WEBVTT
X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:133200

STYLE
::cue { direction: rtl; unicode-bidi: plaintext; }

00:09.629 --> 00:16.722
‫« نـیـمـه‌مـَرد »

00:16.723 --> 00:26.000
ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز
.:: DigiMoviez.Com ::.

00:26.030 --> 00:30.000
‫ترجمه از «امــیــررضــا»
‫ARZ_110_SUB@

00:38.040 --> 00:40.040
‫در مورد نایل کندی چی می‌تونم بگم؟

00:43.720 --> 00:45.020
‫بامزه‌ست

00:48.200 --> 00:49.500
‫عجیب‌وغریبه

00:52.800 --> 00:54.100
‫ضایع‌ست

00:56.320 --> 00:57.620
‫مصممه

01:01.040 --> 01:02.340
‫باگذشته

01:05.519 --> 01:07.080
‫فداکاره

01:09.800 --> 01:11.100
‫می‌دونه خواسته‌ش چیه…

01:12.920 --> 01:14.220
‫و اون رو به دست میاره

01:23.160 --> 01:26.080
‫اولین باری که نایل کندی رو دیدم رو یادمه

01:26.160 --> 01:29.200
‫یه پسربچه بودم،
‫اون موقع حدوداً ۷ سالم بود

01:32.680 --> 01:35.400
‫حروم‌زاده کوچولو خیلی ازم می‌ترسید

01:35.440 --> 01:38.120
‫فکر کنم رفتار منم اصلاً باعث نشد
‫اون عوضی کوچولو ترسش بریزه…

01:38.200 --> 01:41.280
‫اما طعمه‌ی خیلی خوبی بود

01:41.360 --> 01:43.660
‫همیشه پیراهن می‌پوشید
‫و دکمه‌ی بالاییش رو هم می‌بست

01:44.160 --> 01:45.460
‫باعث می‌شد کله‌ش خیلی گنده بشه

01:51.000 --> 01:53.759
‫قایم‌باشک بازی می‌کردیم،
‫و اون اون‌قدر ازم می‌ترسید

01:53.840 --> 01:55.759
‫که توی عجیب‌ترین جاها پیداش می‌کردم

01:55.800 --> 01:59.520
‫زیر ماشین‌ها، بالای قفسه‌های کتاب‌ها،

01:59.600 --> 02:02.280
‫آخر جاده توی باغچه‌های خونه‌های دیگران

02:04.000 --> 02:06.600
‫یادمه یه بار بارون می‌اومد

02:06.680 --> 02:08.600
‫و من بی‌خیال پیدا کردنش شده بودم

02:08.639 --> 02:11.039
‫اما حروم‌زاده‌ی بیچاره
‫اون‌قدر به بازی متعهد بود

02:11.120 --> 02:12.480
‫که دچار سینه پهلو شد

02:19.160 --> 02:20.460
‫و یه بار دیگه رو هم یادمه

02:20.520 --> 02:23.120
‫بهم گفت: «تو قایم شو، من چشم می‌بندم»

02:23.200 --> 02:27.120
‫و من توی فضای زیر شیروونی
‫زیر یه برزنت قایم شدم

02:27.880 --> 02:29.180
‫اما اصلاً نیومد سراغم

02:31.079 --> 02:33.600
‫وقتی بعد از نیم ساعت رفتم پایین،

02:33.680 --> 02:35.840
‫حروم‌زاده کوچولو داشت
‫کیک تولدم رو می‌خورد

02:42.240 --> 02:43.720
‫اما نایل کندی این‌طور آدمیه

02:45.440 --> 02:46.760
‫می‌دونه خواسته‌ش چیه

02:48.960 --> 02:50.260
‫و اون رو به دست میاره

02:57.720 --> 02:59.800
‫بمون سر پا

03:05.000 --> 03:06.720
‫یالا. پاشو

03:09.480 --> 03:11.040
‫یالا، چقدر گذشته؟

03:11.120 --> 03:13.120
‫بجنب

03:17.720 --> 03:19.760
‫خیلی‌خب. همینه

03:26.680 --> 03:27.980
‫خب…

03:29.520 --> 03:31.120
‫به سلامتی نایل کندی

03:32.160 --> 03:33.960
‫مردی که می‌دونی خواسته‌ش چیه…

03:36.000 --> 03:37.300
‫و اون رو به دست میاره

03:39.040 --> 03:41.520
‫- بهم بگو «بابایی»
‫- چشم، بابایی

03:41.600 --> 03:45.000
‫آره، بابایی

04:29.360 --> 04:31.800
‫- سلام، می‌شه یه چیزی رو برام چاپ کنی؟
‫- آره

04:36.120 --> 04:40.159
‫متأسفانه اعتبارت تموم شده

04:40.200 --> 04:41.800
‫ببین

04:41.880 --> 04:44.480
‫این طرح اولیه‌ی رمان بعدی‌ـمه

04:44.560 --> 04:45.860
‫و نمی‌خوام ایمیلش کنم

04:45.920 --> 04:47.176
‫چون به ناشرم اعتماد ندارم

04:47.200 --> 04:49.760
‫و روی صفحه نمایش درست اون رو نمی‌خونه.
‫می‌شه بهم لطف کنی؟

04:50.480 --> 04:52.880
‫فقط این یه بار؟

04:52.960 --> 04:54.176
‫نمی‌دونم، نایل

04:54.200 --> 04:55.880
‫رئیس خیلی از دستم عصبانی می‌شه

04:59.720 --> 05:01.480
‫خب، رئیس یه آدم عوضیه

05:02.480 --> 05:04.920
‫یالا. این کار رو برام بکن

05:05.640 --> 05:06.960
‫قول می‌دم دیگه چنین
‫درخواستی نداشته باشم

05:09.360 --> 05:11.120
‫باشه. آخرین باره، باشه؟

05:11.640 --> 05:13.160
‫ممنون. ممنون

05:14.038 --> 05:17.420
‫[ رمان جدید پاول دانوبی ]

05:48.640 --> 05:49.940
‫خب، نظرت چیه؟

05:50.680 --> 05:53.800
‫خب…

05:53.880 --> 05:56.480
‫مطمئنم نیستم در مورد چیه، می‌دونی؟

05:56.560 --> 05:58.200
‫ماجراجویی شخصیت اصلی رو می‌گم

05:58.280 --> 06:01.240
‫می‌دونی، قضیه در مورد
‫وفادار موندن به ریشه‌هاست،

06:01.320 --> 06:02.536
‫این‌که آدم خودش رو نفروشه

06:02.560 --> 06:04.080
‫خب، اگه رفتن به دانشگاه‌های
‫آکسفورد و کمبریج

06:04.160 --> 06:05.216
‫خودفروشی حساب می‌شه،

06:05.240 --> 06:07.360
‫اصلاً دوست ندارم فکر کنم
‫چه استانداردهای غیرممکن دیگه‌ای…

06:07.440 --> 06:08.696
‫این مرد برای خودش تعیین کرده

06:08.720 --> 06:10.020
‫ببین، یه طرح پیشنهادیه

06:10.080 --> 06:11.440
‫این مسائل دیر یا زود مشخص می‌شن

06:11.480 --> 06:13.040
‫آره، در مورد کتاب آخرت هم
‫همین رو گفتی،

06:13.120 --> 06:14.600
‫و دوست ندارم این رو بهت بگم، رفیق،

06:14.680 --> 06:17.120
‫اما فکر کنم تجزیه
‫و تحلیلت مشکل داره

06:17.160 --> 06:18.720
‫دیگه به این حقیقت اشاره نکنم

06:18.800 --> 06:21.360
‫که مشخصه بین شب‌گردی‌هات
‫این رو سر هم کردی

06:21.440 --> 06:23.000
‫چی؟ نه، اصلاً هم این‌طور نیست

06:23.840 --> 06:28.680
‫وسط «گلاسگو» یه عدد ۷ گذاشتی

06:34.320 --> 06:35.760
‫ببین

06:35.840 --> 06:38.080
‫تنها چیزی که می‌خوایم، نایل،
‫اینه که یه‌کم بیشتر…

06:39.120 --> 06:41.000
‫توی نوشته‌هات اصالت دیده بشه

06:41.080 --> 06:42.960
‫خیلی هم اصالت دیده می‌شه.
‫بی‌خیال، دنیل

06:43.040 --> 06:44.880
‫اولین کتابم رو خوندی.
‫معلوم بود از صمیم قلبم نوشتمش

06:44.960 --> 06:46.440
‫همونی که در مورد یه پسره
‫که سعی می‌کنه

06:46.520 --> 06:48.400
‫با پدر از دنیا رفته‌ش ارتباط برقرار کنه؟
‫کجاش اصالت داره؟

06:48.480 --> 06:49.496
‫خب، همه‌ش

06:49.520 --> 06:51.640
‫وقتی کوچیک بودم بابام مُرد.
‫اصلاً نتونستم بشناسمش

06:51.720 --> 06:53.360
‫خب، از توی نقدها مشهود بود

06:55.040 --> 06:56.800
‫ببین، فقط باید سعی کنی یه‌کم بیشتر

06:56.880 --> 06:57.976
‫احساساتت رو بروز بدی

06:58.000 --> 06:59.360
‫همه همین رو می‌گن، نایل

06:59.440 --> 07:02.280
‫رمز داشتن یه حرفه‌ی خوب،

07:02.360 --> 07:05.040
‫اینه که یاد بگیری چطور
‫باید داستانت رو روایت کنی

07:05.120 --> 07:06.376
‫واقعاً؟ و چرا؟

07:06.400 --> 07:07.720
‫خب، واقعاً خیلی ساده‌ست

07:08.960 --> 07:11.080
‫در مورد چیزی که می‌دونی بنویس

07:27.725 --> 07:30.426
‫[ وقتی جوون‌تر بودم…

07:30.427 --> 07:34.079
‫همیشه حس می‌کردم با بقیه متفاوتم ]

07:41.162 --> 07:44.093
‫[ همیشه حس می‌کردم سرگردانم ]

07:54.830 --> 07:57.701
‫[ کون کون کون کیر کیر کیر ]

08:14.880 --> 08:16.180
‫سلام. چطوری؟

08:33.600 --> 08:37.320
‫آره

08:43.559 --> 08:44.816
‫گندش بزنن!

08:44.840 --> 08:46.140
‫لعنتی! گاس!

08:50.000 --> 08:54.280
‫صبر کن! صبر کن!
‫نایل! لطفاً! لطفاً!

09:02.920 --> 09:03.870
‫خب، حتماً خیلی کیف کردی، درسته؟

09:06.160 --> 09:07.460
‫واقعاً نه

09:09.520 --> 09:10.840
‫به کسی که نمی‌گی؟

09:11.360 --> 09:12.880
‫نه

09:12.960 --> 09:15.240
‫فقط به‌خاطر این‌که اگه تعریفش کنم
‫یعنی خودمم این‌جا حضور داشتم

09:15.320 --> 09:16.640
‫آره، آره، می‌فهمم

09:17.720 --> 09:19.960
‫تازه، این قانون کساییه
‫که توی مکان‌های عمومی رابطه دارن، نه؟

09:20.040 --> 09:21.760
‫«سر از هر جایی که در بیاریم،
‫دهن‌مون بسته می‌مونه»

09:23.840 --> 09:25.240
‫تا حالا این رو نشنیدم

09:25.280 --> 09:26.880
‫نه، چون همین‌الان به ذهنم رسید

09:26.960 --> 09:30.400
‫ببین. پایه‌ای بریم آبجو بخوریم؟

09:30.480 --> 09:32.640
‫- نه. من باید…
‫- بی‌خیال، پسر

09:32.720 --> 09:34.400
‫وسط شب توی یه پارکینگ

09:34.480 --> 09:36.600
‫پسری که توی مدرسه بهش زور می‌گفتم
‫موقع کون دادن مچم رو گرفته

09:36.680 --> 09:38.440
‫بدون کفش جلوت ایستادم

09:38.520 --> 09:40.680
‫محض رضای خدا
‫یه نگاهی به جوراب‌هام بنداز، نایل

09:41.520 --> 09:42.820
‫طرح والاس و گرومیت‌ـه

09:46.480 --> 09:48.160
‫درخواست متواضعانه‌م رو بپذیر، باشه؟

09:50.600 --> 09:51.900
‫بیا بریم یه لیوان آبجو بخوریم

10:14.320 --> 10:16.520
‫- لعنتی، از آبجو متنفرم
‫- منم همین‌طور

10:25.680 --> 10:27.280
‫خب، تو…

10:28.720 --> 10:30.640
‫- به همه گفتی؟
‫- نه

10:30.720 --> 10:31.776
‫اصلاً همجنس‌گرا نیستم

10:31.800 --> 10:33.280
‫همیشه با مردها رابطه داری، نه؟

10:33.360 --> 10:35.840
‫- حتماً همین‌طوره، چون اون‌جا دیدمت
‫- به این معنا نیست که همجنس‌گرا هستم

10:35.880 --> 10:37.800
‫اگه عاشق‌شون بشم
‫یعنی همجنس‌گرا هستم

10:37.880 --> 10:39.600
‫یکی از اون آدم‌هایی، نه؟

10:39.680 --> 10:41.920
‫مردی که اون‌قدر دگرجنس‌گراست
‫که با مردها رابطه داره

10:41.960 --> 10:44.080
‫اون‌قدر گیاه‌خواری که گوشت می‌خوری؟

10:45.720 --> 10:47.560
‫آره، خیلی داغونه

10:47.640 --> 10:50.560
‫مشکلی نیست.
‫می‌تونی خیلی بدتر باشی

10:51.920 --> 10:53.600
‫ممکنه متأهل باشی
‫و بچه هم داشته باشی

10:57.200 --> 10:59.080
‫از همون اول بهت مشکوک بودم، می‌دونی؟

11:00.200 --> 11:02.800
‫همیشه دوست داشتی
‫شورت بقیه رو بالا بکشی

11:04.520 --> 11:06.880
‫آره، خیلی کارها بود

11:06.960 --> 11:10.160
‫تازه، برادرت کاری کرد
‫همه‌چیز برام مشخص بشه، یادته؟

11:10.240 --> 11:12.640
‫تا سه ماه گیج و منگ بودم

11:12.720 --> 11:14.960
‫واقعاً با اون کار موافق نبودم

11:16.520 --> 11:18.400
‫چند روز پیش دیدمش

11:18.480 --> 11:21.120
‫هنوزم مثل سگ ازش می‌ترسم

11:21.160 --> 11:24.160
‫ببخشید، چی گفتی؟

11:24.240 --> 11:26.320
‫برادرت رو چند روز پیش دیدم

11:28.040 --> 11:29.340
‫چی؟

11:30.920 --> 11:32.880
‫- کجا؟
‫- توی خیابون

11:32.960 --> 11:34.320
‫نه، امکان نداره اون بوده باشه

11:34.400 --> 11:37.560
‫- هنوز زندانه
‫- نه، رفیق. آزاد شده

11:37.640 --> 11:39.160
‫آخرش خیلی با هم حرف زدیم

11:39.240 --> 11:41.280
‫با یه دختر آشنا شده بود.
‫رفته بود سر کار…

11:41.320 --> 11:43.600
‫صبر کن، ببخشید.
‫رفته سر کار؟

11:43.680 --> 11:45.720
‫آره، آره، آره. روی سکوهای نفتی
‫توی اَبردین کار می‌کنه

11:45.800 --> 11:47.320
‫سه ماه اون‌جاست،
‫سه ماه خونه‌ست

11:48.600 --> 11:50.000
‫حتی کارتش رو هم بهم داد

11:54.960 --> 11:56.260
‫یا خدا

11:56.261 --> 11:58.562
‫[ روبن پالیستر ]

11:59.440 --> 12:00.736
‫مسئول مهار بار دیگه چیه؟

12:00.760 --> 12:02.800
‫روحمم خبر نداره،
‫اما می‌تونی نگهش داری،

12:02.880 --> 12:04.680
‫می‌ترسم ردیابی چیزی توش باشه

12:04.760 --> 12:07.440
‫سربه‌سرم که نمی‌ذاری؟

12:08.800 --> 12:11.480
‫- آزاد شده؟
‫- آره، رفیق. قول می‌دم

12:12.880 --> 12:14.180
‫آزاد شده

12:25.200 --> 12:28.360
‫در مورد روبنه. آزاد شده.
‫از زندان آزاد شده

12:30.880 --> 12:32.180
‫منظورت چیه که می‌دونی؟

12:32.240 --> 12:33.256
‫- می‌دونم
‫- چطور؟

12:33.280 --> 12:34.576
‫مورا بهت گفته؟

12:34.600 --> 12:35.776
‫هنوز با هم در ارتباطید؟

12:35.800 --> 12:38.480
‫- یه جورایی
‫- «یه جورایی» یعنی چی؟

12:38.560 --> 12:40.880
‫- فکر کردم دیگه تمومش کردید
‫- تمومش کردیم، نایل

12:40.960 --> 12:42.520
‫اما هنوز بعضی‌وقت‌ها
‫همدیگه رو می‌بینیم

12:42.600 --> 12:43.920
‫آره، اما به ذهنت نرسید

12:44.000 --> 12:45.136
‫که اینا رو به منم بگی؟

12:45.160 --> 12:47.160
‫چطور بهت بگم، نایل؟
‫هیچ‌وقت نمیایی این‌جا!

12:47.240 --> 12:49.080
‫- خب زنگ می‌زدی
‫- هیچ‌وقت جواب نمی‌دی

12:49.120 --> 12:50.800
‫هفته‌ای ۴ تا پیغام صوتی برات می‌ذارم

12:50.880 --> 12:53.440
‫و تو اصلاً جواب نمی‌دی.
‫آخرین بار…

12:53.520 --> 12:55.120
‫وانمود کردم از پله‌ها افتادم

12:55.160 --> 12:58.560
‫و داشتم نفس آخرم رو می‌کشیدم،
‫ولی تو بازم زنگ نزدی

12:59.560 --> 13:01.160
‫می‌دونستم داری ادا درمیاری

13:01.200 --> 13:02.960
‫موقع تولدم هم ادا درمی‌آوردم؟

13:05.000 --> 13:06.300
‫صبر کن!

13:07.440 --> 13:09.880
‫نمی‌فهمم نقشه‌ت چی بوده

13:09.960 --> 13:11.320
‫می‌خواستی برنامه بریزی

13:11.400 --> 13:12.576
‫و امیدوار باشی من هیچ‌وقت نفهمم؟

13:12.600 --> 13:15.080
‫یه جور می‌گی انگار ازش لذت می‌برم

13:15.160 --> 13:16.760
‫به‌خاطر شما دو تا احمق بی‌شعور

13:16.840 --> 13:19.240
‫پیشونیم پر از چین و چروک شده

13:19.320 --> 13:20.880
‫می‌دونستم این‌که از همدیگه
‫خبر داشته باشید

13:20.960 --> 13:22.680
‫هیچ فایده‌ای برای هیچ‌کدوم‌تون نداره

13:22.720 --> 13:24.520
‫ممکن بود اون تو رو بُکُشه،

13:24.600 --> 13:25.896
‫یا تو از نگرانی بمیری

13:25.920 --> 13:27.520
‫آره، اما اگه بفهمه کجا زندگی می‌کنم

13:27.560 --> 13:28.860
‫و بیاد دنبالم بگرده چی؟

13:29.680 --> 13:31.400
‫شک دارم

13:31.480 --> 13:32.800
‫امکان نداره توی خیابون برانزویک

13:32.880 --> 13:35.080
‫یهویی همدیگه رو ببینید، درسته؟

13:35.160 --> 13:37.480
‫یا ساعت ۲ ظهر توی
‫دستشویی مردونه‌ی پارک کلوینگرو

13:37.560 --> 13:39.997
‫در حالی که شلوارت رو
‫تا مچ پات کشیدی پایین همدیگه رو ببینید

13:41.160 --> 13:43.200
‫و با خودت می‌گی
‫چرا دیگه این‌جا نمیام؟

13:45.600 --> 13:47.920
‫نه. صبر کن. صبر کن!

13:48.400 --> 13:50.200
‫ببخشید!

13:50.240 --> 13:52.880
‫هر کاری که کردم
‫فقط برای محافظت از تو بوده، نایل!

13:52.960 --> 13:54.680
‫اما من… هنوزم نمی‌فهمم

13:54.720 --> 13:56.960
‫- کِی آزاد شده؟
‫- نمی‌دونم

13:58.320 --> 13:59.880
‫- شاید ۲ سال پیش
‫- ‏۲ سال؟

13:59.960 --> 14:01.440
‫- شوخی می‌کنی؟
‫- این‌که خیلی خوبه

14:01.520 --> 14:03.480
‫یعنی ۲ سال دنبالت نگشته

14:05.120 --> 14:06.420
‫اما…

14:07.640 --> 14:08.940
‫دیدیش؟

14:10.360 --> 14:11.660
‫آره، چند بار

14:12.680 --> 14:15.480
‫درسته. و اسمی از من نیاورده؟

14:17.120 --> 14:19.760
‫- من شاید اسمت رو آورده باشم
‫- خب، بگو دیگه. اون چی گفت؟

14:19.840 --> 14:22.840
‫هیچی نگفت. فقط لبخند زد

14:23.680 --> 14:24.980
‫باشه، خوبه

14:25.400 --> 14:26.456
‫خوبه

14:26.480 --> 14:29.280
‫لبخند قشنگی زد؟
‫یعنی از روی علاقه بود؟

14:29.320 --> 14:31.320
‫ببین، نمی‌تونم بهت دروغ بگم

14:31.400 --> 14:32.700
‫خب چه جور لبخندی بود؟ بگو

14:32.760 --> 14:34.240
‫نمی‌دونم!

14:34.320 --> 14:37.320
‫از اونایی که با دهنش می‌خندید
‫اما با چشم‌هاش نه

14:38.840 --> 14:42.720
‫می‌دونی، از اون لبخندهایی
‫که معمولاً قبل از عصبانی شدن می‌زنه

15:29.080 --> 15:30.520
‫فقط ۱۰ دقیقه وقت دارم

15:30.600 --> 15:32.200
‫«دارن» امروز باید بره دیدن مامانش،

15:32.280 --> 15:34.840
‫- پس باید مراقب بچه‌ها باشم
‫- آره، نه، مشکلی نیست

15:36.560 --> 15:38.440
‫ببین، جوآنا، نمی‌خوام نگرانت کنم

15:38.520 --> 15:39.820
‫روبن

15:40.320 --> 15:41.920
‫چی؟ از کجا می‌دونی؟

15:41.960 --> 15:43.760
‫ببین. نمی‌خواستم بهت بگم،

15:43.840 --> 15:46.280
‫اما چند وقت پیش دیدمش

15:46.360 --> 15:48.160
‫گفت یه کاری رو شروع کرده

15:48.200 --> 15:50.520
‫و داره از کسایی که قبلاً
‫بهشون ظلم کرده معذرت‌خواهی می‌کنه

15:50.560 --> 15:52.360
‫یا خدا، خیلی عجیبه

15:52.440 --> 15:54.240
‫معذرت‌خواهی کردن از آدم‌ها

15:54.320 --> 15:55.536
‫کاری نیست که روبن بکنه

15:55.560 --> 15:57.960
‫خب، خیلی زیاد توی زندان بوده، نایل

15:58.000 --> 15:59.760
‫- باعث می‌شه آدم عوض بشه
‫- نه

15:59.840 --> 16:01.880
‫نه، آدم‌هایی مثل اون
‫هیچ‌وقت عوض نمی‌شن، جوآنا

16:01.960 --> 16:03.760
‫بی‌خیال، خودت بهتر از همه می‌دونی

16:03.840 --> 16:05.440
‫نمی‌دونم

16:05.480 --> 16:07.800
‫- به نظر می‌رسید عوض شده
‫- درسته

16:08.800 --> 16:10.440
‫عجب، یا خدا

16:10.480 --> 16:12.880
‫پس نفر بعدی که می‌خواد
‫ازش معذرت‌خواهی بکنه منم

16:12.960 --> 16:15.040
‫نه. گفت من آخرین نفرم

16:16.160 --> 16:17.880
‫- خب، مزخرفه
‫- چطور؟

16:17.920 --> 16:20.760
‫چون باید بزرگ‌ترین معذرت‌خواهی
‫عمرش رو از من بکنه

16:20.840 --> 16:22.960
‫اون کار رو نکن، نایل! خجالت‌آوره…

16:23.000 --> 16:25.240
‫زندگیم رو نابود کرد، جوآنا

16:25.320 --> 16:27.640
‫و به‌خاطر اضطراب و استرس
‫مجبور شدم آکسفورد رو ترک کنم

16:27.720 --> 16:29.280
‫فکر می‌کردم از تکبر خوشت نمی‌اومده

16:29.360 --> 16:31.200
‫نه. اونم یه دلیل بود

16:31.240 --> 16:33.840
‫خب… ترکیبی از دو تا بود

16:35.400 --> 16:37.480
‫ببین، به نظرم نباید
‫بهش فکر کنی، نایل

16:37.560 --> 16:39.160
‫اما چطور بهش فکر نکنم؟

16:39.240 --> 16:40.840
‫آخه فهمیدم یه کار باکلاس

16:40.880 --> 16:43.320
‫- روی سکوهای نفتی پیدا کرده
‫- خب مشکلش چیه؟

16:43.400 --> 16:45.640
‫همه‌ش مشکله!
‫بعد از اون همه کارهایی که کرده

16:45.720 --> 16:47.640
‫اگه زندگی راحتی داشته باشه
‫چه درسی از زندگی می‌گیره؟

16:47.720 --> 16:50.200
‫در حالی که من هر روز
‫مثل سگ کار می‌کنم

16:50.280 --> 16:51.600
‫و چی گیرم میاد؟

16:51.680 --> 16:53.960
‫پرداخت‌های ناچیز، دست دادن
‫و وعده‌های الکی

16:54.040 --> 16:56.320
‫ببین، درک می‌کنم، نایل

16:56.360 --> 16:59.160
‫خیلی سخته وقتی می‌بینی
‫کسی که گذشته‌ی طولانی‌ای باهاش داری

16:59.240 --> 17:00.920
‫این‌قدر وضعش خوبه

17:01.000 --> 17:03.800
‫اما شاید عوض شدن اون
‫چیزی نیست که آزارت می‌ده

17:05.760 --> 17:07.400
‫شاید دلیلش اینه
‫که خودت عوض نشدی

17:12.720 --> 17:15.480
‫دهنت رو ببند!

18:04.251 --> 18:07.232
‫[ وقتی جوون‌تر بودم
‫همیشه حس می‌کردم ناقصم ]

18:10.733 --> 18:12.944
‫[ جستجو ]

18:12.945 --> 18:15.701
‫[ مسئول مهار بار سکوی نفتی ]

18:15.702 --> 18:17.940
‫[ مسئول مهار بار چه می‌کند؟ ]

18:21.299 --> 18:22.263
‫[ تمرینات مسئول مهار بار ]

18:22.263 --> 18:28.892
‫[ حقوق ۱۰۰ هزار پوندی ]

18:34.598 --> 18:39.049
‫[ تمام آنچه ناگفته باقی می‌ماند ]
‫[ پاول دانوبی ]

18:39.050 --> 18:42.105
‫[ سایت کتاب‌هایت را بفروش ]

18:45.784 --> 18:50.033
‫[ آدرس منزل: گرینوک ]

19:54.040 --> 19:57.280
‫خیلی‌خب. آروم باش. نفس بکش

19:58.040 --> 19:59.520
‫بیا وسایلت رو دربیاریم

20:04.360 --> 20:06.440
‫یالا. این رو بپوش

20:07.680 --> 20:09.080
‫- اینم از این
‫- ممنون

20:36.623 --> 20:38.516
‫[ مونا شیلز ]

20:38.517 --> 20:39.878
‫[ مونا شیلز ]
‫[ اِسکاتلند، گرینوک ]

21:01.065 --> 21:03.431
‫[ عشق دوران بچگی ]

21:16.632 --> 21:19.466
‫[ دیگه داره یک سال می‌شه! ]

21:28.449 --> 21:31.035
‫[ با مردی ازدواج کنید که عاشق مادرشه ]

21:48.960 --> 21:51.360
‫فکر کنم می‌دونم چرا اومدی

21:51.440 --> 21:54.360
‫- در مورد حرفی که اون شب زدم
‫- نه، در واقع برای اون نیومدم

21:54.440 --> 21:56.360
‫مشکلی با همجنس‌گرا بودنت ندارم، نایل

21:56.400 --> 21:59.080
‫- مشکلم با نحوه‌ی انجام دادن کارته
‫- در مورد موراست

22:01.480 --> 22:02.780
‫آها

22:04.240 --> 22:07.000
‫چی شد، مامان؟
‫سرطان برگشت؟

22:08.920 --> 22:10.880
‫نه

22:13.600 --> 22:15.760
‫خودش رو حلق‌آویز کرد

22:16.960 --> 22:19.480
‫طناب بعد از یک دقیقه پاره شد

22:20.680 --> 22:22.120
‫تقریباً مرگ مغزی شد

22:25.200 --> 22:28.240
‫یا خدا. مامان، وحشتناکه

22:29.720 --> 22:31.020
‫زندگی این‌طوره دیگه

22:33.440 --> 22:35.520
‫یادداشتی نذاشته بود؟

22:35.600 --> 22:38.680
‫یه جورایی. بیشتر فهرستی
‫از کارهایی بود که باید انجام می‌شدن

22:39.360 --> 22:40.800
‫«گربه‌ها توی انباری‌ان،

22:40.880 --> 22:42.360
‫کلیدها زیر گلدونن»

22:42.440 --> 22:44.080
‫اصلاً کل ماجرا

22:44.160 --> 22:45.520
‫اون‌قدر عادی به نظر می‌رسید که…

22:46.480 --> 22:49.040
‫باعث می‌شد وحشتناک‌تر بشه

22:49.080 --> 22:51.360
‫انگار فقط یه کار عادی بوده
‫که اون روز باید انجام می‌داده

22:54.760 --> 22:56.060
‫خب ببین، من…

22:57.720 --> 22:59.480
‫شرمنده که خیلی بهت سر نمی‌زدم

22:59.560 --> 23:02.160
‫درک می‌کنی، درسته؟
‫با توجه به واکنشی که نشون دادی؟

23:02.240 --> 23:04.160
‫فقط شوکه شده بودم

23:04.240 --> 23:05.800
‫باید چه حسی بهم دست می‌داد

23:05.880 --> 23:07.176
‫وقتی برادرم بهم زنگ زد و گفت

23:07.200 --> 23:10.400
‫دیده توی دستشویی عمومی
‫با یه مرد دیگه رابطه داشتی؟

23:11.480 --> 23:13.520
‫واقعاً خودم رو مقصر می‌دونم،

23:13.600 --> 23:16.120
‫باید زودتر متوجه می‌شدم

23:16.200 --> 23:17.800
‫مثل اینه که دنبال عینکم بگردم،

23:17.840 --> 23:19.016
‫و آخر سر متوجه بشم

23:19.040 --> 23:20.760
‫از همون اول روی صورتم بوده

23:24.520 --> 23:25.960
‫برای همین روبن باهات تماس گرفت؟

23:26.040 --> 23:27.720
‫آره، از زندان باهام تماس گرفت

23:27.800 --> 23:30.000
‫به کمکم نیاز داشت
‫که برم از مورا مراقبت کنم

23:30.080 --> 23:31.800
‫یعنی همه‌ی این اتفاقات زمانی افتادن
‫که روبن هنوز توی زندان بود؟

23:31.880 --> 23:34.440
‫آره اما خودت رو مقصر ندون، باشه؟

23:34.520 --> 23:36.480
‫مورا بدهی داشت،
‫همه‌جور دردی رو تحمل می‌کرد،

23:36.560 --> 23:37.860
‫خیلی اوضاعش خراب بود

23:43.000 --> 23:45.440
‫نایل، ازت می‌خوام بهم قول بدی

23:45.520 --> 23:48.240
‫که خودت رو مقصر ماجرا ندونی

23:52.120 --> 23:53.420
‫قول می‌دم

24:08.321 --> 24:11.321
‫[ یک یک‌شنبه‌ی بی‌نظیر ]

24:12.922 --> 24:15.922
‫[ خاطرات ارزشمند ]

24:34.282 --> 24:37.140
‫[ وقتی جوون‌تر بودم
‫همیشه حس می‌کردم ناقصم ]

24:50.695 --> 24:55.809
‫[ وقتی جوون‌تر بودم
‫زندگی برادرم رو نابود کردم ]

25:14.160 --> 25:16.000
‫سلام، اِستفان

25:16.080 --> 25:17.640
‫می‌تونی بهم لطف کنی
‫و این رو چاپ کنی؟

25:17.720 --> 25:20.000
‫شرمنده، رفیق.
‫بار قبلی رئیس خیلی عصبانی شد

25:21.080 --> 25:22.400
‫خب می‌تونی ازش بپرسی؟

25:25.120 --> 25:27.000
‫- نایجل؟
‫- امکان نداره

25:28.760 --> 25:30.880
‫شرمنده، رفیق.
‫کاری ازم برنمیاد

25:32.760 --> 25:34.480
‫آدم بدبختی هستی، نایجل

25:35.600 --> 25:37.520
‫آدم خیلی بدبختی هستی

25:37.521 --> 25:39.915
‫[ ارسال به دنیل ]
‫[ موضوع: طرح اولیه‌ی خورشید تابان ]

25:43.014 --> 25:46.146
‫[ دنیل، قبل از این‌که بخونیش
‫حتماً چاپش کن، آدم جقی ]

25:46.147 --> 25:48.313
‫[ اضافه کردن فایل خورشید تابان ]

26:43.680 --> 26:44.980
‫خب…

26:45.560 --> 26:46.736
‫دوست داری بهم بگی

26:46.760 --> 26:48.720
‫چرا امروز بعدازظهر

26:48.760 --> 26:50.320
‫با یه مرد دیگه توی دستشویی بودی؟

26:50.400 --> 26:52.520
‫واقعاً خیلی ساده‌ست

26:52.560 --> 26:54.960
‫داشتیم در مورد ایده‌های خلاقانه حرف می‌زدیم
‫و نمی‌خواستیم مزاحم

26:55.000 --> 26:56.016
‫افراد توی کتاب‌خونه بشیم

26:56.040 --> 26:57.840
‫حتماً فکر می‌کنی یه جوون ساده‌لوحم

26:57.920 --> 27:01.160
‫نه، نگران نباش، نایجل.
‫هیچ‌وقت چنین فکری نکردم

27:02.640 --> 27:04.200
‫ببین، هیچ‌کاریم نمی‌تونی بکنی

27:04.240 --> 27:06.368
‫پس اگه می‌خوای ورودم رو
‫ممنوع کنی، زودتر انجامش بده

27:06.369 --> 27:07.794
‫نه

27:08.000 --> 27:11.080
‫در واقع یه‌کم قضیه جدی‌تر از اینه
‫که بخوابم ورودت رو ممنوع کنم

27:11.160 --> 27:15.560
‫من کامل موافق آزادی جنسی بودم،
‫تا زمانی که کم‌کم

27:15.640 --> 27:17.480
‫وارد مکان‌های عمومی شد

27:23.040 --> 27:24.465
‫زمانی شروع به این کار کردم

27:24.466 --> 27:27.217
‫که دیدم وقتی توی گوگل
‫کتاب‌خونه رو جستجو می‌کنی

27:27.218 --> 27:30.120
‫می‌نویسه «نقطه‌ی معروف برای
‫سکس در مکان عمومی»

27:30.160 --> 27:32.160
‫می‌خوای این ویدئو رو چیکار کنی، نایجل؟

27:32.240 --> 27:35.880
‫بذارمش توی اینترنت.
‫تا بقیه درس عبرت بگیرن

27:35.960 --> 27:37.360
‫و دیگه این کار رو نکنن

27:37.400 --> 27:39.400
‫چی؟ نه! لطفاً

27:39.480 --> 27:41.720
‫چرا من؟ فقط من نیستم
‫که این کار رو می‌کنم

27:41.800 --> 27:43.360
‫با بقیه کاری نداری

27:43.440 --> 27:45.680
‫می‌دونم. چون کار همیشگی توئه

27:51.720 --> 27:55.360
‫باشه، ببین. چیکار می‌تونم بکنم
‫که راضی بشی این کار رو نکنی؟

27:56.840 --> 27:58.240
‫می‌تونی هزینه‌ت رو بپردازی

27:59.320 --> 28:01.200
‫چی… چاپ کردن‌ها رو می‌گی؟
‫این که کاری نداره

28:01.280 --> 28:02.536
‫چقدره؟ ۲۰ پوند؟

28:02.560 --> 28:03.960
‫نه

28:04.000 --> 28:06.720
‫دارم نگاهش می‌کنم
‫و توی سیستم نوشته شده

28:06.800 --> 28:09.960
‫- ‏۲ هزار پوند
‫- چی؟ مسخره‌ست!

28:10.000 --> 28:11.400
‫این عدد رو از کجا آوردی؟

28:11.480 --> 28:13.280
‫نمی‌دونم

28:13.360 --> 28:16.080
‫شاید اون همه کتاب‌هایی
‫که توی اینترنت فروختی؟

28:22.280 --> 28:24.080
‫باشه

28:24.160 --> 28:26.240
‫شرمنده. اوضاع خیلی خوبی نداشتم

28:26.320 --> 28:28.760
‫اما گوش کن، اصلاً امکان نداره

28:28.840 --> 28:30.200
‫به اندازه‌ی چندین هزار پوند
‫کتاب فروخته باشم

28:30.280 --> 28:31.600
‫نه

28:31.680 --> 28:35.040
‫ولی این نرخیه که می‌گیرم
‫تا همه رو پس بگیرم

28:35.120 --> 28:36.176
‫بی‌خیال، نایجل

28:36.200 --> 28:38.000
‫متصدی کتاب‌خونه‌ای، یه وکیل که نیستی

28:39.880 --> 28:41.180
‫نه

28:42.800 --> 28:45.160
‫فقط یه آدم خیلی بدبختم

28:50.400 --> 28:52.600
‫فقط ۲ هزار پوند می‌خوام

28:52.640 --> 28:54.160
‫- ‏۲ هزار پوند؟
‫- می‌دونم زیاده،

28:54.240 --> 28:56.080
‫اما به ازای هر پوند،
‫ده درصدش رو عنوان سود بهت می‌دم

28:56.160 --> 28:58.320
‫فکر کن داری سرمایه‌گذاری می‌کنی.
‫مثل اون کارگزارهای سهام نباش

28:58.400 --> 29:00.040
‫که توی آمازون سرمایه‌گذاری نکردن

29:00.120 --> 29:02.160
‫خیلی خودت رو دست بالا می‌گیری،
‫مگه نه، نایل؟

29:02.240 --> 29:05.160
‫به عنوان کسی که دیروز موقع سکس
‫توی دستشویی مچش رو گرفتن

29:05.240 --> 29:08.640
‫بی‌خیال، جوآنا.
‫دارم التماست می‌کنم. لطفاً

29:08.720 --> 29:11.064
‫مجبورم نکن برم سراغ مامانم.
‫باورت نمی‌شه بار قبلی که مچم رو گرفتن

29:11.065 --> 29:12.560
‫چه چیزهایی بهم گفت

29:12.600 --> 29:13.900
‫چی گفت؟

29:14.400 --> 29:15.576
‫بهم گفت منحرف

29:15.600 --> 29:18.320
‫گفتی مشکلی نداره پسرش همجنس‌گرا باشه،
‫اما یه آدم منحرف تربیت نکرده

29:18.400 --> 29:19.700
‫این‌طور گفت؟

29:24.920 --> 29:27.720
‫برو، بابی.
‫برو پیش خاله بازی کن

29:34.240 --> 29:35.540
‫ببین، نایل

29:36.840 --> 29:39.400
‫هنوزم خیلی دوستت دارم،

29:39.480 --> 29:41.760
‫اما این‌که هر بار توی
‫دردسر می‌افتی من به دادت می‌رسم

29:41.840 --> 29:43.880
‫مشخصه اصلاً باعث نمی‌شه
‫تغییری توی زندگیت بدی

29:43.960 --> 29:46.720
‫وای، وای. قضیه چیه؟

29:47.640 --> 29:49.840
‫دیگه نمی‌تونم این کار رو بکنم، نایل؟

29:49.920 --> 29:52.080
‫برای مراقب ۳ تا بچه باشم

29:52.160 --> 29:53.720
‫توانایی مراقبت از یه بچه‌ی دیگه رو ندارم

29:56.360 --> 29:59.360
‫لطفاً دیگه به دیدن‌مون نیا

30:32.880 --> 30:34.180
‫چی شد؟

30:34.640 --> 30:35.896
‫کارهای همجنس‌گرایانه؟

30:35.920 --> 30:37.560
‫نگو «کارهای همجنس‌گرایانه»، مامان

30:39.440 --> 30:40.920
‫خب بگو پس، چی شد؟

30:43.920 --> 30:45.220
‫کارهای همجنس‌گرایانه

30:47.440 --> 30:49.680
‫موقع سکس با یه مرد
‫توی دستشویی کتاب‌خونه مچم رو گرفتن

30:49.760 --> 30:51.160
‫و حالا مدیرش تهدید می‌کنه

30:51.200 --> 30:52.880
‫که اگه بهش پول ندم
‫ویدئو رو می‌ذاره توی اینترنت

30:53.560 --> 30:55.240
‫کدوم کتاب‌خونه؟

30:55.320 --> 30:56.536
‫کتاب‌خونه‌ی کلاید پارک

30:56.560 --> 30:58.840
‫ای خدا، نایل!
‫مدرسه‌ها بچه‌ها رو اون‌جا می‌برن بازدید

30:58.920 --> 31:01.880
‫- این بار بهونه‌ت چیه؟
‫- داشتم خودم رو کشف می‌کردم

31:01.960 --> 31:03.920
‫خودت رو کشف می‌کردی؟
‫توی یه کتاب‌خونه؟

31:04.000 --> 31:05.300
‫آره، اون‌قدر دیوونه‌وار نیست
‫که به نظر می‌رسه

31:05.360 --> 31:07.040
‫فکر نکنم این‌طور باشه، نایل

31:07.120 --> 31:10.080
‫بری فاحشه‌خونه با خودت کتاب می‌بری؟

31:11.120 --> 31:12.960
‫ببین، می‌فهمم که درک کردنش
‫برات خیلی سخته،

31:13.040 --> 31:14.880
‫اما خیلی به شناختن خودم نزدیک شدم

31:14.920 --> 31:16.016
‫واقعاً؟

31:16.040 --> 31:18.680
‫توی کتاب‌خونه‌ای که ۹ متر
‫اونورترش کارتون پپا پیگ رو می‌ذارن

31:18.720 --> 31:19.976
‫موقع گاییدن یه مرد مچت رو گرفتن!

31:20.000 --> 31:22.600
‫خوش‌حالم که خیلی نزدیک شدی!

31:22.680 --> 31:25.440
‫چی باعث می‌شه
‫بالاخره برسی و تمومش کنی؟

31:25.520 --> 31:28.120
‫یه سکس گروهی بین‌نسلی؟

31:28.200 --> 31:29.840
‫داری به مشکلاتم توهین می‌کنی، مامان

31:29.920 --> 31:33.240
‫دارم به مشکلات خودم توهین می‌کنم.
‫مشکلات منم هستن

31:34.600 --> 31:37.280
‫حداقل تو کسی هستی
‫که ارضا می‌شی. ای خدا

31:40.560 --> 31:41.860
‫چی می‌خوای؟

31:50.360 --> 31:52.520
‫- ‏۲ هزار پوند
‫- حرفشم نزن

31:52.600 --> 31:53.808
‫من یه مددکار اجتماعی‌ام

31:53.809 --> 31:55.840
‫حتی اگه جیب همه‌ی همکارهام رو هم بزنم،
‫باز اون‌قدر نمی‌شه

31:55.920 --> 31:57.960
‫- قلکی چیزی نداری؟
‫- پول قلک رو استفاده کردم

31:58.040 --> 32:00.120
‫آخرین باری که فروپاشی درونی کردی
‫و نیاز بود بری دیوونه‌خونه

32:00.200 --> 32:01.520
‫از پول‌های قلک استفاده کردم

32:01.600 --> 32:03.600
‫بیمارستان، مامان.
‫یه بیمارستان بود

32:03.640 --> 32:06.600
‫بیمارستان برای دست و پائه.
‫یه دیوونه‌خونه بود

32:06.680 --> 32:08.880
‫دور هم جمع می‌شدید
‫و در مورد خدا حرف می‌زدید

32:08.960 --> 32:10.720
‫آدم از اون دیوونه‌تر نمی‌شه!

32:10.800 --> 32:13.000
‫مسخره‌بازی رو بذار کنار، مامان!
‫پول نیاز دارم

32:13.040 --> 32:14.640
‫هنوز آماده نیستم همه بفهمن
‫که همجنس‌گرا هستم

32:14.720 --> 32:17.280
‫پس توی مکان‌های عمومی
‫سکس نداشته باش. اینم از جوابت

32:17.360 --> 32:18.616
‫مامان، التماست می‌کنم، لطفاً

32:18.640 --> 32:20.040
‫حتماً یه نفر رو می‌شناسی
‫که می‌تونه کمک کنه

32:22.320 --> 32:24.000
‫آره، اما از جوابم خوشت نمیاد

32:26.840 --> 32:28.160
‫روبن؟

32:28.840 --> 32:30.140
‫شوخی می‌کنی؟

32:31.120 --> 32:32.880
‫چطور می‌تونی اصلاً چنین حرفی بزنی؟

32:32.960 --> 32:34.680
‫بعد از اون کارهایی که کرده،
‫بعد از این‌که من رو به این وضع انداخته!

32:34.760 --> 32:37.960
‫واقعاً؟ روبن تو رو برد
‫توی یه دستشویی عمومی، ها؟

32:38.000 --> 32:40.400
‫حتماً اون کیرت رو هم
‫از شلوارت درآورده!

32:40.480 --> 32:42.000
‫دارم در مورد نقطه‌ی تحول حرف می‌زنم،

32:42.080 --> 32:44.360
‫ریشه‌ی همه‌ی مشکلاتم

32:44.440 --> 32:45.456
‫اوه، ریشه

32:45.480 --> 32:47.920
‫همیشه در مورد
‫ریشه حرف می‌زنی، نه؟

32:48.000 --> 32:50.480
‫اولش نوبت بابات بود،
‫بعدش نوبت به مورا رسید،

32:50.520 --> 32:51.880
‫بعدش نوبت به روبن رسید،

32:51.960 --> 32:54.760
‫بعدش نوبت به دادگاه رسید،
‫بعدش نخبه‌های آکسفورد،

32:54.840 --> 32:56.200
‫و حالا دوباره نوبت روبن شده

32:56.280 --> 32:58.120
‫عالیه! خوش‌حالم که این‌قدر واضح
‫همه‌چیز رو می‌دونی

32:58.200 --> 32:59.680
‫مثل این‌که این همه مدت

32:59.760 --> 33:01.060
‫عینکت روی صورتت بوده!

33:03.400 --> 33:07.560
‫می‌بینی، مشکلت همینه

33:07.640 --> 33:09.268
‫همه‌ش مشغول این کاری

33:09.269 --> 33:11.056
‫که مشکلاتت رو گردن دیگران بندازی

33:11.080 --> 33:12.960
‫چون مقصر نشون دادن دیگران
‫راحت‌تر از اینه

33:13.040 --> 33:14.216
‫که قبول کنی خودت مقصری!

33:14.240 --> 33:16.760
‫جوری رفتار می‌کنی
‫انگار فروپاشیم تقصیر خودم بوده!

33:16.840 --> 33:19.840
‫آره! خودت حالت رو خراب کردی

33:19.920 --> 33:22.160
‫«مامان، کار درستی کردم که توی
‫دادگاه حقیقت رو گفتم؟

33:22.240 --> 33:25.800
‫مامان، مجبور بودم، درسته؟»
‫تمام فکر و ذکرت همون بود

33:25.880 --> 33:27.440
‫حرف‌های من هیچ تأثیری نداشتن

33:27.520 --> 33:30.120
‫- بیمار بودم!
‫- خودشیفته بودی!

33:32.400 --> 33:36.200
‫به نظرم فقط دو راه داری

33:36.280 --> 33:38.160
‫بدون شک همین‌طوره

33:38.200 --> 33:41.480
‫پس یا اجازه می‌دی
‫ازش درخواست پول بکنم،

33:41.560 --> 33:44.080
‫و بهش می‌گم پول برای خودمه…

33:46.920 --> 33:49.160
‫یا این بار خودت تنها
‫با عواقب کارت روبه‌رو می‌شی،

33:49.240 --> 33:50.800
‫چون کمکی از من برنمیاد

33:52.280 --> 33:53.580
‫یه دقیقه صبر کن ببینم

33:56.920 --> 33:58.480
‫قبلاً هم چنین کاری کردی؟

33:58.560 --> 34:00.080
‫خب…

34:00.120 --> 34:02.040
‫ازش پول گرفتی
‫تا برای من خرج بکنی؟

34:02.120 --> 34:03.296
‫البته

34:03.320 --> 34:04.720
‫فکر می‌کردی اون همه پول از کجا میارم؟

34:04.760 --> 34:05.896
‫خب، وام مسکن بیشتری گرفتی

34:05.920 --> 34:07.220
‫فکر کردم ازش باقی مونده

34:08.760 --> 34:10.060
‫آخه…

34:12.760 --> 34:14.080
‫دیگه اون پول چه چیزهایی رو داده؟

34:15.800 --> 34:16.976
‫خیلی چیزها

34:17.000 --> 34:18.760
‫آپارتمانم؟

34:20.239 --> 34:21.539
‫آره

34:22.360 --> 34:24.320
‫- ماشینم؟
‫- آره

34:24.400 --> 34:25.880
‫- روان‌درمانیم؟
‫- آره

34:25.960 --> 34:27.480
‫همون روان‌درمانی‌ای که می‌رم
‫در مورد اون حرف می‌زنم؟

34:27.560 --> 34:29.120
‫آره، عزیزم، همه‌چیز

34:29.199 --> 34:31.520
‫لباس‌هات، کادوهای کریسمست

34:31.600 --> 34:33.920
‫هزینه‌ی تبدیل کردن اتاق‌خوابت
‫به اتاق مخصوص یه آدم بزرگسال

34:34.000 --> 34:36.199
‫تا هر وقت که دچار فروپاشی می‌شی
‫بتونی برگردی این‌جا پیش من

34:36.280 --> 34:37.416
‫جداً؟

34:37.440 --> 34:39.320
‫خب، امیدوارم اجناس رو پس بگیرن!

34:39.400 --> 34:42.360
‫وای، نایل!
‫صبر کن! نایل!

34:43.040 --> 34:44.340
‫صبر کن!

34:45.960 --> 34:49.199
‫- نایل!
‫- به اون نیازی ندارم!

34:49.280 --> 34:51.560
‫- بس کن!
‫- این ساعت؟

34:51.600 --> 34:53.480
‫- با پول اون خریدیش؟
‫- آره

34:53.560 --> 34:54.615
‫حله

34:54.639 --> 34:55.936
‫خدایا!

34:55.960 --> 34:58.040
‫- این دستگاه پخش؟
‫- مسخره‌ست

34:58.080 --> 34:59.400
‫این رو هم اون خریده؟

34:59.440 --> 35:00.920
‫- آره، اون خریده!
‫- باشه!

35:02.200 --> 35:05.760
‫این… این پوستر امضاشده‌ی
‫هریسون فورد چی؟

35:05.840 --> 35:07.440
‫آره، نایل

35:07.520 --> 35:08.820
‫واقعاً؟

35:09.760 --> 35:11.056
‫اون خریدش؟

35:11.080 --> 35:12.380
‫آره، نایل

35:13.520 --> 35:15.440
‫باشه. اشکالی نداره

35:20.400 --> 35:23.040
‫- نه. می‌دونی چیه؟ کون لقش
‫- بس کن!

35:23.120 --> 35:24.256
‫کنترلت دست خودت نیست!

35:24.280 --> 35:25.800
‫نمی‌دونی چیکار کردی!

35:25.880 --> 35:28.440
‫- کاری کردی من جنده‌ش بشم!
‫- یا خدا!

35:28.520 --> 35:30.240
‫- داری عقلت رو از دست می‌دی
‫- خوبه

35:30.280 --> 35:31.496
‫اگه ملاکت روبن باشه،

35:31.520 --> 35:34.520
‫شاید با دیوونه شدنم
‫یه‌کم بهم توجه کنی!

35:39.560 --> 35:41.800
‫ازش متنفرم. خیلی ازش متنفرم

35:41.880 --> 35:43.920
‫- نه، نیستی
‫- هستم

35:44.000 --> 35:47.160
‫- من جنده‌شم! من جنده‌شم!
‫- هی

35:47.240 --> 35:51.000
‫بیا بغلم

35:51.080 --> 35:53.040
‫تو جنده‌ی هیچ‌کس نیستی، باشه؟

36:00.840 --> 36:03.000
‫بعضی‌وقت‌ها آرزو می‌کنم
‫کاش بیاد بُکُشم، می‌دونی؟

36:06.560 --> 36:08.360
‫از این بدبختی خلاصم کنه

36:11.160 --> 36:12.720
‫نیازی نیست این کار رو بکنه

36:13.920 --> 36:16.360
‫خودت به خوبی داری خودت رو
‫به کشتن می‌دی

36:20.520 --> 36:22.960
‫به‌خاطر تو نمی‌تونم بخوابم، نایل

36:24.360 --> 36:26.400
‫مدام فکر می‌کنم یه روز
‫که از خواب بیدار می‌شم

36:26.480 --> 36:28.600
‫می‌بینم بیش از حد مصرف کردی،

36:28.680 --> 36:30.400
‫یا ایدز گرفتی…

36:31.880 --> 36:33.200
‫یه مثل مورا بلایی سر خودت آوردی

36:36.280 --> 36:39.960
‫به نظرم بهتره برگردی این‌جا
‫و یه‌کم آروم بشی

36:40.920 --> 36:42.096
‫با یه نفر آشنا بشی

36:42.120 --> 36:45.280
‫نیاز نیست طرف بی‌نقص باشه،
‫فقط باید پایدار و باثبات باشه

36:45.320 --> 36:48.800
‫سروسامون بگیر.
‫توی زندگی. خودت با خودت

36:48.880 --> 36:50.600
‫این رؤیاهای مسخره‌ی
‫نویسندگی رو کنار بذار

36:50.680 --> 36:52.320
‫هیچ فایده‌ای برات ندارن

36:53.640 --> 36:54.940
‫نمی‌تونم

36:55.400 --> 36:56.700
‫می‌تونی

36:58.120 --> 37:01.760
‫یکی از کشنده‌ترین آسیب‌هایی
‫که می‌تونی به خودت بزنی

37:01.840 --> 37:03.400
‫اینه که خودت رو قانع کنی

37:03.440 --> 37:05.560
‫شایسته‌ی یه هدف والاتر هستی

37:07.400 --> 37:09.160
‫‏۵ سال پیش کتابت رو چاپ کردن

37:09.240 --> 37:11.280
‫کمتر از ۱۰۰ نسخه به فروش رفت

37:12.800 --> 37:15.760
‫توی یه آپارتمان کوچیک
‫توی بخش مزخرف شهر زندگی می‌کنی

37:17.400 --> 37:20.040
‫مجبورم نکن بهت بگم
‫برو سر کار، نایل

37:22.760 --> 37:24.360
‫حداقل یه‌کم عزت نفس داشته باش

37:24.440 --> 37:26.680
‫و خودت به اون نتیجه برس

38:15.120 --> 38:16.440
‫هی. بیا بریم

38:16.480 --> 38:18.040
‫وسایل رو ول کن، بیا بریم داخل

38:18.120 --> 38:19.420
‫اون رو بده به من

39:51.160 --> 39:52.460
‫وای، گندش بزنن!

39:57.520 --> 40:00.360
‫هی! هی! برگرد!

40:00.440 --> 40:02.920
‫بیا این‌جا ببینم! هی!

40:03.000 --> 40:04.960
‫دارم می‌بینمت!

40:05.040 --> 40:08.720
‫برگرد این‌جا، عوضی آشغال. هی!

40:10.920 --> 40:13.000
‫هی! برگرد!

40:27.000 --> 40:29.680
‫هی! کدوم گوری هستی؟

40:33.680 --> 40:35.280
‫آره، صدات رو می‌شنوم!

40:36.880 --> 40:38.600
‫هی! هی

42:05.000 --> 42:06.920
‫هی!

42:07.000 --> 42:08.680
‫چیکار می‌کنی؟

42:08.760 --> 42:11.880
‫ببخشید. توپم افتاد این‌جا

42:11.960 --> 42:15.120
‫من روبن‌ام، خونه‌م پایین جاده‌ست

42:15.200 --> 42:17.680
‫آره. سلام، عزیزم

42:17.720 --> 42:21.040
‫ببخشید، چون لباس
‫تنت نیست، نشناختمت

42:21.120 --> 42:23.760
‫بیا از در برو بیرون

42:23.840 --> 42:25.720
‫فردا توپت رو پس می‌دم

44:27.600 --> 44:28.900
‫تکون نخور

44:30.400 --> 44:31.960
‫جیکت هم درنیاد

44:33.680 --> 44:35.920
‫- روبن، لطفاً…
‫- چی بهت گفتم؟

44:39.640 --> 44:41.120
‫می‌خوای بُکُشیم، روبن؟

44:42.320 --> 44:44.160
‫می‌خوای اون کار رو بکنی؟
‫چون نباید اون کار رو بکنی

44:44.200 --> 44:45.560
‫هنوز یه عالمه از زندگیت مونده

44:45.640 --> 44:47.320
‫در مورد زندگی من حرف نزن

44:48.360 --> 44:49.656
‫مخصوصاً بعد از کاری که انجام دادی

44:49.680 --> 44:51.520
‫بی‌خیال. روبن. خیلی مسخره‌ست

44:51.600 --> 44:55.400
‫- چقدر ازش می‌گذره؟
‫- ‏۱۴ سال، ۷ ماه،

44:56.520 --> 44:57.920
‫‏۲۳ روز

44:58.680 --> 44:59.776
‫روزشماری کردی؟

44:59.800 --> 45:01.280
‫معلومه که روزشماری کردم

45:05.320 --> 45:06.620
‫برنامه‌ت چیه؟

45:09.600 --> 45:11.080
‫می‌خوای چیکار کنی، ها؟

45:12.880 --> 45:14.680
‫- انتقام بگیری؟
‫- انتقام؟

45:16.480 --> 45:17.616
‫فکر بدی نیست

45:17.640 --> 45:19.840
‫روبن، لطفاً، کار درستی نیست.
‫بهتره نزدیک همدیگه نشیم

45:19.920 --> 45:22.000
‫الان باید نگران زندگیت باشی
‫و منم نگران زندگی خودم باشم

45:22.080 --> 45:24.720
‫برای همین جلوی خونه‌م بودی؟

45:24.800 --> 45:26.840
‫برای همین زنم رو ترسوندی؟

45:28.560 --> 45:30.040
‫اونم نصف شب؟

45:30.120 --> 45:31.296
‫جلوی خونه‌ت نبودم

45:31.320 --> 45:33.080
‫- فقط داشتم از اون‌جا رد می‌شدم
‫- واقعاً؟

45:37.640 --> 45:38.940
‫پس این رو توضیح بده

45:47.880 --> 45:49.640
‫توضیح بده، خائن کوچولو…

45:51.520 --> 45:53.560
‫وگرنه بدون روان‌کننده
‫همین رو می‌کنم توی کونت

45:53.640 --> 45:54.940
‫خیلی‌خب، روبن!

45:56.760 --> 45:58.240
‫نمی‌دونستم اون خونه‌ی توئه

45:58.320 --> 45:59.800
‫- واقعاً نمی‌دونستم…
‫- هر طور دوست داری

45:59.880 --> 46:01.720
‫- خائن کثافت!
‫- خدایا! محض رضای خدا!

46:01.800 --> 46:03.320
‫هی، هی، برای همین برگشتی؟

46:03.400 --> 46:04.880
‫مگه نه، بامبی؟
‫همین رو می‌خواستی،

46:04.960 --> 46:05.976
‫- نه؟
‫- کمک!

46:06.000 --> 46:07.320
‫- دهن کثیفت رو ببند
‫- کمک!

46:07.400 --> 46:09.880
‫خفه‌خون بگیر.
‫خفه شو، خائن عوضی

46:09.920 --> 46:11.520
‫می‌خواستی ازم دزدی کنی، ها؟

46:11.600 --> 46:14.000
‫هی! هی! الان نشونت می‌دم، خائن

46:14.080 --> 46:15.380
‫- نه!
‫- آره!

46:15.440 --> 46:17.520
‫- هی، همیشه همین رو ازم می‌خواستی؟
‫- نکن، لطفاً!

46:17.560 --> 46:19.240
‫مگه نه، بامبی؟ آره؟ آره!

46:19.320 --> 46:20.760
‫یالا. خوبه؟

46:20.840 --> 46:22.560
‫آماده‌ای، خائن کوچولو؟

46:24.720 --> 46:26.280
‫- کمک! صبر کن
‫- دهنت رو ببند!

46:26.360 --> 46:28.040
‫- هیس، خفه شو!
‫- صبر کن. بمون. بهت می‌گم

46:28.120 --> 46:30.800
‫بهت می‌گم. می‌گم!
‫صبر کن، عصبانی بودم!

46:30.840 --> 46:33.560
‫می‌خواستم یه چیزی ازت ببرم…

46:33.600 --> 46:35.760
‫- تا یه بار برنده بشم، می‌دونی؟
‫- برنده بشی؟

46:35.840 --> 46:37.880
‫به اندازه‌ی کافی برنده نشدی، عوضی؟

46:37.960 --> 46:40.200
‫گرفتن زندگیم کافی نبود،
‫یه تیکه از ماشینم رو هم می‌خواستی؟

46:40.280 --> 46:41.256
‫خب، نه، نه، من…

46:41.280 --> 46:42.920
‫بیشتر از یک دهه توی زندان پوسیدم

46:43.000 --> 46:45.200
‫- اونم به‌خاطر تو
‫- نه، نه، لعنتی! صبر کن!

46:45.280 --> 46:46.336
‫فقط… روبن!

46:46.360 --> 46:47.720
‫ببین، می‌گم!

46:47.800 --> 46:49.600
‫نه، صبر کن! روبن…
‫روبن، لطفاً، همه‌چیز رو می‌گم

46:49.680 --> 46:51.120
‫هر کاری که بخوای می‌کنم

46:51.160 --> 46:52.720
‫ازت التماس بخشش می‌کنم
‫اگه این‌طور چیزی می‌خوای

46:52.800 --> 46:54.720
‫فقط این کار رو نکن، باشه؟

47:07.440 --> 47:08.740
‫چرا اون کار رو کردی؟

47:09.800 --> 47:11.400
‫روبن، ۱۴ سال ازش می‌گذره

47:11.440 --> 47:13.760
‫چرا اون کار رو کردی؟

47:15.760 --> 47:18.280
‫فکر کنم حس کردم به عدالت مدیونم
‫که حقیقت رو بگم

47:18.360 --> 47:19.660
‫عدالت؟

47:20.360 --> 47:23.518
‫عدالت اینه که مادری
‫که مشخص شده سرطان داره

47:23.519 --> 47:25.720
‫زندان رفتن پسرش رو تماشا کنه؟

47:25.760 --> 47:27.016
‫اون موقع چنین حسی داشتم

47:27.040 --> 47:29.080
‫نه، به نظرم هیچ ربطی به عدالت نداشته

47:30.360 --> 47:32.800
‫به نظرم نمی‌تونستی
‫ببینی اوضاع زندگیم خوبه

47:32.880 --> 47:34.880
‫- حسودی می‌کردی
‫- حسودی؟ داشتم می‌رفتم به آکسفورد

47:34.960 --> 47:36.400
‫به چی می‌خواستم حسودی کنم؟

47:36.480 --> 47:38.400
‫به زندگی واقعیم.
‫این‌که زندگی تو تقلبی بود

47:38.440 --> 47:40.600
‫این‌که زیر سایه‌ی من بودی

47:40.680 --> 47:42.840
‫می‌خواستی من رو از سر راه برداری
‫تا بتونی پیشرفت کنی

47:44.560 --> 47:45.696
‫در غیاب من زندگی چطور بود، ها؟

47:45.720 --> 47:48.520
‫به اوج رسیدی، ها؟
‫آدم کثافت عوضی!

47:50.160 --> 47:51.880
‫یا از راه سختش فهمیدی

47:51.920 --> 47:54.040
‫که وقتی بخوای پا جای پای من بذاری،

47:54.120 --> 47:55.960
‫در حدی نیستی که جای پام رو پر کنی؟

47:58.760 --> 48:01.120
‫خوشت نیومد، ها؟

48:03.000 --> 48:05.600
‫می‌دونی، جونت درمیاد، نه؟

48:05.680 --> 48:06.980
‫این‌که می‌دونی حتی در غیاب من

48:07.040 --> 48:09.300
‫با اون همه فرصتی که داشتی

48:09.301 --> 48:11.680
‫فقط باعث مزاحمت و دردسر شدی

48:11.760 --> 48:14.280
‫در حالی که من
‫با این‌که توی تنگنا بودم،

48:14.360 --> 48:15.660
‫اون همه محدودیت داشتم،

48:15.720 --> 48:21.200
‫و یه ارتش جلوم رو گرفته بود،
‫به سختی به اوج رسیدم

48:21.280 --> 48:22.760
‫نمی‌دونم منظورت چیه، روبن

48:22.840 --> 48:23.816
‫خیلی هم اوضاعم خوبه

48:23.840 --> 48:25.960
‫اوه، از مامانت شنیدم
‫که اصلاً قضیه این‌طور نیست

48:26.960 --> 48:29.320
‫هر وقت میاد برای پول التماسم می‌کنه

48:29.400 --> 48:31.240
‫تا مشکلات حقیرانه‌ت رو حل کنه،

48:31.320 --> 48:34.560
‫هزینه‌های چاپ کردنت،
‫هزینه‌های روان‌درمانیت

48:34.640 --> 48:37.360
‫- پس بهت گفته؟
‫- همه‌چیز رو بهم گفته

48:37.400 --> 48:40.680
‫می‌دونی، باید لبم رو گاز می‌گرفتم
‫که خنده‌م نگیره

48:40.760 --> 48:43.040
‫وقتی پول رو بهش می‌دادم.
‫باید قیافه‌م رو ببینی

48:43.120 --> 48:45.120
‫«خب… خب، خانم کندی،

48:45.200 --> 48:47.400
‫امیدوارم به زودی
‫روی پاهای خودش بمونه»

48:47.480 --> 48:51.120
‫تصور کن

48:51.200 --> 48:54.720
‫من ۱۳ سال زندان می‌رم،
‫و تو می‌ری به آکسفورد،

48:54.800 --> 48:56.960
‫اون‌وقت من کسی‌ام
‫که به تو پول می‌دم

48:58.480 --> 49:02.000
‫اون‌وقت به این فکر می‌کنی
‫که اومدم انتقام بگیرم یا نه

49:04.240 --> 49:06.800
‫گندش بزنن، پسر.
‫حرف‌های مسخره نزن

49:08.400 --> 49:09.700
‫انتقامی نمونده

49:11.200 --> 49:12.600
‫همین رو می‌خوای، ها؟

49:12.680 --> 49:14.520
‫این‌که اعتراف کنم
‫اوضاع زندگیت از من بهتره؟

49:14.600 --> 49:17.120
‫خب، باشه. اوضاعت از من بهتره،
‫و از این شرایط متنفرم

49:17.200 --> 49:20.400
‫متنفرم که همیشه
‫لجن روی آب می‌مونه

49:20.480 --> 49:23.040
‫اما نه، حسودیم نمی‌شه،
‫خیلی هم خوش‌حالم

49:23.120 --> 49:25.240
‫چون وقتی گند بزنی به زندگیت،

49:25.280 --> 49:26.960
‫و حتماً گند خواهی زد،

49:27.040 --> 49:29.600
‫من کسی‌ام که پف‌فیل می‌گیرم
‫و نابودیت رو تماشا می‌کنم

49:34.200 --> 49:35.680
‫بگو

49:35.720 --> 49:37.720
‫- بگو حسودیت می‌شده
‫- امکان نداره

49:37.760 --> 49:38.976
‫حتی یه ذره هم حسودیم نمی‌شد

49:39.000 --> 49:40.136
‫کار درست رو انجام دادم

49:40.160 --> 49:41.460
‫و هر چقدر دلت می‌خواد
‫می‌تونی کتکم بزنی

49:41.520 --> 49:43.560
‫هیچ‌وقت قبول نمی‌کنم

49:48.040 --> 49:49.760
‫باشه

49:49.800 --> 49:52.760
‫قبول می‌کنم که حسودیم می‌شد.
‫لطفاً دیگه کتکم نزن

49:52.800 --> 49:57.000
‫لعنتی! حسودیم می‌شد، باشه؟
‫حسودیم می‌شد

50:02.880 --> 50:04.280
‫حسودیم می‌شد که اصلاً از اول

50:04.360 --> 50:05.660
‫من رو توی اون شرایط قرار دادی

50:07.280 --> 50:09.560
‫حسودیم می‌شد که مدام
‫کارهای احمقانه‌ت رو تکرار می‌کردی

50:09.640 --> 50:13.280
‫هیچ‌وقت درس عبرت نمی‌گرفتی، هیچ‌وقت
‫بزرگ نمی‌شدی، هیچ‌وقت مسئولیت‌پذیر نبودی

50:13.320 --> 50:15.440
‫همیشه گند می‌زدی و انتظار داشتی

50:15.520 --> 50:16.616
‫دیگران گندت رو پاک کنن

50:16.640 --> 50:18.360
‫خب، نمی‌خواستم سر قضیه‌ی آلبی
‫گندت رو پاک کنم

50:18.400 --> 50:20.120
‫چون آزادی خودم در خطر بود

50:21.360 --> 50:22.840
‫اون‌طوری چه چیزی
‫در مورد زندگی یاد می‌گرفتی؟

50:22.920 --> 50:25.840
‫زندگی؟ نیاز نیست چیزی
‫در مورد زندگی یاد بگیرم، خائن

50:25.920 --> 50:27.920
‫- کتاب زندگی رو من نوشتم
‫- چطور؟

50:28.000 --> 50:32.240
‫توی عمرت هیچ غلطی نکردی!
‫هیچ‌وقت به خودت سخت نگرفتی

50:32.320 --> 50:33.641
‫هیچ‌وقت سراغ تحصیلات نرفتی،

50:33.642 --> 50:35.306
‫هیچ‌وقت مدرکی نگرفتی،
‫سر یه کار درست‌وحسابی نرفتی

50:35.307 --> 50:37.880
‫هیچ‌وقت مدرک نگرفتم
‫و سر کار درست‌وحسابی نرفتم؟

50:37.920 --> 50:39.960
‫چرا باید اون کارها رو بکنم؟

50:40.040 --> 50:43.480
‫فکر کنم فراموش کردی، پسر.
‫نیاز ندارم برای موقعیت اجتماعی کار کنم

50:44.040 --> 50:45.720
‫از اول ذاتاً داشتمش

50:45.760 --> 50:48.840
‫چرا مدیرکل یا فرهنگی باشی

50:48.920 --> 50:50.360
‫وقتی پادشاه دنیایی؟

50:50.400 --> 50:52.640
‫«پادشاه دنیا». یه جوکه

50:52.720 --> 50:53.896
‫به این حسادت نمی‌کنم

50:53.920 --> 50:55.840
‫به این حسودیم می‌شه
‫که این‌قدر مصمم بهش فکر می‌کنی

50:55.920 --> 50:58.000
‫- بدون این‌که خنده‌ت بگیره
‫- پس به چالش بکشم!

50:58.040 --> 51:01.000
‫ثابت کن اشتباه می‌کنم!
‫من الهام‌بخش زندگیتم!

51:03.120 --> 51:06.360
‫فقط به‌خاطر من این زندگی حقیرانه‌ت
‫معنی و مفهوم داره

51:06.440 --> 51:10.200
‫بهم نگو می‌نشینی برای مردم
‫از این تعریف می‌کنی

51:10.280 --> 51:12.720
‫که توی امتحان‌هات ۲۰ گرفتی،

51:12.800 --> 51:14.680
‫یا پایان‌نامه‌ت فوق‌العاده بوده

51:14.760 --> 51:17.520
‫نه. نه، اون زمانی رو
‫براشون تعریف می‌کنی

51:17.600 --> 51:20.640
‫که به سمت اون خونه تخم‌مرغ پرت کردیم،
‫لاستیک‌های ماشین‌ها رو پنچر کردیم،

51:20.720 --> 51:25.400
‫لب دریاچه قارچ خوردیم و دیدیم
‫که آب چطور سبزرنگ شد

51:25.480 --> 51:27.720
‫من موسیقی متن بهترین لحظات زندگیتم

51:27.800 --> 51:29.056
‫و این عذابت می‌ده که می‌دونی

51:29.080 --> 51:31.200
‫تمام دستاوردهات فقط یه خلأ بزرگ
‫توی وجودت ایجاد می‌کنن،

51:31.280 --> 51:32.840
‫در حالی که یه لبخند
‫از طرف من باعث می‌شه

51:32.920 --> 51:34.960
‫تمام انرژی‌ای که نیاز داری رو
‫به دست بیاری

51:36.560 --> 51:38.240
‫شاید تو نقاش باشی، نایل

51:39.600 --> 51:41.200
‫اما زیبایی و طبیعت نقاشیت منم

51:43.560 --> 51:46.720
‫پس می‌تونی به گذشته‌م،
‫به ۱۳ سال زندان رفتنم،

51:46.800 --> 51:48.016
‫به همه‌ی چیزهایی
‫که دلت می‌خواد اشاره کنی

51:48.040 --> 51:49.680
‫تا فکر کنی از من بهتری

51:49.760 --> 51:53.160
‫اما خودت خوب می‌دونی
‫که حاضری ۴۰ سال آب خنک بخوری

51:53.240 --> 51:55.400
‫اونم توی یه سلول بدون پنجره…

51:57.000 --> 51:59.080
‫ولی یک روز زندگی من رو تجربه کنی

52:02.520 --> 52:04.200
‫یه نگاهی به خودت بنداز

52:04.240 --> 52:07.400
‫من بیشتر از یک دهه توی زندان بودم،

52:07.440 --> 52:10.200
‫ولی تو حتی توی زندگیت
‫یه کار مفید هم نکردی

52:10.280 --> 52:12.840
‫حتی در حدی نبودی که بعد از آزادیم
‫بتونم چیزی رو ازت بگیرم

52:14.320 --> 52:16.120
‫و وقتی دیگه بهت فکر نمی‌کردم

52:17.120 --> 52:19.600
‫وقتی زندگیم رو سروسامون دادم،

52:19.680 --> 52:21.960
‫مثل یه موش کثیف پیدات شد…

52:22.040 --> 52:23.480
‫و اومدی در خونه‌م

52:25.160 --> 52:30.400
‫چطور جرأت می‌کنی مثل یه موش کثیف
‫در خونه‌م ظاهر بشی؟

52:32.320 --> 52:33.840
‫بی‌خیال، روبن، با کمال احترام،

52:33.920 --> 52:36.240
‫- تو کسی بودی که اول ارتباط برقرار کردی
‫- چطور؟

52:36.320 --> 52:37.800
‫با مامانم در مورد مورا حرف زدی

52:39.760 --> 52:41.960
‫در مورد مادرم حرف نزن، باشه؟

52:42.040 --> 52:43.136
‫حتی اسمش رو هم به زبون نیار

52:43.160 --> 52:44.376
‫اما همین رو دارم می‌گم

52:44.400 --> 52:46.720
‫تو و لوری چهار سال
‫پشت سر من تبانی کردید

52:46.800 --> 52:48.280
‫حتی بهم نگفت مورا بیماره!

52:54.960 --> 52:56.520
‫الان چی بهت گفتم؟

52:56.560 --> 52:59.160
‫چی؟ من…

52:59.240 --> 53:00.416
‫می‌گم می‌تونستم کمک کنم

53:00.440 --> 53:03.520
‫کمک کنی؟ شوخی می‌کنی؟

53:03.560 --> 53:04.960
‫به‌خاطر تو به این وضع افتاده

53:05.040 --> 53:06.216
‫به‌خاطر من؟

53:06.240 --> 53:08.320
‫من ۱۴ ساله ندیدمش،
‫آخرین بار توی دادگاه دیدمش

53:08.400 --> 53:09.920
‫خب، از همون‌جا شروع شد، نه؟

53:10.000 --> 53:11.880
‫این‌که بعد مدت کوتاهی
‫از لوری جدا شد؟

53:11.960 --> 53:14.320
‫چون نمی‌تونستن به‌خاطر
‫کاری که تو کردی با هم بسازن

53:14.400 --> 53:16.400
‫- تو اون بلا رو سرش آوردی؟
‫- من؟

53:16.480 --> 53:19.240
‫یا به‌خاطر این بود که به جای
‫تربیت یه بچه، باید یه حیوون رو ترتیب می‌کرد؟

53:19.320 --> 53:20.840
‫اوه، الان داری جدی حرف می‌زنی

53:20.920 --> 53:22.440
‫آره، خب، چه انتظاری داری
‫وقتی اقدام به خودکشی مادرت رو

53:22.520 --> 53:23.616
‫می‌خوای بندازی گردن من؟

53:23.640 --> 53:26.080
‫اوه، ننه من غریبم بازی درنیار، عوضی!

53:26.160 --> 53:27.920
‫وقتی من توی زندان بودم
‫اون کار رو کرد!

53:28.000 --> 53:29.920
‫حتی نمی‌تونستم برم پیشش!

53:29.960 --> 53:31.760
‫حتی نمی‌‌تونستم بهش زنگ بزنم!

53:32.440 --> 53:34.040
‫تصور کن!

53:37.600 --> 53:39.480
‫پس اگه نمی‌خوای گردن بگیری…

53:41.040 --> 53:42.760
‫حداقل قبول کن دوست داشتی
‫اون بلا سرش بیاد

53:43.800 --> 53:45.100
‫نه

53:46.200 --> 53:47.720
‫ولی اون دوست داشت
‫اون بلا سر تو بیاد

53:54.160 --> 53:55.760
‫می‌دونی چی صدات می‌کرد؟

53:57.320 --> 53:58.620
‫شاه موش‌ها

54:00.200 --> 54:01.500
‫می‌دونی چرا؟

54:03.040 --> 54:04.480
‫چون مثل اشراف‌زاده‌ها رفتار می‌کنی…

54:05.520 --> 54:07.440
‫اما جات توی جوبه

54:07.520 --> 54:10.520
‫یه موش جوبی هستی
‫که توی آینه نگاه می‌کنه

54:11.000 --> 54:12.300
‫و یه پادشاه می‌بینه

54:16.360 --> 54:18.080
‫- واقعاً؟
‫- آره

54:18.160 --> 54:20.320
‫پس، یالا، موش جوبی،
‫جوابم رو بده

54:20.960 --> 54:22.260
‫می‌دونم که دلت می‌خواد

54:25.080 --> 54:27.200
‫خب، وضع شما هم فرقی نداره،
‫مگه نه، روبن؟

54:29.280 --> 54:30.296
‫اگه من توی جوبم،

54:30.320 --> 54:31.880
‫دوست ندارم فکر کنم
‫شما دو نفر جاتون کجاست

54:31.960 --> 54:34.160
‫آره! همین رو می‌گم!

54:34.240 --> 54:35.680
‫یالا، لطفاً بیشتر از این حرف‌ها بزن

54:35.760 --> 54:38.320
‫جوب جاییه که تو و مادرت
‫فقط می‌تونید آرزوش رو داشته باشید

54:38.360 --> 54:39.496
‫عالیه. بگو. یالا

54:39.520 --> 54:40.960
‫اون پرونده‌ی دادگاه براش
‫خیلی مناسب بود

54:41.040 --> 54:42.520
‫چون می‌تونست یه خط خیالی

54:42.600 --> 54:43.576
‫بین گذشته و حال بکشه

54:43.600 --> 54:44.900
‫و بار مسئولیتش رو سبک کنه

54:44.960 --> 54:46.480
‫چون یه هیولای عوضی
‫تحویل جامعه داده

54:46.560 --> 54:47.860
‫می‌گفت: «اوه، فقط یه بیماریه»

54:47.920 --> 54:48.936
‫مدام این‌طور می‌گفت

54:48.960 --> 54:50.880
‫«اوه، فقط یه بیماریه.
‫دست خودش نیست»

54:50.960 --> 54:52.840
‫اما وقتی برای بار چهارم، یا پنجم،

54:52.920 --> 54:55.840
‫یه حتی شونزدهمین بار
‫سر یه نفر رو می‌کوبی به زمین

54:55.920 --> 54:58.840
‫می‌شه گفت دیگه بیماری نیست
‫و تبدیل می‌شه به یه عملِ زشت و خبیثانه

54:58.880 --> 55:00.880
‫که از روی خشونت منحرفانه
‫برات لذت‌بخشه

55:00.960 --> 55:02.560
‫هیچ‌وقت ندیدم توی عمرت

55:02.640 --> 55:03.940
‫حتی یه ذره پشیمون باشی

55:04.000 --> 55:05.960
‫به‌خاطر بلایی که سر
‫صورت آلبی بیچاره آوردی، که شنیدم

55:06.040 --> 55:09.120
‫هنوز درب‌وداغونه.
‫این سنگدلی‌ای که داری

55:09.200 --> 55:10.840
‫از قلب مادرت نشأت گرفته

55:10.920 --> 55:14.320
‫پس آره، ازش متنفرم.
‫از همه‌چیزش متنفرم

55:14.400 --> 55:16.520
‫متنفرم که اجازه داد از این‌که نزدیک بود
‫یه نفر رو به قتل برسونی قسر در بری،

55:16.600 --> 55:19.040
‫اما اگه من کوچیک‌ترین خطایی می‌کردم،
‫مثل بختک به جونم می‌افتاد،

55:19.120 --> 55:21.400
‫مادرم رو باهام دشمن می‌کرد،
‫نفسم رو می‌گرفت

55:21.480 --> 55:23.040
‫چون من براش بچه‌ای بودم
‫که بخواد درست تربیتش کنه

55:23.120 --> 55:25.520
‫چون خیلی عالی گند زده بود
‫به تربیت بچه‌ی اولش!

55:26.600 --> 55:28.360
‫اما خب انتظار هم ندارم

55:28.440 --> 55:29.920
‫روی کارهات چشم‌هاش رو نبنده

55:30.000 --> 55:33.120
‫آخه اون‌قدر کتکش می‌زدی
‫که فراموش کنه، مگه نه؟

55:37.600 --> 55:39.960
‫و بدترین بخش این ماجرا…

55:40.040 --> 55:42.920
‫اینه که کامل حق با توئه

55:43.000 --> 55:46.760
‫حاضرم ۴۰ سال آب خنک بخورم
‫ولی یه روز زندگیت رو تجربه کنم

55:47.600 --> 55:49.320
‫اصلاً یک ساعت

55:49.360 --> 55:51.280
‫تا حس کنم روبن بودن چه حسی داره

55:52.080 --> 55:53.560
‫تا شبیه تو باشم

55:54.840 --> 55:57.520
‫تا مثل تو سکس داشته باشم.
‫تا مثل تو حرف بزنم

55:57.600 --> 55:59.280
‫لعنتی، اصلاً می‌تونن در رو قفل کنن
‫و کلیدش رو دور بندازن

55:59.360 --> 56:00.456
‫دیگه برام مهم نیست

56:00.480 --> 56:02.800
‫چون خوش‌حالم
‫روی تخت دراز بکشم

56:02.880 --> 56:05.440
‫و برای یک بار هم که شده،
‫حس کنم در مرکز توجه‌ها بودن چه حسی داره

56:05.480 --> 56:07.200
‫به جای این‌که یه آدم ناچیز باشم

56:07.240 --> 56:08.800
‫که توی حاشیه زندگی می‌کنه

56:10.280 --> 56:13.160
‫از همه‌چیزت متنفرم

56:13.240 --> 56:15.680
‫و سایه‌ی غول‌آسایی که روی زندگیم انداختی،
‫و مهم نیست چه شرایطی باشه،

56:15.760 --> 56:17.160
‫اون سایه اصلاً از بین نمی‌ره

56:18.200 --> 56:19.720
‫اما اینا باعث نمی‌شه که…

56:21.200 --> 56:23.640
‫ذره‌ذره‌ش رو نخوام

56:26.440 --> 56:28.640
‫پس آره، حسودیم می‌شه

56:28.720 --> 56:30.960
‫حسودیم می‌شه که تنهام

56:31.760 --> 56:33.720
‫حسودیم می‌شه که پول ندارم

56:33.800 --> 56:35.960
‫حسودیم می‌شه که مهم نیست
‫چقدر تلاش بکنم،

56:36.040 --> 56:38.440
‫چقدر جون بکنم،
‫چقدر عرق بریزم، چقدر سگ دو بزنم،

56:38.520 --> 56:41.480
‫نمی‌تونم اون چیزی رو پیدا کنم
‫که باعث خوش‌حالیم می‌شه

56:43.240 --> 56:44.680
‫و حسودیم می‌شه

56:44.720 --> 56:46.200
‫که از همه معذرت‌خواهی کردی

56:46.280 --> 56:48.680
‫ولی اصلاً به فکر
‫معذرت‌خواهی کردن از من نبودی

56:51.400 --> 56:53.080
‫و حسودیم می‌شه که یه عوضی

56:53.120 --> 56:54.420
‫داره ازم باج‌گیری می‌کنه

56:55.960 --> 56:57.260
‫و حسودیم می‌شه
‫که نمی‌تونم پول رو بهش بدم

56:57.320 --> 57:00.360
‫چون ورشکسته‌ام یا تهدیدش کنم
‫چون خیلی بزدلم

57:02.000 --> 57:03.514
‫و حسودیم می‌شه

57:03.515 --> 57:05.136
‫که اون همه فرصت داشتم

57:05.160 --> 57:07.640
‫بورسیه، تحصیلات آکسفورد، همه‌چیز

57:07.720 --> 57:10.160
‫و همه‌شون رو به باد دادم
‫چون به فکر تو بودم

57:10.240 --> 57:11.416
‫در مورد چی حرف می‌زنی؟

57:11.440 --> 57:12.616
‫نمی‌تونستم نفس بکشم

57:12.640 --> 57:15.000
‫نمی‌تونستم هیچ کاری بکنم
‫چون ذهنم هنوز پیش

57:15.080 --> 57:16.296
‫اون پرونده‌ی دادگاه لعنتی بود

57:16.320 --> 57:17.616
‫نمی‌تونستم بهش فکر نکنم

57:17.640 --> 57:19.080
‫حرف‌هات، داد زدنت موقع رفتن

57:19.160 --> 57:20.216
‫این‌که زشت و زخمیم می‌کنی

57:20.240 --> 57:22.520
‫دیدم مردم رو زشت
‫و زخمی کردی، روبن

57:22.600 --> 57:24.080
‫می‌دونم معنیش چیه!

57:26.920 --> 57:29.720
‫از اون لحظه به بعد
‫با ترس و وحشت زندگی می‌کردم

57:29.760 --> 57:31.880
‫تصور می‌کردم چه بلاهایی سرم میاری،

57:31.960 --> 57:33.680
‫این‌که ممکنه به یکی
‫از دوست‌های توی زندانت بگی

57:33.760 --> 57:36.200
‫و وقتی اون آزاد بشه
‫بیاد حالم رو بگیره

57:36.280 --> 57:37.416
‫یه شب بیدار شدم

57:37.440 --> 57:39.320
‫و مطمئن بودم آپارتمانم رو شنود می‌کنی،

57:39.400 --> 57:40.800
‫و همه‌ی تحرکاتم رو زیر نظر داری

57:40.880 --> 57:42.520
‫بعد از اون شب توی باغچه می‌خوابیدم

57:42.600 --> 57:44.920
‫تو خیابون‌ها پرسه می‌زدم
‫و سیم‌های تلفن رو بررسی می‌کردم

57:47.760 --> 57:50.000
‫حدوداً ۳۰ تا درِ خودکار از دست دادم،

57:50.080 --> 57:51.880
‫کامل قورت‌شون می‌دادم تا برن پایین

57:51.920 --> 57:53.960
‫چون وقتی می‌نوشتم
‫اونا رو می‌جوییدم

57:54.040 --> 57:55.800
‫و اگه پرت‌شون می‌دادم
‫خیلی خطرناک می‌بود

57:55.880 --> 57:57.320
‫چون ممکن بود پیداشون کنی
‫و با استفاده از دی‌اِن‌اِی‌ام

57:57.400 --> 58:00.400
‫یه قتل رو بندازی گردنم.
‫سر از دیوونه‌خونه درآوردم

58:00.480 --> 58:02.440
‫مجبور شدم شکمم رو جراحی کنم

58:04.720 --> 58:06.020
‫چرا؟

58:06.560 --> 58:08.560
‫چون حقیقت رو گفتم!

58:11.200 --> 58:14.520
‫و بعدش خیلی یهویی پیدات شد،

58:14.600 --> 58:16.840
‫با حقوق ۶ رقمی و یه خونه

58:16.880 --> 58:18.360
‫و یه دختر و یه ماشین

58:18.440 --> 58:21.520
‫چطور جرأت می‌کنی یهویی پیدات بشه

58:21.600 --> 58:23.480
‫با حقوق ۶ رقمی و یه خونه

58:23.560 --> 58:25.280
‫و یه دختر و یه ماشین؟

58:27.480 --> 58:29.880
‫پس خیالت راحت باشه

58:29.960 --> 58:33.482
‫که وقتی به بدترین نوع انتقام فکر می‌کنی،

58:34.760 --> 58:36.320
‫هیچی حتی نزدیک نمی‌شه

58:36.400 --> 58:38.000
‫به بلایی که خودم سر خودم آوردم

58:39.000 --> 58:41.280
‫پس راحت باش، روبن،
‫بزن دخلم رو بیار

58:42.000 --> 58:43.320
‫برام مهم نیست

58:46.160 --> 58:47.460
‫من از قبل مُردم

59:13.240 --> 59:14.540
‫از اینا خبر نداشتم

59:17.840 --> 59:19.140
‫آره، خب…

59:20.400 --> 59:22.040
‫مامانت هیچ‌وقت این بخش‌ها رو نگفت

59:23.440 --> 59:24.740
‫در مورد بیمارستان

59:31.680 --> 59:34.080
‫خوبه که هنوز
‫یه‌کم احترام برام قائله

59:43.720 --> 59:45.560
‫خیلی متفاوت به نظر می‌رسی

59:48.840 --> 59:50.140
‫یه جور دیگه حرف می‌زنی

59:53.200 --> 59:55.400
‫خیلی مطالعه کردم، نایل

59:55.440 --> 59:57.320
‫عالیه. پس الان ازم باهوش‌تر هم هستی

01:00:04.280 --> 01:00:05.580
‫آره

01:00:10.080 --> 01:00:12.000
‫ازت باج‌گیری می‌کنن؟

01:00:14.200 --> 01:00:15.500
‫آره، یه جورایی

01:00:16.800 --> 01:00:18.100
‫اسم طرف چیه؟

01:00:18.760 --> 01:00:20.080
‫نه، اون‌طوری نمی‌خوام

01:00:22.280 --> 01:00:23.580
‫چی می‌خوای؟

01:00:26.760 --> 01:00:28.060
‫پول

01:00:29.080 --> 01:00:30.380
‫پول دارم

01:00:35.240 --> 01:00:36.680
‫در عوض چی می‌خوای؟

01:00:39.640 --> 01:00:40.940
‫یه معذرت‌خواهی…

01:00:42.120 --> 01:00:43.420
‫به‌خاطر کاری که کردی

01:00:50.960 --> 01:00:52.260
‫همین؟

01:00:54.120 --> 01:00:55.420
‫خیلیه، نایل

01:00:56.520 --> 01:00:57.820
‫برای من خیلیه

01:01:07.200 --> 01:01:08.500
‫معذرت می‌خوام

01:01:32.960 --> 01:01:34.360
‫خب، منم معذرت می‌خوام

01:02:08.280 --> 01:02:09.800
‫دلم برات تنگ شده بود، خب؟

01:02:10.320 --> 01:02:11.620
‫دلم برات تنگ شده بود

01:02:12.280 --> 01:02:14.840
‫درسته. چند کلمه‌ی زیبا بگم

01:02:15.480 --> 01:02:17.440
‫یالا، آلبی، پاشو

01:02:18.360 --> 01:02:19.660
‫یالا

01:02:31.601 --> 01:02:33.280
‫به سلامتی زوج خوش‌بخت

01:02:43.400 --> 01:02:44.840
‫توی روز خاص زندگی‌شون

01:02:52.600 --> 01:02:54.880
‫در آغاز یک ماجراجویی زیبا در کنار هم

01:03:02.320 --> 01:03:03.620
‫دست در دست

01:03:09.720 --> 01:03:11.020
‫دل به دل

01:03:16.480 --> 01:03:17.920
‫تا ابدالابد

01:03:25.440 --> 01:03:26.740
‫آمین

01:03:29.938 --> 01:03:33.000
‫ترجمه از «امــیــررضــا»
‫ARZ_110_SUB@

01:03:33.030 --> 01:03:38.000
ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز
.:: DigiMoviez.Com ::.

01:03:38.030 --> 01:03:48.000
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
@DigiMoviez
