﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:00:05.500
« بکس مووی– مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور » [Baxmovie.com]

00:00:05.728 --> 00:00:07.295
‫<i>اینجا چه خبره؟ </i>‬

00:00:07.377 --> 00:00:11.214
‫خب، داریم عکس‌های خونه‌ی اجدادی نانسی رو‬
‫زیر و رو می‌کنیم‬

00:00:11.281 --> 00:00:12.817
‫به امید اینکه اون پرتره‌ای رو پیدا کنیم که‬

00:00:12.917 --> 00:00:15.352
‫گردنبندی توشه که ثابت می‌کنه‬
‫نانسی همون شاهزاده‌ی گم‌شده‌ست.‬

00:00:15.452 --> 00:00:17.120
‫و اگه بتونیم ثابت کنیم،‬

00:00:17.220 --> 00:00:18.188
‫وودستون به عنوان یه اثر تاریخی ثبت می‌شه‬

00:00:18.288 --> 00:00:19.690
‫و از تخریب نجات پیدا می‌کنه،‬

00:00:19.790 --> 00:00:21.558
‫اونم توسط شرکت آبِ طماعِ اِوِر کریک.‬

00:00:21.659 --> 00:00:24.527
‫پسر، چقدر زل زده بودم به اون کرمه‬
‫که داشت برگ می‌خورد؟‬

00:00:24.629 --> 00:00:27.632
‫آره، این همون خونه‌ی قدیمی منه.‬

00:00:27.732 --> 00:00:29.499
‫اون پنجره رو می‌بینی؟ اون اتاق خوابم بود،‬

00:00:29.599 --> 00:00:31.534
‫و اون یکی پنجره هم‬
‫اتاق خواب دومم بود.‬

00:00:31.636 --> 00:00:33.136
‫اینجا هم اتاق کیکمه‬

00:00:33.236 --> 00:00:35.873
‫جایی که کیک‌هام رو نگه می‌داشتم و می‌خوردم.‬

00:00:35.973 --> 00:00:39.010
‫توی یه قلعه‌ی پر از کیک زندگی می‌کردی‬
‫و فرار کردی؟‬

00:00:39.110 --> 00:00:41.045
‫اشتباهاتی پیش اومد، پیت.‬

00:00:41.144 --> 00:00:44.015
‫کی بهت گفت با این شلوارک بمیری، هان؟‬

00:00:44.115 --> 00:00:45.215
‫هیچ‌کس کامل نیست.‬

00:00:45.315 --> 00:00:46.717
‫لعنتی، هیچ‌کس‬

00:00:46.817 --> 00:00:48.585
‫توی اون قلعه‌ی وامونده تلفن رو جواب نمی‌ده.‬

00:00:48.686 --> 00:00:50.855
‫نمی‌فهمم، مگه الان‬
‫یه جور جاذبه‌ی توریستی نیست؟‬

00:00:50.955 --> 00:00:52.589
‫نمی‌شه اونجا تور رزرو کرد؟‬

00:00:52.690 --> 00:00:55.358
‫خب، توی سایت نوشته تور دارن، ولی اینم نوشته که‬

00:00:55.458 --> 00:00:57.360
‫«بیاین هزاره‌ی جدید رو با ما جشن بگیرین»،‬

00:00:57.460 --> 00:00:59.529
‫واسه همین مطمئن نیستم‬
‫هر چند وقت یه بار آپدیتش می‌کنن.‬

00:00:59.630 --> 00:01:00.931
‫حتماً یه نفر اونجا کار می‌کنه.‬

00:01:01.032 --> 00:01:02.700
‫منظورم اینه که‬
‫نظرات جدیدی توی یلپ هست.‬

00:01:02.800 --> 00:01:04.902
‫دوروتی ام کلی از تمیزی دستشویی‌ها تعریف کرده.‬

00:01:05.002 --> 00:01:06.003
‫اوه، خب، این‬

00:01:06.103 --> 00:01:09.073
‫نسبت به زمان من یه تغییر مثبت و عالیه.‬

00:01:09.172 --> 00:01:11.374
‫اون همه کیک بالاخره باید‬
‫یه جایی می‌رفت دیگه.‬

00:01:11.474 --> 00:01:12.877
‫خب، پس کسی تلفن رو جواب نمی‌ده.‬

00:01:12.977 --> 00:01:15.079
‫سامانتا، امتحان کردی تلگراف بزنی؟‬

00:01:15.178 --> 00:01:16.747
‫یا چرا کبوتر نامه‌بر نه؟‬

00:01:16.847 --> 00:01:18.415
‫از اون سرِ اقیانوس اطلس؟‬

00:01:18.515 --> 00:01:20.250
‫اون پرنده‌ی بیچاره رو به کشتن می‌دی.‬

00:01:20.350 --> 00:01:21.451
‫چند تا ایمیل فرستادم.‬

00:01:21.551 --> 00:01:23.253
‫هیچکس جواب نمی‌ده.‬

00:01:23.353 --> 00:01:25.923
‫ببین، کمتر از ۷۲ ساعت وقت داریم اون پرتره‌ی‬

00:01:26.023 --> 00:01:28.059
‫نانسیِ شیک رو در حالی که‬
‫اون گردنبند گردنشه پیدا کنیم.‬

00:01:28.159 --> 00:01:31.696
‫شاید زیاده‌روی به نظر بیاد، ولی فکر کنم‬
‫مجبور شیم بریم انگلیس.‬

00:01:31.796 --> 00:01:34.197
‫- فکر کنم حق با توئه.‬
‫- اوه،‬

00:01:34.297 --> 00:01:36.033
‫شاید بد نباشه پیتر هم باهامون بیاد.‬

00:01:36.133 --> 00:01:38.334
‫قبلاً ثابت کرده که توی سفرها‬
‫مهره‌ی ارزشمندیه.‬

00:01:38.435 --> 00:01:39.569
‫اوه، بذار،‬
‫بذار برنامه‌ام رو چک کنم.‬

00:01:39.704 --> 00:01:41.806
‫- وقتم آزاده.‬
‫- عالیه.‬

00:01:41.872 --> 00:01:44.709
‫- پیت هم میاد.‬
‫- یه جورایی تکرار جشن شکرگزاریه.‬

00:01:44.809 --> 00:01:46.043
‫به سبک انگلیسی.‬

00:01:46.242 --> 00:01:48.779
‫♪ من هنری هشتم هستم، آره منم ♪‬

00:01:48.846 --> 00:01:51.048
‫♪ هنری هشتم هستم، آره منم، منم. ♪‬

00:01:51.124 --> 00:01:55.244
‫«ارواح»

00:01:56.187 --> 00:01:57.955
‫جی، باید بریم فرودگاه!‬

00:01:58.055 --> 00:01:59.824
‫خب، یه بار دیگه، به آسانسور می‌گن لیفت،‬

00:01:59.924 --> 00:02:01.158
‫به آپارتمان می‌گن فلت،‬

00:02:01.357 --> 00:02:03.127
‫و به سیگار... خب، این یکی عجیبه...‬

00:02:03.194 --> 00:02:04.461
‫خیلی خب پیت، فکر نمی‌کنم این موضوع‬

00:02:04.561 --> 00:02:05.930
‫زیاد پیش بیاد، ولی ممنون بابت کمکت.‬

00:02:06.030 --> 00:02:07.064
‫هی، حالا که شماها‬

00:02:07.164 --> 00:02:08.264
‫دارین می‌رین اونجا، می‌شه یه سری هم بزنین‬

00:02:08.364 --> 00:02:09.299
‫و از دخترم خبری بگیرین؟‬

00:02:09.399 --> 00:02:10.634
‫و منظورم از خبر گرفتن‬

00:02:10.735 --> 00:02:12.136
‫اینه که نذارین هیچ مرد فرانسویِ چندشی‬

00:02:12.235 --> 00:02:13.671
‫و اون نون‌های باگت‌شون بهش نزدیک بشن،‬

00:02:13.771 --> 00:02:15.139
‫اگه منظورم رو می‌فهمین.‬

00:02:15.238 --> 00:02:18.609
‫ثور این تیکه‌ها رو خوب می‌فهمه.‬

00:02:18.709 --> 00:02:20.276
‫فکر کنم وقتی مدرکی که لازم داریم رو پیدا کردیم،‬

00:02:20.376 --> 00:02:23.313
‫بتونیم یه سرِ سریع هم بریم پاریس‬
‫واسه گشت و گذار.‬

00:02:23.413 --> 00:02:24.481
‫اوه، نمی‌شه سمی.‬

00:02:24.581 --> 00:02:26.249
‫اروپا این‌قدرها هم نزدیک نیست.‬

00:02:26.349 --> 00:02:28.518
‫نمی‌خوام با قدرت‌های روحیم ریسک کنم.‬

00:02:28.619 --> 00:02:30.187
‫نمی‌تونم وقتی اونجاییم کلی سفر جانبی برم،‬

00:02:30.286 --> 00:02:32.623
‫وگرنه باگتِ من شروع می‌کنه به ناپدید شدن.‬

00:02:32.723 --> 00:02:34.324
‫باز هم، ثور متوجه شد.‬

00:02:34.424 --> 00:02:36.326
‫این یارو، پا به پامون میاد.‬

00:02:36.426 --> 00:02:38.595
‫تازه وقتی پیت برگرده، یه روز بزرگ در پیش داریم...‬

00:02:38.696 --> 00:02:41.098
‫اولین سالگرد روزی که با هم دوست شدیم.‬

00:02:41.198 --> 00:02:43.500
‫اولین بوسه‌مون که باعث نشد از خجالت آب بشیم.‬

00:02:43.601 --> 00:02:45.368
‫این درس خوبیه واسه بچه‌ها...‬

00:02:45.468 --> 00:02:47.638
‫اگه سعی کردین کسی رو ببوسین و مقاومت کرد،‬
‫فقط به تلاشتون ادامه بدین.‬

00:02:47.738 --> 00:02:48.939
‫مطمئن نیستم نتیجه‌گیریش این باشه.‬

00:02:49.039 --> 00:02:51.008
‫

00:02:51.108 --> 00:02:52.509
‫پائولا؟‬

00:02:52.610 --> 00:02:54.410
‫همون تهیه‌کننده‌ی هالیوودی؟‬
‫برو تو کارش سام.‬

00:02:55.411 --> 00:02:56.647
‫الو.‬

00:02:56.747 --> 00:02:58.115
‫<i>این چه وضعیه؟ </i>‬
‫<i>تو به من زنگ زدی؟ </i>‬

00:02:58.215 --> 00:02:59.850
‫نه، فکر کنم شما به من زنگ زدین.‬

00:02:59.950 --> 00:03:01.685
‫- شروعِ داغی بود.‬
‫- داشتم سعی می‌کردم‬

00:03:01.786 --> 00:03:03.053
‫ایمیلت رو کپی کنم.‬

00:03:03.254 --> 00:03:04.889
‫این دکمه‌ی لعنتیِ ویدیو رو خیلی نزدیک گذاشتن.‬

00:03:04.955 --> 00:03:06.190
‫چرا این کار رو می‌کنن؟‬

00:03:06.289 --> 00:03:08.192
‫<i>به هر حال، خبرهایی دارم.</i>‬

00:03:08.291 --> 00:03:11.128
‫<i>درباره‌ی فیلمنامه‌ته، </i>‬
‫قطب‌های مخالف.‬

00:03:11.228 --> 00:03:12.595
‫اوه، اگه می‌دونستم‬
‫این تماس تصویریه،‬

00:03:12.696 --> 00:03:13.864
‫می‌گفتم لباست رو عوض کنی،‬

00:03:13.964 --> 00:03:15.331
‫ولی همین‌طوری هم عالی هستی.‬

00:03:15.431 --> 00:03:18.368
‫نشون استودیو دادمش،‬
‫خوششون اومد.‬

00:03:18.468 --> 00:03:19.837
‫وای خدا! واقعاً؟‬

00:03:19.937 --> 00:03:21.504
‫یعنی قراره بخرنش؟‬

00:03:21.605 --> 00:03:22.539
‫سلام پائولا، من تازه رسیدم.‬

00:03:22.640 --> 00:03:23.707
‫سلام جی.‬

00:03:23.808 --> 00:03:25.408
‫نه، هنوز نمی‌خرنش،‬

00:03:25.508 --> 00:03:28.179
‫ولی می‌خوان مذاکره رو ادامه بدن.‬

00:03:28.279 --> 00:03:29.379
‫اوه، قراره حسابی پولدار شیم.‬

00:03:29.479 --> 00:03:31.548
‫دیوار آکواریومی، داریم میایم.‬

00:03:31.649 --> 00:03:32.983
‫استودیو می‌خواد این رو به یه فرنچایز تبدیل کنه.‬

00:03:33.083 --> 00:03:34.718
‫با جزئیات سرت رو درد نمیارم،‬

00:03:34.819 --> 00:03:37.420
‫ولی در کل، می‌خوان بدونن دو تا فیلم بعدیِ‬

00:03:37.520 --> 00:03:39.723
‫سه‌گانه‌ی «قطب‌های مخالف» چی قراره باشه.‬

00:03:39.824 --> 00:03:41.725
‫می‌تونم یه سری ایده سر هم کنم.‬

00:03:41.826 --> 00:03:43.828
‫اوم، ولی می‌شه تا هفته‌ی دیگه صبر کنن؟‬

00:03:43.928 --> 00:03:46.230
‫چند روزِ آینده یکم سرم شلوغه.‬

00:03:46.329 --> 00:03:48.065
‫نه، همین آخر هفته باید
‫یه جلسه‌ی زوم داشته باشیم.‬

00:03:48.165 --> 00:03:51.235
‫سرِ صحنه‌ی فیلم کریسمس در کابو یه اتفاقی افتاده.‬

00:03:51.334 --> 00:03:54.638
‫کاشف به عمل اومده که ماریو لوپز‬
‫با دلفین‌ها نمی‌سازه.‬

00:03:54.738 --> 00:03:57.007
‫به هر حال، می‌خوان سریع‬

00:03:57.107 --> 00:03:59.342
‫یه جایگزین براش پیدا کنن،‬
‫پس می‌تونی انجامش بدی یا نه؟‬

00:04:00.376 --> 00:04:01.578
‫نگران انگلیس نباش عزیزم.‬

00:04:01.679 --> 00:04:03.080
‫من می‌رم. تو به این برس.

00:04:03.180 --> 00:04:05.082
‫- منم می‌رم سراغ ایده‌پردازی، پائولا.‬
‫- عالیه.‬

00:04:05.182 --> 00:04:06.217
‫ممنون، سم.‬

00:04:07.184 --> 00:04:10.087
‫بسیار خب پیت، انگار فقط من و تو موندیم رفیق.‬

00:04:10.187 --> 00:04:11.856
‫بزن بریم.‬

00:04:11.956 --> 00:04:13.423
‫- چطوری با هم بریم؟‬
‫- مگه جی نزدیک نبود‬

00:04:13.523 --> 00:04:15.358
‫توی راهِ بازار پیت رو به کشتن بده؟‬

00:04:15.458 --> 00:04:17.962
‫به کایل زنگ می‌زنیم.‬

00:04:19.630 --> 00:04:21.932
‫حالا، اگه دنبال من بیاید،‬

00:04:22.032 --> 00:04:24.101
‫سیاه‌چال رو بهتون نشون می‌دم.‬

00:04:24.201 --> 00:04:25.435
‫هی، یه لحظه صبر کن.‬

00:04:25.535 --> 00:04:26.971
‫پسر، عجب توری بود.‬

00:04:27.071 --> 00:04:28.305
‫باورم نمی‌شه تفاوتِ‬

00:04:28.504 --> 00:04:30.140
‫شمشیر بلند و شمشیر پهن رو نمی‌دونستم.‬

00:04:30.207 --> 00:04:32.776
‫چیز خاصی نیست ولی جالب بود.

00:04:32.877 --> 00:04:34.778
‫نقاشیِ نانسی رو دیدی؟ چون دارم می‌فهمم‬

00:04:34.879 --> 00:04:36.947
‫که اصلاً نمی‌دونم چه شکلیه.‬

00:04:37.047 --> 00:04:38.749
‫کایل، تمرکز کن.‬

00:04:38.849 --> 00:04:41.986
‫اوه ببخشید، من یهو پاشدم اومدم انگلیس‬

00:04:42.086 --> 00:04:45.089
‫که بهت کمک کنم، پس ببخشید اگه باید‬
‫وقتِ دندون‌پزشکیم رو عقب بندازم.‬

00:04:45.189 --> 00:04:46.624
‫این زره رو نگاه کن.‬

00:04:46.724 --> 00:04:48.092
‫چطوری قوطیِ حلبی؟‬

00:04:48.192 --> 00:04:49.592
‫راستش رو بخوای، زیاد خوب نیستم.‬

00:04:49.693 --> 00:04:51.461
‫- اوه.‬
‫- یه جای خاصیم بدجوری می‌خاره‬

00:04:51.561 --> 00:04:54.632
‫که ۶۰۰ ساله نتونستم بخارونمش.‬

00:04:54.732 --> 00:04:56.967
‫واو جی، یه روحِ زره‌پوش اینجاست.‬

00:04:57.067 --> 00:04:59.003
‫جدی؟ چقدر باحاله.‬

00:04:59.103 --> 00:05:00.470
‫چطوری مرده؟‬

00:05:00.570 --> 00:05:02.740
‫توی مسابقه‌ی نیزه‌بازی
‫بوده یا مثلاً جنگ با اژدها؟‬

00:05:02.840 --> 00:05:04.275
‫متأسفانه نه.‬

00:05:04.375 --> 00:05:05.809
‫همین که اینا رو پوشیدم،‬

00:05:05.910 --> 00:05:08.612
‫خم شدم که باسنم رو بخارونم،‬

00:05:08.712 --> 00:05:11.949
‫تعادلمو از دست دادم و... از پله‌ها افتادم.‬

00:05:12.049 --> 00:05:14.517
‫مرگِ شرافتمندانه ای بود.‬

00:05:14.618 --> 00:05:17.988
‫هی بچه‌ها، اینجا توی انگلیس‬

00:05:18.088 --> 00:05:20.624
‫ما دوست داریم توی تور همه با هم باشیم،‬

00:05:20.724 --> 00:05:22.492
‫پس اگه میشه لطف کنید و باهامون بیاید، باشه؟

00:05:22.592 --> 00:05:24.328
‫- آره، عالی می‌شه.‬
‫- می‌دونی، ما‬

00:05:24.427 --> 00:05:26.596
‫یه جورایی مشتاقیم چندتا پرتره‌ی قدیمی ببینیم.‬

00:05:26.697 --> 00:05:27.665
‫اینم جزوِ تور هست؟‬

00:05:27.765 --> 00:05:30.167
‫اوه، متأسفم.‬

00:05:30.267 --> 00:05:32.803
‫توی دهه‌ی ۷۰ یه آتیش‌سوزیِ بزرگ شد.‬

00:05:32.903 --> 00:05:34.939
‫خانمِ خونه یه کلوچه رو به حالِ خودش رها کرد‬

00:05:35.039 --> 00:05:36.840
‫توی توستر.‬

00:05:36.941 --> 00:05:40.311
‫تمامِ فرشینه‌ها و پرتره‌ها از بین رفتن.‬

00:05:40.411 --> 00:05:42.980
‫به هر حال، لطفاً برای دیدنِ
‫سیاه‌چال دنبال من بیاید.‬

00:05:43.080 --> 00:05:46.617
‫راستش، فکر کنم ما فقط برای دیدنِ نقاشی‌ها اومده بودیم،‬

00:05:46.717 --> 00:05:47.985
‫پس احتمالاً دیگه رفعِ زحمت می‌کنیم.‬

00:05:48.085 --> 00:05:49.720
‫هر جور راحتید،‬

00:05:49.820 --> 00:05:52.222
‫ولی با ۵ پوند، می‌تونید روی
‫تختِ شکنجه عکس بگیرید.‬

00:05:54.124 --> 00:05:56.459
‫قضیه‌ی نقاشی قطعاً یه ضدحاله،‬

00:05:56.559 --> 00:05:57.661
‫ولی از منی که کلی‬

00:05:57.761 --> 00:05:59.363
‫جشنواره‌های رنسانس رفتم بشنو...‬

00:05:59.462 --> 00:06:01.932
‫قیمت بهتر از این برای تختِ شکنجه پیدا نمی‌کنی.‬

00:06:05.468 --> 00:06:08.038
‫ما به اون نقاشیِ نانسی نیاز داریم.‬

00:06:08.138 --> 00:06:09.373
‫این یه فاجعه‌ست.‬

00:06:09.472 --> 00:06:10.407
‫چیکار قراره بکنیم؟‬

00:06:10.506 --> 00:06:12.542
‫فکر کنم یه فروشگاهِ هدیه اونجا باشه.‬

00:06:12.643 --> 00:06:13.711
‫شاید کتابی بفروشن که توش عکسی‬

00:06:13.811 --> 00:06:15.478
‫از پرتره‌ی پرنسس آدلاین باشه.‬

00:06:15.578 --> 00:06:18.882
‫بدم هم نمیاد
‫بوی چیپس میگو رو حس کنم.

00:06:18.983 --> 00:06:21.218
‫دنبالِ پرتره‌ی پرنسس آدلاین می‌گردید؟‬

00:06:21.318 --> 00:06:23.020
‫آره، راستش ما می‌شناسیمش.‬

00:06:23.120 --> 00:06:25.889
‫الان اسمش نانسیه و یه گونیِ سیب‌زمینی تنشه.‬

00:06:25.990 --> 00:06:29.326
‫وای، حاضرم بمیرم ولی توی یه گونی
‫سیب‌زمینی از دنیا می‌رفتم.‬

00:06:29.426 --> 00:06:31.895
‫وای، شرط می‌بندم قشنگ می‌تونه
‫همه‌جاش رو بخارونه، نه؟‬

00:06:31.996 --> 00:06:34.365
‫آره، همین کارم می‌کنه.‬

00:06:34.465 --> 00:06:36.200
‫چی، اون زرهِ جنگی داره چیزی می‌گه؟‬

00:06:36.300 --> 00:06:38.202
‫می‌تونی ازش بپرسی چطوری با اون لباس می‌رفته دستشویی؟‬

00:06:38.302 --> 00:06:40.738
‫باید کلاً درش میاورد یا یه دریچه‌ی کوچیک داشت؟‬

00:06:40.838 --> 00:06:42.339
‫اون پرتره‌ای که ازش حرف می‌زنی رو می‌شناسم.‬

00:06:42.439 --> 00:06:44.608
‫داره می‌گه اون پرتره رو یادشه.‬

00:06:44.708 --> 00:06:47.845
‫اوم، توی اون نقاشی این گردنبند گردنشه؟‬

00:06:47.945 --> 00:06:50.047
‫آره، آره، دقیقاً همینه،‬

00:06:50.147 --> 00:06:52.082
‫اما برخلاف چیزی که راهنمای تور گفت،‬

00:06:52.182 --> 00:06:55.252
‫توی آتیش‌سوزی بزرگ
‫کرامپت سال ۱۹۷۳ از بین نرفت.‬

00:06:55.352 --> 00:06:57.755
‫چون چند سال قبل از اون اتفاق وحشتناک،‬

00:06:57.855 --> 00:07:00.858
‫به موزه‌ی انگلستان توی لندن اهدا شد.‬

00:07:00.958 --> 00:07:04.094
‫داره می‌گه نسوخته، الان توی موزه‌ست.‬

00:07:04.194 --> 00:07:06.096
‫- عالیه.‬
‫- خیلی خب، بیا بریم‬

00:07:06.196 --> 00:07:08.432
‫اون عکس روی اون تخته رو بگیریم و بعدش راه بیفتیم.‬

00:07:08.531 --> 00:07:09.767
‫تو که اصلاً توی عکسا نمی‌افتی.‬

00:07:09.867 --> 00:07:11.935
‫آره، ولی خودم که می‌دونم اونجا بودم.‬

00:07:12.036 --> 00:07:13.604
‫سلام بچه‌ها.‬

00:07:13.704 --> 00:07:15.272
‫چه خبره؟‬

00:07:15.372 --> 00:07:16.940
‫سم منتظره ببینه استودیو
‫از ایده‌اش خوشش اومده یا نه،‬

00:07:17.074 --> 00:07:18.809
‫واسه اینکه سه‌گانه‌ی قطب‌های مخالف
‫چطوری می‌تونه باشه.‬

00:07:18.876 --> 00:07:20.444
‫- آهان.‬
‫- خیلی امیدواره،‬

00:07:20.543 --> 00:07:22.046
‫با اینکه معمولاً اوضاع براش خوب پیش نمی‌ره.‬

00:07:22.146 --> 00:07:25.349
‫راستش، یه جورایی غم‌انگیزه.‬

00:07:26.350 --> 00:07:28.285
‫از پسش برمیای.‬

00:07:28.385 --> 00:07:29.887
‫خب، خبرای خوبی دارم.‬

00:07:29.987 --> 00:07:31.722
‫توی اون ارائه ترکوندی، سم.‬

00:07:31.822 --> 00:07:32.790
‫ایول.‬

00:07:32.890 --> 00:07:34.291
‫واقعاً؟ خوششون اومد؟‬

00:07:34.391 --> 00:07:36.226
‫- فوق‌العاده‌ست.‬
‫- چندتا نظر دارن،‬

00:07:36.326 --> 00:07:38.228
‫ولی چیزی نیست که انجام دادنش خیلی سخت باشه.‬

00:07:38.328 --> 00:07:39.963
‫شنیدن اینا خیلی عالیه، پائولا.‬

00:07:40.064 --> 00:07:41.832
‫ما ایده‌پردازی می‌کنیم
‫و بعد درباره‌ی مراحل بعدی حرف می‌زنیم.‬

00:07:41.932 --> 00:07:43.834
‫و یه خبر خوب دیگه هم دارم.‬

00:07:43.934 --> 00:07:46.470
‫تا حالا اسم آلین براش مک‌کنا رو شنیدی؟‬

00:07:46.569 --> 00:07:49.773
‫همونی که فیلم شیطان پرادا می‌پوشد رو نوشت؟‬

00:07:49.873 --> 00:07:51.742
‫ثور عاشق اون فیلمه!‬

00:07:51.842 --> 00:07:54.611
‫داستان الهام‌بخشِ آن هاتاوی که به‬

00:07:54.711 --> 00:07:57.548
‫دوست‌پسره خسته‌کننده‌اش که فقط از
‫پنیر جارلزبرگ حرف می‌زد، غلبه کرد.‬

00:07:57.648 --> 00:07:59.582
‫آره، منم عاشق اون فیلمم.‬

00:07:59.683 --> 00:08:01.185
‫- خب، آلین چی؟‬
‫- خب،‬

00:08:01.285 --> 00:08:03.287
‫داریم باهاش مذاکره می‌کنیم که بازنویسی رو انجام بده‬

00:08:03.387 --> 00:08:04.955
‫و امیدواریم قسمت‌های بعدی رو هم بنویسه.‬

00:08:05.055 --> 00:08:06.423
‫گیج شدم.‬

00:08:06.523 --> 00:08:07.925
‫می‌خواید یکی دیگه فیلم من رو بنویسه؟‬

00:08:09.927 --> 00:08:11.328
‫داری چیکار می‌کنی؟‬

00:08:11.428 --> 00:08:13.030
‫این ادای زن اژدهاست که ثور داره درمیاره،‬

00:08:13.130 --> 00:08:14.965
‫وقتی که از لباس‌های کلکسیون
‫جیمز هولت خوشش نمیاد.‬

00:08:15.065 --> 00:08:17.000
‫ببین، این خودش یه موفقیته.‬

00:08:17.101 --> 00:08:18.469
‫اونا هنوزم می‌خوان فیلمت رو بخرن.‬

00:08:18.569 --> 00:08:19.837
‫نمی‌دونم، باید درباره‌اش فکر کنم.‬

00:08:19.937 --> 00:08:21.839
‫باشه، ولی اگه با این موضوع که‬

00:08:21.939 --> 00:08:23.340
‫یه نفر دیگه رو بیاریم موافق نباشی،‬

00:08:23.440 --> 00:08:24.842
‫ممکنه کل این قضیه کنسل بشه.‬

00:08:24.942 --> 00:08:27.177
‫ممنون پائولا، بهت زنگ میزنم.

00:08:27.277 --> 00:08:29.179
‫آره، ما این طرف با هم مشورت می‌کنیم،‬

00:08:29.279 --> 00:08:32.783
‫و تا آخر وقت فردا بهت خبر می‌دیم.‬

00:08:34.284 --> 00:08:36.553
‫سلام، ببخشید مزاحم شدم. دنبال یه نقاشی می‌گردیم‬

00:08:36.653 --> 00:08:38.522
‫که توی بخش نمایشگاه موزه ندیدیمش.‬

00:08:38.622 --> 00:08:39.857
‫یه لحظه بهم وقت بده.‬

00:08:40.057 --> 00:08:42.693
‫دارم توی یه اپلیکیشن دیتینگ،
‫یه ماهی درشت رو تور می‌کنم.‬

00:08:42.759 --> 00:08:44.962
‫یه کم سنش بالاست، ولی هنوز رو فرمه.‬

00:08:45.062 --> 00:08:47.498
‫حتماً، باهاش خوش بگذره.‬

00:08:47.598 --> 00:08:50.033
‫می‌دونی، واقعاً باید یه هشدار محتوا‬

00:08:50.134 --> 00:08:51.535
‫روی اون بخش آثار باستانی می‌ذاشتن.‬

00:08:51.668 --> 00:08:54.571
‫بعضی از صحنه‌هایی که
‫روی اون کوزه‌ها کشیده شده...‬

00:08:54.638 --> 00:08:57.174
‫یعنی اون قو داشت با اون خانم چیکار می‌کرد؟‬

00:09:01.011 --> 00:09:02.513
‫بخش بایگانی.

00:09:03.480 --> 00:09:04.848
‫پیتر.‬

00:09:04.948 --> 00:09:07.718
‫وای خدا! آمنهوتپ.‬

00:09:07.818 --> 00:09:10.354
‫فکر کنم پیت یکی از دوستاش رو دید... آمنهوتپ.‬

00:09:10.454 --> 00:09:12.389
‫روحِ مومیایی، جالبه.‬

00:09:12.489 --> 00:09:14.858
‫اون سعی کرد کدوهای من رو
‫با ملخ نابود کنه،‬

00:09:14.958 --> 00:09:16.560
‫ولی الان با هم خوبیم.‬

00:09:16.760 --> 00:09:18.762
‫- اینجا چیکار می‌کنی؟‬
‫- بقایای مومیایی‌شده‌ی من بخشی‬

00:09:18.829 --> 00:09:22.299
‫از یه نمایشگاه سیاره؛
‫در واقع مهره‌ی اصلیشم.‬

00:09:22.399 --> 00:09:24.735
‫حتماً سخته که دوباره از همسرت جدا شدی،‬

00:09:24.835 --> 00:09:26.537
‫اونم به این زودی بعد از اینکه دوباره به هم رسیدید.‬

00:09:26.638 --> 00:09:29.373
‫بد نیست که آدم یکم فاصله بگیره.‬

00:09:29.473 --> 00:09:31.175
‫وقتی سه هزار سال از کسی دور باشی،‬

00:09:31.275 --> 00:09:32.876
‫بیشتر روی ویژگی‌های خوبش تمرکز می‌کنی‬

00:09:32.976 --> 00:09:36.046
‫و یادت می‌ره که چقدر درباره‌ی گربه‌ها حرف می‌زنه.‬

00:09:36.146 --> 00:09:37.114
‫آهان.‬

00:09:37.214 --> 00:09:39.416
‫هی، ببخشید، ما دنبال‬

00:09:39.516 --> 00:09:42.586
‫پرتره‌ی پرنسس آدلتین ماری دانهامِ بدفورد می‌گردیم،‬

00:09:42.686 --> 00:09:45.289
‫که اوایل دهه‌ی ۷۰ اهدا شده.‬

00:09:45.389 --> 00:09:49.426
‫آدلاین ماری دانهامِ‬

00:09:49.526 --> 00:09:50.794
‫بدفورد.‬

00:09:50.894 --> 00:09:52.796
‫آهان، بله.‬

00:09:52.896 --> 00:09:55.132
‫دارم مورد اهدایی رو می‌بینم،‬
‫ولی کل مجموعه‬

00:09:55.232 --> 00:09:59.937
‫بدون اینکه دیجیتالی یا فهرست‌بندی بشه،‬
‫فرستاده شده به بایگانی.‬

00:10:00.037 --> 00:10:01.538
‫ممکنه هر جایی اون پشت باشه.‬

00:10:01.639 --> 00:10:02.739
‫می‌تونیم بریم اونجا و بگردیم؟‬

00:10:02.839 --> 00:10:04.107
‫البته.‬

00:10:04.308 --> 00:10:05.809
‫ما عاشق اینیم که بذاریم غریبه‌ها‬
‫برن اون پشت‬

00:10:05.876 --> 00:10:08.245
‫وگنجینه‌های بی‌قیمت‌مون‬ رو
‫زیر و رو کنن

00:10:08.345 --> 00:10:09.713
‫مطمئنم داره تیکه می‌ندازه،‬

00:10:09.813 --> 00:10:10.914
‫هرچند تشخیص دادنش سخته.‬

00:10:11.014 --> 00:10:12.716
‫اینا اینجا خیلی خشک‌ان.‬

00:10:12.816 --> 00:10:14.518
‫پیتر، چطوره خودمون‬
‫وارد بایگانی بشیم‬

00:10:14.619 --> 00:10:15.752
‫و یه نگاهی بندازیم؟‬

00:10:15.852 --> 00:10:16.954
‫آره راست می‌گی، ما روحیم.‬

00:10:17.054 --> 00:10:17.955
‫نباید زیاد سخت باشه.‬

00:10:18.055 --> 00:10:19.489
‫سه سوته برمی‌گردیم.‬

00:10:20.000 --> 00:10:26.000
آوا‌مــووی

00:10:26.664 --> 00:10:28.265
‫وای خدا!

00:10:28.365 --> 00:10:29.800
‫اینجا مثل آخر فیلم مهاجمانه.‬

00:10:29.900 --> 00:10:31.768
‫مهاجمان دیگه چیه؟‬

00:10:31.868 --> 00:10:34.471
‫یه مرد خیلی باحاله که می‌ره مصر باستان‬

00:10:34.571 --> 00:10:37.908
‫تا یه مشت عتیقه‌ی بی‌قیمت رو بدزده و...‬

00:10:38.008 --> 00:10:39.243
‫می‌دونی چیه؟‬

00:10:39.443 --> 00:10:40.811
‫راستش، اون‌قدرها هم‬
‫خوب نیست.‬

00:10:40.877 --> 00:10:42.446
‫زیاد ازش خوشم نیومد.‬

00:10:47.017 --> 00:10:49.987
‫<i>خب، وقت زیادی نداریم</i>‬
‫<i>که این نقاشی رو پیدا کنیم.</i>‬

00:10:50.087 --> 00:10:52.256
‫یادت هست نانسی چه شکلیه، نه؟‬

00:10:52.356 --> 00:10:54.324
‫آره، توی وودستون‬
‫شب هالووین دیدمش.‬

00:10:54.424 --> 00:10:57.094
‫در حالی که گونی سیب‌زمینی تنش بود‬
‫بهم پیشنهاد بی‌شرمانه داد.‬

00:10:57.194 --> 00:10:58.295
‫خودِ خودشه.‬

00:10:58.395 --> 00:10:59.796
‫خیلی‌خب‌، تو برو سراغ‬

00:10:59.896 --> 00:11:01.098
‫صندوق‌های سمت راست.‬

00:11:01.198 --> 00:11:02.466
‫منم صندوق‌های سمت چپ رو‬
‫چک می‌کنم.‬

00:11:02.566 --> 00:11:04.801
‫پیتر، دستت چی شده؟‬

00:11:04.901 --> 00:11:08.640
‫اوه، این اصلاً خوب نیست.‬

00:11:08.740 --> 00:11:11.975
‫وقتی زیاد از وودستون دور می‌مونم،‬
‫کم‌کم محو می‌شم.‬

00:11:12.075 --> 00:11:14.177
‫وقتی برگردم به محوطه،‬
‫دوباره به حالت اول برمی‌گردم.‬

00:11:14.278 --> 00:11:15.979
‫خب اگه به موقع برنگردی‬
‫چی می‌شه؟‬

00:11:16.079 --> 00:11:18.348
‫راستش... نمی‌دونم.‬

00:11:18.448 --> 00:11:19.850
‫پیتر، شاید بهتر باشه‬
‫همین الان بری.‬

00:11:19.950 --> 00:11:21.619
‫نه، این خیلی مهمه.‬

00:11:21.719 --> 00:11:23.655
‫چیزیم نمیشه،‬
‫هنوز وقت دارم.‬

00:11:23.755 --> 00:11:25.856
‫لطفاً به زنده‌ها‬
‫چیزی در این باره نگو.‬

00:11:25.956 --> 00:11:28.125
‫جی همین‌طوری هم‬
‫به اندازه‌ی کافی درگیر هست.‬

00:11:28.225 --> 00:11:29.761
‫آره، بریم تو کارش.‬

00:11:30.728 --> 00:11:32.362
‫باشه.‬

00:11:32.462 --> 00:11:35.198
‫نه، اینم فقط یه مشت‬
‫مطالب خاک‌برسریِ یونانیه.‬

00:11:35.299 --> 00:11:36.867
‫اینا چطوری دموکراسی رو اختراع کردن‬

00:11:36.967 --> 00:11:38.535
‫وقتی داشتن این کارا رو‬
‫می‌کردن؟‬

00:11:38.636 --> 00:11:41.004
‫ اصلاً‬ کی وقت می‌کردن؟‬

00:11:41.972 --> 00:11:44.341
‫خب، شماها فکر می‌کنید‬
‫باید چیکار کنم؟‬

00:11:44.441 --> 00:11:46.744
‫باید به اون اهالی سینما بگی‬
‫برن غاز بچرونن، سم.‬

00:11:46.843 --> 00:11:48.746
‫موافقم. نباید تسلیم بشی.‬

00:11:48.845 --> 00:11:51.048
‫مثل این می‌مونه که اندی‬
‫بعد از اون تغییر ظاهر با توچی‬

00:11:51.148 --> 00:11:54.017
‫برنگرده سر کارش.‬

00:11:54.117 --> 00:11:57.354
‫بذار داستان آقای سیلوستر استالونه رو‬
‫برات تعریف کنم.‬

00:11:57.454 --> 00:11:58.723
‫می‌دونستی وقتی داشت سعی می‌کرد‬

00:11:58.822 --> 00:12:00.524
‫فیلمنامه‌ی راکی رو بفروشه،‬

00:12:00.625 --> 00:12:03.695
‫اونا فقط به شرطی می‌خواستنش که‬
‫خودش نقش راکی رو بازی نکنه؟‬

00:12:03.795 --> 00:12:07.064
‫- واقعاً؟‬
‫- ولی اون پای حرفش ایستاد،‬

00:12:07.164 --> 00:12:10.400
‫و آخرش خودش بود که توی اون سردخونه‬
‫به گوشت‌ها مشت می‌زد،‬

00:12:10.500 --> 00:12:12.903
‫خودش بود که ۱۵ راند‬
‫با قهرمان جنگید،‬

00:12:13.003 --> 00:12:15.305
‫خودش بود که عاشق اون...‬

00:12:15.405 --> 00:12:17.908
‫راستش، رک بگم، دختر خیلی عجیبِ‬
‫توی پت‌شاپ شد.‬

00:12:18.008 --> 00:12:19.843
‫ترور راست می‌گه، سامانتا.‬

00:12:19.943 --> 00:12:23.080
‫همه‌ی ما روح‌ها حسرت‌هایی‬
‫همراهمون داریم...‬

00:12:23.180 --> 00:12:27.184
‫فرصت‌هایی که از دست دادیم،‬
‫خط‌هایی که بالا نکشیدیم.‬

00:12:27.284 --> 00:12:29.052
‫- آمین.‬
‫- می‌دونی، قبلاً فکر می‌کردم‬

00:12:29.152 --> 00:12:32.422
‫که این خونه و تمام چیزهای توش‬
‫تنها چیزای مهم هستن،‬

00:12:32.522 --> 00:12:36.761
‫ولی حالا که ممکنه‬
‫ازم گرفته بشه،‬

00:12:36.860 --> 00:12:40.397
‫می‌فهمم که تو، سامانتا،‬
‫میراث واقعی من هستی.‬

00:12:40.497 --> 00:12:42.734
‫هیچوقت نمی‌دونی زندگی‬
‫چی برات رقم می‌زنه،‬

00:12:42.834 --> 00:12:44.301
‫پس باید از فرصت‌ها‬

00:12:44.401 --> 00:12:46.336
‫- وقتی پیش میان، استفاده کنی.‬
‫- موافقم.‬

00:12:46.436 --> 00:12:48.472
‫خیلی‌ها می‌گفتن من عرضه‌ی‬

00:12:48.572 --> 00:12:51.141
‫یه تسلیم استراتژیک رو‬
‫توی قلعه‌ی تیکوندروگا ندارم،‬

00:12:51.241 --> 00:12:53.110
‫ولی من کم نیاوردم.‬

00:12:53.210 --> 00:12:54.945
‫مگه تسلیم شدن دقیقاً همون‬
‫کم آوردن نیست؟‬

00:12:55.045 --> 00:12:56.947
‫بله، ولی با افتخار‬

00:12:57.047 --> 00:12:58.616
‫و با تأمین گوشت اسبِ کافی‬

00:12:58.716 --> 00:13:01.251
‫واسه تمام سربازام، که باعث شد‬
‫روحیه‌شون خیلی بره بالا،‬

00:13:01.351 --> 00:13:03.186
‫البته نه واسه سربازای‬
‫واحد سواره‌نظام.‬

00:13:03.286 --> 00:13:05.455
‫واسه اونا یه جورایی‬
‫مثل یه کابوس بود.‬

00:13:05.555 --> 00:13:07.124
‫فکر کنم چیزی که آیزاک‬
‫می‌خواد بگه اینه که،‬

00:13:07.224 --> 00:13:08.659
‫این لحظه‌ی توئه، سم.‬

00:13:08.860 --> 00:13:11.995
‫آره، آدم فقط حسرت خرس‌هایی رو می‌خوره‬
‫که بغلشون نکرده.‬

00:13:12.062 --> 00:13:13.664
‫صبر کن، نه.‬

00:13:13.765 --> 00:13:15.298
‫آره... نه وایسا.‬

00:13:15.399 --> 00:13:16.299
‫حق با شماست بچه‌ها.‬

00:13:17.497 --> 00:13:21.138
‫می‌دونم ریسکه، ولی باید‬
‫پای حرفم وایستم.‬

00:13:22.740 --> 00:13:23.775
‫این لحظه مثل...‬

00:13:23.875 --> 00:13:25.743
‫وقتی اندی از پشت میز برمی‌گرده،‬

00:13:25.843 --> 00:13:27.978
‫در حالی که با موفقیت‬
‫چکمه‌های شنل پاش کرده.‬

00:13:28.078 --> 00:13:29.647
‫پیروزمندانه!‬

00:13:29.747 --> 00:13:32.082
‫تو عجب وایکینگِ عجیبی هستی.‬

00:13:32.182 --> 00:13:33.651
‫خب وینستون، این پیامک...‬

00:13:33.751 --> 00:13:35.252
‫بد نیست، ولی بهتره یکم‬
‫بیخیالِ این همه‬

00:13:35.352 --> 00:13:36.920
‫علامت تعجب بشی.‬

00:13:37.020 --> 00:13:38.121
‫خیلی ضایع‌ست که تشنه‌ی توجهی.‬

00:13:38.221 --> 00:13:39.757
‫ولی واقعاً تشنمه.‬

00:13:39.857 --> 00:13:41.759
‫با این حال، شاید بد نباشه‬
‫چندتا غلط املایی هم توش بذاری‬

00:13:41.859 --> 00:13:44.796
‫که اینطوری به نظر بیای که سرت شلوغه و‬
‫آدمِ فعالی هستی.‬

00:13:44.896 --> 00:13:46.596
‫«آدمِ سرشلوغ و فعال»؟‬

00:13:46.697 --> 00:13:48.666
‫من زیاد تو مخ‌زنی مهارت ندارم.‬

00:13:48.766 --> 00:13:51.001
‫نقاشی رو پیدا کردیم.‬
‫نانسی اون گردنبند رو انداخته.‬

00:13:51.101 --> 00:13:53.503
‫راهروی ۳۷، جعبه‌ی نُه.‬

00:13:57.274 --> 00:13:58.442
‫بخش بایگانی.‬

00:13:58.542 --> 00:13:59.710
‫نقاشی رو پیدا کردن.‬

00:13:59.811 --> 00:14:01.344
‫عالیه، ولی هنوز به یه‬
‫عکس ازش نیاز داریم.‬

00:14:01.411 --> 00:14:02.579
‫باید حواسِ این یارو رو پرت کنیم‬

00:14:02.780 --> 00:14:04.381
‫تا بتونیم بریم‬
‫توی آرشیو‬

00:14:04.448 --> 00:14:06.684
‫و از اون نقاشی عکس بگیریم‬
‫تا برای سَم بفرستیم.‬

00:14:06.784 --> 00:14:08.351
‫درسته، ولی چطوری؟‬

00:14:08.452 --> 00:14:10.688
‫کایل می‌تونه با یه اجرای بداهه‌ی کوتاه‬
‫سرگرمش کنه،‬

00:14:10.788 --> 00:14:12.255
‫یا جِی می‌تونه وانمود کنه‬
‫سکته‌ی قلبی کرده،‬

00:14:12.389 --> 00:14:13.925
‫یا اینکه می‌تونیم از همون روشِ‬
‫قدیمی و مطمئنِ اشاره کردن استفاده کنیم‬

00:14:13.990 --> 00:14:15.325
‫و بگیم:‬
‫«هی، اونجا رو ببین، اون چیه؟»‬

00:14:15.425 --> 00:14:16.727
‫پیت یه فکرهایی داره.‬

00:14:16.828 --> 00:14:18.495
‫البته زیاد جالب نیستن.‬

00:14:18.595 --> 00:14:19.996
‫چی می‌شه اگه از قدرتِ روحیم‬
‫استفاده کنم و‬

00:14:20.096 --> 00:14:21.998
‫یه گله ملخ رو به سمت موزه بکشونم،‬

00:14:22.098 --> 00:14:23.967
‫تا حواسش از‬
‫پستش پرت بشه؟‬

00:14:24.067 --> 00:14:27.971
‫آره، اون وقت من و پیت‬
‫می‌تونیم یواشکی و بدون اینکه کسی بفهمه بریم تو.‬

00:14:28.071 --> 00:14:30.808
‫اِم، مومیایی قراره‬
‫ملخ‌ها رو احضار کنه.‬

00:14:30.908 --> 00:14:32.476
‫اوه، ایول.‬

00:14:40.818 --> 00:14:42.552
‫آره.‬

00:14:42.653 --> 00:14:45.522
‫باید یه لحظه پشت خط منتظرت بذارم.‬

00:14:48.626 --> 00:14:51.061
‫این دیگه چه کوفتیه؟‬

00:14:51.161 --> 00:14:54.264
‫و شاید هنوز چندتا فیلمِ محبوب‬
‫ننوشته باشم،‬

00:14:54.364 --> 00:14:57.067
‫ولی می‌دونم که استعدادِ بزرگی درونم دارم.‬

00:14:57.167 --> 00:14:59.402
‫فقط به یه فرصت نیاز دارم.‬

00:14:59.503 --> 00:15:01.906
‫می‌دونی چیه؟‬
‫خیلی جربزه داری بچه.‬

00:15:02.005 --> 00:15:03.608
‫خب، و با توجه به لحنش،‬

00:15:03.808 --> 00:15:06.543
‫فکر کنم اون حرفش در مورد جربزه داشتن‬
‫به نفعمون باشه، نه؟‬

00:15:06.611 --> 00:15:08.913
‫چه عجب!‬
‫کار مالِ خودته.‬

00:15:09.012 --> 00:15:11.047
‫چی، واقعاً؟‬

00:15:11.147 --> 00:15:14.351
‫تبریک می‌گم که اولین‬
‫فیلمنامه‌ت رو فروختی.‬

00:15:14.451 --> 00:15:16.086
‫و این سه‌گانه رو خراب نکن.‬

00:15:16.186 --> 00:15:18.555
‫وای خدا، ممنونم پائولا،‬
‫ناامیدت نمی‌کنم.‬

00:15:18.656 --> 00:15:19.556
‫آره، این خبرِ خیلی خوبیه.‬

00:15:19.657 --> 00:15:21.091
‫مدارک رو بفرست،‬

00:15:21.291 --> 00:15:22.960
‫و می‌دیم آدم‌هامون روی‬
‫جزئیاتش کار کنن.‬

00:15:23.026 --> 00:15:25.328
‫اوه، یه پیام از طرفِ جِی اومد.‬

00:15:26.664 --> 00:15:29.399
‫- نقاشی رو پیدا کردن.‬
‫- اِم، پائولا من باید برم.‬

00:15:29.499 --> 00:15:31.101
‫جالبه.‬

00:15:31.201 --> 00:15:32.937
‫حالا دیگه واسه ما آدم‌مهم شدی، هان؟‬

00:15:33.036 --> 00:15:36.406
‫اشکالی نداره، منم کلی کار دارم‬
‫که باید بهشون برسم.‬

00:15:38.208 --> 00:15:39.710
‫آه، نگاه کن،‬
‫اون ترولِ کوچولو‬

00:15:39.810 --> 00:15:41.812
‫واقعاً یه پرنسسه.‬

00:15:43.366 --> 00:15:45.268
‫ممنون که اینقدر سریع خودت رو رسوندی.‬

00:15:45.382 --> 00:15:47.618
‫برای پروژه‌ی اِوِر کریک وقتمون خیلی کمه.‬

00:15:47.718 --> 00:15:49.352
‫اصلاً مشکلی نیست.‬

00:15:49.553 --> 00:15:51.488
‫از وقتی زنم با متیو،‬
‫مربیِ پیلاتسش،‬

00:15:51.555 --> 00:15:53.290
‫می‌خوابه، وقتِ آزادِ زیادی دارم.‬

00:15:53.390 --> 00:15:56.426
‫دروغ چرا، نگرانِ جو هستم.‬

00:15:56.526 --> 00:15:58.128
‫خب، نظرت در مورد نقاشی چیه؟‬

00:15:58.228 --> 00:15:59.797
‫چه تغییرِ بحثِ ماهرانه‌ای، ایول.‬

00:15:59.897 --> 00:16:01.131
‫فکر کنم خیلی خوشحال بشید.‬

00:16:01.231 --> 00:16:02.800
‫این نقاشی مدرکِ قاطعیه که نشون می‌ده‬

00:16:02.900 --> 00:16:04.769
‫این گردنبند متعلق به پرنسس آدلاین بوده.‬

00:16:04.869 --> 00:16:06.403
‫- آره!‬
‫- پس دارید می‌گی

00:16:06.503 --> 00:16:08.739
‫که الان باور داری اون اینجا توی وودستون مرده؟‬

00:16:08.839 --> 00:16:11.274
‫چون استوارت بهم آبِ کثیف داد.‬

00:16:11.374 --> 00:16:13.010
‫دقیقاً همین‌طوره.‬

00:16:13.109 --> 00:16:16.647
‫من بدین‌وسیله ملکِ شما رو به عنوان‬
‫یک اثرِ تاریخی ثبت می‌کنم،‬

00:16:16.747 --> 00:16:19.583
‫و به همین خاطر،‬
‫دیگه نمی‌شه توش ساخت‌وساز کرد.‬

00:16:19.684 --> 00:16:20.952
‫اوه، خداروشکر.‬

00:16:21.052 --> 00:16:23.688
‫دسترنجِ تمامِ عمرم،‬
‫میراثِ واقعیِ من نجات پیدا کرد.‬

00:16:23.788 --> 00:16:25.656
‫صبر کن، پس اون همه حرف‬

00:16:25.756 --> 00:16:26.991
‫در مورد اینکه سَم میراثِ واقعیته چی شد؟‬

00:16:27.090 --> 00:16:28.325
‫داشتم خودم رو دلداری می‌دادم.‬

00:16:28.425 --> 00:16:31.494
‫خب اونم عالیه،‬
‫فکر کنم،‬

00:16:31.595 --> 00:16:34.799
‫ولی خدا رو شکر که
‫خونه‌م از تخریب قسر در رفت.‬

00:16:34.899 --> 00:16:38.603
‫زنده باد این بنای یادبودِ عظیم من!‬

00:16:38.703 --> 00:16:40.771
‫خب حالا چی؟ مثلاً چیزی رو مُهر می‌کنید یا...‬

00:16:40.871 --> 00:16:42.673
‫چطوری رسمیش می‌کنیم؟‬

00:16:42.773 --> 00:16:45.810
‫فقط باید برگردم دفترم و‬
‫یه فرم پر کنم.‬

00:16:45.910 --> 00:16:49.312
‫اِم، ولی مشکلی نیست،‬
‫چون الان دیگه همونجا می‌خوابم.‬

00:16:49.412 --> 00:16:51.514
‫اوه، بی‌خیال سَم،
‫یه سوالِ دیگه هم ازش بپرس.‬

00:16:51.616 --> 00:16:54.351
‫این بنده خدا فقط دنبالِ‬
‫یکم ارتباطِ انسانیه.‬

00:16:54.451 --> 00:16:58.789
‫خب... ممنون، مراقب خودت باش.‬

00:17:01.157 --> 00:17:02.893
‫

00:17:02.994 --> 00:17:05.896
‫از یخ‌های ساحل هونینگسواگ هم سردتره.‬

00:17:07.130 --> 00:17:09.366
‫- جای خیلی سردیه.‬
‫- آهان.‬

00:17:09.466 --> 00:17:11.167
‫آره، خلاصه فقط نگاه کرد‬

00:17:11.267 --> 00:17:13.004
‫به عکسی که فرستادین و گفت همه چی ردیفه.‬

00:17:13.104 --> 00:17:15.171
‫<i>پس حالا دیگه اور کریک</i>‬

00:17:15.271 --> 00:17:16.841
‫نمی‌تونه عمارت رو تخریب کنه.‬

00:17:16.941 --> 00:17:18.274
‫خبر خیلی خوبیه.‬

00:17:18.475 --> 00:17:20.044
‫چندان مهم نیست ولی
‫بازم ارزش داره بگم...

00:17:20.111 --> 00:17:21.746
‫مسئول بایگانی بهم پیام داد.‬

00:17:21.846 --> 00:17:24.715
‫اون و لیندا توی پاب هستن‬
‫و دارن با هم جور می‌شن.‬

00:17:24.815 --> 00:17:26.483
‫یعنی چی؟

00:17:26.583 --> 00:17:28.551
‫<i>یعنی شوهرت هنوز توی</i>‬
‫<i>مخ‌زنی با پیامک حرف نداره.</i>‬

00:17:28.653 --> 00:17:30.721
‫چیزی نیست که یه زن‬
‫دوست داشته باشه بشنوه.‬

00:17:30.821 --> 00:17:32.757
‫به پیت بگو‬
‫بی‌صبرانه منتظر دیدنش هستم.‬

00:17:32.857 --> 00:17:35.726
‫<i>آلبرتا می‌گه</i>‬
‫<i>بی‌صبرانه منتظر دیدنِ پیته.</i>‬

00:17:35.793 --> 00:17:37.862
‫فقط بهش بگو‬
‫منم بی‌صبرانه منتظر دیدنشم،‬

00:17:37.962 --> 00:17:39.396
‫و حرفی از بازوهام نزن.‬

00:17:39.496 --> 00:17:41.564
‫نمی‌خوام کسی نگران بشه.‬

00:17:43.000 --> 00:17:45.870
‫می‌گه اونم بی‌صبرانه‬
‫منتظر دیدنشه.‬

00:17:45.970 --> 00:17:47.905
‫و یه خبر بزرگ دیگه.‬

00:17:48.005 --> 00:17:49.907
‫<i>«قطب‌های مخالف»</i> فروخته شد.‬

00:17:50.007 --> 00:17:52.375
‫وای خدا! عزیزم،‬
‫عالیه.‬

00:17:52.475 --> 00:17:54.244
‫استودیو از طرح سه‌گانه‬
‫خیلی خوشش اومد،‬

00:17:54.344 --> 00:17:55.913
‫و پائولا می‌خواد من بنویسمش.‬

00:17:56.013 --> 00:17:57.280
‫می‌خواد یکم کلمه‌ی سنگینیه.‬

00:17:57.480 --> 00:17:58.649
‫فکر کنم بهش رضایت داد
‫دقیق‌تر باشه.‬

00:17:59.850 --> 00:18:01.284
‫ولی بازم یه موفقیته.‬

00:18:01.384 --> 00:18:03.054
‫- این فوق‌العاده‌ست.‬
‫<i>- مسئله اینه که، </i>‬

00:18:03.154 --> 00:18:04.287
‫احتمالاً مجبور بشم‬
‫خارج از شهر باشم‬

00:18:04.387 --> 00:18:05.723
‫یه مدتی برای فیلم‌برداری.‬

00:18:05.823 --> 00:18:07.024
‫نظرت چیه؟

00:18:07.124 --> 00:18:08.092
‫<i>خب آره، سخت می‌شه، </i>‬

00:18:08.191 --> 00:18:09.727
‫ولی عزیزم، این رویای توئه.‬

00:18:09.827 --> 00:18:10.861
‫یه کاریش می‌کنیم.

00:18:10.961 --> 00:18:12.930
‫آره. آره، خیلی سخت می‌شه.‬

00:18:13.030 --> 00:18:15.766
‫راستی، نظرت چیه وقتی نیستی کایل‬
‫پرستارِ روح‌ها باشه؟‬

00:18:15.866 --> 00:18:17.367
‫وای خدا!
‫عالی می‌شه.‬

00:18:17.467 --> 00:18:18.468
‫کایل بهترینه.‬

00:18:18.568 --> 00:18:21.271
‫کایل. کایل.‬

00:18:21.371 --> 00:18:23.239
‫کایل!‬

00:18:23.339 --> 00:18:26.610
‫فکر کنم برای روح‌ها هم‬
‫خیلی سخت باشه.‬

00:18:26.711 --> 00:18:28.411
‫آره، خیلی ناراحتن.‬

00:18:28.511 --> 00:18:31.214
‫کایل! کایل! کایل!‬

00:18:31.314 --> 00:18:33.918
‫ببین، چی می‌شه اگه کایل بیاد‬
‫و یه مدتی بمونه؟‬

00:18:34.018 --> 00:18:36.087
‫اوه، ایده‌ی جالبیه.‬

00:18:36.187 --> 00:18:38.956
‫راستی، شاید منم واقعاً‬
‫یه کاری برای انجام دادن داشته باشم.‬

00:18:39.056 --> 00:18:40.157
‫داری؟‬

00:18:40.423 --> 00:18:43.661
‫خب، منظورم اینه که نه،‬
‫ولی می‌تونستم داشته باشم.‬

00:18:47.832 --> 00:18:49.967
‫باشه، خیلی ممنون.‬

00:18:50.067 --> 00:18:51.468
‫خبر خوب دارم.

00:18:51.568 --> 00:18:52.903
‫می‌ذارن اون پلیور رو پس بدی؟‬

00:18:53.003 --> 00:18:54.672
‫نه، اور کریک زنگ زد.

00:18:54.772 --> 00:18:56.807
‫چون دیگه نمی‌تونن از وودستون‬
‫به عنوان مرکز داده استفاده کنن،‬

00:18:56.907 --> 00:18:58.642
‫دارن با قیمت کمتری‬
‫دوباره به خودمون می‌فروشنش‬

00:18:58.743 --> 00:19:01.311
‫و گفتن اساسا این ملک
‫براشون بدردبخور نیست.

00:19:01.411 --> 00:19:03.981
‫- ایول! و چطور جرئت می‌کنن؟‬
‫- خب،‬

00:19:04.081 --> 00:19:05.348
‫از پسِ هزینه‌ی خریدش برمیای

00:19:05.448 --> 00:19:07.017
‫با توجه به اینکه‬
‫به بی‌پولی معروفی؟‬

00:19:07.118 --> 00:19:08.119
‫خب، از قضا‬

00:19:08.219 --> 00:19:10.121
‫یه برگ برنده توی آستینم دارم.‬

00:19:10.221 --> 00:19:11.321
‫بالاخره داری عکس‌های پاهاتو می‌فروشی.‬

00:19:11.421 --> 00:19:13.090
‫- خوش به حالت.‬
‫- نه، دارم در مورد‬

00:19:13.190 --> 00:19:15.492
‫پولی که بابت <i>«قطب‌های مخالف»</i> می‌گیرم‬
‫حرف می‌زنم.‬

00:19:15.592 --> 00:19:16.961
‫امیدوارم یکم ازش باقی بمونه‬

00:19:17.061 --> 00:19:18.963
‫برای اون دستگاه پاپ‌کورن‌سازِ‬
‫مدل سینمایی.‬

00:19:19.063 --> 00:19:20.030
‫اوه، آره.‬

00:19:20.131 --> 00:19:22.465
‫اون موردِ بعدی توی لیست کارهامه.‬

00:19:22.565 --> 00:19:23.968
‫آخه یه جورایی بخش اصلیِ‬

00:19:24.068 --> 00:19:25.335
‫کلِ سخنرانیِ قبولِ مسئولیتم بود،‬

00:19:25.435 --> 00:19:27.270
‫وقتی که نماینده‌ی ارواح شدم،‬

00:19:27.370 --> 00:19:30.107
‫و اگر من رو ضایع کنی،
‫نابوت می‌کنم.

00:19:30.207 --> 00:19:31.642
‫در ضمن، بابت فیلم تبریک می‌گم.‬

00:19:31.742 --> 00:19:33.177
‫- خیلی عالیه.‬
‫- سم، خبری از‬

00:19:33.276 --> 00:19:34.678
‫جی نداری؟ قرار بود تا الان‬
‫برگشته باشن.‬

00:19:34.779 --> 00:19:36.513
‫می‌دونم پروازشون موقع بلند شدن‬

00:19:36.614 --> 00:19:39.617
‫به خاطر هجوم ملخ‌ها توی‬
‫منطقه‌ی لندن تأخیر داشت.‬

00:19:39.717 --> 00:19:42.352
‫آمنهوتپ... با دست پس میزنه
‫با پا پیش میکشه.‬

00:19:42.452 --> 00:19:44.320
‫امیدوارم حالِ پیت خوب باشه.‬
‫این دیگه واقعاً داره از حد می‌گذره.‬

00:19:44.420 --> 00:19:46.857
‫۴۰ دقیقه پیش نشستن.‬
‫هر لحظه ممکنه برسن.‬

00:19:46.957 --> 00:19:49.126
‫چیزیش نمیشه، برتی.‬

00:19:49.226 --> 00:19:52.029
‫پیت. حالش... حالش چطوره؟‬

00:19:52.129 --> 00:19:53.329
‫آه،‬

00:19:53.429 --> 00:19:54.999
‫لب‌مرزیه، جی.‬

00:19:55.099 --> 00:19:56.934
‫دووم بیار رفیق،‬
‫داریم می‌بریمت خونه.‬

00:19:57.067 --> 00:20:00.805
‫♪ <i>باز هم خودم تنهایی راهی می‌شم</i> ♪‬

00:20:00.938 --> 00:20:04.041
‫♪ <i>می‌رم توی تنها جاده‌ای که</i>‬
‫<i>می‌شناسم.</i> ♪‬

00:20:04.141 --> 00:20:06.543
‫وقتی عصبی می‌شم‬
‫آهنگ‌های وایت‌اسنیک رو می‌خونم.‬

00:20:06.644 --> 00:20:08.813
‫از وقتی شروع شد که توی کنسرت‬
‫وایت‌اسنیک استرس داشتم.‬

00:20:08.913 --> 00:20:12.315
‫آدم‌های زیادی پیش هم بودن،‬
‫و اون صف‌های دستشویی...‬

00:20:12.415 --> 00:20:14.018
‫آره، واقعاً سختن.‬

00:20:14.118 --> 00:20:16.586
‫باید زود برسیم خونه،‬
‫باشه، جی؟‬

00:20:16.687 --> 00:20:18.055
‫داریم می‌رسونیمت اونجا، پیت.‬

00:20:18.155 --> 00:20:19.556
‫فقط چند دقیقه‌ی دیگه مونده.‬

00:20:19.690 --> 00:20:23.326
‫♪ دوباره دارم تنهایی می‌رم ♪‬

00:20:23.459 --> 00:20:26.831
‫♪ دارم تو تنها جاده‌ای که می‌شناسم ♪‬
‫♪ قدم می‌زنم ♪‬

00:20:26.964 --> 00:20:31.168
‫♪ مثل یه آواره، ♪‬
‫♪ انگار به دنیا اومدم که تنها باشم ♪‬

00:20:32.136 --> 00:20:33.170
‫پیت؟‬

00:20:34.337 --> 00:20:35.906
‫وای نه! پیت!

00:20:36.006 --> 00:20:37.875
‫- چیه؟‬
‫- نیستش.‬

00:20:38.000 --> 00:20:58.000
« بکس مووی– مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور » [Baxmovie.com]