WEBVTT
X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:133508

STYLE
::cue { direction: rtl; unicode-bidi: plaintext; }

01:34.678 --> 01:37.428
‫« اقتباسی از رمانِ آتش و خون به‌قلم جرج آر. آر. مارتین »

01:40.600 --> 01:45.199
‫« خاندان اژدها »
‫« قسمت چهارم: تامبلتون »

01:45.274 --> 01:55.223
ارائه‌ای از وب‌سایت دیجی‌موویز
.:: DigiMoviez.Com ::.

01:55.298 --> 02:05.247
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
دیجی‌موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@DigiMoviez

02:05.322 --> 02:15.322
« ترجمه از نهـال و علی اکبر دوست‌ دار »
.:: iredprincess & Ali99::.

02:15.510 --> 02:17.179
‫ادامه بدید!

02:17.262 --> 02:19.139
‫بیاریدش پایین!

02:19.222 --> 02:20.474
‫- باریکلا!
‫- یالا!

02:20.557 --> 02:22.157
‫- ادامه بدید!
‫- برگردید سر کارتون

02:24.728 --> 02:26.103
‫سه نفر دیگه اینجا

02:28.815 --> 02:30.692
‫سه نفر دیگه اونجا

02:31.818 --> 02:32.819
‫تو هم با اونا برو!

02:33.987 --> 02:35.405
‫دوتای دیگه اینجا

02:39.701 --> 02:40.994
‫دوتای دیگه هم اینجا

02:48.585 --> 02:50.587
‫شما سه‌تا، برید این تو

02:52.422 --> 02:53.715
‫تو رو خدا، خواهش می‌کنم

02:54.925 --> 02:57.010
‫خونه‌ی ما همین‌جوریش هم شلوغ‌پُلوغه

02:57.094 --> 02:59.721
‫ما ۱۵ هزار نفریم

02:59.805 --> 03:01.525
‫باز خدا رو شکر فقط سه نفریم

03:04.309 --> 03:06.978
‫- توی شلوغی یه فِیضی هم می‌بریم
‫- حواست رو جمع کن

03:08.230 --> 03:10.899
‫ناراحتی، برو پیش لرد اورمند واسه شکایت

03:10.982 --> 03:12.266
‫ببینیم توفیری هم داره یا نه

03:12.341 --> 03:22.341
▷ Instagram: @AliAkbar.1999
▷ Telegram: @IRedSub

03:25.372 --> 03:29.459
‫عرایض بنده فقط در خصوص
‫وضعیت اسکانه، سرورم

03:29.543 --> 03:32.087
‫از جا و مکانتون ناراضی هستید، لرد فوتلی؟

03:32.170 --> 03:34.431
‫مسئله اینه که علاقه‌ی وافری
‫به خونه‌ی آباواجدادی‌مون داریم

03:34.506 --> 03:36.341
‫شما توی اتاق خوابِ ما مستقرید

03:37.300 --> 03:39.636
‫غیر اینه که شما در پیشگاهِ
‫رینیرا تارگرینِ غاصب

03:39.720 --> 03:41.638
‫زانو زدید، بانو فوتلی؟

03:41.722 --> 03:42.723
‫خیر، همین‌طوره

03:43.515 --> 03:46.810
‫پس، اجازه بدید بهتون یادآوری کنم که
‫سزای خیانت چیزی جز مرگ نیست

03:46.893 --> 03:48.793
‫ما به‌دنبال جنگ و درگیری نیستیم، سرورم

03:49.062 --> 03:50.731
‫تامبلتون هیچ برج و بارویی نداره

03:50.814 --> 03:52.532
‫مردم ما فقط راه و رسم تجارت رو بلدن

03:52.607 --> 03:55.317
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردیم روی جنگ رو ببینیم

03:55.402 --> 03:57.287
‫پس، از روی ترس بود که باهاش بیعت کردید

03:57.362 --> 03:59.948
‫بیعت کردیم چون ایشون ملکه‌ی ماست

04:03.243 --> 04:04.745
‫واقعاً؟

04:14.963 --> 04:17.132
یا که جنده‌ی اژدهاسواری بیش نیست؟

04:21.428 --> 04:24.973
‫هدف من نشوندنِ سلسله‌ی برحق روی تخت آهنینه

04:26.057 --> 04:28.560
‫پیرو همین قضیه،
‫نیاز به یه استراحت درست‌وحسابی دارم

04:30.020 --> 04:34.316
‫پیرو همین موضوع، باید اقامتگاهی
‫درخور شأنم داشته باشم

04:35.317 --> 04:38.570
‫بنده بهتون اطمینان میدم که
‫افرادم تا وقتی توی شهرِ شما هستن،

04:38.653 --> 04:40.238
‫کمال ادب رو رعایت کنن

04:42.282 --> 04:43.700
‫البته، مشروط بر اینکه…

04:46.661 --> 04:48.830
‫شما هم حد و حدود خودتون رو رعایت کنید

04:48.914 --> 04:50.248
‫مشایعتشون کنید بیرون

04:52.834 --> 04:54.169
‫لازم نکرده

04:54.795 --> 04:58.256
‫توی برخورد با زیردست‌ها،
‫باید مُنصف، اما قاطع بود

04:58.340 --> 04:59.758
بله، سرورم

05:02.844 --> 05:04.012
‫جناب شاهزاده

05:04.095 --> 05:06.348
‫سرورم، نامه‌ای از استورمز اِند رسیده؛

05:06.431 --> 05:09.142
‫لرد باروس باراتیون باز هم
‫دارن بهانه‌تراشی می‌کنن

05:16.399 --> 05:18.952
‫مردکِ نادون پای عهدنامه‌ی وصلت
‫شاهزاده ایموند با یکی از

05:19.027 --> 05:21.947
‫دخترهای بی‌ریختش مُهر زد

05:22.030 --> 05:23.907
‫پس، چرا هیچ خبری ازش نیست؟

05:23.990 --> 05:26.034
نامه‌ای بفرست که حالیش بشه

05:26.117 --> 05:28.617
‫احتمالاً این یکی رو باید جای کلمات،
‫با نقاشی پُر کنیم

05:34.376 --> 05:36.127
‫از هرن‌هال چه خبر؟

05:38.421 --> 05:42.634
‫اگه ویگار نیاد، خطوط دفاعی‌مون درهم می‌شکنه

05:48.390 --> 05:50.225
‫دلسرد نشو، دیرون

05:51.935 --> 05:53.603
‫برادرت به‌زودی بهمون می‌پیونده

05:58.608 --> 06:01.111
‫چرا رفته سر وقتِ تامبلتون؟

06:01.194 --> 06:04.155
‫اونجا که استحکامات نظامی نداره.
‫صرفاً یه شهر تجاریه

06:04.239 --> 06:07.367
‫لردش آدم بی‌دست‌وپاییه.
‫باروهای شهر سست و بی‌دفاعن

06:07.450 --> 06:09.795
‫انگار های‌تاور با این اقدام
‫خودش رو آماج تیر کرده

06:09.870 --> 06:10.871
‫آخه چرا؟

06:11.955 --> 06:14.165
‫نکنه می‌خواد به‌طریقی حمایتشون رو جلب کنه؟

06:16.251 --> 06:20.672
‫داره وسوسه‌ام می‌کنه تا شهری که
‫با من بیعت کرده رو به آتیش بکِشم

06:21.339 --> 06:23.633
‫تا کل مملکت من رو به چشم «میگورِ ثانی» ببینن

06:23.717 --> 06:25.552
‫اون‌وقت ضدِ من قیام می‌کنن

06:25.635 --> 06:28.230
‫من هم به‌دستِ همون خدایانی که
‫تاج‌وتخت رو بهم عطا کردن،

06:28.305 --> 06:29.639
‫به‌حق سرنگون می‌شم

06:29.723 --> 06:31.516
‫با اجازه‌تون…

06:32.433 --> 06:36.605
‫علیاحضرت، قشونِ ریورلندزِ شاهزاده دیمون
‫داره میاد سمتِ بارانداز

06:36.688 --> 06:38.982
‫تا تامبلتون هم راهی نیست

06:39.065 --> 06:41.359
‫اگه افرادشون مسیرشون رو
‫سمتِ اونجا کج کنن…

06:41.443 --> 06:44.362
‫تلفاتِ خودش رو داره،

06:44.446 --> 06:47.490
‫منتها مسلماً انسانی‌تر از
‫فرستادنِ اژدهاهاست

06:49.534 --> 06:51.119
‫قشون‌کشی می‌کنیم توی شهر و

06:51.202 --> 06:53.622
‫خونه به خونه های‌‌تاورها رو قلع‌وقمع می‌کنیم

06:55.665 --> 06:57.375
‫تدبیر خوبیه

06:57.459 --> 06:59.085
‫لرد تالی رو مطلع کنید

07:01.046 --> 07:02.422
‫اُروایل؟

07:04.007 --> 07:07.302
‫مادامی‌که وفادار بمونی و سودمند…

07:08.470 --> 07:12.390
‫جایگاهت توی شورا محفوظه و
‫هم‌چنان حکیم اعظم می‌مونی

07:16.269 --> 07:18.146
‫مسئولیت زاغ‌های قلعه کماکان با توئه،

07:18.229 --> 07:20.779
‫اما بانو میساریا باید در جریانِ
‫رفت‌وآمدها قرار بگیره

07:23.735 --> 07:26.655
‫بقایای حکومتی سرنگون

07:29.532 --> 07:32.243
‫چند هفته‌ای طول می‌کشه
‫قشون ریورلندز به تامبلتون برسن

07:32.327 --> 07:34.746
‫به‌نظرم یه اژدها بفرستیم برای نگهبانی

07:34.829 --> 07:37.207
‫اورمند شهر رو محاصره کرده و

07:37.290 --> 07:40.251
‫تا خودم دست‌به‌کار نشم،
‫خیالِ رفتن نداره

07:40.335 --> 07:45.048
‫در عین حال، ما اینجا مسائل فوری‌تری داریم

07:45.131 --> 07:47.550
‫مقدار محدودی روغن برای فروش توی بازارها

07:47.634 --> 07:49.434
‫- فراهم کردیم، ولی…
‫- دستِ ملکه کجاست؟

07:51.346 --> 07:52.946
‫ای بابا، چقدر این شورا کم‌جمعیته

07:58.728 --> 08:00.438
‫یه ارباب خزانه مشخص کنید

08:01.439 --> 08:04.943
‫مردم به‌زودی می‌فهمن که
‫کمبود منابع داریم

08:05.026 --> 08:07.028
‫اون‌وقت کاسه‌کوزه‌ها سر اون می‌شکنه

08:11.491 --> 08:13.994
‫درباره‌ی سِر تورهن مندرلی پرس‌وجو کن

08:14.077 --> 08:15.829
‫توجهم رو جلب کرده

08:15.912 --> 08:18.962
‫اگه صلاحیتش رو داره،
‫بذار مسئله‌ی طلا دغدغه‌ی اون و دیمون باشه

08:20.417 --> 08:22.919
‫دغدغه‌ی من هم اورمند های‌تاوره

08:26.589 --> 08:28.299
‫من هم به‌اندازه‌ی تو می‌شناسمش

08:28.383 --> 08:30.468
‫بعید می‌دونم

08:31.376 --> 08:34.376
‫ویسریس سرپرستیِ پسرت رو داد به اون.
‫من تا حالا از نزدیک ندیدمش

08:35.597 --> 08:39.894
‫سال‌ها پیش، یه‌ذره می‌شناختمش

08:39.977 --> 08:42.781
‫بعد از اینکه پدرم من رو آورد دربار،
‫خیلی کم پیش می‌اومد برم اُلدتاون

08:42.856 --> 08:44.556
‫همون چیزهایی که می‌دونی رو بهم بگو

08:49.571 --> 08:51.948
‫خودش رو اهل علم می‌دونه

08:53.116 --> 08:54.909
‫تاریخ می‌خونه،

08:54.993 --> 08:58.163
‫فرشینه جمع می‌کنه، شعر و ترانه میگه و

08:58.246 --> 09:00.123
‫از آدم‌های جاهل و بی‌فرهنگ هم بیزاره

09:01.624 --> 09:03.385
‫بچه که بودیم،
‫گواین به‌چشم ظالم بهش نگاه می‌کرد،

09:03.460 --> 09:05.762
‫منتها طرز فکر گواین
‫راجع‌به خیلی‌ها این‌طوری بود

09:05.837 --> 09:07.088
‫رفتارش با دیرون چطوره؟

09:09.549 --> 09:11.009
‫شنیدم مثل پدر بالاسرشه

09:11.760 --> 09:13.887
‫دیرون طفلی بیش نبود که
‫شد تحت‌الحمایه‌اش

09:14.888 --> 09:16.389
‫این چیه؟

09:17.265 --> 09:18.767
‫وای، اینو نگاه

09:18.850 --> 09:22.020
‫برات دردناک نبود که
‫مجبور شدی جیگرگوشه‌ات رو بفرستی بره؟

09:26.649 --> 09:28.318
‫خودم این‌طور خواستم

09:29.360 --> 09:30.361
‫چرا؟

09:34.491 --> 09:38.745
‫من سه شکم تارگرین برای ویسریس زاییدم

09:40.246 --> 09:41.956
‫اما سر بچه‌ی آخرم…

09:43.249 --> 09:45.168
‫دلم می‌خواست مثل های‌تاورها بار بیاد

09:47.128 --> 09:51.299
‫واقعیتش، عاقبتِ پسرهام رو که می‌بینم،
‫خوشحال می‌شم اون‌موقع کوتاه نیومدم

09:51.925 --> 09:55.345
‫شاید بهترین تصمیمم به‌عنوان مادر،
‫همین دور کردنِ دیرون بود

09:58.306 --> 10:01.434
‫هرچند الان خبر ندارم تصمیمم،
‫چه سرنوشتی رو براش رقم زده

10:09.526 --> 10:11.820
‫می‌دونی که می‌خواستم از جونش بگذرم

10:21.621 --> 10:23.957
‫به بو حساسیت داره

10:25.875 --> 10:26.876
‫اورمند

10:28.628 --> 10:29.879
‫حساسیتش هم خیلی شدیده

10:32.674 --> 10:36.845
‫جنابِ دست، ملکه دستور دادن
‫توی جلسه‌ی شورا شرکت کنید

10:36.928 --> 10:39.556
‫من دستِ ملکه‌ام، نه زبونش

10:39.639 --> 10:41.808
‫لفاظی رو بسپارن به
‫اونایی که بهش علاقه‌مندن

10:41.891 --> 10:44.769
‫همین رو منتقل کنم؟
‫که درخواستِ ملکه رو رد می‌کنید؟

10:44.853 --> 10:47.480
‫بگو ترجیح میدم جایی باشم که
‫بتونم مفید واقع بشم

10:47.564 --> 10:50.150
‫الان دیگه نقطه‌ی قوتش اژدهاهاشن

10:50.233 --> 10:52.402
‫دیگه یه دریاسالار خیلی به‌دردش نمی‌خوره

10:54.654 --> 10:57.699
‫اما پسرم رو به‌جای خودم
‫می‌فرستم خدمتِ ملکه

10:57.782 --> 10:59.582
ظاهرت که کاملاً برازنده‌ی درباری‌هاست

11:00.910 --> 11:02.954
‫دربار جای آدمی مثل من نیست

11:03.037 --> 11:04.747
‫نمی‌دونم اصلاً باید چیکار کنم

11:04.831 --> 11:07.167
‫اونجا بستر خیلی خوبیه برای پیشرفتت

11:08.835 --> 11:10.837
‫من نمی‌تونم بهت مشروعیت بدم،

11:10.920 --> 11:13.423
‫ولی می‌تونم فرصتِ پیشرفت رو
‫برات فراهم کنم

11:18.469 --> 11:22.056
‫با شمشیرکِشیدن نمی‌شه
‫خشم و کینه رو از بین بُرد، سرورم

11:26.603 --> 11:27.854
‫راه بیفتید!

11:39.199 --> 11:40.366
‫بیا دیگه!

12:36.381 --> 12:38.216
‫پسرم

12:39.425 --> 12:40.718
‫من اینجام

12:42.720 --> 12:43.888
‫پیشتم

12:47.976 --> 12:50.103
‫دست‌زدن به اژدها یه سکه‌ی مسی آب می‌خوره

12:52.021 --> 12:54.232
‫توی این جنگل، هیچ‌چیزی مُفت نیست

12:54.816 --> 12:57.026
‫با دو سکه‌ی مسی می‌تونه بشینه روی زین

12:57.110 --> 12:58.653
‫همون دست‌زدن کافیه

12:58.736 --> 13:00.113
‫ممنون

13:05.660 --> 13:07.078
‫دنبال جای خواب می‌گردیم

13:07.161 --> 13:08.371
‫روکس‌رِست از کدوم طرفه؟

13:09.122 --> 13:11.165
‫جفت دست‌هاش رو گذاشته روش

13:11.249 --> 13:12.542
‫میشه دو سکه

13:30.977 --> 13:32.770
‫پات چرا این‌طوریه؟

13:37.108 --> 13:41.195
‫اگه بخوای، می‌تونی برای چندرغاز
‫یکی از خادم‌های دین رو بکُشی

13:42.739 --> 13:45.375
‫گرچه بعید می‌دونم خدایان
‫با دیده‌ی رحمت به این قضیه نگاه کنن

13:45.450 --> 13:47.452
‫بهت نمیاد سپتون باشی

13:47.535 --> 13:48.995
‫زنده‌ست

13:53.415 --> 13:56.044
‫مطمئنم. زنده‌ست. محاله مُرده باشه

13:56.127 --> 13:58.129
‫- سان‌فایر
‫- آروم باش، گرگور

13:58.212 --> 13:59.672
‫پاشو، سان‌فایر. من اینجام

13:59.756 --> 14:01.891
‫نظرت چیه بیشتر از این
‫مزاحم این بندگان خدا نشیم؟

14:01.966 --> 14:03.968
‫بیدار شو، سان‌فایر. من پیشتم

14:04.052 --> 14:05.345
‫شیرین‌عقله

14:05.960 --> 14:07.313
‫چشم‌هات رو باز کن…

14:07.388 --> 14:08.564
‫بلند شو!

14:08.639 --> 14:10.433
‫چی میگه؟

14:10.516 --> 14:12.643
‫سان‌فایر، منو تنها نذار

14:12.727 --> 14:14.854
‫بلند شو، من پیشتم.
‫می‌دونم صدام رو می‌شنوی

14:14.937 --> 14:17.648
‫دیگه موندن جایز نیست. هوا پَسه

14:17.732 --> 14:22.362
‫واقعاً متأسفم، ولی باید
‫حقیقتی که جلوی چشمته رو بپذیری

14:25.114 --> 14:26.324
‫پاشو

14:26.407 --> 14:29.077
‫دلت می‌خواست ببینیش که دیدیش

14:30.370 --> 14:32.205
‫- مُرده
‫- نه

14:32.997 --> 14:34.957
‫می‌خوای همین‌جا بمونی، با هم بپوسید؟

14:36.584 --> 14:39.379
‫یا میای بریم و جونت رو می‌خری؟

15:55.663 --> 15:57.165
‫راه گم کردید؟

16:02.086 --> 16:03.713
‫قلعه‌بان کجاست؟

16:06.424 --> 16:07.758
‫کشته شده

16:08.593 --> 16:09.969
‫جانشینش چطور؟

16:11.929 --> 16:13.431
‫اون هم کشته شده

16:13.514 --> 16:15.475
‫جانشین بعدی هم همین‌طور

16:16.893 --> 16:18.352
‫تو کی هستی؟

16:19.228 --> 16:21.397
‫یه‌جورایی پیشکارم

16:22.482 --> 16:24.025
‫عجالتاً باید به همین بسنده کنید

16:24.108 --> 16:25.776
‫ایشون دستِ اعلی‌حضرتن

16:26.652 --> 16:28.154
‫اومدیم دنبال شاهزاده ایموند

16:30.072 --> 16:32.074
‫مثل خیلی‌های دیگه

16:35.578 --> 16:37.830
‫اینجا باهاش قرار داشتیم

16:37.914 --> 16:39.123
‫اگه از جاش خبر داری،

16:39.207 --> 16:40.917
‫توصیه می‌کنم روراست باشی

16:45.796 --> 16:47.131
‫اینجا بود

16:48.299 --> 16:51.469
‫قلعه رو بعد از رفتنِ دیمون تصاحب کرد

16:51.552 --> 16:54.222
‫ولی همین‌که به گوشش رسید
‫رینیرا پایتخت رو فتح کرده،

16:54.305 --> 16:57.205
‫- سوار بر اژدهاش متواری شد
‫- رینیرا کِی بارانداز رو فتح کرد؟

17:03.022 --> 17:04.315
‫ای، وای

17:05.566 --> 17:07.026
‫بی‌خبر بودید پس

17:12.990 --> 17:14.909
‫کل منطقه رو زیر و رو کردیم، سرورم

17:14.992 --> 17:17.161
‫به آشیونه‌ی یه اژدهای بزرگ برخوردیم که

17:17.244 --> 17:18.538
‫متروکه‌ست

17:19.622 --> 17:22.250
‫انگار واقعاً شاهزاده ایموند پا به فرار گذاشته

17:32.843 --> 17:34.470
‫بارانداز پادشاه از دست رفته،

17:34.554 --> 17:37.682
‫اگان مُرده، جفت ملکه‌ها اسیر شدن و

17:37.765 --> 17:42.228
‫ما هم با یه‌مُشت سرباز و بدون هیچ اژدهایی
‫اینجا گیر افتادیم

17:44.188 --> 17:46.023
‫دشمن دقیقاً توی چنگِ ماست

17:48.568 --> 17:50.152
‫محاله ایموند ولم کنه

17:50.236 --> 17:52.905
‫در هر صورت، اینجا که نیست، هست؟

17:55.074 --> 17:56.784
‫یه زاغ می‌فرستیم تامبلتون

17:57.743 --> 17:59.745
‫پسرعموم رو خبردار کن و

17:59.829 --> 18:02.331
‫بهش بگو می‌خوایم به ارتشش ملحق بشیم

18:02.415 --> 18:05.585
‫درسته اورمند پُرمدعا و کله‌شقه،
‫ولی نه نادونه و نه بزدل

18:06.252 --> 18:08.629
‫حتماً نقشه‌ی زیرکانه‌ای زیر سر داره

18:11.382 --> 18:12.383
‫نه

18:18.222 --> 18:21.142
‫بازی تموم شده، سر کریستون و
‫ما مغلوب شدیم

18:22.184 --> 18:24.084
‫ادامه‌ی این راه چه منفعتی برامون داره؟

18:28.899 --> 18:31.902
‫شما اشراف‌زاده‌ها همه‌چی رو
‫به چشم میدون مسابقه می‌بینید، نه؟

18:31.986 --> 18:34.886
‫بُرد و باختش مهم نیست،
‫آخرش برمی‌گردید روی تختِ گرم و نرم‌تون

18:36.741 --> 18:38.993
‫می‌دونستی من قبلاً پیاده‌نظام بودم؟

18:39.076 --> 18:40.453
‫بابام پیشکار بود

18:40.536 --> 18:43.331
‫کل زندگی‌مون بسته به
‫عنایتِ لرد دونداریون بود

18:43.414 --> 18:46.114
‫سایه‌ی لطفش که از سرمون کم شد،
‫دار و ندارمون به باد رفت

18:49.045 --> 18:50.880
‫پدرم از غصه دق کرد

18:51.827 --> 18:53.870
‫امثالِ من هیچ خونه و کاشونه‌ای ندارن

18:56.552 --> 18:58.554
‫نه تا وقتی‌که رینیرا روی تخت پادشاهیه

19:01.891 --> 19:03.476
‫مأموریت‌مون کاملاً روشنه

19:04.852 --> 19:06.612
‫نذاریم تُفاله‌های ریورلندز
‫پاشون به پایتخت باز بشه

19:06.687 --> 19:08.406
‫بری اورمند وقت بخریم که
‫قشونش رو بزرگ‌تر کنه

19:08.481 --> 19:10.775
‫قشون اونا ده‌برابرِ ماست

19:10.858 --> 19:11.984
‫اصلاً بیست‌برابر

19:12.068 --> 19:13.778
‫منتها بیا شبیخون بزنیم…

19:14.612 --> 19:16.614
‫عین نیشِ زهرآلود عقرب به تنِ گاو نر

19:19.367 --> 19:22.870
‫بیا بشیم سایه‌ی مرگ،
‫با بیرقی از جنس رعب و وحشت

19:22.953 --> 19:24.422
‫از دلِ سکوت و ظلمت شبیخون بزنیم

19:24.497 --> 19:26.747
‫شاید نبردمون شرافتمندانه نباشه،
‫اما خالصانه‌ست

19:28.376 --> 19:29.627
‫جنگِ تن‌به‌تن

19:32.672 --> 19:34.423
‫بدون هیچ اژدهایی

19:39.720 --> 19:42.306
‫- سِر ادگار!
‫- فوقش بتونیم معطلشون کنیم

19:44.600 --> 19:46.977
‫- تأثیری توی مقصد نهایی‌شون نداره
‫- شاید

19:47.061 --> 19:49.355
‫اما همون‌طور که خودت گفتی، سر گواین

19:49.438 --> 19:52.983
‫باید به اصول‌مون پایبند بمونیم،
‫بلکه مبادا هیولا از آب دربیایم

20:18.092 --> 20:19.510
‫کیه؟

20:19.593 --> 20:20.970
‫الین از هال

20:21.053 --> 20:22.972
‫بذار بیاد. بیا

20:25.015 --> 20:26.225
‫علیاحضرت

20:27.184 --> 20:29.979
‫لرد کورلیس سوار بر اسب از
‫دروازه‌ی اژدها تاخت تا

20:30.062 --> 20:32.762
‫آفتِ تجارتمون،
‫یعنی راهزن‌های سه‌سالاری رو تار و مار کنه

20:34.483 --> 20:37.183
‫افراد قابلی زیردستش داره که
می‌تونن کارزار رو هدایت کنن

20:38.279 --> 20:42.116
‫درحالی‌که ملکه‌اش در تلاشه
‫این مملکتِ ویرونه رو سرِ پا کنه

20:46.036 --> 20:47.997
‫علیاحضرت، جسارتاً…

20:49.582 --> 20:55.171
‫پدرم چیزهای زیادی رو از دست داده و
‫به بن‌بست رسیده

20:56.130 --> 21:00.009
‫شاید الان مبارزه تنها دوای دردش باشه

21:08.768 --> 21:12.813
‫حاصلِ یه عمر زحمتِ پدرم؛
‫این ماکتِ پایتخت والریای کهنه

21:14.565 --> 21:16.776
‫فکر کنم تلنگری بود براش که یادش بمونه…

21:18.861 --> 21:20.911
‫حتی سلسله‌های بزرگ هم یه روزی سقوط می‌کنن

21:21.906 --> 21:24.241
‫اینکه تاج روی سرش
‫هیچ‌وقت مایه‌ی آسودگی نیست

21:26.410 --> 21:29.663
‫خیلی‌ها پشت‌سرش حرف می‌زدن که
‫پدرم آدم سست‌عنصریه

21:29.747 --> 21:30.664
‫منتها…

21:31.624 --> 21:34.835
‫وقتی خودم رو جای اون میذارم،
‫فقط حیرون می‌مونم که

21:34.919 --> 21:37.719
‫چطوری این‌همه مدت تونست
‫همه‌چی رو تحت کنترل خودش نگه داره

21:38.422 --> 21:44.178
‫پدرها ظرفیت عجیبی دارن که هم‌زمان
‫هم می‌تونن سر ذوق بیارنت و هم کُفرت رو دربیارن

21:44.929 --> 21:46.096
‫قبول داری؟

21:48.557 --> 21:50.351
‫ای خدا، سروصدای اینا تمومی نداره

21:52.228 --> 21:54.730
‫به‌لطفِ اگان‌خان هم
‫نسل موش‌گیرها منقرض شده

21:56.273 --> 21:58.273
‫ما گربه می‌بُردیم روی عرشه که
‫این‌طوری نشه

22:02.321 --> 22:03.656
‫به خودت مسلط باش

22:04.990 --> 22:08.160
‫تا من بی‌سروصدا پیگیرِ کرایه‌ی یه کشتی‌ام،

22:09.703 --> 22:11.997
‫باید نیت‌مون رو مخفی نگه داریم

22:12.081 --> 22:14.834
‫این پادگانِ تحتِ امرِ کوله.
‫به من وفادارن

22:14.917 --> 22:16.544
‫اینجا اصلاً پادگان نیست

22:17.586 --> 22:20.422
‫فکر کنید این جماعت فقط به فکرِ
‫جیب و جونِ خودشونن

22:27.304 --> 22:29.223
‫نباید زیاد اینجا معطل کنیم

23:01.171 --> 23:03.924
‫روز به‌خیر، دوستِ من.
‫ما دنبالِ یه لقمه نون و جای خوابیم

23:06.010 --> 23:08.971
‫ما هم مثل باقیِ این جماعت،
‫آواره‌ی جنگیم

23:09.054 --> 23:10.973
‫اهل ریورلندزید؟

23:12.725 --> 23:16.228
‫گور پدرِ هر چی ریورلندزیه

23:16.896 --> 23:18.522
‫ما از شارپ‌پوینت اومدیم

23:19.273 --> 23:21.223
‫شاهزاده ایموند اونجا رو
‫با خاک یکسان کرد

23:22.484 --> 23:23.861
‫با اِ… اِژ…

23:27.865 --> 23:30.284
‫- شما چطوری فرار کردید؟
‫- نزدیک بود کباب بشیم

23:33.245 --> 23:35.039
‫از سر و وضع‌مون مشخصه

23:46.967 --> 23:48.135
‫خب…

23:49.178 --> 23:51.180
‫همین‌طوریش هم زیادی‌ایم

23:51.263 --> 23:52.640
‫گورتون رو گم کنید

23:53.849 --> 23:55.392
‫سکه دارم

24:10.032 --> 24:13.327
‫اگه اهل کار باشید،
‫یه چادر گیرتون میاد

24:13.410 --> 24:14.703
‫کاربلدی؟

24:14.787 --> 24:18.832
‫از گیاهان دارویی سر درمیارم و
‫سواد خوندن دارم

24:23.212 --> 24:24.713
‫شاید به یه دردی بخوری

24:25.464 --> 24:27.174
‫همه‌کاره‌ی اینجا منم

24:27.257 --> 24:30.761
‫از نگاه اول شستم خبردار شد، سرورم

24:30.844 --> 24:32.594
‫زبون‌بسته مسئول تخلیه‌ی مستراح‌هاست

24:33.806 --> 24:36.350
‫شاش جمع می‌کنه واسه دباغ‌ها،
‫گوه هم واسه کشاورزها

24:37.893 --> 24:39.353
‫این یکی می‌تونه کمک‌دستش باشه

24:39.979 --> 24:41.355
‫سطل‌هاشون رو جدا نگه دار

24:41.438 --> 24:43.315
‫اگه قاتی بشن، هیچ‌کدوم پول نمیدن

24:44.233 --> 24:47.277
‫عمراً به این مستراح‌های نجس دست بزنم

24:47.361 --> 24:49.321
‫هر چی میگن گوش کن، گرگور

24:49.405 --> 24:51.115
‫- موقتاً
‫- من هم مثل اون سواد دارم

24:51.198 --> 24:53.492
‫زبون‌بسته و صورت‌سوخته

24:58.122 --> 24:59.832
‫- به هم میاید
‫- اون‌قدرهام بد نیست…

24:59.915 --> 25:02.165
‫- دستت به من نخوره
‫- …کم‌کم عادت می‌کنی، برادر

25:03.419 --> 25:04.962
‫بیا

25:07.506 --> 25:08.590
‫راه بیفت

25:09.216 --> 25:10.759
‫گم‌شو ببینم!

25:19.810 --> 25:21.603
‫فکر کنم امشب بهمون خوش بگذره

25:21.687 --> 25:25.107
‫امشب بساط عیش و نوش به‌راهه.
‫از هانی‌هولت بیشتر خوش می‌گذره

25:36.535 --> 25:37.661
‫وایسا

25:45.794 --> 25:48.172
‫باید یه نگاهی به اقلام بندازم

25:56.722 --> 25:57.973
‫برو رزماری بیار

26:05.147 --> 26:06.690
‫بیا

26:13.155 --> 26:15.365
‫دستت بهش نخوره!
‫دستت رو بکِش!

26:25.375 --> 26:26.844
‫از اینجا بندازیدشون بیرون! بیرون!

26:26.919 --> 26:29.088
‫برادرم رو ول کنید، های‌تاورهایِ…

26:32.375 --> 26:34.764
‫« بارانداز پادشاه »

26:35.837 --> 26:37.881
‫« تامبلتون »

26:38.055 --> 26:39.807
‫سِر هیوی پُتک‌زن، علیاحضرت

26:41.433 --> 26:43.143
‫سِر هیو، خیالت راحت،

26:43.227 --> 26:46.077
‫به‌محض اینکه براتون خونه‌ی مناسب پیدا کنم،
‫می‌فرستم دنبالت

26:47.523 --> 26:50.901
‫شنیدم قراره سِر اولف بره تامبلتون

26:50.984 --> 26:53.487
‫- همین‌طوره
‫- اگه موردی نداره،

26:53.570 --> 26:55.864
‫حاضرم با ورمیتور برم دیده‌بانی

26:58.033 --> 27:00.202
‫خانمت مگه توی تامبلتون نیست؟

27:00.285 --> 27:01.754
‫سِر اولف انگیزه‌ای
‫توی این مأموریت نداره

27:01.829 --> 27:03.372
‫من رو بفرستید، پای ناموسم وسطه

27:04.373 --> 27:07.126
‫وقتی عزیزم اونجاست، از دیده‌بانی خسته نمی‌شم

27:10.838 --> 27:12.172
‫نوبتی برید

27:12.256 --> 27:14.675
‫هم مراقب شهر باشید و هم همدیگه

27:14.758 --> 27:16.301
‫پُست اول هم با تو

27:16.385 --> 27:18.095
‫اولف رو هم در جریان بذارید

27:20.013 --> 27:21.390
‫علیاحضرت

27:29.606 --> 27:31.400
‫عجب فضاحتی

27:35.445 --> 27:37.114
‫چی نوشته؟

27:40.492 --> 27:42.035
‫«ملکه‌ی حرام‌زادگان»

27:43.245 --> 27:46.695
‫وفادارهای های‌تاور دارن برای جنگی که
‫از دست رفته، الکی دست و پا می‌زنن

27:48.493 --> 27:50.453
‫« ملکه‌ی حرام‌زادگان »

27:53.255 --> 27:55.883
‫ببینید کی برگشته

27:59.428 --> 28:01.221
‫- بیا!
‫- بیا

28:01.305 --> 28:03.265
‫- عصر به‌خیر، سِر
‫- چاکرم!

28:03.348 --> 28:06.810
‫اولفِ اژدهاسوار!

28:06.894 --> 28:08.562
‫بیشتر شبیه خدایانی تا آدمیزاد

28:08.645 --> 28:11.982
‫منت سر رفقات میذاری و
‫یه پیاله همه رو مهمون می‌کنی؟

28:12.065 --> 28:14.159
‫قیمتش سر به فلک کشیده،
‫دیگه وسع‌مون نمی‌رسه

28:14.234 --> 28:16.069
‫- بهش بگو
‫- برای همه

28:16.153 --> 28:17.696
‫شنیدی؟

28:17.779 --> 28:20.449
‫مِی برای همه

28:25.495 --> 28:27.047
‫- اون دستم رو شکوند
‫- اون هم دماغم رو شکوند

28:27.122 --> 28:28.132
‫- به خواهرم دست‌درازی کرد
‫- اسم خودتون رو هم گذاشتید سرباز

28:28.207 --> 28:29.208
‫مایه‌ی ننگه

28:29.291 --> 28:31.491
‫- بچه‌ها زهره‌ترک شدن
‫- این چه غائله‌ایه؟

28:32.544 --> 28:36.131
‫مگه نگفتی افرادت با‌شرفن؟
‫این یکی که آبروی هر چی شَرَفه رو برده

28:39.176 --> 28:41.276
‫سرورم، من رو فرستاده بودن توی آهنگری بمونم

28:41.553 --> 28:44.056
‫ولی آهنگر بهش برخورد

28:44.420 --> 28:46.839
‫لابد شاکی بود که سربار شدم

28:47.601 --> 28:49.853
‫شاید هم جیره‌خور رینیراست

28:50.489 --> 28:51.782
‫ولی روم دست بلند کرد

28:51.858 --> 28:55.236
‫سرورم، جسارتاً،
‫ما هیچ خصومتی با شما نداریم

28:55.484 --> 28:57.861
‫منتها این مردک
‫می‌خواست به خواهرم تجاوز کنه

28:57.945 --> 29:00.664
‫بعدش هم که زنم اومد جلوش رو بگیره،
‫دستش رو شکوند

29:00.739 --> 29:02.407
‫زنم بافنده‌ست

29:02.491 --> 29:04.368
‫به همین چندرغاز درآمدش محتاجیم

29:05.494 --> 29:07.746
‫- راست میگن؟
‫- نه، سرورم

29:07.829 --> 29:09.381
‫- دروغگو!
‫- یه نگاه به دست این زن بندازید

29:09.456 --> 29:11.383
‫- خودش به من حمله کرد
‫- یعنی دیگه توی خونه‌ی خودمون هم

29:11.458 --> 29:12.801
‫- امنیت نداریم؟
‫- بهم گفت بی‌ناموس!

29:12.876 --> 29:14.503
‫ساکت!

29:18.799 --> 29:21.385
‫- اسمت چیه؟
‫- گریک، سرورم

29:21.468 --> 29:22.761
‫از وایت‌گروو

29:22.844 --> 29:24.805
‫گریک از وایت‌گروو

29:25.973 --> 29:27.724
‫تو حرمتِ نون و نمک رو شکستی

29:28.558 --> 29:32.145
‫به یه زن تعرض
‫و یه زن دیگه رو هم مجروح کردی

29:32.229 --> 29:34.198
‫متناسب با جرمت مجازات میشی

29:34.273 --> 29:35.816
‫اخته میشی

29:35.899 --> 29:39.152
‫دستت هم قلم میشه

29:39.236 --> 29:42.581
‫می‌تونی جزو افرادم بمونی،
‫منتها باز دست از پا خطا کنی، دارت می‌زنم

29:42.656 --> 29:45.117
‫سرورم، من زن دارم

29:46.343 --> 29:47.411
‫سرورم!

29:47.494 --> 29:48.870
‫- یالا!
‫- نه!

29:48.954 --> 29:51.454
‫ببریدشون خونه.
‫بگید یه حکیم مداواشون کنه

29:52.457 --> 29:53.667
‫نه!

29:54.668 --> 29:55.919
‫سرورم!

29:57.337 --> 29:59.037
‫نباید اوضاع از دستمون در بره

29:59.214 --> 30:00.590
‫شهر شده عین انبار باروت

30:01.591 --> 30:04.636
‫سیل بی‌قانونی و آشوب
‫به پشت دروازه‌های شهر رسیده

30:04.720 --> 30:06.013
‫بله، قربان

30:15.856 --> 30:20.694
‫می‌خوام تمام مکاتبات بین قلعه‌ی سرخ و
‫اورمند های‌تاور رو از زمان مرگ پدرم ببینم

30:21.486 --> 30:22.612
‫علیاحضرت

30:25.532 --> 30:26.933
‫خاندان های‌تاور…

30:27.196 --> 30:29.637
‫چقدر روی مذهب نفوذ داره؟

30:29.995 --> 30:34.041
‫خب، اونا هزینه‌ی ساخت
‫سپتِ پُرستاره رو تقبل کردن

30:34.124 --> 30:36.168
‫اُلدتاون هم سالیان سال،

30:36.251 --> 30:38.301
‫حتی قرن‌ها قبل از فتح،
‫مقر حکمرانیشون بوده

30:39.212 --> 30:41.840
‫مذهب هفت با تاروپود خاندان های‌تاور
‫عجین شده،

30:41.923 --> 30:44.968
‫درست مثل پیوند خاندان تارگرین با اژدهایان

30:45.052 --> 30:46.895
‫منتها نفوذ؟ بعید می‌دونم

30:46.970 --> 30:50.015
‫مذهب مغرورتر از اونه
‫که زیر بار چنین نفوذی بره

30:51.933 --> 30:54.561
‫سپتون اعظم حاضر نشد من رو تدهین کنه

30:56.813 --> 31:00.108
‫مذهب سفت‌وسخت
‫پای استقلال خودش ایستاده

31:03.111 --> 31:07.407
‫جسارتاً، می‌تونم بپرسم…

31:08.626 --> 31:10.002
‫مگه فرقی هم می‌کنه؟

31:10.577 --> 31:11.878
‫شما به تاج‌وتخت رسیدید، علیاحضرت

31:11.953 --> 31:14.998
‫مردم هم به چشم فرشته‌ی نجاتشون
‫از شما استقبال کردن

31:15.082 --> 31:16.625
‫اژدهایانتون حاکم آسمان‌هان

31:16.708 --> 31:19.211
‫اینها برای اثبات قدرتتون کافی نیست؟

31:20.712 --> 31:23.173
‫کاش بتونم عزلش کنم

31:23.256 --> 31:27.886
‫پادشاه همیشه
‫در انتخاب سپتون اعظم نفوذ داشته،

31:27.969 --> 31:30.931
‫منتها عزل کاملش به قطع و یقین…

31:31.014 --> 31:33.975
‫مذهب و متعاقباً پیروانش رو تحریک می‌کنه

31:36.144 --> 31:38.522
‫مگر اینکه منظورتون از عزل…

31:40.649 --> 31:42.234
‫حذف فیزیکی باشه

31:44.367 --> 31:46.593
‫فکر نمی‌کردم این‌قدر
‫تشنه‌ی ‌خون باشی، اُروایل

31:46.822 --> 31:48.198
‫جا خوردم

31:48.281 --> 31:49.741
‫اما حیف که نه

31:49.825 --> 31:51.835
‫هر وقت نامه‌های اورمند رو
‫دسته‌بندی کردی، بیارشون

31:51.910 --> 31:55.539
‫خبری از پیشروی شاهزاده دیمون نشده؟

31:55.622 --> 31:57.374
‫فعلاً خیر، علیاحضرت

32:03.171 --> 32:06.321
‫فکر نمی‌کردم دیگه
‫توی ویل ببینمت، شاهزاده دیمون

32:07.206 --> 32:10.126
‫اون هم بعد از مرگ تلخ همسر اولت

32:11.513 --> 32:14.224
‫با این حال مدام از پرچمدارهام
‫برام نامه میاد

32:14.307 --> 32:17.144
‫و از پیشروی شما
‫توی قلمرو من خبر میدن

32:18.603 --> 32:21.106
‫زمان مرهم عمیق‌ترین زخم‌هاست

32:23.150 --> 32:25.986
‫بسی خوشحالم که برگشتم، بانوی من

32:28.363 --> 32:31.283
‫کیه که مجذوب این‌همه…

32:31.783 --> 32:32.784
‫خون‌گرمی شما نشه؟

32:33.243 --> 32:34.578
‫ولی نباید زیاد معطل کنم

32:34.661 --> 32:37.831
‫شما در ازای یه اژدها
‫به ملکه قولِ قشون دادی

32:37.914 --> 32:40.614
‫شما به اژدهات رسیدی،
‫ولی دریغ از یک سرباز

32:42.092 --> 32:44.261
‫گویا باید بچه‌ی قندان‌پیچ بفرستم

32:44.337 --> 32:47.936
‫چون اژدهای شاهزاده جافری با اون جثه‌
‫حالا حالاها نمی‌تونست از ویل دفاع کنه

32:48.011 --> 32:49.661
‫تازه رینیرا همون رو هم ازمون گرفت

32:50.377 --> 32:52.785
‫اگه یکی دیگه جای من بود
‫و این‌قدر مدارا نمی‌کرد،

32:52.861 --> 32:54.647
‫این پیشکش ملکه رو
‫توهین تلقی می‌کرد

32:54.723 --> 32:57.142
‫- قول، قوله
‫- برداشت من این بوده که

32:57.225 --> 32:59.269
‫توی جنگ پیروز شدیم، شاهزاده

32:59.352 --> 33:02.772
‫سرباز اضافه به چه کار میاد؟

33:04.441 --> 33:05.567
‫راستش…

33:06.860 --> 33:09.453
‫من برای سرباز نیومدم اینجا.
‫اومدم دنبال طلا

33:09.529 --> 33:11.538
‫آهان، پس خزانه‌تون خالیه؟

33:11.740 --> 33:13.166
‫دسته‌گل خیانت های‌تاورهاست

33:13.241 --> 33:16.578
‫ولی شاید دست‌ودل‌بازیتون
‫وفاداری شما…

33:17.787 --> 33:19.748
‫به تاج‌وتخت رو ثابت کنه

33:19.935 --> 33:23.439
‫شاهزاده دیمون تارگرین
‫توی تالار من ایستاده

33:23.585 --> 33:25.795
‫و کاسه‌ی گدایی دست گرفته

33:27.281 --> 33:29.262
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم
‫چنین روزی رو ببینم

33:29.338 --> 33:33.238
‫یه مقدار طلا باعث میشه
‫زودتر رفع زحمت کنم

33:38.391 --> 33:39.726
‫بسیارخب

33:47.311 --> 33:48.479
‫هی!

33:49.979 --> 33:51.689
‫آروم باش، کراکسس

33:52.023 --> 33:54.859
‫میریم سمت خونه

33:55.033 --> 33:56.284
‫هی!

33:58.154 --> 33:59.906
‫آروم

34:00.823 --> 34:02.992
‫آروم باش!

34:04.619 --> 34:06.329
‫نه، کراکسس!

34:08.122 --> 34:10.249
‫داری اشتباه میری!

34:13.544 --> 34:15.046
‫ازم اطاعت کن!

35:10.358 --> 35:11.985
‫بیا بیرون!

35:36.760 --> 35:38.303
‫رینا

35:54.479 --> 35:57.148
‫- آروم باش، کراکسس
‫- آروم باش

35:58.031 --> 35:59.949
‫- آروم باش!
‫- نه!

36:00.033 --> 36:01.493
‫آروم باش

36:11.544 --> 36:13.755
‫با خودت چیکار کردی؟

36:19.219 --> 36:20.428
‫چطوری؟

36:23.640 --> 36:25.016
‫بهش گوسفند دادم

36:28.937 --> 36:31.937
‫از نظر رینیرا این اژدها و
‫سوارش باعث شدن که…

36:33.650 --> 36:35.276
‫جیس بمیره

36:39.656 --> 36:41.866
‫- هدفم فقط کمک بود
‫- نه

36:41.950 --> 36:45.250
‫می‌خواستم به اون و خودت نشون…
‫هیچ‌وقت قصدم…

36:46.454 --> 36:49.082
‫- خیلی عذاب می‌کِشه؟
‫- کارت حماقت محض بود

36:51.376 --> 36:53.169
‫جین ارین می‌دونه تو اینجایی

36:53.253 --> 36:54.985
‫تو قرار بود همراه پسرهام بری پنتوس

36:55.061 --> 36:56.719
‫اونا همراه و مراقب دارن.
‫در امانن

36:56.795 --> 36:58.995
‫- تو قسم خوردی سرپرستشون باشی
‫- که چیکار کنم؟

37:01.219 --> 37:03.346
‫بهشون یاد بدم چطوری
‫بانوی مملکت باشن؟

37:04.514 --> 37:06.266
‫اونجا به هیچ دردی نمی‌خوردم

37:06.349 --> 37:08.393
‫دقیقاً همون‌طور که اینجا سودی نداشتم

37:11.980 --> 37:14.816
‫اگه الان بری همون‌جایی که باید،

37:14.899 --> 37:16.034
‫رینیرا بویی نمی‌بره

37:16.109 --> 37:18.609
‫یه کشتی پیدا می‌کنیم.
‫اژدها رو هم ول کن

37:19.070 --> 37:20.572
‫من ولش نمی‌کنم

37:20.655 --> 37:21.873
‫این با بقیه فرق داره، رینا

37:21.948 --> 37:23.583
‫وحشیه. قابل‌اعتماد نیست

37:23.658 --> 37:26.035
‫اون مال منه.
‫یه تیکه از وجودمه

37:27.704 --> 37:29.414
‫من تموم عمرم تنها بودم

37:31.332 --> 37:35.378
‫یه تارگرین بدون اژدها،
‫یه وصله‌ی ناجور یا…

37:35.462 --> 37:36.629
‫حتی بدتر

37:36.713 --> 37:38.006
‫مایه‌ی دلسوزیِ این و اون

37:39.632 --> 37:43.170
‫خودت می‌تونی ادعا کنی که تا حالا
‫حتی واسه یک لحظه جزو دغدغه‌هات بودم؟!

37:43.246 --> 37:45.332
‫رینا، دخترک بخت‌برگشته

37:46.600 --> 37:48.892
‫رینا، بی‌ارزش‌ترین بچه‌ات

37:52.562 --> 37:54.197
‫پس بیا برگردیم بارانداز پادشاه

37:54.272 --> 37:55.899
‫- نه
‫- ما…

37:57.192 --> 37:59.452
‫با هم باهاش حرف می‌زنیم.
‫بهش میگیم سوءتفاهم بوده

37:59.527 --> 38:03.656
‫بعد از کاری که کردم،
‫چطوری دوباره تو روش نگاه کنم؟

38:04.699 --> 38:06.201
‫نه، من هیچ‌وقت نمی‌تونم برگردم

38:07.327 --> 38:08.703
‫همین‌جا می‌مونم،

38:09.370 --> 38:11.507
‫تنها و توی تبعید.
‫این تاوان گناهمه

38:11.583 --> 38:13.609
‫زمین و زمان رو به هم می‌دوزه
‫تا پیدات کنه

38:14.042 --> 38:15.342
‫همین‌الان هم افتاده دنبالت

38:15.418 --> 38:18.171
‫بذار برام عزاداری کنن
‫و خیال کنن غرق شدم

38:21.299 --> 38:23.134
‫مگه اینکه خودت منو لو بدی

38:23.218 --> 38:25.311
‫ازم می‌خوای بهش دروغ بگم.
‫این میشه خیانت

38:25.386 --> 38:29.015
‫من تمام عمرم
‫هیچی ازت نخواستم، بابا

38:31.184 --> 38:32.861
‫الان همین یه خواهش رو ازت دارم

38:32.936 --> 38:34.604
‫رینا، رینا

38:34.687 --> 38:35.897
‫رینا!

38:37.982 --> 38:38.983
‫رینا!

38:56.459 --> 38:57.418
‫هیس!

39:07.588 --> 39:09.965
‫هیس، پشمالو

39:12.635 --> 39:14.679
‫بع‌بع نکن

39:40.837 --> 39:43.673
‫سرورم، همین‌الان یه زاغ
‫از هرن‌هال رسید

39:43.756 --> 39:45.800
‫مُهر های‌تاور رو داره

40:10.950 --> 40:11.951
‫برو بیرون

40:12.785 --> 40:14.412
‫شاهزاده؟

40:14.495 --> 40:16.331
‫بیرون. یالا

40:29.552 --> 40:31.888
‫بی‌خایه‌ی به‌دردنخور!

40:31.971 --> 40:33.431
‫جاکش!

40:36.601 --> 40:38.853
‫کسکش! بی‌ناموس!

40:38.937 --> 40:40.813
‫دیوث!

41:09.467 --> 41:11.719
‫داییت، گواین، پیام فرستاده

41:13.846 --> 41:18.101
‫انگار برادرت، ایموند،
‫قرار نیست بهمون ملحق بشه

41:21.396 --> 41:22.313
‫یعنی…

41:23.564 --> 41:25.400
‫گواین میاد تامبلتون؟

41:28.194 --> 41:30.113
‫باید نقشه‌مون رو عوض کنیم

41:34.617 --> 41:37.078
‫سر اتو مرتب برای اورمند نامه می‌نوشته

41:37.872 --> 41:39.457
‫ولی هیچ جوابی نگرفته

41:39.580 --> 41:42.000
‫مطمئنی اشتباهی نشده؟

41:42.083 --> 41:43.084
‫هیچی؟

41:45.795 --> 41:47.495
‫این بی‌محلی یعنی چی؟

41:48.673 --> 41:51.509
‫گمونم فقط یعنی اینکه الدتاون

41:51.592 --> 41:54.971
‫حکم یه حکومتِ خودمختار رو
‫برای لرد اورمند داشته

42:14.824 --> 42:18.077
‫سر اولفِ سفید همچنان منتظره، علیاحضرت

42:18.161 --> 42:19.287
‫اوه…

42:20.538 --> 42:21.539
‫بیا تو

42:24.000 --> 42:25.084
‫علیاحضرت

42:26.669 --> 42:32.383
‫مفتخرم که در خدمتتون هستم
‫و جانم رو وقف هدف شما کرده‌م

42:32.467 --> 42:33.551
‫بله. شک ندارم

42:35.011 --> 42:37.555
‫- خب، قضیه چیه؟
‫- می‌خواستم بدونم…

42:37.957 --> 42:41.017
‫آیا به‌عنوان خادم حقیر علیاحضرت،

42:41.100 --> 42:44.562
‫می‌تونم از لطفتون…
‫یعنی الطافتون بهره‌مند بشم

42:45.354 --> 42:46.731
‫حرفت رو بزن

42:46.814 --> 42:50.026
‫برای شخصی به‌نام ماجا،

42:50.109 --> 42:54.113
‫یه زمین زراعی کوچک بیرون روزبی می‌خوام

42:54.197 --> 42:56.657
‫و معافیت از مالیات.
‫ممنون میشم، علیاحضرت

42:56.741 --> 42:59.035
‫برای بنده‌خدایی به‌اسم کِلِی هم

42:59.118 --> 43:02.246
‫که مرتکب جرایم جزئی شده، خواهان عفوم

43:02.663 --> 43:04.590
‫نیازی نیست وارد جزئیات بشیم.
‫و مجوز عبور به لایس…

43:04.665 --> 43:06.259
‫اینا رو که واسه خودت نمی‌خوای؟!

43:06.334 --> 43:08.169
‫نه، نه، علیاحضرت

43:10.004 --> 43:11.464
‫برای هم‌پیمان‌هامونه…

43:12.799 --> 43:14.759
‫از یه مِیخونه که پاتوقم بود،

43:14.842 --> 43:17.345
‫- یعنی قبلاً پاتوقم بود
‫- مِیخونه

43:19.597 --> 43:23.684
‫اون‌وقت اگه یکی از آدم‌های خاندان های‌تاور

43:23.768 --> 43:25.987
‫شکمت رو وقتی پر از آبجوئه سفره کنه چی؟

43:26.062 --> 43:28.606
‫نه، اصلاً همچین جایی نیست.
‫تازه‌ش هم…

43:31.025 --> 43:33.945
‫- شکم خودمه
‫- نه دیگه

43:34.028 --> 43:37.240
‫نه، تو الان متعلق به تاج‌وتختی

43:37.323 --> 43:39.992
‫اگه بلایی سر خودت یا شکمت بیاد،

43:40.076 --> 43:43.913
‫من یه اژدها از دست میدم
‫و وحدت مملکت به خطر میفته

43:43.996 --> 43:47.166
‫دیگه حق نداری پات رو
‫تو مِیخونه بذاری

43:47.250 --> 43:48.709
‫چی؟

43:48.793 --> 43:50.962
‫متأسفم، ولی باید آبجوت رو…

43:51.045 --> 43:53.339
‫از داخل قلعه‌ی سرخ جور کنی

43:53.422 --> 43:55.216
‫توی قلعه هم می‌مونی…

43:56.175 --> 43:58.144
‫مگر وقت‌هایی که برای مأموریت
‫با نگهبان‌ها بری چاله‌ی اژدها

43:58.219 --> 43:59.512
‫تا راهی تامبلتون بشی

44:00.847 --> 44:02.890
‫اگه عرضی نداری، می‌تونی بری

44:12.859 --> 44:14.152
‫مردم بهت معترضن

44:15.319 --> 44:18.281
‫می‌دونی، توی کوچه پس‌کوچه‌های شهر

44:19.282 --> 44:22.201
‫دیدم چیزهای زشتی
‫روی دیوارهای شهر نوشتن

44:23.995 --> 44:25.163
‫نوشتن…

44:26.789 --> 44:28.207
‫«ملکه‌ی حرام‌زادگان»

44:31.919 --> 44:36.799
‫مطمئنم کار یه عده از رعایای گمراهته

44:36.883 --> 44:40.052
‫که به غلط تصور می‌کنن ملکه‌شون سنگدله

44:44.932 --> 44:46.225
‫علیاحضرت

45:04.869 --> 45:06.913
‫می‌تونی برای سر لوتر پیام بفرستی؟

45:06.996 --> 45:10.374
‫بگو شنل‌طلایی‌هاش شهر رو بگردن
‫و هر نوشته‌ی فتنه‌انگیزی

45:10.458 --> 45:12.558
‫توی خیابون‌های شهر دیدن رو پاک…

45:13.711 --> 45:15.171
‫و مسببینش رو هم پیدا کنن

45:16.005 --> 45:17.265
‫و بیارنشون پیش شما، علیاحضرت؟

45:17.340 --> 45:19.926
‫فقط بساطش رو جمع کن، لطفاً

45:40.905 --> 45:43.908
‫چند روز دیگه یه کشتی باری براووسی
‫از داسکندیل راه میفته

45:44.825 --> 45:47.170
‫- گمونم بتونم دوتا اسب تازه‌نفس جور کنم
‫- خیر سرم پادشاه این خراب‌شده‌ام

45:47.245 --> 45:49.839
فقط تصور کن می‌فهمیدن قاتیِ خودشونم

45:49.914 --> 45:52.792
‫حتی اگه حرفت رو هم باور کنن،
‫رینیرا الان صاحب تاج‌وتخته

45:52.875 --> 45:54.543
‫تو هم اژدها نداری

45:54.627 --> 45:57.004
‫در حقمون لطف کرد که گفت مُردی

45:59.507 --> 46:00.549
‫میگن من مُردم؟

46:00.633 --> 46:02.134
‫به‌دست برادرت ایموند کُشته شدی

46:03.427 --> 46:05.137
‫مردم این‌طوری میگن؟

46:06.847 --> 46:07.940
‫کسکش رو می‌کُشم

46:08.015 --> 46:10.165
‫- دخل رینیرا رو هم میارم…
‫- به‌وقتش

46:12.311 --> 46:15.155
‫از حرف‌های توی این اردوگاه
‫خیلی چیزها رو میشه فهمید

46:15.231 --> 46:18.526
‫همین که ناشناسیم برامون نعمته

46:19.360 --> 46:23.948
‫باعث میشه بازگشتت از مرگ…

46:26.200 --> 46:28.244
‫نقل ترانه‌ها و افسانه‌ها بشه

46:32.164 --> 46:33.541
‫یه چیزی بخور

46:42.341 --> 46:43.801
‫چیزی برای ما نمونده

46:43.884 --> 46:45.303
‫گهگداری پیش میاد، منتها…

46:47.346 --> 46:48.806
‫فردا یه‌چیزی گیرمون میاد

46:49.640 --> 46:51.017
‫فردا؟

46:54.395 --> 46:56.188
‫من زیر بار این ذلت نمیرم

46:57.189 --> 46:58.232
‫شورشو درآوردن!

46:59.358 --> 47:01.652
این هم شد حکومت؟
‫که یه لقمه نون گیر نیاد؟

47:04.405 --> 47:05.990
‫جوابم رو بده!

47:07.074 --> 47:09.785
‫بشین تا خودم ننشوندمت

47:09.869 --> 47:11.170
‫به خیالت با کی حرف می‌زنی؟

47:11.245 --> 47:13.595
‫زبون کیریت رو می‌بُرم، میمون وقیح

47:13.956 --> 47:15.258
‫- هوی، هوی
‫- خواهش می‌کنم

47:15.333 --> 47:19.045
‫من هم دل و روده‌تو می‌ریزم بیرون، کسکش

47:19.498 --> 47:20.708
‫بیا…

47:20.838 --> 47:22.048
‫بیا تند نریم

47:26.260 --> 47:28.012
‫زانو بزن،

47:28.095 --> 47:29.388
‫اگه می‌خوای زنده بمونی

47:54.205 --> 47:55.748
‫پام رو ببوس

47:57.958 --> 48:00.294
‫- حرفم رو پس می‌گیرم
‫- یا بمیر

48:00.378 --> 48:01.545
‫برای من فرقی نداره

48:03.964 --> 48:05.591
‫ولی باید بهم بگی…

48:06.425 --> 48:08.677
‫- «سرورم»
‫- جانوس

48:08.761 --> 48:10.179
‫تو هم؟

48:37.123 --> 48:39.166
‫مو‌به‌مو از همه بازجویی‌ها کردن

48:39.250 --> 48:41.593
‫باید خاطرمون جمع باشه
‫که اموال تاج‌وتخت…

48:41.669 --> 48:44.922
‫ هر جا که باشن، دیگه دست…

48:45.005 --> 48:46.255
‫عدالت رو اجرا کردم

48:50.845 --> 48:52.388
‫انتقام گرفتم

48:53.973 --> 48:55.307
‫طلا هم با خودم آوردم

48:57.685 --> 49:00.062
‫- این چیه؟
‫- سوارِ شیپ‌ستیلر

49:01.105 --> 49:05.443
‫به‌علاوه‌ی ۱۰ هزار اژدهای زرین
‫از طرف بانو جین ارین

49:07.695 --> 49:09.695
‫از طرف پرچمدارهاش توی ویل چیزی نیومده؟

49:10.781 --> 49:13.209
‫هنوز منتظر جواب خاندان‌های بزرگیم

49:13.284 --> 49:16.087
‫بانک آهنین هم هنوز
‫پاسخی به درخواست واممون نداده

49:16.162 --> 49:18.122
‫میشه ایشون رو معرفی کنی؟

49:18.205 --> 49:21.792
‫سر تورهن مندرلی‌ام، جناب شاهزاده،
‫ارباب جدید خزانه‌

49:21.876 --> 49:24.086
‫البته خزانه‌مون تار عنکبوت بسته

49:24.170 --> 49:26.722
‫شرط می‌بندم خیال می‌کنی
‫خیلی زرنگی، مگه نه، مندرلی؟

49:26.797 --> 49:28.057
‫- خب…
‫- محض اطلاعت،

49:28.132 --> 49:29.682
‫آدم زرنگه‌ی اینجا منم

49:31.719 --> 49:34.229
‫- دیگه حرفی نباشه
‫- این مقدار ناچیز طلایی

49:34.305 --> 49:37.224
‫که دیمون جور کرده،
‫باید خرجِ شکمِ گرسنه‌ی

49:37.308 --> 49:39.326
‫- مردم شهر بشه
‫- نگهبان‌های شهر دست‌تنها موندن

49:39.401 --> 49:40.819
‫باید حقوق سربازهامون رو بدیم

49:40.895 --> 49:43.280
‫و نیروی جدید هم استخدام کنیم،
‫وگرنه بلبشو میشه

49:43.355 --> 49:44.657
‫- علیاحضرت…
‫- بلبشو وقتی راه می‌افته

49:44.732 --> 49:46.693
‫که مردم حس کنن
‫حکومت به خشمشون بی‌اعتناست

49:46.768 --> 49:48.611
‫کسی به مالیات‌گرفتن فکر نکرده؟

49:48.694 --> 49:50.279
‫همه بیرون

50:07.213 --> 50:08.380
‫این چیه؟

50:10.216 --> 50:11.425
‫عدالت ملکه

50:11.821 --> 50:13.093
‫کی هست اصلاً؟

50:13.886 --> 50:16.180
‫چطوری تونسته یه اژدهای وحشی رو رام کنه؟

50:16.591 --> 50:18.606
‫دست‌تنها بوده یا…

50:18.682 --> 50:21.143
‫همدست ایموند یا اورمنده؟

50:21.227 --> 50:24.877
‫من هم دنبال همین جواب‌ها بودم،
‫ولی از اژدها که نمیشه به جواب نمی‌رسید

50:25.564 --> 50:27.149
‫شیپ‌ستیلر چی شد؟

50:27.233 --> 50:29.318
‫فرار کرد. بدون سواره

50:29.401 --> 50:31.245
‫رام‌کردن اژدهای وحشی حماقت محضه

50:31.320 --> 50:32.920
‫احتمالاً دیگه پیداش نمیشه

50:39.620 --> 50:42.831
‫می‌خواستم ببینمش

50:46.961 --> 50:51.048
‫می‌خواستم توی چشمِ
‫قاتل پسرم نگاه کنم

50:55.344 --> 50:56.929
‫تا خودت مجازاتش کنی؟

50:59.515 --> 51:01.642
‫به خیالت این‌طوری دلت آروم می‌گرفت؟

51:02.685 --> 51:04.335
‫من همیشه مصلحتت رو در نظر گرفته‌م

51:15.656 --> 51:19.076
‫طلاهایی که آوردی، صرف کمک به رعایا میشه

51:20.286 --> 51:23.436
‫نگهبان‌های شهر بهت اعتماد دارن.
‫ازشون بخواه دندون روی جیگر بذارن

51:24.540 --> 51:26.417
‫حکومت دِینش رو ادا می‌کنه…

51:27.543 --> 51:28.877
‫یه‌کم دیگه طول می‌کِشه

51:35.217 --> 51:36.385
‫گمونم…

51:37.720 --> 51:39.388
‫باید ازت تشکر کنم

51:48.606 --> 51:52.276
‫وقتی این آتیشی که به پا کردی
‫دامن خودش رو بگیره،

51:52.359 --> 51:54.945
‫دوباره سر عقل میاد

51:55.779 --> 51:57.323
‫اون سرِ کیه؟

52:37.112 --> 52:40.366
‫آدم‌های مطمئنم رو فرستادم
‫تا بقایای جسد پدرت رو

52:40.449 --> 52:41.992
‫به الدتاون تحویل بدن

52:50.376 --> 52:51.835
‫ویسریس هم همین رو می‌خواست

52:54.672 --> 52:55.798
‫ممنونم

53:17.820 --> 53:19.071
‫بیا

53:31.834 --> 53:33.252
‫هلینا

53:39.633 --> 53:40.801
‫خیابون‌ها رو خالی کنید

53:40.884 --> 53:42.302
‫خیابون‌ها رو خالی کنید!

53:42.386 --> 53:44.722
‫حکومت‌نظامی رو رعایت کنید!

53:47.808 --> 53:49.309
‫همه برن تو!

53:51.145 --> 53:52.646
‫خیابون رو خالی کنید!

53:55.190 --> 53:57.818
‫تو خونه بمونید،
‫وگرنه دارتون می‌زنیم!

53:57.901 --> 53:59.737
‫اژدها!

54:00.237 --> 54:01.238
‫اژدها!

54:26.889 --> 54:29.892
‫به‌فرمان ملکه درهاتون رو باز کنید

54:29.975 --> 54:32.186
‫اینجا! اینجا!

54:33.395 --> 54:34.730
‫- دنبال من بیاید
‫- این بالا

54:34.813 --> 54:36.815
‫از خونه‌هاشون بکشیدشون بیرون!

54:36.899 --> 54:38.066
‫کار کیه؟

54:39.193 --> 54:41.069
‫کدوم خائنی این دیوارها رو کثیف کرده؟

54:41.153 --> 54:42.329
‫باعث و بانیش رو پیدا کنید

54:42.404 --> 54:44.281
‫پاکش کنید. بسابید!

54:46.867 --> 54:47.993
‫بیاریدشون بیرون!

55:09.306 --> 55:11.683
‫- اعتراف کرده؟
‫- هنوز نه

55:11.767 --> 55:14.144
‫من کاری نکردم. خواهش می‌کنم

55:15.604 --> 55:16.647
‫خواهش می‌کنم

55:17.898 --> 55:20.275
‫صبر داشته باش، دخترم

55:21.193 --> 55:23.445
‫خیلی زود دوباره پرواز می‌کنیم

55:27.241 --> 55:31.078
‫بهت گفته بودم که به اون هیولا دل نبندی

55:33.455 --> 55:34.706
‫آروم باش

55:39.920 --> 55:41.046
‫می‌دونم

55:51.265 --> 55:52.724
‫پسر خوبی هستی

55:54.393 --> 55:57.062
‫مؤدبی و دعاهات رو هم می‌خونی

55:58.230 --> 55:59.990
‫من تو رو زیر نورِ
‫مذهب هفت‌گانه بزرگ کردم

56:00.065 --> 56:01.900
‫و لطفِ خدای پدر شامل حالته

56:03.902 --> 56:05.946
‫منتها یه لکه‌ی ننگ توی خونت هست

56:07.489 --> 56:10.200
‫تارگرین‌ها یه قوم وحشی‌ان،

56:10.284 --> 56:12.494
‫کم‌عقلن، اما سرشار از مکر و حیله

56:14.246 --> 56:17.082
‫با جادوی سیاه، پلیدی‌هایی رو خلق کردن

56:17.165 --> 56:19.001
‫تا چیزی رو که حق ما بود به چنگ بیارن

56:22.921 --> 56:24.590
‫ما نژاد برتریم

56:25.674 --> 56:27.926
‫منتها در برابر اون هیولاها…

56:29.761 --> 56:31.138
‫یارای مقاومت نداریم

56:39.730 --> 56:42.357
‫خدایان رسالت مقدسی رو
‫برات انتخاب کردن، پسرم

56:43.442 --> 56:45.485
‫چه رسالتی، سرورم؟

56:46.862 --> 56:50.574
‫اون وحشی‌ها یه ضعیفه رو نشوندن
‫روی تخت آهنین

56:51.408 --> 56:52.534
‫این رسماً توهینه!

56:52.618 --> 56:55.287
‫منطق کجا رفته؟ حرمت‌ها چی شد؟

56:56.330 --> 56:58.830
‫بخت باهات یار بود
‫که اومدی الدتاون بزرگ بشی

56:59.541 --> 57:01.960
‫برادرهات گمراه شدن، ولی تو…

57:02.961 --> 57:05.005
‫های‌تاوری موندی…

57:05.339 --> 57:09.927
‫که توی سایه‌ی سیتادل
‫زیر نور سپت پُرستاده بزرگ شده

57:14.932 --> 57:15.933
‫حالا…

57:17.100 --> 57:18.727
‫باید پادشاه بشی

57:23.857 --> 57:28.703
‫محاله بخوای تو روی برادرهای خودم دربیام

57:28.779 --> 57:30.948
‫تو نظام باستانی ما رو احیا می‌کنی

57:31.031 --> 57:33.992
‫پیروزی از آن ماست.
‫این اراده‌ی خدایانه

57:36.244 --> 57:37.788
‫مگه ولش نکرده بودی؟!

57:38.705 --> 57:42.542
‫پادشاه برحق باید نشون بده
‫که مظهر ارزش‌های زیادیه

57:42.626 --> 57:44.294
‫شرافت، خرد

57:45.087 --> 57:46.046
‫عدالت

57:46.129 --> 57:48.348
‫اون فقط وقتی پا پیش گذاشت
‫که یکی از افرادمون به یه زن دست‌درازی کرد

57:48.423 --> 57:50.133
‫اون روی یه های‌تاور دست بلند کرد

57:50.217 --> 57:53.428
‫اون سرباز، نماینده‌ی توئه،
‫نماینده‌ی تاج‌وتخته

57:53.512 --> 57:54.972
‫عدالت باید اجرا بشه

57:55.055 --> 57:57.224
‫مگه بخشش از ارزش‌های پادشاهی نیست؟

57:57.307 --> 57:59.707
‫این عیناً از حرف‌های پدرته

58:04.147 --> 58:05.190
‫متأسفم

58:27.212 --> 58:30.132
‫من جونم رو کف دستم گذاشتم
‫تا تو رو به اینجا برسونم

58:31.967 --> 58:34.017
‫دلت که نمی‌خواد ناامیدم کنی؟

58:50.944 --> 58:52.070
‫سرورم

58:52.738 --> 58:55.240
‫سرورم، خواهش می‌کنم. خواهش می‌کنم

58:55.323 --> 58:57.784
‫نه، خواهش می‌کنم، التماستون می‌کنم

58:57.868 --> 58:59.244
‫سرورم

59:00.954 --> 59:02.956
‫خواهش می‌کنم. التماستون می‌کنم

59:04.875 --> 59:06.960
‫من خانواده دارم، سرورم

59:07.044 --> 59:08.754
‫من خانواده دارم. توروخدا

59:10.172 --> 59:11.923
‫توروخدا، توروخدا

59:21.000 --> 59:27.000
« ترجمه از نهـال و علی اکبر دوست‌ دار »
.:: iredprincess & Ali99 ::.

59:27.500 --> 59:31.500
▷ Instagram: @AliAkbar.1999
▷ Telegram: @IRedSub

01:00:06.812 --> 01:00:08.271
حالا وقتش رسیده

01:00:09.000 --> 01:00:15.000
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
دیجی‌موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@DigiMoviez

01:00:15.500 --> 01:00:19.500
ارائه‌ای از وب‌سایت دیجی‌موویز
.:: DigiMoviez.Com ::.
