WEBVTT
X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:133470

STYLE
::cue { direction: rtl; unicode-bidi: plaintext; }

00:00.140 --> 00:05.200
ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز
.:: DigiMoviez.Com ::.

00:05.480 --> 00:07.900
‫آنچه در "ذهن‌های جنایتکار، تکامل" گذشت

00:07.900 --> 00:10.930
من از اسم تولدت استفاده کردم
و تو اصلاً نفهمیدی

00:10.950 --> 00:16.180
‫اینجا جاییه که لی‌دووال مُرد
‫و الیاس وویت متولد شد

00:16.800 --> 00:20.620
‫تو اعماق وجودت حس می‌کنی
‫که آدم خوبی هستی؟

00:21.120 --> 00:23.930
‫حس می‌کنم می‌تونم باشم

00:26.000 --> 00:28.630
‫اگه بی‌نهایت مهم نبود، ‫مزاحمت نمی‌شدم

00:28.630 --> 00:30.280
‫فکر می‌کنی چی پیدا کردی؟

00:30.310 --> 00:32.150
‫ اگه جسارت نباشه، یه جورایی ‫یه بیانیه‌ست

00:32.380 --> 00:36.160
شاید بعضی‌ها بهم بگن طرفدار"
‫ولی اون باید بهم بگه خدا"

00:37.470 --> 00:39.900
‫سلام، برایان‫
‫واو. مهمون ویژه داریم؟

00:39.930 --> 00:42.640
‫یه کلمه هم درباره اینکه اینجاست حرف نمی‌زنی

00:42.960 --> 00:44.920
‫سلام، صدای شما به صورت زنده پخش می‌شه

00:44.950 --> 00:46.750
‫افتخار هم‌صحبتی با کی رو داریم؟

00:46.770 --> 00:47.860
‫بهم بگو خدا

00:51.490 --> 00:52.990
‫"داری سعی می‌کنی برام پروفایل بسازی؟"

00:52.990 --> 00:55.070
‫من با تو حرف نمی‌زنم

00:55.570 --> 01:00.110
‫دارم با لنس کینگستون حرف می‌زنم،
‫مردی که اسیرش کردی

01:00.580 --> 01:01.950
‫پنه‌لوپه، باهام حرف بزن

01:01.980 --> 01:03.440
‫اوکی، پیداش کردم. پیداش کردم

01:03.470 --> 01:06.750
"‫تو انبار "استش-آل
‫توی ریچموندِ ویرجینیاست

01:06.750 --> 01:08.850
‫یه واحد گاراژ ماننده که
‫لنس کینگستون اجاره‌ش کرده

01:09.210 --> 01:10.240
اون ‫اونجاست؟

01:10.690 --> 01:11.690
‫‫کی اینجاست؟

01:11.720 --> 01:13.410
‫وویت‫
‫نه

01:15.890 --> 01:17.600
‫تمومش کن! اون منو می‌کُشه

01:17.600 --> 01:19.320
‫آره، اینجاست‫
‫نه!

01:19.340 --> 01:21.090
‫وویت اینجاست! الیاس وویت اینجاست

01:21.110 --> 01:22.260
‫می‌تونی باهاش حرف بزنی

01:22.800 --> 01:24.160
"تماس‌گیرنده ارتباط رو قطع کرد"

01:24.180 --> 01:25.350
‫الان چی شد؟

01:26.380 --> 01:27.960
‫همین الان باعث مرگ یه انسان شدی

01:43.830 --> 01:46.330
‫تو شعاع 5 و 10 مایلی ‫راه‌بندون ایجاد کردیم

01:46.330 --> 01:48.710
‫ممکنه یه قربانی اون تو باشه،
‫ شایدم هنوز زنده باشه

01:48.710 --> 01:49.920
‫اف‌بی‌آی، در رو باز کن!

02:03.140 --> 02:04.380
‫اوه، خدای من

02:04.910 --> 02:05.920
‫اون...

02:06.270 --> 02:07.350
‫گوشت بدنه

02:08.010 --> 02:09.130
‫گوشت سوخته

02:25.460 --> 02:26.950
‫بهش داغ زدن

02:26.970 --> 02:27.970
!آه

02:30.790 --> 02:33.850
‫دود باقی‌مونده از سوختگی
‫فقط 5 تا 10 دقیقه دووم میاره

02:34.420 --> 02:36.170
‫پس اون "طرفدار"
‫نمی‌تونه زیاد دور شده باشه

02:36.200 --> 02:37.270
بیا ‫بریم

02:42.220 --> 02:44.130
‫نبض داره؟
‫‫آره می‌زنه

02:45.180 --> 02:46.820
‫ضعیف و نامنظمه، اما می‌زنه

02:52.590 --> 02:57.680
... :: تـرجمه از     سعیـد پردیـس :: ...

03:01.950 --> 03:04.800
"سعی نکن جا پای خردمندان بذاری"

03:05.160 --> 03:06.780
"دنبال چیزی باش که اونا دنبالش بودن"

03:07.040 --> 03:08.430
"ماتسئو باشو"

03:17.330 --> 03:19.420
‫لنس کینگستون زنده‌ست

03:19.640 --> 03:20.640
‫اوه!

03:21.600 --> 03:22.850
‫خدا رو شکر!

03:23.450 --> 03:24.500
‫اوه!

03:24.850 --> 03:25.850
‫اوه

03:26.910 --> 03:27.910
!اوه

03:28.660 --> 03:29.910
‫شیلا اینو گفت

03:30.440 --> 03:32.800
‫اینو گفت...
‫درست قبل از اینکه تنهام بذاره

03:32.830 --> 03:34.490
‫گفت: "آخرش باعث می‌شی
‫یه نفر آسیب ببینه"

03:35.100 --> 03:37.240
‫و بعدش به حقیقت پیوست. حق با اون بود

03:37.270 --> 03:40.260
‫نمی‌دونم چطوری شد،
‫اما حق با اون بود. آخ!

03:40.290 --> 03:41.380
آااه

03:41.400 --> 03:42.400
‫پوف

03:42.430 --> 03:43.760
آااه

03:50.620 --> 03:52.250
‫من دیگه بریدم

03:53.340 --> 03:56.800
‫دیگه از پرونده‌های سیکاریوس خبری نیست
‫تئوری توطئه بی‌تئوری توطئه

03:56.800 --> 03:58.970
‫من واقعاً دیگه نیستم

03:58.970 --> 04:01.260
‫واقعاً؟
‫‫صددرصد!

04:01.260 --> 04:04.510
‫بلایی که سر لنس اومد تا آخر عمر
‫روی قلبم سنگینی می‌کنه

04:04.510 --> 04:07.590
‫اوه، متأسفم که اینو می‌گم،
‫اما از شنیدنش خیلی خوشحالم

04:08.350 --> 04:11.730
‫الان به خاطر موفقیت پادکست،
‫یه جورایی حسابی زیر فشارم

04:12.230 --> 04:15.150
‫قبل از پول و این مزایا حالم خوب بود،

04:15.150 --> 04:17.980
‫یعنی خب...
راهی پیدا می‌کنم ‫که دوباره خوب بشم

04:17.990 --> 04:19.010
‫آره

04:28.440 --> 04:29.440
‫وایسا،

04:30.870 --> 04:32.220
‫تو اینجا بالا آوردی؟

04:32.580 --> 04:35.610
‫از شدت نگرانی واقعاً حالم به هم خورد

04:35.640 --> 04:38.300
‫امیلی، خیلی متأسفم

04:39.210 --> 04:40.540
‫پول یه دونه جدیدش رو برام بنویس،

04:41.210 --> 04:42.710
‫ یه مدل شیکش رو

04:43.590 --> 04:44.720
‫اَه

04:45.130 --> 04:48.310
‫برایان گاریتی شغل دومش
‫سرایداری واسه اف‌بی‌آیه؟

04:48.310 --> 04:49.320
‫نه

04:49.820 --> 04:52.600
‫اون دیگه شغل دومی
‫به هیچ عنوانی چیزی نداره

04:52.600 --> 04:54.670
‫خوبه، چون تازه این به دستمون رسید

04:56.360 --> 04:57.430
‫اوهوم

05:07.950 --> 05:09.030
‫اینو ببین

05:09.050 --> 05:10.140
‫این چیه؟

05:10.660 --> 05:13.850
‫گزارش صحنه جرم از همون انبار
‫که لنس رو توش پیدا کردیم

05:15.040 --> 05:18.250
‫خب، خیلی تر و تمیزه‫
این مال بعد از کار پزشکی قانونیه؟

05:18.250 --> 05:20.050
‫این خود گزارش پزشکی قانونیه

05:20.050 --> 05:23.390
‫نه پُرزی، نه مویی، هیچ‌چیزی نیست

05:23.410 --> 05:26.720
‫با توجه به وسواسِ اون "طرفدار"
‫بعید می‌دونم هیچ ردی جا گذاشته باشه

05:26.720 --> 05:29.010
‫که یعنی تو هم احتمالاً به در بسته خوردی،
‫مگه نه؟

05:29.010 --> 05:30.990
‫آره، همینطوره

05:31.520 --> 05:35.390
‫"طرفدار" پول انبار رو
‫نقد و به اسم لنس پرداخت کرده،

05:35.400 --> 05:40.340
‫و قرارداد اجاره هم با همون ماشین‌تحریری
‫تایپ شده که خیلی خوب می‌شناسیمش

05:40.360 --> 05:44.900
‫همونی که وقتی کار رو به اینجا
‫کشوند هم ازش استفاده کرده

05:45.200 --> 05:47.700
‫کلمه رقت‌انگیز، ‫8 تا حرف داره،

05:47.700 --> 05:51.450
‫پس "طرفدار" روی هر کدوم از دست‌های لنس
‫8 تا داغ گذاشته

05:51.450 --> 05:52.500
‫اوه

05:52.530 --> 05:53.610
‫چی شده؟

05:54.660 --> 05:58.740
‫این دقیق‌ترین الگوی کاریه
‫که تا حالا از "طرفدار" دیدیم

05:59.710 --> 06:02.300
...‫هنوزم به نظرت شبیه مظنونی میاد

06:03.000 --> 06:05.460
‫که "هنوز کسی رو نکشته"؟

06:06.180 --> 06:07.440
‫نه، این‌طور نیست

06:07.850 --> 06:09.450
‫پس چرا لنس رو نکشته؟

06:12.800 --> 06:15.310
"رقـت‌انگیـز"

06:22.450 --> 06:23.490
‫بفرما

06:24.530 --> 06:25.600
‫درد نداره

06:26.780 --> 06:28.020
‫چرا درد نداره؟

06:29.780 --> 06:31.230
‫سوختگی درجه 3

06:31.550 --> 06:33.520
عصب‌های توی پوستت رو از بین می‌بره

06:33.890 --> 06:35.570
‫حتی گیرنده‌های درد رو

06:35.870 --> 06:39.210
‫لنس، هر چیزی که از لحظه دزدیده شدنت
‫یادت میاد می‌تونه بهمون کمک کنه

06:39.210 --> 06:42.460
‫تا کسی که این بلا رو سرت آورده دستگیر کنیم

06:45.470 --> 06:46.550
‫بیدار شدم

06:47.550 --> 06:49.270
‫روبروم یه مانیتور بود

06:51.240 --> 06:52.890
‫بهم گفت از روش بخونم

06:53.250 --> 06:54.510
‫کل چیزی که گفت همین بود

06:57.600 --> 06:59.000
‫اینا به خاطر لوراست؟

07:00.400 --> 07:01.430
‫منظورت چیه؟

07:01.940 --> 07:04.170
‫اولین باری که ازم بازجویی کردین
...واسه این بود که

07:06.900 --> 07:08.590
‫واسه اینکه وقتی لورا دکم کرد،

07:09.590 --> 07:11.460
‫باهاش مثل یه عوضی رفتار کردم

07:13.950 --> 07:15.530
‫اینا همه‌ش انتقام اون کاره؟

07:16.120 --> 07:17.330
‫قضیه پیچیده‌ست‫

07:18.590 --> 07:20.860
‫فکر می‌کنیم اون تو رو هدف قرار داده

07:21.160 --> 07:25.160
‫تا حواسمون پرت بشه و
‫به جای خودش، روی تو تحقیق کنیم

07:25.910 --> 07:27.490
‫شاید منم رقت‌انگیز بودم

07:31.100 --> 07:32.400
‫شاید هنوزم هستم

07:38.060 --> 07:39.780
‫اما حق من این نبود

07:40.830 --> 07:42.000
‫نه، نبود

07:44.070 --> 07:45.630
‫پس هر چیزی که یادت اومد...

07:47.650 --> 07:48.940
‫باهام تماس بگیر

07:49.660 --> 07:52.970
‫می‌تونی توی جایگاه شهود بهش نشون بدی
‫که اصلاً هم رقت‌انگیز نیستی

07:55.410 --> 07:56.410
‫خب؟

07:58.580 --> 07:59.950
‫یه پرونده دیگه برامون اومده

08:00.330 --> 08:01.540
‫تمومی نداره

08:01.970 --> 08:03.970
‫معلومه که تمومی نداره. این یکی کجاست؟

08:04.000 --> 08:07.410
‫درست بیخ گوشمون. دو تا زن که خرجشون رو
از نشون دادن کالاشون توی اینترنت درمی‌آوردن

08:07.430 --> 08:11.020
‫و به عنوان مدل‌های وب‌کم
فعالیت می‌کردن، کشته شدن

08:11.040 --> 08:13.190
‫رجینا مدسن و لکسی کلری

08:13.220 --> 08:14.940
‫هر دوشون استریمرهای فوق‌العاده معروفی بودن

08:14.960 --> 08:16.430
‫توی یه سایت، استریم می‌کردن؟

08:16.450 --> 08:17.640
‫نه، پلتفرم‌شون فرق داشت

08:17.640 --> 08:20.390
‫مدل‌های وب‌کم از سراسر دنیا استریم می‌کنن

08:20.390 --> 08:23.390
‫مظنون چطور دو نفر رو
‫توی یه منطقه جغرافیایی پیدا کرده؟

08:23.410 --> 08:27.270
‫خب، اگه هر کدومشون ویدیویی می‌ساختن که
‫پنجره‌های رو به بیرون رو نشون می‌داده یا...

08:27.280 --> 08:30.280
‫حتی مبهم به موقعیتشون اشاره می‌کرده،
‫یه ردیاب حرفه‌ای راحت پیداشون می‌کنه

08:30.280 --> 08:33.610
‫مثل همون موقعی که لورا بوید رو
‫از روی درختِ توی پس‌زمینه پیدا کردیم

08:33.620 --> 08:35.410
‫ممکنه کار "طرفدار" باشه؟

08:35.430 --> 08:37.830
‫از لنس استفاده کرد تا بهمون پیام بده
‫که رقت‌انگیز نیست،

08:37.830 --> 08:40.560
‫و بعد واسه اثباتش
جنازه دو تا مدل‌های وب‌کم رو ‫جا گذاشته؟

08:40.790 --> 08:43.320
‫زود قضاوت نکن. هنوز نمی‌دونیم
‫ربطی به هم دارن یا نه

08:43.340 --> 08:44.970
‫گارسیا، ادامه بده‫
‫کاملاً درسته

08:45.000 --> 08:50.200
‫چیزی که می‌دونیم
اینه که هفته پیش ‫رجینا لایو گذاشته

08:50.230 --> 08:53.730
‫تا جسد بی‌جونش رو نشون بده،
‫دیشب هم همین بلا سر لکسی اومده

08:53.760 --> 08:56.300
‫صبرکن ببینم، اینا پول واقعی‌ان؟

08:56.300 --> 08:58.560
‫اوهوم، دلارهای سبز آمریکایی

08:58.560 --> 09:00.340
‫هر دوشون با همین پول‌ها خفه شدن

09:00.370 --> 09:02.060
چه سلاح قتل درجه‌یک و عجیبی

09:02.090 --> 09:04.150
‫با توجه به پهنای ردِ روی بدنشون،

09:04.180 --> 09:07.600
‫به نظر میاد بالاتنه هر دو زن رو
با کمربند چرمی بستن

09:07.880 --> 09:09.940
‫اینجوری مظنون راحت‌تر بهشون چیزی می‌خورونده

09:09.970 --> 09:11.420
‫می‌تونیم منبع این چرم رو پیدا کنیم؟

09:11.450 --> 09:13.960
‫می‌شد سعیمون رو بکنیم اگه
‫مظنون کمربندها رو با خودش نبرده بود

09:13.990 --> 09:16.990
‫یه لحظه صبرکن، لنس کینگستون هم
‫گفت با کمربند چرمی بستنش

09:16.990 --> 09:19.030
‫و "طرفدار" ‫کمربندها رو با خودش برده

09:19.060 --> 09:21.890
‫و لکسی دقیقاً همون شبی کشته شد
‫که لنس رو داغ کردن،

09:21.910 --> 09:23.870
‫کمتر از 10 مایل
دورتر از ‫جایی که پیداش کردیم

09:26.360 --> 09:27.960
حالا بیاین به یه نتیجه‌گیری برسیم

09:27.960 --> 09:31.000
‫الگوی کاریِ بستن قربانی‌ها
‫با کمربند، تو جفتشون مشترکه

09:31.030 --> 09:33.590
‫شاید بشه دیدش
اما ‫قطعاً نه سه بار تو یه هفته

09:33.610 --> 09:38.010
‫نمایش جسد مدل‌های وب‌کم
‫توی یه استریم زنده، نشون‌دهنده اینه که

09:38.010 --> 09:41.930
‫ می‌خواد یه پیامی بده،
‫اما این... یه جور خودنمایی هم هست

09:42.350 --> 09:48.110
‫شبیه کاریه که "طرفدار" برای
نشون دادن قدرتش ‫با پادکست زنده گاریتی کرد

09:48.110 --> 09:49.670
‫باشه، استدلال مخالفتون چیه؟

09:50.200 --> 09:52.530
‫خب، ‫اگه هر دو تا پرونده کار "طرفدار" باشه،

09:52.530 --> 09:54.700
‫پس الگوی کاریش حسابی به‌هم‌ریخته‌ست

09:54.700 --> 09:57.410
‫و بعد چی؟
فرو کردن پول ‫توی حلقشون...

09:57.410 --> 10:01.660
‫شاید می‌خواد درباره طمعی که به مدل‌های
وب‌کم‌ ‫نسبت داده می‌شه، حرفی بزنه

10:01.680 --> 10:04.520
‫این با داغ زدنِ
کلمه "رقت‌انگیز" ‫خیلی فرق داره

10:04.540 --> 10:08.110
‫دقیقاً. پس، ما ‫دو تا قتل داریم و یه نقص‌عضو

10:08.130 --> 10:10.350
‫بعضی جزئیاتشون مطابقت داره، بعضی‌هاش نه

10:10.380 --> 10:13.260
‫پس، ما مسیر ‫مدارک رو دنبال می‌کنیم

10:13.260 --> 10:15.820
‫اینا کار دو تا مجرم متفاوته

10:15.980 --> 10:17.710
‫دیو، من و تو رو پرونده "طرفدار" کار می‌کنیم

10:17.740 --> 10:19.820
‫بقیه شما هم درباره
پرونده مدل‌های وب‌کم‌ تحقیق کنین

10:19.840 --> 10:21.850
‫مهم نیست چی می‌شه، ‫زمان داره می‌گذره

10:21.850 --> 10:23.220
‫پس باید بجنبیم

10:23.230 --> 10:25.350
‫پنه‌لوپه، لطفاً یه لحظه باهام میای؟
‫‫آره

10:28.580 --> 10:31.690
‫می‌دونم ازت می‌خوام غیرممکن رو ممکن کنی،
‫اما روی هر دو تا پرونده بهت نیاز دارم

10:31.690 --> 10:33.530
‫از پسش برمیای؟
‫‫صددرصد

10:33.530 --> 10:37.070
‫این یعنی اولویت‌بندی، دسته‌بندی کارها،
‫و وقتایی هم که لازم شد،

10:37.070 --> 10:39.070
‫تغییر رویه می‌دی و کمک می‌خوای

10:39.070 --> 10:41.900
‫هی، من پنه‌لوپه گارسیا هستم‫
اصلا واسه همین زنده‌م

10:41.930 --> 10:44.120
‫ببین می‌دونم که شماها
‫تو مبارزه با جرم و جنایت...

10:44.120 --> 10:47.160
‫مثل جان، پل و جرج تو گروه بیتلز هستین،
‫اما منم رینگوام

10:47.170 --> 10:48.580
‫می‌دونی، تولدش 7 جولایه

10:48.580 --> 10:50.500
‫این یعنی ماه تولدش سرطانه
‫منم نشان طالعم سرطانه،

10:50.520 --> 10:53.820
‫پس ما یه نفریم، ‫و من از پس این کار برمیام

10:55.670 --> 10:58.580
‫بسیارخب، ویدیوهای لکسی و
‫دوست‌پسرش روکو رو دارم

10:58.600 --> 11:00.020
‫بیا خط زمانی رو بررسی کنیم

11:00.370 --> 11:02.680
‫لکسی و روکو تازه
‫اجراشون رو تموم کرده بودن

11:02.680 --> 11:05.010
:و اسم نمایش این بود
"دوزخ، اگر شیطان یک سلطه‌گر جنسی بود"

11:05.640 --> 11:06.650
‫آره

11:06.670 --> 11:11.340
‫خب، با توجه به این،
‫کل استریم‌شون رو از همین‌جا انجام دادن

11:11.770 --> 11:12.950
‫پسر بد

11:28.630 --> 11:30.300
‫لکسی برای بار آخر به روکو شوک وارد می‌کنه

11:32.870 --> 11:35.560
‫آخ. قرمز. قرمز

11:35.580 --> 11:38.710
‫روکو کلمه امن رو داد می‌زنه
‫و اجرا رو متوقف می‌کنن

11:39.260 --> 11:40.630
‫اوه‫
بیا

11:42.180 --> 11:44.710
‫بهتری؟
‫‫اوه. الان خوبم

11:46.210 --> 11:47.710
‫لکسی و روکو همیشه براشون مهم بود

11:47.740 --> 11:49.890
‫که به بیننده‌هاشون
‫روال مراقبت‌های بعد از اجراشون رو نشون بدن

11:49.910 --> 11:52.190
‫اجرای بعدی‌مون یه ساعت دیگه شروع می‌شه

11:52.190 --> 11:55.660
‫زودتر بیاین تو اتاق، شاید
‫یه اشاره ویژه از طرف من نصیبتون بشه

11:58.600 --> 11:59.970
‫و همه‌چی رو به راهه

12:00.710 --> 12:04.330
‫بعدش روکو ساعت 10 شب آپارتمان رو
ترک می‌کنه تا برای جفتشون غذا بگیره

12:04.870 --> 12:06.640
‫بعداً می‌بینمت‫
‫یه کم دیگه می‌بینمت، خوشگله

12:08.370 --> 12:11.290
‫جی‌پی‌اسِ گوشیش نشون میده که
‫تا ساعت 10:42 برگشته اینجا

12:12.130 --> 12:13.420
‫بسیارخب، بزن بریم

12:19.350 --> 12:20.360
‫خیلی‌خب

12:20.380 --> 12:23.610
‫این مظنون باید لکسی رو
‫توی فضای مجازی و واقعی تعقیب می‌کرده

12:23.640 --> 12:26.970
‫می‌دونسته اجرای بعدی‌ش کِیه، اما اینم
‫می‌دونسته که باید صبرکنه تا تنها بشه

12:26.970 --> 12:29.790
‫درسته، پس مظنون رفتنِ روکو رو می‌بینه

12:29.810 --> 12:31.090
و مخفیانه میاد اینجا

12:31.120 --> 12:32.740
‫لکسی لابد فکر کرده روکوئه

12:36.230 --> 12:37.820
‫بازم کیف پولت رو فراموش کردی؟

12:38.360 --> 12:39.370
‫چی؟

12:39.390 --> 12:40.400
نه

12:40.940 --> 12:42.160
!ولم کن

12:49.700 --> 12:50.910
‫دست و پاش رو می‌بنده

12:58.290 --> 12:59.590
‫داری چیکار می‌کنی؟

13:00.090 --> 13:02.210
‫چی می‌خوای؟ نه!

13:02.230 --> 13:04.250
‫و بعدش به زور پول نقد رو ‫می‌چپونه تو حلقش

13:04.560 --> 13:08.360
‫این کار مستلزمِ
یه دنیا تلاش و خشمِ وحشتناکی بوده

13:10.140 --> 13:12.910
‫داشته با پول‌ها
خفه می‌شده و روشون بالا می‌آورده

13:14.100 --> 13:16.400
‫اما اون حتی بعد از مردنش هم دست بر نداشته

13:17.830 --> 13:20.320
‫وقتی بالاخره کارش تموم می‌شه
کمربند رو باز می‌کنه

13:20.320 --> 13:22.260
‫دوربین رو روشن می‌کنه و می‌ره

13:25.170 --> 13:26.450
‫چقدر پول بود؟

13:28.450 --> 13:31.200
‫1,976 دلار بود

13:31.470 --> 13:32.910
ترتیب خاصی داره؟

13:33.160 --> 13:35.500
‫ چیزی که شاید نشون بده
یه مظنون با وسواس فکری باشه؟

13:35.500 --> 13:37.210
‫اوه، دیگه از این وسواسی‌تر نمی‌شه

13:37.210 --> 13:39.350
‫اسکناس‌ها برای هر دو قربانی از یه نوعه

13:39.800 --> 13:43.680
‫19 تا 100 دلاری، 3 تا 20 دلاری
یه 10 دلاری، یه 5 دلاری، یه 1 دلاری

13:44.470 --> 13:46.310
‫همه‌شون به ترتیب پشت سر همن‫
‫اوهوم

13:46.340 --> 13:49.120
‫و شماره سریال‌های لکسی از همون‌جایی
شروع می‌شه که مال رجینا تموم شده بود

13:49.520 --> 13:51.870
‫که این قطعاً چیزیه که
شماها می‌تونین ردش رو بگیرید، مگه نه؟

13:51.890 --> 13:55.210
‫خب، اگه این یه پرونده پول‌شویی بود، آره،

13:55.240 --> 13:58.460
‫اما اینکه از یه تحویل‌دار بانک اسکناس‌های
پشت‌سرهم بخوای که جرم نیست

13:59.050 --> 14:02.500
‫نه، اما نشون‌دهنده
وسواس فکریش و میزان توانایی مالی‌شه

14:02.520 --> 14:05.520
‫یعنی، نزدیک 4,000 دلار خرج دو تا زن کرده

14:06.070 --> 14:09.100
‫بسیارخب، پس
چه کارِ "طرفدار" باشه و چه نباشه

14:09.130 --> 14:12.150
‫باید بفهمیم سال 1976 چه معنایی براش داره

14:12.170 --> 14:14.930
‫"طرفدار" همون آقای رقت‌انگیزه؟

14:16.000 --> 14:17.890
‫ممنون دکتر. باهات در تماس می‌مونیم

14:19.280 --> 14:20.560
‫این یعنی جواب منفی نیست

14:21.960 --> 14:25.840
‫خیلی‌خب، پزشکی قانونی هنوز داره
...روی مطابقت دادن جای طناب‌ها

14:25.840 --> 14:28.680
‫روی دست‌های لنس با مال این
...مدل‌های وب‌کم‌ بیچاره کار می‌کنه

14:28.680 --> 14:31.910
‫زن‌های استریمر، اما پهناش یکیه، 1.5 اینچ

14:31.930 --> 14:33.330
‫که اندازه اکثر کمربندهای مردونه‌ست

14:33.350 --> 14:37.310
‫بنابراین، منم مسیرم رو عوض کردم و
دارم از تمام توان تمرکزم استفاده می‌کنم

14:37.310 --> 14:39.980
‫تا دنبال فونت ماشین‌تحریر
روی داغ‌های تن لنس بگردم

14:39.980 --> 14:41.480
‫مقایسه فونت ماشین‌تحریر همون کاری بود

14:41.480 --> 14:43.620
‫که باهاش به بستنِ
پرونده علیه "یونابامبر" کمک کردیم

14:43.650 --> 14:49.160
‫فونت روی داغِ لنس بزرگتر از حروف
نامه‌هاییه که به وویت و گاریتی نوشته بود

14:49.160 --> 14:51.580
‫ممکنه خودش درستش کرده باشه؟
‫‫اوه، بعیده

14:51.580 --> 14:55.600
‫میله‌های ماشین‌تحریر، ‫همون چیزیه که صدای
‫تیک‌تیک رو روی کاغذ درمیارن، می‌دونی که...

14:55.630 --> 14:57.460
‫می‌دونیم میله‌های ماشین‌تحریر چیه

14:57.460 --> 14:59.000
‫اونا تغییر و تنوع زیادی ندارن،

14:59.000 --> 15:03.310
‫اما این حروف... با فاصله و تناسب
‫کاملاً بی‌نقصی از هم قرار گرفتن

15:03.630 --> 15:05.590
‫که یعنی اون میله‌های ماشین‌تحریر رو ‫درآورده

15:05.590 --> 15:08.090
‫تا ابزار داغ‌زدن خودشو
‫برای کلمه "رقت‌انگیز" بسازه

15:08.720 --> 15:11.720
‫که وقتی قدم به قدم بررسی‌ش کنی،
‫با توجه به اون وسواس فکریش کاملاً جور درمیاد

15:11.740 --> 15:16.060
‫چون ماشین‌تحریری که باهاش
‫به وویت و گاریتی نامه می‌نویسه

15:16.060 --> 15:17.390
‫همون رفیق قدیمی و وفادارشه،

15:17.410 --> 15:20.970
‫اما این یکی رو که باهاش داغ می‌زنه،
‫فقط قطعاتش رو اوراق کرده

15:20.990 --> 15:25.890
‫پس تنها کاری که باید بکنی اینه که
برندِ ‫اون ابزار داغ رو ردیابی کنی،

15:25.910 --> 15:27.390
قصد بازی با کلمات هم نداشتم

15:27.420 --> 15:30.320
‫آره، آره، می‌فهمم
‫و دینگ‌دینگ، اه، خبرای خوب، آم...

15:30.320 --> 15:32.320
‫برندها، منظورم شرکت‌های سازنده‌ست...

15:32.330 --> 15:35.950
‫خودتون می‌دونید چی می‌گم،
‫اینا منطقه‌ای توزیع می‌شن

15:35.970 --> 15:40.960
‫ماشین‌نویسی یه هنر رو به زواله
و قلم‌های ‫بزرگ ماشین‌تحریر کمیاب و گرون

15:40.960 --> 15:44.110
‫ پس ممکنه با یه کلکسیونر دیگه ‫طاق زده باشه

15:44.420 --> 15:48.160
‫این یعنی اگه بفهمیم از کجا خریدتش،
‫می‌تونیم ازش واسه پیدا کردنش استفاده کنیم

15:48.950 --> 15:50.310
‫کارت عالی بود، پنه‌لوپه

15:51.320 --> 15:53.430
‫اه، قضیه سایت‌های استریم به کجا رسید؟

15:53.830 --> 15:56.940
‫همون سایت‌های استریمی که ‫اون دو تا
مدل‌های وب‌کم مقتول ازش استفاده می‌کردن

15:56.980 --> 15:58.750
‫آیا توی دنبال‌کننده‌هاشون اشتراکی هست؟

15:58.770 --> 16:02.110
‫اه، آره. اه‫... آره، درخواستش رو فرستادم

16:02.140 --> 16:03.870
‫فراموش که نکردی، نه؟

16:03.900 --> 16:05.660
‫نه، معلومه که نه
‫دارن سفت و سخت بازی می‌کنن

16:05.690 --> 16:08.250
‫نمی‌خوان اعتراف کنن که
‫دارن یه قاتل زنجیره‌ای رو پنهون می‌کنن،

16:08.280 --> 16:11.070
‫اما منم یه بازی دارم
‫به اسم سفت و سخت‌تر،

16:11.100 --> 16:14.510
‫که همین الان می‌خوام توی اتاقم پیاده‌ش کنم،
‫اونم در حالی که با کفش پاشنه‌بلند می‌دوم

16:19.160 --> 16:20.230
‫کجای کاریم؟

16:20.250 --> 16:22.230
‫داریم یه لیست از
دلایل موافق و مخالف درست می‌کنیم

16:22.260 --> 16:24.880
‫موافق: "طرفدار" مدل‌های وب‌کم‌ رو کشته
‫و لنس رو ناقص کرده

16:24.880 --> 16:27.750
‫مخالف: رجینا و لکسی
توسط ‫یه مظنونِ دیگه کشته شدن

16:27.760 --> 16:29.460
‫هر دو تا استدلال رو برامون توضیح بده

16:29.470 --> 16:33.510
‫در مورد دلایل موافق، وسواسِ "طرفدار"
‫باعث شده از اسکناس‌های پشت‌سرهم استفاده کنه

16:33.510 --> 16:37.440
‫همینطور بستن با کمربند چرمی
‫و به راه انداختن نمایش استریم زنده

16:37.470 --> 16:38.630
‫و مخالف؟

16:38.660 --> 16:40.580
‫هدف‌هاشون کاملاً با هم فرق داره

16:40.600 --> 16:42.540
‫هدف "طرفدار" روی
محور غرور و خودخواهیه، مگه نه؟

16:42.570 --> 16:43.810
‫یه پیام واسه وویته

16:43.830 --> 16:46.020
‫اما در مورد مدل‌های وب‌کم‌، قضیه زن‌کشیه

16:46.020 --> 16:47.770
‫یه پیام به مخاطب‌هاشونه

16:47.780 --> 16:50.280
‫الگو و مشخصاتش شبیه قتل‌های
‫استریم زنده سال گذشته توی مکزیکه

16:50.280 --> 16:51.390
‫و این نکته هم هست

16:51.420 --> 16:53.940
که ‫رو بدن لنس هیچ ردی نمونده بود،

16:53.970 --> 16:58.450
‫اما روی بدن هر دو تا مدل‌های وب‌کم
آثار ناچیزی ‫از چرم پیدا شده

16:58.480 --> 17:01.620
‫وسواسِ "طرفدار"
با عوض شدن قربانی‌هاش تغییر نمی‌کنه

17:01.650 --> 17:04.260
‫موافقم. پس تحقیقات رو جدا می‌کنیم

17:04.290 --> 17:06.930
‫اولویت با مظنونی می‌شه
‫که مدل‌های وب‌کم‌ رو می‌کُشه

17:06.950 --> 17:08.450
‫چرا؟ هر دو تا پرونده اضطراری‌ان

17:09.070 --> 17:10.490
‫هستن، اما...

17:10.990 --> 17:13.080
طرفدار بلده ‫چطور خوددار باشه

17:13.100 --> 17:15.030
‫تا وقتی آماده نباشه دوباره آفتابی نمی‌شه

17:15.050 --> 17:17.830
‫ولی اونی که داره این ‫مدل‌های وب‌کم‌ رو
می‌کُشه انقدر صبور نیست

17:17.860 --> 17:19.970
‫در اولین فرصت ممکن ‫دوباره آدم می‌کُشه

17:23.380 --> 17:24.260
تریکسی

17:24.280 --> 17:25.800
:داگ‌دَد47
آره اما من بیشتر می‌خوام، تو رو می‌خوام

17:25.830 --> 17:26.770
تریکسی: منم تو رو می‌خوام

17:26.800 --> 17:27.730
نه، حضوری

17:27.750 --> 17:28.650
بزودی

17:28.680 --> 17:30.160
از انتظار خسته شدم
تو رو می‌خوام، حضوری، همین الان

17:33.460 --> 17:35.120
‫کلمه دیگه به جای "لرزیدن" چی داریم؟

17:35.150 --> 17:37.860
"چشم به راه همه گروه‌ها"

17:35.150 --> 17:37.860
‫پسر، حواست کجاست؟
‫الانه که بازی شروع بشه

17:37.880 --> 17:40.190
‫می‌دونم، ولی باید همین الان اینو
‫تموم کنم وگرنه پولی گیرم نمیاد

17:40.220 --> 17:41.160
‫طرف خیلی پیگیره

17:41.180 --> 17:45.620
‫هی، تریکسی، می‌شه یه بار بدون اینکه
‫این کار سکسی‌ت وسطش وقفه بندازه بازی کنیم؟

17:45.640 --> 17:49.060
‫ببخشیدا، ولی مگه خودت بهم التماس نکردی
‫باهات بازی کنم چون بازی خودت افتضاحه؟

17:49.090 --> 17:52.260
حالا ‫هر چی، داداش‫
نمی‌شه صبرکنی تا این مبارزه تموم بشه؟

17:52.290 --> 17:53.900
‫من فقط همین الان وقت دارم بازی کنم

17:53.920 --> 17:56.030
‫تا وقتی که بتونی تو واقعیت
‫تنهایی گلیم خودتو از آب بکشی،

17:56.050 --> 17:58.240
‫هر وقت هر غلطی دلم بخواد
‫توی این کار سکسی کوفتی می‌کنم

17:58.260 --> 18:00.530
‫اَه. فقط یه چند لحظه بی‌خیالش شو

18:00.970 --> 18:04.640
‫باشه. بذار فقط دو سه تا پیامِ ‫سکسی دیگه
بفرستم، بعدش واسه مبارزه آماده‌ام

18:04.640 --> 18:06.710
‫خوبه. زود باش پس

18:07.710 --> 18:09.730
‫راستی، کلمه‌ش می‌شه "به رعشه انداختن"

18:09.730 --> 18:11.780
‫به رعشه انداختن. خودشه، عالیه. ممنون

18:11.780 --> 18:16.740
‫وقتی به دستات روی گلوم فکر می‌کنم،
‫منو به رعشه می‌ا‌ندازی

18:16.740 --> 18:18.360
این خوبه، عالیه-
اَه-

18:18.390 --> 18:19.760
‫کارت تموم نشد، تریکسی؟

18:19.780 --> 18:21.430
‫چیزی نمونده. انقدر جوش نزن داداش

18:23.540 --> 18:25.210
‫من که کاری به کارِ شغل تو ندارم

18:25.940 --> 18:27.840
‫من که با بقیه پسرا ‫سکس‌چت نمی‌کنم

18:27.870 --> 18:28.760
‫این خوبه

18:28.780 --> 18:30.340
‫آره، بهم بگو پرنسس،

18:30.370 --> 18:33.580
منم هر چی بگی
‫گوش می‌دم، زَدی جون

18:36.130 --> 18:37.980
‫اه. ببخشید، شما داری چیکار...

18:39.190 --> 18:40.190
‫پرسی

18:40.210 --> 18:41.170
آخ

18:41.780 --> 18:43.370
‫پرسی. هی، حالت...

18:43.640 --> 18:44.650
‫نه

18:44.680 --> 18:46.930
‫اَه، داداش... داری چیکار می‌کنی؟

18:47.560 --> 18:49.080
‫ولش کن... باشه پسر، بیا...

18:49.100 --> 18:51.650
‫وایسا، وایسا، وایسا
بیا درباره‌ش حرف بزنیم،‫وایسا، وایسا

18:51.670 --> 18:54.210
‫پول می‌خوای یا یه چیزی تو همین مایه‌ها؟
‫چی می‌خوای؟

18:54.240 --> 18:55.860
‫چرا؟ نه، نه

18:55.860 --> 18:57.360
‫خواهش می‌کنم... نه

19:10.890 --> 19:13.220
‫بسیارخب. پس همه‌چی ردیفه‫، ممنون، جناب سروان

19:13.240 --> 19:14.370
‫حله

19:14.370 --> 19:15.390
‫هی

19:16.790 --> 19:19.160
‫به نظر میاد سلیقه مظنون ما
‫تغییر کرده و گسترده‌تر شده

19:19.190 --> 19:23.190
‫نه کاملاً. پرسی استوبن یه هویت
‫مجازی به اسم تریکسی داشته

19:23.210 --> 19:25.080
ظاهراً با هویت جعلی مردها رو فریب می‌داده

19:25.610 --> 19:28.920
‫با توجه به عکس پروفایلش، تریکسی
‫خیلی شبیه لکسی و رجیناست

19:28.940 --> 19:30.030
‫از چه نظر شبیه؟

19:30.050 --> 19:31.620
‫موهای پرپشت، شلوار دمپا گشاد،

19:31.650 --> 19:34.780
‫و اون تیپ تیشرت خیسی که
ژاکلین بیسه" توی فیلم "اعماق" داشت"

19:36.600 --> 19:38.120
‫اون یه فیلم دهه هفتادیه؟

19:38.150 --> 19:40.300
می‌کُشمت و هیچ‌کس هم"
"هیچ‌وقت جسدت رو پیدا نمی‌کنه

19:40.320 --> 19:41.320
‫منظورم اینه که،

19:41.320 --> 19:44.150
‫می‌دونیم سال 1976 برای این مظنون مهمه‫
‫اوهوم

19:44.150 --> 19:48.450
‫هر دو تا مدل‌های وب‌کم و این یه نفر که مردها رو
فریب می‌داده، حس و حال نوستالژیک دهه 70 رو دارن

19:48.480 --> 19:50.180
‫اما همه‌شون نسل هزاره‌ان‫
‫اوهوم

19:50.210 --> 19:51.800
‫در مورد پرسی، یه مرد

19:51.820 --> 19:54.190
‫آره. پرسی خیلی خیلی مراقب بوده

19:54.220 --> 19:56.560
‫هیچ‌وقت استریم تصویری نداشته
‫فقط پیام متنی رد و بدل می‌کرده

19:56.580 --> 19:58.420
‫منطقیه، ‫نمی‌خواسته صورتش رو ببینن

19:58.420 --> 20:01.670
‫بیشتر کسایی که مردا رو فریب میدن
هر کاری ازشون بربیاد می‌کنن تا مخفی بمونن

20:01.670 --> 20:02.730
‫درسته

20:02.750 --> 20:07.980
‫پس چطور یه مرد که خودشو جای یه دختر با تیپ
قدیمی دهه 70 جا می‌زده، رفته تو رادار این مظنون؟

20:08.680 --> 20:09.950
‫اگه بخوام حدس بزنم،

20:09.970 --> 20:12.300
‫مظنون فهمیده که اون
در واقع تریکسیِ موقرمز و جذاب نیست

20:12.320 --> 20:13.410
‫و تقاصش رو ازش گرفته

20:13.430 --> 20:16.720
‫این یعنی اون به تریکسی هم به اندازه
اون دو تا مدل‌های وب‌کم دیگه نزدیک شده بوده

20:16.740 --> 20:19.060
‫یعنی، فهمیدنِ اینکه مردا رو
فریب داده احتمالاً باعث شده

20:19.060 --> 20:20.560
‫خونش بیشتر به جوش بیاد

20:20.570 --> 20:23.640
‫منظورم اینه که، اَه،
‫خون پرسی روی این صندلیه

20:24.630 --> 20:25.760
‫اینو نگاه کن

20:26.360 --> 20:29.280
‫مظنون این‌بار کمربند رو روی جسد جا گذاشته،

20:29.280 --> 20:32.910
‫و جنسش از پوست گاوه، که تقریباً
رایج‌ترین چرمیه که می‌شه پیدا کرد

20:34.880 --> 20:36.220
‫شاید عجله داشته

20:37.040 --> 20:38.380
‫طبق گفته‌های گارسیا،

20:38.400 --> 20:41.980
‫پرسی وقتی به قتل رسیده
وسط یه چت بازیِ زنده بوده

20:42.000 --> 20:45.010
‫و همینطور داشته با یکی
به اسم "داگ‌دَد 47" چت می‌کرده

20:45.010 --> 20:47.730
‫فکر می‌کنی یکی از اونایی که داشته
باهاشون حرف می‌زده مظنون ما باشه؟

20:48.090 --> 20:49.640
‫بستگی داره با کی بازی می‌کرده

20:52.960 --> 20:54.800
‫من و پرسی اون موقع چت تصویری نداشتیم،

20:55.090 --> 20:58.700
‫واسه همین چیزی ندیدم، اما
به نظر می‌رسید درگیری شدیدی بوده

20:59.600 --> 21:00.830
‫چقدرش رو شنیدی؟

21:01.190 --> 21:02.220
‫همه‌ش رو

21:03.110 --> 21:05.020
‫بعدش دوربینِ پرسی روشن شد

21:05.510 --> 21:06.670
...و من دیدم

21:10.990 --> 21:12.450
‫کنی، می‌دونم این موقعیت سختیه،

21:12.470 --> 21:15.230
‫اما چقدر درباره کار و کاسبیِ پرسی خبر داشتی؟

21:16.500 --> 21:17.550
‫خیلی زیاد

21:18.500 --> 21:20.130
‫خب همیشه پز می‌داد

21:20.150 --> 21:22.470
‫که چقدر از این مردای تنها کلاهبرداری می‌کنه

21:22.490 --> 21:25.900
‫پرسی از طرف مردهایی که داشت
فریب‌شون میداد، تهدیدی دریافت کرده بود؟

21:26.700 --> 21:27.700
‫فریب دادن؟

21:28.220 --> 21:30.620
‫ما تاریخچه پیام‌های پرسی رو بررسی کردیم

21:30.980 --> 21:34.300
‫توی هر کدومشون وانمود می‌کرده
یه زنِ جذابِ متفاوت سکسیه

21:34.310 --> 21:36.140
‫آه. نه، اشتباه متوجه شدید

21:36.140 --> 21:38.630
‫پرسی یه "چَتـر" بود‫
‫چَتـر دیگه چیه؟

21:38.650 --> 21:43.160
‫وقتی فالوور‌های دخترا خیلی زیاد می‌شن و
چتِ خصوصی و تک‌به‌تک می‌خوان، از توانشون خارج می‌شه

21:43.440 --> 21:46.110
‫واسه همین پیام دادن رو به افرادی
مثل پرسی واگذار می‌کنن

21:46.110 --> 21:47.740
‫اون برای یه عده‌ از اونا کار می‌کرد

21:47.760 --> 21:51.360
‫بسیارخب. پس پرسی اونجا بوده
تا مشتری‌ها احساس خاص بودن کنن

21:51.380 --> 21:53.010
‫و با مدل‌های وب‌کم‌ در ارتباط بمونن؟

21:53.030 --> 21:54.120
‫آره

21:54.120 --> 21:56.910
‫اونا پول بیشتری برای دخترا می‌فرستادن
‫و یه سهمی هم به پرسی می‌رسید

21:56.910 --> 21:59.200
‫روی پلتفرم خاصی کار می‌کرد؟

21:59.210 --> 22:02.040
‫آره، یه اپلیکیشنِ چتـر هست
‫که واسه همه پلتفرم‌هاست

22:02.540 --> 22:05.870
‫قبلاً این‌ور اون‌ور فریلنسی چت می‌کرد،
‫اما بعداً روی هوا زدنش

22:08.510 --> 22:10.560
‫باورم نمی‌شه ‫یکی به‌خاطر این کار کشتتش

22:15.120 --> 22:16.750
‫داداش، من دیگه مرخصم؟

22:17.140 --> 22:19.930
‫باید برم خودمو بسازم و برم تو فضا
‫تا دیگه به این قضیه فکر نکنم

22:20.400 --> 22:22.690
‫آره. آره، ممنون

22:28.160 --> 22:31.110
‫ازم می‌خوای یه اپلیکیشنِ چتـر رو هک کنم؟

22:31.140 --> 22:33.670
‫آره، مشکلی هست؟
‫‫ایش، ایش. نه

22:33.700 --> 22:34.800
‫چرا باید باشه؟

22:35.870 --> 22:38.780
‫این‌طوری با چشمات ‫منو کباب نکن. باشه، باشه

22:38.800 --> 22:41.460
‫توی سایت‌های وب‌کم
به یه سری دست‌انداز خوردم

22:41.460 --> 22:45.130
‫معلوم شد وقتی انگیزه سودآوری‌تون
‫به امنیت اینترنت گره خورده باشه،

22:45.130 --> 22:47.900
‫پیچوندن شما واسه یه پری‌دریایی مثل من
‫می‌تونه یکم چالش‌برانگیز باشه

22:47.930 --> 22:50.850
‫اما این مشکلِ از سیستم نیست،
‫ مشکلِ از منه

22:50.870 --> 22:52.550
‫و آره، البته که من...

22:52.580 --> 22:54.950
‫ آمارِ اون اپلیکیشن چتـرتون رو درمیارم

22:54.970 --> 22:56.220
‫فقط بهم... وقت بده

22:56.740 --> 22:57.740
یه لحظه

22:57.760 --> 22:59.470
‫این قهوه‌ست؟

22:59.470 --> 23:01.810
‫چای رو ترک کردی و چسبیدی به قهوه؟

23:01.810 --> 23:04.480
‫نه، قهوه رو ترک کردم
‫و چسبیدم به اسپرسوی سه‌گانه

23:04.510 --> 23:06.550
‫پنه‌لوپه، آخرین بار کی خوابیدی؟

23:06.570 --> 23:08.080
‫خودت آخرین بار کی خوابیدی؟

23:08.820 --> 23:10.370
‫جواب نده چون می‌دونم...

23:10.560 --> 23:12.880
معلومه که ‫قبل از من خوابیدی،

23:12.910 --> 23:14.530
‫اما می‌دونی درباره خواب چی می‌گن؟

23:14.530 --> 23:15.820
‫اینکه، آم...
‫‫لازمه؟

23:15.840 --> 23:18.300
‫بیش از حد گنده شده،
‫الان واسه من بیش از حد گنده شده

23:18.330 --> 23:20.530
‫و ببین، جدی می‌گم،
‫شاید بی‌ادبی به نظر برسه،

23:20.560 --> 23:24.080
‫اما با تمام عشقی که تو قلبمه،
‫لطفاً الان از جلو چشمام دور شین

23:26.500 --> 23:27.570
‫باشه، بابا ایول

23:30.210 --> 23:32.090
‫خب، باز... باز همون قضیه‌ست

23:32.090 --> 23:33.220
‫جغرافیا

23:33.220 --> 23:35.300
‫از وقتی این پرونده رو گرفتیم رو مخم بوده

23:35.320 --> 23:39.660
‫ تو می‌تونی یه مدل‌ وب‌کم یا یه چَتـر باشی
‫اونم هر جایی تو آمریکا، یا حتی تو دنیا

23:40.100 --> 23:42.770
‫پس چطور این مظنون سه تا قربانی رو پیدا کرده

23:42.770 --> 23:45.340
‫که همه‌شون تو شعاع 150 مایلیِ همدیگه‌ان؟

23:45.670 --> 23:47.250
‫نمی‌تونه اتفاقی باشه

23:47.770 --> 23:49.690
‫محلی بودن باید براش مهم باشه

23:50.230 --> 23:52.480
‫نگاه کنین!
‫‫چیه؟ چیزی دستگیرت شده؟

23:52.490 --> 23:55.570
‫بله. یه چیزی دستگیرم شده،
‫اما نه واسه شما

23:55.570 --> 23:56.580
‫نه واسه شما

23:56.600 --> 24:01.170
‫سایت‌های وب‌کم و اپلیکیشن چتر رو
فراموش نمی‌کنم، ‫اما... اما اول...

24:02.200 --> 24:03.410
‫داشتم چی می‌گفتم؟

24:03.430 --> 24:07.020
‫گفتی یه چیزی پیدا کردی، اما نه واسه ما‫
‫آره، آره، و باید برم

24:07.040 --> 24:09.670
‫باید برم به اون برسم. ببخشید. بریم

24:09.670 --> 24:10.730
‫ممنون

24:12.460 --> 24:14.380
‫ببین چه خبری براتون دارم

24:14.380 --> 24:17.090
‫اینو می‌بینین؟ دقیقاً همینجا رو؟
‫علامت تعجب رو

24:17.090 --> 24:19.790
...اون اصلاً نباید وجود داشته باشه، ‫چون

24:20.410 --> 24:22.160
ماشین‌تحریرهای ساخته‌شده قبل از دهه 1960

24:22.180 --> 24:23.850
‫کلید عدد "یک" نداشتن

24:24.930 --> 24:26.940
‫یه لحظه صبرکن‫
‫نه، راست می‌گه

24:26.940 --> 24:30.270
‫یادمه اون موقع‌ها
از حرف اِل کوچیک استفاده می‌کردن

24:30.270 --> 24:34.410
‫خب، وقتی عدد "یک" نباشه،
‫علامت تعجب هم وجود نداره

24:34.940 --> 24:39.490
‫یعنی این "طرفدار" فقط واسه یه علامت نگارشی
رفته یه کلید اختصاصی ساخته؟

24:39.510 --> 24:43.120
‫فکر نمی‌کنم. به نظرم
از نقطه و آپاستروف استفاده کرده

24:43.120 --> 24:46.250
‫و علامت تعجبِ خودش رو ساخته

24:46.250 --> 24:48.710
‫این یعنی اون
از هیچ ماشین‌تحریر مدرنی استفاده نکرده

24:48.710 --> 24:52.360
‫و ماشین‌تحریرهای قدیمی‌تر هم
تنوع فونت خیلی محدودی دارن

24:52.390 --> 24:54.720
‫که این قضیه محدوده پیدا کردنِ
منبع قطعاتش رو کوچیک‌تر می‌کنه

24:54.740 --> 24:57.830
‫جدا از اینکه فونتش بزرگ‌تره
این هم باید پیدا کردنش رو راحت‌تر کنه

24:57.850 --> 25:01.240
‫اوهوم. و حتی اگه
ماشین‌تحریری با فونت بزرگ داشته

25:01.270 --> 25:05.530
‫بازم مجبور بوده یه کلید تایپِ دیگه جور کنه
داره t دو تا  pathetic چون کلمه‌ی

25:06.360 --> 25:07.850
‫هدف از این همه کار چیه؟

25:07.850 --> 25:09.520
‫فقط واسه اینکه به ما بگه رقت‌انگیز؟

25:10.150 --> 25:11.730
‫شاید منظورش "ما" نبودیم

25:14.090 --> 25:15.210
‫درسته

25:16.400 --> 25:19.090
‫درسته. بریم ببینیمش

25:22.910 --> 25:24.530
‫اون...
‫‫نگران اون نباش

25:24.550 --> 25:25.550
‫خودت چی...

25:26.090 --> 25:28.580
‫این همون لباسی نیست که دیروز پوشیده بودی؟

25:28.580 --> 25:30.460
‫دیشب اصلاً خوابیدی؟

25:30.460 --> 25:31.760
‫آره، یه ذره...

25:32.170 --> 25:35.420
‫نمی‌دونم... حالم خوبه
مگه باید هر روز لباسم رو عوض کنم؟

25:36.380 --> 25:38.420
‫زندانی‌ها، راهرو رو خالی کنید

25:39.190 --> 25:41.060
‫خب، اون مارک دیوید چپمن نیست

25:41.090 --> 25:42.310
‫نه، نیست

25:42.550 --> 25:43.630
‫پس چیه؟

25:43.870 --> 25:45.710
یه مقلد از خودت

25:46.340 --> 25:47.840
‫من هیچ‌وقت روی کسی امضا نذاشتم

25:47.870 --> 25:50.410
‫تا حالا کسی رو با کمربند چرمی بستی؟

25:52.920 --> 25:54.750
‫ما سه جور مقلد داریم

25:54.770 --> 25:59.360
‫اولی کسیه که می‌خواد درباره قاتلی که ازش
الگوبرداری ‌کنه، هر چی می‌تونه یاد بگیره

25:59.360 --> 26:02.070
‫دومی کسیه که می‌خواد
همه فکر کنن جنایت‌هاش

26:02.070 --> 26:04.820
‫توسط همون قاتلی که
ازش الگوبرداری می‌کنه انجام شده

26:04.830 --> 26:06.030
‫و بعدش سومی،

26:06.440 --> 26:08.920
‫کسی که می‌خواد از سلفِ خودش هم بهتر باشه

26:08.950 --> 26:10.950
‫مثل درک براون. یادته؟

26:11.900 --> 26:14.060
‫آره. اون از جکِ قاتل کپی می‌کرد،

26:14.090 --> 26:16.460
‫اما هیچ‌وقت جسد دو قربانیش رو پیدا نکردن،

26:16.490 --> 26:18.820
‫واسه همین تا قبل از دستگیریش
تقریباً از اون هم بهتر عمل کرده بود

26:20.360 --> 26:22.740
‫بعد از اینکه کتابت رو درباره‌ش نوشتی
اون پرونده رو مطالعه کردم

26:23.760 --> 26:24.850
‫دقیقاً

26:26.990 --> 26:27.990
آه

26:28.440 --> 26:29.670
‫می‌فهمم چی می‌گی

26:30.030 --> 26:32.450
‫این تقریباً مثل اینه که مقلد تو باشم، مگه نه دیو؟

26:36.650 --> 26:39.800
‫ما فکر می‌کنیم این "طرفدار" مثل براونه

26:39.830 --> 26:41.960
یا مثل مدلِ تیراندازهای مدرسه

26:41.990 --> 26:45.990
‫که از تیراندازهای کلمباین الهام گرفته بود
فقط فرقش اینه که می‌خواد از تو جلو بزنه

26:46.010 --> 26:48.790
‫پس داره هر کاری رو که قبل از
شروع قتل‌هام انجام می‌دادم تکرار می‌کنه

26:48.820 --> 26:52.730
‫اما الان احساس می‌کنه
اون‌قدر پیشرفت کرده که کارِ خودشو بکنه

26:53.750 --> 26:55.790
‫که یعنی این احتمالاً اولین قتلش نیست

26:55.790 --> 26:57.490
‫ما هم همین فکر رو می‌کردیم

26:57.920 --> 26:59.360
‫به نظرت کی می‌تونه باشه؟

27:02.260 --> 27:03.380
‫نمی‌دونم

27:05.480 --> 27:06.610
‫تو می‌دونی

27:09.060 --> 27:10.820
‫نه، نمی‌دونم...
‫‫تو می‌دونی

27:13.640 --> 27:15.790
‫و قبلاً هم یه کاری کردی، مگه نه؟

27:17.650 --> 27:18.650
‫دیو،

27:19.900 --> 27:21.680
‫خودت گفتی، صاحب وجدان شدم

27:21.700 --> 27:23.870
‫هیچ کاری نمی‌کنم
که اعتماد تو رو ‫به خطر بندازم

27:26.740 --> 27:27.780
‫آره

27:29.200 --> 27:31.950
‫تو منو مطالعه کردی و منم تو رو مطالعه کردم

27:34.870 --> 27:36.800
‫پس، هر کاری که کرده باشی،

27:37.730 --> 27:39.290
‫بالاخره می‌فهمم

27:53.700 --> 27:55.040
"پرونده‌های سیکاریوس"

27:55.480 --> 27:56.480
‫نه

27:57.350 --> 27:59.820
‫آره، تمام اطلاعات تو آگهی بود

28:01.180 --> 28:04.110
‫نه، قصد ندارم قیمتِ
یادداشت‌های پادکست رو پایین بیارم

28:04.110 --> 28:06.860
‫می‌دونی تو اون یادداشت‌ها چی هست؟
‫اصلاً می‌فهمی؟

28:06.860 --> 28:08.490
‫این‌ها باید برن موزه اسمیتسونین

28:09.990 --> 28:11.580
‫قیمت قابل مذاکره نیست

28:12.930 --> 28:16.030
‫نه، نمی‌خوام تابلوی پادکست رو هم
‫به عنوان اشانتیون بدم

28:16.490 --> 28:18.790
‫چون همین الان یکی تو راهه که بخرتش

28:20.170 --> 28:22.270
‫خیلی‌خب، گوش کن چی می‌گم، عوضیِ کوچولو

28:22.660 --> 28:25.100
‫اوه. خیلی‌خب،
‫این کاریه که می‌تونم برات بکنم

28:32.300 --> 28:33.360
‫سلام، برایان

28:34.500 --> 28:35.580
‫شیلا

28:35.610 --> 28:36.970
‫می‌تونم بیام تو؟

28:37.360 --> 28:39.510
‫اوه... آره، حتماً

28:40.190 --> 28:41.800
‫انتظارت رو نداشتم

28:43.090 --> 28:45.360
‫عالی به نظر می‌رسی‫
‫اوه

28:45.360 --> 28:47.510
‫منظورم این نبود که...
‫‫نه، نه. اشکالی نداره

28:47.540 --> 28:51.140
‫ببین، بعد از طلاق، بالاخره تونستم
‫بیشتر از چهار ساعت بخوابم

28:51.170 --> 28:54.070
‫یه باشگاه ثبت‌نام کردم
‫و یه متخصص تغذیه هم گرفتم

28:55.620 --> 28:57.160
‫چیه؟
‫‫نه، این...

28:57.160 --> 28:58.490
‫نه، اشکالی نداره. می‌تونی بگی

29:00.240 --> 29:04.120
‫فکر کنم دارم به این نتیجه می‌رسم که
‫چون تو مراقب من بودی،

29:04.140 --> 29:06.810
‫احتمالاً باعث شده که نتونی
‫مراقب خودت باشی

29:09.040 --> 29:11.090
‫عجیبه‫، باب هم همینو می‌گه

29:11.850 --> 29:13.170
‫بابِ همکارت؟

29:14.220 --> 29:16.680
‫خیلی درباره من
با همکارهای اداره مالیاتت حرف می‌زنی؟

29:17.430 --> 29:20.190
‫نه، فقط اون‌هایی که برام صبحونه درست می‌کنن

29:21.770 --> 29:23.640
‫آه. درسته

29:24.630 --> 29:26.090
‫می‌تونم... اونو ببینم؟

29:26.470 --> 29:28.600
‫اوه، این... چیزی نیست. دارم می‌فروشمش

29:28.620 --> 29:30.560
‫من... می‌دونم
من همونی‌ام که قراره بخرتش

29:32.250 --> 29:34.080
‫تو پادکست "پرونده‌های سیکاریوس" رو
گوش می‌دی؟

29:34.080 --> 29:37.930
‫فقط قسمت آخرش رو و می‌دونی،
‫تحت تأثیر قرار گرفتم

29:39.540 --> 29:42.530
‫و بعد متوجه شدم
‫که تو با یه قاتل سریالی واقعی ملاقات کردی

29:42.550 --> 29:44.780
‫و بعدش یه جورایی نگرانت شدم

29:45.100 --> 29:47.760
‫پس، فکر کنم سعی دارم
‫مطمئن بشم که حالت خوبه

29:51.260 --> 29:52.590
‫خب، نمی‌دونم چی بگم

29:52.600 --> 29:54.300
‫بگو که بهم تخفیف می‌دی

29:54.310 --> 29:56.440
‫معلوم شد که خواهرزاده‌م حسابی طرفدارشه،

29:56.470 --> 29:58.910
‫واسه همین دارم سعی می‌کنم
‫یه چند امتیازی پیشش بگیرم

30:00.260 --> 30:01.260
‫بی‌خیال

30:01.280 --> 30:03.120
‫ببین، باکیفیتـه

30:03.810 --> 30:05.110
‫اوه، ممنون

30:07.670 --> 30:08.880
‫ممنون

30:09.990 --> 30:11.400
‫صبرکن، صبرکن، صبرکن، صبرکن

30:13.210 --> 30:14.210
،اوکی، خب

30:14.910 --> 30:18.240
‫بعد از طلاق، دیگه نمی‌خواستی
هیچ ارتباطی با من داشته باشی

30:18.630 --> 30:20.760
‫کلاً قطع رابطه کردی

30:21.870 --> 30:24.170
‫اصلاً چطور از این پادکست خبردار شدی؟

30:24.670 --> 30:27.250
‫یه نفر بهم زنگ زد
‫و گفت که باید بهش گوش بدم

30:28.080 --> 30:29.370
‫کی بهت زنگ زد؟

30:29.400 --> 30:32.060
‫نمی‌دونم، اسمش لی بود، لیِ... یه چیزی

30:33.140 --> 30:35.810
‫لی‌دووال؟
‫‫آره، همینه. می‌شناسیش؟

30:36.890 --> 30:38.640
‫آره، می‌شناسمش

30:39.350 --> 30:41.640
‫اوکی، خب، ممنون

30:49.190 --> 30:50.260
بازش کن

30:55.530 --> 30:57.950
‫برایان، ممنون که اومدی منو ببینی

30:57.950 --> 30:59.150
‫گوشی رو از کجا آوردی؟

31:00.540 --> 31:01.540
‫چی؟

31:01.990 --> 31:04.370
‫اون گوشی رو که باهاش
به همسرم زنگ زدی ‫از کجا آوردی؟

31:04.380 --> 31:05.580
‫اوه. همسر سابقت

31:07.100 --> 31:09.010
‫جدی می‌گی، ‫می‌خوای لو بدم؟

31:09.360 --> 31:11.940
‫ببخشید، باید یه چیزی بهت بگم‫
‫یا خدا، باشه

31:11.970 --> 31:14.500
‫باشه، ببین، مجبور بودم
یه پیغامی بهت برسونم که بیای منو ببینی

31:19.570 --> 31:21.900
‫فقط ‌خواستم ‫بابت خدمتت ازت تشکر کنم

31:26.970 --> 31:29.140
‫خب، همسرها خط قرمزن

31:29.170 --> 31:32.630
‫همسرها، بچه‌ها، همسر سابق،
‫جدا شده یا غیر از اون،

31:32.650 --> 31:34.900
‫جوری رفتار نکن که انگار یهو یادت رفته
‫این کارها چطور پیش می‌ره

31:34.910 --> 31:36.510
‫می‌خوای پیغامم رو بشنوی؟

31:38.260 --> 31:39.280
‫باشه

31:39.570 --> 31:44.310
‫منم می‌دونم حس از دست دادنِ کسی که
احترامش رو‫ بیشتر از هر چیزی تو دنیا می‌خوای چیه

31:44.750 --> 31:48.640
‫می‌دونم حسِ اینکه بخوای هر کاری بکنی
تا تو چشم‌هاشون بهتر به نظر برسی چیه

31:49.430 --> 31:51.520
‫و می‌دونم چطور می‌تونی این کارو انجام بدی

31:52.500 --> 31:53.930
‫داری درباره چی حرف می‌زنی؟

31:53.960 --> 31:55.670
‫اون معتادِ پادکست شده بود، مگه نه؟

31:56.330 --> 31:59.820
‫نمی‌گم معتاد
‫تحت تأثیر قرار گرفته بود، اما به هر حال،

31:59.840 --> 32:02.050
‫دیگه مهم نیست ‫چون پادکست تموم شده

32:02.080 --> 32:03.460
‫خب، اگه تموم نشده باشه چی؟

32:03.790 --> 32:05.880
‫یه پیغام دیگه برای "طرفدار" دارم

32:05.900 --> 32:09.700
‫روی یه کارت حافظه، که با همون گوشی ضبط شده
‫که باهاش به همسر سابقت زنگ زدم

32:10.690 --> 32:12.230
‫بد‌ش به واحدِ تحلیل رفتار

32:12.230 --> 32:14.190
‫آره، اونا عادت دارن ‫همه چیز رو خراب کنن

32:14.190 --> 32:17.480
‫تو وقتی به "طرفدار" توهین کردی
‫همه چیز رو خراب کردی

32:17.500 --> 32:19.420
‫حق با توئه، کردم

32:19.450 --> 32:21.310
‫سعی کردم داستان رو کنترل کنم

32:21.330 --> 32:23.690
‫سعی کردم ‫کنترل کنم
که مردم چی درباره‌م فکر می‌کنن

32:23.710 --> 32:26.070
‫اما فقط اوضاع رو بدتر کردم
‫چون دیگه این داستانِ من نیست

32:27.230 --> 32:28.230
‫مالِ توئه

32:31.170 --> 32:32.490
‫می‌تونم بگم چی فکر می‌کنم؟

32:33.510 --> 32:34.590
‫خواهش می‌کنم

32:36.260 --> 32:40.720
‫فکر می‌کنم تو منو
یه آدم ساده‌لوحِ بازی‌خور می‌بینی

32:40.740 --> 32:44.800
‫کسی که می‌تونی با یکم تقویتِ غرور
‫هر کاری بخوای مجبورش کنی برات انجام بده،

32:44.830 --> 32:46.880
‫یا اگه اون جواب نداد،
‫یه جمله می‌پرونی که:

32:46.900 --> 32:49.930
‫"اوه، برایان، من و تو خیلی به هم شبیهیم"

32:50.350 --> 32:51.550
حدسم نزدیک بود؟

32:55.390 --> 32:56.910
‫خب، بذار یه چیزی بهت بگم

32:57.990 --> 33:00.390
‫و این حرف از یه جای خیلی واقعی میاد

33:05.320 --> 33:08.450
‫من و تو خیلی با هم فرق داریم

33:13.250 --> 33:16.090
‫خب، اصلاً می‌دونی اون تفاوت چیه؟

33:19.180 --> 33:21.930
‫اون بیرون یه قاتل سریالیِ نوظهور هست

33:21.930 --> 33:23.930
‫که تقریباً مطمئنم ‫قبلاً یه بار آدم کشته،

33:23.930 --> 33:26.100
‫اما الان تو یه دوره آروم گرفته

33:26.570 --> 33:27.780
‫و به نظرت چرا؟

33:28.770 --> 33:32.110
‫چه چیزی پیش اومده که حواسش رو پرت کرده
و مانع از تشدید جنایت‌هاش شده؟

33:33.360 --> 33:34.510
‫برنامه من

33:34.820 --> 33:37.270
‫و تفاوتِ من و تو هم همینه

33:38.780 --> 33:40.740
‫من نمی‌تونم از اینجا جلوی اونو بگیرم

33:40.770 --> 33:43.480
‫واحدِ آنالیزِ رفتار هم
...از هیچ‌جایی نمی‌تونه متوقفش کنه، اما

33:45.580 --> 33:47.120
‫تو می‌تونی

33:53.540 --> 33:55.500
‫ممنون که اومدی ببینیم

34:19.880 --> 34:21.200
‫واو. این‌ها همه چیه؟

34:21.480 --> 34:25.080
‫اوه، گارسیا تمام چت‌های آنلاینِ پرسی
با مشتری‌هایی که پول می‌دادن رو پیدا کرده

34:27.830 --> 34:29.770
‫"تا وقتی که اتاق بوی بد بگیره"

34:32.340 --> 34:34.810
‫نمی‌دونم چرا دارم بلند می‌خونمش، ببخشید

34:35.270 --> 34:36.910
‫آره، خب...

34:36.930 --> 34:40.240
بیش از نصف این‌ها پیرمردهای سن‌بالان

34:40.270 --> 34:43.770
‫آره، به نظر میاد پرسی
بین ارتشِ بازنشسته‌ها خیلی محبوب بوده

34:43.790 --> 34:46.260
‫خب، مظنونِ ما می‌تونه یه مرد پیر باشه؟

34:46.290 --> 34:48.920
‫این توضیح می‌ده که چرا
‫سال 1976 براش این‌قدر مهمه

34:49.320 --> 34:51.270
‫شاید اون زمان
الگوی تمایلات جنسی‌ش شکل گرفته

34:51.300 --> 34:52.470
‫خب، این منطقیه

34:52.490 --> 34:55.110
‫تمام قربانی‌های ما
ویدیوهایی با شخصیت دهه‌ی 70 ‌ساختن

34:55.550 --> 34:57.540
‫توی همه این چت‌ها حرف از غذا بوده

34:58.000 --> 35:01.420
‫واسه همین رفتم ویدیوهای قدیمی‌ترِ رجینا رو
که مربوط به زمان اون چت‌ها بود چک کردم

35:01.420 --> 35:04.840
‫اون یه سری ویدیوی موک‌بنگ
با انواع غذاهای محلی و خاص درست کرده

35:04.860 --> 35:05.930
‫موک‌بنگ دیگه چیه؟

35:05.950 --> 35:06.950
اوه

35:07.150 --> 35:10.910
‫وقتیه که یه نفر جلوی دوربین
حجم زیاد و دیوونه‌واری غذا می‌خوره

35:10.930 --> 35:13.270
‫نمی‌تونم بگم چرا
اما به طرز باورنکردنی‌ محبوبن

35:13.300 --> 35:15.460
‫اون‌قدر محبوب
که لکسی هم یکی‌ش رو انجام داده

35:15.480 --> 35:17.580
‫رجینا کلی خرچنگ آبی خورده بود

35:17.610 --> 35:20.940
‫لکسی هم اونو با یه
جعبه بزرگ شیرینی‌های "برگر" تموم کرده

35:20.940 --> 35:23.250
‫آره، داریم درباره غذاهای
فوق‌العاده محلی حرف می‌زنیم

35:23.740 --> 35:27.170
‫این زن‌ها بدون اینکه بگن کجا زندگی می‌کنن
باز هم خودشون رو لو دادن

35:27.200 --> 35:28.360
‫آره‫
‫هوم

35:28.380 --> 35:30.340
مشکل پروفایل جغرافیایی تو رو حل می‌کنه

35:30.360 --> 35:31.370
آره

35:31.400 --> 35:33.680
‫ این بخشی ‫از توهم فراشخصی اونه

35:33.710 --> 35:36.250
‫اون می‌خواد باور کنه
‫که این زن‌ها هم‌سطحِ خودش بودن

35:36.250 --> 35:38.890
‫توی همون محله قدیمی بزرگ شدن
یادش میاد چقدر خوب بوده

35:38.910 --> 35:41.540
‫و وقتی رابطه‌شون خراب شده، اون‌ها رو کشته

35:43.050 --> 35:45.800
‫باید تمام ارتباطاتِ
قربانی‌هامون رو ‫زیر و رو کنیم

35:45.820 --> 35:48.550
‫منظورم اینه که، هر اشاره‌ای
به غذای محلی ‫می‌تونه مظنون ما باشه

35:48.550 --> 35:51.650
‫خیلی‌خب، باید برگردیم و
‫کمکت کنیم این‌ها رو بخونی

35:51.680 --> 35:54.610
‫باید بریم پیش پزشک قانونی
‫کالبدشکافی پرسی تموم شده

35:54.840 --> 35:56.750
‫ببخشید‫
‫هوم

35:57.770 --> 35:58.920
‫اوه، بی‌خیال

36:01.110 --> 36:03.400
‫اون سکه‌ها رو گذاشته داخل بدن پرسی؟

36:03.870 --> 36:07.230
‫این‌بار نه تنها از سکه استفاده کرده،
‫بلکه مبلغ نهایی هم تغییر کرده

36:07.500 --> 36:09.930
‫من تمام پول‌های توی دهان
‫و معده پرسی رو برداشتم،

36:09.950 --> 36:12.450
‫و بعد دو تا سکه ده سنتی
‫توی روده‌هاش پیدا کردم،

36:12.470 --> 36:15.810
‫که مبلغ کل رو به 395 دلار و 20 سنت می‌رسونه

36:16.730 --> 36:17.770
...صبرکن، این

36:18.090 --> 36:22.450
‫ این دقیقاً ‫20 درصدِ مبلغِ لکسی و رجیناست

36:22.950 --> 36:23.950
واو

36:23.980 --> 36:25.030
‫چیه؟

36:25.060 --> 36:27.400
‫به‌خاطر بازی دارت، توی ریاضی ذهنی خوب شدم

36:28.370 --> 36:30.810
به ماشین‌حساب نیاز داشتم
اما حق با توئه

36:31.070 --> 36:34.160
‫دنبال سکه‌ها و اسکناس‌های بیشتری گشتم
چون می‌ترسیدم چیزی رو جا انداخته باشم

36:34.180 --> 36:35.640
‫اما همون‌هایی بود که پیدا کردم

36:36.090 --> 36:38.540
‫خیلی سریع بهت زنگ زدم
‫چون نگران بودم که شاید

36:38.560 --> 36:41.190
‫چهار قربانی دیگه وجود داشته باشن
که بقیه پول رو یه جای دیگه تکمیل کنن

36:41.190 --> 36:43.110
‫من... فکر نمی‌کنم این‌طور باشه

36:43.980 --> 36:46.860
‫ما فکر می‌کردیم 1976 یه تاریخه،

36:46.890 --> 36:49.580
‫اما اگه اون حاضره 20 درصد سهم برداره

36:49.600 --> 36:52.880
‫برای کسی که 20 درصدِ
درآمدِ مدل‌های وب‌کم‌ رو می‌گرفته

36:52.910 --> 36:54.690
‫داره یه چیز دیگه می‌گه

36:54.720 --> 36:55.850
‫مثلاً چی؟

36:55.870 --> 36:57.160
‫مطمئن نیستم

36:57.520 --> 37:01.520
‫گاهی اوقات یه سیگار فقط یه سیگاره،
‫شاید اون پول فقط درباره پول باشه

37:06.840 --> 37:08.330
‫با تیم جنایی حرف زدم

37:08.360 --> 37:12.050
‫عمقِ داغ‌های روی بدنِ لنس کینگستون
همه‌شون یکسانه

37:12.300 --> 37:15.760
‫یعنی تمام حروف از یه برندِ ماشین‌تحریره

37:15.770 --> 37:17.890
‫پنه‌لوپه، ‫گفتی درباره‌ش چیزی پیدا کردی

37:21.860 --> 37:23.000
‫پنه‌لوپه،

37:23.310 --> 37:24.310
هی

37:24.890 --> 37:26.180
‫هی‫
‫ها؟

37:26.670 --> 37:30.380
‫هی. به مغازه‌های ماشین‌تحریر
درباره کلیدهای حروف زنگ زدی؟

37:30.400 --> 37:32.500
‫آره، حتماً زنگ زدم. زنگ زدم به...

37:32.840 --> 37:36.880
‫زنگ زدم به، آم...
تقریباً ‫هر چی ماشین‌تحریر، کلکسیونر،

37:36.910 --> 37:40.030
‫تأمین‌کننده و تعمیرگاه ‫در سواحل شرقی بود،

37:40.060 --> 37:45.250
‫دنبال اون ست کمیابِ
شش سی‌پی‌آی بودم و دو تا پیدا کردم

37:45.500 --> 37:46.530
‫عالیه. کجان؟

37:46.560 --> 37:48.760
‫اوه، یکیش تو یه انبارِ لوازم قدیمی تو نیویورکه

37:48.790 --> 37:50.930
‫اوه، اون یکی چند ماه پیش دزدیده شده

37:50.950 --> 37:55.860
‫و اون یکی، دیگه یه هدیه بوده
‫به یه دانشگاه تو فیلادلفیا

37:55.890 --> 37:57.200
‫و اونم دزدیده شده

37:57.220 --> 37:59.070
‫نامه‌های "طرفدار" دقیقاً از همون‌جا پست شده

37:59.100 --> 38:00.610
یه چیز دیگه هم بود که برام سوال بود

38:00.630 --> 38:01.890
‫اوه، من... اوکی

38:01.910 --> 38:04.530
...خب، بررسی‌های آزمایشگاهی روی ابزارهای بستن

38:04.550 --> 38:07.830
‫که "طرفدار" برای لنس
استفاده کرده بود به بن‌بست خورد

38:07.850 --> 38:09.650
پس مسیر رو عوض کردم

38:09.670 --> 38:13.380
‫و آثارِ روی مچِ دستِ لنس
با پوستِ سفره‌ماهی مطابقت داره

38:14.250 --> 38:15.480
‫پوستِ سفره‌ماهی؟

38:15.500 --> 38:18.230
‫آره، اون برآمدگی‌های عجیب
روی بازوهای لنس همین بود

38:18.260 --> 38:21.830
‫چرمِ سفره‌ماهی همون برآمدگی‌های
پوستِ سفره‌ماهی رو حفظ می‌کنه

38:21.860 --> 38:23.670
‫خب، ردگیریِ چرمِ سفره‌ماهی باید آسون‌تر باشه

38:23.690 --> 38:25.740
‫اوه، آره،
‫واسه همینه که یه قدم ازت جلوترم

38:25.770 --> 38:26.850
‫اینو ببین

38:26.870 --> 38:31.170
‫خب، چند ماه پیش، یه دانشجوی کالجِ پنسیلوانیا،

38:31.200 --> 38:33.920
‫یه زن، با یه کمربند خفه شده

38:34.760 --> 38:36.810
‫اسم اون ویکتوریا اِورمن بود

38:46.050 --> 38:48.140
‫و بر اساس الگوهای روی گردنش،

38:48.160 --> 38:50.650
‫تونستن تشخیص بدن که چرمِ سفره‌ماهی بوده

38:50.670 --> 38:53.200
‫دوربین‌های دانشگاه نتونستن ضارب رو ردیابی کنن

38:53.220 --> 38:54.310
‫معلومه که نه

38:54.330 --> 38:59.090
‫اختلالِ وسواسِ فکری-عملی اون، مجبورش می‌کنه
مطمئن بشه که بدونه کِی داره دیده می‌شه

38:59.110 --> 39:00.740
‫البته یه نکته مثبت هم وجود داره

39:00.760 --> 39:02.720
‫با وجود تلاش‌های "طرفدار" برای گمراه کردنِ ما،

39:02.750 --> 39:05.620
‫ ناخواسته یه چیزهایی درباره خودش فاش کرده

39:06.070 --> 39:09.290
‫چرمِ سفره‌ماهی، این امضایِ اونه

39:16.790 --> 39:18.290
‫راسل. راسل

39:18.390 --> 39:19.760
‫راسل. راسل

39:20.350 --> 39:24.230
فیلم مورد علاقه‌ش»
«هر نوع وسترنی، احتمالاً مربوط به دهه 70

39:27.160 --> 39:28.820
‫آه، درسته. آه...

39:29.730 --> 39:34.990
‫دلش برای منوی قدیمیِ میخانه‌ی
برنز پینت" در مرکز شهر بالتیمور تنگ شده"

39:35.660 --> 39:37.490
«"وسواسِ شدید به "فرشتگان چارلی»

39:38.120 --> 39:41.040
«قبلاً با پسرش پین‌بال بازی می‌کرده»

39:41.070 --> 39:43.880
دلش برای وقتی که همسرش»
«به جوک‌هاش می‌خندید تنگ شده

39:44.860 --> 39:47.410
"کـورا سـالت"

39:47.960 --> 39:52.700
‫خب، عدد 1976 از نظرِ مبلغی که این قربانی‌ها
از مشتری‌هاشون می‌گیرن، چه معنی‌ای میده؟

39:52.730 --> 39:54.520
‫فکر نمی‌کنم درباره پول باشه

39:54.540 --> 39:57.740
‫دوست‌پسر لکسی گفت
که اونا ساعتی 30 دلار می‌گرفتن

39:57.760 --> 40:00.750
‫برای اینکه این یارو بتونه
‫بیشتر از 1900 دلار خرج کرده باشه،

40:00.780 --> 40:03.750
‫باید بیش از 60 ساعت توی چت باهاش بوده باشه

40:03.770 --> 40:06.400
‫خیلی‌خب، پس شاید 1976

40:06.420 --> 40:10.290
یه مبلغِ نمادینه نه فقط کلِ پولِ خرج شده

40:10.320 --> 40:15.110
‫بلکه اون عدد
بخشی از پیغامیه که داره ارسال می‌کنه

40:15.430 --> 40:16.870
‫مثل تأمین اجتماعی

40:17.590 --> 40:18.800
‫واو، چطور به این نتیجه رسیدی؟

40:18.820 --> 40:21.780
‫مادربزرگم هر ماه
یکی از اون چک‌ها رو می‌گیره

40:22.270 --> 40:23.350
‫ایناهاش

40:23.590 --> 40:27.880
‫میانگینِ مستمریِ تأمین اجتماعی
کمی کمتر از 2000 دلاره

40:27.910 --> 40:29.450
‫این همه چیز رو به هم وصل می‌کنه

40:29.480 --> 40:32.770
‫این نه تنها چیزی درباره
ترجیحاتش با این مدل‌های وب‌کم‌ میگه

40:32.790 --> 40:36.140
‫بلکه نشون میده
تمام درآمدِ ماهانه‌ش رو خرجِ اونا می‌کرده

40:36.170 --> 40:39.690
‫من الان تمامِ گزارش‌های پرسی رو برای
هر اشاره‌ای به چکِ تأمین اجتماعی جستجو کردم

40:39.720 --> 40:43.350
‫و یه سری چت
با یه نفر به اسم راسل کرکلند پیدا کردم

40:43.350 --> 40:44.670
‫ممکنه مظنونِ ما باشه؟

40:44.690 --> 40:47.100
‫خب، طبقِ پروفایلش، اون 70 و چند سالشه،

40:47.100 --> 40:49.460
‫ توی مریلند به دنیا اومده و بزرگ شده
‫تمامِ ویژگی‌ها رو داره

40:49.490 --> 40:53.140
‫اون گزینه‌ها رو خط بزن
چون راسل کرکلند... مُرده

40:53.170 --> 40:54.670
‫حدودِ یه ماه پیش خودکشی کرده

40:55.490 --> 40:57.530
‫اگه این یارو مظنونِ ما نیست، پس کیه؟

41:05.790 --> 41:09.010
‫اوکی، پین‌بال، خنده، وسترن‌ها

41:10.380 --> 41:11.500
‫خیلی‌خب

41:13.750 --> 41:14.880
‫درسته

41:16.100 --> 41:17.610
درخواست پخش خصوصی جدید
با نام کاربری: راسل
شروع استریم

41:19.680 --> 41:22.680
‫خب، سلام راسل. خیلی وقته که ندیدمت

41:23.160 --> 41:25.640
مدتی طول کشید تا دوباره"
"پول برگزاری یه نمایش خصوصی رو جور کنم

41:25.930 --> 41:27.350
‫اوه. این خیلی بده

41:27.370 --> 41:28.600
‫خوشحالم که برگشتی

41:29.040 --> 41:30.150
‫امروز چطوری؟

41:30.740 --> 41:32.490
راسل- کورا، پیام خصوصی
"تو منو نابود کردی"

41:33.030 --> 41:34.150
"تو منو نابود کردی"

41:34.700 --> 41:35.700
‫راسل

41:35.720 --> 41:37.590
‫گفتی که من محبوب‌ترینِ توام،

41:37.610 --> 41:39.710
‫باعث شدم هیچ زن دیگه‌ای
به چشمت نیاد، مگه نه؟

41:40.340 --> 41:42.570
"چیزی که من می‌گم این نیست، هرزه"

41:42.590 --> 41:45.160
‫خیلی‌خب، آروم باش مرد،
‫وگرنه استریم رو قطع می‌کنم

41:45.740 --> 41:48.060
‫مرد، یه چرتِ حسابی زدم،

41:48.090 --> 41:51.660
من و تایلر اینجاییم که کار رو تموم کنیم

41:51.690 --> 41:53.110
‫بعد از پیدا کردن گواهیِ فوت راسل،

41:53.130 --> 41:56.460
‫فکر کردم شاید
مظنون واقعی داره مدل‌های وب‌کم‌ رو

41:56.460 --> 41:58.170
‫به تلافیِ خودکشیِ راسل می‌کشه

41:58.200 --> 42:00.320
‫وارد می‌شود: پسرِ راسل، جیس

42:00.340 --> 42:04.470
‫خب، بر اساس سوابق بانکی، جیس مجبور بوده
یک سالِ اخیر برای پدرش پول بفرسته

42:04.470 --> 42:07.060
‫بیاید سریع بریم سراغ اطلاعاتِ جیس

42:07.060 --> 42:08.850
‫خیلی‌خب، این اسناد چی هستن؟

42:08.870 --> 42:11.290
‫این‌ها ایمیل‌های راسل هستن به وکیلش،

42:11.320 --> 42:14.190
که سعی داشته ‫پولش رو از زن‌هایی که
به عنوان مدل‌های وب‌کم کار می‌کردن بگیره

42:14.190 --> 42:16.360
‫اون از هر راهی امتحان کرده؛
سوءاستفاده مالی، ‫سالمندآزاری،

42:16.360 --> 42:18.610
‫کلاه‌برداری، فریب
هر چی بگی، اما بی‌فایده بوده

42:18.610 --> 42:21.570
‫اسامیِ رجینا، تریکسی و لکسی
توی اون ایمیل‌ها اومده

42:21.570 --> 42:24.360
‫خیلی‌خب، اما به نظر میاد
‫وکیلش تمام ادعاها رو رد کرده،

42:24.380 --> 42:26.430
‫چون تمام تراکنش‌ها ‫قانونی بوده

42:26.460 --> 42:29.480
‫آره، این اتفاق وقتی میفته که ملت دکمه‌ی
پذیرشِ شرایط و مقررات" رو می‌زنن

42:29.510 --> 42:30.910
‫بدون اینکه اونو بخونن

42:30.940 --> 42:33.720
‫خب، پسرش قانون رو ‫گرفته دست خودش،

42:33.740 --> 42:36.310
‫جایی که حس می‌کنه سیستم شکستش داده؟
جیس الان کجاست؟

42:36.340 --> 42:38.760
‫آدرس محل کار و خونه‌ش رو برات فرستادم

42:39.230 --> 42:41.750
‫کرکلند توی ایمیل‌هاش
به زن‌های دیگه هم اشاره کرده بود؟

42:41.780 --> 42:43.770
‫نه، متأسفانه، جیس همه‌شون رو پیدا کرده

42:44.390 --> 42:46.650
‫به جز یکی، کورا سالت

42:46.670 --> 42:48.730
‫خیلی‌خب، باید تقسیم بشیم و کار رو تموم کنیم

42:49.400 --> 42:52.270
‫خیلی‌خب، تو برو محل کارِ جیس
من می‌رم خونه‌ش

42:52.300 --> 42:54.220
‫آره‫
‫ما هم می‌ریم سراغ کورا. بزن بریم

42:59.620 --> 43:01.900
"تو می‌مونی برای اینکه من بهت پول می‌دم"

43:06.960 --> 43:10.520
تو هیچی نیستی جز یه جنده‌ی پول‌دوست"
"همه پول منو با نیرنگ و دروغ‌هات دزدیدی

43:12.090 --> 43:14.270
"تو منو کشتی، خون من روی دستای توئه"

43:14.870 --> 43:16.920
‫اوکی، داری چه گوهی می‌خوری؟

43:17.250 --> 43:18.980
"و حالا، باید تاوانش رو بدی"

43:19.380 --> 43:20.410
‫باشه

43:21.210 --> 43:22.210
اوکی

43:23.170 --> 43:24.180
‫خدای من

43:26.620 --> 43:28.200
‫واو! واو! هی!

43:36.030 --> 43:37.520
‫وقتشه یه نمایش راه بندازیم

43:50.100 --> 43:51.130
‫چه...

43:51.640 --> 43:52.840
چه گوهی خوردی؟

43:53.200 --> 43:54.660
این چه گهی بود خوردی؟

43:54.690 --> 43:55.880
‫چه خبره؟

43:56.560 --> 43:57.850
اینجا چه خبره؟

43:58.310 --> 43:59.490
‫می‌دونی من کی‌ام؟

44:02.170 --> 44:04.050
‫تو پسرِ راسلی، مگه نه؟

44:06.540 --> 44:07.960
‫بابام درباره من بهت گفته؟

44:08.510 --> 44:09.560
‫آره

44:10.600 --> 44:12.740
‫آره، اون خیلی بهت افتخار می‌کرد

44:13.020 --> 44:17.000
‫تو ساعتی 70 دلار ازش می‌گرفتی
که بهت بگه چقدر به من افتخار می‌کرده؟

44:17.030 --> 44:19.070
‫مزخرفه!
‫‫نه، نیست. نیست

44:19.300 --> 44:20.980
‫می‌خوای بدونی
‫چرا با پدرت حرف می‌زدم؟

44:21.010 --> 44:22.550
‫خودم می‌دونم چرا!

44:22.820 --> 44:26.150
‫مامان مُرد، ‫واسه همین وانمود کردی
یه مردِ داغدار رو دوست داری

44:30.250 --> 44:31.530
‫نه، این حقیقت نداره

44:31.550 --> 44:33.580
‫من با اون حرف می‌زدم چون تو نمی‌زدی

44:33.830 --> 44:35.690
‫اون فقط دنبالِ همنشین بود

44:35.710 --> 44:37.930
من با اون حرف می‌زدم
‫چون تو خیلی سرت شلوغ بود

44:45.090 --> 44:47.740
‫اوه، خدای من. لطفاً، نه، نه، نه، نه

44:48.370 --> 44:50.910
‫اف‌بی‌آی! نه. چاقو رو بنداز، جیس

44:50.940 --> 44:53.150
‫نه، نه، همه‌شون باید
‫تاوانِ کاری که با پدرم کردن رو بدن

44:53.170 --> 44:54.450
‫جیس!
برو ‫‫عقب!

44:54.660 --> 44:55.910
‫این کار رو نکن، جیس

44:56.700 --> 45:00.280
‫می‌دونم فکر می‌کنی چیزی باارزش
ازت گرفته شده و این زن‌ها رو مقصر می‌دونی

45:00.310 --> 45:03.200
‫اما این پدرِ خودت بود که
‫انتخاب کرد تمامِ پولش رو به اونا بده

45:03.550 --> 45:07.970
‫نه، نه. اون به اون پول نیاز داشت
و این فاحشه‌ها فریبش دادن

45:08.580 --> 45:10.350
‫اونا... اونا مجبورش کردن...
‫‫رقت‌انگیز باشه؟

45:12.530 --> 45:14.540
‫پدرت رقت‌انگیز نبود، جیس،

45:15.880 --> 45:17.050
‫ تو هم نیستی

45:20.930 --> 45:22.130
‫به من گوش کن، جیس

45:22.910 --> 45:24.520
‫اگه اون چاقو رو نندازی،

45:25.360 --> 45:27.320
‫همکارم مجبور می‌شه بهت شلیک کنه

45:28.180 --> 45:31.250
‫می‌دونی ‫وقتی توی کیسه‌ی جسد از
اینجا ببرنت بیرون، ‫قراره درباره‌ت چی بگن؟

45:32.520 --> 45:33.890
‫اینکه حقیر و رقت‌انگیز بودی

45:36.280 --> 45:37.380
‫نه، نمی‌گن

45:37.400 --> 45:39.000
‫چرا، می‌گن

45:39.680 --> 45:41.550
‫مگه همون چیزی نیست که
فکر می‌کردی ‫پدرت حقیره

45:42.000 --> 45:44.040
‫وقتی فهمیدی
‫چقدر پول به مدل‌های وب‌کم‌ داده؟

45:45.610 --> 45:49.610
‫تو یه فرصت داری که تغییر بدی
‫داستانت چطور روایت می‌شه، جیس

45:51.120 --> 45:52.950
‫و این با انداختنِ اون چاقو شروع می‌شه

46:06.090 --> 46:07.280
‫دست‌ها پشتِ سر

46:10.020 --> 46:11.850
اوکی
‫خیلی‌خب، حالت خوبه؟

46:12.770 --> 46:14.770
‫آره. باشه‫
اوکی

46:16.640 --> 46:18.100
هواتو دارم
‫ممنونم

46:20.270 --> 46:22.730
‫جیس راسل، ‫تو حقِ سکوت داری

46:22.730 --> 46:25.550
‫هر چی بگی می‌تونه
‫علیه تو در دادگاهِ قانون استفاده بشه

46:29.240 --> 46:30.450
‫حرکتِ پرخطرِی بود

46:30.480 --> 46:31.980
‫از کجا می‌دونستی جواب می‌ده؟

46:32.000 --> 46:34.230
آه، ‫صادقانه بگم، نمی‌دونستم

46:35.160 --> 46:36.500
‫فقط یه حسی داشتم

46:37.640 --> 46:38.980
‫معلومه که، "طرفدار" جیس نیست،

46:39.000 --> 46:40.710
‫و جیس هم "طرفدار" نیست، اما...

46:42.170 --> 46:43.840
‫اون‌ها توی یک پروفایل قرار می‌گیرن

46:50.670 --> 46:51.670
‫امیلی‫

46:51.710 --> 46:53.710
‫برایان، اینجا چیکار می‌کنی؟

46:53.730 --> 46:54.810
‫تیم رو جمع کن

46:54.830 --> 46:56.050
‫یه چیزی هست که باید ببینی

46:56.400 --> 46:57.950
‫اجازه نداری... اه

46:59.790 --> 47:02.300
‫واقعاً باید این کارو
‫توی اتاق کنفرانس انجام بدیم

47:02.320 --> 47:06.070
‫اون اتاق مربوط به این تیمه،
‫نه بازدیدهای اتفاقیِ تو از کوانتیکو

47:06.840 --> 47:09.160
اینجا ‫چه خبره؟
‫‫امروز رفتم پیش وویت

47:09.480 --> 47:10.490
‫چیکار کردی؟

47:10.520 --> 47:12.850
‫پس اون قسم و آیه
که قیدِ "سیکاریوس" رو زدی چی شد؟

47:12.870 --> 47:15.750
‫زدم، ولی بعدش همسرِ سابقم رو درگیر کرد

47:15.770 --> 47:17.530
‫واسه همین رفتم اونجا که...

47:18.410 --> 47:23.040
‫نمی‌دونم می‌خواستم چیکار کنم‫
ولی وقتی اونجا بودم، اینو بهم داد

47:23.800 --> 47:26.050
‫یه فایل صوتی از خودش برای "طرفدار"

47:26.050 --> 47:28.020
‫می‌خواد توی پادکستِ بعدیم پخشش کنم

47:28.050 --> 47:29.400
‫اما تو پادکست رو ول کردی

47:31.390 --> 47:32.390
برایان

47:32.420 --> 47:33.820
‫ تو پادکست رو ول کردی، درسته؟

47:33.840 --> 47:35.280
بله، ‫بله، بله،

47:35.690 --> 47:39.190
‫ولی فهمیدم که می‌تونم وویت رو بازی بدم

47:39.210 --> 47:43.700
‫اگه فکر کنه که می‌شه منو بازی داد،
‫ این به تیم یه مزیت می‌ده

47:44.020 --> 47:45.340
‫بذار درست متوجه بشم

47:46.190 --> 47:48.280
‫تو وویت رو بازی دادی؟

47:48.860 --> 47:49.960
‫آره

47:53.660 --> 47:55.090
‫منم الیاس وویت

47:55.480 --> 47:57.380
من پیامی برای طرفدارم دارم

47:59.090 --> 48:00.340
‫داری تغییر می‌کنی

48:01.150 --> 48:02.690
‫داری تکامل پیدا می‌کنی

48:02.720 --> 48:05.680
‫می‌خوای بیشتر درباره خودت بدونی،
‫و واسه همینه که داری با من ارتباط می‌گیری

48:05.710 --> 48:07.210
‫خب، منم دارم تکامل پیدا می‌کنم

48:07.770 --> 48:12.570
‫و یاد گرفتم که مجبور نیستی
‫تسلیمِ وسوسه‌هات بشی

48:13.240 --> 48:14.620
‫منم جایی بودم که الان تو هستی

48:15.530 --> 48:18.420
‫با من حرف بزن‫، می‌تونم کمکت کنم
که هیولاها رو دور نگه داری

48:20.410 --> 48:21.850
...دارم سعی می‌کنم

48:22.420 --> 48:24.980
‫کارهایی که با بعضی از آدم‌هایی که
کردم و آزار دادم رو جبران کنم

48:24.980 --> 48:30.460
‫و فکر می‌کنم با جلوگیری از اینکه تو تبدیل
به من بشی، می‌تونم این کارو انجام بدم

48:34.840 --> 48:37.840
‫این همون وویتیه که می‌شناسیم و دوسِش داریم

48:37.860 --> 48:40.760
‫این عوضی فکر می‌کنه می‌تونه
‫کار ما رو بهتر از خودمون انجام بده

48:40.780 --> 48:42.660
‫داره سعی می‌کنه "طرفدار" رو بکشونه سمتِ خودش

48:42.670 --> 48:45.130
‫خب، آره،
‫ولی این سؤالِ بزرگ‌تری رو پیش میاره

48:45.130 --> 48:46.860
‫خب، این کلِ اساسِ برنامه من بود

48:46.880 --> 48:49.720
‫آیا الیاس وویت واقعاً به حسِ همدردی رسیده؟

48:49.750 --> 48:51.640
‫یا همه‌ش یه نمایش بود؟
‫‫دقیقاً

48:51.670 --> 48:55.170
‫و اگه نمایش باشه، چطور روی
اون عضوِ تیم که کمکش کرده تأثیر می‌ذاره؟

48:57.600 --> 49:01.240
‫شهادتِ شخصیت در دادگاهِ وویت
‫توسطِ یه مأمورِ اف‌بی‌آی بود

49:01.270 --> 49:02.830
درمورد چی حرف میزنی؟

49:02.850 --> 49:06.050
‫یه شهادتِ غیرعلنی
از یه مأمورِ اف‌بی‌آی وجود داشت که

49:06.070 --> 49:10.280
از ‫این نظریه حمایت می‌کرد که وویت
به خاطرِ آسیبِ مغزی‌ش اصلاح شده

49:10.490 --> 49:11.570
‫کی بوده؟

49:11.600 --> 49:14.420
‫خب، شناسه‌ش سیاه شده بود،
‫اما باعث شد که وویت به جایِ آمپولِ سمی،

49:14.450 --> 49:16.500
‫به حبسِ ابد محکوم بشه

49:18.580 --> 49:20.510
‫این خبر برای همه‌تون جدیده؟

49:21.010 --> 49:22.680
‫برایان، یه لحظه به ما وقت بده

49:23.360 --> 49:25.490
‫باید خصوصی درباره‌ش حرف بزنیم

49:26.170 --> 49:27.290
‫لطفاً، برو دفترِ من

49:32.950 --> 49:34.040
‫خیلی‌خب

49:35.720 --> 49:36.800
‫کی بوده؟

49:38.230 --> 49:39.440
‫آسیبِ مغزی؟

49:39.470 --> 49:41.800
‫نه، نه. اصلاً ممکن نیست

49:42.650 --> 49:46.690
‫بله، من یه روان‌شناسِ قانونی‌ام،
‫اما هرگز همچین شهادتی نمی‌دادم

49:46.960 --> 49:49.830
‫شاید کسی که عضوِ تیم نیست،
‫شاید کسی که...

49:49.860 --> 49:50.870
‫من بودم

50:01.930 --> 50:03.010
‫متأسفم

50:04.310 --> 50:06.590
‫خیلی ترسیده بودم که چیزی بگم

50:07.510 --> 50:08.910
‫واسه همینه که شهادت غیرعلنی بود

50:08.930 --> 50:10.890
‫واسه همینه که این‌قدر آروم و قرار نداشتم

50:11.370 --> 50:12.880
‫می‌دونستم بالاخره فاش می‌شه

50:13.860 --> 50:16.480
و ‫می‌دونستم چه حسی نسبت بهش دارین

50:17.720 --> 50:20.510
‫می‌خواستم در زمانِ مناسب بهتون بگم...

50:21.460 --> 50:24.270
‫اما دیگه خیلی خسته‌م که بخوام
‫بیشتر از این مخفی‌ش کنم

50:28.680 --> 50:29.710
کار ‫من بود

50:47.830 --> 50:51.000
‫ترجمه شده توسط :     سعیـد پردیـس

50:51.030 --> 50:56.000
ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز
.:: DigiMoviez.Com ::.

50:56.030 --> 51:06.000
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
@DigiMoviez
