﻿WEBVTT

00:00:00.105 --> 00:00:02.232
‫وقتی اولین بار همدیگه رو
‫دیدیم، تو خیلی...‬

00:00:02.315 --> 00:00:04.568
‫رک گفتی کمپینم
‫نیاز به یه تغییر اساسی داره.‬

00:00:04.651 --> 00:00:06.820
‫ولی من هیچی درباره‌ی
‫سخنرانی‌های سیاسی نمی‌دونم.‬

00:00:09.156 --> 00:00:12.409
‫فکر کنم بهترین شانس‌مون اینه
‫که با نور شمع انجامش بدیم.‬

00:00:12.492 --> 00:00:14.369
‫- آنچه گذشت در «ال»...‬
‫- هی!‬

00:00:14.453 --> 00:00:15.912
‫مدیر «اندرسون» یا فراموش کرده

00:00:15.996 --> 00:00:19.666
‫تابلو ایستی که برای ورودی مدرسه
‫ سفارش داد رو بخره

00:00:19.750 --> 00:00:22.043
‫- یا برای خودش برداشته‌ش.‬
‫- ما وارد دفتر «اندرسون» میشیم،‬

00:00:22.068 --> 00:00:23.755
‫از رسیدها کپی می‌گیریم،

00:00:23.779 --> 00:00:25.172
‫با بودجه مطابقت‌شون میدیم...‬

00:00:25.255 --> 00:00:27.466
‫حالا فقط یه بهونه لازم داریم که آخر هفته‬

00:00:27.549 --> 00:00:28.508
‫تو مدرسه باشیم.‬

00:00:28.592 --> 00:00:30.427
‫از کی کلاس تنبیهی
‫این‌قدر از خفن بودن در اومد؟

00:00:30.510 --> 00:00:31.845
‫و اگه هر کدوم از شما پاتون رو
‫از این اتاق بیرون بذارین،‬

00:00:31.928 --> 00:00:33.305
‫اخراج می‌شین.‬

00:00:36.224 --> 00:00:37.434
‫وای. خیلی خب.‬

00:00:38.894 --> 00:00:39.728
‫بچه‌ها، باید یه کاری کنیم.‬

00:00:45.984 --> 00:00:47.360
‫- و اون همسرش نیست.‬
‫- پس می‌خوایم بگیم‬

00:00:47.444 --> 00:00:49.154
‫این دختره دخترشه.‬

00:00:49.237 --> 00:00:50.530
‫حتما کسی داره ازش اخاذی می‌کنه.‬

00:00:51.448 --> 00:00:53.074
‫بچه‌ها، به کمک‌تون نیاز دارم.
‫مسئله‌ی مادرمه.‬

00:00:53.158 --> 00:00:55.355
‫ببین، گزارش شده که
‫هزاران دلار پول نقد

00:00:55.379 --> 00:00:56.995
‫امروز از مدرسه دزدیده شده.‬

00:00:57.078 --> 00:00:58.580
‫اون رو توی ماشینش پیدا کردن.‬

00:01:00.000 --> 00:01:11.000
« بکس مووی– مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور » [Baxmovie.com]

00:01:14.000 --> 00:01:21.000
« بکس مووی– مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور » [Baxmovie.com]

00:01:21.603 --> 00:01:23.313
‫بشین.‬

00:01:29.277 --> 00:01:30.695
‫عزیزم.‬

00:01:30.779 --> 00:01:32.030
‫- مژه توی چشمم رفته؟‬
‫- نه.‬

00:01:33.824 --> 00:01:34.950
‫تو غمگینی؟‬

00:01:38.619 --> 00:01:40.205
‫- اون غمگینه؟‬
‫- تتوهای صورتش.‬

00:01:41.414 --> 00:01:43.375
‫اشک‌ها چه معنی‌ای میدن؟‬

00:01:43.458 --> 00:01:46.127
‫این که سه نفر رو کشته‬

00:01:46.211 --> 00:01:48.296
‫و می‌خواد که ما بدونیم.‬

00:01:48.380 --> 00:01:50.798
‫من همین الان باهاش چشم‌ تو ‌چشم شدم.‬

00:01:50.881 --> 00:01:52.884
‫امم، من یه هدفم.‬

00:01:52.968 --> 00:01:55.387
‫عزیزم، آستین‌هات رو بزن بالا،
‫فقط سرسخت به نظر برس.‬

00:01:56.471 --> 00:01:59.099
‫چرا نمیرین یه چیزی بخرین بخورین؟‬

00:01:59.182 --> 00:02:02.352
‫که تشنگی‌شون رفع بشه قبل از این
‫که توی راهرو با چاقو بزنن‌شون؟‬

00:02:03.728 --> 00:02:05.438
‫ما خوبیم. ممنون.‬

00:02:05.522 --> 00:02:06.940
‫باشه عزیزم.‬

00:02:11.653 --> 00:02:13.655
‫این هم اون‌طوری نبود
‫که می‌خواستم شنبه‌م رو بگذرونم.‬

00:02:13.738 --> 00:02:15.949
‫فقط خوشحالم که خونه بودیم
‫تا تماس «لیز» رو جواب بدیم.‬

00:02:16.032 --> 00:02:17.742
‫آره. اون دختر بیچاره.‬

00:02:19.619 --> 00:02:21.294
‫می‌تونی تصور کنی چه جوریه

00:02:21.318 --> 00:02:23.707
‫بفهمی مادرت به‌خاطر
‫دزدی دستگیر شده؟‬

00:02:23.790 --> 00:02:26.042
‫خب، می‌دونی چی می‌گن،
‫هر سکه‌ای دو رو داره.‬

00:02:26.126 --> 00:02:27.919
‫خدایا، دلم برای لس آنجلس تنگ شده.‬

00:02:28.003 --> 00:02:30.755
‫حداقل اون‌جا می‌تونستیم «ال» رو
‫از عناصر خلافکار دور نگه داریم.‬

00:02:30.839 --> 00:02:32.841
‫اون توی خونه‌ی منندز هالووین جشن گرفت.‬

00:02:32.924 --> 00:02:36.094
‫البته کیتی اون اسنیکرزهای بزرگ رو
‫می‌داد، پس...‬

00:02:38.138 --> 00:02:39.264
‫چیکار داری می‌کنی؟‬

00:02:39.347 --> 00:02:41.391
‫بزرگ‌تر به نظر رسیدن.
‫اون یه خرس توی طبیعته عزیزم.‬

00:02:41.474 --> 00:02:43.518
‫تماس چشمی رو حفظ کن.
‫ترس رو نشون نده.‬

00:02:43.602 --> 00:02:45.186
‫تو از این‌جا برو بیرون!‬

00:02:45.270 --> 00:02:46.313
‫همینه!‬

00:02:49.608 --> 00:02:52.694
‫من و «ال» یه کلاس دفاع شخصی
‫ توی «وای» رفتیم.‬

00:02:56.740 --> 00:02:58.700
‫مادرت فکر می‌کنه مادرم این کار رو کرده.‬

00:02:58.783 --> 00:03:00.493
‫نه، این‌طور نیست.‬

00:03:02.662 --> 00:03:04.497
‫باشه، آره، احتمالا فکر می‌کنه.‬

00:03:06.499 --> 00:03:08.209
‫هیچ احتمالی هست که اون انجامش داده باشه؟‬

00:03:09.544 --> 00:03:11.963
‫- تو واقعا این رو از من نپرسیدی.‬
‫- خب، پلیس‌ها‬

00:03:12.047 --> 00:03:13.506
‫همین‌طوری الکی نمیرن
‫آدم اشتباهی رو دستگیر کنن.‬

00:03:13.590 --> 00:03:16.134
‫چرا، میرن. برای اون پاپوش درست کردن.‬

00:03:16.217 --> 00:03:18.345
‫بی‌خیال، اگه مادرم از اون آدم‌هاـی
‫بود که بخواد پولی بدزده،

00:03:18.428 --> 00:03:19.971
‫چرا باید سه تا شغل داشته باشه؟‬

00:03:20.055 --> 00:03:21.973
‫شاید برای این که مجبور نباشه
‫سه تا شغل داشته باشه.‬

00:03:22.933 --> 00:03:24.309
‫اشتباه از من بود. فکر کردم تغییر کردی.‬

00:03:24.392 --> 00:03:26.019
‫خب... «لیز». «لیز»، صبر کن. وایسا.‬

00:03:26.102 --> 00:03:27.896
‫«ال»، اون نمی‌تونسته این کار رو کرده باشه.‬

00:03:27.979 --> 00:03:30.315
‫باشه؟ بهش فکر کن، این یه آدم غریبه
‫نیست که نمی‌شناسیش.‬

00:03:30.398 --> 00:03:31.942
‫اون مادرم‌ـه.‬

00:03:34.152 --> 00:03:36.029
‫حق با توـه.‬

00:03:36.112 --> 00:03:38.865
‫من «دانا» رو می‌شناسم و حرفش رو باور دارم.‬

00:03:38.949 --> 00:03:40.825
‫برام مهم نیست اوضاع چطوری به نظر می‌رسه.‬

00:03:42.494 --> 00:03:44.162
‫در واقع...‬

00:03:47.958 --> 00:03:51.086
‫سلام، به نظر میاد یه فروتوپیا
‫لازم داشته باشی.‬

00:03:51.169 --> 00:03:52.629
‫گرفتارم.‬

00:03:53.421 --> 00:03:55.131
‫در راستای امنیت عمومی،‬

00:03:55.215 --> 00:03:58.677
‫می‌خوام درخواستی ثبت کنم
‫که روند وثیقه رو تسریع کنن.‬

00:04:01.304 --> 00:04:03.974
‫آیا آگاهی که یکی از بازداشتی‌های فعلی‌تون‬

00:04:04.057 --> 00:04:05.976
‫مستقیم از محل کارش برده شده‬

00:04:06.059 --> 00:04:08.561
‫بدون هیچ‌کدوم از محصولات
‫روتین مراقبت پوستش؟‬

00:04:08.645 --> 00:04:10.146
‫این غیراخلاقی به نظر میاد،‬

00:04:10.230 --> 00:04:12.232
‫- اگه نگیم کاملا غیرقانونی.‬
‫- وای خدای من. مامان.‬

00:04:12.315 --> 00:04:13.900
‫من خوبم.‬

00:04:13.984 --> 00:04:15.527
‫می‌تونی آروم باشی، عزیزم.‬

00:04:15.610 --> 00:04:16.903
‫من خوبم.‬

00:04:18.153 --> 00:04:20.949
‫وایت، ایوا، خیلی ممنونم.‬

00:04:21.032 --> 00:04:22.897
‫واقعا متاسفم که این‌طوری

00:04:22.921 --> 00:04:24.786
‫براتون دردسر درست کردم.‬

00:04:24.869 --> 00:04:26.371
‫نه، باعث خوشحالی‌ـه. درسته ایوا؟‬

00:04:27.747 --> 00:04:29.791
‫- آره.‬
‫- آره.‬

00:04:29.874 --> 00:04:31.543
‫و ما... ما خیلی خوشحالیم که حالت خوبه.‬

00:04:31.626 --> 00:04:33.837
‫خبر خوب اینه که
‫حالا می‌تونم خودم ریمل درست کنم،‬

00:04:33.920 --> 00:04:35.463
‫با قهوه و وازلین.‬

00:04:35.547 --> 00:04:37.215
‫ما می‌دونیم که تو این کار رو نکردی، «دانا».‬

00:04:38.258 --> 00:04:40.010
‫ممنونم عزیزم.‬

00:04:42.012 --> 00:04:44.930
‫مرحله‌ی بعدی، گرفتن
‫یه وکیل کارکشته برای توـه.‬

00:04:45.015 --> 00:04:47.809
‫مادرم همون برک ویلیامزی می‌رفت
‫که گلوریا آلدرید می‌رفت

00:04:47.892 --> 00:04:49.769
‫اوه عزیزم، فکر نمی‌کنم
‫اون من رو یادش باشه.‬

00:04:49.853 --> 00:04:51.521
‫شما دو تا توی سونای خشک لخت نبودین؟‬

00:04:51.603 --> 00:04:53.189
‫اون مربوط به یه عمل زیبایی سینه قبل بود.‬

00:04:53.273 --> 00:04:54.607
‫مامان.‬

00:04:54.691 --> 00:04:56.735
‫ولی یه ذره سیلیکون بین دوست‌ها
‫چی رو عوض می‌کنه؟‬

00:04:56.818 --> 00:04:59.320
‫نه. نه، نه، نه، نه. شماها همین الانش هم
‫خیلی کار کردین.‬

00:04:59.404 --> 00:05:00.875
‫و تازه، من همین الان هم

00:05:00.899 --> 00:05:02.741
‫یه وکیل دارم. «ایس بلیساریو».‬

00:05:02.824 --> 00:05:05.326
‫همون یارو کوتاه‌قده از تیم اوجی‌ـه؟

00:05:05.410 --> 00:05:07.035
‫نه، همون کسی‌ که شماره‌ش روی

00:05:07.059 --> 00:05:09.080
‫تلفن عمومی
‫بازداشتگاهم حک شده بود.‬

00:05:09.164 --> 00:05:11.082
‫- اوه.‬
‫- اون.‬

00:05:15.128 --> 00:05:17.005
‫♪ فقط وقتی بارون میاد خوشحالم ♪‬

00:05:19.007 --> 00:05:23.136
‫♪ فقط وقتی همه‌چی پیچیده‌ست خوشحالم ♪‬

00:05:23.219 --> 00:05:25.221
‫♪ و با این که می‌دونم نمی‌تونی ♪‬

00:05:25.305 --> 00:05:27.223
‫♪ قدرش رو بدونی ♪‬

00:05:27.307 --> 00:05:30.226
‫♪ فقط وقتی بارون میاد خوشحالم ♪‬

00:05:31.311 --> 00:05:33.271
‫♪ بریز ♪‬

00:05:33.353 --> 00:05:35.273
‫- ♪ بدبختی‌ت رو ♪‬
‫- ♪ بریز بدبختی‌ت رو ♪‬

00:05:35.356 --> 00:05:39.277
‫- ♪ بدبختی‌ت رو بریز روی من ♪‬
‫- ♪ پایین، بریز بدبختی‌ت رو ♪‬

00:05:39.360 --> 00:05:43.281
‫- ♪ بدبختی‌ت رو بریز ♪‬
‫- ♪ پایین، بریز ♪‬

00:05:43.364 --> 00:05:47.285
‫♪ می‌تونی پیشم بمونی تا وقتی که ♪‬

00:05:47.368 --> 00:05:49.329
‫♪ برات مهم نباشه ♪‬

00:05:51.372 --> 00:05:54.250
‫♪ فقط وقتی بارون میاد خوشحالم ♪‬

00:05:55.376 --> 00:05:58.630
‫♪ می‌خوای درباره‌ی وسواس جدیدم بشنوی؟ ♪‬

00:05:58.713 --> 00:06:00.632
‫♪ دارم اوج می‌گیرم روی ♪‬

00:06:00.715 --> 00:06:03.093
‫♪ یه افسردگی عمیق ♪‬

00:06:03.175 --> 00:06:06.152
‫« ال »

00:06:03.176 --> 00:06:05.553
‫♪ فقط وقتی بارون میاد خوشحالم ♪‬

00:06:05.637 --> 00:06:09.140
‫♪ یه ذره بدبختی بریز روی من ♪‬

00:06:09.224 --> 00:06:12.060
‫♪ فقط وقتی بارون میاد خوشحالم ♪♪‬

00:06:12.143 --> 00:06:14.395
‫من بیرون مدرسه‌ی «رینیر وست» هستم‬

00:06:14.479 --> 00:06:16.898
‫جایی که همین الان
‫با مدیر شین اندرسون صحبت کردم‬

00:06:16.981 --> 00:06:20.777
‫درباره‌ی اموال دزدی که
‫بازرس‌ها می‌گن پول بوفه‌ی‬

00:06:20.860 --> 00:06:21.986
‫مسابقات ورزشی بوده.‬

00:06:22.070 --> 00:06:24.948
‫خب، اون... اون ۱۲,۵۱۵ دلار بود.‬

00:06:25.031 --> 00:06:28.952
‫و وقتی مقدار دقیقش توی
‫ماشین دانا میلر پیدا شد، پلیس،‬

00:06:29.035 --> 00:06:30.912
‫اون‌ها... اون‌ها همه‌چیز رو
‫به هم وصل کردن. آره.‬

00:06:30.995 --> 00:06:32.914
‫- کثافت. از اون یارو متنفرم.‬
‫- خب، اون...‬

00:06:32.997 --> 00:06:34.541
‫دلسردکننده‌ست، می‌دونی؟‬

00:06:34.624 --> 00:06:36.793
‫«دانا» وقتی این‌جا بود خیلی محبوب بود،‬

00:06:36.876 --> 00:06:39.712
‫ولی اون قبلا هم به‌خاطر
‫یه دزدی اخراج شده بود،‬

00:06:39.796 --> 00:06:41.936
‫پس... امیدوارم حقیقت
‫نداشته باشه، ولی

00:06:41.960 --> 00:06:43.925
‫اگه مثل اردک کواک کواک
‫می‌کنه یعنی اردکه دیگه...‬

00:06:44.008 --> 00:06:46.010
‫اون الان من رو با مرغابی مقایسه کرد؟‬

00:06:46.094 --> 00:06:47.804
‫- این آدم باید بسوزه.‬
‫- همه‌چی درست می‌شه.‬

00:06:47.887 --> 00:06:50.473
‫تو رو می‌بریم جلوی دوربین‌های خبری
‫در حالی که خیلی خوش‌تیپ شدی،‬

00:06:50.557 --> 00:06:53.143
‫بی‌گناهی‌ت رو اعلام می‌کنی
‫و همه باورت می‌کنن‬

00:06:53.226 --> 00:06:55.603
‫چون حقیقت همیشه پیروز می‌شه.‬

00:06:55.687 --> 00:06:57.635
‫خوبه، چون شهر داره پول خیلی خوبی

00:06:57.659 --> 00:06:59.607
‫به من می‌ده تا نماینده‌ت باشم.‬

00:06:59.691 --> 00:07:00.900
‫- ایس بلیساریو.‬
‫- بله،‬

00:07:00.984 --> 00:07:02.193
‫ما تلفنی صحبت کردیم. من دانا هستم.‬

00:07:02.277 --> 00:07:04.654
‫من تو رو از عکس بازداشتت شناختم
‫و از این که شخصیت اصلی‬

00:07:04.737 --> 00:07:07.657
‫اخبار بودی. به دفترم خوش اومدی.‬

00:07:07.740 --> 00:07:08.908
‫می‌بینم که منشیم‬

00:07:08.992 --> 00:07:11.286
‫قبلا برات نوشیدنی آورده.
‫رسیدها رو نگه داشتیم؟‬

00:07:11.369 --> 00:07:12.787
‫دفتر واقعی هم داری،‬

00:07:12.871 --> 00:07:15.540
‫یا فقط دوست داری با صدای
‫پنج تا تلویزیون حرف بزنی؟‬

00:07:15.623 --> 00:07:17.792
‫در حال حاضر در حال بازسازی‌ـه.‬

00:07:17.876 --> 00:07:20.837
‫این روزها به همه‌چی
‫می‌گن «مخروبه». خب،‬

00:07:20.920 --> 00:07:22.589
‫شنیدم پلیس‌ها‬

00:07:22.672 --> 00:07:24.174
‫یه عالمه پول توی ماشینت پیدا کردن. اوه.‬

00:07:24.257 --> 00:07:26.009
‫- آره.‬
‫- به‌ اصطلاح،‬

00:07:26.092 --> 00:07:28.261
‫که برای همین دانا رو
‫برای کلوزآپش آماده کردم.‬

00:07:28.344 --> 00:07:31.014
‫فرض رو بر این می‌گیرم که
‫با تمام خبرگزاری‌های محلی تماس گرفتی‬

00:07:31.097 --> 00:07:32.849
‫تا بتونه پیش مردم از اسمش دفاع کنه؟‬

00:07:32.932 --> 00:07:36.019
‫این چیزیه که ما وکلا
‫بهش می‌گیم احمقانه‌ی محض.‬

00:07:36.102 --> 00:07:38.353
‫اعتراض دارم.‬

00:07:38.438 --> 00:07:41.357
‫خب، «دانا» با...

00:07:41.441 --> 00:07:43.776
‫اوه، دزدی درجه یک‬

00:07:43.860 --> 00:07:46.905
‫و جنایت درجه دو روبروـه. آره.‬

00:07:46.988 --> 00:07:49.032
‫پس، باید چیکار کنم؟‬

00:07:49.115 --> 00:07:51.868
‫دوروبرت رو از کانون توجه دور نگه دار،
‫یه توافق برای اعتراف قبول کن،‬

00:07:51.951 --> 00:07:54.287
‫و امیدوار باش که مردم تا چند سال دیگه
‫یادشون بره تو کی هستی.‬

00:07:54.370 --> 00:07:55.997
‫اوه نه، ما توافق نمی‌کنیم.‬

00:07:56.079 --> 00:07:57.457
‫این پرونده باید مختومه بشه.‬

00:07:57.540 --> 00:07:59.000
‫برای «دانا» پاپوش درست کردن.‬

00:07:59.083 --> 00:08:01.085
‫مدیرمون داشته از بودجه‌ی مدرسه
‫پول بالا می‌کشیده.‬

00:08:01.169 --> 00:08:02.712
‫داره ازش اخاذی می‌شه.‬

00:08:02.795 --> 00:08:05.465
‫و اون نزدیک بود موقع دزدیدن پول
‫برای دادن اخاذیش گیر بیفته،‬

00:08:05.548 --> 00:08:07.175
‫پس نیاز داشت سریع
‫برای مادرم پاپوش درست کنه.‬

00:08:07.258 --> 00:08:09.052
‫که می‌تونی ثابتش کنی؟‬

00:08:09.135 --> 00:08:10.970
‫دقیقا نه.‬

00:08:11.054 --> 00:08:14.349
‫یادداشت اخاذی توسط
‫یه سیستم آب‌پاش تهاجمی شسته شده.‬

00:08:14.432 --> 00:08:17.518
‫- اوهوم.‬
‫- تقصیر هیچ‌کس نیست، اما...‬

00:08:17.602 --> 00:08:19.728
‫من بودجه‌ی مدرسه رو آیتم‌بندی کردم‬

00:08:19.812 --> 00:08:22.649
‫از بیشترین به کمترین
‫ و درست زیر «بیمه‌ی زلزله»،‬

00:08:22.732 --> 00:08:25.360
‫می‌بینی که گرون‌ترین پرداخت‌های ماهانه برای‬

00:08:25.443 --> 00:08:28.821
‫سیب‌زمینی‌هایی‌ـه که سرو نمی‌کنن
‫و اشتراک «چنل وان نیوز»ـه‬

00:08:28.905 --> 00:08:30.156
‫- که پخشش نمی‌کنن.‬
‫- و هیچ رسیدی‬

00:08:30.240 --> 00:08:31.157
‫برای این تراکنش‌ها وجود نداره؟‬

00:08:31.241 --> 00:08:33.159
‫عه...‬

00:08:33.243 --> 00:08:34.618
‫خب، نه.‬

00:08:34.702 --> 00:08:35.954
‫اون رسید داره.‬

00:08:37.079 --> 00:08:38.080
‫برای همه‌چی.‬

00:08:38.915 --> 00:08:40.708
‫پس، نه مدرکی از اخاذی‬

00:08:40.791 --> 00:08:42.877
‫و نه مدارکی که جور دربیان. درسته.‬

00:08:42.961 --> 00:08:44.921
‫شما دخترها باید یکم بیشتر
‫نانسی درو بخونین.‬

00:08:45.004 --> 00:08:46.756
‫مدیر «اندرسون» پول دزدی رو‬

00:08:46.839 --> 00:08:48.549
‫توی ماشین مادرم گذاشته
‫وقتی اون سر کار بوده.‬

00:08:48.633 --> 00:08:50.635
‫- باید کله‌پا کنیمش.‬
‫- در واقع، اون‬

00:08:50.718 --> 00:08:53.972
‫قابل اثبات نیست چون بلاک‌باستر
‫دانا» هیچ دوربین نظارتی‌ای نداشته.‬

00:08:54.055 --> 00:08:56.140
‫- وای خدای من.‬
‫- با این حال، شاهدان عینی‌ای وجود داره‬

00:08:56.224 --> 00:08:59.227
‫که «دانا» رو روز دزدی
‫توی مدرسه نشون می‌ده،‬

00:08:59.310 --> 00:09:00.979
‫که برای هیچ‌کدوم‌مون خوب نیست.‬

00:09:01.062 --> 00:09:02.814
‫شاید باید یه نظر دوم هم بپرسیم.‬

00:09:02.897 --> 00:09:04.941
‫باشه.‬

00:09:05.024 --> 00:09:08.903
‫ال، عزیزم، خیلی از جفت‌تون ممنونم‬

00:09:08.987 --> 00:09:11.030
‫که سعی کردین این رو برام حل‌وفصل کنین،‬

00:09:11.114 --> 00:09:12.949
‫ولی این مشکل دخترهای ۱۶ ساله نیست.‬

00:09:13.032 --> 00:09:15.159
‫شما باید...‬

00:09:13.365 --> 00:09:18.865
‫«توی تیم دین باشین»

00:09:15.243 --> 00:09:19.080
‫نگران امتحان‌های میان‌ترم
‫و جوش‌هاتون باشین.‬

00:09:19.163 --> 00:09:22.375
‫مگه یه رقص زمستونه‌ای نیست
‫که مسئولیتش رو به عهده داری؟‬

00:09:26.087 --> 00:09:29.382
‫آقای «بلیساریو»، اشتباه می‌کنین.‬

00:09:29.465 --> 00:09:31.448
‫نباید دانا رو فراموش کنیم.

00:09:31.472 --> 00:09:33.011
‫باید ازش حمایت کنیم.‬

00:09:33.094 --> 00:09:35.596
‫لازم نیست وقتی ما می‌تونیم
‫از طرف تو دفاع کنیم، خودت بیای دفاع کنی.‬

00:09:35.680 --> 00:09:37.015
‫داری... داری چی می‌گی؟‬

00:09:37.098 --> 00:09:39.475
‫وقتی اخراج شدی، کل دانش‌آموزها‬

00:09:39.559 --> 00:09:42.061
‫بیشتر از حد مشتاق بودن که طومار
‫«استخدام دوباره‌ی دانا»ی من رو امضا کنن.‬

00:09:42.145 --> 00:09:44.397
‫فقط باید دوباره دانش‌آموزها رو جمع کنم،‬

00:09:44.480 --> 00:09:46.316
‫مجبورشون کنم چیزهای خوب درباره‌ت بگن،‬

00:09:46.399 --> 00:09:49.277
‫و به همه نشون بدم که اصلا
‫امکان نداره این کار رو کرده باشی.‬

00:09:50.320 --> 00:09:53.197
‫من... من راحت نیستم اعتراف کنم می‌شناسمش.‬

00:09:53.865 --> 00:09:56.075
‫فقط درباره‌ی این بگو‬

00:09:56.159 --> 00:09:57.577
‫که دانا چطور وقتی پول ناهار نداشتی
‫تو رو حمایت کرد.‬

00:09:57.660 --> 00:09:58.661
‫هی، می‌دونی‬

00:09:58.745 --> 00:10:00.580
‫من هیچ‌وقت ازش نخواستم
‫اون پول خردها رو بدزده.‬

00:10:01.873 --> 00:10:03.374
‫آیا این من رو همدست می‌کنه؟‬

00:10:03.458 --> 00:10:04.584
‫کات.‬

00:10:05.626 --> 00:10:07.170
‫ممنونم، می‌تونی بری.‬

00:10:09.881 --> 00:10:11.674
‫من یکی دیگه پیدا می‌کنم.‬

00:10:11.758 --> 00:10:14.302
‫مگه اخبار نگفت دانا
‫یه عالمه پول دزدیده؟‬

00:10:14.385 --> 00:10:16.459
‫صبر کن، آیا دانا دلیلی‌ـه
‫که نمی‌تونیم دیو متیوز رو

00:10:16.483 --> 00:10:18.556
‫برای رقص زمستونه بیاریم؟‬

00:10:18.639 --> 00:10:20.975
‫من در واقع واقعا «دانا» رو دوست دارم.‬

00:10:21.976 --> 00:10:23.436
‫ولی اون باید زندان باشه.‬

00:10:24.896 --> 00:10:26.230
‫کات.‬

00:10:32.195 --> 00:10:35.281
‫فونت زرد؟ روی کاغذ سفید؟‬

00:10:35.365 --> 00:10:37.158
‫این چیزی نبود که بهشون گفتم.‬

00:10:37.241 --> 00:10:38.951
‫این چیزیه که وقتی کار رو می‌سپاری
‫به بقیه نصیبت می‌شه.‬

00:10:39.952 --> 00:10:42.663
‫می‌دونم احتمالا به‌خاطر کل قضایای
‫«دانا» دارم بیش ‌از حد حساس می‌شم،‬

00:10:42.747 --> 00:10:44.875
‫ولی جدا، کی فکر کرد زرد و سفید

00:10:44.899 --> 00:10:46.751
‫از نظر بصری با هم سازگارن؟‬

00:10:46.834 --> 00:10:49.879
‫اوه... الان می‌بینمش. آره، بده.‬

00:10:49.962 --> 00:10:52.882
‫و از همه‌چیز بدتر، برای ۲۱ ژانویه است.‬

00:10:53.883 --> 00:10:54.967
‫۲۱ام چه مشکلی داره؟‬

00:10:55.051 --> 00:10:56.177
‫شب مراسم «گلدن گلوب»ـه.‬

00:11:01.224 --> 00:11:03.017
‫اوه...‬

00:11:03.101 --> 00:11:04.811
‫پس، فکر کنم اگه داریم رقص رو تغییر میدیم‬

00:11:04.894 --> 00:11:08.022
‫تا با برنامه‌ی تلویزیونی دیدن تو
‫جور دربیاد، یعنی تو می‌خوای بری؟‬

00:11:08.106 --> 00:11:11.067
‫من عملا این رقص رو به دنیا آوردم.‬

00:11:11.150 --> 00:11:13.027
‫و بعد، وقتی «دانا» دستگیر شد،‬

00:11:13.111 --> 00:11:15.071
‫وسط زایمان ولش کردم و دادمش به کمیته‬

00:11:15.154 --> 00:11:17.407
‫تا به دنیا بیارنش، ولی...‬

00:11:17.490 --> 00:11:19.992
‫خب، آره، این تشبیه‬

00:11:20.076 --> 00:11:22.662
‫برای سلیقه‌ی شخصی من
‫یکم خیلی تاریک تموم می‌شه.‬

00:11:24.330 --> 00:11:25.581
‫هی، آیا...‬

00:11:25.665 --> 00:11:26.999
‫داری با کسی میری؟‬

00:11:29.335 --> 00:11:30.336
‫ام...‬

00:11:33.464 --> 00:11:34.924
‫باید برم.‬

00:11:35.007 --> 00:11:36.384
‫آره، منم همین‌طور.‬

00:11:42.557 --> 00:11:44.642
‫من... من نمی‌دونم‬
‫چرا داری هول می‌کنی.‬

00:11:44.725 --> 00:11:47.520
‫من هم از این که این‌قدر
‫در معرض دید هستیم خوشم نمیاد،‬

00:11:47.603 --> 00:11:48.855
‫ولی اگه اخبار رو تماشا کنی،
‫مشخصه دارم درستش می‌کنم.‬

00:11:48.938 --> 00:11:49.939
‫آره.‬

00:11:50.022 --> 00:11:51.691
‫- آخ!‬
‫- عه... نه. هی، هی.‬

00:11:51.774 --> 00:11:53.693
‫نه. خیلی خب.‬

00:11:53.776 --> 00:11:54.819
‫رفیق، اوه...‬

00:11:54.902 --> 00:11:55.987
‫قرار نیست از این به‌عنوان سلاح استفاده بشه.‬

00:12:06.330 --> 00:12:08.541
‫برای شماره‌گیری مجدد ۰-۶-۱‬

00:12:08.624 --> 00:12:11.711
‫۳-۸-۳-۳-۱-۱،‬

00:12:11.794 --> 00:12:13.087
‫لطفا روی خط بمونین.‬

00:12:14.505 --> 00:12:15.840
‫تو همین الان تلفن رو روم قطع کردی؟‬

00:12:15.923 --> 00:12:16.924
‫سلام، کی هستی؟‬

00:12:17.008 --> 00:12:19.886
‫اوه، بیمه‌ی زلزله‌ی «کاستال نورث‌وست».‬

00:12:19.969 --> 00:12:21.179
‫چطور می‌تونم کمک کنم؟‬

00:12:21.262 --> 00:12:22.472
‫اوه.‬

00:12:22.555 --> 00:12:24.640
‫ببخشید، اشتباه گرفتم.‬

00:12:29.604 --> 00:12:31.606
‫من واقعا «دانا» رو دوست دارم،‬

00:12:31.689 --> 00:12:35.860
‫و بدم میاد قضاوت‌گر باشم، پس...‬

00:12:35.943 --> 00:12:37.487
‫نمی‌دونم.‬

00:12:37.570 --> 00:12:40.053
‫مگه «ام‌ال‌کی» نگفت:
‫«بی‌عدالتی در هر جا،

00:12:40.077 --> 00:12:42.074
‫تهدیدی برای عدالت در همه‌جاست»؟‬

00:12:43.326 --> 00:12:46.078
‫آره، فکر کنم باید صبر کنیم‬

00:12:46.162 --> 00:12:49.040
‫تا... حقایق‬

00:12:49.123 --> 00:12:50.917
‫بیشتری بیاد.‬

00:12:51.000 --> 00:12:53.503
‫می‌تونی از این نزدیک‌تر زوم کنی؟‬

00:12:53.586 --> 00:12:55.796
‫می‌گم، مگه اون لبخند عالی‌ای نداره؟‬

00:12:55.880 --> 00:12:57.215
‫من فقط دارم به مردم چیزی رو
‫میدم که می‌خوان.‬

00:12:57.298 --> 00:12:59.717
‫ما روی یه کلوزآپ مدیوم
‫با کادر ثابت توافق کرده بودیم.‬

00:12:59.800 --> 00:13:00.927
‫این با بقیه جور درنمیاد.‬

00:13:01.010 --> 00:13:02.220
‫بقیه‌ای وجود نداره.‬

00:13:03.221 --> 00:13:05.264
‫هیچ‌کس دیگه‌ای برای دفاع از «دانا» نیومد.‬

00:13:06.000 --> 00:13:13.000
آوا‌مــووی

00:13:14.106 --> 00:13:15.900
‫فکر می‌کردم قراره جواب بده.‬

00:13:20.947 --> 00:13:22.406
‫نمی‌فهمم.‬

00:13:22.490 --> 00:13:24.659
‫«دانا» همیشه داشت به کسایی
‫که نیاز داشتن کمک می‌کرد.‬

00:13:25.701 --> 00:13:27.078
‫نمی‌دونم چرا انتظار بیشتری داشتم‬

00:13:27.161 --> 00:13:30.248
‫از آدم‌هایی که از دونه‌های برف کاغذی
‫ کپی می‌گیرن.‬

00:13:30.331 --> 00:13:32.083
‫خب، اون خیلی خاص بود.‬

00:13:32.166 --> 00:13:35.086
‫من «پاملا» از کمیته‌ی رقص رو
‫پای دستگاه زیراکس گیر آوردم.‬

00:13:35.169 --> 00:13:36.295
‫خدای من.‬

00:13:36.379 --> 00:13:39.298
‫می‌دونم، کپی گرفتن از دونه‌های برف.‬

00:13:39.382 --> 00:13:41.217
‫تک‌بعدی بودن ویژگی اصلی‌شون‌ـه.‬

00:13:41.300 --> 00:13:43.261
‫اوه، خب، پیشنهاد کمک می‌دادم،‬

00:13:43.344 --> 00:13:44.720
‫ولی اون‌موقع مجبور می‌شدم،
‫می‌دونی، یه رقص برنامه‌ریزی کنم.‬

00:13:45.596 --> 00:13:46.764
‫ولی تو داری میری، درسته؟‬

00:13:46.847 --> 00:13:48.641
‫اوه اوه. رقص‌ها بی‌خودن.‬

00:13:48.724 --> 00:13:51.727
‫طبقاتی، جنسیت‌زده، نخبه‌گرا
‫و هموفوبیک هستن. در اصل فاشیستی‌ـن.‬

00:13:51.811 --> 00:13:55.606
‫من... کمتر از هر کسی
‫که می‌شناسم فاشیستم.‬

00:13:55.690 --> 00:13:58.693
‫خب، به هر حال،‬
‫من فعالیت‌های فوق‌برنامه انجام نمیدم.‬

00:13:58.776 --> 00:14:00.319
‫خود فعالیت‌های درسی رو
‫به زور انجام میدم.

00:14:01.404 --> 00:14:04.282
‫رقص‌ تنها دلیل مردم
‫برای رفتن به دبیرستان‌ـه،‬

00:14:04.365 --> 00:14:07.243
‫مخصوصا مراسم رقص‌هاـی که من
‫راه می‌ندازم. جناب، شما هم میای.‬

00:14:07.326 --> 00:14:08.995
‫باشه.

00:14:09.078 --> 00:14:10.079
‫باشه؟

00:14:11.706 --> 00:14:12.873
‫باشه.

00:14:16.586 --> 00:14:18.504
‫پس...

00:14:18.588 --> 00:14:20.131
‫ما با همدیگه میریم؟

00:14:21.591 --> 00:14:23.050
‫باشه.

00:14:28.306 --> 00:14:31.601
‫خیلی خب، ببین، ازت درخواست
‫نکردم که همراه من بیای.

00:14:31.684 --> 00:14:34.186
‫داشتم می‌پرسیدم که داری ازم
‫درخواست می‌کنی با تو بیام یا نه.

00:14:35.479 --> 00:14:36.522
‫باشه.

00:14:38.524 --> 00:14:39.525
‫باشه.

00:14:45.698 --> 00:14:47.199
‫خیلی خب.

00:14:47.283 --> 00:14:49.410
‫مامان؟ یه ایده‌ی عالی دارم که

00:14:49.493 --> 00:14:51.245
‫با توصیه‌نامه‌های «دانا» چیکار کنم.‬

00:14:51.329 --> 00:14:54.081
‫ویدئوی بازگشت به مدرسه
‫خیلی خوب بود، فقط...‬

00:14:54.165 --> 00:14:55.833
‫مامان؟‬

00:14:56.876 --> 00:14:57.793
‫چیه؟‬

00:14:57.877 --> 00:14:59.712
‫دوباره «اوت‌بریک» رو تماشا کردی؟‬

00:14:59.795 --> 00:15:03.049
‫بهت گفتم، ما این‌جا در امان‌ـیم.
‫ما توی آمریکاـیم.‬

00:15:03.132 --> 00:15:06.218
‫یه نشت گاز مونوکسید کربن
‫توی شهرداری بوده،‬

00:15:06.302 --> 00:15:10.890
‫و حالا اونا نگرانی‌هاـی
‫درباره‌ی مناظره‌ی شهرداری دارن.‬

00:15:10.973 --> 00:15:14.644
‫می‌دونم یه رویداد تلفات جمعی
‫خبر واقعا بدی می‌شد،‬

00:15:14.727 --> 00:15:17.021
‫ولی این وحشیانه‌ست.‬

00:15:17.104 --> 00:15:20.441
‫می‌گم، کی قراره این رو بپوشه؟‬

00:15:21.734 --> 00:15:23.903
‫خب، چرا توی مدرسه انجامش نمیدی؟‬

00:15:23.986 --> 00:15:26.614
‫سالن ورزش خیلی بزرگه و این‌طوری هم نیست
‫که برای ورزش ازش استفاده کنیم.‬

00:15:27.865 --> 00:15:29.325
‫«ال وودز».‬

00:15:30.368 --> 00:15:31.869
‫انگار خودم رو به دنیا آوردم.‬

00:15:31.952 --> 00:15:33.788
‫ممنونم. خب، به‌هرحال،‬

00:15:33.871 --> 00:15:36.409
‫پدر «مدیسون» گفت
‫اجازه‌ی آهنگ «آی استند بای یو» رو

00:15:36.434 --> 00:15:37.917
‫با هزینه‌ی کمی می‌گیره

00:15:38.000 --> 00:15:41.295
‫و نصف توصیه‌نامه‌ها با «من دانا رو
‫دوست دارم، اما...» شروع می‌شه.‬

00:15:41.379 --> 00:15:43.547
‫پس، داشتم فکر می‌کردم‬

00:15:43.631 --> 00:15:46.717
‫ما همه‌ی «اما»ها رو ادیت کنیم،
‫یکم انتقال‌های حواس‌پرت‌کن اضافه کنیم،‬

00:15:46.801 --> 00:15:48.453
‫و ۵۰ تا دانش‌آموز رو نشون می‌ده

00:15:48.477 --> 00:15:50.596
‫که هی دارن می‌گن «من
‫دانا رو دوست دارم».‬

00:15:50.680 --> 00:15:54.100
‫یعنی...
‫من طرفدار یکم آزادی عمل هستم،‬

00:15:54.183 --> 00:15:56.102
‫ولی مطمئن نیستم اون اخلاقی باشه.‬

00:15:56.185 --> 00:15:58.354
‫می‌گم، اونا گفتنش، درسته؟‬

00:15:58.436 --> 00:15:59.730
‫- اوهوم.
‫- قراره مناظره پر از‬

00:15:59.814 --> 00:16:00.940
‫مردم نکته‌سنج خواهد بود.‬

00:16:01.023 --> 00:16:02.930
‫خبرنگارهایی که
‫رویداد رو پوشش میدن

00:16:02.954 --> 00:16:04.860
‫می‌تونن برای اخبار
‫ساعت ۶ بردارنش.‬

00:16:04.944 --> 00:16:07.446
‫- اعتبار «دانا» نجات پیدا می‌کنه.‬
‫- ولی...‬

00:16:07.530 --> 00:16:09.240
‫فردا شب شب درخشش «دین»ـه.‬

00:16:09.323 --> 00:16:11.867
‫خیلی خب، ولی «دانا» ممکنه بره زندان.‬

00:16:11.951 --> 00:16:13.577
‫خب عزیزم، این اتفاقیه که میوفته

00:16:13.661 --> 00:16:15.996
‫وقتی با پول نقد دزدی توی
‫ماشینت گیر میوفتی.‬

00:16:16.080 --> 00:16:18.040
‫پس فکر می‌کنی داره دروغ می‌گه.‬

00:16:18.124 --> 00:16:20.960
‫همه‌چیزی که می‌گم اینه که این چیزی بود
‫که توی اخبار شنیدم.‬

00:16:21.043 --> 00:16:23.629
‫خب، تو توی گواهی تولد من
‫دروغ گفتی. باید بری زندان؟‬

00:16:25.715 --> 00:16:27.258
‫مراقب لحنت باش خانم جوان.‬

00:16:27.341 --> 00:16:29.009
‫چرا نمی‌خوای با من سر این بجنگی؟‬

00:16:29.093 --> 00:16:31.345
‫چون هیچ‌کدوم‌مون مدرک حقوق نداریم.‬

00:16:31.429 --> 00:16:32.847
‫و ما باید این موضوع رو بسپاریم
‫به کسایی که...‬

00:16:32.930 --> 00:16:35.141
‫واقعا می‌دونن دارن در مورد چی حرف می‌زنن.‬

00:16:35.224 --> 00:16:36.860
‫مناظره‌ی انتخاباتی شهردار،

00:16:36.884 --> 00:16:38.519
‫جای اعتراضات دبیرستانی نیست.‬

00:16:39.436 --> 00:16:40.938
‫و این چی‌ـه پوشیدی؟‬

00:16:45.067 --> 00:16:46.861
‫نکنه حق با «گلم‌ما» باشه؟‬

00:16:48.154 --> 00:16:50.448
‫اگه در مورد «دانا» کاملا در اشتباه باشم چی؟‬

00:16:51.907 --> 00:16:54.702
‫اگه تمایلم به دیدن خوبی‌های مردم،‬

00:16:54.785 --> 00:16:57.288
‫باعث شده باشه حقیقت زشت‌تری رو نبینم چی؟‬

00:17:00.583 --> 00:17:02.585
‫مثل این‌ که اون مرد کلاه‌به‌سر
‫داره مستقیم سمت ما می‌دوـه‬

00:17:02.668 --> 00:17:04.669
‫و ما همین‌جا نشستیم انگار
‫که کاملا در امان‌ـیم.‬

00:17:06.379 --> 00:17:07.965
‫خیلی‌خب، بریزر، ما برای این تمرین کردیم.‬

00:17:09.759 --> 00:17:11.469
‫ما از تو بزرگ‌تریم!‬

00:17:11.552 --> 00:17:14.180
‫ما خیلی بزرگ و تهدیدآمیز به‌نظر می‌رسیم!‬

00:17:18.267 --> 00:17:20.561
‫مایلز، این دیگه چیه؟‬

00:17:20.644 --> 00:17:23.230
‫می‌دونی که من توی «وای»
‫کلاس دفاع شخصی رفتم.‬

00:17:23.313 --> 00:17:24.398
‫اوه، آره. قطعا.‬

00:17:28.694 --> 00:17:30.279
‫چه خبره؟‬

00:17:30.988 --> 00:17:32.406
‫دارم از بریزر می‌پرسم چطور

00:17:32.430 --> 00:17:34.325
‫بین مامانم و حسم
‫یکی رو انتخاب کنم.‬

00:17:34.408 --> 00:17:35.576
‫کدومش داره می‌بره؟‬

00:17:36.577 --> 00:17:39.288
‫تمام عمرم می‌خواستم شبیه مامانم باشم.‬

00:17:39.955 --> 00:17:43.834
‫لباس‌هاش، روابط اجتماعیش،
‫دوست‌هاش، پوستش رو می‌خواستم.‬

00:17:44.919 --> 00:17:46.128
‫و بعد اومدیم این‌جا و...‬

00:17:48.255 --> 00:17:49.840
‫...دیگه به‌ سختی می‌شناسمش.‬

00:17:50.758 --> 00:17:52.468
‫انگار دیگه هیچ شباهتی به هم نداریم.‬

00:17:52.551 --> 00:17:54.261
‫فکر نمی‌کنم این چیز بدی باشه.‬

00:17:56.055 --> 00:17:59.016
‫تابستون همین امسال،‬
‫فهمیدم که عاشق ایگلزـم...

00:17:59.099 --> 00:18:00.100
‫‬...با این که موقع بزرگ شدنم
‫فکر می‌کردم ازشون متنفرم

00:18:00.184 --> 00:18:02.102
‫چون بابام ازشون متنفر بود.

00:18:03.813 --> 00:18:05.648
‫شاید این همون دوره‌ای از زندگی‌مونه‬

00:18:05.731 --> 00:18:07.942
‫که می‌فهمیم مسیرمون
‫از مسیر والدین‌مون جدا می‌شه.‬

00:18:08.025 --> 00:18:10.569
‫اگه آخرش بخوای برام یه میکس‌تیپ
‫از ایگلز درست کنی،‬

00:18:10.653 --> 00:18:12.196
‫مسیرامون از هم جدا می‌شه.‬

00:18:12.279 --> 00:18:14.657
‫تک‌تک سلول‌های بدنم الان می‌خوان
‫آهنگ دسپرادو رو بخونن.‬

00:18:14.740 --> 00:18:16.200
‫- لطفا.‬
‫- واقعا دلم می‌خواد بخونمش.‬

00:18:16.283 --> 00:18:19.370
‫مایلز التماست می‌کنم
‫ به خاطر بریزر هم که شده بیخیال شو.‬

00:18:21.163 --> 00:18:22.706
‫از سر تقصیرت می‌گذرم.‬

00:18:24.250 --> 00:18:25.709
‫اگه نصیحتم رو می‌خوای...‬

00:18:26.836 --> 00:18:28.013
‫...فکر کنم باید از خودت بپرسی

00:18:28.037 --> 00:18:29.213
‫ترجیح میدی کدوم رو ناامید کنی.‬

00:18:31.131 --> 00:18:33.259
‫مامانت رو یا خودت رو؟‬

00:18:39.056 --> 00:18:40.850
‫اون دفعه نزدیک بود گیرت بندازم.‬

00:18:41.976 --> 00:18:44.520
‫همین الان تلفنی با وکیلم حرف زدم.‬

00:18:44.603 --> 00:18:46.939
‫قراره بابت اون تلفن عمومی
‫یه سکه ازت بگیره.‬

00:18:49.149 --> 00:18:50.901
‫اوه...‬

00:18:54.071 --> 00:18:55.614
‫اوضاع خیطه لیز.‬

00:18:55.698 --> 00:18:59.243
‫اوم، وکیل شاکی به‌تازگی
‫قاضی رو متقاعد کرده‬

00:18:59.326 --> 00:19:01.036
‫که حبس رو در نظر بگیره.‬

00:19:01.912 --> 00:19:03.956
‫اگه محکوم بشه، بین سه تا ده سال.‬

00:19:04.039 --> 00:19:05.249
‫چی، سال؟‬

00:19:05.332 --> 00:19:06.792
‫نمی‌تونن این کار رو بکنن.‬

00:19:07.459 --> 00:19:08.294
‫می‌تونن؟‬

00:19:09.378 --> 00:19:10.963
‫نمی‌دونم.‬

00:19:25.019 --> 00:19:26.186
‫هی.‬

00:19:27.229 --> 00:19:28.564
‫هر وقت بارون میاد، سیل میاد.‬

00:19:29.565 --> 00:19:31.066
‫می‌تونم بیام تو؟‬

00:19:31.150 --> 00:19:32.693
‫اوه...‬

00:19:33.527 --> 00:19:35.446
‫این‌جا چیکار می‌کنی؟‬

00:19:35.529 --> 00:19:38.365
‫خب، هیچ‌کس از من نخواست که
‫برای «کمپین نجات دانا» شهادت بدم.‬

00:19:38.449 --> 00:19:40.910
‫از «فردی کروگر» هم کسی برای
‫خوب خوابیدن مشورت نمی‌گیره.‬

00:19:40.993 --> 00:19:42.620
‫فقط بذار یه کار خوب انجام بدم.‬

00:19:43.329 --> 00:19:44.705
‫شش دقیقه، همه‌ش تعریف و تمجید.‬

00:19:46.206 --> 00:19:48.042
‫شوخی کردم، ببخشید.‬

00:19:49.168 --> 00:19:52.630
‫از کی تا حالا اهل کارهای خوب شدی؟‬

00:19:53.297 --> 00:19:54.757
‫شاید اخیرا‬

00:19:54.840 --> 00:19:58.427
‫کمی شبیه «فردی کروگر» باهات رفتار کردم.‬

00:19:58.510 --> 00:20:01.138
‫محدودیت زمانی «اخیرا» چقدره؟‬

00:20:01.221 --> 00:20:03.766
‫مـ... من نمی‌دونم. حدس می‌زنم...‬

00:20:03.849 --> 00:20:05.517
‫از وقتی که کل تابستون توی اردو
‫با من وقت گذروندی،‬

00:20:05.601 --> 00:20:07.353
‫و بعد وانمود کردی که من وجود ندارم، درسته؟‬

00:20:07.436 --> 00:20:08.938
‫اگه بخوای این‌طوری دقیق بشی، آره.‬

00:20:11.607 --> 00:20:14.276
‫ببین، همه که با مادری
‫مثل مادر تو بزرگ نشدن.‬

00:20:14.360 --> 00:20:19.323
‫عه... والدین من هیچ‌وقت...‬

00:20:21.241 --> 00:20:22.868
‫به‌هرحال، عه...

00:20:22.952 --> 00:20:24.828
‫من چند تا از دانش‌آموزهای
‫محبوب سال‌آخری رو متقاعد کردم‬

00:20:24.912 --> 00:20:27.081
‫که اونا هم شهادت بدن،
‫پس این می‌شه پنج تا،‬

00:20:27.164 --> 00:20:30.918
‫اما از نظر ارزش اجتماعی،
‫عملا ده تا حساب می‌شه.‬

00:20:31.001 --> 00:20:32.461
‫اونا خیلی تاثیرگذارن.‬

00:20:33.712 --> 00:20:35.089
‫هستن، مگه نه؟‬

00:20:37.925 --> 00:20:39.093
‫کجا داری میری؟‬

00:20:39.885 --> 00:20:41.220
‫دارم به «ال» زنگ می‌زنم.‬

00:20:42.680 --> 00:20:45.182
‫فکر کنم این یه میکس ویدیویی باشه.‬

00:20:51.438 --> 00:20:53.691
‫♪ وقتی پیاده‌روی می‌کنم، خودنمایی می‌کنم ♪‬

00:20:53.774 --> 00:20:55.985
‫♪ و حسابی از خود بی‌خودم ♪‬

00:20:56.068 --> 00:20:58.362
‫♪ عین چی چت‌ـم، ممکنه فقط ♪‬

00:20:58.445 --> 00:21:00.322
‫♪ بایستم تا چکت کنم ♪‬

00:21:00.406 --> 00:21:02.825
‫♪ بذار ادامه بدم ♪‬

00:21:02.908 --> 00:21:04.076
‫♪ انگار زیر آفتاب تاول زدم ♪‬

00:21:04.159 --> 00:21:05.411
‫جای شام رو خالی بذار.‬

00:21:05.494 --> 00:21:08.038
‫♪ بذار ادامه بدم...‬ ♪

00:21:08.122 --> 00:21:09.665
‫آدم‌های ترند‌سازت این‌جان.‬

00:21:11.458 --> 00:21:13.396
‫«دانا» اساسا بی‌قضاوت‌ترین آدم

00:21:13.420 --> 00:21:15.170
‫توی این مدرسه بود. پس، آره،‬

00:21:15.254 --> 00:21:16.588
‫این که اخراجش کردن واقعا افتضاحه.‬

00:21:16.672 --> 00:21:18.799
‫- بهمون بگو چرا فکر می‌کنی «دانا»...‬
‫- خیلی‌خب.‬

00:21:18.882 --> 00:21:20.009
‫چرا برای این کار این‌قدر استرس دارم؟‬

00:21:20.092 --> 00:21:23.178
‫و شروع.‬

00:21:23.262 --> 00:21:26.056
‫و تقریبا مطمئنم که اگه اون نبود،
‫به تمام جلسات تمرین دیر می‌رسیدیم.‬

00:21:26.140 --> 00:21:28.809
‫♪ بذار ادامه بدم ♪‬

00:21:28.892 --> 00:21:29.852
‫♪ دست‌های بزرگ...‬

00:21:29.935 --> 00:21:33.230
‫یه لیست از آدرس خونه‌های دانش‌آموزها
‫تهیه کردم، از نزدیک‌ترین تا دورترین.‬

00:21:33.313 --> 00:21:35.566
‫متقاعدشون کن که این ضد‌سیستم‌ترین جنبشی‌ـه‬

00:21:35.649 --> 00:21:36.650
‫که تا حالا بخشی ازش بودن.‬

00:21:36.734 --> 00:21:40.070
‫همچنین، تمام بچه‌های باحال دارن این کار رو
‫می‌کنن. پس می‌دونی، فشار همسالان.‬

00:21:40.154 --> 00:21:41.280
‫فشار همسالان دین منه.‬

00:21:42.656 --> 00:21:44.992
‫خیلی‌خب، حالا قراره داستان موردعلاقه‌ت
‫درباره «دانا» رو بگی.‬

00:21:45.075 --> 00:21:46.827
‫و شروع.‬

00:21:46.910 --> 00:21:48.954
‫یادت میاد «دانا» صبح‌ها
‫بیرون کلاس‌مون می‌ایستاد‬

00:21:49.038 --> 00:21:50.873
‫تا به تک‌تک دانش‌آموزها سلام کنه؟‬

00:21:50.956 --> 00:21:53.333
‫- واقعا دلم برای اون کار تنگ شده.‬
‫- خب، سال‌اول دبیرستان من،‬

00:21:53.417 --> 00:21:54.877
‫اوم، «دانا» داوطلب شد‬

00:21:54.960 --> 00:21:56.045
‫- که مدیر...‬
‫- بفرما.‬

00:21:56.128 --> 00:21:58.338
‫...تیم دو صحرانوردی ما بشه...‬

00:21:58.422 --> 00:21:59.882
‫- «دانا» اساسا...‬
‫- «ال-ای»، این رو ببین.‬

00:21:59.965 --> 00:22:01.175
‫...بی‌قضاوت‌ترین آدم...‬

00:22:01.258 --> 00:22:02.885
‫«دانا» متوجه شد من تنها بچه‌ای هستم‬

00:22:02.968 --> 00:22:04.636
‫که برای روز پیتزا پول ندارم،‬

00:22:04.720 --> 00:22:07.556
‫و پیتزاش رو با من تقسیم کرد.‬

00:22:07.639 --> 00:22:09.349
‫اون آدم خوبیه،‬

00:22:09.433 --> 00:22:11.310
‫و اگه می‌گه بی‌گناهه، من باور می‌کنم.‬

00:22:11.393 --> 00:22:13.479
‫آره، حرف کایل ساکت خیلی هم‌خونی داره.

00:22:13.562 --> 00:22:16.148
‫«دانا» اجازه داده بود اون سمورش رو
‫توی کابینت اون حین ورزش قایم کنه.‬

00:22:16.231 --> 00:22:17.316
‫انجامش دادم.‬

00:22:17.399 --> 00:22:18.609
‫پانزده تا شهادت دیگه.‬

00:22:18.692 --> 00:22:20.986
‫همه یه جورایی می‌گن «من دانا رو باور دارم».‬

00:22:21.070 --> 00:22:22.279
‫یعنی تازه از صد تا رد شدیم.‬

00:22:22.362 --> 00:22:24.239
‫و داریم میریم که بیشتر بگیریم.‬

00:22:24.323 --> 00:22:25.824
‫اوه، اگه به خوراکی بیشتری
‫نیاز داشتین تماس بگیرین.

00:22:25.908 --> 00:22:26.867
‫گرفتم. ممنونم.‬

00:22:26.950 --> 00:22:29.328
‫♪ بذار ادامه بدم ♪‬

00:22:29.411 --> 00:22:31.955
‫♪ انگار زیر آفتاب تاول زدم...‬

00:22:32.039 --> 00:22:34.041
‫«دانا» داوطلب شد که مدیر بشه.‬

00:22:34.124 --> 00:22:37.836
‫اوم، اون من رو به دنیا آورد.‬

00:22:38.754 --> 00:22:40.464
‫که از طرف اون خیلی باحاله.‬

00:22:44.051 --> 00:22:45.469
‫- یادت نره ذخیره کنی...‬
‫- یادم رفت ذخیره کنم...‬

00:22:45.552 --> 00:22:46.970
‫-...یه فنجون آب پاستا.‬
‫-...یه فنجون آب پاستا.‬

00:22:47.054 --> 00:22:48.722
‫یه روزی.‬

00:22:55.395 --> 00:22:57.229
‫می‌دونی، تا حالا
‫هیچ‌وقت با مامانم

00:22:57.253 --> 00:22:58.816
‫غذای خونگی درست نکرده بودم.‬

00:22:59.566 --> 00:23:02.861
‫البته، هیچ‌وقت هم جلوی اون
‫یه قوطی «جولت» دستم نگرفته بودم.‬

00:23:02.945 --> 00:23:04.404
‫مراقب اون چیزها باش.

00:23:04.488 --> 00:23:06.782
‫- باعث می‌شه بدنت بلرزه.‬
‫- نگران نباش، دیدم چه بلایی سر‬

00:23:06.865 --> 00:23:09.743
‫«جسی اسپانو» اومد وقتی
‫معتاد قرص‌های کافئین شد.‬

00:23:09.827 --> 00:23:11.286
‫- سریال «سیو بای د بل»؟‬
‫- آره.‬

00:23:11.370 --> 00:23:12.788
‫هوم.‬

00:23:13.664 --> 00:23:16.834
‫نمی‌دونم شماها چطور
‫این‌همه کار رو انجام دادین.‬

00:23:16.917 --> 00:23:19.044
‫اوه، ایده «لیز» بود که از سال‌بالایی‌ها‬

00:23:19.128 --> 00:23:20.462
‫با نفوذ اجتماعی‌شون استفاده کنیم.‬

00:23:21.463 --> 00:23:23.298
‫اون هر کاری برات می‌کنه،‬

00:23:23.382 --> 00:23:25.259
‫حتی توانمند کردن دخترهای محبوب.‬

00:23:26.260 --> 00:23:27.984
‫خب، وقتی تمام چیزی
‫هستی که اون یکی داره،

00:23:28.008 --> 00:23:29.471
‫باید هوای همدیگه رو داشته باشین.‬

00:23:31.723 --> 00:23:33.225
‫همه‌چیز درست می‌شه، «دانا».‬

00:23:47.531 --> 00:23:51.910
‫و ما رسما...‬

00:23:51.994 --> 00:23:53.996
‫داریم خروجی می‌گیریم.‬

00:23:54.079 --> 00:23:55.956
‫صد و هشتاد و نه تا شهادت.‬

00:23:57.416 --> 00:23:59.793
‫بیا امیدوار باشیم که برای تغییر قلب و ذهن‬

00:23:59.877 --> 00:24:01.503
‫مردم توی مناظره‌ی فردا کافی باشه.‬

00:24:01.587 --> 00:24:03.589
‫منظورت امشبه. پنج و ده دقیقه‌ست.‬

00:24:03.672 --> 00:24:05.257
‫اوه، خدای من.‬

00:24:06.550 --> 00:24:09.136
‫تازه اولین شب‌بیداری‌م رو تجربه کردم؟‬

00:24:10.095 --> 00:24:11.638
‫حس می‌کنم خیلی دانشجو‌ـیه.‬

00:24:15.642 --> 00:24:17.186
‫چرا داری این کار رو می‌کنی؟‬

00:24:17.269 --> 00:24:19.062
‫چون عاشق مامانت‌ـم.‬

00:24:19.146 --> 00:24:20.939
‫خب، منم عاشق مامانم‌ـم.‬

00:24:21.023 --> 00:24:24.193
‫ولی، می‌دونی، فکر نمی‌کنم
‫هیچ‌وقت به ذهنم می‌رسید‬

00:24:24.276 --> 00:24:26.207
‫که یه مناظره‌ی شهرداری رو

00:24:26.231 --> 00:24:27.863
‫به خاطرش گروگان بگیرم.

00:24:27.946 --> 00:24:31.200
‫«کوکو شانل» یه بار گفت: «اگه غمگینی،‬

00:24:31.283 --> 00:24:33.118
‫رژ لب بیشتری بزن و حمله کن.»‬

00:24:34.119 --> 00:24:35.370
‫و فکر کنم «کوکو» موافق باشه،‬

00:24:35.454 --> 00:24:37.664
‫که وقتی یه ارتش داری،
‫حمله کردن خیلی آسون‌تره‌.‬

00:24:47.382 --> 00:24:48.842
‫اون چیه؟‬

00:24:50.469 --> 00:24:54.890
‫اوم، لطفا در این مورد
‫مثل همیشه‌ت نباش، ولی...‬

00:24:54.973 --> 00:24:57.351
‫توی ویترین یه مغازه‌ی جنس‌دوم دیدمش‬

00:24:57.434 --> 00:24:58.727
‫و یاد تو افتادم.‬

00:25:05.067 --> 00:25:08.779
‫تو «سیاتل» رو کمی صورتی‌تر کردی،‬

00:25:08.862 --> 00:25:11.445
‫و من دوست دارم فکر کنم «سیاتل»

00:25:11.470 --> 00:25:13.497
‫تو رو کمی چهارخونه‌تر کرده.‬

00:25:15.035 --> 00:25:17.871
‫«لیز»، عاشقشم.‬

00:25:18.872 --> 00:25:20.249
‫ممنونم.‬

00:25:22.459 --> 00:25:24.336
‫آره.‬

00:25:24.419 --> 00:25:25.712
‫- حالا دیگه می‌تونی ولم کنی.‬
‫- بهترین دوستم.‬

00:25:25.796 --> 00:25:27.256
‫خیلی‌خب، نمی‌خوام ول کنم ولی.‬

00:25:27.339 --> 00:25:28.632
‫می‌دونم نمی‌خوای.‬

00:25:30.133 --> 00:25:32.261
‫اوه، جناب. آره، اون برای شماست.‬

00:25:34.179 --> 00:25:36.431
‫سلام. بفرما.‬

00:25:36.515 --> 00:25:37.975
‫ببخشید، فقط همین‌قدر دارم.‬

00:25:39.810 --> 00:25:41.186
‫پوسترهای «تیم دین» رو دادم به‬

00:25:41.270 --> 00:25:44.147
‫خوش‌قیافه‌ترین آدم‌های جمعیت.‬

00:25:44.231 --> 00:25:47.359
‫از خودم متنفرم که فکر می‌کنم
‫این ایده خوبیه، ولی تو نابغه‌ای.‬

00:25:47.442 --> 00:25:48.986
‫- خوش‌تیپ شدی.‬
‫- ممنونم.‬

00:25:49.069 --> 00:25:52.364
‫یه جورایی شبیه چارلی
‫از سریال «پارتی آو فایو».‬

00:25:52.447 --> 00:25:54.533
‫- واو.‬
‫- این واقعا یه سریالی‌ـه‬

00:25:54.616 --> 00:25:56.743
‫که باید بهش اشاره کنی.
‫بچه‌ها توی این برنامه عاشقش می‌شن.‬

00:25:56.827 --> 00:25:59.830
‫اوضاع دست منه. این همون بخشی‌ـه
‫که واقعا توش خوبم.‬

00:25:59.913 --> 00:26:01.039
‫چرا این‌قدر استرس داری؟‬

00:26:02.124 --> 00:26:03.875
‫فقط...‬

00:26:03.959 --> 00:26:05.502
‫واقعا الان به یه برد نیاز دارم.‬

00:26:06.503 --> 00:26:07.879
‫داشتم... با «ال» مشکلات زیادی رو
‫ پشت سر می‌ذاشتم.‬

00:26:07.963 --> 00:26:10.340
‫- آخ.‬
‫- اون خودش رو متقاعد کرده‬

00:26:10.424 --> 00:26:12.372
‫که «مدیر اندرسون»
‫برای دانا پاپوش درست

00:26:12.396 --> 00:26:14.344
‫کرده تا یه رابطه‌ی
‫مخفیانه رو قایم کنه.‬

00:26:15.429 --> 00:26:17.848
‫خب، بهش گفتی که اینجا یکی از مدرسه‌هایی‌ـه
‫که من بر اون نظارت دارم‬

00:26:17.931 --> 00:26:19.933
‫و قبل از استخدام مدیرم،
‫کلی تحقیق می‌کنم؟‬

00:26:20.017 --> 00:26:22.311
‫این‌جایی. داشتم بهت زنگ می‌زدم.‬

00:26:22.394 --> 00:26:24.354
‫- ببخشید، گوشیم خاموش بود.‬
‫- روشن نگهش دار.‬

00:26:24.438 --> 00:26:25.981
‫یه خبر فوری هست و مطبوعات
‫یه اظهارنظر می‌خوان.‬

00:26:26.064 --> 00:26:27.399
‫خبر فوری چیه؟‬

00:26:30.527 --> 00:26:32.612
‫-«لیز» کجاست؟‬
‫- ندیدمش.‬

00:26:32.696 --> 00:26:35.073
‫خیلی‌خب، پس مجبوریم بدون
‫اون شروع کنیم.‬

00:26:35.157 --> 00:26:37.284
‫وقتی «مدیر اندرسون»
‫نامزدها رو معرفی کنه،‬

00:26:37.367 --> 00:26:38.827
‫من چراغ‌ها رو می‌زنم.
‫همه‌جا تاریک می‌شه.‬

00:26:38.910 --> 00:26:40.996
‫«داستین» پروژکتور رو میاره،
‫تو پرده رو می‌کشی پایین،‬

00:26:41.079 --> 00:26:42.205
‫-«داستین» دکمه‌ی پخش رو می‌زنه.‬
‫-«ال».‬

00:26:42.289 --> 00:26:44.374
‫و ما کاملا لو میریم.‬

00:26:50.047 --> 00:26:52.591
‫پسرها، می‌شه لطفا یه لحظه
‫به ما وقت بدین؟‬

00:26:58.597 --> 00:26:59.598
‫ازتون خواستم‬

00:26:59.681 --> 00:27:01.308
‫- که این کار رو نکنین.‬
‫- می‌دونم‬

00:27:01.391 --> 00:27:03.935
‫چه حسی در مورد سپردن این قضیه
‫به سیستم قضایی داری،‬

00:27:04.019 --> 00:27:06.730
‫اما، با احترام، من مخالفم
‫و مدرسه‌مون هم همین‌طور.‬

00:27:06.813 --> 00:27:08.315
‫ما به «دانا» ایمان داریم.‬

00:27:08.398 --> 00:27:10.275
‫و نمی‌خوام از شب بزرگ شما
‫سوءاستفاده کنم،‬

00:27:10.359 --> 00:27:13.028
‫اما همه‌ی خبرنگارها اومدن ببینن
‫که «دانا» آدم خوبیه و همه توی...‬

00:27:13.111 --> 00:27:14.863
‫اون اعتراف به گناه کرد.‬

00:27:17.616 --> 00:27:19.826
‫- چی؟‬
‫- توی اخبار پخش شد.‬

00:27:19.910 --> 00:27:22.037
‫اون مسئولیت جرم رو پذیرفت.‬

00:27:22.120 --> 00:27:23.997
‫اما «اندرسون» چی؟ یعنی...‬

00:27:24.081 --> 00:27:25.832
‫حتما ساخته‌وپرداخته‌ی ذهن خودش بوده.‬

00:27:25.916 --> 00:27:28.085
‫و «دین» بر امور مدارس نظارت می‌کنه.‬

00:27:28.168 --> 00:27:30.045
‫اون هیچ‌وقت «مدیر اندرسون» رو
‫ استخدام نمی‌کرد‬

00:27:30.128 --> 00:27:33.590
‫- اگه حتی ذره‌ای از اون حرف‌ها حقیقت داشت.‬
‫- ولی حقیقته.‬

00:27:33.673 --> 00:27:34.925
‫«دانا» بی‌گناهه.‬

00:27:35.008 --> 00:27:37.594
‫یعنی، حتما به یه دلیل دیگه‌ای
‫اعتراف به گناه کرده.‬

00:27:37.677 --> 00:27:39.221
‫- عزیزم...‬
‫- خانم‌ها و آقایان،‬

00:27:39.304 --> 00:27:41.056
‫ما در آستانه‌ی شروع هستیم،
‫پس لطفا سر جاهاتون بشینید.‬

00:27:41.139 --> 00:27:42.307
‫خیلی ممنونم.‬

00:27:42.391 --> 00:27:43.809
‫باید برگردم اون بیرون.‬

00:27:44.810 --> 00:27:46.686
‫سعی کردم بهت هشدار بدم، عزیزم.
‫ متاسفم.‬

00:27:46.770 --> 00:27:48.188
‫من «مدیر شین اندرسون» هستم.‬

00:27:48.271 --> 00:27:50.649
‫به مناظره‌ی شهرداری امشب خوش اومدین.‬

00:27:54.027 --> 00:27:55.320
‫آره، خب، نمی‌گم که آرزوی‬

00:27:55.404 --> 00:27:57.614
‫نشت کربن‌مونوکسید برای کسی دارم...‬

00:27:57.697 --> 00:28:00.742
‫اما چه خوش‌شانس بوده «دبیرستان رینیر وست»‬

00:28:00.826 --> 00:28:03.954
‫که افتخار شاهد بودن
‫مناظره‌ی امشب

00:28:04.037 --> 00:28:05.414
‫بین «سرپرست دین ویلسون»...‬

00:28:08.875 --> 00:28:10.335
‫...و شهردار فعلی «مایک مک‌آلیستر» داره.‬

00:28:18.844 --> 00:28:20.429
‫«ال-ای»؟‬

00:28:21.430 --> 00:28:22.889
‫چه خبر شده؟‬

00:28:24.433 --> 00:28:25.517
‫فکر کنم من...‬

00:28:25.600 --> 00:28:27.686
‫یه چیزی رفت تو چشمم.‬

00:28:31.481 --> 00:28:33.150
‫یا حساسیت فصلی‌ـه.‬

00:28:33.233 --> 00:28:35.068
‫این فصل واقعا افتضاح بوده.‬

00:28:42.075 --> 00:28:44.244
‫سلام.‬

00:28:52.794 --> 00:28:55.505
‫«دانا» تازه...‬

00:29:00.218 --> 00:29:01.219
‫خیلی‌خب.‬

00:29:01.303 --> 00:29:02.471
‫ممنونم.‬

00:29:05.056 --> 00:29:06.683
‫«دانا» تازه خودش رو تسلیم کرد.‬

00:29:07.517 --> 00:29:08.518
‫آیا ممکنه‬

00:29:08.602 --> 00:29:10.103
‫که ما در مورد «مدیر اندرسون»
‫اشتباه کرده باشیم؟‬

00:29:10.187 --> 00:29:11.771
‫هی، هی، هی.‬

00:29:11.855 --> 00:29:13.773
‫-«اندرسون» تا خرخره گناهکاره.‬
‫- اما «دین»‬

00:29:13.857 --> 00:29:17.235
‫گفت هیچ‌وقت کسی رو
‫با گذشته‌ی مشکوک استخدام نمی‌کنه.‬

00:29:17.319 --> 00:29:19.946
‫و اون سرپرست مدرسه‌ست.‬

00:29:20.030 --> 00:29:21.406
‫یعنی،‬

00:29:21.490 --> 00:29:25.327
‫اگه ما اختلافاتی توی بودجه‌ی مدرسه
‫ پیدا کردیم، اون نباید می‌دید؟‬

00:29:25.410 --> 00:29:27.370
‫یعنی، اون اساسا بر همه‌چیز نظارت داره.‬

00:29:28.997 --> 00:29:30.123
‫چی؟‬

00:29:35.170 --> 00:29:38.006
‫چیزی که من می‌بینم اینه که ساکنان قدیمی،‬

00:29:38.089 --> 00:29:41.426
‫توسط توسعه‌دهنده‌های حریص
‫دارن از محله‌هاشون رانده می‌شن.‬

00:29:41.510 --> 00:29:44.012
‫رای‌دهنده‌ها دنبال گزینه‌های
‫سهام آنچنانی نیستن.‬

00:29:44.095 --> 00:29:46.431
‫اون‌ها دنبال اجاره‌بهای منصفانه هستن.‬

00:29:53.605 --> 00:29:55.315
‫این تمام چیزی‌ـه که
‫از دفتر «اندرسون» گیر آوردیم.‬

00:29:56.483 --> 00:29:58.109
‫ما این‌ها رو با بودجه مقایسه کردیم.‬

00:29:58.193 --> 00:30:00.070
‫همه‌ی ردیف‌های هزینه‌‌ها
‫فاکتورهای منطبق دارن.‬

00:30:01.738 --> 00:30:02.781
‫این کیه؟‬

00:30:02.864 --> 00:30:06.117
‫بیمه‌ی زلزله‌ی «کاستال نورث‌وست».‬

00:30:07.285 --> 00:30:09.120
‫اگه رسیدها واقعی نباشن چی؟‬

00:30:10.539 --> 00:30:12.666
‫از هر دوی شما برای یه شب آموزنده ممنونم.‬

00:30:12.749 --> 00:30:15.835
‫فکر کنم به دانش‌آموزها و مهمون‌هامون
‫ کلی موضوع برای فکر کردن دادین.‬

00:30:17.295 --> 00:30:18.255
‫ممنونم.‬

00:30:19.256 --> 00:30:20.257
‫سپاسگزارم.‬

00:30:21.633 --> 00:30:22.509
‫یه سوال آخر.‬

00:30:24.010 --> 00:30:25.136
‫«ال».‬

00:30:33.311 --> 00:30:34.145
‫عصر بخیر!‬

00:30:35.605 --> 00:30:36.731
‫ببخشید.‬

00:30:38.858 --> 00:30:39.818
‫سلام.‬

00:30:40.735 --> 00:30:42.612
‫«ال وودز».‬

00:30:42.696 --> 00:30:46.074
‫دانشجوی سال سوم با علاقه‌ی ویژه
‫به بازاریابی مد.‬

00:30:46.157 --> 00:30:48.118
‫- سوالتون چیه، خانم؟‬
‫- شهردار «مک‌آلیستر»‬

00:30:48.201 --> 00:30:49.869
‫و سرپرست «ویلسون»،‬

00:30:49.953 --> 00:30:52.831
‫شما چطور، به عنوان شهردار بعدی «مدینا»...‬

00:30:54.541 --> 00:30:58.336
‫...قراره فساد گسترده‌ای رو که درست زیر‬

00:30:58.420 --> 00:31:00.964
‫بینی خودتون داره اتفاق میوفته، توجیه کنین؟‬

00:31:01.047 --> 00:31:03.383
‫فساد گسترده؟‬

00:31:03.466 --> 00:31:05.343
‫نوجوان‌ها خیلی دراماتیک هستن، مگه نه؟‬

00:31:05.427 --> 00:31:06.303
‫بله.‬

00:31:06.386 --> 00:31:07.554
‫خانم «وودز»،‬

00:31:07.637 --> 00:31:08.847
‫می‌شه کمی دقیق‌تر باشین؟‬

00:31:08.930 --> 00:31:10.640
‫اوم...‬

00:31:10.724 --> 00:31:12.267
‫خیلی‌خب.‬

00:31:12.350 --> 00:31:13.518
‫من، اوم...‬

00:31:15.729 --> 00:31:18.940
‫...تحقیقاتی آوردم تا یافته‌هام رو ثابت کنم.‬

00:31:19.024 --> 00:31:20.775
‫من و دوستام ذکر کردیم‬

00:31:20.859 --> 00:31:23.236
‫برخی اقلام رو مدرسه‬

00:31:23.320 --> 00:31:25.405
‫ادعا می‌کنه خریده اما واقعا نداره‌شون.‬

00:31:25.488 --> 00:31:27.741
‫از جمله، پد موس،‬

00:31:27.766 --> 00:31:29.393
‫سیب‌زمینی سرخ‌کرده

00:31:29.418 --> 00:31:31.828
‫و یه تابلوی ایست‬

00:31:31.911 --> 00:31:36.416
‫در تقاطع کنترل‌نشده‌ای که «رابین»،
‫ مامان «شنون واکر»

00:31:36.499 --> 00:31:38.710
‫همون‌جا به‌طور مرگبار توسط
‫یه ماشین دیگه زیر گرفته شد.‬

00:31:40.587 --> 00:31:43.214
‫طمع سبب مرگ رابین شد.

00:31:43.298 --> 00:31:47.469
‫و مردی که مسئول این خریدهای خیالی بود‬

00:31:47.552 --> 00:31:51.473
‫کسی نبود جز... مدیر «اندرسون».‬

00:31:56.061 --> 00:31:57.270
‫آیا من عاشق سیاست هستم؟‬

00:31:57.354 --> 00:31:58.647
‫خیلی‌خب،‬
‫می‌شه اون رو از این‌جا ببریم بیرون؟‬

00:31:58.730 --> 00:31:59.981
‫آره، همین الان.‬

00:32:00.065 --> 00:32:01.524
‫وایسا، وایسا، وایسا.

00:32:02.734 --> 00:32:05.320
‫داری می‌گی مدیرتون دزدی کرده؟‬

00:32:05.403 --> 00:32:06.821
‫دقیقا همون چیزی‌ـه که داره می‌گه.‬

00:32:06.905 --> 00:32:08.907
‫اون می‌دونست که ما به کشف‬

00:32:08.990 --> 00:32:10.408
‫کلاهبرداری‌ش نزدیک شدیم،
‫برای همین پول رو‬

00:32:10.492 --> 00:32:11.785
‫توی وسایل «دانا میلر» جاساز کرد
‫محض اطمینان برای موقعی که

00:32:11.868 --> 00:32:14.287
‫اگه کسی شروع کرد به جست‌وجو در مورد
‫این که چرا حساب‌کتاب‌ها جور در نمیاد.‬

00:32:14.371 --> 00:32:17.040
‫خیلی‌خب، «دانا» به دزدی اعتراف کرد.‬

00:32:17.123 --> 00:32:19.751
‫چه آدم بی‌گناهی به گناه نکرده
‫اعتراف می‌کنه؟‬

00:32:19.834 --> 00:32:20.960
‫یه مادر.‬

00:32:24.631 --> 00:32:26.675
‫مامان من اعتراف کرد تا از زندان فرار کنه.‬

00:32:26.758 --> 00:32:29.803
‫یه جرم سبک بهش اجازه می‌ده
‫که آزاد بمونه، جریمه بده

00:32:29.886 --> 00:32:32.055
‫و خدمات اجتماعی انجام بده.‬

00:32:32.138 --> 00:32:33.556
‫اما اون من رو از من نمی‌گرفت.‬

00:32:35.000 --> 00:32:42.000
آ و ا‌ مـ ـو و ی

00:32:44.818 --> 00:32:48.071
‫پس سوال اصلی این‌ـه...‬

00:32:48.154 --> 00:32:51.157
‫چرا «مدیر اندرسون»‬

00:32:51.241 --> 00:32:54.411
‫باید از مدرسه‌ی خودش دزدی کنه؟‬

00:32:54.494 --> 00:32:58.331
‫که من رو یاد زمانی میندازه
‫که توی دفترش بودم‬

00:32:58.415 --> 00:33:01.042
‫و در مورد یه کت جیر نارنجی نظر دادم‬

00:33:01.126 --> 00:33:02.919
‫که ادعا می‌کرد متعلق به همسرش،‬

00:33:03.002 --> 00:33:05.004
‫یه مو‌قرمز زیباست.

00:33:05.088 --> 00:33:09.426
‫اما این جور در نمیاد چون...‬

00:33:09.509 --> 00:33:12.095
‫خب، مامان؟‬

00:33:12.178 --> 00:33:13.680
‫چون موقرمزها نمی‌تونن نارنجی بپوشن!‬

00:33:14.848 --> 00:33:16.266
‫اوهوم.

00:33:16.349 --> 00:33:19.102
‫اون همچنین بومی سیاتله،
‫برای همین تعجب کردم‬

00:33:19.185 --> 00:33:21.855
‫که کت از جیر اصل بود،‬

00:33:21.938 --> 00:33:24.149
‫چون همه‌ می‌دونن آدم‌های اهل «سیاتل»...‬

00:33:24.232 --> 00:33:26.317
‫جیر نمی‌پوشن.‬

00:33:26.401 --> 00:33:28.153
‫اگرچه می‌شه استدلال آورد

00:33:28.236 --> 00:33:29.696
‫که کسی که اهل‬

00:33:29.779 --> 00:33:33.324
‫سانی‌ساید، واشنگتن‌ـه،
‫شهری در صحرای مرتفع‬

00:33:33.408 --> 00:33:36.494
‫که میانگین بارش ناچیز‬
‫هشت اینچ در سال داره،

00:33:36.578 --> 00:33:38.329
‫احتمالا عاشق جیر‌ه.‬

00:33:38.413 --> 00:33:41.166
‫اون کت متعلق به همسرش نبود‬

00:33:41.249 --> 00:33:44.085
‫چون متعلق به مادر یه بچه‌ی
‫حاصل از عشقی پنهانی‌ بود.

00:33:46.629 --> 00:33:48.548
‫- وای خدای من.‬
‫- چندش.‬

00:33:48.631 --> 00:33:49.966
‫خیلی‌خب.‬

00:33:50.049 --> 00:33:51.718
‫اگه میشه همه لطفا آروم باشن.‬

00:33:51.801 --> 00:33:54.220
‫می‌شه خانم وودز رو
‫تا دم در همراهی کنین؟‬

00:33:54.304 --> 00:33:56.187
‫با این اتهامات بی‌اساس داره

00:33:56.211 --> 00:33:57.891
‫نظم بحث رو به هم می‌زنه.‬

00:33:57.974 --> 00:33:59.434
‫افسر، دورش کنین...
‫دورش کنین از میکروفون.‬

00:33:59.517 --> 00:34:00.643
‫- حرف‌هات تموم شد.‬
‫- این واقعا مسخره‌ست.‬

00:34:00.727 --> 00:34:03.396
‫اون یه دانش‌آموزه.‬

00:34:03.480 --> 00:34:05.356
‫همون که اون‌جاست.
‫هی، بیخیال دیگه.‬

00:34:05.440 --> 00:34:08.526
‫سلام جناب افسر. میشه اونی که لباس صورتی
‫پوشیده رو دستگیر کنین لطفاً؟

00:34:08.551 --> 00:34:10.141
‫اصلا امکان نداره.

00:34:10.165 --> 00:34:11.696
‫لباس «شنل» تنش‌ـه.

00:34:11.780 --> 00:34:12.947
‫خانم، دقیقا دارین به کجا می‌رسین؟‬

00:34:13.031 --> 00:34:16.659
‫مدیر بی‌مدیریت ما داشت
‫پول‌ها رو می‌دزدید

00:34:16.743 --> 00:34:19.454
‫چون داشت به خاطر یه رازی
‫ازش اخاذی می‌شد.‬

00:34:19.537 --> 00:34:20.955
‫ولی توسط کی؟‬

00:34:22.791 --> 00:34:24.374
‫گرون‌ترین ردیف هزینه‌ها‬

00:34:24.459 --> 00:34:27.295
‫توی بودجه‌ی مدرسه‌مون،
‫مربوط به بیمه‌ی زلزله بود.‬

00:34:27.378 --> 00:34:29.171
‫دقیقا همون‌جا.‬

00:34:29.255 --> 00:34:31.298
‫به خاطر زلزله بزرگ پارسال
‫زیاد جای غافلگیری نداره.

00:34:33.927 --> 00:34:35.759
‫وقتی یه زلزله توی نورث‌ریج

00:34:35.783 --> 00:34:38.680
‫مرکز خرید فشن سنتر
‫رو ویران کرد رو یادمه.

00:34:38.765 --> 00:34:42.727
‫می‌دونید، همون‌جایی که فروشگاه «بالاکس» رو
‫داشت و اجناس فصلی «ژان پل گوتیه» رو‬

00:34:42.811 --> 00:34:44.604
‫یه هفته زودتر از بقیه میاورد،‬

00:34:44.687 --> 00:34:47.189
‫چون اون دختری که مسئول خرید
‫و چیدمان بود، خیلی کارش درست بود.‬

00:34:48.358 --> 00:34:50.485
‫پس می‌تونین تصور کنین
‫چه قدر ناامید شدم وقتی

00:34:50.568 --> 00:34:53.780
‫که دیدم اون مرکز خرید
‫دیگه بیمه نمی‌شه،‬

00:34:53.863 --> 00:34:57.075
‫و در نتیجه راه ارتباطی من قطع شد
‫و مجبور شدم‬

00:34:57.158 --> 00:35:00.245
‫مثل بقیه برای لباس‌های آماده‌ی «گوتیه»‬

00:35:00.328 --> 00:35:02.247
‫توی «بورلی‌سنتر» بجنگم.‬

00:35:02.330 --> 00:35:04.582
‫خسارت‌ها بسیار گسترده بود.‬

00:35:04.666 --> 00:35:06.918
‫باعث کنجکاویم شد

00:35:07.001 --> 00:35:11.130
‫که چطور «رینیر وست» تونست‬

00:35:11.214 --> 00:35:12.935
‫اون‌قدر راحت‬

00:35:12.959 --> 00:35:15.802
‫بعد از وقوع زلزله‌ی «سیاتل»،
‫اون بیمه‌ی زلزله رو بخره.‬

00:35:15.885 --> 00:35:18.555
‫واسه همین با خودم فکر کردم:
‫«شاید بهتره یه زنگ به شرکت بیمه بزنم

00:35:18.638 --> 00:35:21.558
‫و راز کارشون رو ازشون بپرسم.»‬

00:35:22.767 --> 00:35:24.894
‫بعدش با خودم گفتم:‬

00:35:24.978 --> 00:35:27.438
‫«چرا همه‌مون بهشون زنگ نزنیم؟»‬

00:35:27.522 --> 00:35:29.107
‫- وای، عالی شد.‬
‫- کیمبرلی،‬

00:35:29.190 --> 00:35:31.276
‫ممکنه لطفا گوشیت رو بهم قرض بدی؟‬

00:36:02.390 --> 00:36:04.350
‫اوه، صبر کن.‬

00:36:06.352 --> 00:36:07.270
‫فکر کنم یه تماس داری.‬

00:36:19.407 --> 00:36:21.576
‫شهردار مک‌آلیستر،‬

00:36:21.659 --> 00:36:24.203
‫شرکت «بیمه‌ی زلزله‌ی کوستال نورث‌وست»‬

00:36:24.287 --> 00:36:29.709
‫یه شرکت صوریه که توسط رقیبتون
‫ آقای دین ویلسون اداره می‌شه.‬

00:36:31.586 --> 00:36:33.755
‫خیلی خب، اون طوری که...

00:36:33.838 --> 00:36:35.048
‫همه‌ش قابل توضیحه.

00:36:35.073 --> 00:36:36.543
‫مدیر اندرسون،

00:36:36.567 --> 00:36:39.552
‫کاندیدای شهرداری دین ویلسون،‬

00:36:39.636 --> 00:36:41.138
‫شما دانش‌آموزهای اشتباهی رو

00:36:41.162 --> 00:36:43.097
‫برای در افتادن
‫باهاشون انتخاب کردین.

00:36:54.442 --> 00:36:56.110
‫آفرین خانم.

00:36:56.194 --> 00:36:57.362
‫جناب افسر.

00:36:58.237 --> 00:36:59.280
‫چی؟ چی... نه.

00:36:59.364 --> 00:37:02.742
‫چی؟ دارین من رو دستگیر می‌کنین؟
‫کار اون بود.

00:37:02.825 --> 00:37:04.327
‫هر دوشون رو برای بازجویی بیارین.‬

00:37:08.206 --> 00:37:10.208
‫چطوری اون کار رو کردی؟
‫ال، حماسی بود.‬

00:37:10.291 --> 00:37:12.293
‫نمی‌دونم چی شد که اون‌جوری شدم.‬

00:37:12.377 --> 00:37:13.920
‫- باید به مادرم بگم.‬
‫- برو.‬

00:37:14.003 --> 00:37:15.630
‫دین، صبر کن. صبر کن، صبر کن،
‫صبر کن. وایسا، وایسا.‬

00:37:15.713 --> 00:37:17.548
‫این دیگه چیه؟
‫ال داشت در مورد چی حرف می‌زد؟‬

00:37:17.632 --> 00:37:19.425
‫یه آدمی مثل من،
‫بدون بودجه‬ هیچ شانسی

00:37:19.509 --> 00:37:21.803
‫در برابر یه آدم صاحب‌منصب
‫مثل مک‌آلیستر نداره.‬

00:37:22.470 --> 00:37:24.222
‫پس به دزدی متوسل شدی؟‬

00:37:24.305 --> 00:37:25.556
‫متاسفم ایوا.‬

00:37:28.184 --> 00:37:29.227
‫مامان!‬

00:37:32.230 --> 00:37:33.773
‫مامان! مامان!‬

00:37:33.856 --> 00:37:35.566
‫ال-ای، تو یه کمی خفن نیستی؟‬

00:37:35.650 --> 00:37:37.068
‫باورم نمی‌شه واقعا تونستیم
‫این کار رو بکنیم.‬

00:37:38.277 --> 00:37:39.237
‫خانم وودز،‬

00:37:39.320 --> 00:37:40.697
‫چطور تو و دوست‌هات تونستین
‫این کلاهبرداری رو برملا کنین؟‬

00:37:40.780 --> 00:37:43.366
‫می‌شه در مورد رابطه‌ت با دانا میلر نظر بدی؟‬

00:37:43.449 --> 00:37:45.410
‫چرا تصمیم گرفتی تحقیقات رو دنبال کنی؟‬

00:37:45.493 --> 00:37:47.745
‫چون همیشه به دانا ایمان داشتم.‬

00:37:49.080 --> 00:37:50.941
‫و چون من و
‫دوست‌هام اجازه نمی‌دیم

00:37:50.965 --> 00:37:52.542
‫که کسی ما رو دست‌کم بگیره.‬

00:38:08.683 --> 00:38:10.351
‫بابت دین متاسفم.‬

00:38:11.602 --> 00:38:13.062
‫می‌دونم چقدر براش سخت تلاش کردی.‬

00:38:13.146 --> 00:38:14.856
‫اون تازه انصراف داده.‬

00:38:14.939 --> 00:38:17.274
‫عمرا یه سیاستمدار
‫بتونه از اتهام کلاهبرداری

00:38:17.298 --> 00:38:19.360
‫و رسوایی جنسی
‫جون سالم به در ببره.‬

00:38:20.695 --> 00:38:23.781
‫فقط کاش زودتر بهم خبر داده بودی.‬

00:38:26.159 --> 00:38:27.577
‫دادم.‬

00:38:28.870 --> 00:38:32.373
‫ولی تو بیشتر علاقه‌مند بودی
‫که حرف یه نهاد بی‌نام‌ونشون رو

00:38:32.457 --> 00:38:34.292
‫باور کنی تا دختر خودت.

00:38:34.375 --> 00:38:36.044
‫حق با توـه، همین‌طور بود.‬

00:38:36.127 --> 00:38:39.589
‫ولی فقط فکر کردم اگه اشتباه
‫کرده باشی، خرد می‌شی.‬

00:38:39.672 --> 00:38:42.842
‫مامان، من قرار نیست همیشه بی‌نقص باشم.‬

00:38:42.925 --> 00:38:44.761
‫من یه انسانم.‬

00:38:47.346 --> 00:38:50.308
‫قرار نیست همیشه در مورد
‫همه چیز با هم هم‌نظر باشیم

00:38:50.391 --> 00:38:52.185
‫ولی من باید آدم خودم باشم.‬

00:38:53.436 --> 00:38:55.271
‫ولی تو آدم من هم هستی.‬

00:38:56.814 --> 00:38:59.817
‫و وظیفه‌ی من به عنوان مادرت،
‫ محافظت از توـه.‬

00:38:59.901 --> 00:39:01.986
‫دوستت دارم،‬

00:39:02.070 --> 00:39:05.948
‫و خیلی خیلی ممنونم‬

00:39:06.032 --> 00:39:08.159
‫بابت همه‌ی چیزهایی که تو و بابا بهم دادین.‬

00:39:10.661 --> 00:39:13.414
‫اما اگه به جای حرف دلم
‫به حرف تو گوش داده بودم...‬

00:39:15.458 --> 00:39:18.669
‫...دانا باید به خاطر جرمی که مرتکب
‫نشده بود، حبس می‌کشید.‬

00:39:19.921 --> 00:39:22.840
‫این که دنیای بیرون بهم
‫باور نداشته باشه یه چیزه

00:39:22.924 --> 00:39:26.886
‫ولی وقتی تو این کار رو می‌کنی،
‫صد برابر بدتره.‬

00:39:28.638 --> 00:39:29.764
‫عزیزم.‬

00:39:33.142 --> 00:39:34.936
‫مطمئنم هر دوتامون خسته‌ایم.‬

00:39:35.019 --> 00:39:38.231
‫من... من فقط میرم بخوابم.‬

00:39:39.232 --> 00:39:40.483
‫باشه.‬

00:40:05.967 --> 00:40:09.679
‫♪ اوه، زندگی من ♪‬

00:40:09.762 --> 00:40:13.558
‫♪ هر روز داره تغییر می‌کنه ♪‬

00:40:13.641 --> 00:40:16.644
‫♪ به هر روش ممکنی ♪‬

00:40:21.190 --> 00:40:24.694
‫♪ و اوه، رویاهای من ♪‬

00:40:24.777 --> 00:40:28.364
‫♪ هیچ‌وقت اون‌طوری که به نظر میاد نیست ♪‬

00:40:28.447 --> 00:40:29.782
‫♪ هیچ‌وقت اون‌طوری که به نظر میاد نیست...‬

00:40:29.866 --> 00:40:31.868
‫حس خونه رو داره.‬

00:40:31.951 --> 00:40:33.286
‫باید بگم تمام عمرم رو‬

00:40:33.369 --> 00:40:35.526
‫صرف کنار اومدن با هر چیزی

00:40:35.550 --> 00:40:37.707
‫که دنیا جلو پام انداخت کردم.

00:40:38.541 --> 00:40:41.169
‫تا وقتی تو رو ندیده بودم،
‫اصلا به ذهنم نرسیده بود که مقابله کنم.‬

00:40:41.252 --> 00:40:42.628
‫خب، فقط من نبودم.‬

00:40:42.712 --> 00:40:44.839
‫کل مدرسه حاضر بود بجنگه.‬

00:40:46.007 --> 00:40:48.759
‫مدیر موقت آماده‌ی انجام وظیفه‌ست.‬

00:40:48.843 --> 00:40:51.053
‫اوه، خوشگل شدین خانم برک.‬

00:40:51.137 --> 00:40:52.180
‫وای، ممنونم. دامن جدیده.‬

00:40:53.723 --> 00:40:56.100
‫برنامه‌ت و پیام‌هات روی میزت هستن.‬

00:40:56.184 --> 00:40:57.894
‫و اگه برای کار با بلندگو نیاز
‫به کمک داشتی بهم خبر بده.‬

00:40:57.977 --> 00:40:59.103
‫اوه، حتما.‬

00:40:59.187 --> 00:41:01.814
‫خب، دیگه باید برم کلاس.‬

00:41:01.898 --> 00:41:04.025
‫خوشحالم که برگشتی سر جای اصلیت دانا.‬

00:41:05.776 --> 00:41:06.736
‫هی، ال.‬

00:41:08.279 --> 00:41:10.740
‫تا حالا به این فکر کردی
‫که یه روز وکیل بشی؟‬

00:41:10.823 --> 00:41:12.074
‫نه.‬

00:41:12.158 --> 00:41:13.409
‫که آخرش مثل وکیل تو بشم؟‬

00:41:13.492 --> 00:41:15.745
‫اون یه آس توی آستینت‌ـه؟

00:41:27.882 --> 00:41:29.091
‫این دیگه چیه؟‬

00:41:29.175 --> 00:41:31.761
‫این شاد و شاداب‌ترین حالتی‌ـه
‫که از من می‌بینی،‬

00:41:31.844 --> 00:41:33.429
‫پس ازش لذت ببر.‬

00:41:34.972 --> 00:41:37.516
‫♪ آدم‌های اهل مهمونی ♪‬

00:41:37.600 --> 00:41:39.810
‫♪ آره! ♪‬

00:41:39.894 --> 00:41:42.688
‫♪ موسیقی تگ تیم با تمام قدرت در جریانه ♪‬

00:41:42.772 --> 00:41:44.190
‫♪ اون منم، دی‌سی... ♪

00:41:44.273 --> 00:41:47.693
‫♪ ای-ال-ال-ای! ♪
‫♪ این‌طوری کلمه‌ی «پیروزی» رو هجی می‌کنیم!‬ ♪

00:41:47.777 --> 00:41:49.737
‫♪ دانا آزاده! بی‌گناه!‬ ♪

00:41:49.820 --> 00:41:51.739
‫♪ ال وودز حسابی وکیل‌بازی درآورد!‬ ♪

00:41:51.822 --> 00:41:53.741
‫شما بچه‌ها خودتون این رقص رو طراحی کردید.‬

00:41:53.824 --> 00:41:55.284
‫♪ بزن که بترکونی، بیا شروع کنیم ♪‬

00:41:55.368 --> 00:41:57.119
‫♪ مهمونی کن، ای آدم‌های اهل مهمونی،
‫بذارین کمی صدا ازتون بشنوم ♪‬

00:41:57.203 --> 00:41:58.955
‫♪ دی‌سی این‌جاست،
‫بالا و پایین بپرین، خوشحالی کنین ♪‬

00:41:59.038 --> 00:42:00.581
‫♪ می‌گه این‌جا یه مهمونی‌ـه،
‫اون‌جا هم یه مهمونی‌ـه ♪‬

00:42:00.665 --> 00:42:02.833
‫♪ دست‌هاتون رو تو هوا تکون بدین،
‫بدنتون رو بلرزونین ♪‬

00:42:02.917 --> 00:42:04.460
‫♪ این سه کلمه، معنیش اینه
‫که دارین حسابی مشغول میشین ♪‬

00:42:04.543 --> 00:42:05.920
‫♪ بوم، اینم از اون ♪‬

00:42:06.003 --> 00:42:08.130
‫- ♪ با من همراه شو ♪‬
‫- ♪ بوم، اینم از اون ♪‬

00:42:08.214 --> 00:42:10.341
‫♪ بوم، اینم از اون...‬ ♪

00:42:10.424 --> 00:42:13.970
‫اوه، ببین چی... سعی کردی بسازی.‬

00:42:14.053 --> 00:42:15.221
‫توت‌فرنگی روی توت‌فرنگی‌ـه.‬

00:42:15.304 --> 00:42:16.472
‫خودت درستش کردی؟‬

00:42:16.555 --> 00:42:18.099
‫تو فقط برای دانا عدالت رو اجرا نکردی.‬

00:42:18.182 --> 00:42:20.768
‫برای شنون و مادرش هم عدالت رو برقرار کردی.‬

00:42:21.435 --> 00:42:22.770
‫ال-ای!‬

00:42:22.853 --> 00:42:25.398
‫ال-ای! ال-ای! ال-ای!‬

00:42:25.481 --> 00:42:26.899
‫ال-ای! ال-ای!‬

00:42:26.983 --> 00:42:28.567
‫♪ و این مادر... رو حسابی گرم مهمونی کن ♪‬

00:42:28.651 --> 00:42:30.444
‫♪ دارم برمی‌گردم به... ♪‬

00:42:32.738 --> 00:42:34.156
‫اون برگشته؟‬

00:42:34.240 --> 00:42:36.117
‫شنون؟‬

00:42:36.200 --> 00:42:37.910
‫اینکه به من آسیب بزنی یه چیزه،‬

00:42:37.994 --> 00:42:40.454
‫ولی این که سراغ دوست‌هام
‫بری، زمین تا آسمون فرق می‌کنه.

00:42:40.538 --> 00:42:41.706
‫چی؟‬

00:42:41.789 --> 00:42:43.457
‫این‌جا چی کار می‌کنی؟‬

00:42:43.541 --> 00:42:46.419
‫کارهای ناتمامی تو سیاتل داشتم
‫که باید جمع‌وجورشون می‌کردم،‬

00:42:46.502 --> 00:42:49.380
‫برای همین یه چیز سرگرم‌کننده
‫برای خوندن توی پرواز گرفتم.‬

00:42:49.463 --> 00:42:50.756
‫مجله‌ی «کازموولیتن».‬

00:42:50.840 --> 00:42:52.425
‫احتمالش چقدره؟‬

00:42:53.134 --> 00:42:56.512
‫جدیدترین شماره‌ش‬
‫اتفاقا چند تا جمله الهام‌بخش داشت‬

00:42:56.595 --> 00:42:58.848
‫از یه نویسنده نوظهور‬ به اسم ال وودز.‬

00:42:58.931 --> 00:43:01.475
‫من هیچ‌وقت برای «کازمو» ننوشتم.‬

00:43:01.559 --> 00:43:03.602
‫ظاهرا تو برنده‬
‫یه مسابقه مقاله‌نویسی شدی.‬

00:43:03.686 --> 00:43:05.271
‫غیرممکنه.‬
‫چطور ممکنه برنده شده باشم؟‬

00:43:05.354 --> 00:43:08.983
‫من درخواستم رو‬
‫انداختم سطل آشغال با...‬

00:43:09.066 --> 00:43:10.276
‫مامانم.‬

00:43:11.068 --> 00:43:13.237
‫«چیزی که از زندگی تو سیاتل یاد گرفتم‬

00:43:13.321 --> 00:43:16.073
‫این‌ه که چقدر خوش‌شانسم
‫که یه دختر لس‌آنجلسی‌ام.»‬

00:43:16.157 --> 00:43:19.118
‫- لعنتی.‬
‫- تازه این فقط جمله اول‌ش‌ـه.‬

00:43:19.201 --> 00:43:20.953
‫دو صفحه دیگه هم هست،‬

00:43:21.037 --> 00:43:22.913
‫و هر چی میره جلو، بدتر و بدتر می‌شه.‬

00:43:23.998 --> 00:43:26.459
‫معلوم شد ال وودز شیرین و معصوم‬

00:43:26.542 --> 00:43:30.713
‫چیزی نیست جز یه‬ جنده بلوند خائن.

00:43:30.796 --> 00:43:32.423
‫-♪ وومپ، ایناش ♪‬
‫-♪ یکم بلندتر ♪‬

00:43:32.506 --> 00:43:34.759
‫-♪ وومپ، ایناش ♪‬
‫-♪ بیایین، همگی ♪‬

00:43:34.842 --> 00:43:36.594
‫-♪ وومپ، ایناش ♪‬
‫-♪ بلندتر ♪‬

00:43:36.677 --> 00:43:38.137
‫-♪ وومپ، ایناش ♪‬
‫-♪ بیایین، همگی ♪‬

00:43:38.220 --> 00:43:40.139
‫-♪ وومپ، ایناش ♪‬
‫-♪ یکم بلندتر ♪‬

00:43:40.222 --> 00:43:42.058
‫-♪ وومپ، ایناش ♪‬
‫-♪ بیایین، همگی ♪‬

00:43:42.141 --> 00:43:43.559
‫♪ وومپ، ایناش ♪‬

00:43:43.642 --> 00:43:44.643
‫♪ وومپ ♪‬

00:43:44.727 --> 00:43:47.271
‫♪ شاکالاکا شاکالاکا،‬
‫شاکالاکا، شاکا ♪‬

00:43:47.355 --> 00:43:48.356
‫♪ وومپ ♪‬

00:43:48.439 --> 00:43:50.941
‫♪ شاکالاکا شاکالاکا،‬
‫شاکالاکا، شاکا ♪‬

00:43:51.025 --> 00:43:52.026
‫♪ وومپ ♪‬

00:43:52.109 --> 00:43:54.737
‫♪ شاکالاکا شاکالاکا،‬
‫شاکالاکا، شاکا ♪‬

00:43:54.820 --> 00:43:55.821
‫♪ وومپ ♪‬

00:43:55.905 --> 00:43:58.491
‫♪ شاکالاکا شاکالاکا،‬
‫شاکالاکا، شاکا ♪‬

00:43:58.574 --> 00:44:00.409
‫♪ نقطه سر خط، جین و آبمیوه، می‌خورم ♪‬

00:44:00.493 --> 00:44:02.161
‫♪ و بعد موقع پک زدن
‫به ماری‌جوانا خلق می‌کنم ♪‬

00:44:02.244 --> 00:44:04.121
‫♪ میکروفون رو می‌ترکونم،
‫اوه-اوه، تشنه‌ی پوستم ♪‬

00:44:04.205 --> 00:44:05.790
‫♪ می‌دریم...، یه عسل پیدا کن،‬
‫بزن توش و غرقش کن ♪‬

00:44:05.873 --> 00:44:07.875
‫♪ اسلم دانکش کن،‬
‫بچسبونش، پشت و روش کن و برونش ♪‬

00:44:07.958 --> 00:44:09.877
‫♪ اون کون لعنتی رو... وای خدا♪‬

00:44:09.960 --> 00:44:11.670
‫♪ اوه، همینه، بیایین، بیایین ♪‬

00:44:11.754 --> 00:44:13.506
‫♪ وومپ، ایناش، کارم تموم شد ♪‬

00:44:13.589 --> 00:44:15.424
‫-♪ وومپ، ایناش ♪‬
‫-♪ بیایین ♪‬

00:44:15.508 --> 00:44:17.134
‫-♪ وومپ، ایناش ♪‬
‫-♪ بلندتر ♪‬

00:44:17.218 --> 00:44:19.136
‫-♪ وومپ، ایناش ♪‬
‫-♪ بدینش به من ♪‬

00:44:19.220 --> 00:44:21.097
‫-♪ وومپ، ایناش ♪‬
‫-♪ بیایین، بیایین ♪‬

00:44:21.180 --> 00:44:22.932
‫-♪ وومپ، ایناش ♪‬
‫-♪ بلندترش کنین ♪‬

00:44:23.015 --> 00:44:24.683
‫-♪ وومپ، ایناش ♪‬
‫-♪ آره ♪‬

00:44:24.767 --> 00:44:26.185
‫-♪ وومپ، ایناش ♪‬
‫-♪ بیایین، بیایین ♪‬

00:44:26.268 --> 00:44:28.187
‫♪ وومپ، ایناش ♪♪‬

00:44:28.500 --> 00:44:48.500
« بکس مووی– مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور » [Baxmovie.com]