﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:00:04.500
« ارائه شده توسط وب سایت آوا مووی »
[ AvaMovie.in ]

00:00:05.000 --> 00:00:06.500
‫مادربزرگم گفت میتونی
‫به استفاده از انباریش ادامه بدی.

00:00:06.500 --> 00:00:08.000
‫یه چیزی هم در مورد اینکه
‫داری یه قایق میسازی گفت.

00:00:08.141 --> 00:00:11.700
‫میدونی که اون فقط چون نمیتونه فکر از دست دادن
‫تو رو تحمل کنه با دایان قرار میذاره.

00:00:11.779 --> 00:00:14.282
‫- تو هیچ وقت خونه نیستی.
‫- اون دیگه تموم شد. چند ماهه که تموم شده.

00:00:14.300 --> 00:00:15.300
‫حال خانواده چطوره؟

00:00:15.500 --> 00:00:18.500
‫اوه، شلی فکر میکنه طلاق برای
‫آدم هاییه که درآمد بیشتری دارن.

00:00:22.523 --> 00:00:23.691
‫* این چیز... *

00:00:23.824 --> 00:00:25.159
‫کلیف ویلر.

00:00:25.200 --> 00:00:28.200
‫اون از اون دسته آدم هایی بود
‫که وقت زیادی رو تنها میگذروند.

00:00:28.362 --> 00:00:30.864
‫تنها توی دفتر بزرگش با در بسته.

00:00:30.998 --> 00:00:32.232
‫* من باید... *

00:00:32.366 --> 00:00:35.900
‫اون وقت زیادی رو توی خونه هم تنها میگذروند.

00:00:35.936 --> 00:00:37.371
‫حداقل این چیزیه که شنیدم.

00:00:37.471 --> 00:00:38.939
‫* یه چیز کوچولوی دیوونه به اسم عشق *

00:00:39.773 --> 00:00:41.242
‫* اونجا میره... *

00:00:41.300 --> 00:00:46.300
‫با اینکه اون موقع هر روز میدیدمش،
‫یه جورایی یه راز بود.

00:00:46.380 --> 00:00:51.600
‫ولی از چیزی که میتونستم بگم، به نظر نمیرسید
‫از اون دسته آدم هایی باشه که از تنها بودن خوشش میاد.

00:00:51.719 --> 00:00:54.388
‫به نظر میرسید از اون دسته
‫آدم هایی باشه که میخواد شنیده بشه.

00:00:54.488 --> 00:00:55.756
‫- من مسئولیت رو قبول نمیکنم.
‫- این تقصیر منه؟

00:00:55.856 --> 00:00:57.024
‫- نه.
‫- این تقصیر توئه!

00:00:58.226 --> 00:01:01.762
‫به نظر میرسید حتی یه "روزت چطور بود؟"

00:01:01.862 --> 00:01:03.531
‫احتمالاً خیلی تاثیرگذار می‌بود.

00:01:03.631 --> 00:01:05.166
‫* و روی مسیر من قرار بگیر... *

00:01:05.233 --> 00:01:08.436
‫ولی من هیچ وقت نشنیدم
‫کسی ازش سوال هایی مثل این بپرسه.

00:01:08.536 --> 00:01:12.072
‫ما ازش در مورد کاهش بودجه
‫و پروتکل می‌پرسیدیم،

00:01:12.173 --> 00:01:16.200
‫ولی اون احتمالاً فقط باعث میشد احساس کنه
‫بیشتر شبیه چیزیه که از قبل بود.

00:01:17.445 --> 00:01:19.447
‫یه آدمی که دوست نداشت تنها باشه.

00:01:19.547 --> 00:01:20.948
‫* به اسم عشق... *

00:01:21.000 --> 00:01:25.200
‫یه آدمی که میخواست یکی ازش در مورد
‫روزش بپرسه و به جوابش اهمیت بده.

00:01:25.319 --> 00:01:30.600
‫اگه کلیف ویلر کسی مثل اون رو داشت،
‫خب، احتمالاً یه آدم کاملاً جدید میشد.

00:01:30.691 --> 00:01:32.393
‫* من آماده نیستم... *

00:01:32.493 --> 00:01:34.061
‫دوباره داری اون رو می‌بینی.

00:01:34.162 --> 00:01:36.430
‫* به اسم عشق، یه چیز کوچیک دیوونه... *

00:01:36.530 --> 00:01:38.031
‫باید صحبت کنیم.

00:01:38.100 --> 00:01:39.500
‫* آره، آره *

00:01:45.000 --> 00:01:50.000
<c.colorabcaff><i><b>[ اِن سی آی اِس : ریشه ها ]
[ فصل دوم : قسمت هفتم ]</b></i></c>

00:01:39.600 --> 00:01:42.500
‫* یه چیز کوچیک دیوونه به اسم عشق. *

00:01:54.500 --> 00:01:56.900
‫- آماده، حرکت.
‫- این بار حرف نزن.

00:01:56.950 --> 00:01:58.319
‫- آهنگ!
‫- آهنگ!
‫- آره، باشه.

00:01:58.400 --> 00:02:00.400
...اوه -
.اوه، کوچولو. بچه -

00:02:00.488 --> 00:02:02.523
.بچه برگشت -
.بچه، بچه -
.عشق به بچه -

00:02:02.623 --> 00:02:04.124
‫- "امشب بچه من باش".
‫- این یه بچه‌ست؟

00:02:04.225 --> 00:02:05.626
.ایمی گرنت. بچه، بچه -
.عشق به بچه، عشق به بچه -

00:02:05.759 --> 00:02:06.894
‫- این یه بچه‌ست؟
‫- راسو!

00:02:06.960 --> 00:02:08.061
‫این یه بچه‌ست؟

00:02:08.162 --> 00:02:09.330
‫- "بدرخش، بدرخش، بچه"؟
‫- اوه...

00:02:09.463 --> 00:02:11.232
‫یه کار دیگه بکن!

00:02:11.332 --> 00:02:13.767
‫جدی میگی؟
‫اخبار گفت دیگه قطعی برق نداریم.

00:02:13.834 --> 00:02:15.903
‫نه، من امروز صبح شنیدم
‫که اگه این گرما بمونه...

00:02:15.969 --> 00:02:17.971
‫- قطعی برق حتمیه.
‫- من یه سری چراغ قوه دارم.

00:02:18.105 --> 00:02:20.140
‫هی، بشین سر جات.

00:02:20.274 --> 00:02:23.777
‫من این کیت کامل قطعی برق رو درست کردم
‫و گذاشتمش توی کابینتت.

00:02:23.877 --> 00:02:26.180
‫من میرم یه دور دیگه برامون بیارم.

00:02:26.314 --> 00:02:27.848
‫اگه کسی میخواست بدونه،

00:02:27.948 --> 00:02:29.082
‫اون "بچه شیرین من" بود.

00:02:29.149 --> 00:02:30.818
‫واضحه که من داشتم بچگی میکردم.

00:02:30.918 --> 00:02:32.486
‫خب، به نظر من شبیه یه جونده میومد.

00:02:32.586 --> 00:02:34.622
‫هی. اون واقعاً ازت خوشش میاد.

00:02:34.722 --> 00:02:36.023
‫میتونم توی صورتش ببینم.

00:02:36.156 --> 00:02:39.126
‫آره. منم واقعاً ازش خوشم میاد.

00:02:39.200 --> 00:02:43.300
‫فقط از این متنفرم که اون از اینکه کلبه چوبی
‫مخفیش رو بهم نشون بده دوری میکنه.

00:02:43.430 --> 00:02:45.699
‫- این یه چیز مردونه‌ست.
‫- اوه، نه، من رو قاطی نکن.

00:02:45.799 --> 00:02:48.302
‫باشه. این به طرز وحشتناکی انحصار گرایانه‌ست،

00:02:48.402 --> 00:02:54.700
‫پس من میخوام موضوع رو عوض کنم به جونی
‫و اینکه چقدر به طرز روان‌ پریشی عاشق لباستم.

00:02:54.742 --> 00:02:56.410
‫- اون خودش درستش کرده. آره.
‫- چی؟

00:02:56.510 --> 00:02:58.212
‫این باور نکردنیه.

00:02:58.312 --> 00:02:59.847
‫کمد لباس من داره خیلی خسته کننده میشه،

00:02:59.947 --> 00:03:02.600
‫اگه هر کدوم از این مشاغل حسابداری شرکتی رو
‫که دارم براشون درخواست میدم بگیرم.

00:03:02.700 --> 00:03:04.000
نه، تو میتونی آخر‫ هفته خوشگل باشی.

00:03:04.000 --> 00:03:06.000
...خیلی خب، داریم این کار رو میکنیم یا

00:03:06.000 --> 00:03:08.322
‫آره! سریع، قبل از اینکه
‫نظرش عوض بشه. آماده، برو!

00:03:08.389 --> 00:03:10.023
‫- آه...
‫- فیلم.

00:03:10.123 --> 00:03:11.825
‫باید بدنت رو تکون بدی، رفیق.

00:03:12.560 --> 00:03:15.496
‫- انگشت شست.
‫- این دیگه چه کوفتیه؟

00:03:15.563 --> 00:03:17.030
‫بازگشت به آینده.

00:03:17.164 --> 00:03:18.699
‫- آره. آره.
‫- چی؟!
‫- آره...

00:03:18.799 --> 00:03:20.868
‫- آره! عالی بود!
‫- داری شوخی میکنی؟

00:03:20.968 --> 00:03:22.202
‫- من تحت تاثیر قرار گرفتم.
‫- ممنونم.

00:03:22.336 --> 00:03:24.272
‫این دیگه چه کوفتی بود...

00:03:25.639 --> 00:03:27.741
‫کمک لازم داری؟

00:03:27.841 --> 00:03:29.042
‫اوه، تیغ اصلاحم رو جا گذاشتم.

00:03:29.176 --> 00:03:30.544
‫مری جو گفت الان یه دونه میاره.

00:03:30.644 --> 00:03:32.079
‫آدم وسایل نظافتش رو هیچ وقت یادش نمیره.

00:03:32.212 --> 00:03:34.948
‫آره، خب، دیشب شب بدی داشتم.

00:03:35.048 --> 00:03:36.850
‫همسر؟ میخوای در موردش حرف بزنی؟

00:03:36.950 --> 00:03:39.219
‫اگه بخوای حرف بزنی،
‫میتونم گوش هام رو بگیرم.

00:03:39.353 --> 00:03:41.188
‫- نمیخوام در موردش حرف بزنم.
‫- بفرمایید.

00:03:41.289 --> 00:03:43.357
‫چرا اینقدر طول کشید؟

00:03:43.424 --> 00:03:49.300
‫این سوال خیلی بدیه که از کسی بپرسی که زمین
‫و زمان رو به هم دوخته تا یه وسیله نظافت برات بیاره.

00:03:49.397 --> 00:03:53.401
‫خب، میدونی که باید یه ساعت بعد از ظهر برم.

00:03:53.501 --> 00:03:55.303
‫قطعی برق کوفتی فر رو از کار انداخت.

00:03:55.403 --> 00:03:58.138
‫- تو عاشق اون فری.
‫- میدونم.

00:03:58.238 --> 00:04:01.509
‫تعمیرکار ساعت ۲:۳۰ میاد.
‫امیدوارم بتونه درستش کنه.

00:04:01.609 --> 00:04:03.911
‫سلام، همکارهای گرامی.

00:04:04.044 --> 00:04:06.314
‫موهات.

00:04:06.414 --> 00:04:10.050
‫وای خدای من!
‫خیلی جذاب شدی، سنیوریتا.

00:04:10.117 --> 00:04:12.486
‫ممنونم. موهام مدام به کلاه ایمنی گیر میکرد.

00:04:12.586 --> 00:04:15.188
‫به علاوه، دوباره، ام،
‫فیلم "دختر شاغل" رو آخر هفته دیدم،

00:04:15.289 --> 00:04:18.426
‫و، ام، میدونید که چقدر
‫تِس مک گیل رو دوست دارم.

00:04:18.500 --> 00:04:22.500
‫"اگه میخوای جدی گرفته بشی،
‫باید موهای جدی داشته باشی."

00:04:22.596 --> 00:04:24.432
‫من اونجوری که قبلاً بود رو دوست داشتم.

00:04:24.532 --> 00:04:26.066
‫اوه، بیخیال، کلیف.

00:04:26.166 --> 00:04:27.635
‫کله‌ت رو از توی کونت در بیار
‫و از این خانم یه تعریف کن.

00:04:27.768 --> 00:04:29.470
‫نه، اشکالی نداره،
‫من بهش نیازی ندارم.

00:04:29.603 --> 00:04:32.039
‫چیزی که من از شما نیاز دارم،
‫قربان، یه توصیه‌ نامه‌ست.

00:04:32.139 --> 00:04:35.476
‫- برای چی؟
‫- تیم اطلاعات جنایی مشترک.

00:04:35.576 --> 00:04:39.079
‫پرسنل از اف‌ بی‌ آی، دی‌ ای‌ ای،
‫سی‌ آی‌ دی، ان‌ آی‌ اس،

00:04:39.146 --> 00:04:41.382
‫به اشتراک گذاشتن اطلاعات
‫برای سرنگون کردن آدم بده‌ ها.

00:04:41.482 --> 00:04:42.783
‫این اتفاق توی دی‌ سی داره میفته.

00:04:42.883 --> 00:04:44.183
‫اونا دنبال یه نفر میگردن که رهبریش کنه.

00:04:44.284 --> 00:04:45.486
‫به نظر میاد دقیقاً مناسب تو باشه.

00:04:45.619 --> 00:04:46.987
‫چه مدت قراره نباشی؟

00:04:47.087 --> 00:04:49.790
‫خب، این یه...
‫این یه ماموریت دائمیه.

00:04:49.923 --> 00:04:52.760
‫- چی؟
‫- نه، اشکالی نداره.
‫همتون میتونید بیاید بهم سر بزنید.

00:04:52.860 --> 00:04:54.962
‫مهمونی توی پایتخت ایالات متحده.

00:04:55.062 --> 00:04:56.730
‫تو داری سعی میکنی به اون طرف کشور
‫نقل مکان کنی و به من نگفتی؟

00:04:56.797 --> 00:05:00.800
‫خب، من هنوز به اونم نگفتم،
‫ولی به نظر میاد خیلی هیجان‌ زده‌ست.

00:05:03.637 --> 00:05:06.039
‫دومینگِز، بزن بریم.

00:05:08.609 --> 00:05:10.210
‫هی.

00:05:10.310 --> 00:05:12.713
‫هنوز حتی قطعی هم نشده.

00:05:13.981 --> 00:05:15.449
‫فکر میکنی اون واقعاً از دست من عصبانیه؟

00:05:15.549 --> 00:05:16.984
‫آره.

00:05:22.189 --> 00:05:23.724
‫اوه. گیبز!

00:05:23.824 --> 00:05:24.957
‫- عجب گرماییه، ها؟
‫- آره.

00:05:25.058 --> 00:05:26.827
‫هنوزم برق خونه من قطعه.

00:05:26.927 --> 00:05:27.928
‫پیجر بیدارم کرد.

00:05:28.028 --> 00:05:29.096
‫آره، دیشب خیلی خوش گذشت، رفیق.

00:05:29.162 --> 00:05:31.264
‫اوه، جونی یه هدیه برای دایان فرستاده.

00:05:31.331 --> 00:05:32.900
‫توی صندوق عقب گذاشتمش. هی.

00:05:33.000 --> 00:05:35.536
‫شنیدی ورا موهاش رو کوتاه کرده
‫و ممکنه به دی سی نقل مکان کنه؟

00:05:35.669 --> 00:05:37.004
‫- چی؟
‫- صبح بخیر، آقایون.

00:05:37.100 --> 00:05:40.200
‫جسد دقیقاً به سمت شرق،
‫پشت سربازخونه، بعد از خط درخت هاست.

00:05:40.273 --> 00:05:41.709
‫افرادتون همین الان هم اونجان.

00:05:41.842 --> 00:05:44.678
‫هویت قربانی شناسایی شد،
‫به عنوان یه سرباز وظیفه ۲۱ ساله.

00:05:44.778 --> 00:05:46.146
‫ناتاشا هوروات.

00:05:46.246 --> 00:05:47.448
‫اون توی این ساختمون زندگی میکرد.

00:05:47.548 --> 00:05:48.882
‫- شاهدی هست؟
‫- نه.

00:05:48.982 --> 00:05:52.000
‫جنگلبان جسد اون رو صبح امروز
‫در حالی که داشت گشت میزد پیدا کرد.

00:05:52.152 --> 00:05:53.687
!اون بهمون امید بسته! برید

00:05:53.787 --> 00:05:55.789
!مری پاپینز رو نجات بدید

00:05:55.856 --> 00:05:57.457
‫اونجا چه خبره؟

00:05:57.558 --> 00:06:00.193
‫اونا خودشون رو دیوونه های
‫شیر کوهی صدا میکنن، قربان

00:06:00.293 --> 00:06:01.595
‫تا حالا اسم شماره سه رو شنیدی؟

00:06:01.695 --> 00:06:03.831
‫یه شیر کوهی ماده، اینجا توی
‫دشت سیلابی زندگی میکنه.

00:06:03.931 --> 00:06:07.500
‫چند ماه پیش، یه بچه توی
‫این منطقه گم شد، پاش شکست.

00:06:07.635 --> 00:06:10.370
‫نجات دهنده ها گفتن که ‫دیدن
این شیر کوهی مراقبش بوده

00:06:10.471 --> 00:06:12.973
‫یه گروه از بزهکارهای غیرنظامی این داستان رو...

00:06:13.073 --> 00:06:15.543
‫- تغییر دهنده زندگی دیدن.
‫- گروهی های گربه. فهمیدم.

00:06:15.643 --> 00:06:19.800
‫اونا نشئه میکنن، از حصار می‌پرن،
‫سعی میکنن یه نگاهی به مری پاپینز بندازن.

00:06:19.880 --> 00:06:21.482
‫- اون گربه‌ست؟
‫- بله، قربان.

00:06:21.582 --> 00:06:23.383
‫اونا بهش این اسم رو دادن،
‫چون مراقب اون بچه بود.

00:06:23.517 --> 00:06:24.652
‫بی گناهه!

00:06:24.718 --> 00:06:25.719
‫اونا سر چی دارن داد میزنن؟

00:06:25.819 --> 00:06:26.987
‫- مری پی.
‫- متاسفم،

00:06:27.054 --> 00:06:28.155
‫- بی گناهه!
‫- موضوع اصلی رو قایم کردم.

00:06:28.221 --> 00:06:29.923
‫اون شیر کوهی قربانی شما رو کشته.

00:06:30.023 --> 00:06:32.058
‫اونا نمیخوان که اون رو از بین ببرن.

00:06:32.159 --> 00:06:34.261
‫دوستت داریم، مری پاپینز!

00:06:36.363 --> 00:06:37.898
‫حمله شیر کوهی به انسان ها نادره،

00:06:38.000 --> 00:06:41.500
‫ولی وقتی شکار کم میشه، شروع میکنن
‫به ظاهر شدن توی جایی که نباید باشن.

00:06:41.635 --> 00:06:43.403
‫هیچ آسیبی به گردن وارد نشده.

00:06:43.537 --> 00:06:45.372
‫چه جنجالی اون پشت به راهه.

00:06:45.439 --> 00:06:48.408
‫آره، اون دیوونه های شیر کوهی
‫یه مشت آدم خل و چلن.

00:06:48.542 --> 00:06:52.700
‫اونا فکر میکنن ماده سه روی یه چتر
‫شناور میشه، بچه ها رو سرگرم میکنه.

00:06:52.813 --> 00:06:55.348
‫اونا هیچ درکی از رفتار قلمروطلبانه ندارن.

00:06:55.449 --> 00:06:57.784
‫دکتر تانگو، کنت پرایس.

00:06:57.885 --> 00:06:59.520
‫نگهبان حیات وحش.
‫حالت چطوره؟

00:06:59.620 --> 00:07:00.988
‫خب، منظورت از گردن چی بود؟

00:07:01.000 --> 00:07:04.600
‫خب، شما خاک و برگ های آشکار رو
‫برای جلوگیری از لاشخورها دارید،

00:07:04.725 --> 00:07:07.427
‫ولی شیرهای کوهی طعمه خودشون رو خفه میکنن.

00:07:07.561 --> 00:07:09.563
‫فکر میکنی باید آسیبی اطراف گردن باشه.

00:07:09.663 --> 00:07:11.164
‫ببخشید.

00:07:11.200 --> 00:07:13.000
‫میشه کمکم کنید؟ باید خودم رو
‫به اون ترانسفورماتور برسونم.

00:07:13.000 --> 00:07:14.000
‫- هوو.
‫- هوو. وایسا.

00:07:14.167 --> 00:07:15.636
‫اول باید منطقه رو تخلیه کنیم.

00:07:15.769 --> 00:07:17.838
‫- اینجا برق رفته؟
‫- آره، آره.

00:07:17.938 --> 00:07:19.573
‫از دیروز.

00:07:19.673 --> 00:07:23.800
‫هی، این یکی از اون خودکارهای هواشناسی
‫هر چی هست که میتونه زیر بارون و این چیزها بنویسه؟

00:07:23.911 --> 00:07:26.079
‫آره، همونه. برش دار.
‫اونا بهمون میدن.

00:07:26.146 --> 00:07:27.948
‫رندی، دست دست نکن.

00:07:28.048 --> 00:07:30.117
‫- باید اونا رو از اونجا بیرون بیاریم.
‫- آره.

00:07:30.217 --> 00:07:33.900
‫فکر کردم شاید اگه اینجا منتظر بمونیم،
‫نیروهای پلیس نظامی اوضاع رو آروم کنن.

00:07:33.954 --> 00:07:35.422
‫این واقعاً حوزه اختیارات اوناست.

00:07:35.523 --> 00:07:37.457
‫من از درگیری فیزیکی توی گرما خوشم نمیاد.

00:07:37.558 --> 00:07:40.093
‫خیلی زود سرخ میشم.

00:07:40.159 --> 00:07:42.162
‫فکر کنم داره آروم میشه.

00:07:42.262 --> 00:07:43.631
‫مری پاپینز رو نجات بدید!

00:07:43.731 --> 00:07:46.366
‫اون قصد نداشت اون دختر رو بخوره!

00:07:47.635 --> 00:07:49.169
‫یه جسم خارجی داخل این زخم هست.

00:07:49.302 --> 00:07:50.971
‫- نوک چاقو؟
‫- دومینگِز.

00:07:51.071 --> 00:07:53.774
‫دو جفت رد پا اون پشت هست.

00:07:53.874 --> 00:07:56.109
‫احتمالاً موقع حمله با کس دیگه ای بوده.

00:07:56.209 --> 00:07:57.444
‫یه چاقو اینجا داریم.

00:07:57.511 --> 00:07:59.146
‫از ریه چپ بیرون زده.

00:07:59.246 --> 00:08:00.247
‫برش گردونیم.

00:08:00.313 --> 00:08:01.982
‫- من میگیرمش، من میگیرمش.
‫- اوه...

00:08:08.656 --> 00:08:09.823
‫دسته‌ش شکسته.

00:08:09.923 --> 00:08:13.000
‫ممکنه با حیوون درگیر شده باشه
‫و روی چاقوش افتاده باشه.

00:08:13.126 --> 00:08:14.962
‫نه.

00:08:15.028 --> 00:08:17.565
‫من سه تا زخم چاقو میشمارم.

00:08:18.566 --> 00:08:21.201
‫قبل از اینکه شیر کوهی بهش برسه مرده بود.

00:08:23.503 --> 00:08:24.805
‫اون فقط یه حیوونه!

00:08:24.905 --> 00:08:26.874
‫اونجا چه خبره؟

00:08:26.974 --> 00:08:30.410
‫باشه. باید این منطقه رو تخلیه کنیم! لطفاً...

00:08:30.510 --> 00:08:31.879
‫این افراد رو از اینجا ببرید.

00:08:31.979 --> 00:08:33.246
‫باید به ترانسفورماتور برسیم.

00:08:33.346 --> 00:08:34.514
‫باید برق رو وصل کنیم.

00:08:34.648 --> 00:08:35.783
‫آره.

00:08:35.849 --> 00:08:38.284
‫نذارید مری پاپینز رو بکشن!

00:08:42.022 --> 00:08:44.324
‫مری پاپینز باید زنده بمونه!

00:08:44.391 --> 00:08:45.726
‫هوا برای این کار خیلی گرمه.

00:08:45.826 --> 00:08:48.261
‫- آره.
‫- شما قاتلید! آخ!

00:08:54.000 --> 00:08:55.400
‫الان باید ساکت باشن.

00:08:55.468 --> 00:08:57.605
‫نماینده های مجلس، افراد
شیر کوهی رو ‫از پایگاه منتقل کردن

00:08:57.705 --> 00:09:00.608
‫امیدوارم برق به زودی وصل بشه.

00:09:00.741 --> 00:09:05.000
‫ناتاشا گفت یه روزی نوه‌ هاش
‫این عکس رو نشون میدن.

00:09:06.046 --> 00:09:07.648
‫خانم چهارمی اینجا زندگی میکنه؟

00:09:07.748 --> 00:09:09.049
‫فقط سه نفریم.

00:09:09.149 --> 00:09:11.084
‫ما کل طبقه رو برای خودمون داریم.

00:09:11.151 --> 00:09:12.786
‫همه ما توی گردان‌ های مختلفیم،

00:09:12.886 --> 00:09:14.722
‫ولی از اونجایی که تعداد زن ها کمه،
‫اونا ما رو کنار هم قرار دادن.

00:09:14.788 --> 00:09:15.923
‫اون میدونه.

00:09:16.023 --> 00:09:18.158
‫- تفنگدار دریایی.
‫- اوه.

00:09:19.500 --> 00:09:20.900
‫گیبز.

00:09:21.000 --> 00:09:25.000
‫میشه اون بیرون به فرانک و رندی
‫کمک کنی ماشین ناتاشا رو بگردن؟

00:09:30.500 --> 00:09:32.500
‫من یکی از شمام.

00:09:32.600 --> 00:09:35.600
‫قبلاً توی منطقه ۲۱ می‌خوابیدم.

00:09:36.400 --> 00:09:40.400
‫تا به حال مشکلی با مردی توی ساختمان داشتید؟

00:09:40.500 --> 00:09:42.900
‫کسی دزدکی وارد طبقه شده؟

00:09:42.983 --> 00:09:44.417
‫شوخی‌ های زننده؟

00:09:44.484 --> 00:09:47.187
‫به هر نحوی بهتون فشار میاوردن؟

00:09:47.988 --> 00:09:49.456
‫میدونی که چطوریه.

00:09:49.522 --> 00:09:52.492
‫ولی ناتاشا از هر دومون قوی‌ تر بود.

00:09:52.592 --> 00:09:53.827
‫و واقعاً باهوش.

00:09:53.961 --> 00:09:56.529
‫آره. جدول کلمات متقاطع رو دیدم.

00:09:56.664 --> 00:09:58.999
‫اون یه وظیفه موقت اضافی
‫جدید رو شروع میکرد.

00:09:59.132 --> 00:10:02.269
‫اون کل روز اینجا بود،
‫دیروز برای اون آماده میشد.

00:10:02.369 --> 00:10:03.536
‫ماموریت چی بود؟

00:10:03.671 --> 00:10:05.072
‫اطلاعات سیگنالی.

00:10:05.172 --> 00:10:07.574
‫همه چی فوق محرمانه بود.

00:10:07.675 --> 00:10:11.300
‫اونا اون رو استخدام کردن چون پدرش
‫کروات بود و اون به این زبان صحبت میکرد.

00:10:11.344 --> 00:10:14.447
‫خب، اون صبح اینجا بود،
‫و بعد برای انجام وظیفه گزارش داد؟

00:10:14.514 --> 00:10:16.016
‫اون وحشت زده بود،
‫چون ماشینش روشن نمیشد،

00:10:16.116 --> 00:10:19.119
‫ولی خود سرهنگ اومد دنبالش.

00:10:19.219 --> 00:10:22.355
‫سرهنگ دوم مونتگمری.
‫اون فرمانده گردان سیگناله.

00:10:22.489 --> 00:10:26.700
‫ما فکر کردیم که اون بعد از کار،
‫پیش مامانش رفته خونه.

00:10:26.727 --> 00:10:28.896
‫ما هر دومون کل روز
‫توی رفت و آمد بودیم، ولی...

00:10:28.996 --> 00:10:30.798
‫دیگه ندیدیم که برگرده.

00:10:31.531 --> 00:10:34.367
‫سرهنگ دوم کیسی مونتگمری.

00:10:34.467 --> 00:10:37.500
‫طبق گفته هم اتاقی های ناتاشا، اون برای
‫یه دفاع هوایی منطقه‌ ای جدید دنبالش اومد.

00:10:37.604 --> 00:10:39.239
‫این آخرین باری بود که اون رو دیدن.

00:10:39.339 --> 00:10:41.608
‫- حله. بیارینش داخل.
‫- به این آسونی نیست.

00:10:41.709 --> 00:10:44.244
‫سرهنگ مونتگمری داره یه عملیات
‫به شدت محرمانه رو هدایت میکنه،

00:10:44.344 --> 00:10:47.247
‫با ماهواره ها بر فراز اروپا
‫و اتحاد جماهیر شوروی سابق.

00:10:47.380 --> 00:10:48.882
‫با فروپاشی یوگسلاوی...

00:10:48.982 --> 00:10:51.151
‫- یارو توی یوگسلاویه‌ست؟
‫- نه، مایک.

00:10:51.200 --> 00:10:54.200
‫بهت گفتم، اون قربانی ما رو
‫دیروز از پادگانش برداشت.

00:10:54.300 --> 00:10:56.500
‫- باشه، لازم نیست تند بشی.
‫- من تند نشدم.

00:10:56.600 --> 00:10:58.600
‫تو داشتی تند میشدی،
‫به خاطر اینکه از ورا عصبانی ای.

00:10:58.692 --> 00:11:00.227
‫- من از ورا عصبانی نیستم.
‫- مطمئناً هستی.

00:11:00.360 --> 00:11:01.862
‫اون داره بدون اینکه بهت بگه
‫تصمیمات مهم زندگی رو میگیره.

00:11:01.900 --> 00:11:04.900
‫رئیس، سرهنگ ارتباطات
‫زیادی توی جاهای بالا داره.

00:11:05.000 --> 00:11:08.000
‫اگه بدون اطلاع قبلی
‫به مافوق هاش ازش سوال کنیم...

00:11:08.000 --> 00:11:10.237
‫پس فکر میکنی ما قراره به خاطر آوردن
‫این دلقک توی دردسر بیفتیم...

00:11:10.337 --> 00:11:12.405
‫- و کلیف با پاهای کوچولوش اینور اونور بره.
‫- آره.

00:11:12.505 --> 00:11:14.407
‫چرا فقط این رو نگفتی، دومینگِز؟

00:11:15.743 --> 00:11:18.111
‫اوه. خدا رو شکر برای پنکه های سقفی.

00:11:18.211 --> 00:11:19.479
‫کاری که دارید میکنید رو متوقف نکنید

00:11:19.579 --> 00:11:21.181
‫فقط باید این رو تحویل بدم،
‫قبل از اینکه یادم بره.

00:11:21.248 --> 00:11:23.250
‫- اوه.
‫- این مدرکه؟

00:11:23.350 --> 00:11:25.118
‫نه. نه، اصلاً مربوط به کار نیست.

00:11:25.252 --> 00:11:26.920
‫جونی این رو برای دایان درست کرده.

00:11:27.687 --> 00:11:30.523
‫جونی این رو درست کرده؟
‫برای دایان؟

00:11:30.590 --> 00:11:31.959
‫مطمئنم همینه که همین الان مرد گفت.

00:11:32.000 --> 00:11:36.000
‫میدونم، ولی نمیدونستم جونی و دایان انقدر
‫صمیمی ان که لباس های دست ساز رد و بدل کنن.

00:11:36.129 --> 00:11:38.531
‫منظورم اینه که، خوبه.
‫اینطور نیست؟

00:11:39.300 --> 00:11:42.000
‫حس میکنم از قضیه ورا عصبانی ای، پس...

00:11:42.100 --> 00:11:44.000
‫نمیدونم چی بگم.

00:11:44.100 --> 00:11:46.700
‫مسائل زنونه‌ست، تازه کار.
‫هیچ جواب درستی وجود نداره.

00:11:46.774 --> 00:11:51.044
زود باش. بیا این مزخرفات
‫یوگسلاوی رو پیش کلیف ببریم

00:11:52.445 --> 00:11:53.613
‫هی. فرانک. اینجایی.

00:11:53.713 --> 00:11:54.681
‫همه جا دنبالت میگشتم.

00:11:54.782 --> 00:11:56.149
‫مراقب باش، کارل،
‫مردها سر کارن.

00:11:56.283 --> 00:11:58.786
‫فرانک، یه آپدیت مربوط به پرونده‌ت دارم.

00:11:58.919 --> 00:12:01.955
‫یه تماس از نگهبان بازی،
‫پرایس، دریافت کردم.

00:12:02.000 --> 00:12:05.900
‫اه، اون، اه، از کار مشهور من توی سازمان
‫ماهی و حیات وحش ایالات متحده خبردار شد.

00:12:06.000 --> 00:12:08.500
‫عالیه، کارل، وقتی امشب
‫میری خونه، باید به مامانت بگی.

00:12:08.500 --> 00:12:11.331
‫نگهبان پرایس من رو برای
‫نیروی ویژه شیر کوهی استخدام کرد.

00:12:11.464 --> 00:12:14.301
‫به محض اینکه چشمش
‫به، اه، ماده سه افتاد،

00:12:14.401 --> 00:12:16.469
‫من رو فعال میکنه،
‫ردش رو میزنیم...

00:12:16.569 --> 00:12:22.000
‫ببینیم میتونیم هیچ مدرکی پیدا کنیم که ممکنه
‫خارج از صحنه جرم شما کشیده باشه یا دفن کرده باشه.

00:12:22.109 --> 00:12:23.410
‫خوبه که بدونم.

00:12:23.476 --> 00:12:26.800
‫و اگه دنبال ویلر میگردی،
‫اون توی اتاق تفریحه.

00:12:29.682 --> 00:12:31.218
‫حالا کلیف،

00:12:31.318 --> 00:12:32.485
‫- اوه...
‫- من نمیخوام وانمود کنم که میدونم،

00:12:32.619 --> 00:12:34.121
‫- نه...
‫- چه اتفاقی برات افتاده،

00:12:34.187 --> 00:12:36.123
‫ولی نمیتونم اجازه بدم اینجا
‫قایم بشی و دائم مشروب بخوری.

00:12:36.189 --> 00:12:38.525
‫سعی کردم کار کنم،
‫ولی همه هی میان توی دفترم.

00:12:38.625 --> 00:12:39.960
‫من... من به یه لحظه نیاز دارم.

00:12:40.027 --> 00:12:42.129
‫مگه من اجازه ندارم
‫یه لحظه داشته باشم، مری جو؟

00:12:42.229 --> 00:12:43.964
‫تو اینجا چه غلطی میکنی؟

00:12:44.064 --> 00:12:45.833
‫- دارم یه لحظه رو میگذرونم.
‫- خب، زود تمومش میکنیم، قربان.

00:12:45.933 --> 00:12:48.068
‫فقط باید یه راه باز کنید
‫تا ما بتونیم از یه مظنون بازجویی کنیم.

00:12:48.168 --> 00:12:49.236
‫اون یکی از اون کله گنده های ‫شنود سیگناله

00:12:49.336 --> 00:12:50.603
‫اسمش سرهنگ مونتگومریه.

00:12:50.700 --> 00:12:53.600
‫- هی. فکر میکردم مسابقات فوتبال دستی
‫تا هفته دیگه به تعویق افتاده.
‫- همینطوره.

00:12:53.706 --> 00:12:55.475
‫کلیف فقط اینجاست
‫تا ذهنش رو خالی کنه.

00:12:55.575 --> 00:12:58.211
‫اوه، فوق العاده‌ست. زود تمومش میکنم.
‫قربان، در مورد اون توصیه برای دی سی...

00:12:58.300 --> 00:13:01.600
‫- من میخوام...
‫- قربان، نماینده های مجلس پرونده های برخوردهای
‫خودشون رو با این دیوونه های شیر کوهی فکس کردن.

00:13:01.681 --> 00:13:03.316
‫خیلی از اونا سابقه دارن.

00:13:03.416 --> 00:13:05.018
‫و ما میدونیم که اونا از حصار بالا رفتن،

00:13:05.118 --> 00:13:06.719
‫و با همه این تفنگداران دریایی،
‫توی پایگاه به دردسر افتادن.

00:13:06.820 --> 00:13:08.488
‫فقط میگم، سرهنگ تنها مظنون ما نیست،

00:13:08.588 --> 00:13:10.190
‫پس وقتی تلفن میزنی،
‫میتونی اینجوری جلوه‌ش بدی.

00:13:10.323 --> 00:13:12.392
‫قربان، دفتر محیط بان
‫همین الان این رو فرستاد.

00:13:12.500 --> 00:13:16.800
‫من به امضای شما اینجا و اینجا نیاز دارم،
‫تا رسماً من رو توی کارگروه شیر کوهی قرار بدید.

00:13:16.830 --> 00:13:18.465
‫باشه، برو ته صف، کارل.
‫من اول اینجا بودم.

00:13:18.565 --> 00:13:20.300
‫اوه، این در مورد اون قضیه دی سیه؟

00:13:20.367 --> 00:13:21.468
‫گفتم که متاسفم.

00:13:21.568 --> 00:13:23.336
‫- نه، نگفتی.
‫- باشه!

00:13:23.403 --> 00:13:24.905
‫بیاید به کلیف یه دقیقه فرصت بدیم.

00:13:25.038 --> 00:13:27.975
‫برید بالا، یه صف تشکیل بدید،
‫اون بالا می‌بینتتون.

00:13:30.210 --> 00:13:33.713
‫من فقط ازتون خواستم یه صف تشکیل بدید!

00:13:36.950 --> 00:13:38.418
‫یه صف تشکیل بدید.

00:13:38.518 --> 00:13:44.300
‫محض رضای خدا!
‫میشه یه لحظه با راب روی خودم باشم؟!

00:13:44.400 --> 00:13:49.600
‫همسرم بعد از ۱۷ سال
‫داره ازم جدا میشه، لعنتی.

00:13:49.662 --> 00:13:52.299
‫هی!

00:13:52.399 --> 00:13:55.202
‫همتون اینجا شنیدید چی شد؟!

00:13:55.268 --> 00:13:56.603
‫من دارم یه آمار میشم!

00:13:56.736 --> 00:13:59.500
‫من دارم یه طلاق لعنتی میگیرم!

00:14:04.000 --> 00:14:07.000
‫به خاطر نیروی ویژه شیر کوهی
‫بهت تبریک میگم، کارل

00:14:17.500 --> 00:14:20.700
‫خب، اوقات خوشی بود،
‫اتفاقاتی داره میفته.

00:14:20.793 --> 00:14:22.229
‫سرهنگ داره میاد تو.

00:14:22.295 --> 00:14:24.797
‫چند تا پرونده دیگه هم در مورد
‫کار فوق سریش دارم. هی.

00:14:24.900 --> 00:14:28.500
‫فقط منم که نمیتونم دست از
‫فکر کردن به قیافه ویلر بردارم؟

00:14:28.568 --> 00:14:29.937
‫فکر میکنی داشت یه فروپاشی عصبی میکرد؟

00:14:30.037 --> 00:14:31.371
‫من تا حالا توی زندگی واقعی ندیده بودم.

00:14:31.438 --> 00:14:34.200
‫خب، حداقل اون ما رو آماده کرد،
‫تا سرهنگ رو قبل از رفتنش بیاریم.

00:14:34.241 --> 00:14:35.642
‫اون با میل خودش نرفت خونه، میدونی؟

00:14:35.742 --> 00:14:40.000
‫شنیدم مری جو از یه چیزی شبیه حرکت
‫جیک د اسنیک آفت کش استفاده کرد تا...

00:14:40.100 --> 00:14:43.100
‫- اون رو بفرسته توی تاکسی و در رو سریع بست.
‫- هی.

00:14:43.116 --> 00:14:46.000
‫اگه شما دو تا پسر نمیتونید آروم کار کنید،
‫مجبورم ازتون بخوام که گورتون رو گم کنید.

00:14:46.053 --> 00:14:47.654
‫میتونیم پنکه بزرگ رو با خودمون ببریم؟

00:14:47.787 --> 00:14:49.322
‫نه، راندولف.

00:14:49.422 --> 00:14:52.725
‫سرهنگ ناتاشا هوروات رو
‫تشویق کرد که رمزنگار بشه.

00:14:52.800 --> 00:14:55.800
‫اونا داشتن در مورد درگیری توی
‫یوگسلاوی سابق، اطلاعات جمع میکردن

00:14:55.929 --> 00:14:58.098
‫- اسم عملیات شبح آهنین بود.
‫- از کجا این رو میدونی؟

00:14:58.165 --> 00:14:59.466
‫تنها چیزی که در مورد من سانسور نشده،

00:14:59.599 --> 00:15:01.834
‫این بود که سرهنگ توی گرانادا
‫توی سال ۸۳ یه قهرمان بود.

00:15:01.900 --> 00:15:04.500
‫فکر میکنی کسی ممکنه اون رو چون
‫خیلی چیزها میدونست کشته باشه؟

00:15:04.537 --> 00:15:06.173
‫بعد از یه روز کار؟

00:15:08.275 --> 00:15:09.943
‫چطور با لنس کورپورال هوروات آشنا شدی؟

00:15:10.043 --> 00:15:13.180
‫من خودم وقتی که در آموزش اولیه
‫سیگینت بود، غربالگریش کردم.

00:15:13.280 --> 00:15:16.116
‫تسلط به زبان صربی-کرواتی یه چیز نادره.

00:15:16.200 --> 00:15:18.000
.اون بچه باهوشی بود

00:15:18.051 --> 00:15:20.853
‫نمرات مهارتش نمونه بود.

00:15:20.954 --> 00:15:22.489
‫اینکه زن بود هم بی‌ تاثیر نبود.

00:15:22.622 --> 00:15:25.858
‫دیدگاه‌ های مختلف برای تیم من ارزشمنده.

00:15:25.959 --> 00:15:28.361
‫این برای عملیات جدیدت بود، شبح آهنین؟

00:15:28.495 --> 00:15:30.630
‫محرمانه‌ست، ولی آره.

00:15:30.697 --> 00:15:31.931
‫روز عملش بود.

00:15:32.032 --> 00:15:33.866
‫شماها دقیقاً اونجا چیکار میکنید؟

00:15:34.001 --> 00:15:35.368
‫اطلاعات سیگنالی.

00:15:35.468 --> 00:15:37.604
‫مقدار اطلاعاتی که میتونم
‫به اشتراک بذارم توی پرونده‌ هاست.

00:15:37.670 --> 00:15:39.706
‫که مقدار زیادی نیست، مگه نه؟

00:15:39.839 --> 00:15:41.474
‫چرا از پادگانش سوارش کردی؟

00:15:41.574 --> 00:15:44.544
‫ساعت ۰۸:۰۰ به دفتر من زنگ زد،
‫چون ماشینش روشن نمیشد.

00:15:44.644 --> 00:15:46.146
‫من پیشنهاد دادم که برسونمش.

00:15:46.213 --> 00:15:47.647
‫اون رو تا خونه هم رسوندی؟

00:15:49.349 --> 00:15:50.550
‫مثبته.

00:15:50.650 --> 00:15:52.152
‫حدود ساعت ۱۸:۳۰.

00:15:53.286 --> 00:15:56.200
‫وقتی از ماشین پیاده شد،
‫شروع به صحبت کردن با یه نفر اون بیرون کرد.

00:15:56.323 --> 00:15:59.526
‫مرد، لباس شخصی،
‫موهای کوتاه قهوه‌ ای.

00:15:59.626 --> 00:16:01.628
‫- حدوداً یک متر و هشتاد.
‫- اون رو میشناخت؟

00:16:01.728 --> 00:16:04.097
‫به نظر میرسید که میشناخت.
‫داشت بهش لبخند میزد.

00:16:05.265 --> 00:16:07.467
‫بعد از اینکه اون رو پیاده کردی کجا رفتی؟

00:16:08.268 --> 00:16:10.737
‫تمکولا. امروز صبح ساعت ۰۷۰۰ برگشتم.

00:16:10.870 --> 00:16:13.073
‫توی تمکولا چی هست؟

00:16:13.173 --> 00:16:14.207
‫محرمانه‌ست.

00:16:14.341 --> 00:16:17.277
‫کسی تایید میکنه که اونجا بودی؟

00:16:17.377 --> 00:16:19.579
‫نه. تنها رفتم.

00:16:19.679 --> 00:16:22.482
‫کجا اقامت داشتی، سرهنگ؟

00:16:23.283 --> 00:16:26.786
‫لنس کورپورال هوروات رو
‫دم در سربازخونه‌ش پیاده کردم.

00:16:26.886 --> 00:16:29.556
‫اون شروع به صحبت کردن با یه مرد جوون کرد.

00:16:29.656 --> 00:16:32.025
‫این سرنخ شماست.

00:16:32.092 --> 00:16:34.027
‫پیشنهاد میکنم دنبالش کنید.

00:16:44.604 --> 00:16:47.440
‫- زود اومدی خونه.
‫- توی اداره گند زدم.

00:16:47.574 --> 00:16:49.776
‫مری جو من رو سوار تاکسی کرد.

00:16:50.577 --> 00:16:52.979
‫خوبی؟

00:16:53.080 --> 00:16:55.915
‫اگه دیگه نبینمش چی؟

00:16:56.015 --> 00:16:58.118
‫یه بار این کار رو کردم،
‫بازم میتونم انجامش بدم.

00:16:58.218 --> 00:17:01.020
‫مشکل اینجا نوا اوکلی نیست.

00:17:03.623 --> 00:17:05.425
‫کلیف، میدونی که حق با منه.

00:17:05.525 --> 00:17:07.926
‫نه، فقط، ام...

00:17:09.100 --> 00:17:14.700
‫تا حالا نشنیده بودم اسمش رو بگی،
‫این باعث میشه واقعی بشه.

00:17:16.469 --> 00:17:17.503
‫به حرفم گوش کن.

00:17:17.604 --> 00:17:19.939
‫این آخر دنیا نیست.

00:17:20.000 --> 00:17:24.300
‫پسرمون خوب میشه،
‫من خوب میشم...

00:17:25.512 --> 00:17:26.945
‫و توئم خوب میشی.

00:17:29.048 --> 00:17:31.418
‫مردم حرف میزنن.

00:17:31.518 --> 00:17:33.753
‫سوال می‌پرسن.

00:17:34.987 --> 00:17:36.356
‫من چی بگم؟

00:17:38.325 --> 00:17:41.128
‫خیلی دوستت دارم، ولی...

00:17:41.228 --> 00:17:43.596
‫دیگه نمیتونم این رو تحمل کنم.

00:17:49.502 --> 00:17:51.604
‫فردا باید زودتر برم.

00:17:51.671 --> 00:17:55.142
‫پرونده حساسیه،
‫یه سرهنگ مهم مظنونه.

00:17:55.200 --> 00:17:57.000
‫میدونی که چطوریه.

00:18:01.000 --> 00:18:04.400
‫دارم بهت میگم، ‫میدونم که سرهنگ
در مورد دفاعیه‌ش عجیب بود

00:18:04.500 --> 00:18:08.000
‫ولی هر کدوم از این آدم های شیر کوهی،
‫به اندازه کافی دیوونه بودن که کسی رو بکشن.

00:18:08.155 --> 00:18:09.189
‫آره.

00:18:09.322 --> 00:18:10.690
‫این رو ببین.

00:18:10.823 --> 00:18:12.859
‫این زن یه معلم مهد کودک بود.

00:18:12.959 --> 00:18:15.962
‫اون مسئول شکل دادن
‫به جوون های آمریکا بود.

00:18:16.062 --> 00:18:17.964
‫با عصای کوهنوردیش
‫به یه پلیس نظامی حمله کرد،

00:18:18.000 --> 00:18:21.000
‫چون بهش گفتن نمیتونه از حصار بپره
‫تا یه شیر کوهی رو تعقیب کنه.

00:18:21.168 --> 00:18:25.700
‫فکر کردم سرهنگ گفت قربانیت داشت
‫با یه مرد حرف میزد، نه یه خانم.

00:18:25.805 --> 00:18:28.408
‫همینطوره.
‫موهای قهوه ای، قد شش فوت.

00:18:28.508 --> 00:18:29.676
‫این چیزیه که دنبالش میگردم.

00:18:31.344 --> 00:18:33.246
‫اوه خدای من، دوباره نه.

00:18:33.346 --> 00:18:35.815
‫میتونم بهت بگم چه اتفاقی
‫برای اجاق گازم افتاد؟

00:18:36.516 --> 00:18:38.117
‫ورا اینجاست؟

00:18:38.185 --> 00:18:39.186
‫جدی؟

00:18:39.286 --> 00:18:43.700
‫اوه، آره. من هر دوتون رو دعوت کردم
‫تا بتونید اوضاع رو آروم کنید.

00:18:43.723 --> 00:18:45.091
‫سلام.

00:18:45.192 --> 00:18:46.726
‫نمیدونستم اینجا میای.

00:18:46.826 --> 00:18:49.762
‫من هر دوتون رو دعوت کردم
‫تا بتونید اوضاع رو آروم کنید.

00:18:51.931 --> 00:18:53.866
‫- نه. نیازی نیست. من خوبم.
‫- آره.

00:18:53.966 --> 00:18:55.034
‫منم خوبم.

00:18:55.168 --> 00:18:57.900
‫خب، این یه مشت مزخرفه،
‫ولی بذار در مورد اجاق گازم بهت بگم.

00:18:58.037 --> 00:18:59.472
‫آره.

00:18:59.572 --> 00:19:00.773
‫الان برمیگردم.

00:19:00.873 --> 00:19:03.343
‫قرار بود برم و با تعمیرکار ملاقات کنم،

00:19:03.400 --> 00:19:08.400
‫- ولی وقتی کلیف حالش بد شد،
‫احساس کردم نمیتونم دفتر رو ترک کنم.
‫- اوه، نه.

00:19:08.500 --> 00:19:13.200
‫خب، به همسایه‌م زنگ زدم، بهش گفتم :
‫«لانی، فقط بهش بگو درستش کنه.»

00:19:13.320 --> 00:19:15.087
‫حدس بزن چیکار کرد.

00:19:15.988 --> 00:19:18.491
‫کل اون لعنتی رو در آورد و نابودش کرد.

00:19:18.591 --> 00:19:21.060
‫حالا باید یه فر کاملاً نو بگیرم.

00:19:21.160 --> 00:19:22.229
‫آره.

00:19:22.329 --> 00:19:23.730
‫هی.

00:19:23.830 --> 00:19:26.499
‫میدونی لالا هم من رو ناراحت کرد،
‫از اینکه برام خوشحال نبود.

00:19:26.599 --> 00:19:27.900
‫درسته؟ ولی این؟

00:19:28.000 --> 00:19:30.069
‫- نمیتونم این رو تحمل کنم.
‫- خیلی خب، ممنون.

00:19:30.169 --> 00:19:32.239
‫هیس، هیس، هیس،
‫هیس. داره میاد.

00:19:34.207 --> 00:19:35.875
‫یه شیر کوهی دیده شده.

00:19:35.900 --> 00:19:39.900
‫کارل داره وظایف شبانه رو رها میکنه،
‫تا بتونه کار گروهش رو انجام بده،

00:19:40.012 --> 00:19:42.282
‫پس باید برم جاش رو بگیرم.

00:19:42.415 --> 00:19:44.417
‫بعداً می‌بینمتون.

00:19:45.285 --> 00:19:47.053
‫متاسفم عزیزم، سعی کردم.

00:19:47.787 --> 00:19:50.957
‫میتونستم فقط بذارم
‫توی صورتم مشت بزنه.

00:19:54.394 --> 00:19:56.363
‫کارل.

00:19:56.463 --> 00:19:57.930
‫حالا میتونی بری.

00:19:58.030 --> 00:19:59.632
‫من اینجام.

00:19:59.766 --> 00:20:01.234
‫کارل!

00:20:01.301 --> 00:20:03.503
‫چرا اینقدر طول کشید؟

00:20:06.273 --> 00:20:10.343
‫اوه... خدای من.

00:20:12.211 --> 00:20:14.213
‫- چیه؟
‫- من...

00:20:14.314 --> 00:20:15.615
‫از کلاهت خوشم میاد.

00:20:15.715 --> 00:20:19.300
‫همه چی تا وقتی سرگرم‌ کننده‌ست که
‫کسی توسط یه شیر کوهی زخمی بشه.

00:20:19.386 --> 00:20:21.854
‫چون به درستی مجهز نشده بودن.

00:20:23.000 --> 00:20:29.000
آوا‌مــووی

00:20:30.763 --> 00:20:32.299
‫آه...

00:20:33.600 --> 00:20:35.735
‫اوه. لعنتی.

00:20:36.669 --> 00:20:38.971
‫اه.

00:20:44.577 --> 00:20:46.579
‫لطفاً!

00:20:46.646 --> 00:20:49.015
‫سرم ضربه خورد!
‫به کمک نیاز دارم!

00:20:52.452 --> 00:20:53.820
‫چه اتفاقی افتاد؟

00:20:53.920 --> 00:20:56.155
‫سرم ضربه خورد.
‫به کمک نیاز دارم.

00:20:58.257 --> 00:21:00.560
‫تو یکی از طرفدارهای شیر کوهی ای، مگه نه؟

00:21:00.660 --> 00:21:02.895
‫ببین چی پیدا کردم.

00:21:04.263 --> 00:21:06.265
‫این مال چاقوییه که اون دختر رو کشت.

00:21:06.333 --> 00:21:07.800
‫حتی اخبار هم گفت که...

00:21:07.867 --> 00:21:09.536
‫که یه نفر اون رو کشته، نه یه شیر.

00:21:09.600 --> 00:21:12.000
‫اون رو روی میز بذار و دست هات رو...

00:21:12.100 --> 00:21:14.100
‫- برام ببر بالا، باشه؟
‫- چی؟

00:21:14.206 --> 00:21:15.842
‫نه، نه. من پیداش کردم.

00:21:15.975 --> 00:21:17.677
‫من... ببین.
‫ببین، این...

00:21:17.777 --> 00:21:19.746
‫من... من اون رو توی خاک پیدا کردم.

00:21:19.846 --> 00:21:22.114
‫شماها نمیتونید گربه مری پاپینز رو بکشید

00:21:22.181 --> 00:21:23.716
‫اون هیچ کار اشتباهی نکرده.

00:21:23.816 --> 00:21:24.951
‫اون رو روی میز بذار.

00:21:25.000 --> 00:21:28.400
‫هیچکس قرار نیست اون
‫شیر کوهی رو بکشه، قول میدم.

00:21:28.488 --> 00:21:29.856
‫دروغ میگی!
‫تو... تو...

00:21:29.989 --> 00:21:31.624
‫دروغ میگی.
‫دروغ میگی.

00:21:31.691 --> 00:21:33.025
‫- دروغ میگی!
‫- بذارش زمین!

00:21:33.159 --> 00:21:34.327
‫دروغ میگی!

00:21:34.394 --> 00:21:36.028
‫- بذارش زمین!
‫- تو میخوای اون رو بکشی!

00:21:45.004 --> 00:21:47.574
‫اگه اون مرده باشه،
‫من نمیخوام زندگی کنم!

00:21:50.643 --> 00:21:54.280
‫دروغ میگی.
‫دروغ میگی.

00:22:11.764 --> 00:22:12.899
‫بندازش.

00:22:13.032 --> 00:22:15.835
‫اسلحه رو به طرف من سر بده،
‫وگرنه بهت شلیک میکنم.

00:22:15.902 --> 00:22:17.937
‫اگه اون مرده باشه،
‫نمیخوام زنده بمونم.

00:22:18.070 --> 00:22:20.239
‫اسلحه رو به طرف من سر بده.

00:22:20.373 --> 00:22:22.509
‫سر بده!

00:22:24.110 --> 00:22:25.712
‫اون فقط یه گربه‌ست.

00:22:25.812 --> 00:22:27.680
‫اون هیچ کار اشتباهی نکرده.

00:22:27.747 --> 00:22:29.982
‫حالا روی شکمت.

00:22:34.687 --> 00:22:36.923
‫من دسته چاقو رو براتون پیدا کردم.

00:22:37.000 --> 00:22:39.500
‫باید ازم تشکر کنید.

00:22:46.000 --> 00:22:48.000
‫- راندولف، توی این گرما دارم میام.
‫- هوو، باشه.

00:22:48.100 --> 00:22:50.269
‫- در رو ببند. در رو ببند.
‫- باشه.

00:22:50.300 --> 00:22:54.200
‫اگه داری سعی میکنی از دست شکارچی ها
‫خلاص بشی، نون کوالسکی دیگه تموم شده.

00:22:56.275 --> 00:22:58.645
‫شنیدی دیشب سر لالا چی اومد؟

00:22:59.500 --> 00:23:01.000
‫نه. چی؟

00:23:01.100 --> 00:23:06.600
‫یکی از اون دیوونه های شیر کوهی
با یه سر خونی ‫و دسته اسلحه قتلمون اومد

00:23:06.686 --> 00:23:08.455
‫بعد یه اسلحه کشید.

00:23:08.600 --> 00:23:11.600
‫اون رو متهم کرد به اینکه میخواد
‫شیر کوهی رو بکشه، و فرار کرد

00:23:11.658 --> 00:23:13.125
‫بعدش یهو... بنگ!

00:23:13.200 --> 00:23:19.800
‫بنگ، بنگ! سه تا گلوله
‫به یه فایل کابینت شلیک میکنه، و چی؟

00:23:20.567 --> 00:23:22.201
‫چی شد؟

00:23:22.334 --> 00:23:24.003
‫اون بدون هیچ مشکلی خنثی‌ش میکنه.

00:23:24.103 --> 00:23:26.839
‫همچنین، برق رفته بود،
‫پس، یه اتفاق بزرگ و ترسناک بود.

00:23:26.939 --> 00:23:29.308
‫باورم نمیشه بهت نگفت.

00:23:29.375 --> 00:23:30.977
‫- حالش خوبه؟
‫- آره.

00:23:31.000 --> 00:23:35.400
‫اوه، وایسا. ام، بهت نگفت چون هنوز ناراحته که
‫رویای دی سی خودت رو باهاش در میون نذاشتی.

00:23:36.100 --> 00:23:38.500
‫دی سی هنوز قطعی نشده، باشه؟

00:23:38.600 --> 00:23:42.000
‫من هنوز منتظرم تا زمان مناسب برسه،
‫تا ویلر من رو توصیه کنه.

00:23:42.188 --> 00:23:46.425
‫اون هنوز برنگشته یا هنوز داره
‫بحران طلاقش رو میگذرونه؟

00:23:46.526 --> 00:23:47.894
‫میدونی چیه، بیخیال.

00:23:48.027 --> 00:23:49.261
‫من رو به حال خودم بذار.

00:23:49.361 --> 00:23:50.763
‫دریافت شد.

00:23:52.300 --> 00:23:54.000
‫لالا، ورا توی آشپزخونه‌ست اگه میخوای...

00:23:54.000 --> 00:23:57.000
‫- بهش بگی دیشب چی شد.
‫- دسته چاقو دست پزشکی قانونیه.

00:23:57.069 --> 00:23:59.872
‫اون یاروی دیوونه از دیشب به خاطر
‫اختلال روانی غیرارادی بستری شده.

00:24:00.000 --> 00:24:01.500
‫اسمش هاک کراولیه.

00:24:01.600 --> 00:24:04.700
‫اون با توصیفات سرهنگ از اون مردی
‫که با ناتاشا حرف میزد مطابقت نداره.

00:24:04.744 --> 00:24:06.278
‫به علاوه، دفاعیه‌ش درسته.

00:24:06.378 --> 00:24:07.814
‫ما این یارو رو توی صحنه جرم دیدیم.

00:24:07.880 --> 00:24:09.482
‫داشت سر مری پاپینز داد میزد.

00:24:09.582 --> 00:24:11.117
‫آره، فکر کنم فقط داروهاش رو نخورده بود،

00:24:11.217 --> 00:24:16.500
‫اتفاقی دسته چاقو رو پیدا کرد،
‫و یه علاقه ناسالم به اون گربه داره.

00:24:16.523 --> 00:24:19.626
‫بچه‌ ها!

00:24:19.726 --> 00:24:23.162
‫بیخیال. من شب‌ های
‫دیوونه‌ کننده‌ تری از دیشب داشتم.

00:24:24.531 --> 00:24:26.098
‫لوسیون کره سیب بهترینه.

00:24:26.198 --> 00:24:28.635
‫- این کار کیه؟
‫- آه، ببخشید.

00:24:28.735 --> 00:24:30.102
‫این برای جونیه.

00:24:30.202 --> 00:24:33.405
‫از طرف دایانه.
‫یه تشکر برای اون لباسه.

00:24:33.506 --> 00:24:34.874
‫ممنون.

00:24:34.974 --> 00:24:36.543
‫چه خوب.

00:24:40.079 --> 00:24:41.247
‫دفاعیه سرهنگ رو تایید کردیم؟

00:24:41.347 --> 00:24:42.582
‫کاغذ بازی‌ های طبقه‌ بندی شده، رئیس.

00:24:42.682 --> 00:24:44.283
‫منتظر تماس‌ های برگشتی هستیم.

00:24:45.000 --> 00:24:46.900
‫من با هم‌ اتاقی‌ های هوروات صحبت کردم.

00:24:47.000 --> 00:24:50.000
‫هیچکدومشون کسی رو ندیدن که شبیه
‫اون مردی باشه که سرهنگ توصیف کرد.

00:24:50.089 --> 00:24:52.024
‫دومینگِز، تو یه تفنگدار دریایی زن بودی.
‫بیا از اون زاویه وارد بشیم.

00:24:52.091 --> 00:24:53.593
‫یادته چی بهت یاد دادم، مایک؟

00:24:53.700 --> 00:24:57.000
‫نمیگی "بانوی تفنگدار دریایی" یا "زن تفنگدار دریایی".
‫ما فقط تفنگدار دریایی ایم.

00:24:57.100 --> 00:25:00.200
‫درسته، ولی ازت میخوام که بری
‫توی مغز اون بانوی تفنگدار دریایی.

00:25:00.332 --> 00:25:01.768
‫فرض کن حرف سرهنگ رو باور کنیم.

00:25:01.901 --> 00:25:03.803
‫وقتی اون رو پیاده کرد،
‫داشت با کی حرف میزد؟

00:25:03.936 --> 00:25:04.937
‫فکر میکنی من غیب گوئم؟

00:25:05.037 --> 00:25:06.305
‫شهود زنانه، دومینگِز.

00:25:06.405 --> 00:25:07.607
‫تو یکم از اون داری یا نه؟

00:25:07.740 --> 00:25:10.142
‫اون فیل بود.
‫یه چیزی گیرش اومده.

00:25:12.144 --> 00:25:13.580
‫وودی اینجا نیست.

00:25:13.646 --> 00:25:15.181
‫من یه لحن جدی تری توی آزمایشگاه دارم.

00:25:15.281 --> 00:25:17.049
‫از هر دوتون میخوام که
‫بهش پایبند باشید، لطفاً.

00:25:17.149 --> 00:25:20.319
‫آخرین باری که اون خارج از شهر بود،
‫یه جورایی عقلت رو از دست دادی.

00:25:20.419 --> 00:25:21.621
‫اون خارج از شهر نیست.

00:25:21.754 --> 00:25:23.455
‫اون پایین راهرو توی آزمایشگاه خطر زیستیه،

00:25:23.556 --> 00:25:28.300
‫داره اون مقدار وحشتناک مدفوع شیر کوهی رو
که ‫کارل از سفر ردیابی ش آورده، پردازش میکنه

00:25:28.400 --> 00:25:30.500
‫میشه قبل از اینکه برگرده اینجا یه دوش بگیره؟

00:25:30.600 --> 00:25:35.600
‫آه، نگرانی بزرگترت باید درباره مدرکت باشه، اینطور
‫فکر نمیکنی، لروی؟ بفرما. اینا رو بذار، یه نگاهی بنداز.

00:25:35.700 --> 00:25:41.200
‫همونطور که می‌بینی، دسته ای که اون علاقه مند
‫به شیر کوهی شما آورده، با سلاح قتل جفت میشه.

00:25:41.307 --> 00:25:43.409
‫الگوی شکست دقیقاً مطابقت داره.

00:25:44.210 --> 00:25:46.478
‫در ضمن، اون عینک ها بهت نمیان.

00:25:46.579 --> 00:25:47.814
‫آره، میدونم.

00:25:47.947 --> 00:25:49.649
‫- هیچ اثر انگشتی از روی دسته برداشتی؟
‫- منفی.

00:25:49.749 --> 00:25:51.818
‫همه جاش لک شده بود.

00:25:51.918 --> 00:25:54.020
‫اون کار وودروئه. آره.

00:25:56.656 --> 00:25:58.858
‫حالتون چطوره، رفقا؟

00:25:58.958 --> 00:26:00.627
‫ددیو توی اتاق مدفوع شناسیه.

00:26:00.700 --> 00:26:05.600
‫گرفتید چی شد؟ مدفوع،
‫مثل پهن شیر کوهی، ولی همچنین...

00:26:05.665 --> 00:26:07.533
‫آره، فهمیدیم وودی.
‫چیزی داری؟

00:26:07.600 --> 00:26:12.000
‫باشه، آقای فیلیپ، حس میکنم اونجا داری
‫سعی میکنی لحن جدیت رو به کار ببری.

00:26:12.100 --> 00:26:17.200
‫عالیه. گوش کن، من تازه زیر و رو کردن
‫این توده بزرگ مدفوع رو تموم کردم.

00:26:17.300 --> 00:26:21.300
‫من قطعاً میتونم تایید کنم که این گربه،
‫تیکه هایی از تفنگدار دریایی مرده شما رو خورده.

00:26:21.380 --> 00:26:22.715
‫جزئیات میخوای؟

00:26:22.849 --> 00:26:24.183
‫خوبه، نمیخواد.

00:26:24.283 --> 00:26:26.485
‫باشه باشه.
‫من میرم دوش بگیرم پس.

00:26:26.552 --> 00:26:28.387
‫اوه، اون چیز رو بهشون نشون دادی، فیل؟

00:26:28.520 --> 00:26:31.724
‫نه، چون تو گفتی میخوای
‫در موردش باهاشون صحبت کنی.

00:26:31.858 --> 00:26:33.392
‫نه، من نمیخواستم باهاشون صحبت کنم.

00:26:33.492 --> 00:26:35.662
‫فقط میخواستم مدفوع شناسی رو،
‫مثلاً، کاملاً به موقع انجام بدم،

00:26:35.728 --> 00:26:37.664
‫وقتی که تو اون رو
‫به سمت‌شون پرت میکنی. آماده ای؟

00:26:42.501 --> 00:26:44.136
‫وودی اون رو از مدفوع شیر کوهی در آورد.

00:26:44.203 --> 00:26:47.740
‫- اوه.
‫- محض رضای خدا، ضد عفونی‌ش کردیم.

00:26:47.840 --> 00:26:49.208
‫این یه سکه چالشه، هان؟

00:26:49.341 --> 00:26:51.978
‫- "گردان آمریکا. ۱۹۸۳."
‫- گرانادا.

00:26:52.000 --> 00:26:55.000
‫این همون واحدیه که سرهنگ
‫مونتگمری توش خدمت میکرد.

00:26:56.000 --> 00:26:57.400
‫این سکه اونه.

00:26:57.500 --> 00:26:59.500
‫این اون رو توی صحنه قرار میده.

00:27:00.000 --> 00:27:01.200
‫مایک!

00:27:01.300 --> 00:27:05.400
‫- برگشتی. برات خوشحالم.
‫- خب میدونی، من بازجویی تو از سرهنگ رو ناظر میشم.

00:27:05.524 --> 00:27:07.694
‫میترسی میز رو چپه کنم،
‫و پرهای فانتزی رو به هم بریزم،

00:27:07.760 --> 00:27:09.929
‫یا به خاطر اینه که هنوز مردم
‫توی دفترت اذیتت میکنن؟

00:27:10.029 --> 00:27:11.764
‫هر دو.

00:27:11.864 --> 00:27:13.933
‫ببین، ما علیه این یارو مدرک داریم.

00:27:14.066 --> 00:27:16.268
‫فقط میز رو چپه نکن، باشه؟

00:27:16.368 --> 00:27:18.437
‫- هی، کلیف؟
‫- بله؟

00:27:19.200 --> 00:27:24.200
‫میدونی، وقتی تیش رفت، همه فکر میکردن
‫گری کالهان بود که من رو سر پا نگه داشت.

00:27:25.011 --> 00:27:27.479
‫یه حقیقتی توش هست، مطمئناً.

00:27:28.200 --> 00:27:33.000
‫چیزی که من رو سر پا نگه داشت، این بود که
‫میدونستم حتی اگه تموم شده بود، مهم بود.

00:27:33.886 --> 00:27:36.555
‫خاطرات... یه معنی ای دارن.

00:27:37.456 --> 00:27:39.625
‫هیچی نمیتونه اون رو ازت بگیره.

00:27:41.427 --> 00:27:42.895
‫تو و تیش از هم جدا شدید؟

00:27:46.098 --> 00:27:49.035
‫مایک، میخوای اونجا کسی باهات بیاد تو؟

00:27:49.135 --> 00:27:51.403
‫آره، بزن بریم.

00:27:53.740 --> 00:27:56.542
‫سرهنگ دوم مونتگمری.
‫حالت چطوره؟

00:27:56.642 --> 00:27:58.410
‫- راستش گیجم.
‫- قربان.

00:27:58.510 --> 00:28:00.246
‫میخواید دوباره برام توضیح بدید
‫اینجا چیکار میکنم؟

00:28:00.346 --> 00:28:02.281
‫به اتاق نیاز داری که قایم بشی؟
‫میتونم بعداً نوار رو ببینم.

00:28:02.381 --> 00:28:03.682
‫بهت میگم سرهنگ.

00:28:03.783 --> 00:28:05.417
‫- ما به جایگاهت احترام میذاریم.
‫- باشه.

00:28:05.517 --> 00:28:07.954
‫ما از همه کارهایی که برای
‫این کشور انجام دادی ممنونیم.

00:28:08.000 --> 00:28:11.000
‫به خاطر همه اینا،
‫نمیخوام چرت و پرت بگم.

00:28:12.800 --> 00:28:14.800
.توی صحنه جرم پیدا شد

00:28:16.000 --> 00:28:17.700
‫میفهمم قضیه چطور به نظر میرسه.

00:28:17.800 --> 00:28:21.900
‫به سرباز وظیفه هوروات علاقه‌ ای
‫فراتر از یه علاقه حرفه‌ ای داشتی؟

00:28:21.968 --> 00:28:24.036
‫نه. این سکه رو به عنوان هدیه بهش دادم.

00:28:24.136 --> 00:28:26.105
‫احساس میکرد توی این پروژه
‫از توانایی‌ هاش فراتر رفته.

00:28:26.205 --> 00:28:28.640
‫منم توی گرانادا شک و تردیدهای مشابهی داشتم.

00:28:28.741 --> 00:28:32.144
‫این سکه رو بهش دادم
‫تا احساس کنه بخشی از تیمه.

00:28:32.244 --> 00:28:33.980
‫تو گفتی که ازش خواستی.

00:28:34.080 --> 00:28:36.215
‫گفتی انتخابش کردی چون زن بود.

00:28:36.315 --> 00:28:37.984
‫به نظر میرسید یه چیز خاصی بین‌تون بود...

00:28:38.084 --> 00:28:40.853
‫معمولاً قبل از اینکه میز رو
‫چپه کنه اینطوری میشه؟

00:28:44.200 --> 00:28:47.000
‫هی. یه متصدی بار از میخونه کمپین یه خبر داد.

00:28:47.100 --> 00:28:50.600
‫گفت کسی رو دیده که شبیه توصیفات ناتاشا بوده،
‫دو شب پیش با یه مرد مشروب میخورده.

00:28:50.696 --> 00:28:51.964
‫- اونا مطمئنن که خودش بوده؟
‫- آره.

00:28:52.064 --> 00:28:53.699
‫لباس‌ ها و توضیحاتش مطابقت داشت.

00:28:53.800 --> 00:28:55.101
‫هی، اوضاع داره وخیم‌ تر میشه؟

00:28:55.201 --> 00:28:56.735
‫چون فکر میکنم داره وخیم‌ تر میشه.

00:28:56.836 --> 00:28:59.538
‫- جواب سوال رو بده!
‫- دادم، من به همه... جواب دادم،

00:28:59.671 --> 00:29:01.173
‫تو اصلاً نزدیک تمکولا نبودی!

00:29:01.307 --> 00:29:04.343
‫تو اینجا توی پایگاه بودی،
‫اون دختر رو کشتی!

00:29:04.476 --> 00:29:05.845
‫منفیه، قربان.

00:29:05.945 --> 00:29:07.713
‫من ساعت ۱۸:۳۰ اون رو پیاده کردم.

00:29:07.847 --> 00:29:10.682
‫سرهنگ مونتگمری،
‫بهم نگاه کن!

00:29:10.800 --> 00:29:17.500
‫با این مدارک جدید، ما مجوز گرفتیم تا برنامه زمانی
‫هر ماموریت حساس رو که این ماه توی پایگاه رخ داده بررسی کنیم.

00:29:18.700 --> 00:29:23.800
‫هیچ اتفاق طبقه‌ بندی شده‌ ای
‫دو شب پیش توی تمکولا رخ نداده.

00:29:23.863 --> 00:29:27.299
‫من سرجوخه هوروات رو ساعت ۱۸:۳۰ پیاده کردم.

00:29:28.300 --> 00:29:32.071
‫اون کاملاً زنده بود و با مردی که
‫توصیف کردم صحبت میکرد.

00:29:33.472 --> 00:29:36.275
‫من مستقیماً از پندلتون به تمکولا رانندگی کردم.

00:29:41.413 --> 00:29:44.951
‫من توی متل گاردنیا اقامت داشتم.

00:29:46.552 --> 00:29:48.888
‫دروغ میگه،
‫وگرنه زودتر این رو میگفت.

00:29:49.021 --> 00:29:51.090
‫کسی میتونه این رو تایید کنه؟

00:29:51.223 --> 00:29:53.759
‫متل میتونه.

00:29:53.893 --> 00:29:56.195
‫من کل شب رو توی اتاق ۲۲۸ موندم.

00:29:58.497 --> 00:30:01.033
‫اون اتاق به اسم الکس ورنون اجاره داده شده.

00:30:01.100 --> 00:30:05.300
‫تو یه ماموریت جعلی ساختی،
‫چون اون زن متاهل بود؟

00:30:06.238 --> 00:30:08.174
‫نه.

00:30:08.274 --> 00:30:10.877
‫الکساندر ورنون.

00:30:10.977 --> 00:30:13.445
‫من کل شب رو با اون بودم.

00:30:18.817 --> 00:30:20.887
‫داری میگی همجنسگرایی؟

00:30:21.687 --> 00:30:23.990
‫من میگم الکس میتونه برام شهادت بده.

00:30:25.925 --> 00:30:28.560
‫اصلاً انتظارش رو نداشتم.

00:30:43.042 --> 00:30:45.711
‫مری جو، ژنرال آلوین جفرز رو برام روی خط بیار.

00:30:45.811 --> 00:30:48.214
‫من باید یه گزارش از سوء رفتار بدم.

00:31:12.704 --> 00:31:14.506
‫بهت گفتم جفرز رو برام بیار.

00:31:14.606 --> 00:31:16.308
‫میدونم چی بهم گفتی.

00:31:17.176 --> 00:31:18.544
‫من این کار رو نمیکنم.

00:31:19.611 --> 00:31:21.513
‫تو هیچ ایده ای نداری
‫اینجا چه خبره، مری جو.

00:31:21.647 --> 00:31:24.450
‫اوه، من یه ایده دارم، عزیزم، باور کن.

00:31:24.550 --> 00:31:28.300
‫اگه از سرهنگ به خاطر همجنسگرا بودنش
‫گزارش بدی، ممکنه اخراج بشه.

00:31:28.354 --> 00:31:31.090
‫همجنسگرایی اون باعث میشه
‫در برابر باج گیری آسیب پذیر بشه.

00:31:31.190 --> 00:31:32.925
‫این یه خطر امنیتی بالقوه‌ست.

00:31:33.025 --> 00:31:34.426
‫- ممکنه مزایاش رو از دست بده.
‫- میدونم.

00:31:34.493 --> 00:31:36.028
‫- ممکنه همه چیزش رو از دست بده.
‫- گفتم میدونم.

00:31:36.162 --> 00:31:38.864
‫آره، خب، به نظر میاد یادت رفته.

00:31:39.665 --> 00:31:42.568
‫این به تو مربوط نیست، مری جو.

00:31:43.369 --> 00:31:48.200
‫برگرد سر میزت، لطفاً، و ژنرال
‫جفرز رو برام روی خط بیار.

00:31:48.207 --> 00:31:49.675
‫نه.

00:31:51.210 --> 00:31:53.579
‫من در مورد تو میدونم، کلیف.

00:31:55.547 --> 00:31:57.383
‫و من نمیذارم این کار رو بکنی.

00:31:57.483 --> 00:31:59.185
‫من... درباره من چی میدونی؟

00:31:59.318 --> 00:32:01.520
‫درباره‌ت میدونم.

00:32:02.688 --> 00:32:05.057
‫درباره تو و نوآ اوکلی میدونم.

00:32:07.426 --> 00:32:10.229
‫و میدونم که اونجا وایسادی و به همون
‫چیزی فکر میکنی که من دارم فکر میکنم.

00:32:10.300 --> 00:32:13.900
‫چی میشد اگه تو جای سرهنگ بودی؟

00:32:14.000 --> 00:32:19.800
‫بارت میتونست مجوز امنیتیت رو باطل کنه،
‫میتونست شغلت رو بگیره.

00:32:19.900 --> 00:32:24.700
‫و نمیدونم فکر میکنی یه جور وظیفه داری
‫که این مرد رو گزارش کنی،

00:32:24.743 --> 00:32:27.146
‫یا شاید فکر میکنی چیزی رو باید ثابت کنی،

00:32:27.200 --> 00:32:32.200
‫ولی اگه این کار رو بکنی، کلیف،
‫هیچ وقت خودت رو نمی‌بخشی.

00:32:33.300 --> 00:32:35.600
‫نمیتونم بی‌ تفاوت بمونم
‫و بذارم این اتفاق بیفته.

00:32:36.422 --> 00:32:37.689
‫این مکالمه تموم شد.

00:32:37.700 --> 00:32:41.500
‫- کلیف.
‫- گفتم جفرز رو برام بیار، و این یه دستوره.

00:32:41.600 --> 00:32:43.100
‫پس، برای یه بار هم که شده توی زندگیت،

00:32:43.200 --> 00:32:49.500
‫از نصیحت‌ های ناخواسته دادن توی اتاق‌ هایی که
‫بالاتر از جایگاهت هستن، دست بردار و کارت رو انجام بده.

00:33:06.200 --> 00:33:12.000
‫من از اینجا میرم بیرون،
‫و کل اینجا رو اداره میکنم،

00:33:12.000 --> 00:33:15.500
‫چون این کاریه که من اینجا انجام میدم.

00:33:16.262 --> 00:33:18.030
‫ولی بهت میگم چیه، کلیف.

00:33:19.465 --> 00:33:21.500
‫خودت میتونی با تلفن لعنتیت شماره بگیری.

00:33:36.382 --> 00:33:38.784
‫الکساندر ورنون تایید کرد که
‫کل شب رو با سرهنگ بوده.

00:33:38.850 --> 00:33:40.986
‫آره، متصدی پذیرش هتل هم
‫اون رو اونجا گذاشته بود.

00:33:41.087 --> 00:33:44.190
‫دفاعیه‌ش چک شد.
‫اون ناتاشا رو نکشته.

00:33:47.193 --> 00:33:50.696
‫ماده ۱۲۵ میگه رفتار همجنسگرایانه باید گزارش بشه.

00:33:50.796 --> 00:33:52.698
‫دفاعیه سرهنگ چک شد؟

00:33:52.798 --> 00:33:54.466
‫- آره، رئیس.
‫- آره.
‫- خیلی خب.

00:33:54.500 --> 00:33:58.700
‫اینکه گزارش بشه یا نه به خاطر اینکه یکم
‫سبک‌ سر و بیخیاله... بالاتر از سطح حقوق ماست.

00:33:58.770 --> 00:34:00.172
‫بزنید بریم.

00:34:00.239 --> 00:34:01.873
‫یکی از شماها بهم بگه کی اون
‫خانم تفنگدار دریایی ما رو کشته.

00:34:01.973 --> 00:34:03.642
‫اوه، فقط تفنگدار دریایی، رئیس.

00:34:03.742 --> 00:34:05.077
‫- باشه؟
‫- میدونی منظورم چیه.

00:34:05.177 --> 00:34:06.512
‫سرهنگ از لیست خط خورد.
‫کی میتونسته این کار رو کرده باشه؟

00:34:06.578 --> 00:34:08.147
‫متصدی بار کمپیون درست میگفت.

00:34:08.246 --> 00:34:10.716
‫ناتاشا قطعاً شب مرگش اونجا بوده.

00:34:10.800 --> 00:34:12.700
‫من با کل پرسنل صحبت کردم.

00:34:12.800 --> 00:34:15.400
‫سه نفرشون دیدن که اون با یه مرد سفید پوست
‫حدوداً اواخر ۲۰ سالگی، موهای قهوه‌ ای،

00:34:15.500 --> 00:34:18.000
‫پای یه میز داشته مشروب میخورده.

00:34:18.000 --> 00:34:20.400
‫ممکنه همون مردی باشه که سرهنگ دیده
‫بیرون از خوابگاهش باهاش حرف میزده.

00:34:20.500 --> 00:34:24.100
‫پشت باری یادشه که آخر شب،
‫این رو از روی میز پاک کرده.

00:34:24.230 --> 00:34:26.031
‫کی بازی فکری توی بار انجام میده؟

00:34:26.132 --> 00:34:27.433
‫خب، ناتاشا جدول کلمات متقاطع دوست داشت.

00:34:27.565 --> 00:34:29.067
‫یه عالمه ازشون توی کمدش داشت.

00:34:29.168 --> 00:34:31.937
‫- این رو از آشغال‌ های میخونه در آوردی؟
‫- آره.

00:34:32.070 --> 00:34:35.474
‫خیلی دردناک بود.
‫ولی این رو هم پیدا کردم.

00:34:35.500 --> 00:34:39.900
‫پشت‌ باری گفت تقریباً مطمئنه
‫که این روی میز ناتاشا بوده.

00:34:40.000 --> 00:34:44.900
‫اگه اون و این آقا با هم پازل رو حل میکردن،
‫شاید بتونیم اثر انگشتش رو ازش بگیریم.

00:34:45.000 --> 00:34:46.800
‫این خودکاره هر چی هوا باشه، همونه؟

00:34:50.900 --> 00:34:54.600
‫اداره‌ کارهای عمومی به شما پسرها همه‌ اون
‫خودکارهایی که نیاز دارید رو میده؟ ها؟

00:34:54.700 --> 00:34:56.100
‫که بتونید توی هر آب و هوایی بنویسید؟

00:34:56.200 --> 00:34:58.000
.دست هات روی سرت

00:34:58.700 --> 00:35:00.100
.اوه، لعنتی

00:35:00.200 --> 00:35:02.500
‫- تازه کار، مشکلی نداری؟
‫- نه.

00:35:12.500 --> 00:35:14.500
!ولم کن

00:35:15.000 --> 00:35:21.000
آوامووی در شبکه های اجتماعی
@AvaMovie_in

00:35:21.500 --> 00:35:24.500
°°مترجم : احسان°°

00:35:25.300 --> 00:35:27.000
‫کارمند اداره‌ کارهای عمومی،

00:35:27.200 --> 00:35:31.800
‫ویلهلم بنکس توسط مامورهای ما امروز
‫صبح دستگیر شد. ماشینش رو گشتیم،

00:35:31.897 --> 00:35:33.499
‫شواهد خونی پیدا کردیم.

00:35:33.632 --> 00:35:36.735
‫بعدش به قتل لنس کورپورال هوروات اعتراف کرد.

00:35:36.800 --> 00:35:41.300
‫طبق اظهاراتش، اوایل روز هوروات رو
‫بیرون از آسایشگاهش دیده بود.

00:35:41.407 --> 00:35:43.475
‫اونجا کار میکرد،
‫روی ترانسفورماتور؟

00:35:43.575 --> 00:35:46.812
‫بعداً همون شب برگشت، اوه،
‫ازش بخواد با هم برن یه نوشیدنی.

00:35:46.912 --> 00:35:50.081
‫"توی راه بار، یه روزنامه توی ماشینم دید."

00:35:50.182 --> 00:35:55.000
‫"شروع کرد به شوخی کردن و حل کردن جدول
‫کلمات متقاطع. ما با هم توی بار تمومش کردیم."

00:35:56.600 --> 00:36:00.600
‫اون رو رسوند خونه، بیشتر از یه بوس
‫شب بخیر میخواست، اون مقاومت کرد.

00:36:00.692 --> 00:36:03.929
‫جسدش رو انداخت بیرون،
‫انگار هیچی نبود.

00:36:05.297 --> 00:36:07.666
‫اون کل زندگیش رو پیش رو داشت.

00:36:11.400 --> 00:36:15.900
‫قربان، من آگاهم که اِن آی اِس
‫به خوبی میتونه من رو گزارش کنه،

00:36:16.000 --> 00:36:19.400
‫و روند ماده‌ ۱۲۵ رو به خاطر
‫رفتار همجنسگرایانه شروع کنه.

00:36:19.500 --> 00:36:25.800
‫سرهنگ دوم، شما دو و نیم دهه‌ گذشته رو
‫با افتخار به این کشور خدمت کردید،

00:36:25.900 --> 00:36:29.200
‫و کمک شما توی این تحقیقات ارزشمند بود.

00:36:29.300 --> 00:36:34.300
‫من هیچ قصدی برای از بین بردن
‫حرفه‌تون یا زندگیتون ندارم.

00:36:36.400 --> 00:36:39.100
‫صادقانه بگم، من هیچ وقت
‫خودم رو نمی‌بخشم.

00:36:41.967 --> 00:36:44.236
‫ممنونم، مامور ویژه ویلر.

00:36:45.036 --> 00:36:47.906
‫خوش‌ رفتاری شما فراموش نمیشه.

00:36:55.814 --> 00:36:57.215
‫داری میری خونه؟

00:36:57.316 --> 00:36:59.217
‫آره. امشب با دایان یه کاری انجام میدیم.

00:36:59.318 --> 00:37:02.621
‫فکر کنم قرار بود من برنامه‌ ریزی کنم.

00:37:02.700 --> 00:37:04.600
‫اون یادداشتی که توی
‫سبد هدیه گذاشت رو میدونی؟

00:37:04.700 --> 00:37:08.700
‫برای جونی خیلی معنی داشت.
‫جدی میگم خیلی بهش انگیزه داد،

00:37:08.800 --> 00:37:10.500
‫- با کل ماجرای خیاطی.
‫- واقعاً؟

00:37:10.562 --> 00:37:13.064
‫آره، داره به این فکر میکنه که
‫چند تا طراحی کنه و بفروشه.

00:37:13.164 --> 00:37:15.934
‫و، خب، من همیشه بهش میگفتم
‫باید این کار رو بکنه، ولی...

00:37:16.067 --> 00:37:17.803
‫نمیدونم.

00:37:17.903 --> 00:37:20.038
‫یه چیزی توی لحن حرف زدن دایان هست، مرد.

00:37:20.105 --> 00:37:22.308
‫اون یه جواهره.

00:37:25.377 --> 00:37:26.878
‫فردا می‌بینمت؟

00:37:27.846 --> 00:37:29.948
‫آره، فردا می‌بینمت.

00:37:33.785 --> 00:37:34.986
‫اوه، خدای من.

00:37:41.900 --> 00:37:46.000
‫قرار بود یه سبد لوسیون فانتزی باشه،
‫ولی وقت نکردم برم مرکز خرید.

00:37:46.100 --> 00:37:49.000
‫همش از لوسیوناییه که توی آپارتمانم داشتم.

00:37:51.403 --> 00:37:54.906
‫اوه، آره. فاکتور محافظت
‫در برابر خورشید ۱۵ خیلی عالیه.

00:37:55.006 --> 00:37:57.809
‫اینجا هم لوسیون مالیدی این طرف، یا...

00:37:57.909 --> 00:37:59.745
‫اوه. نه.

00:37:59.811 --> 00:38:01.880
‫احتمالاً چربیه.

00:38:01.980 --> 00:38:04.082
‫کاسه پاپ‌ کورنمه.

00:38:04.182 --> 00:38:05.617
‫کاسه خیلی خوبیه.

00:38:05.751 --> 00:38:08.487
‫نه، به نظر یه کاسه فوق‌ العاده میاد.

00:38:08.587 --> 00:38:11.990
‫گوش کن، واقعاً امیدوارم
‫اون کار دی‌ سی رو بگیری.

00:38:13.058 --> 00:38:15.527
‫اگه تو رو مسئولش نکنن احمقن.

00:38:15.627 --> 00:38:17.729
‫نه، اتفاق نمیفته.

00:38:17.796 --> 00:38:20.298
‫- چرا؟
‫- من این کل چیز رو تایپ کردم،

00:38:20.399 --> 00:38:23.335
‫میدونی، برای... برای ویلر که بگه
‫وقتی داشت من رو توصیه میکرد.

00:38:23.469 --> 00:38:26.738
‫و، و من اونجا وایسادم،
‫و دارم کاغذ رو بهش میدم،

00:38:26.838 --> 00:38:28.306
‫و بعد فکر میکنم...

00:38:28.407 --> 00:38:30.308
‫"اصلاً برای چی میخوام اینجا رو ترک کنم؟"

00:38:30.409 --> 00:38:32.911
‫میتونم تیم اطلاعاتی اِن آی اِس
‫خودم رو راه‌ اندازی کنم،

00:38:33.000 --> 00:38:38.200
‫با هماهنگی بهتر بین پندلتون
‫و لس آنجلس و هر کس دیگه، و من...

00:38:40.151 --> 00:38:42.654
‫خیلی خوشحالم که میمونی.

00:38:43.922 --> 00:38:46.858
‫خیلی از وقتم رو تنها گذروندم.

00:38:46.958 --> 00:38:49.461
‫تنها توی آشپزخونه‌م،
‫شام میخوردم.

00:38:49.561 --> 00:38:52.263
‫تنها توی زیرزمینم،
‫داشتم یه قایق میساختم.

00:38:52.364 --> 00:38:54.533
‫اوه، خدای من.

00:38:55.534 --> 00:38:57.503
‫انبار مخفی تو؟

00:38:57.603 --> 00:38:59.871
‫فکر میکردم یه چیز مردونه‌ست.

00:39:01.139 --> 00:39:02.708
‫نظرم عوض شد.

00:39:03.975 --> 00:39:06.545
‫خیلی از وقتت رو تنها میگذرونی...

00:39:07.913 --> 00:39:09.448
‫بهش عادت میکنی.

00:39:10.200 --> 00:39:15.000
‫اگه مراقب نباشی، شروع میکنه
‫به یه عادت تبدیل شدن.

00:39:16.121 --> 00:39:17.489
‫این مدیر هارلنه.

00:39:17.500 --> 00:39:21.500
‫اوه، سلام مدیر. کلیف ویلرم،
‫مامور ویژه مسئول توی اِن آی اِس پندلتون.

00:39:21.660 --> 00:39:26.200
‫فهمیدم که شما رهبری جستجو برای یه نامزد رو برای
‫ریاست تیم مشترک اطلاعات جنایی به عهده دارید

00:39:26.331 --> 00:39:28.299
‫آره. کسی رو برام داری؟

00:39:28.400 --> 00:39:32.137
‫دارم. ولی نه از دفتر خودم، در واقع.

00:39:32.237 --> 00:39:33.839
‫اوه، یه نفر توی اداره.

00:39:34.906 --> 00:39:38.209
‫فکر میکنم که مامور ویژه نوآ اوکلی
‫به خوبی بهتون خدمت کنه.

00:39:38.309 --> 00:39:39.878
‫ما سال‌ هاست که با هم کار میکنیم،

00:39:39.978 --> 00:39:42.548
‫و دیدم که چطور به یه رهبر
‫فوق‌ العاده تبدیل شده.

00:39:42.648 --> 00:39:45.684
‫هیچکس از ساحل غربی
‫برای این کار پیش قدم نشده.

00:39:46.585 --> 00:39:49.421
‫فکر میکنی علاقه ای به نقل مکان
‫به دی سی داشته باشه؟

00:39:49.555 --> 00:39:51.022
‫شاید بشه متقاعدش کرد.

00:39:51.122 --> 00:39:53.024
‫خب، باید با مافوقم در موردش صحبت کنم...

00:39:53.091 --> 00:39:55.527
‫وقتی تنهایی، همه چی ساده تره.

00:39:55.594 --> 00:39:57.596
‫چیزی برای از دست دادن نداری.

00:39:57.696 --> 00:40:01.500
‫پس انقدر آدم ها رو پس میزنی
‫تا اینکه ترکت کنن.

00:40:02.267 --> 00:40:05.604
‫یا میری یه جایی که
‫هیچکس نتونه دنبالت بیاد.

00:40:05.704 --> 00:40:07.338
‫مثل وسط آلاسکا.

00:40:07.400 --> 00:40:09.300
‫این صندلی خالیه؟

00:40:15.413 --> 00:40:18.316
‫تصمیم گرفتم سرهنگ رو گزارش ندم.

00:40:19.350 --> 00:40:20.586
‫آره، میدونم.

00:40:20.719 --> 00:40:24.289
‫من بی سر و صدا تیم فرانک رو هم مطلع کردم.

00:40:25.591 --> 00:40:27.158
‫اونا از شنیدنش خوشحال شدن.

00:40:30.700 --> 00:40:35.500
‫نمیدونم شنیدی یا نه،
‫ولی تعمیرکار اجاق گازم رو خراب کرد.

00:40:37.000 --> 00:40:39.500
‫قبل از اینکه بابام بمیره...

00:40:41.500 --> 00:40:45.000
‫همه دستورهایی که بلد بود رو
‫روی اون اجاق قدیمی بهم یاد داد.

00:40:46.000 --> 00:40:51.500
‫میدونم یه اجاق گاز در مقایسه
‫با خیلی چیزها بی اهمیته، ولی...

00:40:53.000 --> 00:40:55.500
.نمیخواستم از دستش بدم

00:40:56.000 --> 00:40:57.500
‫مری جو.

00:40:59.500 --> 00:41:02.500
‫هیچی در مورد تو بی اهمیت نیست.

00:41:03.000 --> 00:41:07.500
‫و هر کسی که تو رو از دفترش
‫بیرون کنه یه احمق تمام عیاره.

00:41:14.000 --> 00:41:18.500
‫همه اون ساعت هایی که
‫توی آشپزخونه با بابام بودم...

00:41:19.000 --> 00:41:21.000
‫مقدس بودن.

00:41:22.500 --> 00:41:26.000
‫هر چیزی که توی اونجا میگفتیم،
‫بین خودمون میموند.

00:41:27.500 --> 00:41:34.000
‫میتونستیم خودمون باشیم،
‫بدون قضاوت، بدون نگرانی.

00:41:35.000 --> 00:41:37.500
‫اون بهم یاد داد چطوری اینطوری باشم.

00:41:40.000 --> 00:41:41.500
‫وقتی نوبت بهت میرسه...

00:41:42.500 --> 00:41:45.000
‫من تنها کسی ام که میدونه.

00:41:46.000 --> 00:41:49.000
‫و نمیفهمم چرا این باید تغییر کنه.

00:41:50.500 --> 00:41:52.500
‫مگه اینکه خودت بخوای.

00:42:00.000 --> 00:42:02.500
‫ممنونم.

00:42:09.500 --> 00:42:11.000
‫میخوای غذا سفارش بدی؟

00:42:12.000 --> 00:42:14.000
‫فر من تا جمعه نمیرسه.

00:42:14.000 --> 00:42:15.500
‫آره. آره.
‫اوم، اسمیتی؟

00:42:15.500 --> 00:42:17.500
‫- میتونیم چند تا منو بگیریم؟
‫- حتماً.

00:42:17.500 --> 00:42:19.500
‫یاد گرفتم از تنها بودن خوشم بیاد.

00:42:19.500 --> 00:42:20.500
‫اوم، این به حساب من.

00:42:20.500 --> 00:42:28.000
‫یا شاید این فقط چیزیه که به خودم میگم، تا اینکه
‫کسی پیدا بشه، تا یه استیک کنار آتیش بخوره.

00:42:30.000 --> 00:42:40.000
« آوا مووی - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ AvaMovie.in ]