﻿WEBVTT

00:00:06.000 --> 00:00:17.000
«بکس مووی– مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور» [Baxmovie.com]

00:01:03.814 --> 00:01:05.941
‫خبرهای خوب، لرد اورمند!

00:01:07.150 --> 00:01:09.151
‫جنگ تموم شده، متحدان‌تون تار و مار شدن

00:01:09.152 --> 00:01:10.903
‫و نوه‌های عموت فرار کردن

00:01:10.904 --> 00:01:13.615
‫ملکه‌ی جدیدی
‫روی تخت پادشاهی پدرش نشسته

00:01:15.450 --> 00:01:17.050
‫شایعه‌ش به گوشمون رسیده بود

00:01:18.287 --> 00:01:21.122
‫ولی توی جاده
‫شایعات مثل مگس فراوونن

00:01:21.123 --> 00:01:22.790
‫خب، ملکه با درایتش
‫لطف کرده و گفته حاضره شما

00:01:22.791 --> 00:01:24.391
‫و ارتشت رو عفو کنه

00:01:25.085 --> 00:01:27.419
‫فقط کافیه زانو بزنین و بیعت کنین

00:01:27.420 --> 00:01:30.173
‫بعدش می‌تونین برگردین اولدتاون
‫و عمرتون رو در...

00:01:31.091 --> 00:01:32.174
‫صلح و صفا بگذرونین

00:01:32.175 --> 00:01:34.343
‫مدرکی برای اثبات ادعات داری؟

00:01:34.344 --> 00:01:39.056
‫یا باید به صداقت و شرافت
‫شاهزاده‌ی سرکش اعتماد کنم؟

00:01:39.057 --> 00:01:41.602
‫چه بهم اعتماد کنی چه نکنی
‫به‌زودی با حقیقت روبه‌رو میشی

00:01:42.603 --> 00:01:44.854
‫عموت اوتو همین تازگی
‫با حقیقت روبه‌رو شد...

00:01:45.771 --> 00:01:48.091
‫و نیروهای گارد هایتاور هم کمی بعدش
‫طعم حقیقت رو چشیدن

00:01:50.402 --> 00:01:52.528
‫و اگر بخوام بجنگم چی؟

00:01:52.529 --> 00:01:54.238
‫بقدر کافی واضحه چی میشه

00:01:54.239 --> 00:01:56.575
‫دلیلی نداره جو خوشایند
‫این دیدارمون رو خراب کنیم

00:02:00.078 --> 00:02:03.497
‫البته به‌نظرم اولف که اونجاست

00:02:03.498 --> 00:02:06.584
‫خیلی دلش می‌خواد
‫جای تو توی های‌تاور (برج‌بلند) ساکن بشه

00:02:06.585 --> 00:02:09.545
‫دلت می‌خواد لرد اولدتاون بشی، اولف؟

00:02:18.263 --> 00:02:19.863
‫چاره‌ی دیگه‌ای ندارم

00:02:21.224 --> 00:02:23.185
‫اگر فقط خودم بودم، مقاومت می‌کردم

00:02:24.353 --> 00:02:26.688
‫ولی باید به فکر جان
‫خیلی‌های دیگه باشم

00:02:27.939 --> 00:02:29.983
‫بنابراین، برای حفظ صلح...

00:02:32.069 --> 00:02:33.152
‫تسلیم میشم

00:02:33.153 --> 00:02:34.753
‫خیلیم عالی

00:02:46.792 --> 00:02:49.210
‫من، اورمند هایتاور

00:02:49.211 --> 00:02:50.795
‫سوگند یاد می‌کنم...

00:02:50.796 --> 00:02:53.422
‫که به رینیرا تارگرین، ملکه، وفادار باشم

00:02:53.423 --> 00:02:55.633
‫با ایشون بیعت می‌کنم

00:02:55.634 --> 00:02:59.387
‫انتخاب عاقلانه‌ای کردی
‫لرد اورمند، حتی اگر با اکراه بوده باشه

00:02:59.388 --> 00:03:02.683
‫حالا برگرد و با ارتشت برگرد خونه
‫تا از جون‌تون بگذریم

00:03:15.153 --> 00:03:16.947
‫لشکرکشی‌مون به پایان رسیده

00:03:18.407 --> 00:03:20.325
‫از جاده‌ی رُز به خونه برمی‌گردیم

00:03:25.204 --> 00:03:27.249
‫نزدیک بود یادم بره

00:03:28.917 --> 00:03:33.087
‫کسی که تحت سرپرستیته...
‫دیرون تارگرین...

00:03:33.088 --> 00:03:34.688
‫اون با من میاد

00:03:38.301 --> 00:03:40.010
‫می‌خوای گروگان بگیریش؟

00:03:40.011 --> 00:03:41.637
‫اشتباه بزرگیه که اجازه بدم

00:03:41.638 --> 00:03:43.806
‫یکی از جانشین‌های شاهزاده اگان
‫واسه خودش توی ریچ بگرده

00:03:43.807 --> 00:03:45.641
‫اونم با اژدهاش

00:03:45.642 --> 00:03:49.187
‫با محبت باهاش رفتار می‌کنیم
‫درست مثل بقیه‌ی پسرهای ویسریس

00:03:50.105 --> 00:03:51.773
‫به شرطی که مراقب رفتارتون باشین

00:04:24.723 --> 00:04:26.349
‫شجاع باش، شاهزاده‌ی جوون

00:04:43.200 --> 00:04:44.800
‫خوشحالم می‌بینمت، برادرزاده

00:04:45.994 --> 00:04:47.594
‫برین خونه

00:06:29.014 --> 00:06:32.392
‫« خـانـدان اژدهـا »

00:06:42.218 --> 00:06:49.218
«بکس مووی– مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور» [Baxmovie.com]

00:06:50.243 --> 00:06:52.704
‫اینجا پر از خاطراته

00:06:59.002 --> 00:07:00.602
‫اونم خاطرات شیرین

00:07:01.087 --> 00:07:02.687
‫بچگی‌هام رو یادم میاد که اومدم...

00:07:04.633 --> 00:07:06.233
‫آهنگی که یاد گرفتم رو براش بنوازم

00:07:09.429 --> 00:07:11.029
‫اون زمان سالم و قوی بود

00:07:12.933 --> 00:07:14.533
‫مادرم هم همینطور

00:07:20.857 --> 00:07:23.026
‫لرد اورمند تسلیم شد

00:07:24.069 --> 00:07:25.862
‫شاهزاده کوچولوت رو دستگیر کردیم

00:07:26.696 --> 00:07:28.949
‫البته هنوزم میگم باید
‫همه‌شون رو می‌سوزوندیم

00:07:32.118 --> 00:07:34.746
‫باید نشون بدم
‫اعتماد پدرم به من بی‌دلیل نبوده

00:07:37.165 --> 00:07:39.459
‫جوری که اون می‌خواست حکومت کنم

00:07:43.421 --> 00:07:45.021
‫درهرحال، باید شروع کنیم

00:07:52.180 --> 00:07:54.641
‫هرچه سریع‌تر رسماً تاج‌گذاری کنم، بهتره

00:07:55.683 --> 00:07:57.811
‫البته آماده‌سازیش کار راحتی نیست

00:07:58.853 --> 00:08:01.564
‫اسکان دادن و سیر کردن
‫تمام کسایی که قراره بیان...

00:08:02.899 --> 00:08:04.483
‫برنامه‌ریزی مسابقات...

00:08:04.484 --> 00:08:06.084
‫رژه‌ی بزرگ سلطنتی

00:08:09.781 --> 00:08:12.492
‫دیرون تارگرین، علیاحضرت

00:08:17.664 --> 00:08:19.540
‫تابحال همدیگه رو ندیده بودیم

00:08:19.541 --> 00:08:22.877
‫من خواهر ناتنیت
‫و وارث برگزیده‌ی پدرمونم

00:08:24.462 --> 00:08:27.423
‫ تو با اژدهات به برادر غاصبت خدمت کردی

00:08:27.424 --> 00:08:29.024
‫چه حرفی داری
‫برای دفاع از خودت بزنی؟

00:08:31.094 --> 00:08:33.262
‫دهنت رو باز کن
‫و با ملکه‌ت صحبت کن

00:08:33.263 --> 00:08:34.889
‫توی این قصر زندانی هستی

00:08:36.099 --> 00:08:39.976
‫رفتار و حرف‌شنویت تعیین می‌کنه
‫چطوری باهات برخورد می‌کنیم

00:08:39.977 --> 00:08:41.577
‫منو نگاه کن

00:08:41.813 --> 00:08:46.192
‫می‌خوام بدونم اورمند چقدر در مورد
‫توطئه‌ی گرفتن تاج‌و‌تختم اطلاع داشت

00:08:48.361 --> 00:08:50.947
‫ایموند چی؟ یا اگان؟

00:08:52.282 --> 00:08:54.284
‫از تحرکات اونا چی می‌دونی؟

00:08:57.579 --> 00:08:59.663
‫هرجور خودت مایلی

00:08:59.664 --> 00:09:01.264
‫توی یه اتاق حبسش کنین

00:09:02.333 --> 00:09:03.933
‫مراقب باشین!

00:09:08.757 --> 00:09:12.009
‫کوچیک‌تر از چیزیه که تصور می‌کردم

00:09:12.010 --> 00:09:14.303
‫مدعی تاج‌و‌تخته

00:09:14.304 --> 00:09:16.096
‫مجبوری بکشیش

00:09:16.097 --> 00:09:17.931
‫...کار تایلند لنیستر بود

00:09:17.932 --> 00:09:19.266
‫به من چیزی نگفت

00:09:19.267 --> 00:09:21.477
‫فقط اینو می‌دونم
‫که گفت می‌خواد طلاها رو تقسیم کنه

00:09:21.478 --> 00:09:23.562
‫و برای نگهداری از شهر خارج کنه

00:09:23.563 --> 00:09:25.314
‫- کدوم طلا؟
‫- علیاحضرت، ظاهراً...

00:09:25.315 --> 00:09:26.857
‫طلاهای سلطنتی دزدیده شدن

00:09:26.858 --> 00:09:29.651
‫- دزدیده شدن؟
‫- خزانه‌تون خالیه

00:09:29.652 --> 00:09:32.321
‫اونقدر هست که یکی دو هفته
‫برای امور دربار کافی باشه

00:09:32.322 --> 00:09:34.698
‫اگر طلاهای دراگون‌استون رو بیارین
‫کمی بیشتر میشه

00:09:34.699 --> 00:09:37.576
‫ولی برای اداره‌ی تمام هفت پادشاهی...

00:09:37.577 --> 00:09:40.287
‫نه! پس مراسم تاج‌گذاریم چی؟

00:09:40.288 --> 00:09:41.955
‫حتماً یه چیزی می‌دونی

00:09:41.956 --> 00:09:43.499
‫چیز چندانی بهم نگفتن

00:09:43.500 --> 00:09:45.334
‫شاید چون چندان بهم اعتماد نداشتن

00:09:45.335 --> 00:09:47.002
‫تو به حرفاش اعتماد داری، لرد کورلیس؟

00:09:47.003 --> 00:09:49.755
‫فکر نکنم بدونه طلاها کجاست

00:09:49.756 --> 00:09:51.882
‫و به‌نظرم اگر دروغ می‌گفت
‫متوجه می‌شدم

00:09:51.883 --> 00:09:53.483
‫کسی از تو نپرسید

00:09:54.844 --> 00:09:59.515
‫وظیفه‌ی بانوی نجواهام اینه که
‫بهم مشاوره بده

00:09:59.516 --> 00:10:01.893
‫بعد از اتفاقات نبرد آب‌گذر
‫احتمالاً سر تایلند مُرده

00:10:03.186 --> 00:10:04.770
‫ولی حتماً به یه نفر گفته

00:10:04.771 --> 00:10:06.689
‫اگرم گفته باشه، به لرد جسپر گفته

00:10:08.191 --> 00:10:09.984
‫"آیرون‌راد"
‫(انعطاف‌ناپذیر، لقب لرد جسپر)

00:10:11.277 --> 00:10:12.877
‫ای وای من

00:10:15.490 --> 00:10:17.742
‫شرایط‌مون...

00:10:20.120 --> 00:10:21.495
‫ناگواره

00:10:21.496 --> 00:10:23.540
‫ولی درهرحال باید تاج‌گذاری کنم

00:10:24.791 --> 00:10:26.391
‫تاج‌گذاری اگان با عجله انجام شد

00:10:27.585 --> 00:10:30.003
‫تاج‌گذاری من باید درخور باشه
‫تا برای مردم سرزمین شکی باقی نمونه

00:10:30.004 --> 00:10:31.797
‫که حالا حاکم‌شون کیه

00:10:31.798 --> 00:10:35.008
‫ملکه‌ی من، به‌نظر بنده

00:10:35.009 --> 00:10:38.887
‫اگر وقتی مردم‌تون هنوز دارن سختی می‌کشن
‫همچین هزینه‌ای کنین

00:10:38.888 --> 00:10:41.224
‫ممکنه باعث تلخ شدن کام‌شون بشه

00:10:42.392 --> 00:10:45.185
‫بحث سر تجملات نیست
‫مسئله مشروعیته

00:10:45.186 --> 00:10:46.770
‫ناوگان سه‌سالاری رو نابود کردیم

00:10:46.771 --> 00:10:49.398
‫ولی دزدان دریایی که زنده موندن
‫خودشون رو به خشکی رسوندن

00:10:49.399 --> 00:10:51.275
‫دارن روستاها رو غارت می‌کنن

00:10:51.276 --> 00:10:54.278
‫دارن زن‌ها رو می‌دزدن و باج‌هایی می‌خوان
‫ که هیچکس توان پرداختش رو نداره

00:10:54.279 --> 00:10:56.780
‫و مشکلات زیادی گریبانگیر
‫شهر شده، علیاحضرت

00:10:56.781 --> 00:10:58.782
‫ظاهراً انبارهای غله تقریباً خالی شدن

00:10:58.783 --> 00:11:02.244
‫مزارع بدون‌کشت رها شدن
‫و ماه‌ها تا فصل کاشت فاصله داریم

00:11:02.245 --> 00:11:03.954
‫اگر بتونیم تجارت رو ادامه بدیم...

00:11:03.955 --> 00:11:06.583
‫باز کردن مسیرهای تجاری زمان می‌بره

00:11:07.625 --> 00:11:09.293
‫و الان اونقدر کشتی نداریم

00:11:09.294 --> 00:11:11.420
‫که بتونیم امنیت تجارت
‫در دریای آزاد رو تضمین کنیم

00:11:11.421 --> 00:11:13.463
‫خب، تو این حین
‫باید برای نان مردم غلات پیدا کنیم

00:11:13.464 --> 00:11:15.048
‫وگرنه مردم دوباره گرسنه می‌مونن

00:11:15.049 --> 00:11:19.636
‫این اصرار به سیر کردن شکم مردم
‫یه زحمت بی‌پایانه

00:11:19.637 --> 00:11:22.181
‫با این‌حال، همونطور که
‫من و ملکه می‌دونیم

00:11:22.182 --> 00:11:24.141
‫مردم گرسنه خطرناکن

00:11:24.142 --> 00:11:27.352
‫تا کی می‌خوایم سر این
‫مسائل پیش‌پاافتاده بحث کنیم؟

00:11:27.353 --> 00:11:28.562
‫جنگ رو بردیم

00:11:28.563 --> 00:11:30.898
‫یه کلاغ دیگه به کسترلی‌راک بفرستین

00:11:30.899 --> 00:11:35.485
‫اگر تایلند طلایی اونجا مخفی کرده
‫بانو جوانا بهمون میگه

00:11:35.486 --> 00:11:39.324
‫برای تمام خاندان‌های بزرگ نامه بفرستین
‫اصلاً بهشون بگین...

00:11:40.325 --> 00:11:42.618
‫ملکه‌شون ازشون خراج می‌خواد

00:11:42.619 --> 00:11:44.786
‫بهشون یادآوری کنین
‫الان کی حاکم مملکته

00:11:44.787 --> 00:11:47.874
‫نمی‌خواین شورای کوچک‌تون رو
‫از دراگون‌استون بیارین اینجا؟

00:11:49.000 --> 00:11:50.584
‫کارهای زیادی باقی مونده

00:11:50.585 --> 00:11:54.338
‫اگر نه با اعمال‌شون
‫حداقل با سکوت‌شون بهم خیانت کردن

00:11:54.339 --> 00:11:55.939
‫دیگه نیازی بهشون ندارم

00:11:57.675 --> 00:11:59.426
‫ایموند کجاست؟

00:11:59.427 --> 00:12:02.137
‫نیروهای دیمون در هارنهال رو سوزوند

00:12:02.138 --> 00:12:04.224
‫و حاکم قلعه و پسرهاش رو کشت

00:12:05.558 --> 00:12:07.644
‫و بعد ناپدید شد

00:12:10.480 --> 00:12:13.274
‫ویگار چندین روزه دیده نشده

00:12:14.692 --> 00:12:17.819
‫یه زنی اونجا بود
‫یجور استادی چیزی بود

00:12:17.820 --> 00:12:19.571
‫تابحال چیزی در موردش نشنیدم

00:12:19.572 --> 00:12:21.698
‫ایموند جرات نداره
‫بیاد اینجا باهاتون درگیر بشه

00:12:21.699 --> 00:12:24.201
‫نه. ولی می‌خوام پیداش کنین

00:12:24.202 --> 00:12:25.828
‫گوسفنددزد رو هم همینطور

00:12:26.913 --> 00:12:30.082
‫اونا برامون خطرناکن
‫بیلا رو بفرستین دنبالشون بگرده

00:12:30.083 --> 00:12:33.627
‫از هارنهال شروع کنین
‫و اگر دیده شدن بهم بگین

00:12:33.628 --> 00:12:37.798
‫علاوه بر اون، برای دستگیر کردن
‫سوارهاشون جایزه تعیین می‌کنم

00:12:37.799 --> 00:12:39.968
‫ظاهراً چیزی نداریم
‫که بخوایم جایزه بدیم

00:12:41.135 --> 00:12:42.469
‫یه چیزی پیدا می‌کنیم

00:12:42.470 --> 00:12:44.137
‫از اونم بهتر...

00:12:44.138 --> 00:12:47.599
‫هرکی ایموند یک‌چشم رو کشت
‫هارنهال رو بهش میدم

00:12:47.600 --> 00:12:50.061
‫دیگه نیازی بهش ندارم
‫کل سرزمین‌های رودخانه مال منه

00:12:52.480 --> 00:12:55.525
‫آها بله، اگان تمام موش‌گیرها رو دار زد

00:12:58.403 --> 00:13:00.696
‫با اینکه باعث افتخارمه
‫که محافظ شما باشم

00:13:00.697 --> 00:13:03.407
‫جای من کنار افرادم در سطح شهره

00:13:03.408 --> 00:13:06.368
‫توصیه می‌کنم هرچه سریع‌تر
‫گارد ملکه‌تون رو انتخاب کنین

00:13:06.369 --> 00:13:08.245
‫دیمون می‌تونه
‫گزینه‌های خوبی برای گارد پیدا کنه

00:13:08.246 --> 00:13:10.747
‫- می‌سپاریمش به خودش
‫- ملکه‌ی من، یک لحظه

00:13:10.748 --> 00:13:13.667
‫ظاهراً موش‌ها بخش زیادی از
‫شمع‌های انبار شده رو خوردن

00:13:13.668 --> 00:13:16.003
‫پیه کم‌ داریم
‫باید دوباره سفارش بدیم

00:13:16.004 --> 00:13:17.921
‫وگرنه مجبوریم
‫توی تاریکی بشینیم

00:13:17.922 --> 00:13:20.465
‫- خب سفارش بدین
‫- بله چشم. هنوز کسی رو

00:13:20.466 --> 00:13:22.009
‫- به عنوان خزانه‌دار انتخاب نکردین
‫- ببخشید، جناب

00:13:22.010 --> 00:13:23.552
‫در مورد اتاق خواب...

00:13:23.553 --> 00:13:25.554
‫- نمی‌دونستم باید از کی بپرسم
‫- بذارینش برای بعد

00:13:25.555 --> 00:13:27.514
‫نیروهای هایتاور آربور رو کنترل می‌کنن

00:13:27.515 --> 00:13:29.933
‫- بانوی من، قیمت شراب درجه‌یک...
‫- برین عقب!

00:13:29.934 --> 00:13:32.019
‫سه برابر یا بیشتر شده

00:13:32.020 --> 00:13:33.620
‫بسه، بسه!

00:13:34.814 --> 00:13:37.900
‫در روزهای آینده وقت برای
‫صحبت در مورد شراب دربار زیاده

00:13:38.901 --> 00:13:40.501
‫طلاهام کجاست؟

00:13:42.071 --> 00:13:45.073
‫- طلاهات؟
‫- طلاهای سلطنتی، طلاهای خزانه

00:13:45.074 --> 00:13:47.743
‫- نمی‌تونی ادعا کنی هیچی نمی‌دونی
‫- کمکی از دستم برنمیاد

00:13:47.744 --> 00:13:49.661
‫ارباب سکه‌ها طلاها رو برد

00:13:49.662 --> 00:13:51.455
‫و ملکه هیچی در موردش نمی‌دونست؟

00:13:51.456 --> 00:13:53.248
‫از همون اول ازم متنفر بودن

00:13:53.249 --> 00:13:55.334
‫از نفوذ و حضورم بیزار بودن

00:13:55.335 --> 00:13:56.752
‫حتی پدر خودمم
‫بهم نمی‌گفت چه تصمیماتی می‌گیرن

00:13:56.753 --> 00:13:58.128
‫واقعاً؟

00:13:58.129 --> 00:14:01.424
‫دلم می‌خواد بگم برو از خودش بپرس
‫ولی بدون هیچ ‌معطلی کشتیش

00:14:02.342 --> 00:14:03.942
‫حالتون بهتر شد؟

00:14:05.428 --> 00:14:07.028
‫بابت از دست دادن جیس؟

00:14:10.558 --> 00:14:13.227
‫ترجیح می‌دادم طبق توافقی که با مادرت داشتم
‫اگان رو می‌کشتم

00:14:14.729 --> 00:14:17.314
‫ولی حالا به اینجا رسیدیم
‫اگان رفته

00:14:17.315 --> 00:14:19.358
‫و باورم نمیشه توی فرار اونم نقشی نداشتی

00:14:19.359 --> 00:14:20.942
‫خودش این‌کارو کرد

00:14:20.943 --> 00:14:22.611
‫وقتی از دراگون‌استون برگشتم
‫اگان فرار کرده بود

00:14:22.612 --> 00:14:24.446
‫مگه اوروایل چیزهایی که می‌دونه رو
‫برات تعریف نکرده؟

00:14:24.447 --> 00:14:28.116
‫چیزهایی که می‌دونه یا تو گفتی بگه؟
‫منو ساده فرض نکن

00:14:28.117 --> 00:14:30.297
‫اگر انتظار داری تمام نقشه‌های فریب‌کارانه‌ی

00:14:30.321 --> 00:14:31.787
‫لاریس استرانگ رو پیش‌بینی کنم

00:14:31.788 --> 00:14:33.622
‫حقیقتش از من برنمیاد

00:14:33.623 --> 00:14:34.956
‫ویگار کجاست؟

00:14:34.957 --> 00:14:37.667
‫- کی سوار گوسفنددزده؟
‫- نمی‌دونم!

00:14:37.668 --> 00:14:40.587
‫مگه ایموند همونطوری
‫که قول دادم نرفت؟

00:14:40.588 --> 00:14:42.714
‫مگه نگهبان‌های دیوار
‫اجازه ندادن رد بشین؟

00:14:42.715 --> 00:14:45.175
‫هرکاری از دستم برمیومده انجام دادم

00:14:45.176 --> 00:14:47.552
‫بابت کار مردها
‫منو مقصر می‌دونی؟

00:14:47.553 --> 00:14:52.058
‫قول دادین می‌تونیم بریم
‫به نگهبان‌ها گفتیم. داشتیم فرار می‌کردیم

00:14:56.938 --> 00:14:58.606
‫هیچکس نمی‌دونه چه شکلیه

00:14:59.982 --> 00:15:01.691
‫اگان رو میگم

00:15:01.692 --> 00:15:03.652
‫صورتش از شکل‌افتاده و سوخته

00:15:03.653 --> 00:15:05.863
‫اژدهاش مُرده. اعلام کن اونم مُرده

00:15:07.323 --> 00:15:09.951
‫نمی‌تونه بجنگه و اگر لاریس
‫خواست کمکش کنه قیام کنه

00:15:10.868 --> 00:15:13.704
‫می‌تونی بگی خودش نیست

00:15:20.128 --> 00:15:21.728
‫هنوزم برای نجات جونش تلاش می‌کنی؟

00:15:24.799 --> 00:15:26.399
‫پدرم رو کشتی

00:15:44.861 --> 00:15:46.461
‫وقتی...

00:15:47.113 --> 00:15:49.782
‫ایموند پیدا شد...

00:15:51.492 --> 00:15:53.995
‫و خطر مشروعیتم...

00:15:55.163 --> 00:15:57.914
‫از بین رفت، آزادتون می‌کنم

00:15:57.915 --> 00:16:00.793
‫ولی تا اون‌موقع، نباید کسی ببینه
‫به هایتاورها رحم می‌کنم

00:16:01.752 --> 00:16:03.670
‫نمی‌خوام توی این اتاق بمونم

00:16:03.671 --> 00:16:05.271
‫باهاتون بدرفتاری نمی‌کنم

00:16:06.507 --> 00:16:09.886
‫بهتون غذا و لباس میدم و...

00:16:11.095 --> 00:16:13.889
‫یه خدمتکار می‌فرستم
‫به کارهاتون رسیدگی کنه

00:16:13.890 --> 00:16:15.724
‫می‌تونین تحت مراقبت
‫ توی جنگل خدایان قدم بزنین

00:16:15.725 --> 00:16:18.768
‫و میگم هر چند روز یک‌بار
‫یک ساعت جیهیرا رو بیارن پیشت

00:16:18.769 --> 00:16:20.770
‫بگو که جدی نمیگی، رینیرا
‫خواهش می‌کنم

00:16:20.771 --> 00:16:22.523
‫منم اصلاً از این وضع راضی نیستم

00:16:25.610 --> 00:16:28.029
‫پس باید بشینم و امیدوار باشم که...

00:16:28.988 --> 00:16:30.823
‫پسرم دستگیر بشه و بمیره

00:16:35.119 --> 00:16:36.719
‫حتی نمی‌تونم تصور کنم
‫چقدر برات سخته

00:16:38.164 --> 00:16:40.790
‫می‌خوام اعلام کنیم
‫جسد اگان رو اینجا پیدا کردیم

00:16:42.210 --> 00:16:44.169
‫- ترفند زیرکانه‌ایه، علیاحضرت
‫- و بگین جافری...

00:16:44.170 --> 00:16:45.712
‫از ویل برگرده

00:16:45.713 --> 00:16:48.649
‫اون جانشین بعدی تاخ‌و‌تخته
‫باید از این به بعد به عنوان وارثم بزرگ بشه

00:16:53.846 --> 00:16:57.140
‫چیزهای زیادی در مورد اینجا شنیدم
‫ولی تابحال ندیده بودمش

00:16:57.141 --> 00:16:58.725
‫همونطوریه که تصور می‌کردی؟

00:16:58.726 --> 00:17:01.436
‫هم بزرگ‌تر از چیزیه
‫که تصور می‌کردم، هم کوچک‌تر

00:17:01.437 --> 00:17:04.396
‫گمونم الیسنت نتونست بهتون بگه

00:17:04.397 --> 00:17:05.941
‫طلاها کجاست

00:17:05.942 --> 00:17:07.192
‫نه نگفت

00:17:07.193 --> 00:17:08.793
‫و هنوز بهش اعتماد دارین؟

00:17:11.906 --> 00:17:13.865
‫هرچی نباشه از خاندان هایتاوره

00:17:13.866 --> 00:17:15.408
‫درسته

00:17:15.409 --> 00:17:17.618
‫ولی ساده‌لوح نیستم اگر فکر کنم
‫توی جایی به این بزرگی

00:17:17.619 --> 00:17:19.997
‫فقط یه موش کثیف پیدا میشه؟

00:17:22.458 --> 00:17:24.291
‫خیلی نگران پسرش دیرون هستم...

00:17:24.292 --> 00:17:26.336
‫- که الان اسیر ماست
‫- خبر داره؟

00:17:26.337 --> 00:17:29.214
‫حق دارم بابت خیانت
‫سر از تنش جدا کنم

00:17:29.215 --> 00:17:32.509
‫وارث اگان و تهدیدی برای شماست

00:17:32.510 --> 00:17:34.761
‫برادر ناتنیم هم هست
‫و مرتکب جنایاتی نشده که

00:17:34.762 --> 00:17:36.681
‫اگان و ایموند مرتکب شدن
‫با این‌حال...

00:17:54.240 --> 00:17:56.784
‫چرا نباید بکشمش؟ چرا نباید...؟

00:17:57.702 --> 00:17:59.912
‫همون بلایی که سر پسرهام
‫آوردن رو سرش بیارم؟

00:18:00.955 --> 00:18:02.555
‫هیچکس نمی‌تونه جلوتون رو بگیره

00:18:03.666 --> 00:18:05.086
‫کارهای زیادی برای انجام دادن هست

00:18:05.110 --> 00:18:06.710
‫ولی کسی رو ندارم که کارها رو بهش بسپارم

00:18:06.711 --> 00:18:08.920
‫ندیمه‌م الیندا کجاست؟

00:18:08.921 --> 00:18:10.547
‫الیندا مسی توی شهره

00:18:10.548 --> 00:18:13.049
‫- و اونجا به‌خوبی بهمون خدمت کرده
‫- یکی رو بفرست دنبالش

00:18:13.050 --> 00:18:16.929
‫و میساریا، از خدمه‌ی قصر بازجویی کن

00:18:18.014 --> 00:18:19.614
‫بی‌سروصدا، همونطوری
‫که فقط از خودت برمیاد

00:18:20.725 --> 00:18:23.561
‫اونایی که به هایتاورها وفادار موندن
‫باید عوض بشن

00:18:25.855 --> 00:18:27.481
‫به‌روی چشم، علیاحضرت

00:18:29.025 --> 00:18:30.625
‫صبح بخیر، علیاحضرت

00:18:33.863 --> 00:18:36.032
‫دعای خیر هفت‌تنِ واحد
‫پشت و پناه‌تون باشه

00:18:40.745 --> 00:18:43.788
‫ممنونم که اینقدر سریع اومدین

00:18:43.789 --> 00:18:46.041
‫توی چند روز اخیر
‫خیلی چیزها عوض شده

00:18:46.042 --> 00:18:48.336
‫در روزهای پرآشوبی به‌سر می‌بریم

00:18:49.670 --> 00:18:53.340
‫مجبورم فعلاً از یه مراسم
‫تاج‌گذاری درست‌و‌حسابی صرف‌نظر کنم

00:18:53.341 --> 00:18:55.800
‫ولی می‌خوام حداقل تدهین بشم

00:18:55.801 --> 00:18:58.262
‫توسط شما، جلوی چشم همه

00:19:00.473 --> 00:19:02.975
‫متاسفانه امکانش نیست

00:19:04.894 --> 00:19:06.494
‫چرا نیست؟

00:19:08.356 --> 00:19:10.983
‫چند ماه پیش برادرتون اگان رو تدهین کردم

00:19:13.027 --> 00:19:17.489
‫و در مقابل خدایان و مردم
‫اعلام کردم ایشون پادشاه برحقه

00:19:17.490 --> 00:19:20.242
‫بله، اگان مُرده
‫و حالا تاج‌و‌تخت متعلق به منه

00:19:25.081 --> 00:19:26.681
‫حالا دارین اینو میگین

00:19:27.416 --> 00:19:29.418
‫یعنی داری میگی من دروغگوام؟

00:19:31.003 --> 00:19:32.713
‫هنوز جسدش رو ندیدیم

00:19:35.007 --> 00:19:37.885
‫خواهران خاموش هم
‫برای رسیدگی به جسدش فرا خونده نشدن

00:19:40.930 --> 00:19:42.530
‫متوجه که هستین...

00:19:43.140 --> 00:19:46.976
‫اگر اشتباهی شده باشه...

00:19:46.977 --> 00:19:49.062
‫هیچ اشتباهی نشده

00:19:49.063 --> 00:19:51.481
‫من وارث پدرمم

00:19:51.482 --> 00:19:53.191
‫و خود خدایان...

00:19:53.192 --> 00:19:54.984
‫مقرر کردن من حاکم هفت پادشاهی باشم

00:19:54.985 --> 00:19:57.195
‫مگه من رو به تاج‌و‌تخت نرسوندن

00:19:57.196 --> 00:19:59.114
‫و غاصب رو به‌نابودی نکشوندن؟

00:19:59.115 --> 00:20:00.657
‫بله درسته، این اتفاق افتاده

00:20:00.658 --> 00:20:02.258
‫اگر خواست خدایان نبوده
‫پس چطور اتفاق افتاده؟

00:20:05.162 --> 00:20:08.581
‫در اوج نیازم، اژدهایی برام فرستاده شد

00:20:08.582 --> 00:20:11.335
‫خدایان من کاری به اژدهایان ندارن

00:20:12.461 --> 00:20:14.963
‫اونا موجوداتی جادویی و کفرآمیزن

00:20:14.964 --> 00:20:18.299
‫که با ظلمت و تکبر و هوس...

00:20:18.300 --> 00:20:20.427
‫برای رسیدن به قدرت
‫و مصونیت از مجازات خلق شدن

00:20:21.011 --> 00:20:24.557
‫نابود می‌کنن، ولی چیزی خلق نمی‌کنن

00:20:25.349 --> 00:20:27.351
‫هیچ خیر و برکتی برامون ندارن

00:20:34.191 --> 00:20:36.485
‫موضعت رو کاملاً واضح بیان کردی

00:20:38.696 --> 00:20:42.700
‫با کمال احترام، توصیه می‌کنم
‫که با دین دشمنی نکنید

00:20:43.951 --> 00:20:47.371
‫باعث هدایت و آرامش
‫و اتحاد مردم‌تون میشه

00:20:48.664 --> 00:20:50.541
‫اگر دست‌کم بگیرینش
‫برای خودتون گرون تموم میشه

00:20:52.793 --> 00:20:56.422
‫باید به چیزی اعتراف کنم
‫که احتمالاً خودتون حدس زده باشین

00:20:58.549 --> 00:21:00.634
‫الین هال و برادرش آدام، پسرهام هستن

00:21:02.011 --> 00:21:06.265
‫بچه‌های زن کشتی‌سازی هستن
‫که در سفرهای دوران جوانیم باهاش آشنا شدم

00:21:07.808 --> 00:21:09.477
‫هیچوقت نگفتم پسرهام هستن

00:21:11.145 --> 00:21:12.745
‫خجالت می‌کشیدم

00:21:13.355 --> 00:21:16.316
‫و نمی‌خواستم دل همسرم رینیس رو بشکنم

00:21:16.317 --> 00:21:20.821
‫و خوشحالم که قبل از مرگش
‫من رو بخشید

00:21:23.699 --> 00:21:25.576
‫نه متوجه نشده بودم

00:21:26.911 --> 00:21:31.248
‫ولی حالا متوجه شباهت‌تون شدم

00:21:33.542 --> 00:21:35.710
‫لازم نیست نگران سرزنش من باشی

00:21:35.711 --> 00:21:39.506
‫لردهای اشراف‌زاده‌ی زیادی
‫با رعیت‌ها بچه‌دار شدن

00:21:39.507 --> 00:21:42.802
‫ولی این چیزی از دلیر بودن
‫پسرهاشون کم نکرده

00:21:46.096 --> 00:21:49.557
‫جفتشون اثبات کردن لایق فراتر از این‌هان

00:21:49.558 --> 00:21:52.811
‫بله درسته، بسیار مدیون الین هستیم

00:21:52.812 --> 00:21:55.397
‫بخاطر شجاعتش در استپ‌استونز
‫و اخیراً در آب‌گذر

00:21:56.398 --> 00:21:58.900
‫نشون دادی رهبر قابلی هستی

00:21:58.901 --> 00:22:01.487
‫فقط داشتم وظیفه‌م رو انجام می‌دادم، علیاحضرت

00:22:02.404 --> 00:22:05.366
‫و آدام بهم اطمینان‌خاطر داد
‫که لطف خدایان شامل حال من شده

00:22:06.492 --> 00:22:08.410
‫وقتی امیدم رنگ‌باخته بود
‫تو رو برام فرستادن

00:22:09.286 --> 00:22:11.330
‫خدمت به شما باعث افتخارمه، علیاحضرت

00:22:19.088 --> 00:22:20.881
‫ملکه‌ی من، برای همین...

00:22:22.550 --> 00:22:25.260
‫پسرهام رو به رسمیت شناختم

00:22:26.971 --> 00:22:30.474
‫و فراتر از اون، می‌خوام الین رو
‫به عنوان وارثم انتخاب کنم

00:22:35.521 --> 00:22:38.482
‫ازتون می‌خوام بهشون مشروعیت ببخشین

00:22:39.775 --> 00:22:41.986
‫تا بتونن از این به بعد ولاریون باشن

00:22:43.362 --> 00:22:44.962
‫لردهای قلمروی ما

00:22:45.948 --> 00:22:48.116
‫چون بدون اون‌ها...

00:22:48.117 --> 00:22:49.717
‫نسلم به پایان می‌رسه...

00:22:50.744 --> 00:22:52.344
‫و نامم از بین میره

00:22:59.420 --> 00:23:03.424
‫خوبه که وارثی پیدا کردی

00:23:04.967 --> 00:23:07.261
‫جفتمون سختی‌های زیادی کشیدیم و من...

00:23:08.554 --> 00:23:10.388
‫نمی‌تونم این راهکار رو ازت دریغ کنم

00:23:10.389 --> 00:23:12.892
‫- ولی لرد کورلیس...
‫- یه حکم سلطنتی کفایت می‌کنه...

00:23:14.351 --> 00:23:15.978
‫به همین سادگیه

00:25:05.462 --> 00:25:07.172
‫اعصاب‌تون آرامه، علیاحضرت؟

00:25:07.256 --> 00:25:08.966
‫تا جایی که ممکنه

00:25:10.175 --> 00:25:11.677
‫از دور با مردم عادی در ارتباط بودم،

00:25:11.760 --> 00:25:13.929
‫اما تا حالا به عنوان ملکه‌شون
‫روبه‌روشون قرار نگرفتم

00:25:14.013 --> 00:25:15.848
‫خیلی منتظرتون بودن

00:25:16.932 --> 00:25:20.561
‫پس انتظارات زیادی هم دارن

00:25:21.562 --> 00:25:22.831
‫و منابع‌مون خیلی کم و محدودن

00:25:22.855 --> 00:25:24.732
‫نمی‌دونم چطور می‌تونم
‫راضی‌شون کنم

00:25:26.817 --> 00:25:30.237
‫برای بعضی‌هاشون همین کافیه که بگن تونستن
‫ملکه رو با چشم‌های خودشون ببینن

00:25:32.614 --> 00:25:34.033
‫جواهرات‌تون رو بیارم؟

00:25:36.785 --> 00:25:39.288
‫زیورآلات غیرضروری نمی‌خوام

00:25:39.371 --> 00:25:42.499
‫باید قدرت و آمادگیم رو نشون بدم

00:25:42.583 --> 00:25:44.126
‫شاید بهتر باشه شمشیرم رو ببرم

00:25:44.960 --> 00:25:47.546
‫با پیامی که می‌خواید
‫به مردم ستم‌دیده بدید

00:25:47.629 --> 00:25:49.339
‫تناقض نداره؟

00:25:51.050 --> 00:25:52.843
‫نکته‌ی درستیه

00:25:52.926 --> 00:25:54.226
‫ولی خب…

00:25:56.096 --> 00:25:59.016
‫به نظرم یه گردنبند مناسبه.
‫برای نشون دادن وقار

00:25:59.892 --> 00:26:01.192
‫یکی از اینا

00:26:02.144 --> 00:26:03.204
‫گندش بزنن

00:26:03.228 --> 00:26:04.528
‫علیاحضرت؟

00:26:05.230 --> 00:26:06.530
‫خون‌ریزی دارم

00:26:07.524 --> 00:26:08.752
‫- مطمئنید؟
‫- بله

00:26:08.776 --> 00:26:10.110
‫لعنتی!

00:26:12.237 --> 00:26:13.697
‫البته

00:26:13.781 --> 00:26:15.324
‫می‌رم چند تا پارچه بیارم

00:26:16.450 --> 00:26:19.203
‫رینیرا تارگرین، اولین با نام او

00:26:19.286 --> 00:26:23.040
‫ملکه‌ی آندال‌ها، روینارها
‫و نخستین انسان‌ها

00:26:23.123 --> 00:26:26.794
‫بانوی هفت پادشاهی و محافظ قلمرو

00:26:27.920 --> 00:26:32.007
‫علیاحضرت، من یه بافنده‌ام
‫و کارم به پشم بستگی داره

00:26:32.925 --> 00:26:35.177
‫در حال حاضر از کمبود شدید
‫پشم گوسفند رنج می‌بریم

00:26:35.260 --> 00:26:38.597
‫و تعداد اندک گوسفندهایی
‫که باقی مانده بودن هم طعمه‌ی اژدهاها شدن

00:26:41.308 --> 00:26:44.603
‫نمی‌شه قبل از این‌که خوردن بشن
‫پشم‌شون رو بچینیم؟

00:26:44.686 --> 00:26:46.105
‫کار ساده‌ای به نظر می‌رسه

00:26:46.188 --> 00:26:51.151
‫بدون شک خیلی بهتره.
‫اما تعدادمون خیلی زیاده

00:26:51.235 --> 00:26:54.571
‫برای بازسازی منابع‌مون
‫به سرمایه‌گذاری نیاز داریم

00:26:55.572 --> 00:26:57.533
‫پانصد اژدهای طلایی

00:26:59.326 --> 00:27:01.662
‫در مورد گوسفندها، ملکه‌ی من…

00:27:02.913 --> 00:27:05.374
‫چنین راه‌حلی هیچ کمکی
‫به تأمین گوشت نمی‌کنه

00:27:06.333 --> 00:27:09.336
‫- کار ما قصاب‌ها نابود شده
‫- نمی‌تونید شکار کنید؟

00:27:09.419 --> 00:27:11.255
‫تا کیلومترها خبری از شکار نیست

00:27:11.338 --> 00:27:14.133
‫و همه‌ی شکارچی‌ها
‫به عنوان کماندار استخدام شدن

00:27:14.216 --> 00:27:16.218
‫اگه مقداری حمایت مالی بشیم

00:27:16.301 --> 00:27:18.554
‫- از طرف تاج‌وتخت…
‫- می‌تونیم جنگل سلطنتی رو مد نظر داشته باشیم؟

00:27:21.056 --> 00:27:23.767
‫اقدام جسورانه‌ای خواهد بود، علیاحضرت

00:27:23.851 --> 00:27:26.395
‫نیاکان سلطنتی شما
‫هرگز چنین کاری رو نمی‌پسندیدن

00:27:27.855 --> 00:27:30.107
‫گوزن و گراز نه،

00:27:30.190 --> 00:27:32.609
‫اما شاید فقط خرگوش‌ها

00:27:32.693 --> 00:27:35.863
‫این موضوع باید در جلسه‌ای دیگه
‫مورد بحث قرار بگیره

00:27:36.780 --> 00:27:38.240
‫دادخواه بعدی جلو بیاد

00:27:39.158 --> 00:27:41.493
‫من سیلوی هستم، علیاحضرت

00:27:41.577 --> 00:27:43.245
‫من افتخار داشتم

00:27:43.328 --> 00:27:46.665
‫که به بانو میساریا
‫در مبارزه‌ش علیه غاصب کمک کنم

00:27:47.583 --> 00:27:51.003
‫ازت تشکر می‌کنم،
‫و از همه‌ی کسایی که وفادار بودن

00:27:51.086 --> 00:27:53.422
‫من درخواست طلا و بودجه ندارم

00:27:54.464 --> 00:27:58.886
‫من خواستار عدالت هستم برای رنجی
‫که مردم عادی در این ماه‌های طولانی متحمل شدن

00:28:01.972 --> 00:28:04.808
‫محاصره به پایان رسیده. به زودی

00:28:04.892 --> 00:28:06.768
‫- راه‌های بازرگانی دوباره…
‫- فقط محاصره نبود

00:28:06.852 --> 00:28:09.354
‫که ما رو به این فلاکت انداخت، علیاحضرت

00:28:11.231 --> 00:28:14.610
‫به‌خاطر ثروتمندان
‫و اشراف و اربابان بود

00:28:14.693 --> 00:28:17.196
‫هر چی که می‌تونستن رو خریدن
‫و توی انبارشون گذاشتن

00:28:17.279 --> 00:28:19.031
‫و هیچی برای فقرا باقی نذاشتن

00:28:20.199 --> 00:28:21.383
‫حقیقت داره؟

00:28:21.384 --> 00:28:24.286
‫آدم ساده‌لوحی نیستم، ملکه‌ی من

00:28:24.369 --> 00:28:26.163
‫رسم دنیا همینه

00:28:26.246 --> 00:28:28.165
‫اما وقتی اشراف
‫اندک چیزی که باقی مونده رو تصاحب می‌کنن

00:28:28.248 --> 00:28:32.445
‫و برای خودشون انبارش می‌کنن،
‫در حالی که مردم عادی از گرسنگی رنج می‌برن…

00:28:33.670 --> 00:28:36.298
‫تبدیل به موضوعی می‌شه
‫که باید نزد ملکه‌م مطرحش کنم…

00:28:37.758 --> 00:28:41.970
‫کسی که به عنوان قهرمان مردمش
‫به قدرت رسید

00:28:44.000 --> 00:28:51.000
آوا‌مــووی

00:28:53.649 --> 00:28:55.901
‫سرزنش کردن ثروتمندان
‫برای گرفتاری‌های شهر

00:28:55.984 --> 00:28:57.653
‫اندیشه‌ای خیلی خطرناکه

00:28:57.736 --> 00:29:00.322
‫توی جنگ همه زجر می‌کشن

00:29:00.405 --> 00:29:03.075
‫- بعضی‌ها بیشتر زجر می‌کشن
‫- همیشه همین‌طور بوده

00:29:03.158 --> 00:29:05.369
‫ولی در چنین مواقعی
‫تبدیل می‌شه به ابزاری

00:29:05.452 --> 00:29:09.289
‫در دست افراد بی‌مسئولیت
‫برای به پا کردن آشوب و شورش

00:29:09.373 --> 00:29:10.874
‫- مردم عادی…
‫- این رو برای تسکین دردهاتون میل بفرمایید

00:29:10.958 --> 00:29:14.169
‫…سزاوار لطف
‫و حمایت فرمانرواشون نیستن؟

00:29:14.253 --> 00:29:16.088
‫این یه پیمانه

00:29:16.171 --> 00:29:18.090
‫و زیر پا گذاشتنش فاجعه‌بار خواهد بود

00:29:18.173 --> 00:29:19.591
‫اونا ازمون انتظار نظم و امنیت دارن

00:29:19.675 --> 00:29:22.928
‫از ما انتظار دارن براشون گوشت
‫و سوخت آتش فراهم کنیم

00:29:23.011 --> 00:29:25.138
‫و این "ما" که می‌گی
‫دقیقاً منظورت کیاست؟

00:29:25.222 --> 00:29:30.060
‫من جایگاهم رو توی این شورا به دست آوردم،
‫با این‌که چیزیه که در بدو تولد بهم داده نشده

00:29:30.143 --> 00:29:33.188
‫قضاوت درباره‌ی این‌که کدوم راه ارزشمندتره رو
‫به دیگران واگذار می‌کنم

00:29:33.272 --> 00:29:35.274
‫بِیلا برگشته؟

00:29:35.357 --> 00:29:37.067
‫خبری از ویگار و گوسفنددزد دارید؟

00:29:37.150 --> 00:29:38.986
‫تنها اژدهایی که دیده "سان‌فایر" بوده

00:29:40.070 --> 00:29:41.446
‫مدت‌هاست مرده
‫و لاشه‌ش در حال پوسیدنه

00:29:41.530 --> 00:29:43.115
‫امروز عصر دوباره
‫به جست‌وجو ادامه می‌ده

00:29:43.198 --> 00:29:44.866
‫آدام رو همراهش بفرستید

00:29:46.201 --> 00:29:47.703
‫نمی‌تونن تا همیشه پنهان بشن

00:29:50.163 --> 00:29:51.463
‫به عدالتی که دنبالش هستی
‫خواهی رسید

00:29:51.498 --> 00:29:53.083
‫هیچ‌وقت عدالت به صورت کامل
‫اجرا نخواهد شد

00:29:54.459 --> 00:29:58.046
‫اما هر بخش کوچیکی از عدالت رو
‫که بتونم به دست بیارم، ازش نمی‌گذرم

00:30:00.632 --> 00:30:02.009
‫علیاحضرت، در این مدت

00:30:02.092 --> 00:30:03.927
‫ازتون می‌خوام توجه‌تون رو
‫به مشکلات معطوف کنید قبل از این‌که…

00:30:04.011 --> 00:30:05.429
‫هیچ مشکلی وجود نداره.
‫یه عده شاکی‌ان

00:30:05.512 --> 00:30:07.931
‫که از وضع موجود ناراضی‌ان

00:30:08.015 --> 00:30:09.315
‫لُرد کورلیس

00:30:11.101 --> 00:30:12.401
‫تصمیم رو به ملکه واگذار می‌کنم

00:30:13.687 --> 00:30:14.987
‫بی‌فایده‌اید

00:30:16.023 --> 00:30:17.858
‫پدرتون در چنین شرایطی چیکار می‌کرد؟

00:30:24.698 --> 00:30:26.742
‫فکر کنم ضیافتی برگزار می‌کرد

00:30:34.958 --> 00:30:36.918
‫روز بسیار مهمی برای شما سه نفره

00:30:37.002 --> 00:30:39.046
‫باعث افتخارمونه، علیاحضرت

00:30:39.129 --> 00:30:41.840
‫اولف، چه عنوانی رو انتخاب می‌کنی؟

00:30:41.923 --> 00:30:43.258
‫عـه…

00:30:44.843 --> 00:30:46.261
‫تارگرین، علیاحضرت

00:30:46.345 --> 00:30:47.804
‫به هیچ عنوان

00:30:50.515 --> 00:30:52.309
‫پس هیچ عنوانی ندارم

00:30:52.392 --> 00:30:54.353
‫پس یکی انتخاب کن

00:30:57.731 --> 00:30:59.031
‫پس "سفید"؟

00:31:02.861 --> 00:31:04.738
‫خوبه، و تو؟

00:31:06.907 --> 00:31:09.368
‫حرفه‌ی من آهنگریه، علیاحضرت

00:31:10.619 --> 00:31:11.919
‫"چکش" رو انتخاب می‌کنم

00:31:14.122 --> 00:31:15.457
‫هیو چکش

00:31:16.375 --> 00:31:17.834
‫اولف سفید

00:31:24.007 --> 00:31:25.675
‫و آدام از هال

00:31:35.102 --> 00:31:36.402
‫زانو بزنید

00:31:47.030 --> 00:31:50.617
‫به نام جنگجو، تو را فرمان می‌دهم
‫که دلیر باشی

00:31:57.374 --> 00:32:00.419
‫به نام پدر، تو را فرمان می‌دهم
‫که عادل باشی

00:32:04.589 --> 00:32:05.889
‫به نام مادر،

00:32:05.924 --> 00:32:08.802
‫تو را فرمان می‌دهم
‫که از جوانان و بی‌گناهان دفاع کنی

00:32:16.309 --> 00:32:19.229
‫- همین؟
‫- سِر اولف

00:32:21.565 --> 00:32:24.234
‫سِر هیو. سِر آدام

00:32:24.317 --> 00:32:26.611
‫شوالیه‌هایی در خدمت ملکه‌تون هستید

00:32:26.695 --> 00:32:29.865
‫سوگند یاد می‌کنید که به فرمانرواتون
‫و آرمانش وفادار بمونید؟

00:32:29.948 --> 00:32:33.452
‫و تا زمانی که زنده هستید
‫خدمت‌گزار و نماینده‌ی تاج‌وتخت باشید؟

00:32:33.535 --> 00:32:35.203
‫سوگند یاد می‌کنم، علیاحضرت

00:32:36.538 --> 00:32:38.290
‫منم همین‌طور

00:32:38.373 --> 00:32:40.125
‫تا زمانی که زنده هستم

00:32:40.208 --> 00:32:44.337
‫سِر لوتر، می‌خوام در مورد
‫ایده‌ای که دارم باهات حرف بزنم

00:32:44.421 --> 00:32:47.257
‫یه مراسم شام با برخی از اشراف
‫که شما…

00:32:47.340 --> 00:32:48.640
‫علیاحضرت

00:32:51.511 --> 00:32:55.223
‫می‌خواستم بدونم باید انتظار
‫چه زندگی‌ای رو داشته باشم

00:32:55.307 --> 00:32:57.309
‫حالا که در بارانداز پادشاه هستیم

00:32:58.810 --> 00:33:00.187
‫بله، البته

00:33:01.730 --> 00:33:03.648
‫وعده دادم از تو و همسرت مراقبت کنم

00:33:03.732 --> 00:33:06.193
‫نیستش. رفتم توی شهر دنبالش گشتم،

00:33:06.276 --> 00:33:08.445
‫ولی شنیدم برای زندگی
‫با برادرش به "تامبلتون" رفته

00:33:08.528 --> 00:33:10.322
‫دلیلی برای این‌جا موندن نداشته

00:33:10.405 --> 00:33:15.243
‫براش پیغام بفرست، و در تپه‌ی ویسنیا
‫یه خونه براتون در نظر می‌گیریم

00:33:15.327 --> 00:33:18.538
‫چه زمانی، علیاحضرت؟

00:33:18.622 --> 00:33:20.165
‫به محض این‌که بتونم

00:33:20.248 --> 00:33:23.168
‫در حال حاضر نه شورای کوچک دارم،

00:33:24.544 --> 00:33:26.004
‫نه گارد ملکه که در خدمتم باشن

00:33:26.087 --> 00:33:29.758
‫مشکلات و کمبودهای زیادی دارم

00:33:29.841 --> 00:33:33.637
‫بذار اول جایگاهم رو تثبیت کنم،
‫بعدش به درخواستت رسیدگی می‌کنم

00:33:41.144 --> 00:33:43.271
‫ملکه‌ی بیوه کارتون دارن، علیاحضرت

00:33:47.651 --> 00:33:48.951
‫بسیار خب

00:33:59.120 --> 00:34:00.420
‫ممنونم

00:34:03.083 --> 00:34:04.383
‫علیاحضرت

00:34:05.544 --> 00:34:07.546
‫متأسفم که خیلی تند صحبت کردم

00:34:10.507 --> 00:34:12.592
‫فقط یه درخواست کوچیک دارم

00:34:14.427 --> 00:34:16.179
‫بگو

00:34:17.472 --> 00:34:21.101
‫این‌که بقایای پدرم
‫به اولدتاون فرستاده بشه…

00:34:22.393 --> 00:34:24.187
‫تا کنار مادرم به خاک سپرده بشه

00:34:33.154 --> 00:34:34.614
‫باشه

00:34:34.697 --> 00:34:35.997
‫ممنون

00:34:47.835 --> 00:34:50.714
‫این‌جا بودن پیشت خیلی عجیبه

00:34:52.757 --> 00:34:54.057
‫الیسنت

00:35:03.101 --> 00:35:06.771
‫وقتی پدرم بیمار بود
‫تو همه‌کاره‌ی این قلمرو بودی

00:35:08.523 --> 00:35:09.823
‫درسته

00:35:14.571 --> 00:35:15.871
‫امروز…

00:35:16.698 --> 00:35:18.199
‫به شکایت‌های مردم گوش دادم

00:35:21.786 --> 00:35:23.413
‫خیلی زیادن

00:35:24.748 --> 00:35:26.625
‫و نیازهاشون از تعداد آدم‌ها
‫خیلی بیشتره. خیلی…

00:35:27.792 --> 00:35:29.753
‫بار سنگینیه

00:35:33.673 --> 00:35:35.258
‫چطور از عهده‌ش برمی‌اومدی؟

00:35:38.595 --> 00:35:39.895
‫حقیقت رو بگم؟

00:35:44.809 --> 00:35:48.855
‫نمی‌تونی فرمانروایی کنی
‫و همون آدم سابق باشی

00:35:52.359 --> 00:35:56.613
‫باید تصمیماتی بگیری و گاهی اوقات…

00:35:56.696 --> 00:35:59.449
‫باید از زجر کشیدن
‫و مُردن مردم چشم‌پوشی کنی

00:36:01.951 --> 00:36:03.787
‫توی وجودت دری هست
‫که باید بسته بشه

00:36:05.246 --> 00:36:09.959
‫کارهایی انجام می‌دی
‫که قبل از رسیدن به این جایگاه…

00:36:10.043 --> 00:36:11.419
‫از انجام دادن‌شون وحشت داشتی

00:36:12.879 --> 00:36:14.631
‫با سختی‌هاش آشنا هستم

00:36:15.674 --> 00:36:17.467
‫اما قبول نمی‌کنم برای فرمانروایی
‫شخصیت خودم رو عوض کنم

00:36:20.637 --> 00:36:21.937
‫گذر زمان مشخص می‌کنه

00:36:24.349 --> 00:36:25.934
‫پدرم اصلاً عوض نشد

00:36:26.017 --> 00:36:28.895
‫پدرت توی دنیایی زندگی می‌کرد
‫که خودش برای خودش ساخته بود

00:36:28.978 --> 00:36:30.980
‫خودمون هیچ‌وقت پامون رو
‫توی اون دنیا نذاشتیم

00:36:35.402 --> 00:36:36.702
‫خوش اومدید

00:36:39.781 --> 00:36:42.158
‫مطمئنم همه‌تون شنیدید

00:36:42.242 --> 00:36:45.286
‫که به قدرت رسیدن ما
‫در سراسر قلمرو اعلام شده

00:36:45.370 --> 00:36:47.831
‫هایتاورها جلوم زانو زدن،

00:36:47.914 --> 00:36:52.043
‫و همه‌ی کسانی که توی این سالن حضور دارن
‫به من سوگند وفاداری یاد کردن

00:36:54.212 --> 00:36:56.214
‫دیرتر از چیزی که انتظار داشتم

00:36:56.297 --> 00:36:59.718
‫اما به عنوان یه میانجی این‌جا هستم

00:37:11.521 --> 00:37:14.566
‫باعث افتخارمونه، علیاحضرت،

00:37:14.649 --> 00:37:17.277
‫که بالاخره این‌جا در خدمت‌تون هستیم

00:37:18.278 --> 00:37:21.573
‫اعتراف می‌کنم، و همه‌ی حاضران
‫این رو می‌دونن،

00:37:21.656 --> 00:37:24.993
‫که من از همون ابتدا
‫به هایتاورها اعتماد نداشتم

00:37:26.494 --> 00:37:27.996
‫مطمئنم همین‌طوره،

00:37:28.079 --> 00:37:30.915
‫با این‌که اصلاً نشنیدم
‫علیه اونا موضع بگیری

00:37:32.792 --> 00:37:35.628
‫بالاخره غذا رو آوردن

00:38:03.531 --> 00:38:04.831
‫این دیگه چیه؟

00:38:06.701 --> 00:38:09.412
‫چیزیه که مردم عادی شهرم می‌خوردن،

00:38:09.496 --> 00:38:12.373
‫این و غذاهای خیلی بدتر،
‫در حالی که شما و امثال شما

00:38:12.457 --> 00:38:14.209
‫آذوقه رو توی انبارهاتون پنهان می‌کردید

00:38:15.627 --> 00:38:17.879
‫علیاحضرت، ترسیده بودیم

00:38:17.962 --> 00:38:20.590
‫دوست دارید ما و خانواده‌هامون
‫گرسنگی بکشیم؟

00:38:20.673 --> 00:38:21.973
‫دوست ندارم هیچ‌کس گرسنگی بکشه

00:38:22.008 --> 00:38:24.093
‫دوست دارم ثروتمندان و اشراف

00:38:24.177 --> 00:38:27.597
‫مسئولیت‌پذیری پیشه کنن
‫و مراقب نیازمندان باشن،

00:38:27.680 --> 00:38:29.766
‫همون‌طور که چوپان
‫از گله‌ش مراقبت می‌کنه

00:38:29.849 --> 00:38:32.477
‫فقرا مثل موش‌ها
‫تمام شهر رو پر کردن

00:38:32.560 --> 00:38:34.896
‫دزدی می‌کنن
‫و بر سر خرده‌نان‌ها می‌جنگن

00:38:34.979 --> 00:38:37.816
‫و اگه بچه‌ها خود شما گرسنه بودن
‫چنین کاری نمی‌کردید؟

00:38:37.899 --> 00:38:39.317
‫نه، من چنین کاری نمی‌کنم

00:38:39.400 --> 00:38:40.777
‫عجب خویشتن‌داری تحسین‌برانگیزی!

00:38:40.860 --> 00:38:43.321
‫با نجابت توی قبرت آرام می‌گرفتی

00:38:45.031 --> 00:38:49.244
‫در حالی که دور این میز نشستید،
‫رداطلایی‌ها من دارن وارد خونه‌هاتون می‌شن

00:38:49.327 --> 00:38:53.832
‫انبارهاتون رو می‌گردن
‫تا هر چیزی که احتکار کردید رو پیدا کنن

00:38:53.915 --> 00:38:55.500
‫و هر چیزی که پیدا کنن رو
‫برای من میارن

00:38:55.583 --> 00:38:58.419
‫تا بین نیازمندهای شهر توزیع‌شون کنم

00:38:58.503 --> 00:39:01.130
‫- ناعادلانه و اشتباهه
‫- داره ازمون دزدی می‌شه!

00:39:01.214 --> 00:39:05.218
‫چیزی که تاج‌وتخت ازتون می‌خواد
‫غارت نیست، وظیفه‌تونه

00:39:05.301 --> 00:39:07.095
‫و امشب متوجه می‌شید

00:39:07.178 --> 00:39:10.348
‫از این پس ازتون چه انتظاری دارم

00:39:10.431 --> 00:39:11.731
‫عصر خوبی داشته باشید

00:39:24.070 --> 00:39:25.370
‫علیاحضرت

00:39:29.659 --> 00:39:31.369
‫از خاندان ماندرلی هستی، درسته؟

00:39:31.452 --> 00:39:34.873
‫سِر تورن ماندرلی هستم، علیاحضرت،
‫خدمتگزار فروتن شما

00:39:35.915 --> 00:39:38.751
‫از روی فروتنی این‌طور
‫لبخند می‌زنی، سِر تورن؟

00:39:39.752 --> 00:39:41.713
‫فقط حرکت هوشمندانه‌ی
‫شما رو تحسین می‌کنم

00:39:42.964 --> 00:39:45.508
‫رداطلایی‌ها من انبارهای
‫شما رو هم می‌گردن

00:39:45.592 --> 00:39:48.261
‫و بدون شک مثل همه‌ی خاندان‌هایی
‫که این‌جا هستن سزاوارش هستم

00:39:49.095 --> 00:39:51.806
‫حرکت جسورانه‌ایه،
‫و مردم عادی شما رو تحسین می‌کنن

00:39:51.890 --> 00:39:54.183
‫حتی ممکنه فراموش کنن
‫به‌خاطر محاصره‌ی خود شما بوده

00:39:54.267 --> 00:39:56.185
‫که گرسنگی کشیدن

00:39:59.480 --> 00:40:01.232
‫خب مطمئن باش، سِر تورن…

00:40:02.358 --> 00:40:03.735
‫من چیزی رو فراموش نمی‌کنم

00:40:06.237 --> 00:40:08.114
‫به‌خاطر این کار
‫ازت کینه به دل می‌گیرن

00:40:08.197 --> 00:40:11.242
‫تاجر و اشرافِ خرده‌پا هستن

00:40:11.326 --> 00:40:12.785
‫اشتباه کردن و خودشون هم می‌دونن

00:40:12.869 --> 00:40:14.287
‫ولی باید اعتراف کنم
‫که برام سرگرم‌کننده‌ست

00:40:14.370 --> 00:40:17.498
‫برای تعداد مشخصی از مردم
‫برای چندین هفته مفیده

00:40:17.582 --> 00:40:19.042
‫ولی بیشتر از این نه

00:40:19.125 --> 00:40:21.711
‫- فقط یه حرکت نمادینه
‫- آره، و حرکت‌ها نمادین اهمیت دارن

00:40:21.794 --> 00:40:26.257
‫اما حرفت درسته
‫که این یه راه‌حل دائمی نیست

00:40:26.341 --> 00:40:27.884
‫برای همین ازت می‌خوام پرواز کنی

00:40:29.010 --> 00:40:30.470
‫برو به وِیل

00:40:30.553 --> 00:40:32.931
‫بانو جِین سربازانی
‫که وعده داده بود رو نفرستاد

00:40:33.014 --> 00:40:34.557
‫می‌تونه بدهیش رو
‫با سکه پرداخت کنه

00:40:36.142 --> 00:40:37.810
‫این وظیفه‌ایه که ازش لذت می‌برم

00:40:38.853 --> 00:40:41.314
‫بقیه‌ی خاندان‌های بزرگ رو
‫به این‌جا احضار می‌کنم

00:40:41.397 --> 00:40:42.899
‫تو برو و با طلا برگرد،

00:40:42.982 --> 00:40:44.329
‫یا حداقل با تعهد پرداخت طلا،

00:40:44.330 --> 00:40:46.473
‫وگرنه همین اول کار
‫با دست‌وپای بسته شروع می‌کنیم

00:40:50.865 --> 00:40:53.201
‫برای رسیدن به این‌جا
‫خیلی سختی کشیدی،

00:40:53.284 --> 00:40:55.453
‫ولی هنوز نمی‌دونی کی هستی

00:40:56.537 --> 00:41:00.249
‫اگه نتونم شهرم رو به خوبی اداره کنم،
‫چطور برای حکومت به یه قلمرو باید بهم اعتماد کنن؟

00:41:00.333 --> 00:41:02.001
‫اِگان فاتح ۳ تا اژدها داشت

00:41:02.085 --> 00:41:05.129
‫تو ۶ تا داری.
‫قدرتت فراتر از تصوراته

00:41:05.213 --> 00:41:07.715
‫چرا برای جمع کردن طلا تقلا کنیم
‫وقتی کل دنیا زیر پاهامونه؟

00:41:07.799 --> 00:41:09.759
‫می‌تونیم "دورن" رو تصرف کنیم

00:41:10.802 --> 00:41:14.013
‫و بعدش "اِسوس" و شهرهای آزاد،

00:41:14.097 --> 00:41:15.682
‫"یی‌تی" و منابع و ثروت‌هاش

00:41:19.686 --> 00:41:21.854
‫می‌گن یه شهر در لبه‌ی دنیاست

00:41:21.938 --> 00:41:23.439
‫که مردمانش بال دارن

00:41:26.943 --> 00:41:29.862
‫یادمه آرزو داشتم برم اون‌جا
‫و با چشم‌های خودم ببینم‌شون

00:41:29.946 --> 00:41:32.323
‫اون مردم بهمون خدمت خواهند کرد.
‫به تو خدمت خواهند کرد

00:41:35.326 --> 00:41:37.620
‫و صاحب یه امپراتوریِ
‫شکست‌ناپذیر خواهی شد

00:41:39.330 --> 00:41:41.582
‫و فرزندانمون تا ابد
‫بهش حکومت خواهند کرد

00:41:41.666 --> 00:41:44.083
‫ما رو به کشورگشاها
‫و غارت‌گراهایی شبیه می‌کنی

00:41:44.084 --> 00:41:45.371
‫که مثل دزدان دریایی
‫مایه‌ی رنج هستن

00:41:45.378 --> 00:41:47.171
‫خودمون رو مثل خدایان می‌دونم، رینیرا

00:41:51.384 --> 00:41:53.177
‫همون چیزی که از اول قرار بوده باشیم

00:41:59.144 --> 00:42:01.649
‫طبق پیشگویی

00:42:01.650 --> 00:42:05.178
‫مگه این همیشه وعده‌ی اژدهاها…

00:42:05.179 --> 00:42:08.114
‫و رویای والریای کهن نبوده؟

00:42:10.785 --> 00:42:14.869
‫پدرم گفت اژدهاها نیرویی هستن

00:42:14.870 --> 00:42:19.570
‫که هیچ انسانی نباید اونا رو دست کم بگیره

00:42:19.571 --> 00:42:21.073
‫پدرت

00:42:22.252 --> 00:42:24.478
‫مرد خوبی بود…

00:42:26.461 --> 00:42:28.004
‫و من باهاش کنار اومدم

00:42:29.338 --> 00:42:30.923
‫اما از اژدهاش دست کشید

00:42:31.620 --> 00:42:34.210
‫هرگز به دنبال عظمت نبود

00:42:34.392 --> 00:42:39.205
‫می‌دونست یه چیزی
‫به اسم قدرت خیلی زیاد وجود داره

00:42:40.088 --> 00:42:45.130
‫رویای والریای کهن
‫با نابودی به پایان رسید

00:42:45.762 --> 00:42:48.253
‫بیا اول بارانداز پادشاه رو کنترل کنیم،

00:42:48.771 --> 00:42:52.024
‫بعدش به فکر فتح
‫سرزمین‌های دوردست باشیم

00:42:55.948 --> 00:42:57.248
‫علیاحضرت

00:43:01.120 --> 00:43:02.663
‫ولی هنوزم باید دیرون رو بُکُشی

00:43:54.632 --> 00:43:56.259
‫امروز خسته هستید

00:43:57.385 --> 00:43:58.886
‫روی اون تخت خوابم نمی‌گیره

00:43:58.970 --> 00:44:01.347
‫شاید باید تشکش رو عوض کنیم

00:44:03.599 --> 00:44:04.899
‫شاید

00:44:07.019 --> 00:44:09.272
‫غم و غصه‌تون رو دفن کردید

00:44:09.355 --> 00:44:11.440
‫غم و غصه‌ای حس نمی‌کنم،
‫هیچ احساسی ندارم

00:44:14.569 --> 00:44:17.280
‫خب، نه. خشم رو حس می‌کنم

00:44:20.241 --> 00:44:22.243
‫خشمی که از کنترلم خارج شده

00:44:23.161 --> 00:44:24.461
‫با چنین خشمی آشنا هستم

00:44:30.626 --> 00:44:33.171
‫توی چشم‌های کسایی که پسرهام رو
‫کُشتن نگاه خواهم کرد، میساریا

00:44:35.173 --> 00:44:36.473
‫بهت قول می‌دم

00:44:54.692 --> 00:44:57.236
‫بذارید روحانی شما رو انکار کنه

00:44:57.320 --> 00:44:59.356
‫همین مراسم تدهین شما خواهد بود

00:45:08.581 --> 00:45:11.083
‫رینیرا! رینیرا!

00:45:14.253 --> 00:45:17.423
‫مدت زیادی از این‌جا دور بودم

00:45:18.799 --> 00:45:22.929
‫اما بالاخره کنار هم هستیم

00:45:31.520 --> 00:45:33.564
‫غاصب‌ها شکست خوردن،

00:45:33.648 --> 00:45:35.691
‫و من تاج‌وتخت برحقم رو گرفتم…

00:45:37.276 --> 00:45:40.780
‫و خردمندانه حکومت خواهم کرد…

00:45:41.781 --> 00:45:45.243
‫با قدرت، اما با رحم و مهربانی…

00:45:46.327 --> 00:45:49.080
‫همون‌طور که شایسته‌ی
‫یک ملکه‌ی واقعیه

00:45:53.709 --> 00:45:57.505
‫و برای ثابت کردن حرفم،
‫برای آرامش‌تون هدیه‌هایی آوردم

00:46:01.300 --> 00:46:05.721
‫و به افتخار پدرم
‫که پیش از من بر تخت سلطنت نشست

00:46:08.724 --> 00:46:10.101
‫خدا به همراه‌تون

00:46:37.962 --> 00:46:39.262
‫علیاحضرت

00:46:41.048 --> 00:46:43.050
‫- صحبتی باهاتون دارم
‫- همراهم بیا

00:46:44.010 --> 00:46:45.511
‫آدام رو شوالیه کردید،

00:46:45.594 --> 00:46:49.015
‫اما به نظر می‌رسه به جای ولاریون
‫بهش لقب هال رو دادید

00:46:49.098 --> 00:46:50.808
‫فکر می‌کردم توافق کردیم

00:46:50.891 --> 00:46:53.352
‫که اون و الین مشروع شناخته بشن

00:46:53.436 --> 00:46:55.730
‫اگه مسئله تشریفات و مراسمه…

00:46:58.190 --> 00:47:02.403
‫متأسفم، کورلیس،
‫اما در حال حاضر نمی‌تونم انجامش بدم

00:47:05.364 --> 00:47:11.203
‫هر چیزی که داشتم رو
‫در راه خدمت به شما از دست دادم

00:47:12.413 --> 00:47:14.123
‫قلعه‌م به خاکستر تبدیل شده،

00:47:14.206 --> 00:47:16.625
‫و به جز این
‫هیچ درخواست دیگه‌ای نداشتم

00:47:18.377 --> 00:47:22.381
‫خودت می‌دونی از همون اول
‫چه شایعاتی در مورد پسرهام وجود داشته

00:47:23.674 --> 00:47:25.801
‫سلطنتم تازه شروع شده

00:47:25.885 --> 00:47:29.347
‫در حال حاضر نمی‌تونم
‫به کسایی مقام و اعتبار بدم…

00:47:31.182 --> 00:47:33.225
‫که خارج از پیوندهای ازدواج اشرافی
‫به دنیا اومدن، من…

00:47:35.144 --> 00:47:37.104
‫پس به خاندانم توهین می‌کنید…

00:47:38.481 --> 00:47:40.983
‫تا طوری دیده بشید
‫که با واقعیت فاصله داره

00:47:42.151 --> 00:47:43.694
‫باید به فکر جافری باشم

00:47:43.778 --> 00:47:48.835
‫وقتی شرافت خود شما در خطر بود
‫من محکم ازتون دفاع کردم

00:47:48.836 --> 00:47:52.745
‫آره، و بابتش ازت متشکرم،
‫و بابت خیلی چیزهای دیگه

00:47:53.746 --> 00:47:55.706
‫اما الان همه به من چشم دوختن

00:47:56.957 --> 00:48:00.628
‫شاید یه روز که این‌قدر
‫زیر نگاه مردم نباشم…

00:48:00.711 --> 00:48:02.213
‫احساس شرمندگی می‌کنی

00:48:04.131 --> 00:48:05.674
‫خب…

00:48:05.758 --> 00:48:08.511
‫- بحث مشروعیت وسطه
‫- پسرت جافری…

00:48:09.887 --> 00:48:11.187
‫یه حروم‌زاده‌ست

00:48:13.224 --> 00:48:14.850
‫پسرت لوسریس…

00:48:14.934 --> 00:48:17.353
‫کسی که به عنوان وارثم پذیرفتمش…

00:48:18.896 --> 00:48:20.689
‫- یه حروم‌زاده بود
‫- لُرد کورلیس

00:48:20.773 --> 00:48:24.443
‫پسرت جیسیریس که مُرد
‫یه حروم‌زاده بود!

00:48:28.030 --> 00:48:32.326
‫بهم بگو چرا فرزندهای تو سزاوار چیزی هستن
‫که فرزندهای من ازش محرومن!؟

00:48:39.083 --> 00:48:41.836
‫هلینا به جنگل خدایان رفته، ممنون

00:48:41.919 --> 00:48:45.923
‫پسرت دیرون رو آوردم این‌جا

00:48:49.135 --> 00:48:50.761
‫از کِی؟

00:48:50.845 --> 00:48:52.721
‫دو روز پیش به من تحویل داده شد

00:48:52.805 --> 00:48:57.309
‫به عنوان بخشی از شرایط
‫تسلیم شدن اقوامت

00:49:05.317 --> 00:49:06.617
‫و می‌خوای…

00:49:07.570 --> 00:49:08.988
‫چیکارش کنی؟

00:49:09.905 --> 00:49:11.740
‫مجازات عادلانه‌ش اینه
‫که سر از تنش جدا کنم، اما…

00:49:12.825 --> 00:49:15.411
‫اون هیچ نقشی
‫در خیانت برادرهاش نداشته

00:49:16.704 --> 00:49:19.623
‫فقط کاری رو انجام داده
‫که بزرگانش ازش انتظار داشتن

00:49:19.707 --> 00:49:23.878
‫پس اون رو به شمال
‫به "دیوار" می‌فرستم

00:49:27.465 --> 00:49:29.800
‫به نگهبانان شب می‌پیونده
‫و دیگه برنمی‌گرده،

00:49:29.884 --> 00:49:31.302
‫اما زنده می‌مونه

00:49:34.889 --> 00:49:36.189
‫انتظار داری ازت تشکر کنم؟

00:49:37.766 --> 00:49:39.727
‫می‌بینم که رحم و مروت نشون دادی

00:49:41.562 --> 00:49:43.647
‫ولی غصه‌ی چیزی رو می‌خورم
‫که می‌تونست اتفاق بیُفته

00:49:46.817 --> 00:49:49.195
‫نوزاد که بود
‫به خانواده‌ی دیگه‌ای سپرده شد

00:49:49.278 --> 00:49:50.905
‫طی ۵ سال گذشته فقط یک بار دیدمش

00:49:50.988 --> 00:49:52.740
‫اصلاً نمی‌شناسمش

00:49:52.823 --> 00:49:54.123
‫ولی…

00:49:56.952 --> 00:50:00.080
‫طبق چیزهایی که شنیدم
‫با شجاعت زیادی با سرنوشتش روبه‌رو شده

00:50:04.293 --> 00:50:05.711
‫می‌خوام ببینمش

00:50:07.129 --> 00:50:11.550
‫به نگهبانان شب می‌پیوندی
‫و اون‌جا خدمت می‌کنی

00:50:13.135 --> 00:50:15.095
‫مسیر سختیه، اما شرافتمندانه‌ست

00:50:25.439 --> 00:50:27.733
‫می‌بینم که هیچ چیز تحت تأثیر
‫قرارت نمی‌ده. مایه‌ی تأسفه

00:50:27.816 --> 00:50:29.116
‫مادرت این‌جاست

00:50:30.778 --> 00:50:33.948
‫بهت توصیه می‌کنم
‫احتیاط رو کنار بذاری

00:50:34.823 --> 00:50:37.159
‫حداقل همین یه بار،
‫قبل از این‌که سفرت رو آغاز کنی

00:50:37.243 --> 00:50:38.543
‫ملکه‌ی بیوه رو بیار، سِر

00:50:46.544 --> 00:50:49.004
‫اومد. ببینش

00:51:13.571 --> 00:51:15.030
‫این پسر رو نمی‌شناسی

00:51:17.825 --> 00:51:19.285
‫دیرون نیست

00:51:31.630 --> 00:51:33.632
‫پس کی هستی؟

00:51:33.716 --> 00:51:35.134
‫حرف بزن!

00:51:35.217 --> 00:51:37.052
‫من رو مجبور کرد

00:51:37.136 --> 00:51:39.138
‫- التماسش کردم
‫- کی مجبورت کرد؟

00:51:39.221 --> 00:51:40.681
‫لُرد اورمند هایتاور

00:51:43.017 --> 00:51:44.810
‫موهام رو رنگ کرد،

00:51:44.893 --> 00:51:47.021
‫بهم گفت باید نقش
‫شاهزاده رو بازی کنم

00:51:47.938 --> 00:51:49.773
‫حتی اگه با اژدها من رو بسوزونید

00:51:51.650 --> 00:51:55.529
‫باید سکوت کنم،
‫وگرنه مادرم رو به دار خواهد آویخت

00:51:56.905 --> 00:51:58.205
‫مادر واقعیم رو

00:52:00.409 --> 00:52:02.870
‫اون یه ملکه نیست، علیاحضرت

00:52:02.953 --> 00:52:06.874
‫فقط یه خانم ساده‌ست،
‫و مردم ما تاجرن

00:52:06.957 --> 00:52:08.257
‫اورمند…

00:52:09.209 --> 00:52:10.509
‫من رو فریب داده

00:52:12.588 --> 00:52:14.548
‫بدون شک پسر واقعیت پیش اونه

00:52:16.175 --> 00:52:18.427
‫فکر کرده متوجه نمی‌شم؟

00:52:41.533 --> 00:52:43.118
‫چه بازی‌ای توی سرشه؟

00:52:46.580 --> 00:52:47.880
‫علیاحضرت

00:52:48.499 --> 00:52:50.751
‫من رو فرستادن که بهتون
‫اطلاع بدم کارمون تقریباً تموم شده

00:52:50.834 --> 00:52:53.212
‫نشان‌ها و پرچم‌های خاندان هایتاور
‫از سراسر قلعه جمع‌آوری شدن

00:52:54.505 --> 00:52:55.881
‫همه‌شون رو بسوزونید

00:52:59.718 --> 00:53:00.820
‫علیاحضرت

00:53:00.844 --> 00:53:02.429
‫یکی از حافظ‌های اژدهاها جلوی دروازه‌ست

00:53:07.142 --> 00:53:08.442
‫چی شده؟

00:53:13.349 --> 00:53:20.572
‫ارتش هایتاور تامبلتون رو تصرف کرده

00:53:20.573 --> 00:53:22.074
‫- چی؟
‫- بله

00:53:22.403 --> 00:53:25.883
‫به خیابون‌هاش نفوذ کردن،

00:53:25.884 --> 00:53:31.502
‫مردمش رو گروگان گرفتن

00:53:34.136 --> 00:53:36.004
‫و اژدهای کوچیک چی؟

00:53:36.005 --> 00:53:40.214
‫بردنش داخل

00:53:40.581 --> 00:53:45.866
‫فقط من تونستم فرار کنم

00:53:49.884 --> 00:53:52.065
‫به آتیش می‌کِشونم‌شون!

00:53:52.232 --> 00:53:57.390
‫اما همراه اونا
‫مرد خودتون رو هم می‌سوزنید؟

00:53:57.813 --> 00:54:03.884
‫مادران و کودکانی که برای
‫رحم و مروت به شما چشم دوختن؟

00:54:08.345 --> 00:54:11.622
‫اورمند می‌خواد به چی برسه؟

00:54:13.784 --> 00:54:17.790
‫من دست بالا رو دارم

00:54:18.595 --> 00:54:20.563
‫نمی‌تونه پیروز بشه

00:54:58.207 --> 00:55:18.207
«بکس مووی– مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور» [Baxmovie.com]