتر از ده سال

00:13:25.286 --> 00:13:27.246
‫ولی بعضی‌وقت‌ها حس می‌کنم
‫انگار همین دیروز بود

00:14:37.024 --> 00:14:39.693
‫فکر کنم امروز اولین جلسه‌ی
‫کلاس لی کانگ باشه، نه؟

00:14:39.777 --> 00:14:41.695
‫یه‌کم غذا آماده کردم که
‫اگه گرسنه‌تون شد، بخورید

00:14:41.779 --> 00:14:43.447
‫دستت درد نکنه

00:14:43.530 --> 00:14:45.449
‫مگه قرار کاری نداشتی؟

00:14:47.451 --> 00:14:49.286
‫انداختم یه روز دیگه که
‫پیشتون بمونم

00:14:49.787 --> 00:14:51.455
‫تدریس‌کردنت رو دوست دارم

00:14:52.956 --> 00:14:55.459
‫قصد نداری که وسط کلاسِ ما بشینی؟

00:14:55.542 --> 00:14:57.586
‫- یعنی می‌گی وایسم؟
‫- اصلاً شوخی قشنگی نیست

00:14:57.669 --> 00:14:59.129
‫برو پی کارت

00:14:59.880 --> 00:15:01.423
‫به‌نظرم لپ‌هات گل انداخته

00:15:01.507 --> 00:15:03.926
‫چه بهت میاد

00:15:09.181 --> 00:15:10.849
‫شبیه پسرهای دبیرستانی شدی

00:15:10.933 --> 00:15:12.476
‫چشم‌هات رو از من می‌دزدی

00:15:12.559 --> 00:15:13.602
‫دست از سرم بردار

00:15:15.646 --> 00:15:17.773
‫واسه همین چیزها بود که
‫بهت دل بستم

00:15:18.649 --> 00:15:20.317
‫همین حجب و حیات جذاب‌ترت می‌کنه

00:15:20.401 --> 00:15:24.154
‫اصلاً هم این‌طور نیست. لطفاً برو.
‫هر لحظه ممکنه سر و کله‌ش پیدا بشه

00:15:24.238 --> 00:15:25.656
‫باید تمرکز کنم

00:15:27.366 --> 00:15:29.701
‫قبلش یه سؤال بپرسم

00:15:30.369 --> 00:15:32.538
‫از گذشته‌ی کانگ و اینکه چه‌جوری بزرگ شده و

00:15:33.163 --> 00:15:34.164
‫مامانش ترکش کرده باخبر بودی؟

00:15:35.040 --> 00:15:36.583
‫تا حالا درباره‌ش صحبت کرده بودید؟

00:15:36.667 --> 00:15:40.671
‫تحملِ این‌همه مصیبت توی همچین سنی،
‫واقعاً دردناکه

00:15:40.754 --> 00:15:42.256
‫من هم شوکه شدم

00:15:42.339 --> 00:15:45.008
‫ولی قاعده‌م اینه که
‫هیچ‌وقت بیش از حد به دانشجوها نزدیک نشم

00:15:45.509 --> 00:15:48.262
‫شما نویسنده‌ای.
‫چرا باید از آدم‌ها دوری کنی؟

00:15:50.597 --> 00:15:52.224
‫به‌نظرم باید تو این مورد تجدید نظر کنی

00:15:52.307 --> 00:15:55.936
‫نویسندگی یعنی همین لمسِ بی‌واسطه‌ی
‫دردهای بشر و تجربیات انسان‌ها

00:15:56.019 --> 00:15:58.397
‫با این فاصله‌گذاری و انزواطلبی،
‫محاله بتونی معلمِ خوبی براش باشی

00:15:59.189 --> 00:16:00.607
‫می‌شه لطفاً بری؟

00:16:03.485 --> 00:16:05.279
‫هر جایی غیر از این‌جا

00:16:38.020 --> 00:16:39.480
‫گل واسه چی خریدی؟

00:16:39.980 --> 00:16:41.899
‫حدس زدم همسرتون خونه باشن

00:16:41.982 --> 00:16:44.193
‫اگه کلاس رو دیرتر می‌ذاشتید،
‫احتمالاً ایشون می‌رفتن بیرون

00:16:44.693 --> 00:16:47.279
‫بی‌ادبی بود دست‌خالی بیام

00:16:47.779 --> 00:16:51.492
‫امیدوارم خوششون بیاد.
‫وسعم نرسید دسته‌گلِ بزرگ‌تری بگیرم

00:16:53.535 --> 00:16:54.870
‫زور نزن، مارمولک‌خان

00:16:55.829 --> 00:16:57.581
‫دقیقاً همون بهونه‌ایه که واسه خریدن

00:16:57.664 --> 00:16:59.917
‫اون سه تا رز سفید جلوی مامان سه‌یون گفتی

00:17:00.417 --> 00:17:01.710
‫آره

00:17:03.212 --> 00:17:04.755
‫خنگ‌بازی درآوردم

00:17:05.756 --> 00:17:08.258
‫ولی اصلاً دروغ نگفتم.
‫لعنتی‌ها خیلی گرونن

00:17:10.219 --> 00:17:11.261
‫اون که آره

00:17:12.930 --> 00:17:14.473
‫حالا از این حرف‌ها که بگذریم…

00:17:16.183 --> 00:17:19.603
‫واسه اینکه این کلاس ثمره‌ای داشته باشه،
‫باید با هم صادق باشیم

00:17:20.103 --> 00:17:21.396
‫پس مجبورم این سؤال رو بپرسم

00:17:21.480 --> 00:17:23.941
‫چیزهایی که درباره‌ی پدر و مادرت نوشتی
‫واقعیت داره؟

00:17:28.070 --> 00:17:31.657
‫پس شما نمی‌خواید بدونید چیزی که
‫راوی گفته راسته یا دروغ،

00:17:31.740 --> 00:17:33.951
‫بلکه براتون سؤاله که
‫آیا این نوشته شرح‌حالِ خودمه یا نه

00:17:35.160 --> 00:17:36.203
‫هر دوش خوبه

00:17:37.412 --> 00:17:38.622
‫فقط کنجکاو شدم

00:17:39.122 --> 00:17:42.626
‫به‌نظرم ترکیبی از هر دوتاشه

00:17:43.126 --> 00:17:46.588
‫راست و دروغِ زندگی‌ام
‫یه‌جورایی با این شخصیت عجین شده

00:17:47.339 --> 00:17:49.466
‫یعنی شخصیتِ اصلیِ رمانِ شما،

00:17:49.550 --> 00:17:51.176
‫حتی یه‌کم هم از جنسِ خودتون نیست؟

00:17:52.427 --> 00:17:54.429
‫- رمانِ من؟
‫- بله

00:17:55.055 --> 00:17:56.265
‫تازه خریدمش

00:17:59.893 --> 00:18:00.769
‫هوم

00:18:06.316 --> 00:18:07.192
‫« دوازده زن »

00:18:07.734 --> 00:18:10.404
‫شانس آوردم و
‫توی قفسه‌ی دست‌دوم‌فروشی‌ها پیداش کردم

00:18:11.530 --> 00:18:13.574
‫هنوز کامل نخوندمش،

00:18:14.408 --> 00:18:18.829
‫ولی به‌نظر می‌رسه طرح کلیِ داستان
‫درباره‌ی راوی و دوازده معشوقه‌ی مختلفشه

00:18:19.329 --> 00:18:20.831
‫متاسفانه داریم از بحث اصلیمون منحرف می‌شیم

00:18:23.584 --> 00:18:24.710
‫در ضمن،

00:18:26.503 --> 00:18:28.422
‫تو هنوز برای درکِ
‫درون‌مایه‌ی این اثر زیادی خامی

00:18:30.382 --> 00:18:33.343
‫اصلاً شک دارم کسی بتونه
‫مفهومِ واقعی‌ش رو بفهمه

00:18:33.427 --> 00:18:34.886
‫واقعاً؟

00:18:35.387 --> 00:18:37.639
‫من هرچند مجبورم کلی روش فکر کنم،
‫ولی کاملاً می‌فهممش

00:18:39.266 --> 00:18:40.809
‫هوم…

00:18:40.892 --> 00:18:43.228
‫نوشته تخیلیه، منتها انگار

00:18:43.729 --> 00:18:45.564
‫تجربه‌ی شخصیِ خودتون رو روایت می‌کنه

00:18:45.647 --> 00:18:46.857
‫واسه همین برام سؤاله…

00:18:49.276 --> 00:18:51.069
‫سرگذشتِ خودتونه؟

00:19:03.165 --> 00:19:04.333
‫بگی‌نگی

00:19:06.126 --> 00:19:08.295
‫دقیقاً همون‌جوریه که گفتی

00:19:12.591 --> 00:19:15.302
‫راست و دروغِ من هم
‫با تار و پود این راوی عجین شده

00:19:16.845 --> 00:19:18.347
‫آمیزه‌ای از جفتشونه

00:19:20.849 --> 00:19:22.643
‫اون دوازده معشوقه

00:19:23.435 --> 00:19:25.854
‫فقط و فقط زاییده‌ی تخیلِ من بودن

00:19:33.195 --> 00:19:35.238
‫توی دنیای واقعی،
‫همه‌ی عمرم رو فقط عاشقِ یک نفر بودم

00:19:37.449 --> 00:19:38.283
‫چی؟

00:19:39.534 --> 00:19:41.536
‫- ببخشید، متوجه نشدم چی فرمودید
‫- بگذریم

00:19:43.205 --> 00:19:45.457
‫دیگه بسه هر چی راجع‌به اون رمان حرف زدیم

00:19:46.208 --> 00:19:48.043
‫کُلی کار داریم. بذارش کنار

00:19:48.126 --> 00:19:50.587
‫متوجه فرمایش قبلی‌تون نشدم

00:19:50.671 --> 00:19:51.588
‫گفتم بذارش کنار

00:19:57.636 --> 00:20:01.640
‫می‌شه قبل از اینکه شروع کنیم،
‫یه موضوعی رو خدمتتون بگم؟

00:20:03.308 --> 00:20:04.476
‫دارم اسباب‌کشی می‌کنم

00:20:05.644 --> 00:20:07.604
‫می‌خوام برم پیش سه‌یون و مامان‌باباش

00:20:08.522 --> 00:20:09.940
‫قراره اونجا زندگی کنم

00:20:11.692 --> 00:20:12.651
‫توی خونه‌شون؟

00:20:13.151 --> 00:20:15.278
‫- مراقب باش. نمی‌تونی جلوم رو بگیری
‫- گول حرکاتش رو نخور!

00:20:18.407 --> 00:20:20.283
‫ایول!

00:20:20.367 --> 00:20:21.868
‫همه‌چیز کاملاً بی‌هوا و صمیمانه شکل گرفت؛

00:20:21.952 --> 00:20:23.211
‫بعد از بازیِ بسکتبال در پارک،

00:20:23.235 --> 00:20:24.788
‫در حالی‌که مشغولِ خوردنِ همبرگر بودیم

00:20:24.871 --> 00:20:27.874
‫- با شما؟
‫- آره، خونه‌ی ما

00:20:28.709 --> 00:20:31.545
‫تا جایی که من متوجه شدم،
‫یه اتاقِ نُقلی و تخمی اجاره کردی

00:20:32.045 --> 00:20:34.089
‫ناراحت می‌شم وقتی می‌بینم
‫مجبوری تو اون شرایط سر کنی

00:20:36.883 --> 00:20:39.970
‫ببخشید. من گفتم اون‌جا داغونه، نه که تخمیه

00:20:40.053 --> 00:20:43.682
‫درسته. ولی خلاصه‌ی کلام اینه
‫که می‌خوایم بیای پیشِ ما، خب؟

00:20:43.765 --> 00:20:44.850
‫بیا پیش ما

00:20:44.933 --> 00:20:48.061
‫خواهرش خوابگاهه؛
‫می‌تونی بیای و جاش رو بگیری

00:20:48.562 --> 00:20:51.398
‫من و مامانش هم هم‌عقیده‌ایم.
‫همه‌مون موافقیم

00:20:51.481 --> 00:20:52.399
‫اوهوم

00:20:53.817 --> 00:20:56.903
‫کانگ… اگه واسه تصمیم‌گیری مرددی،

00:20:56.987 --> 00:20:59.531
‫بدون که ما دوست داریم محبت رو جبران کنیم

00:21:00.657 --> 00:21:03.034
‫داشته‌هامون رو با بقیه قسمت می‌کنیم

00:21:03.910 --> 00:21:04.828
‫فقط بگو قبوله

00:21:05.787 --> 00:21:07.497
‫نه نیار دیگه، داداش!

00:21:07.581 --> 00:21:10.041
‫این‌طوری کلِ روز رو با هم بازی می‌کنیم

00:21:14.421 --> 00:21:15.630
‫خیلی بهت لطف دارن

00:21:17.132 --> 00:21:19.259
‫- واقعاً دست‌ودل‌بازی به خرج دادن
‫- اصلاً نمی‌تونستم دستِ رد به سینه‌شون بزنم

00:21:19.342 --> 00:21:21.553
‫با اجاره ندادن، کُلی پول پس‌انداز می‌کنم…

00:21:22.679 --> 00:21:24.890
‫تازه، واسه جلو رفتنِ رمانم هم معرکه‌ست

00:21:24.973 --> 00:21:27.267
‫کلی ماجرای جدید واسه نوشتن گیرم میاد

00:21:27.350 --> 00:21:28.185
‫هوم

00:21:28.685 --> 00:21:31.688
‫نمی‌دونم.
‫روابطِ خانوادگی می‌تونه خیلی پیچیده باشه

00:21:32.189 --> 00:21:34.441
‫هیچ‌وقت نمی‌تونی بفهمی
‫پشتِ درهای بسته چه خبره

00:21:34.524 --> 00:21:35.984
‫اصلاً جای نگرانی نیست به‌نظرم

00:21:36.067 --> 00:21:38.612
‫از همون اول بابای سه‌یون
‫خیلی مردِ گلی به‌نظر میومد

00:21:39.738 --> 00:21:41.740
‫مخصوصاً وقتی فهمیدم خانمش رو هم راضی کرده

00:21:42.240 --> 00:21:45.744
‫گویا یه‌کم سرش جروبحث داشتند و
‫باباهه حرفش رو به کرسی نشونده

00:21:46.140 --> 00:21:47.163
‫باباش قهرمانِ زندگیشه

00:21:47.187 --> 00:21:49.793
‫سه‌یون خیلی به باباش احترام می‌ذاره و
‫به‌نظرش اون خفن‌ترین آدمِ دنیاست

00:21:50.749 --> 00:21:52.844
‫هم ثروتمنده و هم حسابی تو کارش موفقه

00:21:52.868 --> 00:21:55.462
‫ولی در عین حال به‌شدت بافکر و امروزیه

00:21:56.421 --> 00:21:59.633
‫آقای کیم نمونه‌ی بارزِ یه مردِ کامله

00:22:01.014 --> 00:22:03.016
‫این اولین باره یه آدم‌بزرگ می‌بینم که

00:22:05.391 --> 00:22:07.031
‫به‌نظرم باید ازش الگوبرداری کنم

00:22:13.188 --> 00:22:16.149
‫همین نشون میده که چقدر راه داری تا
‫بتونی یه نویسنده‌ی تراز اول بشی

00:22:16.233 --> 00:22:17.567
‫چی؟

00:22:17.651 --> 00:22:20.946
‫کارِ نویسنده شکافتنِ لایه‌هاست و

00:22:21.029 --> 00:22:22.906
‫باید چشمش رو به روی ظاهرِ پوشالیِ بقیه ببنده

00:22:23.406 --> 00:22:26.451
‫تو فکر می‌کنی بابای دوستت فوق‌العاده‌ست،
‫فقط چون مهربون و موفقه و

00:22:26.535 --> 00:22:28.620
‫بلده توی زمینِ بسکتبال
یه جامپ‌شاتِ تر و تمیز بزنه

00:22:32.676 --> 00:22:34.072
‫طبیعیه خب

00:22:34.096 --> 00:22:37.124
‫الان عقلت به چشمته. می‌فهمم

00:22:37.148 --> 00:22:38.357
‫جوونی و خام

00:22:41.461 --> 00:22:43.254
‫فقط داری نمای ظاهری رو می‌بینی

00:22:44.761 --> 00:22:46.137
‫تو هنوز حتی لایه‌ی بیرونیِ

00:22:46.221 --> 00:22:49.766
‫این پدرِ اسطوره‌ای و
‫خانواده‌ی غریبه‌ش رو نشکافتی

00:22:50.267 --> 00:22:53.687
‫یه خانواده‌ی مرفه و متوسطِ رو به بالا که
‫صرفاً می‌خوان ثواب کنن

00:22:53.770 --> 00:22:56.064
‫اما این‌ها چه فرقی با بقیه دارن؟

00:22:56.147 --> 00:22:58.024
‫این همون زندگیِ کسل‌کننده‌ی حومه‌ی شهره

00:22:58.692 --> 00:23:00.277
‫تو باید این بت‌ها رو بشکنی،

00:23:00.777 --> 00:23:02.988
‫چون الان اونا رو بردی بالای ابرها

00:23:03.454 --> 00:23:05.581
‫داری تصویری از اونا می‌سازی که
‫خودت دوست داری ببینی

00:23:09.244 --> 00:23:10.948
‫توی شخصیت‌پردازی،

00:23:10.972 --> 00:23:13.123
‫تو فقط یه آدم خیالی نمی‌سازی

00:23:13.148 --> 00:23:16.318
‫باید روابطی رو خلق کنی که
‫روی رفتار اون‌ها تأثیر بذاره

00:23:16.877 --> 00:23:19.921
‫طرز برخوردشون با اطرافیان،
‫عیارِ واقعیِ اونا رو نشون میده

00:23:22.007 --> 00:23:24.509
‫پیشنهاد می‌کنم اول از همه،
‫رفتارِ پدره رو زیر ذره‌بین بذاری

00:23:27.012 --> 00:23:28.221
‫تکلیفِ این جلسه‌ت همینه

00:23:30.473 --> 00:23:33.852
‫پس، باید چهارچشمی حواست به این پدر باشه و
‫ببینی با بقیه چه‌جوری برخورد می‌کنه

00:23:33.935 --> 00:23:36.363
‫ببینی چطوری با تک‌تک اعضای خانواده
‫برخورد می‌کنه و

00:23:36.596 --> 00:23:38.361
‫تمام مشاهداتت رو یادداشت کنی

00:23:39.024 --> 00:23:40.066
‫چشم

00:23:40.650 --> 00:23:41.484
‫هوم

00:23:45.087 --> 00:23:46.149
‫غذات رو بخور

00:23:48.818 --> 00:23:52.203
‫ممکنه به‌خاطر این باشه که
‫به این آقای کیم غبطه می‌خوری؟

00:23:52.704 --> 00:23:54.664
‫به کی؟

00:23:55.832 --> 00:23:56.708
‫به باباهه

00:23:57.208 --> 00:24:00.879
‫مگه کانگ نگفت آقای کیم
‫نمونه‌ی بارزِ یه مردِ کامله؟

00:24:01.671 --> 00:24:04.174
‫اولین کسی که دلش می‌خواد شبیه‌ش بشه؟

00:24:04.716 --> 00:24:06.426
‫«الگوبرداری» کلمه‌ی سنگینیه

00:24:07.010 --> 00:24:08.511
‫بهش غبطه نمی‌خوری؟

00:24:09.054 --> 00:24:09.930
‫معلومه که نه

00:24:10.430 --> 00:24:14.017
‫اگه یکی از دانشجوهام واسه خودش الگو پیدا کنه،
‫خوشحال می‌شم. آخه چرا باید حسادت کنم؟

00:24:14.684 --> 00:24:17.395
‫غبطه خوردن با حسودی فرق داره.
‫ولی در هر صورت، نصیحتت دستت رو رو کرد

00:24:17.479 --> 00:24:20.565
‫صبر کن ببینم.
‫فالگوش وایساده بودی؟

00:24:20.649 --> 00:24:22.734
‫فالگوش که نه. صداتون بلند بود

00:24:23.234 --> 00:24:25.278
‫یه‌کم جسته گریخته شنیدم، همین

00:24:28.448 --> 00:24:31.242
‫هیون‌سوک، من دارم یه نویسنده تربیت می‌کنم و

00:24:31.326 --> 00:24:33.703
‫دادنِ مشاوره‌ی صادقانه جزئی از کارمه

00:24:33.787 --> 00:24:35.789
‫باید بتونه لایه‌های پنهان رو رصد کنه

00:24:36.456 --> 00:24:37.666
‫می‌فهمم

00:24:38.166 --> 00:24:41.002
‫به‌نظرت اون خیلی ساده‌لوحه که
‫لطف و محبتِ اونا رو بی‌ریا می‌دونه و

00:24:41.086 --> 00:24:42.837
‫فکر می‌کنه
‫اونا بی‌عیب‌ونقص‌ترین آدم‌های دنیان

00:24:44.798 --> 00:24:46.466
‫ببین، کلیدِ مربی‌گری اینه که

00:24:46.967 --> 00:24:50.428
‫براش چراغ راهی باشی که
‫در آینده بتونه مسیرش رو با تو پیدا کنه

00:24:51.805 --> 00:24:54.808
‫راستش، فکر می‌کردم
‫کانگ چموش‌تر و لجبازتر باشه

00:24:54.891 --> 00:24:56.810
‫هیچ‌وقت نگفته بودی انقدر پسرِ گل و شیرینیه

00:25:00.897 --> 00:25:03.191
‫می‌دونی، اصلاً نمی‌تونم حدس بزنم قضیه چیه

00:25:05.193 --> 00:25:06.861
‫ولی قیافه‌ش بدجور برام آشناست

00:25:08.780 --> 00:25:10.073
‫سلام. برای کلاسِ نویسندگی اومدم

00:25:11.825 --> 00:25:14.077
‫وای عزیزم. گل آوردی

00:25:14.786 --> 00:25:16.746
‫بفرما تو. منتظرته

00:25:23.128 --> 00:25:25.046
‫یه سؤال…

00:25:32.846 --> 00:25:36.516
‫از کانگ پرسیدی چیزهایی که درباره‌ی
‫خانواده‌ش نوشته راست بوده یا نه؟

00:25:36.599 --> 00:25:38.268
‫یعنی واقعاً اون‌همه مصیبت رو از سر گذرونده؟

00:25:39.144 --> 00:25:40.937
‫نه، نپرسیدم.
‫تو چرا این‌قدر پیگیرِ این ماجرایی؟

00:25:41.021 --> 00:25:42.939
‫می‌خوای روان‌کاویش کنی؟

00:25:43.023 --> 00:25:44.482
‫یعنی برای تو مهم نیست؟

00:25:45.150 --> 00:25:47.068
‫مدام برام سؤاله که نکنه واقعیت داره

00:25:47.902 --> 00:25:48.737
‫یا حتی بدتر از این‌ها

00:25:49.404 --> 00:25:53.074
‫اصلاً بعید نیست بچگی‌اش
‫به‌مراتب سخت‌تر و دردناک‌تر بوده باشه

00:25:53.158 --> 00:25:54.576
‫اون از جواب دادن طفره میره

00:25:55.076 --> 00:25:58.204
‫اگه دلش می‌خواد فراموش کنه،
‫بذار فراموش کنه

00:25:58.288 --> 00:26:01.458
‫به‌نظرت عاقلانه‌ست که اونا اجازه دادن
‫بره توی خونه‌شون زندگی کنه؟

00:26:04.127 --> 00:26:06.671
‫تروماهای بچگی می‌تونه مین‌های خفته‌ای رو
‫توی مغز بکاره که منتظرِ یه جرقه واسه انفجارن

00:26:07.464 --> 00:26:10.050
‫منظورت از مین‌های خفته چیه؟

00:26:11.176 --> 00:26:14.179
‫رد زخم‌های گذشته‌مون
‫دست از سرمون برنمی‌داره

00:26:15.013 --> 00:26:17.599
‫چیزی که ما رو سرپا نگه می‌داره،
‫داشتنِ تکیه‌گاه و

00:26:17.682 --> 00:26:20.935
‫عشقِ آدم‌هاییه که بهشون اعتماد داریم

00:26:21.436 --> 00:26:25.356
‫اخلاقیاتِ ما شدیداً تحت‌تاثیرِ
‫این روابط شکل می‌گیره

00:26:25.899 --> 00:26:29.861
‫اگه چیزهایی که کانگ نوشته راست باشه،
‫از هیچ حمایتی برخوردار نبوده

00:26:31.071 --> 00:26:32.447
‫دوست‌های زیادی هم نداشته

00:26:33.948 --> 00:26:37.118
‫تنهای ‌تنها بزرگ شده.
‫این انزوا بدجور روی روحش اثر می‌ذاره

00:26:37.702 --> 00:26:41.956
‫یه جرقه کافیه تا کینه‌ یا
‫تمایلاتِ خطرناکش رو بیدار کنه

00:26:46.211 --> 00:26:47.712
‫تمایلات خطرناک؟

00:26:48.463 --> 00:26:49.339
‫اوهوم

00:26:50.924 --> 00:26:52.884
‫چیکار می‌کنی؟

00:26:52.967 --> 00:26:55.428
‫عه، سلام، استاد.
‫داشتم بازی می‌کردم

00:26:56.012 --> 00:26:58.098
‫این بازیِ جدیدیه که خودم ساختمش.
‫می‌خواید نشونتون بدم؟

00:27:00.642 --> 00:27:03.937
‫این‌جا رو فشار می‌دید تا برید جلو و
‫روی این دو بار کلیک می‌کنید تا بکُشید

00:28:02.287 --> 00:28:03.454
‫چکشِ وامونده…

00:28:17.594 --> 00:28:18.678
‫سلام. چطوری؟

00:28:18.761 --> 00:28:20.263
‫منم، لی کانگ

00:28:33.026 --> 00:28:33.985
‫شرمنده، رفیق

00:28:34.652 --> 00:28:36.029
‫این‌همه وسیله رو تنهایی تا این‌جا آوردی؟

00:28:36.112 --> 00:28:37.614
‫بده من بیارمش

00:28:37.697 --> 00:28:40.074
‫مردم هنگام سفر، دل‌تنگ خانه‌ی خود می‌شوند

00:28:46.372 --> 00:28:48.917
‫این بدان دلیل است که…

00:28:49.000 --> 00:28:51.294
‫خانه‌ای دارند تا بدان بازگردند

00:28:58.718 --> 00:29:00.386
‫همه‌ی وسایلش این‌جاست

00:29:00.470 --> 00:29:01.804
‫چیزهایی که می‌خواست رو با خودش بُرد

00:29:02.305 --> 00:29:04.807
‫تو هم هر کاری دلت می‌خواد می‌تونی
‫با بقیه‌ش بکنی. خودش این‌طوری گفت

00:29:04.891 --> 00:29:07.227
‫پس راحت باش

00:29:08.478 --> 00:29:09.312
‫از این به بعد این اتاق مال توئه

00:29:17.779 --> 00:29:20.740
‫مطمئنی این اتاق رو می‌خوای؟
‫بدجور تاریک و پر از خاک‌وخُله

00:29:21.658 --> 00:29:22.784
‫عالیه

00:29:24.869 --> 00:29:27.288
‫فکر کنم بهونه‌ی خوبی می‌شه تا
‫بالاخره این آشغال‌ها رو بریزیم دور

00:29:27.789 --> 00:29:30.833
‫به‌ویژه اگر آشیانه‌ای اختصاصی،
‫منتظرِ شنیدنِ صدای قدم‌هایشان باشد

00:29:31.417 --> 00:29:33.962
‫اون اتاق خیلی دلبازه و نورگیره

00:29:34.045 --> 00:29:35.380
‫از پیشنهادتون ممنونم

00:29:35.463 --> 00:29:38.049
‫منتها دلم نمیاد
‫پوسترهای جانگ‌هو رو بکَنم

00:29:38.132 --> 00:29:39.509
‫هر جور خودت صلاح می‌دونی

00:29:39.592 --> 00:29:41.928
‫واقعاً مهربونی که اتاقش رو خالی گذاشتی
‫هر وقت برگشت جاش محفوظ بمونه

00:29:42.011 --> 00:29:44.430
‫با اینکه حتی یک بار هم
‫جانگ‌هو رو از نزدیک ندیدی

00:29:44.931 --> 00:29:46.349
‫می‌دونم واسه شما حکمِ انباری رو داره،

00:29:46.432 --> 00:29:49.018
‫ولی اتاقی که انتخاب کردم
‫واسه من مثل یه قصره

00:29:49.102 --> 00:29:50.895
‫پس با این اوصاف، به پادشاهیِ ما خوش اومدی!

00:29:52.188 --> 00:29:55.191
‫لی کانگ، ما خیلی خوشحالیم که
‫پسرمون تو رو به این‌جا آورده

00:29:55.275 --> 00:29:57.944
‫- به خونه‌مون خوش اومدی
‫- آره!

00:30:01.155 --> 00:30:03.241
‫چه حلال‌زاده! جانگ‌هو زنگ زده

00:30:03.324 --> 00:30:04.659
‫- هوم؟
‫- جدی؟

00:30:06.661 --> 00:30:08.830
‫سلام، خیالت راحت.
‫به اتاقت دست نزدیم

00:30:08.913 --> 00:30:12.417
‫شرمنده، اسکل‌خان.
‫اصلاً بابت این زنگ نزدم

00:30:12.917 --> 00:30:15.670
‫من الان این‌جایی که هستم زندگی می‌کنم.
‫عاشقشم و حتی یه‌کم هم دلم براتون تنگ نشده

00:30:15.753 --> 00:30:17.171
‫- ولی ما دلمون برات تنگ شده
‫- اوهوم

00:30:17.255 --> 00:30:20.591
‫بابا یه چشمش آهه یه چشمش خون؛
‫بیشتر بهمون زنگ بزن

00:30:20.675 --> 00:30:23.344
‫راست می‌گه، وگرنه از ارث محرومت می‌کنم

00:30:23.428 --> 00:30:25.263
‫بذار کانگ رو بهت معرفی کنم

00:30:25.888 --> 00:30:27.515
‫- هم‌اتاقی جدیدته؟
‫- سلام، جانگ‌هو

00:30:27.598 --> 00:30:29.100
‫آخی!

00:30:29.183 --> 00:30:33.754
‫سلام، کانگ. خیلی درباره‌ت شنیدم.
‫سه‌یون مدام داره درباره‌ی تو وراجی می‌کنه

00:30:34.522 --> 00:30:36.274
‫- خوشبختم
‫- همچنین

00:30:37.108 --> 00:30:39.485
‫- ویتامین‌هات رو می‌خوری دیگه، نه؟
‫- دوستت دارم

00:30:39.569 --> 00:30:42.030
‫حضورِ عزیزانی که
‫برای پذیرایی از تو ثانیه‌شماری کنند…

00:30:42.113 --> 00:30:43.072
‫…یه‌کم سرخ شده

00:30:43.156 --> 00:30:44.907
‫- واسه دوریِ من گریه می‌کنی؟
‫- نخیر

00:30:44.991 --> 00:30:47.910
‫…نعمتی‌ست بس بزرگ‌تر از خودِ سفر

00:30:48.411 --> 00:30:49.329
‫آیا این بدان معناست که…

00:30:50.747 --> 00:30:54.667
‫من هم سرانجام خانه‌ای یافته‌ام که
‫می‌توانم طعمِ دلتنگی را بچشم؟

00:31:12.810 --> 00:31:14.979
‫به چی زل زدی؟
‫بدجور رو اعصابی

00:31:15.563 --> 00:31:17.690
‫به‌خاطرِ جنابعالی،
‫کارِ من هم دو برابر شده

00:31:25.573 --> 00:31:28.576
یکی هست که از خداشه من برم و
پشت‌سرم رو هم نگاه نکنم

00:31:32.747 --> 00:31:35.416
‫خبر دارم قبلاً توی یه طویله‌ زندگی می‌کردی،

00:31:36.376 --> 00:31:37.752
‫همون‌جایی که برازنده‌ته

00:31:46.886 --> 00:31:50.348
‫خدمتکار خانه، سان مین‌هوئی؛
‫زنی در آستانه‌ی سی‌سالگیِ خویش که

00:31:50.431 --> 00:31:52.350
‫هفته‌ای سه مرتبه برای نظافت می‌آید

00:32:00.775 --> 00:32:02.610
‫- ای وایِ من! آخ!
‫- اشکال نداره

00:32:02.693 --> 00:32:04.362
‫خیلی معذرت می‌خوام

00:32:04.445 --> 00:32:06.656
‫بیا اینا رو بگیر.
‫آبمیوه‌ست، نوچ می‌شه

00:32:06.739 --> 00:32:07.740
‫ممنون. فکر خوبیه

00:32:13.121 --> 00:32:17.125
‫مین‌هوئی تنها کسی است که
‫از ورودِ من به این خانه بیزار است

00:32:17.959 --> 00:32:21.796
‫چند بار باید بهت بگم که
‫ته‌سیگارهات رو این‌جا نریزی؟

00:32:22.713 --> 00:32:24.048
‫این مالِ من نیست

00:32:24.674 --> 00:32:27.093
‫کارِ همون مستاجرِ جدیدتونه.
‫اون انداختش اون‌جا

00:32:27.677 --> 00:32:28.511
‫خودم دیدم

00:32:29.011 --> 00:32:30.179
‫مالِ من نیست

00:32:30.263 --> 00:32:32.098
‫فکر کردی من خرم؟

00:32:32.181 --> 00:32:33.891
‫محاله این مالِ کانگ باشه

00:32:33.975 --> 00:32:34.809
‫نگاه کن

00:32:34.892 --> 00:32:36.811
‫این‌جاش رژِ لبی شده

00:32:37.603 --> 00:32:39.730
‫گذشته از اینکه بچه‌های ما اصلاً سیگاری نیستن

00:32:40.231 --> 00:32:43.401
‫سیگار کشیدن واسه سلامتی ضرر داره،
‫ولی من نمی‌تونم جلوی سیگار کشیدنِ بقیه رو بگیرم

00:32:43.484 --> 00:32:44.444
‫انتخابِ خودشونه

00:32:45.236 --> 00:32:47.655
‫ولی من قبلاً اتمام‌حجت کردم که
‫این‌جا سیگار کشیدن ممنوعه

00:32:48.156 --> 00:32:49.699
‫واسه گل‌ها ضرر داره!

00:32:51.033 --> 00:32:52.577
‫دفعه‌ی دیگه ببینم، اخراجت می‌کنم!

00:33:01.169 --> 00:33:02.086
‫چی؟

00:33:02.170 --> 00:33:04.255
‫واسه گل‌ها ضرر داره؟

00:33:44.545 --> 00:33:48.174
‫پس، چرا باهاش مدارا می‌کنی، عزیزم؟
‫اخراجش کن بره دیگه

00:33:48.716 --> 00:33:51.344
‫مگه اینکه بیش از حد ترسو باشی و
‫بخوای من برات بندازمش بیرون

00:33:51.427 --> 00:33:52.887
‫قضیه این نیست

00:33:53.846 --> 00:33:56.057
‫بیشتر به‌خاطر اینه که اگه اخراجش کنم
‫عذاب‌وجدان می‌گیرم

00:33:56.557 --> 00:33:59.185
‫بنده خدا یه مادرِ مجرده که
‫داره بچه‌ش رو تنهایی بزرگ می‌کنه

00:33:59.268 --> 00:34:00.686
‫اون…

00:34:00.770 --> 00:34:02.313
‫بدترین خدمتکاریه که تا حالا داشتیم،

00:34:02.396 --> 00:34:05.316
‫ولی رئیسِ انجمنِ کلیسامون معرفیش کرده

00:34:05.399 --> 00:34:07.235
‫اگه بیرونش کنم،
‫جلوه‌ی خوبی نداره و بقیه فکر می‌کنن سنگدلم

00:34:08.277 --> 00:34:10.279
‫مگه نمی‌گن:
‫«چراغی که به خانه رواست، به مسجد حرام است»؟

00:34:10.363 --> 00:34:12.698
‫یعنی اولویت اول خانواده‌ی خودته

00:34:13.449 --> 00:34:14.283
‫بیا ببینم

00:34:18.788 --> 00:34:20.581
‫بی‌چشم‌وروئه

00:34:21.707 --> 00:34:23.292
‫تو کار کردن هم مثل حلزونه!

00:34:23.793 --> 00:34:26.546
‫ولی خدایی دستپختش معرکه‌ست

00:34:27.213 --> 00:34:30.466
‫هروقت دورچین‌هایی رو که سه‌یون عاشقشونه
‫درست می‌کنه، همه‌ رو یک‌جا می‌لمبونه

00:34:31.259 --> 00:34:34.178
‫آخیش، چقدر خوبه!
‫اصلاً فکر نمی‌کردم این‌قدر خسته و کوفته باشم

00:34:34.262 --> 00:34:36.472
‫- آخ، داری منو می‌کشی!
‫- جدی؟

00:34:37.223 --> 00:34:40.059
‫- می‌خوای بس کنم؟
‫- جرئت داری؟

00:34:40.142 --> 00:34:42.270
‫کارت توی ماساژ حرف نداره

00:34:42.770 --> 00:34:44.939
‫ماساژورِ شخصیِ خودم

00:34:51.404 --> 00:34:52.780
‫این‌جا همون‌جاییه که

00:34:53.364 --> 00:34:55.074
‫باید دغدغه‌هات رو بریزی دور

00:34:55.157 --> 00:34:58.494
‫آروم باش و
‫فقط حواست رو بده به دست‌های من، باشه؟

00:34:59.328 --> 00:35:03.207
‫مهم‌ترین مسئله واسه من
‫آرامشِ تو توی این خونه‌ست

00:35:03.708 --> 00:35:05.209
‫فقط همین اهمیت داره

00:35:05.793 --> 00:35:07.962
‫آخه اگه تو خوشحال نباشی، من هم خوشحال نیستم

00:35:09.337 --> 00:35:10.959
‫فقط نیاز داشتم یه‌کم دردِ دل کنم تا سبک بشم

00:35:10.984 --> 00:35:13.181
‫داری الکی سرِ هیچ و پوچ خودت رو کلافه می‌کنی

00:35:13.259 --> 00:35:14.927
‫جدی؟

00:36:01.599 --> 00:36:03.184
‫یادت نرفته که بچه‌ها تو خونه‌ان؟

00:36:03.684 --> 00:36:05.019
‫خب، درِ اتاق رو می‌بندیم!

00:36:39.679 --> 00:36:40.971
‫تو اون‌جا وایسادی؟

00:36:43.099 --> 00:36:44.600
‫فالگوش وایسادی دم در؟

00:36:45.893 --> 00:36:47.353
‫نه کلِ مدت رو

00:36:48.020 --> 00:36:50.022
‫آخه باید دوباره به سه‌یون کمک می‌کردم

00:36:55.528 --> 00:36:57.363
‫به‌نظرم یه‌کم ناامید شدی

00:36:58.114 --> 00:36:58.948
‫جدی؟

00:37:02.576 --> 00:37:03.828
‫نه

00:37:04.328 --> 00:37:05.579
‫این کار خیلی کثیف و پَسته

00:37:06.706 --> 00:37:08.499
‫این کارت چشم‌چرونیه

00:37:10.084 --> 00:37:13.087
‫برام مهم نیست که این کار حشریت می‌کنه یا نه،
‫ولی اسمِ این کار تحلیلِ داستانی نیست

00:37:14.255 --> 00:37:15.381
‫حق نداری این کار رو بکنی

00:37:16.757 --> 00:37:17.842
‫ولی من مشاهداتم رو نوشتم

00:37:17.925 --> 00:37:19.719
‫تو به حریمِ خصوصی‌شون تجا…

00:37:21.303 --> 00:37:23.055
‫صبر کن. هیس

00:37:31.981 --> 00:37:33.774
‫- چیکار می‌کنید؟
‫- هیس!

00:37:41.198 --> 00:37:43.909
‫تفاوتِ فاحشی هست
بینِ مشاهده‌گر بودن و جاسوسی

00:37:43.993 --> 00:37:48.372
‫از همه بدتر، هروقت پا توی این مسیرِ جاسوسی می‌ذاری،
‫کارِت چیزی جز چشم‌چرونی نیست!

00:37:49.123 --> 00:37:50.958
‫نیتِ بدی نداشتم

00:37:51.959 --> 00:37:53.210
‫برنامه‌ای براش نداشتم

00:37:53.294 --> 00:37:56.255
‫- یهویی پیش اومد
‫- پسره‌ی منحرف

00:37:57.506 --> 00:37:59.383
‫خودت خوب می‌دونی این حرف‌هات شر و وره

00:38:01.469 --> 00:38:03.971
‫تو قراره ناظرِ داستانی باشی،
‫نه یه چشم‌چرونِ فضول

00:38:05.347 --> 00:38:09.101
‫آقای کیم و همسرش واقعاً جفتِ بی‌نظیری هستن.
‫من این رو کاملاً حس می‌کنم

00:38:09.185 --> 00:38:12.813
‫من این دو نفر رو زیر نظر گرفتم و
‫چیزی که بیشتر از همه به‌نظرم اومد،

00:38:14.190 --> 00:38:17.109
‫این بود که چقدر صمیمانه و بی‌ریا،
‫مدام دست‌های همدیگه رو لمس می‌کنن

00:38:17.193 --> 00:38:20.112
‫یعنی تو الان… فرض کردی که
‫چون به هم دست می‌زنن،

00:38:20.196 --> 00:38:21.113
‫رابطه‌شون فوق‌العاده قوی و پابرجاست؟

00:38:21.197 --> 00:38:23.073
‫آخه این نشونه‌ای از عشق و ابرازِ علاقه‌ست

00:38:23.157 --> 00:38:25.743
‫تو فکر می‌کنی این کارهای رمانتیک،
‫ابرازِ علاقه یا حتی عشقه،

00:38:25.826 --> 00:38:28.078
‫چون عینکِ خوش‌بینی به چشمت زدی و
‫حقیقت رو نمی‌بینی

00:38:28.162 --> 00:38:31.457
‫اقتضای سِنته که
‫همه‌ی این‌ها رو رمانتیک فرض کنی

00:38:35.419 --> 00:38:38.756
‫سنت که بره بالاتر، تازه می‌فهمی که
‫ممکنه فقط یه تلاشِ ناامیدانه واسه فرار از تنهایی باشه

00:38:40.090 --> 00:38:41.592
‫تلاشی عاجزانه…

00:38:42.927 --> 00:38:45.221
‫واسه فرار از بی‌تفاوتی،

00:38:45.304 --> 00:38:47.723
‫که ربطی به چشم‌چرونی نداره

00:38:49.767 --> 00:38:52.061
‫این رو بدون،
‫چیزی که اکثرِ آدمای متأهل هم تأیید می‌کنن،

00:38:52.144 --> 00:38:53.229
‫اینه که روابطِ زناشویی
‫پیچیده‌تر از این حرف‌هاست

00:38:53.312 --> 00:38:55.231
‫پس، شما هم طعمِ این بی‌تفاوتی رو چشیدید؟

00:38:57.107 --> 00:38:58.317
‫منظورت کدومشه؟

00:38:58.859 --> 00:39:00.194
‫همین بی‌تفاوتی

00:39:00.945 --> 00:39:03.572
‫آخه شما مدت‌هاست که
‫ازدواج کردید، مگه نه؟

00:39:03.656 --> 00:39:04.865
‫واسه چی نیشت بازه؟

00:39:05.366 --> 00:39:07.201
‫مگه دلقکی؟

00:39:07.785 --> 00:39:08.744
‫من استادتم

00:39:09.245 --> 00:39:12.206
‫پس مراقب حرف زدنت باش و یه‌کم احترام بذار

00:39:15.209 --> 00:39:16.919
‫برگردیم سرِ درس

00:39:17.419 --> 00:39:19.463
‫می‌خوام نظرت رو
‫درباره‌ی خدمتکارِ خونه بشنوم

00:39:19.547 --> 00:39:20.923
‫ازش خوشم نمیاد

00:39:21.924 --> 00:39:23.592
‫ترجیح میدم پای اون رو به داستان باز نکنم

00:39:23.676 --> 00:39:24.802
‫جدی؟

00:39:26.303 --> 00:39:27.638
‫از اون زن می‌ترسی؟

00:39:29.181 --> 00:39:31.433
‫می‌شه به‌جاش درباره‌ی عشق صحبت کنیم؟

00:39:33.143 --> 00:39:34.186
‫خانمتون…

00:39:36.480 --> 00:39:37.523
‫دوستش دارید؟

00:39:38.023 --> 00:39:39.900
‫برداشتِ اولت از رابطه‌ی ما چی بود؟

00:39:39.984 --> 00:39:43.028
‫- به‌نظرت ما عاشقِ همیم؟
‫- این بچه اومده کلاس نویسندگی

00:39:43.112 --> 00:39:45.155
‫نمی‌دونم خانمم چرا این سؤال رو می‌پرسه،
‫پس اصلاً جوابش رو نده

00:39:45.239 --> 00:39:47.116
‫باید عذرخواهی کنی.
‫اون فقط یه بچه‌ست

00:39:47.199 --> 00:39:50.160
‫دانشجوئه. دیگه بچه نیست

00:39:50.661 --> 00:39:53.831
‫آخه به‌گمونم نویسنده‌ها عاشقِ
‫کالبدشکافیِ رفتارِ بقیه هستن، مگه نه؟

00:39:54.999 --> 00:39:58.294
‫در وهله‌ی اول، به‌نظرم استاد خیلی خوش‌شانسن که
‫خانمی مثل شما دارن

00:39:58.794 --> 00:40:01.630
‫کاملاً معلومه که عاشقشون هستید.
‫اما خوندنِ افکارِ استاد به‌مراتب سخت‌تره

00:40:03.883 --> 00:40:05.593
‫آره، واقعاً

00:40:06.093 --> 00:40:08.178
‫قدیم‌ها فکر می‌کردم اون مثل
‫یه رودخونه‌ی آروم ولی عمیقه

00:40:09.013 --> 00:40:12.016
‫ولی شاید اون آبِ زلال،
‫حالا دیگه یخ بسته و منجمد شده

00:40:13.225 --> 00:40:14.226
‫کافیه

00:40:14.310 --> 00:40:16.812
‫ناهار دیگه بسه. کارِت این‌جا تمومه

00:40:17.521 --> 00:40:21.191
‫ما این‌جا مدرسه‌ی شبانه‌روزی که نیست.
‫برو خونه‌ی خودت غذا بخور. برو غذا بخر

00:40:21.275 --> 00:40:24.945
‫پولِ مرغ رو من دادم، پس
‫حق نداری به مهمونِ من بگی این‌جا غذا نخوره

00:40:25.446 --> 00:40:27.990
‫- اضافه سفارش دادم که کم نیاد
‫- خیلی خوشمزه‌ست

00:40:28.073 --> 00:40:29.033
‫شما هم یه‌کم بخورید

00:40:30.784 --> 00:40:31.869
‫باز هم بردارید

00:40:31.952 --> 00:40:32.912
‫همین‌قدر کافیه

00:40:35.873 --> 00:40:38.417
‫قیافه‌ش به‌شدت لذیذ به‌نظر می‌رسه.
‫بدم نمیاد یکی بخورم

00:40:38.500 --> 00:40:39.460
‫ضرر که نداره

00:40:41.337 --> 00:40:42.296
‫نه، نمی‌تونم

00:40:42.796 --> 00:40:44.214
‫باید لاغر بشم

00:40:44.298 --> 00:40:46.008
‫اضافه وزن ندارید که

00:40:46.759 --> 00:40:48.594
‫زن باید یه‌کم بدنش توپُر باشه

00:40:49.094 --> 00:40:50.512
‫قربونت برم

00:40:53.682 --> 00:40:54.850
‫تعریف از من

00:40:54.934 --> 00:40:57.227
‫معمولاً روز تولدم از این حرف‌ها می‌شنوم

00:40:58.646 --> 00:41:02.066
‫یه‌کم حالت تهوع دارم

00:41:07.196 --> 00:41:10.783
‫راستش، به‌نظرم استاد بیشتر از چیزی که
‫فکرش رو می‌کنید شما رو دوست دارن

00:41:11.283 --> 00:41:14.453
‫فقط موضوع اینه که محبتِ ایشون مثل ‫اقیانوسی عمیقه که
طول می‌کشه امواجش به ساحل برسه

00:41:14.536 --> 00:41:17.998
‫جدی؟ چطور به این نتیجه رسیدی؟

00:41:19.375 --> 00:41:21.794
‫من رمانِ استاد رو تا ته خوندم

00:41:23.253 --> 00:41:25.005
‫به فصلِ آخر که رسیدم،

00:41:25.506 --> 00:41:27.716
‫فهمیدم عشقِ واقعیِ استاد کی بوده

00:41:29.259 --> 00:41:30.719
‫عشقِ واقعی؟

00:41:31.303 --> 00:41:33.263
‫بله، همون کسی که اون دوازده زن،
‫تجسمی از وجودِ اون هستن

00:41:33.764 --> 00:41:35.759
‫استاد فرمودن که
‫همه‌ی اون دوازده زن ساختگی بودن،

00:41:35.783 --> 00:41:38.102
‫ولی مطمئنم
‫همه‌شون نمادی از یک ‌زن هستن

00:41:38.185 --> 00:41:39.269
‫اصلاً گوش نمی‌دادی!

00:41:39.853 --> 00:41:41.230
‫حواست نبود

00:41:41.730 --> 00:41:43.065
‫من می‌دونم چی شنیدم

00:41:43.565 --> 00:41:46.318
‫غافلگیر شدم و
‫واسه همین ازتون خواستم تکرارش کنید

00:41:46.402 --> 00:41:47.736
‫به‌نظرم خیلی خفنه

00:41:49.071 --> 00:41:51.532
‫آخه زنی که درباره‌ش نوشتی، اینجا نشسته

00:41:52.658 --> 00:41:53.534
‫خوش‌شانسید

00:41:57.746 --> 00:41:58.998
‫خیلی هم خوش‌شانس

00:42:13.679 --> 00:42:15.180
‫این پسره چرت و پرت می‌گه

00:42:15.264 --> 00:42:17.766
‫نصفِ کلاس رو به دیوار زل می‌زنه و
‫وانمود می‌کنه که داره به حرف‌هام گوش میده

00:42:17.850 --> 00:42:21.979
‫نمی‌دونم این فکر مسخره رو
‫از کجاش درآورده

00:42:22.062 --> 00:42:23.897
‫ابداً برام مهم نیست

00:42:24.606 --> 00:42:27.192
‫درباره‌ی عشقِ اولت نوشتی و خب،
‫فروش رفت

00:42:29.653 --> 00:42:30.696
‫عشق اولم؟

00:42:32.031 --> 00:42:33.365
‫همه یه روزی عاشق شدن

00:42:33.449 --> 00:42:37.119
‫اسمش رو بارها و بارها توی یادداشت‌های
‫پیش‌نویس‌ اولیه‌ی رمانت دیده بودم

00:42:37.786 --> 00:42:39.246
‫آدم باید درباره‌ی چیزی بنویسه که می‌شناسه

00:42:39.872 --> 00:42:42.875
‫اینا همه‌ش مالِ عهدِ بوقه و
‫تو در جریان بودی

00:42:42.958 --> 00:42:45.044
‫چرا یهو این‌قدر برات مهم شده؟

00:42:45.878 --> 00:42:47.713
‫کی گفته مهم شده؟

00:42:49.006 --> 00:42:50.507
‫ولی جا خوردم وقتی شنیدم

00:42:51.008 --> 00:42:53.969
‫اون زن، الهام‌بخشِ تک‌تکِ دوازده شخصیت بوده

00:42:55.054 --> 00:42:56.263
‫تأمل‌برانگیزه

00:42:57.056 --> 00:42:59.725
‫دیگه چی هست که
‫درباره‌ی هم نمی‌دونیم؟

00:43:10.527 --> 00:43:13.530
‫مرتیکه‌ی کثافت.
‫لنگِ همین یه فقره گرفتاری بودم

00:43:18.410 --> 00:43:21.371
‫همواره بادهای سهمگین
‫مسببِ سقوطِ درختان نیستند

00:43:25.667 --> 00:43:27.377
‫گاه وزشِ یک نسیمِ ملایم نیز

00:43:27.878 --> 00:43:29.963
‫برای ویرانیِ کاملِ آن‌ها کفایت می‌کند

00:43:30.464 --> 00:43:33.801
‫ قبلاً بهت گفتم.
‫من اون روسری لعنتی رو ندزدیدم

00:43:33.884 --> 00:43:36.136
‫خسته شدم از بس همیشه به من تهمت می‌زنی

00:43:37.179 --> 00:43:40.057
‫مین‌هویی، می‌دونم دروغ می‌گی.
‫توی کیفت پیداش کردم!

00:43:40.140 --> 00:43:42.935
‫عیناً مثل دروغ‌هات درباره‌ی ته‌سیگارهاست

00:43:43.018 --> 00:43:45.062
‫خب، این بار دارم راستش رو می‌گم!

00:43:45.145 --> 00:43:46.647
‫اصلاً به چه حقی رفتی سراغِ وسایلِ من؟

00:43:47.231 --> 00:43:50.025
‫این وسیله‌ی شخصیِ منه، حق نداری بگردیش

00:43:51.193 --> 00:43:53.362
‫مجبور بودم. روسریِ گرون‌قیمتیه

00:43:53.862 --> 00:43:55.864
‫وقتی رفتم سراغِ کیفت که
‫چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم

00:43:55.948 --> 00:43:57.741
‫وجب به وجبِ این خونه رو گشته بودم

00:43:57.825 --> 00:43:59.993
‫عجب بارونی داره می‌باره

00:44:00.077 --> 00:44:01.495
‫انگار سیلابِ استوایی راه افتاده

00:44:04.373 --> 00:44:06.708
‫پس فکر می‌کنی چون مارک‌داره،

00:44:06.792 --> 00:44:08.418
‫مجازی کیفم رو بگردی؟

00:44:10.504 --> 00:44:13.757
‫اگه بخوای کارهایی که نکردم رو
‫بندازی گردنم،

00:44:14.591 --> 00:44:16.468
‫به‌نظرم بهتره استعفام رو بنویسم

00:44:18.387 --> 00:44:19.638
‫بی‌انصافیه

00:44:27.104 --> 00:44:29.231
‫مگه چیزی رو انداختی گردنش؟

00:44:29.314 --> 00:44:32.276
‫دستش کجه، ولی همه‌ش می‌خواد
‫تقصیرها رو بندازه گردنِ…

00:44:33.277 --> 00:44:35.487
‫وای من، مامان! مامان، بشین

00:44:36.613 --> 00:44:38.907
‫خوبی؟ برم قرص‌هات رو برات بیارم؟

00:44:38.991 --> 00:44:41.535
‫- آره عزیزم، لطفاً. آب هم بیار
‫- الان برمی‌گردم

00:44:42.995 --> 00:44:44.830
‫بالاخره اتفاقی که نباید می‌افتاد، افتاد

00:44:45.330 --> 00:44:48.000
‫به‌جای اینکه همون اول اخراجش کنی،
‫اجازه دادی ازت سوءاستفاده کنه

00:44:48.083 --> 00:44:49.418
‫حالا هم خودت رو به این روز انداختی.

00:44:51.170 --> 00:44:52.462
‫عجب

00:44:53.589 --> 00:44:55.674
‫برم تا نرفته حساب کار رو بذارم کفِ دستش

00:44:55.757 --> 00:44:57.718
‫نرو!

00:45:01.638 --> 00:45:04.057
‫تو همه‌ی این بازی‌ها رو راه انداختی

00:45:07.728 --> 00:45:09.980
‫تو بدجور پا روی خط‌قرمزها گذاشتی، کانگ

00:45:10.063 --> 00:45:12.191
‫ممکن بود زندگیِ این زن رو نابود کنی

00:45:13.567 --> 00:45:14.568
‫وظیفه‌ی یه نویسنده

00:45:16.069 --> 00:45:18.822
‫رصد کردنِ اوضاعه،
‫نه اینکه بره توش دخالت کنه

00:45:20.282 --> 00:45:21.700
‫ولی تقصیرِ خودش بود

00:45:22.201 --> 00:45:24.077
‫خودتون هم می‌دونید که
‫از روزِ اول بی‌ادب‌بازی درمی‌آورد

00:45:24.161 --> 00:45:27.206
‫عمداً روم آبمیوه ریخت و تهمت ‌زد که
من هم سیگار می‌کشم

00:45:27.289 --> 00:45:29.124
‫به‌نظرت این کارها رفتار تو رو توجیه می‌کنه؟

00:45:30.125 --> 00:45:31.126
‫بی‌رحمانه‌ست

00:45:31.627 --> 00:45:33.295
‫واقعاً قصدت این بود اخراج بشه؟

00:45:34.087 --> 00:45:36.340
‫یه شوخیِ ساده بود تا یه‌کم ادب شه

00:45:36.423 --> 00:45:39.134
‫شوخی که آدم رو متهم به دزدی نمی‌کنه

00:45:40.469 --> 00:45:41.595
‫ تو دزدی کردی و

00:45:42.471 --> 00:45:44.723
‫بعد انداختی گردن اون زنی که ازش خوشت نمیاد

00:45:45.307 --> 00:45:46.433
‫این کارت هیچ توجیهی نداره

00:45:50.604 --> 00:45:52.856
‫پس کاری که اون با من کرد چی؟

00:45:52.940 --> 00:45:54.566
‫یعنی اون باید همین‌جوری قسر در بره؟

00:46:00.280 --> 00:46:01.865
‫واقعاً مایه‌ی دردسری

00:46:02.366 --> 00:46:04.952
‫داری آرامش یه خانواده‌ی سالم رو
‫با این کارهای بچه‌گانه‌ات به گند…

00:46:07.663 --> 00:46:09.456
‫من آرامشِ شما رو به هم زدم؟

00:46:13.418 --> 00:46:15.420
‫باید طبق دستورالعمل‌های من پیش بری

00:46:16.129 --> 00:46:18.173
‫کشمکشِ داستان باید طبیعی و واقعی باشه

00:46:18.257 --> 00:46:21.677
‫حق نداری سناریو بچینی،
‫اونم موضوعی تا این حد جدی،

00:46:21.760 --> 00:46:24.805
‫که فقط واسه داستانت
‫یه غافلگیریِ دراماتیک جور کنی

00:46:24.888 --> 00:46:28.183
‫فهمیدی؟ تو توی زندگیِ این آدم‌ها دخالت کردی

00:46:29.101 --> 00:46:31.395
‫تو فقط باید دعوا رو تماشا می‌کردی،
‫نه اینکه خودت دعوا راه بندازی

00:46:33.480 --> 00:46:35.315
‫به‌خاطر اینه که اتفاقی افتاده؟

00:46:35.983 --> 00:46:38.193
‫همسرتون بعد از کلاسِ ما عصبانی شدن؟

00:46:39.903 --> 00:46:40.988
‫حالا فهمیدم چرا اومدیم این‌جا

00:46:41.071 --> 00:46:43.991
‫- شما نمی‌خواهید من بیام خونه‌تون
‫- تو هیچی حالیت نیست. این‌جا راحت‌تره

00:46:44.074 --> 00:46:45.575
‫قرار نیست همه‌چیزِ این دنیا
‫حول محورِ تو بچرخه، کانگ

00:46:49.579 --> 00:46:50.664
‫مِن‌بعد،

00:46:51.331 --> 00:46:52.791
‫جلسات‌مون رو همین‌جا برگزار می‌کنیم

00:46:52.874 --> 00:46:53.875
‫این‌جوری راحت‌تره

00:46:55.043 --> 00:46:56.670
‫صحیح

00:46:58.922 --> 00:47:00.716
‫من خیلی خسته‌ام

00:47:01.508 --> 00:47:04.303
‫واسه امروز دیگه کافیه.
‫بقیه‌ش بمونه واسه هفته‌ی بعد

00:47:09.474 --> 00:47:12.436
‫قضیه‌ی چشم‌چرونی،
‫گفتید نباید این کار رو بکنم،

00:47:12.519 --> 00:47:15.731
‫ولی همین کار باعث شد بفهمم
‫منظورتون از قضاوتِ سطحی چیه

00:47:18.608 --> 00:47:20.569
‫فکر می‌کردم اگه بنویسمش عصبانی می‌شید

00:47:22.070 --> 00:47:24.281
‫می‌شه خواهش کنم قبل از تعطیل کردنِ کلاس،
‫یه‌کم درباره‌ش بگم؟

00:47:24.948 --> 00:47:26.158
‫سریع

00:47:26.992 --> 00:47:28.744
‫من می‌دونم که بابای سه‌یون با مین‌هویی

00:47:28.827 --> 00:47:29.661
‫رابطه داره

00:47:33.457 --> 00:47:34.499
‫چون

00:47:35.876 --> 00:47:37.544
‫یه‌کم زاغ‌سیاه‌شون رو چوب زدم

00:47:44.551 --> 00:47:46.011
‫آقای کیم رفت بیرون،

00:47:46.094 --> 00:47:48.930
‫مثلاً برای اینکه خدمتکار رو بازخواست کنه

00:48:10.327 --> 00:48:12.287
‫شبیه دعوای زن و شوهری به‌نظر می‌رسید

00:48:15.374 --> 00:48:18.752
‫بعد بازوی زنه رو گرفت و
‫رفتن یه جایی که دیده نمی‌شدن

00:48:18.835 --> 00:48:21.338
‫حدس زدم رفتن سمتِ پارکینگ،
‫واسه همین رفتم گوش وایسم

00:48:21.421 --> 00:48:23.298
‫و فهمیدم که اونا…

00:48:44.945 --> 00:48:46.988
‫ماشین داشت تکون می‌خورد

00:48:47.072 --> 00:48:48.740
‫یه لحظه فکر کردم الانه که چپ کنه

00:48:48.824 --> 00:48:50.450
‫- بدجور بالا و پایین می‌رفت
‫- ساکت شو!

00:48:54.121 --> 00:48:55.914
‫تو واقعاً به این کارت افتخار می‌کنی؟

00:48:55.997 --> 00:48:59.042
‫جدی‌جدی دارم فکر می‌کنم
‫همه‌ش رو از خودت درمیاری

00:48:59.126 --> 00:49:01.211
‫توی این مدت،
‫اصلاً کلمه‌ای از این حرف‌هات راست بوده؟

00:49:01.294 --> 00:49:04.965
‫- چون همه‌ش به‌نظرِ من یه مشت دروغه!
‫- من دیدم! با چشم‌های خودم دیدم!

00:49:05.048 --> 00:49:06.383
‫واقعاً دیدی؟ حاضری قسم بخوری؟

00:49:06.466 --> 00:49:09.177
‫مگه خودت نگفتی اون روز حالت خوب نبود؟
‫صد درصد مطمئنی؟

00:49:09.261 --> 00:49:11.346
‫بله! هزار درصد مطمئنم!

00:49:17.144 --> 00:49:18.103
‫تو می‌گی

00:49:19.271 --> 00:49:20.730
‫اونا رو توی پارکینگ دیدی که

00:49:21.231 --> 00:49:22.441
‫داشتن ماشین رو تکون می‌دادن

00:49:23.108 --> 00:49:24.651
‫صد درصد مطمئنی،

00:49:24.734 --> 00:49:26.987
‫ولی تو خودِ آدم‌های داخلِ ماشین رو ندیدی!

00:49:27.070 --> 00:49:28.447
‫داری تهمتِ ناموسی می‌زنی!

00:49:28.530 --> 00:49:30.615
‫تو حق نداری قضاوت‌های مسخره‌ات رو
‫مثل اون چکشِ لعنتی

00:49:30.699 --> 00:49:34.077
‫توی بازی‌ات همه‌جا بچرخونی و
‫برات مهم نباشه کی صدمه می‌بینه!

00:49:37.247 --> 00:49:38.623
‫نویسندگی یه هنره

00:49:40.333 --> 00:49:42.502
‫نباید مثل یه بازیِ موبایلیِ بی‌ارزش
‫بهش نگاه کنی

00:49:44.129 --> 00:49:47.090
‫باید حقیقت رو بدونی تا بتونی بنویسیش.
‫نمی‌تونی حقیقت رو از خودت بسازی

00:49:50.385 --> 00:49:52.179
‫واسه اینکه داستانت
‫نتیجه‌ی اخلاقی داشته باشه،

00:49:53.680 --> 00:49:55.724
‫اول از همه باید خودت اصولِ اخلاقی داشته باشی

00:49:58.143 --> 00:49:58.977
‫متوجه شدی؟

00:50:09.362 --> 00:50:11.364
‫به‌نظرم درباره‌ی کانگ راست می‌گفتی

00:50:17.829 --> 00:50:19.206
‫این بچه یه‌کم قاتی داره

00:50:20.999 --> 00:50:24.211
‫نمی‌دونم توی کله‌ش چی می‌گذره،
‫ولی حسِ خوبی بهش ندارم

00:50:24.753 --> 00:50:26.630
‫فکر نکنم بتونم استادش باشم

00:50:30.842 --> 00:50:34.054
‫فکر می‌کردم اصلاً به‌ این خاطر توجهت رو جلب کرد
‫که با بقیه فرق داره

00:50:34.721 --> 00:50:36.223
‫به‌نظرم پسرِ خوبیه

00:50:37.557 --> 00:50:38.642
‫جدی؟

00:50:39.809 --> 00:50:41.937
‫مگه خودت نبودی که می‌گفتی
‫ممکنه مشکلِ روانی داشته باشه؟

00:50:43.605 --> 00:50:45.732
‫من گفتم محرک‌هایی توی وجودش هست

00:50:46.358 --> 00:50:49.027
‫- تو هنوز نمی‌دونی داستانش راسته یا نه
‫- خب که چی؟

00:50:49.986 --> 00:50:52.072
‫من فقط می‌دونم اون مهربونه و مرغ دوست داره

00:50:52.572 --> 00:50:54.699
‫ولی نمی‌دونم توی کلاس‌ها با تو چه‌جوریه

00:50:55.283 --> 00:50:57.827
‫شاید استعدادش برات ناخوشاینده

00:51:02.374 --> 00:51:04.417
‫شاید تو یه‌کم بهش حسودیت می‌شه

00:51:05.752 --> 00:51:07.337
‫حسادت به چی آخه؟

00:51:07.963 --> 00:51:10.423
‫می‌شه اجازه بدی این کار رو تموم کنم؟
‫خیلی وقت پیش باید تحویلش می‌دادم

00:51:34.030 --> 00:51:34.906
‫گندش بزنن

00:51:57.012 --> 00:51:58.138
‫« لی کانگ »

00:52:14.362 --> 00:52:15.238
‫چی شده؟

00:52:15.739 --> 00:52:16.990
‫شرمنده، استاد

00:52:17.490 --> 00:52:19.743
‫می‌دونم دیروقته،
‫ولی واقعاً به کمکتون نیاز دارم

00:52:20.493 --> 00:52:23.121
‫تصادف کردم و اونا می‌گن…

00:52:23.204 --> 00:52:25.415
‫نمی‌ذارن خودم تنهایی برم

00:52:25.498 --> 00:52:27.375
‫چی؟ زخمی شدی؟

00:52:27.459 --> 00:52:31.046
‫نه زیاد. فقط نیاز دارم
‫یکی بیاد دنبالم. یه‌کم عجله‌ایه

00:52:32.213 --> 00:52:34.132
‫باشه، ولی…

00:52:34.633 --> 00:52:37.594
‫- خونواده‌ی کیم نمی‌تونن بیان دنبالت؟
‫- شما اولین کسی بودید که به فکرم رسیدید

00:52:38.094 --> 00:52:41.598
‫می‌تونستم به سه‌یون یا آقای کیم زنگ بزنم،

00:52:41.681 --> 00:52:43.600
‫ولی دلم می‌خواست شما بیایید و کمکم کنید

00:52:49.022 --> 00:52:50.690
‫خیلی‌خب، فقط…

00:52:51.191 --> 00:52:52.108
‫کجا باید بیام؟

00:53:21.012 --> 00:53:22.138
‫داستان چیه؟

00:53:25.934 --> 00:53:27.477
‫تو که اصلاً زخمی نشدی

00:53:28.937 --> 00:53:30.105
‫نه، زخمی نشدم

00:53:31.189 --> 00:53:32.691
‫تصادف هم نکردم

00:53:37.237 --> 00:53:39.698
‫- پس من چرا اومدم این‌جا؟
‫- ببخشید دروغ گفتم.

00:53:39.781 --> 00:53:42.325
‫فقط می‌خواستم خودتون بیایید و
‫ببینید چه اتفاقی داره می‌افته

00:53:42.409 --> 00:53:43.993
‫قبل از اینکه بهتون زنگ بزنم،

00:53:44.077 --> 00:53:46.371
‫دیدم آقای کیم و مین‌هویی
‫با هم رفتن اون تو

00:53:46.454 --> 00:53:48.665
‫مثل دو تا نوجوون عاشق‌پیشه

00:53:53.294 --> 00:53:55.130
‫شما فکر می‌کردید من اشتباه دیدم،

00:53:56.214 --> 00:53:57.757
‫ولی این قضیه ثابت می‌کنه که حرفم راست بوده

00:53:59.718 --> 00:54:00.760
‫استاد!

00:54:01.302 --> 00:54:03.638
‫دارم بهتون می‌گم دیدمشون! چرا دارید می‌رید؟

00:54:03.722 --> 00:54:05.265
‫باشه، الان مطمئن شدی

00:54:05.765 --> 00:54:08.393
‫ولی این بازی‌ها واسه دلِ خودته،
‫کلاً به خودت مربوط می‌شه

00:54:08.476 --> 00:54:11.896
‫مچِ یکی رو گرفتی که داره به زنش خیانت می‌کنه.
‫چرا پای من رو می‌کشی وسط؟

00:54:14.524 --> 00:54:17.944
‫اصلاً می‌فهمی چقدر نگرانت شده بودم و
‫فکر کردم اتفاق بدی برات افتاده؟

00:54:19.821 --> 00:54:20.864
‫دیگه تمومه

00:54:21.448 --> 00:54:25.660
‫من اصلاً توانِش رو ندارم که…
‫واردِ این موش و گربه بازی‌های تو بشم

00:54:27.370 --> 00:54:30.498
پشیمونم… پشیمونم از اینکه یه ثانیه
‫فکر کردم می‌تونم استادت بشم

00:54:30.999 --> 00:54:32.917
‫همه‌چیز تموم شد!

00:54:37.714 --> 00:54:39.924
‫- چی؟
‫- حالش خوبه؟ چی شد؟

00:54:41.342 --> 00:54:44.179
‫- حواستون باشه چیزیش نشه
‫- زنگ بزنید آمبولانس!

00:54:47.724 --> 00:54:49.476
‫- زنگ بزنید ۹۱۱
‫- آره

00:55:07.994 --> 00:55:09.245
‫پس، اون زن…

00:55:11.790 --> 00:55:12.791
‫مین‌هوییه

00:55:14.459 --> 00:55:15.543
‫همونی که تصادف کرده؟

00:55:25.011 --> 00:55:26.137
‫اون هم این‌جاست.

00:55:27.222 --> 00:55:28.848
‫کی؟ کجا؟

00:55:42.529 --> 00:55:43.363
‫این…

00:55:44.113 --> 00:55:46.574
‫این… بابای سه‌یونه؟

00:55:48.660 --> 00:55:49.744
‫این همونیه که

00:55:50.912 --> 00:55:52.247
‫درباره‌ش می‌نوشتی؟

00:55:54.165 --> 00:55:55.041
‫آره

00:55:55.917 --> 00:55:58.628
‫کسی همراهش نبود؟
‫کسی نمی‌شناسدش؟

00:56:20.733 --> 00:56:21.901
‫این همون مردِ

00:56:23.653 --> 00:56:24.612
‫داستانته؟

00:56:48.261 --> 00:56:49.470
‫سلام

00:56:50.388 --> 00:56:53.892
‫رفیقِ جدید پسرم. من بابای سه‌یونم.
‫اسمت لی کانگه، درسته؟

00:57:16.664 --> 00:57:17.790
‫کیم سو‌هون

00:57:19.584 --> 00:57:21.127
‫کیم سو‌هون کسیه که…

00:57:26.841 --> 00:57:28.551
‫رفتی پیشش زندگی کنی؟

00:57:28.575 --> 00:57:38.563
« ترجمه از نهـال »
.:: iredprincess ::.

00:57:38.587 --> 00:57:48.575
‫در تلگرام: t.me/iredsub

00:57:48.599 --> 00:57:58.587
« بکس مووی– مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور » [Baxmovie.com]

00:57:58.611 --> 00:58:08.599
« بکس مووی– مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور » [Baxmovie.com]