﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:00:07.000
« بکس مووی– مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور » [Baxmovie.com]

00:00:07.052 --> 00:00:09.132
‫«هادسن ولی»
‫«سال 1832»

00:00:12.746 --> 00:00:14.147
‫روز بخیر، آقا.‬

00:00:14.184 --> 00:00:15.887
‫من یه مسافرِ خسته‌ام.‬
‫احیاناً،‬

00:00:15.987 --> 00:00:17.722
‫تخت یا مبلِ اضافه‌ای داری‬
‫که بتونم توش استراحت کنم؟‬

00:00:17.822 --> 00:00:19.724
‫افسوس که ندارم.‬

00:00:19.824 --> 00:00:22.860
‫ولی می‌تونی روی این تختِ سفتِ‬
‫چوبِ کاج استراحت کنی.‬

00:00:24.160 --> 00:00:27.565
‫قصدِ بی‌ادبی ندارم،‬
‫ولی فکر نکنم این چوبِ کاج باشه.‬

00:00:27.665 --> 00:00:28.799
‫کاملاً مطمئنم که هست.‬

00:00:30.166 --> 00:00:31.434
‫هر چی، قبولش می‌کنم.‬

00:00:31.536 --> 00:00:33.604
‫ممنونم.‬

00:00:33.704 --> 00:00:35.873
‫اووه. دارم از تشنگی هلاک می‌شم.‬

00:00:35.973 --> 00:00:37.440
‫آب داری؟‬

00:00:37.542 --> 00:00:39.109
‫اوه، راستش آره، دارم.‬

00:00:39.209 --> 00:00:41.546
‫همین الان یکم از اون‬
‫رودخونه‌ی اون‌طرفی آوردم.‬

00:00:41.646 --> 00:00:43.413
‫درسته.‬

00:00:43.514 --> 00:00:46.082
‫خب، این همون رودخونه‌ایه‬

00:00:46.182 --> 00:00:48.653
‫که دیدم روستایی‌ها به عنوانِ‬
‫توالت ازش استفاده می‌کنن؟‬

00:00:48.753 --> 00:00:49.954
‫دقیقاً همونه.‬

00:00:50.053 --> 00:00:51.589
‫ولی نگران نباش.‬

00:00:51.689 --> 00:00:53.591
‫روستا خیلی بالاتر از رودخونه‌ست،‬

00:00:53.691 --> 00:00:55.960
‫و وقتی آب به سمتِ‬
‫خونه‌ی من سرازیر می‌شه،‬

00:00:56.059 --> 00:00:58.963
‫خودش خودش رو تمیز می‌کنه.‬
‫علم این رو می‌گه.‬

00:00:59.062 --> 00:01:00.598
‫من که مشکلی ندارم.

00:01:05.937 --> 00:01:08.573
‫هی، این قضیه‌ی وبایی که‬
‫شنیدم شایع شده چیه؟‬

00:01:08.673 --> 00:01:10.808
‫متأسفانه خیلی از‬
‫همسایه‌هام رو از پا درآورده.‬

00:01:10.908 --> 00:01:13.076
‫کاش می‌فهمیدیم‬
‫چطوری پخش می‌شه،‬

00:01:13.176 --> 00:01:14.144
‫شاید می‌تونستیم جلوش رو بگیریم.‬

00:01:14.244 --> 00:01:16.112
‫کاش.‬

00:01:21.251 --> 00:01:22.954
‫چسبید.‬

00:01:23.176 --> 00:01:27.250
‫«ارواح»

00:01:28.091 --> 00:01:30.327
‫<i>سم، جی، </i>‬
‫<i>مرسی که جواب دادین.</i>‬

00:01:30.427 --> 00:01:31.862
‫خواهش می‌کنم،‬
‫شهردار تَد.‬

00:01:31.963 --> 00:01:33.363
‫- تعطیلات چطوره؟‬
‫<i>- ها؟ </i>‬

00:01:33.463 --> 00:01:35.131
‫<i>نه، نه، تعطیلات نیست.</i>‬

00:01:35.231 --> 00:01:38.435
‫<i>یه سفرِ کاری برای</i>‬
‫<i>مردمِ شهرستانِ آلسترِ.</i>‬

00:01:38.536 --> 00:01:40.838
‫این آدم تا خرخره فاسده.‬

00:01:40.938 --> 00:01:42.205
‫خوش به حالش.‬

00:01:42.305 --> 00:01:44.942
‫ثور دلش برای شوریِ‬
‫آبِ اقیانوس تنگ شده.‬

00:01:46.443 --> 00:01:48.679
‫تقریباً می‌تونم بوش رو از اینجا حس کنم.‬

00:01:48.779 --> 00:01:50.514
‫مطمئنم فقط‬
‫بوی ادرارِ گرگه.‬

00:01:50.615 --> 00:01:52.115
‫<i>می‌خواستم دوباره ازتون تشکر کنم</i>‬

00:01:52.215 --> 00:01:53.316
‫<i>که کمکم کردین دوباره شهردار بشم، </i>‬

00:01:53.416 --> 00:01:55.318
‫<i>و بگم که</i>‬

00:01:55.418 --> 00:01:57.989
‫<i>سهمِ مدیریتیم رو</i>‬
‫<i>توی هتلِ وودستون فروختم.</i>‬

00:01:58.089 --> 00:01:59.890
‫- چی؟‬
‫- می‌تونه همچین کاری کنه؟‬

00:01:59.991 --> 00:02:01.358
‫سهمت رو توی‬
‫کسب‌وکارِ ما فروختی؟‬

00:02:01.458 --> 00:02:02.693
‫به کی؟‬

00:02:02.793 --> 00:02:04.160
‫اوه، طرف آدمِ معروفی بود؟‬

00:02:04.260 --> 00:02:05.863
‫شاتو شالامی‬
‫اسمِ قشنگیه.‬

00:02:05.963 --> 00:02:07.832
‫خودت رو کنترل کن زن.‬

00:02:07.932 --> 00:02:10.200
‫اون خیلی کوچولوئه،‬
‫دیوونه‌م می‌کنه.‬

00:02:10.300 --> 00:02:12.536
‫<i>یه شرکتیه به اسمِ</i>‬
‫<i>اِوِر کریک واتر.</i>‬

00:02:12.637 --> 00:02:13.971
‫همون شرکتِ غول‌پیکرِ خبیثی‬

00:02:14.071 --> 00:02:15.706
‫که بطری‌های خالیِ آبمون رو‬
‫نمی‌بره؟‬

00:02:15.806 --> 00:02:17.808
‫<i>اوه، پس می‌شناسینشون.</i>‬
‫<i>عالیه. آره.</i>‬

00:02:17.908 --> 00:02:19.043
‫<i>اونا یه پیشنهادِ</i>‬
‫<i>خیلی بالایی بهم دادن.</i>‬

00:02:19.142 --> 00:02:20.044
‫خب، این برای ما‬

00:02:20.143 --> 00:02:21.311
‫چه معنایی داره؟‬

00:02:21.411 --> 00:02:22.379
‫اونا از وودستون‬
‫چی می‌خوان؟‬

00:02:22.479 --> 00:02:24.015
‫<i>سوالِ خوبیه، پس...</i>‬

00:02:24.115 --> 00:02:25.716
‫<i>یه شماره براتون پیامک کردم.</i>‬

00:02:25.816 --> 00:02:28.052
‫<i>اونا به هر سوالی</i>‬
‫<i>که داشته باشین جواب می‌دن.</i>‬

00:02:28.184 --> 00:02:30.021
‫<i>امیدوارم خوب پیش بره. باز هم مرسی</i>‬

00:02:30.121 --> 00:02:33.090
‫<i>بابتِ همه‌چی.</i>‬
‫<i>گفتم می‌خوام اون آتیشی باشه.</i>‬

00:02:33.189 --> 00:02:34.357
‫<i>باید برم.</i>‬

00:02:35.358 --> 00:02:37.995
‫عالی شد، پس این شرکتِ غول‌پیکری‬
‫که ازش متنفریم‬

00:02:38.095 --> 00:02:41.032
‫الان مالکِ بخشِ زیادی از‬
‫خونه و کسب‌وکارِ ماست؟‬

00:02:41.132 --> 00:02:42.733
‫باید به اون شماره زنگ بزنیم؟‬

00:02:42.833 --> 00:02:44.167
‫فکر کنم.‬

00:02:46.003 --> 00:02:47.705
‫<i>ممنون که با</i>‬
‫<i>اِوِر کریک تماس گرفتین.</i>‬

00:02:47.805 --> 00:02:50.407
‫<i>اگه برای خدماتِ جدید</i>‬
‫<i>تماس می‌گیرین، عددِ یک رو بزنین.</i>‬

00:02:50.508 --> 00:02:52.743
‫<i>اگه از مشتری‌های فعلی هستین، </i>‬
‫<i>عددِ دو رو بزنین.</i>‬

00:02:52.843 --> 00:02:55.079
‫<i>اگه ابلاغیه‌ای مبنی بر</i>‬

00:02:55.178 --> 00:02:57.581
‫<i>تصاحبِ خصمانه‌ی کسب‌وکارتون</i>‬
‫<i>دریافت کردین، عددِ سه رو بزنین.</i>‬

00:02:57.682 --> 00:02:58.616
‫اوه، سه. عددِ سه رو بزن.‬

00:02:58.716 --> 00:03:00.051
‫منظورش تویی.‬

00:03:00.151 --> 00:03:01.719
‫<i>کی حاضره تماشا کنه</i>‬

00:03:01.819 --> 00:03:04.421
‫یکم... اوه، ببین.‬

00:03:04.522 --> 00:03:06.557
‫روح‌های پناهگاه اینجا هستن،‬
‫روی مبل نشستن‬

00:03:06.657 --> 00:03:08.092
‫- دوباره.‬
‫- هی، هتی.‬

00:03:08.191 --> 00:03:10.493
‫شما بچه‌ها الان حدودِ‬
‫پنج ساعته که اینجایین.‬

00:03:10.594 --> 00:03:12.395
‫آره، منظورم اینه که،‬
‫خوشحال شدم همه‌تون رو آزاد کردم‬

00:03:12.495 --> 00:03:14.598
‫از زندگیِ پس از مرگ و بردگیِ ابدی برای بروس،‬

00:03:14.699 --> 00:03:16.600
‫ولی دارین تلویزیون رو‬
‫قبضه می‌کنین مرد.‬

00:03:16.701 --> 00:03:18.201
‫مگه هیچ‬

00:03:18.301 --> 00:03:20.905
‫تعهدی توی پناهگاه ندارین‬
‫که باید بهش برسین؟‬

00:03:21.005 --> 00:03:22.272
‫- نه واقعاً.‬
‫- از وقتی‬

00:03:22.372 --> 00:03:23.741
‫فرقه از هم پاشید،‬

00:03:23.841 --> 00:03:25.375
‫اون پایین دیگه‬
‫برنامه‌ی خاصی نداریم.‬

00:03:25.475 --> 00:03:27.444
‫ظالمانه بود‬
‫ولی نظم داشت.‬

00:03:27.545 --> 00:03:29.113
‫آره.‬

00:03:29.212 --> 00:03:30.581
‫در موردِ فرقه‌ها فقط‬
‫درباره‌ی شست‌وشوی مغزی می‌شنوی‬

00:03:30.681 --> 00:03:32.116
‫و اون مسائل جنسی عجیب‌غریب.‬
‫مردم به اندازه‌ی کافی درباره‌ی مزایای‬

00:03:32.215 --> 00:03:34.685
‫یه تقویمِ قابل پیش‌بینی‬
‫حرف نمی‌زنن.‬

00:03:34.785 --> 00:03:37.088
‫خب، میشه حداقل
‫باد‌یسز و بارونز رو بذاریم؟‬

00:03:37.188 --> 00:03:38.956
‫فکر کنم یه قسمتِ جدیدش‬
‫تازه اومده،‬

00:03:39.056 --> 00:03:40.124
‫به قولِ معروف.‬

00:03:40.223 --> 00:03:41.424
‫ترور، اون کارِ انگشتت رو انجام بده.‬

00:03:41.525 --> 00:03:42.793
‫راستش، ما یه جورایی‬

00:03:42.893 --> 00:03:44.729
‫وسطِ تماشایِ یه مستند‬
‫درباره‌ی هودینی هستیم.‬

00:03:44.829 --> 00:03:46.229
‫همون‌طور که می‌دونید،‬

00:03:46.329 --> 00:03:49.299
‫من شعبده‌بازی می‌کنم،‬
‫و ما اول اینجا بودیم، پس...‬

00:03:49.399 --> 00:03:51.267
‫شما اول اینجا بودید؟‬

00:03:53.236 --> 00:03:54.772
‫شما اول اینجا بودید؟‬

00:03:54.872 --> 00:03:56.107
‫آره.‬

00:03:56.207 --> 00:03:57.641
‫من این خونه رو ساختم.‬

00:03:57.742 --> 00:03:58.943
‫خب، از لحاظِ فنی یه گروه‬
‫از کارگرهایِ روزمزدِ ایرلندی‬

00:03:59.043 --> 00:04:00.310
‫خونه رو ساختن،‬

00:04:00.410 --> 00:04:01.779
‫به همراهِ یه گروهِ‬
‫شجاع از یتیم‌ها.‬

00:04:01.879 --> 00:04:03.647
‫سخته طرفداریش رو بکنی‬
‫ولی ما دوستش داریم.‬

00:04:03.748 --> 00:04:04.648
‫می‌دونم شما روح‌هایِ پناهگاه‬

00:04:04.749 --> 00:04:06.517
‫تازه از زیرِ خاک دراومدید،‬

00:04:06.617 --> 00:04:08.384
‫پس بذارید براتون توضیح بدم اوضاعِ‬
‫این ملک از چه قراره.‬

00:04:08.485 --> 00:04:10.121
‫روح‌هایِ زیرزمین‬

00:04:10.221 --> 00:04:12.156
‫همون‌جا می‌مونن. روح‌هایِ انباری‬
‫هم همون‌جا می‌مونن.‬

00:04:12.255 --> 00:04:14.825
‫و روح‌هایِ طبقه بالا،‬
‫خب، اینجا‬

00:04:14.925 --> 00:04:16.961
‫قلمرویِ ماست.‬

00:04:17.061 --> 00:04:18.996
‫باشه، ولی این مستند‬
‫واقعاً جالبه.‬

00:04:19.096 --> 00:04:21.599
‫می‌دونستید هودینی با یه مشت‬
‫به شکمش مُرد؟‬

00:04:21.699 --> 00:04:23.100
‫فکرایِ بد به سرم نندازید.‬

00:04:23.200 --> 00:04:24.635
‫باشه.‬

00:04:26.369 --> 00:04:27.972
‫<i>لطفاً پشتِ خط بمونید.</i>‬

00:04:28.072 --> 00:04:30.508
‫<i>امیدواریم روزِ</i>‬
‫<i>باطراوتی داشته باشید.</i>‬

00:04:30.608 --> 00:04:32.676
‫اپراتور!‬

00:04:32.777 --> 00:04:36.479
‫اپراتور!‬
‫ما یه اپراتور می‌خوایم.‬

00:04:36.580 --> 00:04:39.116
‫ما هم همین رو گفتیم.‬
‫به شاه جورج.‬

00:04:39.216 --> 00:04:41.351
‫به این می‌گن شوخیِ سیاسی.‬

00:04:41.451 --> 00:04:42.953
‫به این می‌گن خدماتِ مشتریان؟‬

00:04:43.053 --> 00:04:44.320
‫وقتی آژانسِ مسافرتی داشتم،‬

00:04:44.420 --> 00:04:46.524
‫۲۴ ساعته در دسترسِ‬
‫مشتری‌هام بودم.‬

00:04:46.624 --> 00:04:48.526
‫نمی‌تونید تصور کنید چند بار‬
‫مجبور شدم یه چمدون رو‬

00:04:48.626 --> 00:04:49.794
‫نصفِ شب بردارم‬
‫و ببرمش‬

00:04:49.894 --> 00:04:51.461
‫لبِ اسکله بدم به یه یارویی.‬

00:04:51.562 --> 00:04:53.197
‫عزیزم، فکر نمی‌کنی اون قضایا‬
‫مربوط به مافیا بوده؟‬

00:04:53.296 --> 00:04:54.865
‫چی؟ نه.‬

00:04:54.965 --> 00:04:57.067
‫آره، احتمالاً.‬

00:04:57.168 --> 00:04:58.702
‫<i>ممنون که منتظر موندید، </i>‬
‫<i>چطور می‌تونم عطشِ شما رو</i>‬

00:04:58.803 --> 00:05:00.037
‫<i>برایِ اطلاعات برطرف کنم؟ </i>‬

00:05:00.137 --> 00:05:01.539
‫چه جالب که‬

00:05:01.639 --> 00:05:03.473
‫تمِ آب رو تویِ کلِ سیستمِ‬
‫خدماتِ مشتریانشون رعایت کردن.‬

00:05:03.574 --> 00:05:04.742
‫آره، خب،‬

00:05:04.842 --> 00:05:06.577
‫ما تازه فهمیدیم‬
‫که ملکمون،‬

00:05:06.677 --> 00:05:08.245
‫عمارتِ وودستون،‬
‫اخیراً فروخته شده‬

00:05:08.344 --> 00:05:09.880
‫به اِوِر کریک،‬
‫و می‌خواستیم‬

00:05:09.980 --> 00:05:12.016
‫یه سری اطلاعات بگیریم‬
‫که این یعنی چی.‬

00:05:12.116 --> 00:05:13.150
‫البته.‬

00:05:13.250 --> 00:05:14.885
‫این اطلاعات دمِ دستمه.‬

00:05:14.985 --> 00:05:16.386
‫یه لحظه بهم وقت بدید.‬

00:05:16.486 --> 00:05:18.022
‫می‌ترسم عزیزم.‬

00:05:18.122 --> 00:05:19.389
‫اگه دیگه نخوان ما‬
‫وودستون رو اداره کنیم چی؟‬

00:05:19.489 --> 00:05:21.357
‫همه‌چی درست می‌شه جی.‬

00:05:21.457 --> 00:05:22.660
‫امیدوارم.‬

00:05:22.760 --> 00:05:24.028
‫<i>خب، پرونده‌تون رو باز کردم.</i>‬

00:05:24.128 --> 00:05:26.697
‫به نظر می‌رسه قرار نیست‬
‫چیزی عوض بشه...‬

00:05:27.998 --> 00:05:29.767
‫<i>...تا ۴۸ ساعتِ دیگه، که اون موقع</i>‬

00:05:29.867 --> 00:05:31.268
‫<i>خونه‌تون تخریب می‌شه</i>‬

00:05:31.367 --> 00:05:32.736
‫و ساخت‌وسازِ‬
‫مرکزِ داده‌یِ اِوِر کریک‬

00:05:32.837 --> 00:05:34.572
‫- شروع می‌شه.‬
‫- صبر کن، چی؟‬

00:05:34.672 --> 00:05:36.006
‫کارِ دیگه‌ای هست که‬
‫بتونم براتون انجام بدم؟‬

00:05:36.106 --> 00:05:38.609
‫آره، می‌شه‬
‫خونه‌مون رو خراب نکنید؟‬

00:05:38.709 --> 00:05:40.376
‫می‌دونم،‬
‫خیلی عالی می‌شد، نه؟‬

00:05:40.476 --> 00:05:42.412
‫یه لحظه پشتِ خط بمونید‬
‫تا بررسی کنم.‬

00:05:42.513 --> 00:05:44.215
‫نه، صبر کن!‬

00:05:44.347 --> 00:05:46.684
‫♪ <i>شلپ‌شلوپ، </i>‬
‫<i>داشتم حموم می‌کردم</i> ♪‬

00:05:46.817 --> 00:05:48.018
‫♪ <i>حدودایِ</i>‬
‫<i>یه شنبه‌شب...</i> ♪‬

00:05:48.118 --> 00:05:49.887
‫تمِ آب همچنان ادامه داره.‬

00:05:55.025 --> 00:05:57.895
‫<i>این واقعاً</i>‬
‫<i>یه مشکله، همسایه‌هایِ عزیز.</i>‬

00:05:57.995 --> 00:06:01.031
‫مرکزِ داده؟ تویِ این ملک؟‬

00:06:01.131 --> 00:06:02.365
‫انگار یه روالِ کلیه.‬

00:06:02.465 --> 00:06:04.268
‫دوست دارن تویِ مناطقِ روستایی‬
‫بساطشون رو پهن کنن‬

00:06:04.367 --> 00:06:06.070
‫کنارِ منابعِ آب.‬

00:06:06.170 --> 00:06:07.437
‫رودخونه‌یِ جادویی بهمون خیانت کرد.‬

00:06:07.538 --> 00:06:08.973
‫نمی‌فهمم.‬

00:06:09.073 --> 00:06:11.407
‫اِوِر کریک چه ربطی‬
‫به مرکزِ داده داره؟‬

00:06:11.508 --> 00:06:13.611
‫فکر می‌کردم‬
‫شرکتِ آبه.‬

00:06:13.711 --> 00:06:14.979
‫انگار یه سری‬
‫ادغامِ شرکت‌ها صورت گرفته.‬

00:06:15.079 --> 00:06:17.248
‫الان تویِ مخابرات،‬

00:06:17.348 --> 00:06:19.950
‫شرط‌بندیِ ورزشی‬
‫و تولیدِ سلاح هم هستن.‬

00:06:20.050 --> 00:06:21.484
‫تویِ صنعتِ گوشتِ گاو هم‬
‫حضورِ پررنگی دارن.‬

00:06:21.585 --> 00:06:22.920
‫نکته‌یِ جالبیه.‬

00:06:23.020 --> 00:06:26.290
‫یه چیزایی در این مورد‬
‫تویِ تلویزیون دیدم.‬

00:06:26.389 --> 00:06:28.759
‫این مراکزِ داده‬
‫مثلِ بلایِ جون می‌مونن.‬

00:06:28.859 --> 00:06:30.895
‫نمی‌تونیم اجازه بدیم همچین چیزی‬
‫توی محله‌مون اتفاق بیفته.‬

00:06:30.995 --> 00:06:32.495
‫ببخشید که این‌همه خبر بد رو یهو بهت دادم،‬

00:06:32.596 --> 00:06:34.765
‫اونم درست وقتی که از ماجراجویی‬
‫با کاروانت برگشتی.‬

00:06:34.865 --> 00:06:36.567
‫«ماجراجویی با کاروان.»‬

00:06:36.667 --> 00:06:38.468
‫این یه جور مؤدبانه گفتنِ‬
‫«سفرِ جنسیِ سرتاسری» بود.‬

00:06:38.569 --> 00:06:40.004
‫سفرِ باشکوهی بود.‬

00:06:40.104 --> 00:06:42.106
‫کلی سوراخ‌سنبه وجود داشت‬

00:06:42.206 --> 00:06:44.942
‫که توی کل این کشورِ پهناور‬
‫کشفشون کنیم.‬

00:06:45.042 --> 00:06:46.610
‫هیچ‌کس نمی‌خواد به اون موضوع فکر کنه.‬

00:06:46.710 --> 00:06:48.646
‫یکی از دلایلی که پیرها رو‬
‫از صخره پرت می‌کردیم پایین همینه.‬

00:06:48.746 --> 00:06:50.281
‫بگذریم،‬

00:06:50.381 --> 00:06:52.816
‫می‌دونیم که قوانینِ محلی رو‬
‫مثل کفِ دستت بلدی.‬

00:06:52.917 --> 00:06:55.653
‫فکر می‌کنی راهی هست که‬
‫جلوی این کار رو بگیریم؟‬

00:06:55.753 --> 00:06:57.321
‫خب، شاید یه راهی باشه.‬

00:06:57.420 --> 00:06:59.823
‫اگه ساختمونی توی شهرستانِ آلستر‬

00:06:59.924 --> 00:07:02.660
‫به عنوانِ‬
‫اثرِ تاریخی ثبت بشه،‬

00:07:02.760 --> 00:07:04.328
‫دیگه نمی‌شه تخریبش کرد.‬

00:07:04.427 --> 00:07:05.996
‫عالیه، خب چطوری‬
‫می‌تونیم ثبتش کنیم‬

00:07:06.096 --> 00:07:07.865
‫به عنوانِ یه اثرِ تاریخی؟‬

00:07:07.965 --> 00:07:09.333
‫خب، باید تأییدیه‌اش رو‬

00:07:09.432 --> 00:07:12.002
‫از مورخِ شهرستان‬
‫جو پترسون بگیرید.‬

00:07:12.102 --> 00:07:13.637
‫می‌تونم باهاش آشناتون کنم.‬

00:07:13.737 --> 00:07:16.307
‫واقعاً ممنون بابت این موضوع.‬
‫خیلی لطف کردید.‬

00:07:16.407 --> 00:07:18.275
‫قربونتون.
‫بیا بریم، مارگارت.‬

00:07:18.375 --> 00:07:21.312
‫باید بریم اون کاروان رو حسابی تمیز کنیم.‬

00:07:21.412 --> 00:07:23.314
‫اگه آتیشش بزنین امن‌تره.‬

00:07:24.381 --> 00:07:26.650
‫اصلاً درست نیست که یه عمارت رو خراب کنن‬

00:07:26.750 --> 00:07:28.285
‫تا جاش رو به صنعت بدن.‬

00:07:28.385 --> 00:07:30.821
‫محله‌های قشرِ کارگر رو‬
‫واسه همین کارا گذاشتن دیگه.‬

00:07:30.921 --> 00:07:32.122
‫اصلاً این مرکزِ داده چی هست؟‬

00:07:32.222 --> 00:07:33.456
‫توی اینترنت سرچ کردم.‬

00:07:33.557 --> 00:07:36.360
‫ظاهراً فقط یه انبارِ بزرگه‬

00:07:36.459 --> 00:07:37.995
‫که پر از قطعاتِ کامپیوتریه.‬

00:07:38.095 --> 00:07:39.730
‫اوه، مثل یه رادیوشکِ گنده؟‬

00:07:39.830 --> 00:07:41.732
‫خب، بد نیست که.‬
‫اتفاقاً خیلی هم عالیه.‬

00:07:41.832 --> 00:07:43.901
‫یعنی الان به کدوم نسخه‌ی تندی‬
‫رسیدن؟‬

00:07:44.001 --> 00:07:45.869
‫۸۰۰۰؟ ۹۰۰۰؟‬

00:07:45.970 --> 00:07:48.505
‫نه، فقط یه اتاقِ غول‌پیکره‬
‫که به شدت سرده‬

00:07:48.605 --> 00:07:51.375
‫و همیشه هم خیلی پرسر و صدا و پرنوره.‬

00:07:51.474 --> 00:07:53.377
‫ولی ما کجا بخوابیم؟‬

00:07:53.476 --> 00:07:55.346
‫من باید هشت ساعت خوابم رو داشته باشم.‬

00:07:55.446 --> 00:07:57.982
‫نمی‌دونم چرا بهش نیاز دارم، ولی دارم دیگه.‬

00:07:58.082 --> 00:07:59.383
‫به گمونم باید توی جنگل بخوابیم.

00:07:59.482 --> 00:08:01.185
‫خب، من رو که می‌شناسی، عاشقِ‬

00:08:01.285 --> 00:08:03.554
‫کمپ زدنم، ولی هر شب تا ابد؟‬

00:08:03.654 --> 00:08:05.889
‫بدونِ شیرینیِ اسمورز، یا شاشیدن روی آتیش‬

00:08:05.990 --> 00:08:07.524
‫- موقعِ صبح؟‬
‫- خب، گزینه‌هامون‬

00:08:07.624 --> 00:08:09.226
‫اینجا محدوده. این مراکزِ داده خیلی بزرگن.‬

00:08:09.326 --> 00:08:10.728
‫همه‌چیز قراره تخریب بشه،‬

00:08:10.828 --> 00:08:12.396
‫به جز احتمالاً پناهگاه.‬

00:08:12.495 --> 00:08:13.864
‫اوه، خب، چرا از روح‌های پناهگاه نپرسیم‬

00:08:13.964 --> 00:08:15.065
‫که می‌تونیم باهاشون زندگی کنیم یا نه؟‬

00:08:15.165 --> 00:08:16.600
‫درسته.‬

00:08:16.700 --> 00:08:19.370
‫الان ممکنه یکم اوضاع پیچیده باشه، نه؟‬

00:08:19.470 --> 00:08:20.738
‫منظورت اینه چون‬

00:08:20.838 --> 00:08:21.839
‫سرشون داد زدی و بهشون گفتی‬

00:08:21.939 --> 00:08:23.173
‫سرِ جای خودشون بمونن،‬

00:08:23.273 --> 00:08:24.541
‫و حالا می‌خوای ازشون اجازه بگیری‬
‫که اونجا زندگی کنی؟‬

00:08:24.641 --> 00:08:25.876
‫خب، شاید بیخیالِ اون قضیه شده باشن.‬

00:08:25.976 --> 00:08:27.578
‫یا شاید اصلاً هیچ‌کدوم اینا مهم نباشه‬

00:08:27.678 --> 00:08:30.214
‫چون سم و جی یه راهی پیدا می‌کنن‬
‫تا وودستون رو نجات بدن،‬

00:08:30.314 --> 00:08:33.350
‫اونم با دور زدنِ یه شرکتِ چندملیتیِ قدرتمند.‬

00:08:33.450 --> 00:08:36.787
‫آره، بهتره برم ازشون عذرخواهی کنم.‬

00:08:36.887 --> 00:08:39.089
‫جو، خیلی ممنون که‬
‫با هامون ملاقات کردی.‬

00:08:39.189 --> 00:08:41.225
‫همون‌طور که پشتِ تلفن گفتم،‬

00:08:41.325 --> 00:08:44.628
‫ملکِ ما به یه شرکتِ خوشه‌ایِ آبِ خبیث فروخته شده‬

00:08:44.728 --> 00:08:46.597
‫و قصد دارن تخریبش کنن.‬

00:08:46.697 --> 00:08:48.899
‫حیف شد. ساختمونِ قدیمیِ قشنگیه.‬

00:08:48.999 --> 00:08:52.403
‫خوشم اومد که خیلی از جزئیاتِ اصلی رو‬
‫دست‌نخورده نگه داشتید.‬

00:08:52.504 --> 00:08:53.937
‫قطعاً از روی انتخاب بوده،‬
‫نه فقط به خاطرِ اینکه‬

00:08:54.038 --> 00:08:55.406
‫اونا بی‌پول‌تر از این بودن که بازسازیش کنن.‬

00:08:55.507 --> 00:08:57.041
‫می‌دونید، به ما گفتن که‬

00:08:57.141 --> 00:08:58.942
‫اگه وودستون به عنوانِ اثرِ تاریخی ثبت بشه،‬

00:08:59.043 --> 00:09:01.979
‫اون‌وقت اِوِر کریک اجازه نداره تخریبش کنه.‬

00:09:02.079 --> 00:09:05.282
‫معیارهای واجدِ شرایط بودن خیلی خاصه.‬

00:09:05.382 --> 00:09:07.251
‫وودستون با اینکه باشکوهه،‬

00:09:07.351 --> 00:09:09.453
‫ولی بینِ عمارت‌های این دوره،‬
‫یه چیزِ کاملاً معمولیه.‬

00:09:09.553 --> 00:09:10.954
‫خبر دادن به هتی با من،‬

00:09:11.055 --> 00:09:13.290
‫که این یارو به خونه‌اش گفت معمولی.‬

00:09:13.390 --> 00:09:15.426
‫خب، چی باعث می‌شه واجدِ شرایط بشیم؟‬

00:09:15.527 --> 00:09:16.960
‫خب، من اخیراً به یه میخانه‌ی نزدیک اینجا‬

00:09:17.061 --> 00:09:20.397
‫که مالِ دورانِ جنگِ انقلابه، یعنی پی‌یر،‬
‫لقبِ اثرِ تاریخی دادم.‬

00:09:20.497 --> 00:09:22.800
‫اوه، من شب‌های زیادی رو اونجا گذروندم.‬

00:09:22.900 --> 00:09:24.802
‫رانِ اسب، اوممم.‬

00:09:24.902 --> 00:09:27.404
‫اون‌قدر ترد بود که گوشتش‬
‫راحت از سُم جدا می‌شد.‬

00:09:27.505 --> 00:09:28.972
‫ولی پی‌یر میزبانِ یه عالمه‬

00:09:29.073 --> 00:09:31.141
‫چهره‌های افسانه‌ایِ تاریخ بوده.‬

00:09:31.241 --> 00:09:32.810
‫بن فرانکلین مشتریِ همیشگیِ اونجا بود.‬

00:09:32.910 --> 00:09:34.978
‫بن فرانکلین مشتریِ همیشگیِ هر میخانه‌ای بود.‬

00:09:35.079 --> 00:09:36.980
‫می‌دونی چی می‌تونست
‫از نظرِ تاریخی مهم باشه؟‬

00:09:37.081 --> 00:09:38.816
‫اگه یه تیکه کلم بروکلی خورده بود.‬

00:09:38.916 --> 00:09:40.451
‫اگه بهت بگم...‬

00:09:40.552 --> 00:09:43.153
‫یه نفر که از نظر تاریخی خیلی مهمه‬
‫واقعاً اینجا مرده.‬

00:09:43.253 --> 00:09:44.688
‫این می‌تونه خیلی جالب باشه.‬

00:09:44.788 --> 00:09:46.490
‫اینجوری توجهم رو جلب می‌کنه.‬

00:09:46.590 --> 00:09:48.358
‫خب، همه می‌دونیم‬
‫تهش به کجا می‌رسه.‬

00:09:48.459 --> 00:09:49.927
‫شهرِ برتی.‬

00:09:50.027 --> 00:09:51.662
‫تا حالا اسم خواننده‌ی مشهور جاز...‬

00:09:51.762 --> 00:09:53.163
‫آلبرتا هینز رو شنیدی؟‬

00:09:53.263 --> 00:09:54.965
‫دقیقاً اینجا توی وودستون‬
‫به قتل رسید.‬

00:09:55.065 --> 00:09:56.667
‫راستش، اسمش رو شنیدم.‬

00:09:56.767 --> 00:09:57.968
‫- آره!‬
‫- ولی نه،‬

00:09:58.068 --> 00:09:59.336
‫اون اصلاً به اون اندازه‌ای که باید،‬
‫مشهور نیست.‬

00:09:59.436 --> 00:10:00.538
‫مرتیکه‌ی عوضی.‬

00:10:00.637 --> 00:10:02.473
‫اوه، این تحقیر در حد...‬

00:10:02.574 --> 00:10:04.308
‫همون مردن با اون‬
‫کلاه کوچیکِ احمقانه‌ست.‬

00:10:04.408 --> 00:10:05.476
‫اوه!‬

00:10:05.577 --> 00:10:06.544
‫یه سری مدارک هم هست...‬

00:10:06.643 --> 00:10:08.212
‫که نشون می‌ده آیزاک هیگین‌توت اینجا مرده.‬

00:10:08.312 --> 00:10:10.481
‫بله. اون یکی از‬
‫افسرهای جنگ انقلاب بود.‬

00:10:10.582 --> 00:10:13.851
‫اون برای تسلیم شدنِ‬
‫قلعه‌ی تیکوندروگا مذاکره کرد.‬

00:10:13.951 --> 00:10:16.854
‫و... دقیقاً اون‌طرف خیابون بود‬

00:10:16.954 --> 00:10:19.289
‫موقع امضای‬
‫اعلامیه‌ی استقلال.‬

00:10:19.389 --> 00:10:20.457
‫می‌تونست اونجا باشه،‬

00:10:20.558 --> 00:10:21.526
‫ولی اونا زودتر شروع کردن.‬

00:10:21.625 --> 00:10:22.693
‫آره، وقتی اینطوری...‬

00:10:22.793 --> 00:10:24.529
‫پشت سر هم ردیفشون می‌کنی،
‫زیاد جالب به نظر نمیاد.‬

00:10:24.628 --> 00:10:26.363
‫بهشون بگو اون دفعه که‬
‫آیزاک تبدیل به خفاش شد‬

00:10:26.463 --> 00:10:28.632
‫و به الکساندر همیلتون حمله کرد.‬

00:10:28.732 --> 00:10:30.000
‫اون مالِ توی کتاب بود.‬

00:10:30.100 --> 00:10:31.468
‫می‌دونی که‬
‫واقعی نبود، نه؟‬

00:10:32.636 --> 00:10:34.037
‫آره.‬

00:10:34.138 --> 00:10:35.472
‫احمق.‬

00:10:36.773 --> 00:10:38.342
‫سلام بچه‌ها. دیدید؟ بهتون گفتم...‬

00:10:38.442 --> 00:10:39.877
‫که لوله‌ی آب‬
‫ما رو دقیقاً میاره اینجا.‬

00:10:39.977 --> 00:10:41.678
‫خیلی وحشتناک بود!‬

00:10:41.778 --> 00:10:43.247
‫فکر کنم یه مار‬
‫دقیقاً از توی صورتم رد شد.‬

00:10:43.347 --> 00:10:44.348
‫خب، ببین کی اینجاست...‬

00:10:44.448 --> 00:10:45.583
‫روح‌های طبقه‌ی بالا.‬

00:10:45.682 --> 00:10:47.017
‫هتی.‬

00:10:48.185 --> 00:10:53.157
‫اومدم اینجا که عذرخواهی کنم.‬

00:10:53.257 --> 00:10:56.594
‫اشتباه کردم که‬
‫اونطوری از کوره در رفتم.‬

00:10:56.693 --> 00:10:58.563
‫و راستش رو بخواید،‬
‫یکم...‬

00:10:58.662 --> 00:11:02.065
‫فکر کنم کلمه‌اش این باشه...‬
‫گرسنه‌ی‌ عصبی بودم.‬

00:11:02.166 --> 00:11:04.234
‫از زمان ریاست‌جمهوری گروور کلیولند‬
‫تا حالا چیزی نخورده.‬

00:11:04.334 --> 00:11:05.369
‫نکته اینجاست که،‬

00:11:05.469 --> 00:11:07.771
‫واقعاً از رفتارم پشیمونم.‬

00:11:07.871 --> 00:11:09.273
‫آره، در مورد‬
‫مرکز داده شنیدیم.‬

00:11:09.373 --> 00:11:11.576
‫بذار حدس بزنم، همه‌تون‬
‫می‌خواید بیاید اینجا‬

00:11:11.675 --> 00:11:13.110
‫حالا که دارن‬
‫عمارت رو خراب می‌کنن؟‬

00:11:13.210 --> 00:11:16.246
‫اوه. اصلاً اینطوری نیست.‬

00:11:16.346 --> 00:11:17.848
‫ولی حالا که حرفش شد،‬

00:11:17.948 --> 00:11:20.384
‫این یه دعوتِ بزرگوارانه‌ست‬
‫که با کمال میل قبولش می‌کنیم.‬

00:11:20.484 --> 00:11:21.919
‫می‌دونی چیه،‬
‫ما می‌ذاریم همه‌تون...‬

00:11:22.019 --> 00:11:23.687
‫بیاید اینجا، به جز هتی.‬

00:11:23.787 --> 00:11:26.690
‫هی رفیق، هتی دوستِ ماست،‬

00:11:26.790 --> 00:11:28.725
‫و ما اینطوری‬
‫به حال خودش رهاش نمی‌کنیم.‬

00:11:28.825 --> 00:11:31.361
‫دقیقاً. ما با هم متحدیم‬
‫و حرفمون یکیه.‬

00:11:31.461 --> 00:11:34.831
‫خب، اگه انتخابتون اینه،‬
‫بهش احترام می‌ذارم...‬

00:11:35.866 --> 00:11:37.535
‫...ولی هیچ‌کدومتون نمی‌تونید بیاید اینجا.‬

00:11:37.635 --> 00:11:39.903
‫از لرزیدن کنار همدیگه بیرون‬
‫توی چله‌ی زمستون لذت ببرید.‬

00:11:42.507 --> 00:11:43.608
‫- آره، باشه، قبول می‌کنیم.‬
‫- ببخشید هتی.‬

00:11:43.707 --> 00:11:45.610
‫- می‌تونم تخت بالایی رو بردارم؟‬
‫- اه!‬

00:11:45.709 --> 00:11:47.744
‫ظاهراً اونا نمی‌تونن‬
‫عمارت رو خراب کنن‬

00:11:47.844 --> 00:11:49.980
‫اگه یه آدمِ مهم از نظر تاریخی‬
‫اینجا مرده باشه.‬

00:11:50.080 --> 00:11:52.282
‫شاید من‬
‫از نظر تاریخی مهم باشم.‬

00:11:52.382 --> 00:11:54.451
‫من یه بار یه پرتقال خوردم.‬

00:11:54.552 --> 00:11:57.788
‫آره، فکر نکنم‬
‫این چیزی رو عوض کنه.‬

00:11:57.888 --> 00:11:59.256
‫باید رازت رو بهشون بگی.‬

00:11:59.356 --> 00:12:00.991
‫اوه، دهنت رو ببند، مرتیکه‌ی کثافت.‬

00:12:01.091 --> 00:12:02.826
‫نمی‌خوام کسی‬
‫در موردش چیزی بدونه.‬

00:12:02.926 --> 00:12:05.762
‫حتی اگه وودستون رو نجات بده؟‬

00:12:07.231 --> 00:12:09.766
‫خب، پس داری میگی‬
‫یه وایکینگ اینجا مرده.‬

00:12:09.866 --> 00:12:11.603
‫- درسته.‬
‫- که این می‌تونه...‬

00:12:11.703 --> 00:12:13.638
‫از نظر تاریخی‬
‫فوق‌العاده مهم باشه.‬

00:12:13.737 --> 00:12:15.472
‫شنیدنش خوبه.‬

00:12:15.573 --> 00:12:18.308
‫و شما در واقع بقایایی داشتید‬
‫که می‌تونست ثابتش کنه،‬

00:12:18.408 --> 00:12:20.744
‫ولی به یه دلیلی، اون بقایا رو...‬

00:12:20.844 --> 00:12:23.080
‫انداختید وسط دریاچه‬
‫و آتیششون زدید؟‬

00:12:23.180 --> 00:12:25.415
‫یه جورایی مراسم تدفین وایکینگی بود.‬

00:12:25.516 --> 00:12:28.986
‫شاید اولین مورد‬
‫توی کلِ شهرستان اولستر.‬

00:12:29.086 --> 00:12:30.622
‫هوم؟ این خودش یه چیزیه دیگه، نه؟‬

00:12:30.722 --> 00:12:32.624
‫یه چیزی هست،‬

00:12:32.724 --> 00:12:33.824
‫ولی چیزی نیست که‬
‫اینجا بتونه بهتون کمک کنه.‬

00:12:33.924 --> 00:12:34.925
‫اوه، این اصلاً خوب نیست.‬

00:12:35.025 --> 00:12:36.460
‫دیگه روحی برامون نمونده.‬

00:12:36.561 --> 00:12:38.495
‫به هر حال،‬
‫من دیگه باید برم.‬

00:12:38.596 --> 00:12:40.030
‫هی بچه‌ها. چه خبره؟‬

00:12:40.130 --> 00:12:41.832
‫اه، پـ... پس پیت مارتینو چی‬
‫که اینجا مرده؟‬

00:12:41.932 --> 00:12:44.334
‫اون... اون یه بی‌غیرتِ‬
‫مشهورِ محلی بود.‬

00:12:44.434 --> 00:12:46.370
‫خب، این مدل وارد اتاق شدن رو‬
‫اصلاً دوست ندارم.‬

00:12:46.470 --> 00:12:48.372
‫مطمئن نیستم بدونم اون کیه،‬

00:12:48.472 --> 00:12:51.308
‫و اگه بی‌غیرت بودن برای ثبت ملی شدن کافی بود،‬

00:12:51.408 --> 00:12:53.176
‫خونه‌ی من سال‌ها پیش‬
‫یه لوح تقدیر می‌گرفت.‬

00:12:53.277 --> 00:12:54.311
‫انگار یه داستانی پشتشه.‬

00:12:54.411 --> 00:12:56.179
‫از آشنایی با شما دوتا خیلی خوشحال شدم.‬

00:12:56.280 --> 00:12:57.881
‫متأسفم که اوضاع‬
‫اون‌طوری که می‌خواستید پیش نرفت.‬

00:13:00.817 --> 00:13:02.019
‫حالا باید چیکار کنیم؟‬

00:13:02.119 --> 00:13:04.321
‫بدبخت شدیم رفت.‬

00:13:04.421 --> 00:13:07.824
‫شنیدم دنبال یه آدم معروف می‌گردید‬
‫که مرده باشه.‬

00:13:07.924 --> 00:13:10.695
‫خب، دیگه لازم نیست بگردید.‬

00:13:10.794 --> 00:13:12.496
‫نانسی، داری درباره‌ی چی‬
‫حرف می‌زنی؟‬

00:13:12.597 --> 00:13:14.031
‫یه داستانی دارم که باید تعریف کنم.‬

00:13:14.131 --> 00:13:16.033
‫یه چیزیه که هیچوقت‬
‫نمی‌خواستم کسی بفهمه،‬

00:13:16.133 --> 00:13:18.302
‫اما اگه قراره وودستون رو نجات بده،‬

00:13:18.402 --> 00:13:20.370
‫فکر کنم الان وقتشه‬
‫که بهتون بگم.‬

00:13:20.470 --> 00:13:22.205
‫راستش...‬

00:13:22.306 --> 00:13:25.175
‫من یه پرنسس‌ام.‬

00:13:30.180 --> 00:13:33.216
‫جی، نانسی همین الان به همه گفت‬
‫که پرنسسه.‬

00:13:33.317 --> 00:13:35.553
‫- خب.‬
‫- آره،‬

00:13:35.653 --> 00:13:37.054
‫باید بیشتر برامون‬
‫توضیح بدی.‬

00:13:37.154 --> 00:13:39.524
‫نانسی اسم واقعیِ من نیست.‬

00:13:39.624 --> 00:13:41.058
‫من با اسم...‬

00:13:41.158 --> 00:13:46.129
‫پرنسس آدلاین ماری دانهامِ بدفورد به دنیا اومدم.‬

00:13:46.229 --> 00:13:49.232
‫<i>توی یه قلعه زندگی می‌کردیم.</i>‬
‫<i>کلی خدمتکار داشتم.</i>‬

00:13:49.333 --> 00:13:52.235
‫<i>توی لگن طلا دستشویی می‌کردم.</i>‬
‫<i>خلاصه همه‌چی داشتم.</i>‬

00:13:52.336 --> 00:13:55.238
‫مادر، چرا باید برای این نقاشی‬
‫این‌قدر بشینم؟‬

00:13:55.339 --> 00:13:57.407
‫واقعاً خسته‌کننده‌ست.‬

00:13:57.508 --> 00:14:01.244
‫قصد داریم این رو برای
‫شاهزاده‌ی لیختن‌اشتاین بفرستیم.‬

00:14:01.345 --> 00:14:04.448
‫امیدواریم تأثیر خوبی روش بذاره،‬

00:14:04.549 --> 00:14:06.416
‫و تو رو به همسری انتخاب کنه.‬

00:14:06.517 --> 00:14:08.952
‫ولی من نمی‌خوام باهاش ازدواج کنم.‬

00:14:09.052 --> 00:14:10.755
‫شنیدم بوی بدی می‌ده.‬

00:14:10.854 --> 00:14:13.090
‫همه‌ی ما بوی گندی می‌دیم،‬

00:14:13.190 --> 00:14:15.258
‫پس اگه پیچیده که طرف بوی بدی می‌ده،‬

00:14:15.359 --> 00:14:17.260
‫حتماً اوضاعش خیلی خرابه.‬

00:14:17.361 --> 00:14:18.796
‫مسخره‌بازی درنیار.‬

00:14:18.895 --> 00:14:21.566
‫یه زندگیِ راحت با کلی مهمونی و رقص‬

00:14:21.666 --> 00:14:23.534
‫در کنار بقیه‌ی اشراف‌زاده‌ها در انتظارت خواهد بود.‬

00:14:23.634 --> 00:14:25.770
‫این همون زندگی‌ایه‬
‫که براش به دنیا اومدی.‬

00:14:25.869 --> 00:14:28.405
‫اما این چیزا برام جذابیتی نداره.‬

00:14:28.506 --> 00:14:30.941
‫دلم می‌خواد کنار رودخونه‌ها خوش‌گذرونی کنم،‬

00:14:31.041 --> 00:14:33.110
‫توی دشت‌ها بدوم، رک و پوست‌کنده حرف بزنم‬

00:14:33.210 --> 00:14:37.948
‫و اگه بخوام صادق باشم،‬
‫با آدم‌های مختلفی بخوابم.‬

00:14:38.048 --> 00:14:42.620
‫داری زندگیِ یه آدم معمولی رو توصیف می‌کنی.‬

00:14:42.720 --> 00:14:44.388
‫واسه همین فرار کردم.‬

00:14:44.488 --> 00:14:46.957
‫توی یه سفر سلطنتی به کانادا، شبونه جیم زدم،‬

00:14:47.057 --> 00:14:51.128
‫لباس‌های گرون‌قیمتم رو دور انداختم‬
‫و خودم رو نانسی معرفی کردم.‬

00:14:51.228 --> 00:14:53.163
‫تو همون پرنسسِ گمشده‌ی بدفوردی؟‬

00:14:53.263 --> 00:14:55.600
‫مـ... من توی مدرسه درباره‌ش خونده بودم.‬
‫خیلی سر و صدا کرده بود.‬

00:14:55.700 --> 00:14:57.100
‫خب، حالا این به نظر...‬

00:14:57.200 --> 00:14:59.002
‫- لایقِ ثبت ملی شدنه.‬
‫- نانسی،‬

00:14:59.102 --> 00:15:00.772
‫چرا هیچوقت به کسی نگفتی؟‬

00:15:00.872 --> 00:15:02.305
‫چون خجالت می‌کشیدم.‬

00:15:02.406 --> 00:15:04.141
‫کارِ احمقانه‌ای بود.‬

00:15:04.241 --> 00:15:06.343
‫با خودم چی فکر می‌کردم‬
‫که اون زندگی برام بد بود؟‬

00:15:06.443 --> 00:15:09.781
‫تمام روز شکلات خوردن؟‬
‫احمقِ بیشعور.‬

00:15:09.881 --> 00:15:13.651
‫تمام این مدت، نانسی... باکلاس بوده.‬

00:15:13.751 --> 00:15:15.452
‫مشکل اینجاست که جو مدرک می‌خواد.‬

00:15:15.553 --> 00:15:17.254
‫این چطوره؟‬

00:15:18.422 --> 00:15:20.157
‫حروف اول اسمم روشه.‬

00:15:20.257 --> 00:15:22.926
‫نانسی یه گردنبند داره‬
‫که حروف اول اسم واقعیش روشه.‬

00:15:23.026 --> 00:15:25.763
‫خب، ولی این چه کمکی به ما می‌کنه؟‬
‫ما خودِ گردنبند رو لازم داریم.‬

00:15:25.863 --> 00:15:28.165
‫چه می‌دونم بابا. جنازه‌ی وبا‌زده‌ی من‬

00:15:28.265 --> 00:15:30.167
‫باید همین دور و برا باشه.‬

00:15:30.267 --> 00:15:32.169
‫برید بگردید پیداش کنید.‬

00:15:32.269 --> 00:15:33.638
‫یعنی باید جنازه‌ت رو از زیر خاک بکشیم بیرون؟‬

00:15:33.738 --> 00:15:35.005
‫باشه، من می‌رم‬

00:15:35.105 --> 00:15:36.973
‫دستکش‌های قبرکنی‌ام رو بپوشم.‬

00:15:37.073 --> 00:15:40.010
‫نیازی نیست.‬
‫ثور قبلاً گردنبند رو دیده،‬

00:15:40.110 --> 00:15:43.146
‫و ثور می‌دونه کجا پیداش کنه.‬

00:15:44.114 --> 00:15:46.116
‫شماها واقعاً خیلی رو دارید.‬

00:15:46.216 --> 00:15:47.618
‫چی داری میگی؟

00:15:47.718 --> 00:15:49.854
‫نه جدی، باید بفهمم قضیه چیه.‬

00:15:49.953 --> 00:15:51.288
‫هتی، بیا مثل آدم‌بزرگ‌ها‬

00:15:51.388 --> 00:15:53.558
‫با این موضوع برخورد کنیم.‬
‫می‌فهمم که ناراحتی.‬

00:15:53.658 --> 00:15:54.859
‫کسی ساندویچِ یونجه‌ت رو خورده‬

00:15:54.958 --> 00:15:56.193
‫از توی یخچالِ اشتراکی،‬

00:15:56.293 --> 00:15:57.728
‫با اینکه روش علامت گذاشته بودی؟‬

00:15:57.829 --> 00:15:59.530
‫متنفرم وقتی این اتفاق میفته.‬

00:15:59.630 --> 00:16:01.498
‫چطور همه‌تون این‌قدر سریع
‫اون پیشنهاد رو قبول کردید؟‬

00:16:01.599 --> 00:16:02.867
‫ما فقط می‌خواستیم بریم سرِ اصل مطلب.‬

00:16:02.966 --> 00:16:04.535
‫دقیقاً چطوری به این نتیجه رسیدی؟‬

00:16:04.635 --> 00:16:05.570
‫در نهایت، تو بهمون می‌گفتی‬

00:16:05.670 --> 00:16:07.070
‫که بدون تو ادامه بدیم.‬

00:16:07.170 --> 00:16:08.873
‫ما مخالفت می‌کردیم، تو اصرار می‌کردی.‬

00:16:08.972 --> 00:16:10.240
‫هی کشش می‌دادیم،‬

00:16:10.340 --> 00:16:12.175
‫تا اینکه بالاخره تسلیمِ خواسته‌ی تو می‌شدیم.‬

00:16:12.275 --> 00:16:13.678
‫خواهش می‌کنم.‬

00:16:14.679 --> 00:16:16.547
‫امروز واقعاً روزِ سختی بوده.‬

00:16:16.647 --> 00:16:18.348
‫چیزی که یه عمر‬
‫واسه ساختنش وقت گذاشتم...‬

00:16:18.448 --> 00:16:22.553
‫خونه‌م، دسترنجِ تمامِ عمرم...‬
‫ممکنه خیلی راحت خراب بشه.‬

00:16:22.653 --> 00:16:25.055
‫و انگار که اصلاً وجود نداشتم.‬

00:16:25.155 --> 00:16:28.492
‫و درست تو همین‬
‫لحظاتِ تاریک و سخت،‬

00:16:28.593 --> 00:16:32.329
‫دوستام تصمیم می‌گیرن‬
‫که ترکم کنن.‬

00:16:35.999 --> 00:16:38.134
‫شما دوتا راضی شدین دیگه؟

00:16:38.235 --> 00:16:40.805
‫امیدوارم اون ساندویچ‬
‫ارزشش رو داشته بوده باشه.‬

00:16:43.941 --> 00:16:46.243
‫گردنبند اینجاست.‬

00:16:46.343 --> 00:16:48.011
‫تو از کجا می‌دونی؟‬

00:16:48.111 --> 00:16:51.248
‫خیلی سال پیش، ثور دید که بابایِ هتی گردنبند رو‬

00:16:51.348 --> 00:16:54.017
‫از رویِ جنازه‌یِ نانسی برداشت،‬
‫بعدش داد به هتی.‬

00:16:54.117 --> 00:16:56.453
‫- چه قشنگ.‬
‫- اون ادعا کرد که داده یه جواهرسازِ‬

00:16:56.554 --> 00:16:58.121
‫ماهرِ اروپایی واسش بسازه.‬

00:16:58.221 --> 00:17:00.223
‫هتی گردنبند رو اونجا نگه می‌داره.‬

00:17:00.323 --> 00:17:02.259
‫وای خدا!‬
‫جی، فکر کنم خودشه.‬

00:17:02.359 --> 00:17:05.796
‫آره، همینه. تنها چیزی که‬
‫از زندگیِ قبلیم نگه داشتم.‬

00:17:05.897 --> 00:17:08.766
‫ا.د مخففِ آدلاین دانهام.‬

00:17:08.866 --> 00:17:11.268
‫که اسمِ واقعی و‬
‫اشرافیِ نانسیه!‬

00:17:11.368 --> 00:17:14.437
‫عجب! امروز چه اتفاقاتِ عجیبی‬
‫تو دنیایِ ارواح میفته.‬

00:17:14.539 --> 00:17:16.741
‫اما بابایِ هتی اون حروفِ اول رو‬
‫چطوری توضیح داد؟‬

00:17:16.841 --> 00:17:18.910
‫گفت مخففِ‬
‫دخترِ دوست‌داشتنیه.‬

00:17:19.010 --> 00:17:20.578
‫ثور با خودش گفت سریع جمعش کرده.

00:17:20.678 --> 00:17:23.548
‫آدم مزخرفی بود ولی باهوش بود.

00:17:26.182 --> 00:17:27.952
‫سلام بچه‌ها.‬

00:17:28.051 --> 00:17:30.287
‫فکر کنم یه موش‌خرما‬
‫از تو شکمم رد شد.‬

00:17:30.387 --> 00:17:32.222
‫آخ، از خاک متنفرم.‬

00:17:32.322 --> 00:17:33.891
‫شماها چی می‌خواین؟‬

00:17:33.991 --> 00:17:35.125
‫می‌خوایم درباره‌یِ قضیه‌یِ‬

00:17:35.225 --> 00:17:36.293
‫کنار گذاشتنِ هتی باهاتون حرف بزنیم.‬

00:17:36.393 --> 00:17:37.962
‫این کار اصلاً درست نیست.‬

00:17:38.061 --> 00:17:40.598
‫آره، فرقه‌ها که واسه‬
‫طرد کردنِ آدما نیستن.‬

00:17:40.698 --> 00:17:42.633
‫واسه‬
‫جذبِ آدما هستن،‬

00:17:42.733 --> 00:17:44.936
‫اینکه کم‌کم تمامِ‬
‫روابطِ بیرونیشون رو سمی کنی‬

00:17:45.036 --> 00:17:46.637
‫و بعدش نذاری که برن.‬

00:17:46.737 --> 00:17:48.405
‫و با اینکه ممنونیم که‬
‫قبول کردین بهمون پناه بدین،‬

00:17:48.506 --> 00:17:51.107
‫ولی نمی‌تونیم واسه این کار‬
‫دوستمون رو رها کنیم.‬

00:17:51.207 --> 00:17:53.109
‫باشه. به نظر خوب میاد.‬

00:17:53.209 --> 00:17:54.579
‫- آره، موفق باشین.‬
‫- آره.‬

00:17:54.679 --> 00:17:56.313
‫بیخیال دیگه، رفقایِ پناهگاهی.‬

00:17:56.413 --> 00:17:58.315
‫چرا نمی‌تونین‬
‫هتی رو هم راه بدین؟‬

00:17:58.415 --> 00:18:00.417
‫اون از ما متنفره و خیلی بدجنسه.‬

00:18:01.786 --> 00:18:03.186
‫- آره.‬
‫- عجب دقتی.‬

00:18:03.286 --> 00:18:05.155
‫- اون...‬
‫- نظرتون درباره‌یِ این چیه؟‬

00:18:05.255 --> 00:18:07.825
‫ما قبول می‌کنیم که شما رو راه بدیم،‬
‫هتی هم باهاتون باشه،‬

00:18:07.925 --> 00:18:09.961
‫ولی در عوض‬
‫حقِ تماشایِ تلویزیونمون رو پس می‌خوایم.‬

00:18:10.061 --> 00:18:13.163
‫حتی اگه وودستون‬
‫از تخریب نجات پیدا کنه.‬

00:18:13.263 --> 00:18:14.497
‫اما اگه وودستون‬
‫نجات پیدا کنه،‬

00:18:14.599 --> 00:18:16.333
‫دیگه به کمکِ‬
‫شما نیازی نداریم.‬

00:18:16.433 --> 00:18:18.669
‫نکته‌ش همینه آیزاک.‬
‫دارن از اهرمِ فشارشون استفاده می‌کنن.‬

00:18:18.769 --> 00:18:21.338
‫این چیزیه که از دورانِ‬
‫معامله‌گریم خوب می‌فهمم.‬

00:18:21.438 --> 00:18:23.007
‫شماها می‌دونین‬
‫جردن بلفورت کی بود؟‬

00:18:23.106 --> 00:18:24.341
‫نه.‬

00:18:24.441 --> 00:18:26.176
‫خب، من تو‬
‫جشنِ مجردیش بودم.‬

00:18:26.276 --> 00:18:27.612
‫خب، معامله‌مون شد؟‬

00:18:30.748 --> 00:18:32.049
‫باشه.‬

00:18:32.148 --> 00:18:33.985
‫و ممنون.‬
‫ما دیگه رفعِ زحمت می‌کنیم.‬

00:18:34.085 --> 00:18:35.987
‫راستش، ما هم باهاتون میایم.‬

00:18:36.087 --> 00:18:37.688
‫یه مستندِ شش قسمتی‬
‫از داگ هنینگ هست‬

00:18:37.788 --> 00:18:39.356
‫که می‌خواستم برم سراغش.‬

00:18:41.124 --> 00:18:43.326
‫موش‌خرما نباشه، موش‌خرما نباشه،‬
‫موش‌خرما نباشه...‬

00:18:43.426 --> 00:18:44.695
‫درست رفت تو دهنم!‬

00:18:44.795 --> 00:18:46.998
‫لعنت به این سنجاب‌هایِ خاکی.‬

00:18:51.401 --> 00:18:53.838
‫اوه، باز هم ممنون که‬
‫آخرش پشتمون دراومدین.‬

00:18:53.938 --> 00:18:55.673
‫واقعاً بابتِ‬
‫دوستی‌تون ممنونم.‬

00:18:55.773 --> 00:18:57.708
‫- اوه، ما نمی‌تونستیم تنهات بذاریم.‬
‫- هوم.‬

00:18:57.808 --> 00:18:59.710
‫می‌شه شما دوتا ساکت باشین؟‬
‫نمی‌شنوم داگ چی می‌گه‬

00:18:59.810 --> 00:19:01.545
‫درباره‌یِ شگفتیِ جادو.‬

00:19:01.646 --> 00:19:03.714
‫ولی دفعه‌یِ بعد، هیچ‌وقت‬
‫بدونِ من معامله نکنین.‬

00:19:03.814 --> 00:19:05.883
‫- کلاه سرِ همه‌تون رفت.‬
‫- آره، حق با توئه.‬

00:19:05.983 --> 00:19:08.019
‫شاید بیرون خوابیدن‬

00:19:08.119 --> 00:19:09.587
‫اونقدرها هم بد نباشه.‬

00:19:09.687 --> 00:19:11.221
‫هرچند طبیعت می‌تونه ترسناک باشه.‬

00:19:11.321 --> 00:19:12.923
‫یه بار یه خرس من رو خورد.

00:19:13.024 --> 00:19:15.026
‫هوم. دیدنش واقعاً سخت بود.‬

00:19:15.126 --> 00:19:17.762
‫ولی توله‌خرس‌ها وقتی بهش ملحق شدن،‬
‫خیلی بامزه بودن.‬

00:19:23.801 --> 00:19:25.903
‫خب، این فوق‌العاده‌ست.‬

00:19:26.003 --> 00:19:28.606
‫اواخرِ دوره‌یِ ریجنسی. قطعاً‬
‫به نظر می‌رسه که قدمتش درسته.‬

00:19:28.706 --> 00:19:31.542
‫و این‌ها هم مشخصاً حروفِ اولِ‬
‫اسمِ اون پرنسسِ گمشده‌ست، درسته؟‬

00:19:31.642 --> 00:19:33.410
‫درسته، ولی متأسفانه‬
‫این گردنبند‬

00:19:33.511 --> 00:19:35.546
‫می‌تونه متعلق به هر کسی‬
‫با این حروفِ اول باشه.‬

00:19:35.646 --> 00:19:36.947
‫بیخیال جو، رفیق، این دیگه خیلی نزدیکه.‬

00:19:37.048 --> 00:19:39.349
‫وقتی شک داری به نفعِ دونده بگیر.‬
‫پلاک رو بزن برامون.‬

00:19:39.449 --> 00:19:41.552
‫فقط دارم می‌گم که‬
‫قطعی نیست.‬

00:19:41.652 --> 00:19:44.220
‫برخلافِ پیامک‌هایی که‬
‫تو گوشیِ زنم پیدا کردم.‬

00:19:44.320 --> 00:19:45.455
‫زمانِ ما پیامک‬
‫وجود نداشت.‬

00:19:45.556 --> 00:19:46.957
‫وگرنه‬
‫خیلی زودتر‬

00:19:47.058 --> 00:19:49.093
‫قضیه‌یِ کارول و جری رو‬
‫می‌فهمیدم.‬

00:19:49.192 --> 00:19:51.862
‫اونا واسه یه سفرِ دو هفته‌ای‬
‫رفتن برمودا، پیت.‬

00:19:51.962 --> 00:19:53.531
‫بهت گفتن واسه‬
‫لیگِ بولینگ بوده.‬

00:19:53.631 --> 00:19:55.833
‫باشه، یه نشانه‌هایی وجود داشت.‬

00:19:55.933 --> 00:19:58.669
‫اگه تونستی مدرکِ محکم‌تری پیدا کنی، بهم خبر بده.‬

00:19:58.769 --> 00:20:00.437
‫ممنون.‬

00:20:00.538 --> 00:20:03.774
‫خب، باید یه جوری
‫این گردنبند رو به نانسی ربط بدیم.‬

00:20:03.874 --> 00:20:05.475
‫خب، احتمالش خیلی کمه،‬

00:20:05.576 --> 00:20:07.912
‫ولی یه نقاشی از من هست که این گردنبند گردنمه.‬

00:20:08.012 --> 00:20:09.747
‫چی؟ جدی؟ کـ... کجاست؟‬

00:20:09.847 --> 00:20:11.115
‫اوه، چه می‌دونم.‬

00:20:11.214 --> 00:20:12.482
‫مادرم می‌خواست بفرستتش واسه اون شاهزاده‬

00:20:12.583 --> 00:20:13.951
‫تا بتونه باهاش چشم‌چرونی کنه،‬

00:20:14.051 --> 00:20:16.352
‫ولی بعدش من رفتم،
‫واسه همین حدس می‌زنم که‬

00:20:16.453 --> 00:20:18.956
‫هنوز توی قلعه‌ی خونوادگیمون داره خاک می‌خوره.‬

00:20:19.056 --> 00:20:22.159
‫منظورم اینه که شاید، ولی تا الان ممکنه هر جایی باشه.‬

00:20:22.258 --> 00:20:24.662
‫نانسی می‌گه یه پرتره ازش هست که اون گردنبند گردنشه،‬

00:20:24.762 --> 00:20:28.298
‫ولی ممکنه توی قلعه‌ی خونوادگیش باشه،
‫یا اصلاً هر جای دیگه.‬

00:20:28.398 --> 00:20:30.134
‫پس کمتر از ۷۲ ساعت وقت داریم تا‬

00:20:30.233 --> 00:20:32.970
‫یه نقاشیِ ۲۰۰ ساله رو پیدا کنیم که
‫معلوم نیست هنوز وجود داره یا نه،‬

00:20:33.070 --> 00:20:35.072
‫و اگه پیداش نکنیم، یه شرکتِ بزرگ و خبیثِ آب‬

00:20:35.172 --> 00:20:37.407
‫می‌خواد خونه و کسب‌وکارمون رو نابود کنه؟‬

00:20:37.508 --> 00:20:39.677
‫می‌دونی، معمولاً همه‌ی اعتبارِ خلاصه‌کردن به سم می‌رسه،‬

00:20:39.777 --> 00:20:41.277
‫- ولی اینم کارش بد نیست.‬
‫- اوهوم.‬

00:20:41.500 --> 00:21:01.500
« بکس مووی– مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور » [Baxmovie.com]