WEBVTT
X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:133470

STYLE
::cue { direction: rtl; unicode-bidi: plaintext; }

00:00.200 --> 00:05.000
ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز
.:: DigiMoviez.Com ::.

00:06.500 --> 00:09.000
‫برت؟ ‫برت!

00:09.000 --> 00:12.000
‫برت، برت، این...

00:12.000 --> 00:13.500
‫- این چیه؟
‫- پرچم نروژته.

00:13.760 --> 00:15.890
‫عمراً اگه من همچین چیزی خواسته باشم.

00:15.890 --> 00:18.770
‫نه، مهمون‌مونه، گرفتی؟
‫چون واقعاً روی خونه‌ست.

00:18.800 --> 00:21.510
‫شوخی کردم.
‫پولش رو ازت میگیرم.

00:21.540 --> 00:22.970
‫نه، ولی دارن به همه یکی میدن.

00:23.010 --> 00:24.810
‫چرا؟ ‫مگه ما رو یه نروژ واگذار کردن؟

00:24.850 --> 00:26.250
‫وقت برای توضیح نیست، دکتر.

00:26.250 --> 00:28.020
‫کلی پرچم باید تحویل بدم.

00:28.120 --> 00:29.860
‫صبح بخیر، دکتر بِست.

00:33.130 --> 00:35.370
‫آه، خوش اومدی.

00:35.470 --> 00:39.470
‫حالا میتونم نروژی رو هم به لیست لهجه‌ هایی
‫که برای تست مجدد جولیارد بلدم اضافه کنم.

00:39.510 --> 00:42.150
‫البته به فرض اینکه دعوتم کنن،
‫که خب معلومه میکنن.

00:42.250 --> 00:44.280
‫دیگه چه لهجه ‌هایی بلدی؟

00:44.380 --> 00:45.650
‫لطفاً نذار شروع کنه.

00:45.650 --> 00:51.130
‫اوه، آقای دکتر فرایندها
‫دراما رو درک نمیکنن!

00:51.130 --> 00:52.530
‫آه، آفرین.

00:52.530 --> 00:54.640
‫جدی؟ فقط داره یه «آ»
‫به آخر کلمه ‌ها اضافه میکنه.

00:54.670 --> 00:56.880
‫صبحِ عالی متعالی!

00:56.910 --> 00:58.450
‫روز خوش، رفیق!

00:58.550 --> 01:00.520
‫وجیمایت روی نون تست
‫برای صبحونه میخوری؟

01:00.550 --> 01:02.750
‫- آه.
‫- چطوره به وظیفت...

01:02.850 --> 01:03.990
‫به عنوان دستیار اداری عمل کنی؟

01:04.020 --> 01:06.130
‫نظرت چیه؟

01:07.200 --> 01:09.070
‫قربونش برم.

01:11.040 --> 01:12.370
‫ظرف آبش رو پر کردم.

01:12.410 --> 01:14.310
‫سگ‌ ها بعد از پیاده‌ روی نیاز به آب دارن.

01:14.410 --> 01:15.610
‫اون ظرف آبش نیست.

01:15.610 --> 01:16.620
‫اون ظرف غلاتمه.

01:16.720 --> 01:19.120
‫اوه، ببخشید، اشتباه کردم.

01:19.150 --> 01:24.300
‫میخواستم بپرسم میتونی امروز بعد از ظهر
‫برای ارائه‌م در مورد نروژ توی مدرسه بیای؟

01:24.300 --> 01:27.300
‫مامانم باید بره سر کار
و بابام ‫توی نیوم پشایر زندگی میکنه.

01:27.400 --> 01:31.610
‫اوه، امروز بعد از ظهر، کاش میتونستم،
‫ولی فکر نکنم بشه، متأسفم.

01:31.650 --> 01:34.790
‫دکتر، لوئیزا الان زنگ زد
‫و پرسید که میتونی به تالار لژیون بیای؟

01:34.790 --> 01:35.790
‫میگه وضعیت اضطراریه.

01:35.890 --> 01:37.960
‫- لوئیزا؟
‫- آره.

01:38.060 --> 01:40.660
‫ببخشید، پیتر.

01:46.440 --> 01:47.880
‫چی شده؟
‫چه وضعیت اضطراری ‌ایه؟

01:47.910 --> 01:49.620
‫- اوه!
‫- اوه، اِم...

01:49.720 --> 01:53.660
‫موضوع پزشکی نیست.
‫یه موردِ اضطراریِ شهریه.

01:55.860 --> 01:58.900
‫واضحه که هنوز به‌ خاطرِ
‫شنیدنِ اون خبر شوکه ایم...

01:58.930 --> 02:02.240
‫که بزرگِ محبوبِ شهرمون
‫و همکارمون توی شورا اگنس کلوف...

02:02.340 --> 02:05.810
‫خودش رو از صخره پرت کرد،
‫ولی ترجیح میدیم ازش حرف نزنیم.

02:05.850 --> 02:07.220
‫پس چرا داریم ازش حرف میزنیم؟

02:07.320 --> 02:10.190
‫چون نه تنها وجهه‌ خوبی نداره...

02:10.220 --> 02:14.360
‫بلکه هنوز جایگزینی هم برای شورای شهر
‫انتخاب نکردیم و نروژی ‌ها امروز میان.

02:14.460 --> 02:16.200
‫قضیه‌ این نروژی ‌ها چیه؟

02:16.230 --> 02:19.740
‫مگه نشنیدی؟
‫قراره شهرمون خواهر خوانده پیدا کنه.

02:19.740 --> 02:23.080
‫اِم، جنیوا و فرانکلین ده ساله که
‫دارن برای این کار تلاش میکنن.

02:23.180 --> 02:25.220
‫پورت ‌ون توی ایالت مِین
‫۵ تا شهر خواهر خوانده داره.

02:25.320 --> 02:26.590
‫- ۵ تا؟
‫- آره، شنیدم چی گفتی.

02:26.620 --> 02:28.220
‫در حالی که پورت ‌ون خودمون...

02:28.220 --> 02:29.930
‫سال ‌هاست توی لیست انتظارِ
‫پیدا کردنِ خواهر خوانده مونده.

02:30.030 --> 02:35.770
‫و بالاخره یه شهر ساحلی کوچیک توی
‫نروژ برای این کار ابراز تمایل کرد.

02:35.870 --> 02:44.860
‫و هیئت نروژی امروز میان تا هم بازدید کنن
و هم ‫یه قراردادِ رسمیِ خواهر خواندگی رو امضا کنن.

02:44.890 --> 02:46.160
‫مسخره‌ست.

02:46.260 --> 02:49.700
‫چرا باید این همه راه رو فقط برای یه کارِ
‫کاملاً تشریفاتی تا اینجا پرواز کنن؟

02:49.700 --> 02:51.100
‫این یه تبادل فرهنگیه‌.

02:51.100 --> 02:53.510
‫و برای پورت ‌ون خیلی عالی میشه.

02:53.540 --> 02:59.090
‫دوست‌ های مکاتبه‌ ای برای دانش ‌آموزها
‫و اشتراک‌ گذاریِ سنت ‌ها و بهترین تجربه‌ ها.

02:59.120 --> 03:00.860
‫منظورم اینه که همه،
‫همه واقعاً ذوق ‌زده‌ن.

03:00.960 --> 03:02.390
‫- آره، همه.
‫- و با اینکه...

03:02.490 --> 03:07.540
‫همکارمون توی شورا، آقای گلندون،
‫به ‌شدت با این کار مخالف بود.

03:07.540 --> 03:10.680
‫ما سه نفر، رأیش رو رد کردیم
‫و رأی دادیم که تو باید...

03:10.710 --> 03:12.280
‫جای اگنس رو توی شورای شهر بگیری.

03:12.380 --> 03:13.880
‫- چی؟ نه، نه.
‫- اوه، بیخیال.

03:13.920 --> 03:15.150
‫بیخیال، این موقتیه.

03:15.190 --> 03:18.830
‫و طبق اساسنامه‌ پورت وِن باید تعدادمون
‫فرد باشه و زود به یه نفر نیاز داریم...

03:18.830 --> 03:21.870
‫چون گلندون همین الآن هم توی فرودگاهه
‫تا دنبال نروژی‌ ها بره پس...

03:23.130 --> 03:24.770
‫- ولی چرا من؟
‫- خب...

03:24.810 --> 03:28.410
‫ما به یه آدم لایق و برجسته نیاز داشتیم.

03:28.410 --> 03:31.320
‫و میدونستیم که تو کت ‌و شلوار پوشیدی.

03:36.830 --> 03:43.170
‫به‌ عنوان رئیس شورای شهر پورت ‌ون مایلم
‫به سیگرید و لودویگ یوهانسن خوش آمد بگم.

03:43.170 --> 03:46.310
‫اهلِ... چجوری تلفظش میکنید؟
‫فـ... فیورد...

03:46.350 --> 03:47.850
‫- فیورد هاون.
‫- فیورد هاون.

03:47.950 --> 03:53.200
‫«ج» مثل «ی» تلفظ میشه.
‫پس چرا اصلاً «ج» گذاشتن؟

03:55.430 --> 03:57.170
‫عاشق این شوخیه.

03:57.270 --> 04:01.180
‫اوه، شهرمون خیلی کوچیکه،
‫ولی خیلی قشنگه.

04:01.180 --> 04:03.450
‫فیورد هاون در واقع پورت ‌ونِ نروژه.

04:03.450 --> 04:05.990
‫اوم، امیدوارم منتظر رونق گردشگری نباشن.

04:05.990 --> 04:11.360
‫ما خیلی خوشحال و مفتخریم که
‫شما این همه راه رو تا اینجا اومدید.

04:11.460 --> 04:12.470
‫در واقع، سه نفر.

04:12.570 --> 04:14.200
‫- آره.
‫- اوه، آره.

04:14.240 --> 04:15.740
‫اصلاً باید اینجا باشید؟

04:15.740 --> 04:17.240
‫آره، منم میتونم همین رو ازت بپرسم.

04:17.340 --> 04:18.350
‫منظورم سفر کردنه.

04:18.450 --> 04:24.420
‫اوه، این چهارمین بچه‌مونه،
‫پس این اولین نمایشِ اسبم نیست.

04:25.260 --> 04:27.230
‫اوه.

04:27.260 --> 04:28.630
‫منظورت اولین تجربه‌ت نیست.

04:28.730 --> 04:33.170
‫آره، من چقدر گیجم!
‫انگلیسیم زیاد خوب نیست.

04:33.170 --> 04:39.350
‫و حالا با کمال خوشحالی،
‫به نمایندگی از پورت‌ ون برای امضای...

04:39.450 --> 04:45.370
‫توافق نامه‌ رسمی خواهر خواندگیمون
‫با فیورد هاون در خدمت‌تونم.

04:51.780 --> 04:54.480
‫- وقت عکاسیه.
‫- کلانتر مارک، میتونی...

04:54.520 --> 04:56.620
‫با گوشیم چند تا عکس ازم بگیری؟

04:56.720 --> 04:58.760
‫- مارک؟
‫- آره، خوش اومدید، چی؟

04:58.790 --> 05:01.330
‫داشتم می‌پرسیدم میتونی
‫برام چند تا عکس بگیری؟

05:01.360 --> 05:04.000
‫آره، حتماً، در خدمتم.

05:04.040 --> 05:10.220
‫خب، همگی با شماره سه،
‫یک... عالیه.

05:10.320 --> 05:12.190
‫بفرما رفیق، خیلی خوب شد.

05:12.220 --> 05:15.590
‫بفرمایید، حالا همگی از کانل ‌بولر میل کنید.

05:15.630 --> 05:20.240
‫این یه شیرینی سنتیِ نروژی
‫از بهترین قنادیِ فیورد هاونه.

05:20.340 --> 05:22.370
‫البته تنها قنادیِ فیورد هاون هم هست.

05:22.470 --> 05:24.980
‫ولی خیلی خوشمزه‌ست،
‫پس حتماً امتحان کنید.

05:25.080 --> 05:26.580
‫نیازی به گفتنِ دوباره نیست.

05:28.080 --> 05:30.660
‫خوش اومدید.
‫من ایلین هستم.

05:30.690 --> 05:32.660
‫من با دکتر بستِ خودمون کار میکنم.

05:32.690 --> 05:35.270
‫از دیدارت خوشبختم، ایلین.

05:35.370 --> 05:37.640
‫دکتر بست، باعث افتخاره.

05:37.740 --> 05:40.340
‫- تعریفت رو زیاد شنیدیم.
‫- آره.

05:40.380 --> 05:44.380
‫جراح معروفی که قهرمانانه وارد عمل شد،
‫وقتی پورت ون دکترش رو از دست داد.

05:44.480 --> 05:45.650
‫- تو یه افسانه ‌ای.
‫- هوم.

05:45.650 --> 05:47.020
‫فکر کنم دارید یکم اغراق میکنید.

05:47.060 --> 05:49.390
‫آره، بیشترِ مردم اینجا
‫زیاد ازش خوششون نمیاد.

05:51.830 --> 05:54.540
‫- اوه، نه.
‫- اوه، خیلی دوست داریم...

05:54.640 --> 05:56.010
‫- مطبت رو ببینیم.
‫- اوه، حتماً.

05:56.010 --> 05:57.880
‫توی خونه‌ته، درسته؟

05:57.980 --> 05:59.110
‫- اوهوم.
‫- اوه، چه بامزه.

05:59.210 --> 06:02.390
‫شاید بتونیم وسیله ‌ای که
‫لازم داری رو بهت هدیه بدیم.

06:02.420 --> 06:04.660
‫اوه، یه دستگاه اسپرسوساز
‫خیلی خوب میشه.

06:04.690 --> 06:10.800
‫نه، نه، یه چیزی خیلی بیشتر از اون،
‫مثلاً دستگاه رادیولوژی یا نوار قلب جدید.

06:10.800 --> 06:13.910
‫من تمام تجهیزات لازم رو
‫در اختیار دارم، ممنون.

06:13.940 --> 06:17.650
‫اینجا چند نفرِ بهتر هستن که باید شما رو...
‫بیاید بریم همین کار رو بکنیم.

06:19.550 --> 06:21.990
‫- اونا عالی نیستن؟
‫- نه واقعاً.

06:22.090 --> 06:25.430
‫خیلی اغراق شده به نظر میرسن.
‫چرا انقدر دارن تلاش میکنن؟

06:25.470 --> 06:30.480
‫میدونی، به عنوان یه عضو موقت شورای شهر،
‫شاید بتونی بیشتر سعی کنی که کمتر انرژی منفی باشی.

06:33.720 --> 06:37.190
‫سلام، اوه، ببخشید، ببخشید، ببخشید.

06:37.190 --> 06:39.460
‫امم، بینمون همه‌ چی رو به راهه؟

06:39.560 --> 06:41.600
‫منظورم اینه که، میدونم از وقتی که،
‫امم... حرف نزدیم.

06:41.600 --> 06:42.800
‫آره، مشکلی نیست.
‫همه‌ چی ردیفه.

06:42.830 --> 06:45.340
‫واقعاً؟
‫اوه، خب، خوشحالم.

06:45.440 --> 06:47.240
‫از اون نون ‌های کانل ‌بولر امتحان کردی.

06:47.280 --> 06:50.580
‫این سومیشه ولی میخوام
‫این یکی رو توی قهوه بزنم.

06:50.620 --> 06:51.850
‫- خب...
‫- چقدر میچسبه، مگه نه؟

06:51.890 --> 06:53.960
‫- مگه نه؟
‫- شاید بهتره اول قورتش بدی.

06:54.060 --> 06:56.560
‫اوم، میدونی که.

07:06.750 --> 07:08.480
‫- امم...
‫- حالت خوبه؟

07:08.520 --> 07:10.220
‫- آره، خوبم، خوبم.
‫- گرفتیش؟

07:10.260 --> 07:11.630
‫آره، حالم خوبه.
‫حالم خوبه.

07:11.630 --> 07:14.230
‫حالم خوبه.

07:15.770 --> 07:17.740
‫- خوبی؟
‫- فقط خسته‌م.

07:17.770 --> 07:19.470
‫این مدت درست نخوابیدم.

07:19.510 --> 07:22.880
‫- مارک، چاق شدی؟
‫- آره، چند کیلو.

07:22.910 --> 07:24.650
‫چرا؟‫ آخرین بار کی به باشگاه رفتی؟

07:24.750 --> 07:26.860
‫امم، فقط میگم با این
‫چاق شدن و بی ‌خوابی‌ ها...

07:26.890 --> 07:28.860
‫- شاید وقتشه یه چک ‌آپ بری.
‫- باشه.

07:28.890 --> 07:32.370
‫ولی هنوز نه رفیقمی
‫نه نماینده‌‌م توی شورا.

07:32.400 --> 07:34.000
‫حمایلِ مسخره.

07:51.000 --> 07:54.000
[ بهترین درمان ]
[ فصل اول : قسمت دوازدهم ]

07:59.500 --> 08:02.390
‫- ممنون.
‫- همینجوریه.

08:02.430 --> 08:04.260
‫خیلی خب.

08:06.570 --> 08:08.810
‫خب، امشب می‌بینمت؟

08:08.840 --> 08:14.990
‫فکر کردی من اولین شام فرش قرمز
‫لابستر برای نروژی‌ ها رو از دست میدم؟

08:15.020 --> 08:16.320
‫نچ.

08:16.350 --> 08:19.130
‫اونا توی سالتی بریز میمونن و سارا...

08:19.230 --> 08:22.830
‫هر دوشون معرکه‌ن!
‫عین خدایان نوردیک میمونن.

08:22.930 --> 08:26.540
‫یعنی باید براشون شام بیاریم،
‫یا فقط غذا رو جلو پاشون بذاریم؟

08:26.540 --> 08:31.690
‫خب، این لابسترها اونقدر تازه‌ن که
‫خانواده‌ هاشون هنوز نمیدونن غیب‌شون زده.

08:31.720 --> 08:34.790
‫چه دارک بود.
‫خوشم اومد.

08:34.820 --> 08:36.590
‫- امشب می‌بینمت.
‫- باشه.

08:36.690 --> 08:38.970
‫با این جونورها با احتیاط برون.

08:39.070 --> 08:41.770
‫آره، توی آب‌ جوش و کره‌ سیر،
‫حالشون جا میاد.

08:46.920 --> 08:49.190
‫آخ، اوه، اوه، اوه، اوه.

08:49.290 --> 08:51.930
‫- آخ.
‫- خوبی؟

08:51.930 --> 08:53.230
‫چی؟

08:55.030 --> 08:57.040
‫کی داره این رو میرونه؟

08:57.070 --> 08:59.770
‫هان؟ ‫کی این کار رو کرد؟

09:02.150 --> 09:04.620
‫دکتر.

09:04.720 --> 09:07.820
‫باید خصوصی باهات حرف بزنم.

09:07.860 --> 09:10.600
‫معمولاً پیش دکترها روال کار همینجوریه.

09:10.700 --> 09:12.000
‫مشکل چیه؟

09:12.030 --> 09:15.610
‫من، خب، نمیدونم چجوری بگم.

09:15.710 --> 09:17.010
‫احمقانه به نظر میرسه.

09:17.040 --> 09:18.910
‫بهت قول میدم قبلاً
‫همه ‌جورش رو شنیدم.

09:19.010 --> 09:23.350
‫راستش موضوع اینه که شکمم کار نکرده...

09:23.450 --> 09:25.990
‫- پنج روزه.
‫- یبوست داری.

09:26.030 --> 09:28.830
‫- خب، آره.
‫- کاملاً طبیعیه.

09:28.870 --> 09:30.270
‫اصلاً خجالت نداره.

09:30.270 --> 09:32.610
‫احتمالاً به خاطر کمبود فیبر...

09:32.640 --> 09:34.480
‫- مایعات یا ورزشه؟
‫- نه، نه.

09:34.580 --> 09:36.110
‫میدونم علتش چیه.

09:36.150 --> 09:41.190
‫میترسم برم چون پنج روز پیش
‫یه آدم کوچولو دفع کردم.

09:42.530 --> 09:45.230
‫من درست متوجه حرفت نمیشم.

09:46.230 --> 09:49.210
‫روی یه آدم کوچولو مدفوع کردی؟

09:49.240 --> 09:51.910
‫نه، یعنی مدفوعت...

09:52.010 --> 09:53.680
‫- شبیه یه آدم کوچولو بود؟
‫- نه.

09:53.780 --> 09:57.560
‫یه آدم کوچولو توی مدفوعم بود
و منم ‫هل شدم و با سیفون پایین فرستادمش.

09:57.660 --> 09:59.060
‫خیلی خب، فقط آروم باش.

09:59.060 --> 10:01.160
‫باشه؟ ‫فکر کنم یه خوابِ خیلی واضح دیدی.

10:01.200 --> 10:04.800
‫از اون خواب ‌هایی که اونقدر شدید و واقعی به نظر
‫میان که وقتی بیدار میشی فکر میکنی واقعی بوده.

10:04.900 --> 10:06.270
‫حتی مغزت هم باهاش مثل
‫یه خاطره رفتار میکنه.

10:06.370 --> 10:07.740
‫نه، وسطِ روز بود.

10:07.780 --> 10:09.810
‫امشب هم مهمونی شام بزرگمون
‫برای نروژی ‌هاست.

10:09.910 --> 10:12.750
‫الان اصلاً وقت خوبی نیست
‫که بخواد عقل از سرم بپره.

10:12.790 --> 10:16.790
‫گرگ، داروی جدیدی مصرف میکنی
‫که باعث بشه توهم بزنی؟

10:16.830 --> 10:18.630
‫توهم نبود.

10:19.630 --> 10:20.870
‫واقعاً اتفاق افتاد.

10:21.710 --> 10:25.180
‫من یه آدم کوچولو دفع کردم.

10:27.120 --> 10:30.960
‫اون آدم کوچولو چیزی هم گفت؟

10:30.960 --> 10:32.460
‫- اون یه آدم واقعی نبود.
‫- باشه، باشه.

10:32.560 --> 10:36.940
‫خب، اصلاً مهم نیست چی دیدی
‫یا فکر میکنی دیدی قبل از هر چی...

10:36.970 --> 10:41.280
‫- باید فکری به حال این یبوست بکنیم.
‫- اوه، باشه.

10:41.380 --> 10:42.310
‫باشه.

10:43.950 --> 10:47.590
‫این یه نسخه برای داروهای ملینه،
‫برای وقتی که داروهای بدون نسخه جواب ندادن.

10:47.690 --> 10:51.360
‫باشه و در موردش به کسی چیزی نگو.

10:51.460 --> 10:54.400
‫باز هم میگم پیش دکترها
‫معمولاً روال همینه.

11:11.970 --> 11:17.450
‫♪ و مأمنِ دلیران ♪

11:21.760 --> 11:25.330
‫دخترِ خودمه، آفرین!

11:25.330 --> 11:27.340
‫اوه، دخترِ خودمه.

11:27.340 --> 11:28.470
‫ممنون، مالوری.

11:28.470 --> 11:32.610
‫خب و در آخر، ولی نه کم ‌اهمیت ‌ترین،
‫نوبت به پیتر کرونک میرسه.

11:32.710 --> 11:35.120
‫وقتِ خوابه.

11:35.220 --> 11:36.250
‫اوم، بس کن.

11:36.290 --> 11:38.760
‫من برای پروژه‌م یه تیکه
‫از چوب کاج سفید رو تراشیدم...

11:38.860 --> 11:43.070
‫و به شکل یه ماکت کوچیک
‫از کشتی وایکینگ ‌ها در آوردم چون...

11:46.410 --> 11:50.520
‫- چون پینوس استروبوس...
‫- الان گفتی پینس؟

11:50.620 --> 11:55.460
‫که بیشتر به اسم کاج سفید شرقی
‫ شناخته میشه و درخت ایالتی مِینه.

11:55.560 --> 11:59.930
‫پس این کشتی نشون ‌دهنده‌
‫پیوند فرهنگ ‌هامونه.

12:00.040 --> 12:05.240
‫لطفاً این هدیه رو به یادگار بگیرید تا یادتون باشه
‫اون طرف اقیانوس توی پورت ‌ون دوستی دارید.

12:05.240 --> 12:07.280
‫اوه، چقدر قشنگه.

12:07.320 --> 12:10.820
‫- آره.
‫- ممنون، ممنون، پیتر.

12:10.920 --> 12:13.660
‫و به این ترتیب ارائه‌‌مون برای
‫دوست هامون به پایان میرسه...

12:13.700 --> 12:14.800
‫دوست هایی از فیورد هیون.

12:14.800 --> 12:17.040
‫- فیورد هاون، فیورد هاون.
‫- فیو... فیورد هاون...

12:17.140 --> 12:19.070
‫- فیورد هاون، فیورد هاون.
‫- فیورد هاون.

12:19.170 --> 12:20.780
‫ممنون، مرسی که تشریف آوردید.

12:20.880 --> 12:22.410
‫اوه!

12:24.320 --> 12:28.190
‫چجوری ممکنه مدرسه‌ جواهری
‫مثل این رو تعطیل کنن؟

12:28.290 --> 12:31.670
‫- این یه فاجعه‌ست.
‫- آره، میدونم چی میگی.

12:31.670 --> 12:33.500
‫شروع نکن، داری اشکم رو در میاری.

12:33.540 --> 12:36.780
‫شهرتون، بچه‌... بچه‌ هاتون.

12:36.810 --> 12:40.250
‫این، این دلم رو میسوزونه.

12:40.280 --> 12:42.850
‫واقعاً تحت ‌تأثیر قرار گرفتم.

12:42.950 --> 12:45.260
‫سیگرید بیچاره، خیلی دل‌ نازکه.

12:45.290 --> 12:46.930
‫آخ، طفلکی بچه‌ ها.

12:48.730 --> 12:51.700
‫نمی‌بینی؟‌
‫اونا هم به اندازه‌مون به فکر این شهرن.

12:51.810 --> 12:54.480
‫وقتی کلاً سه ساعته که اینجان؟

12:54.480 --> 12:57.220
‫فکر میکردم اسکاندی ناویایی‌ ها
‫باید آدم ‌های توداری باشن.

12:57.320 --> 12:59.420
‫هیچ ‌وقت از اینجوری بودن خسته نمیشی؟

12:59.420 --> 13:02.090
‫- چجوری؟
‫- انقدر بدبین؟

13:02.190 --> 13:04.100
‫نمیدونم.
‫فکر کنم کلاً اخلاقم اینجوریه.

13:04.100 --> 13:06.430
‫خب، هیچ ‌وقت برای تغییر دیر نیست.

13:10.440 --> 13:11.940
‫اون باباته؟

13:12.710 --> 13:14.020
‫آره.

13:20.390 --> 13:26.340
‫یه زخم کوچیک روی سرش داشت،
‫ولی نگران نباش برات تمیزش کردم!

13:26.370 --> 13:32.820
‫اصلاً نمیفهمم چی بهت گفت،
‫ولی این کوفتی پسِ کله‌م خورد.

13:32.850 --> 13:34.390
‫انقدر محکم که نصف شد؟

13:34.420 --> 13:38.400
‫اوه نه، اون مال وقتی بود که روش
‫بالا و پایین پریدم ولی پوستم رو برید.

13:38.430 --> 13:42.510
‫یه قلمبه ‌ای باد کرده به بزرگیِ بار هاربر.

13:43.740 --> 13:46.610
‫فقط یه کمپرس سرد روش بذار، باشه؟

13:47.320 --> 13:48.480
‫بذار همونجا بمونه.

13:49.420 --> 13:52.660
‫لعنت به این دستگاه.
‫حریفم نمیشه.

13:52.690 --> 13:56.270
‫راستی، امشب به تالار لژیون برای شام
‫شهرهای خواهر خوانده میری؟

13:56.370 --> 13:57.970
‫مگه هنوز از اون آدم‌ ها سیر نشدیم؟

13:58.000 --> 13:59.610
‫- آه...
‫- جدی میگم.

13:59.640 --> 14:01.280
‫نه ازشون خوشم میاد،
‫نه بهشون اعتماد دارم.

14:01.310 --> 14:03.310
‫اصلاً چرا اونا پورت وِن رو انتخاب کردن؟

14:03.410 --> 14:10.530
‫چون جای قشنگیه با مردمی گرم و دلسوز،
‫به جز یه دکترِ بدبین و مردم‌ گریز.

14:10.630 --> 14:12.170
‫واقعاً فکر میکنی انقدر منفی ‌بافم؟

14:12.200 --> 14:17.040
‫افتضاحی ولی خبر خوب اینه که
‫هیچ ‌وقت برای تغییر یا تلاش دیر نیست.

14:17.140 --> 14:19.310
‫- اینجوری شنیدم.
‫- شریک ها.

14:19.350 --> 14:22.320
‫یه کلانتر جدید توی شهره.
‫حقیقت اینه که همچین جدید هم نیست.

14:22.420 --> 14:25.190
‫مارکه ولی میخواد با سارا حرف بزنه.

14:25.190 --> 14:26.530
‫- خب، بفرستش داخل.
‫- معذرت میخوام.

14:26.630 --> 14:28.600
‫بیمار بعدیته؟

14:28.600 --> 14:32.270
‫سلام سارا، پیامت رو گرفتم.
‫سراغ ثبت اظهاراتت بریم.

14:32.370 --> 14:37.650
‫اظهاراتم اینه هر کسی که بودی و داشتی
‫اون اسباب ‌بازی لعنتی رو میروندی...

14:37.680 --> 14:41.890
‫خوراکِ خرچنگ‌ ها میشی مگه اینکه
‫پیشم بیای و عذرخواهی کنی...

14:41.930 --> 14:44.700
‫به خاطر اینکه نزدیک بود من رو بکشی،
‫ای احمقِ نادون.

14:44.800 --> 14:48.300
‫بیشتر منظورم این بود که
‫چه ساعتی اتفاق افتاد؟

14:48.340 --> 14:51.510
‫- اوه، حدوداً ظهر بود.
‫- ظهر؟

14:51.540 --> 14:54.450
‫بی‌ شرف ‌ها، روزِ روشن؟

14:56.820 --> 14:58.860
‫خبری داری کی داشت
‫این رو هدایت میکرد؟

14:58.960 --> 15:03.270
‫اگه میدونستم الان اونا اینجا بودن
‫و نیاز به رسیدگی پزشکی داشتن.

15:03.370 --> 15:04.740
‫دی-اس-ای-ان.

15:04.770 --> 15:08.340
‫فکر کنم این فقط بخشی از یه کلمه باشه،
‫درست از جای شکستگی...

15:08.380 --> 15:10.950
‫ببخشید، کی تو رو واتسون کرد؟

15:13.450 --> 15:16.230
‫- و حالت چطوره، مارک؟
‫- خودت فکر میکنی حالم چطوره؟

15:16.260 --> 15:20.500
‫ما مهمون‌ هایی از نروژ داریم،
‫یکی از امن‌ ترین کشورهای دنیا...

15:20.600 --> 15:26.450
‫و من حتی نمیتونم از شهروندهامون
‫مقابل پهپادهای غیرقانونی محافظت کنم.

15:29.090 --> 15:32.590
‫مارک، همین الان موقع اشاره کردن
‫تعادلت رو از دست دادی؟

15:32.590 --> 15:35.830
‫نه، نمیدونم چی شد.

15:35.830 --> 15:37.970
‫این اواخر احساس سرگیجه داشتی؟

15:38.000 --> 15:41.110
‫آره، امروز صبح هم همین اتفاق افتاد.

15:41.210 --> 15:42.950
‫میدونی چیه؟
‫یه فرضیه جدید دارم.

15:43.880 --> 15:45.590
‫نه، اون نه.

15:45.620 --> 15:48.390
‫اوم، ممکنه سرگیجه داشته باشی.

15:48.390 --> 15:50.830
‫اوم، با علائمت همخونی داره.

15:50.860 --> 15:52.470
‫باید یه تست رومبرگِ سریع انجام بدیم.

15:52.500 --> 15:53.600
‫بهت که گفتم.

15:53.700 --> 15:55.000
‫من اصلاً مشروب نخوردم.

15:55.040 --> 15:57.540
‫آره ولی برای تشخیص سرگیجه هم،
‫ازش استفاده میشه.

15:57.540 --> 16:00.150
‫- یالا، پاهات رو جفت کن.
‫- بلدم چجوری انجامش بدم.

16:07.560 --> 16:10.500
‫الان داری تلو تلو میخوری، مارک.
‫پس ممکنه سرگیجه باشه.

16:10.540 --> 16:12.370
‫باید برای معاینات بیشتر همینجا بمونی.

16:12.410 --> 16:16.050
‫و میتونیم مانور دیکس هالپایک رو انجام بدیم
‫تا مجاری نیم‌ دایره‌ رو به حالت اول برگردونیم.

16:16.150 --> 16:18.420
‫مجاری نیم ‌دایره‌ مینونن منتظر بمونن!

16:18.450 --> 16:21.760
‫بیرون غوغائه.
‫و من اون مرزِ باریکِ نظم و قانونم.

16:21.760 --> 16:23.290
‫البته نه به اون باریکی که قبلاً بودم.

16:23.330 --> 16:25.530
‫خیلی ممنون که این رو به رخم کشیدی.

16:25.570 --> 16:30.610
‫ولی الان، بیشتر از هر زمان دیگه ‌ای،
‫پورت ‌ون به کلانترش نیاز داره.

16:30.640 --> 16:32.510
‫و اون کلانتر منم.

16:35.520 --> 16:36.790
‫باشه.

16:37.790 --> 16:39.730
‫فشار خونت طبیعیه.

16:39.830 --> 16:42.600
‫اضافه‌ وزنِ بی‌ دلیلت یکم نگران ‌کننده‌ست.

16:42.630 --> 16:44.040
‫بی ‌دلیل نیست.

16:44.070 --> 16:46.910
‫تازگی ‌ها خیلی گرسنه‌م میشه.

16:46.910 --> 16:49.780
‫اشتهات زیاد شده و گفتی
‫احساس خستگی داری؟

16:49.880 --> 16:51.920
‫- اوهوم.
‫- هنوز آنتی ‌بیوتیک میخوری...

16:51.920 --> 16:53.320
‫برای اون جراحت؟

16:53.320 --> 16:54.960
‫آخرین دونه‌ش رو امروز صبح خوردم.

16:55.060 --> 16:56.360
‫موقع مصرفشون الکل هم خوردی؟

16:56.460 --> 16:59.670
‫معلومه که نه.
‫اونقدرها عقلم میرسه.

17:00.700 --> 17:08.050
‫خیلی خب، همه چی تقریباً عادی به نظر میاد،
‫ولی با توجه به مجموعه‌ علائمت...

17:08.080 --> 17:12.190
‫باز هم میخوام احتمالِ پر کاری تیروئید،
‫عدم تعادل انسولین و کم ‌خونی رو رد کنم.

17:12.230 --> 17:16.100
‫میگم ایلین ازت خون بگیره و وقتی
‫جواب آزمایش ‌ها اومد بهت زنگ میزنم.

17:16.200 --> 17:18.340
‫ولی نه به هیچ دلیل دیگه‌ ای.

17:18.370 --> 17:21.110
‫فقط برای گپ زدن و این حرف ‌ها زنگ نزن.

17:21.210 --> 17:23.950
‫چون اون دوران دیگه تموم شده.

17:24.050 --> 17:26.720
‫- بد اخلاقی.
‫- بد اخلاقی.

17:28.830 --> 17:31.200
‫چی شده؟

17:32.800 --> 17:34.600
‫- مارتین؟ سلام.
‫- اوه.

17:34.700 --> 17:36.370
‫سلام، آره، بفرما تو.

17:36.370 --> 17:39.150
‫من... من فقط یه لحظه... ام...

17:39.250 --> 17:43.990
‫ببین، موضوع اینه که به عنوان
‫عضو موقتِ شورای شهر...

17:43.990 --> 17:48.260
‫باید به مراسم فرش قرمزِ
‫رولِ خرچنگ امشب بیای.

17:48.300 --> 17:50.970
‫ام، و فکر کنم آخرین کاری باشه
‫که دلت بخواد انجام بدی.

17:51.070 --> 17:58.250
‫و برای اینکه جالب‌ ترش کنیم جنیوا میخواد
‫همه پلیور بپوشیم و این یکی مال توئه.

18:02.260 --> 18:07.670
‫آره، باشه، ام، من بهش میگم که
‫سرت خیلی شلوغ بوده باشه؟

18:07.700 --> 18:11.340
‫راستش، میدونی،
‫میخواستم بهت بگم، ام...

18:11.380 --> 18:12.510
‫بله.

18:12.550 --> 18:14.450
‫اون شب که به سالتی بریز اومدم...

18:14.550 --> 18:16.020
‫- تا در موردِ...
‫- آره، در موردِ...

18:16.120 --> 18:18.760
‫اون، و... و گفتی که میخوای...

18:18.860 --> 18:20.730
‫- آره.
‫- آره ولی...

18:20.830 --> 18:24.870
‫خب، اگه هنوز برای داشتنِ...
‫یه بچه... جدی هستی...

18:26.340 --> 18:27.280
‫خب؟

18:27.310 --> 18:30.680
‫- من، خب...
‫- چی؟

18:30.720 --> 18:34.890
‫من متخصصی رو میشناسم که
‫فکر کنم بخوای باهاش صحبت کنی.

18:34.990 --> 18:38.500
‫اوه، خب، یه متخصص.

18:38.600 --> 18:39.670
‫- اوم...
‫- آره.

18:39.700 --> 18:41.910
‫بیماری هموکروماتوزت
‫و تجمع آهن توی بدنت...

18:42.010 --> 18:43.610
‫- میتونه روی باروری اثر بذاره.
‫- اوه.

18:43.710 --> 18:45.850
‫و این موضوع کنار سن و سالت، من...

18:45.950 --> 18:48.950
‫آره، خب، منظورت اینه که من خیلی خوب
‫برای این موضوع برنامه‌ ریزی کردم.

18:50.190 --> 18:52.760
‫خب، تو یه متخصص میشناسی؟

18:52.860 --> 18:56.170
‫آره، متخصص باروری، یکی از بهترین‌ هاست.
‫ولی مطبش توی بوستونه.

18:56.200 --> 19:01.440
‫اوه، من خوشحال میشم به بوستون برم
‫تا یکی از بهترین‌ ها رو ببینم...

19:01.440 --> 19:03.580
‫عالیه، خیلی خب، من...

19:03.580 --> 19:05.790
‫- بهش ایمیل میزنم، برای تو هم...
‫- باشه.

19:05.820 --> 19:08.020
‫اطلاعات تماسش رو میفرستم.

19:08.060 --> 19:09.390
‫- خب، ممنون، ممنون.
‫- آره.

19:09.490 --> 19:10.660
‫آره.

19:13.200 --> 19:15.040
‫لوئیزا.

19:15.070 --> 19:16.270
‫بله، مارتین؟

19:20.210 --> 19:24.490
‫وقتی تو و مارک با هم بودید هیچ ‌وقت
‫پیش اومد که به الکل یا مواد پناه ببره...

19:24.590 --> 19:26.560
‫موقعی که احساس استرس
‫یا افسردگی میکرد؟

19:26.560 --> 19:27.600
‫اصلاً، میدونی که.

19:27.630 --> 19:31.440
‫هر چند اگه راستش رو بخوای یادم نمیاد مارک
‫هیچ ‌وقت مضطرب یا افسرده بوده باشه.

19:31.470 --> 19:34.210
‫اون همیشه خیلی مثبت ‌گرا و شاد بود.

19:34.310 --> 19:38.420
‫باید بودن با کسی که همیشه
‫انقدر شاده لذت ‌بخش بوده باشه.

19:39.390 --> 19:40.960
‫در واقع، همینجوری بود.

19:43.390 --> 19:45.260
‫- اوه،
‫- ببخشید. دکتر...

19:45.360 --> 19:51.080
‫باید فوراً در مورد مراسم
‫امشب باهات صحبت کنم.

19:51.110 --> 19:52.710
‫قراره عالی بشه.

19:57.160 --> 20:00.430
‫ملین اثر کرد.
‫ولی دوباره تکرار شد.

20:00.530 --> 20:01.900
‫باز هم یه آدم کوچولو دفع کردم.

20:02.000 --> 20:03.200
‫داری شوخی میکنی دیگه.

20:03.230 --> 20:05.240
‫نکنه شروعش اینجوریه؟
‫اول کلیدهات رو گم میکنی...

20:05.270 --> 20:07.010
‫و بعد اسم‌ ها یادت نمیمونه.

20:07.040 --> 20:09.780
‫و بعد هم شروع میکنی توی
‫مدفوعت آدم ‌کوچولو ببینی.

20:09.780 --> 20:13.120
‫گرگ، میدونم اون تویی.

20:13.120 --> 20:14.290
‫حالت خوبه؟

20:14.390 --> 20:16.530
‫آره، البته، چرا خوب نباشم؟

20:16.530 --> 20:19.730
‫رنگت پرید و بیرون اومدی،
‫و حالا هم توی مطب دکتری...

20:19.830 --> 20:21.340
‫و نمیذاری داخل بیام.

20:24.140 --> 20:26.910
‫تعقیبت کردم.

20:26.950 --> 20:29.820
‫ببخشید عزیزم،
‫ولی رفتارت خیلی عجیب شده.

20:29.820 --> 20:32.560
‫چیزی هست که بهم نگفته باشی؟

20:32.590 --> 20:34.900
‫- نمیتونم بلند بگم.
‫- هوم.

20:34.930 --> 20:36.570
‫باید بهش بگی.

20:36.670 --> 20:40.270
‫هر چی که هست،
‫با هم از پسش بر میایم.

20:40.270 --> 20:43.350
‫دکتر، رک و پوست ‌کنده بهم بگو.

20:44.720 --> 20:46.650
‫گرگ فکر میکنه داره
‫آدم ‌کوچولو دفع میکنه.

20:46.750 --> 20:47.820
‫چی؟

20:47.920 --> 20:50.730
‫دو بار پیش اومده، و خیالاتی هم نشدم.

20:50.830 --> 20:56.910
‫ممکنه چیزی بلعیده باشی،
‫مثلاً سرباز اسباب ‌بازی یا...

20:57.010 --> 20:59.550
‫نه، من یادداشت روزانه غذا دارم.

20:59.580 --> 21:01.820
‫فکر کنم یادم میموند
‫بنویسم سرباز اسباب‌ بازی.

21:01.850 --> 21:04.420
‫تازه، لباس سربازها رو هم نپوشیده بودن.

21:06.460 --> 21:09.170
‫چند تا آدم ‌کوچولو دفع کردی؟

21:09.270 --> 21:14.310
‫دو تا، یکی پنج روز پیش
‫و یکی هم امروز.

21:14.340 --> 21:20.720
‫میدونم احمقانه به نظر میاد،
‫ولی میتونم صورت‌شون رو ببینم.

21:20.820 --> 21:25.130
‫چشم ‌های کوچیک‌شون که
‫به من و جورجی زل زدن.

21:25.160 --> 21:29.340
‫- حس میکنم میشناسمشون.
‫- وایسا، وا... وایسا ببینم.

21:29.370 --> 21:32.410
‫این دو تا آدم ‌کوچولو تاکسیدو تنشون بود؟

21:36.220 --> 21:36.950
‫گرگ، خیلی چندشه.

21:40.600 --> 21:42.630
‫- اوه!
‫- هان؟ گرگ، چجوری تونستی؟

21:42.670 --> 21:46.670
‫من این کار رو نکردم، همچین کاری نمیکنم.
‫ من حتی یادم رفته بود که توی فریزر داریمش.

21:46.710 --> 21:47.610
‫چی بود؟

21:47.710 --> 21:51.220
‫طبقه‌ بالای کیک عروسیمون.

21:51.250 --> 21:54.220
‫قرار بود توی اولین سالگردمون،
‫با هم بخوریمش.

21:54.320 --> 21:57.160
‫که هیچ ‌وقت نخوردیم چون
‫خب تو هم یادت رفته بود.

21:57.200 --> 21:59.630
‫ولی من بدون تو نخوردمش،
‫اون هم با مجسمه ‌های داماد.

21:59.730 --> 22:01.340
‫حتماً باید یه توضیح دیگه ‌ای داشته باشه.

22:01.370 --> 22:04.980
‫من مطلقاً هیچ خاطره‌ ای
‫از این موضوع ندارم.

22:05.010 --> 22:07.250
‫شاید توی خواب غذا میخوری.

22:07.350 --> 22:08.550
‫واقعاً همچین چیزی هست؟

22:08.650 --> 22:11.390
‫آره هست و میتونه خطرناک باشه.

22:11.420 --> 22:15.670
‫آدم ‌ها توی خواب گاهی از وسایل تیز استفاده میکنن،
‫یا چیزهای غیر خوراکی میخورن.

22:15.770 --> 22:18.610
‫عزیزم، توی تخت خرده ‌ریزه بوده.

22:18.640 --> 22:19.810
‫میخواستم ازت بپرسم.

22:19.910 --> 22:22.510
‫خیلی چندش ‌آور و خجالت ‌آوره.

22:22.610 --> 22:27.520
‫چجوری ممکنه از توی اتاق‌ خواب‌مون این‌
‫همه راه تا طبقه پایین برم و نه فقط کیک...

22:27.620 --> 22:31.560
‫بلکه مجسمه‌ های روی کیک رو هم بخورم
‫و توی تخت برگردم و هیچی هم یادم نیاد؟

22:31.660 --> 22:34.270
‫نه، میتونی یه دوربین بذاری تا ببینی
‫واقعاً همین اتفاق میفته یا نه.

22:34.270 --> 22:38.380
‫اوه، حتماً.
‫ بذار این خفت و خواری کاملاً تکمیل بشه.

22:38.410 --> 22:39.910
‫من اصلاً نمیدونستم شما
‫با هم ازدواج کردید.

22:40.010 --> 22:43.550
‫آره، هیچکس نمیدونست ولی دیگه لو رفتیم.

22:43.550 --> 22:47.860
‫آخه نمیخواستیم شلوغش کنیم،
‫برای همین پنج سال پیش به محضر رفتیم.

22:47.960 --> 22:51.270
‫ولی جورجی باز هم میخواست یه کیک
‫عروسی بزرگ و خوشگل درست کنه...

22:51.270 --> 22:53.270
‫حتی اگه فقط خودمون دو نفر بودیم.

22:53.310 --> 22:56.410
‫بعد از پنج سال هنوز خوشمزه بود؟

22:56.410 --> 22:58.420
‫تا وقتی جرم ثابت نشه، بی‌‌ گناهم.

22:58.520 --> 23:01.160
‫مدرکش توی دستشویی معلوم میشه.

23:02.960 --> 23:05.500
‫- خب، خوب بود.
‫- اوه، اون...

23:08.200 --> 23:11.080
‫به نظرتون راز موفقیت رابطه‌تون چیه؟

23:11.110 --> 23:14.950
‫اوه، جورج واقعاً هم‌ صحبت خوبیه.

23:14.980 --> 23:19.190
‫گرگ هم همینطور.
‫همیشه خنده به لبم میاره.

23:19.290 --> 23:22.570
‫و خیلی هم بانمکه.

23:22.600 --> 23:24.740
‫تنهاتون میذارم.

23:24.840 --> 23:27.110
‫و من گفتم اون آدم‌ کوچولوها
‫تاکسیدو تنشون بود؟

23:27.210 --> 23:30.720
‫آره، خب، علاوه بر خوردن طبقه بالای...

23:30.820 --> 23:35.630
‫کیک عروسی‌مون که ۵ سال توی فریزرمون بود،
‫مجسمه ‌های روی کیک رو هم خورد.

23:35.730 --> 23:38.060
‫انگار اینجوریه.
‫هنوز مدرکی ندیدیم.

23:38.100 --> 23:42.470
‫وایسید، شما دو تا پنج سال پیش
‫ازدواج کردید و به کسی نگفتید؟

23:42.510 --> 23:44.510
‫نمیخواستیم باعث ناراحتی کسی بشیم.

23:44.610 --> 23:46.180
‫ناراحتی؟
‫اون هم برای عروسیتون؟

23:46.280 --> 23:50.390
‫این موضوع ممکنه برای خیلی ها حساس باشه،
‫آدم هیچ ‌وقت نمیدونه.

23:50.490 --> 23:53.160
‫شما دو نفر ستون‌ های این شهرید.

23:53.160 --> 23:58.340
‫منظورم اینه که توی هر مراسم یا رسم و رسوم
‫مسخره ای اولین نفر پیش‌ قدم میشدید.

23:58.370 --> 24:00.210
‫منظورم اینه که به خودتون نگاه کنید،
‫خیلی مسخره شدید.

24:00.210 --> 24:01.340
‫- اشتباه میکنی.
‫- هی!

24:01.340 --> 24:04.620
‫من فقط... آخه چجوری میتونستید نگرانِ
‫پذیرفته نشدن، نگرانِ پذیرفته نشدن باشید؟

24:04.650 --> 24:09.590
‫میدونستیم احتمالاً مشکلی پیش نمیاد،
‫ولی چرا ریسک کنیم؟

24:09.630 --> 24:11.500
‫ام...

24:13.900 --> 24:17.040
‫- وقت رقص بیگده ‌دانسه!
‫- اوه.

24:17.040 --> 24:19.610
‫شنیدم که همتون حسابی تمرین کردید.

24:19.650 --> 24:26.890
‫ولی برای اونایی که تمرین نکردن،
‫این کار مثل آب خوردن ساده‌ست.

24:26.930 --> 24:29.500
‫قراره رقص ریل فرا فیورد هاون رو اجرا کنیم.

24:29.600 --> 24:35.410
‫ریل یه رقص محلی و سنتی نروژیه که
‫سه تا مرحله داره شامل دست زدن...

24:36.650 --> 24:40.090
‫بالا و پایین پریدن و تاختن.

24:40.120 --> 24:41.720
‫از همون پریدنش دیگه باهات نیستم.

24:44.830 --> 24:46.530
‫هیا!

24:50.410 --> 24:53.050
‫و حرکت.

24:53.080 --> 24:57.820
‫خب سارا، شنیدم مسئول خرچنگ های
‫خوشمزه ‌ای هستی که خوردیم.

24:57.920 --> 25:00.390
‫واقعاً همشون رو خودت صید کردی؟

25:00.430 --> 25:02.830
‫اوه، ممنون.
‫آره، کارِ مهمی نبود.

25:02.870 --> 25:05.270
‫فقط سه روزِ ۱۶ ساعته صیدِ خرچنگ بود.

25:05.300 --> 25:07.710
‫اوه، من عاشقِ زن ‌های سخت‌کوشم.

25:07.810 --> 25:09.780
‫توی نروژ، ما هم سرسخت بار اومدیم.

25:09.810 --> 25:11.450
‫ما تا ۹۰ سالگی ماهیگیری میکنیم.

25:11.550 --> 25:13.990
‫- اوه، خب.
‫- باعث افتخاره که باهات آشنا میشم.

25:14.090 --> 25:17.530
‫این رو به همه میگه.

25:17.560 --> 25:18.830
‫چِته؟

25:18.870 --> 25:21.200
‫نمیدونم فقط بهشون اعتماد ندارم.

25:21.300 --> 25:22.870
‫- به حساب غریزه بذارش.
‫- اوم...

25:22.970 --> 25:27.080
‫خب، دفعه‌ بعد که مهمون داشتیم،
‫چطوره ازشون بخوایم توی چشم‌مون تف کنن...

25:27.180 --> 25:28.320
‫و به ساق پامون لگد بزنن؟

25:28.420 --> 25:30.450
‫اینجوری خوشحال میشی، هان؟

25:30.490 --> 25:31.560
‫بهش فکر کن.

25:31.720 --> 25:36.230
‫میدونی که دوره‌ حضورت
‫توی شورا موقتیه؟

25:36.270 --> 25:41.500
‫بهت اطمینان میدم تنها کسی که بیشتر از تو
‫میخواد من از این شورای شهر برم خودمم.

25:47.290 --> 25:48.990
‫فردا صبح با اولین قطار به بوستون میرم...

25:49.030 --> 25:50.830
‫- تا با دکتر مونتگومری حرف بزنم.
‫- اوهوم.

25:50.860 --> 25:52.370
‫چی بهش گفتی که انقدر زود بهم وقت داد؟

25:52.470 --> 25:55.100
‫- هیچی.
‫- اوه، خب، ممنونم.

25:56.040 --> 25:59.580
‫- سلام!
‫- اوه، سلام، اوه، سلام!

26:03.490 --> 26:05.060
‫امشب مگه چقدر مشروب خوردی؟

26:05.160 --> 26:08.300
‫فقط یه جرعه آکوآویت.
‫اونا رول‌ های خرچنگ‌مون رو تست کردن...

26:08.330 --> 26:10.870
‫ما هم آکوآویت اونا رو.
‫یه جور تبادل فرهنگیه.

26:10.900 --> 26:12.340
‫بوی الکل رو توی نفست حس میکنم.

26:12.440 --> 26:13.880
‫چی، یعنی الان داری بهم میگی دروغگو؟

26:13.910 --> 26:18.020
‫فقط نگرانتم، چرا نمیری یه ذره آب بخوری؟
‫مواظب باش.

26:18.120 --> 26:19.890
‫بیا بگیم یه نفر به خونه برسونتت.

26:19.990 --> 26:22.090
‫برای بار آخر میگم.
‫حالم خوبه، باشه؟

26:22.090 --> 26:24.460
‫فقط... فقط...

26:34.550 --> 26:37.790
‫- اوضاع خوبه؟
‫- عالیه.

26:37.890 --> 26:40.160
‫کاملاً موافقم.
‫فکر کنم عالی پیش میره.

26:40.190 --> 26:44.370
‫فکر کنم اونا دارن از وسط
‫دست‌مون غذا میخورن.

26:44.370 --> 26:46.270
‫اینجوری میگن؟

26:48.480 --> 26:51.050
‫مارک؟ ‫مارک؟

26:51.150 --> 26:54.090
‫هو!

26:56.800 --> 26:58.000
‫- خوبی؟
‫- آره.

27:01.770 --> 27:04.580
‫واقعاً معذرت میخوام!
‫خیلی متاسفم، حالتون خوبه؟

27:04.680 --> 27:06.350
‫مارک، همین الان باید تست الکل بدی.

27:06.380 --> 27:09.420
‫چه مرگت شده؟
‫نزدیک بود ما رو به کشتن بدی.

27:16.300 --> 27:18.940
‫اوه، واقعاً مستم.

27:18.970 --> 27:22.040
‫منظورم اینه که طبق این دستگاه،
‫ولی این نمیتونه درست باشه.

27:22.080 --> 27:27.220
‫- چی نشون میده؟
‫- ۰.۱۶، در حالی که ۰.۰۸ حد قانونیه.

27:27.220 --> 27:30.260
‫ولی من فقط همون یه جرعه
‫آکواویت رو خوردم.

27:30.290 --> 27:31.430
‫شکمم هم کاملاً پر بود.

27:31.530 --> 27:35.200
‫سه تا ساندویچ خرچنگ خوردم
‫و یه عالمه از اون چیز نروژی‌ ها...

27:35.240 --> 27:38.840
‫همون کانلبولرها،
‫شیرینی ‌های نروژی که خوردم.

27:38.880 --> 27:41.250
‫دارم راستش رو میگم.
‫من مست نیستم.

27:41.280 --> 27:45.730
‫این دقیقاً همون چیزیه که مست ‌ها
‫وقتی جلوشون رو میگیرم میگن.

27:45.830 --> 27:51.900
‫انکار میکنن، بحث میکنن و التماس میکنن،
‫و من باز هم مجبورم براشون جریمه بنویسم.

27:55.850 --> 28:01.190
‫نشانم رو بگیر، کلیدهام رو بگیر.
‫من رو بگیر.

28:06.270 --> 28:09.240
‫مارک، واقعاً فکر نمیکنم
‫نیازی به این کار باشه.

28:09.340 --> 28:12.240
‫قانون، قانونه.

28:12.340 --> 28:14.020
‫با اینکه من مست نیستم.

28:14.050 --> 28:15.850
‫باید حرفم رو باور کنی، دکتر.

28:15.890 --> 28:18.890
‫دلم میخواد ولی همین الان
‫توی تست الکل سنج رد شدی.

28:18.890 --> 28:23.740
‫بوی تند الکل میدادی
‫و نزدیک بود ما رو زیر بگیری.

28:23.740 --> 28:26.840
‫مارک، اگه چیزی خوردی میتونی بهم بگی.

28:26.870 --> 28:32.150
‫شاید اونقدر زیاد میخورم که
‫حتی یادم نمیاد خورده باشم.

28:32.250 --> 28:34.890
‫دو ماه خیلی سختی رو پشت سر گذاشتم.

28:34.920 --> 28:41.940
‫میدونی، مثلاً به هم خوردن نامزدی،
‫ماجرای اون میله، کلامیدیا...

28:42.040 --> 28:45.440
‫و از همه بدتر،
‫صمیمی‌ ترین رفیقم بهم خیانت کرد.

28:45.440 --> 28:47.650
‫اوه بیخیال اون میله
‫باید اولویت اول باشه.

28:47.650 --> 28:50.090
‫هی رفیق، اینا رو بگیر.

28:50.190 --> 28:52.390
‫تقصیر منه، بد پرتاب کردم.

28:52.390 --> 28:53.890
‫این رو هم به لیست اضافه کن.

28:53.930 --> 28:58.370
‫فقط بذار صبح بیرون برم،
‫وقتی که فرصت داشتم بخوابم تا بپره.

28:58.470 --> 28:59.810
‫و به کاری که کردم فکر کنم.

28:59.910 --> 29:00.910
‫مارک، این مسخره‌ست.

29:00.940 --> 29:02.210
‫بذار به خونه برسونمت.

29:02.310 --> 29:06.290
‫نه رفیق، راه نداره.
‫من توی هلفدونی میخوابم.

29:06.320 --> 29:10.030
‫حتی فکر فراری دادنم از اینجا رو هم نکن.

29:10.060 --> 29:11.960
‫خیلی خب، باشه.

29:12.060 --> 29:15.470
‫ولی کلیدهای سلول رو همینجا برات میذارم.

29:15.570 --> 29:23.320
‫باشه، راحت باش ولی نمیذارم خودم ازشون
‫استفاده کنم چون این بهترین نمایشم نیست.

29:24.460 --> 29:25.960
‫مارتین.

29:26.060 --> 29:28.870
‫مارتین، قبل از اینکه بری...

29:34.440 --> 29:37.920
‫میشه اون جعبه‌ دونات رو
‫از لای میله‌ ها بهم بدی؟

29:41.090 --> 29:43.930
‫دکتر مونتگومری ممنون که
‫من رو توی برنامه‌ت جا دادی.

29:43.960 --> 29:46.370
‫خواهش میکنم، خب، راستش،
‫اونقدر هم بی ‌دردسر نبود.

29:46.400 --> 29:48.670
‫مجبور شدم کلی از کارهام رو جابجا کنم.

29:48.700 --> 29:50.980
‫واقعاً مارتین بست‌ تو رو معرفی کرده؟

29:51.080 --> 29:52.750
‫آره، چیز عجیبیه؟

29:52.850 --> 29:55.120
‫با توجه به اینکه چقدر یهویی
‫بوستون رو ترک کرد آره.

29:55.150 --> 29:57.320
‫و اون پزشکِ خانواده‌ته؟

29:57.350 --> 29:58.590
‫آره، اوم...

29:58.620 --> 30:01.000
‫- و لابد یه دوست.
‫- که اینطور.

30:01.100 --> 30:02.730
‫اون یه پزشک محلی توی پورت ونه.

30:02.770 --> 30:06.440
‫- ببخشید، پورتِ چی؟
‫- پورت ونِ ایالت مِین.

30:06.540 --> 30:09.710
‫آهان، جایی که بچگی ‌هاش
‫تابستون‌ ها رو میگذروند.

30:09.750 --> 30:11.850
‫اوم، چجوری مارتین رو میشناسی؟

30:11.880 --> 30:13.950
‫ما قبلاً با هم بودیم.

30:13.990 --> 30:16.260
‫اوه.

30:16.260 --> 30:21.270
‫واقعاً خوب شد که پیشم اومدی،
‫چون پنجره‌ باروریت داره بسته میشه.

30:21.270 --> 30:26.880
‫ولی یعنی فقط در حد یه لایِ بازه،
‫یا هنوز میشه نسیمی رو حس کرد؟

30:26.910 --> 30:29.080
‫بامزه‌ ای.

30:30.320 --> 30:33.390
‫خب، همونجوری که می‌بینی
‫توی سونوگرافی مشخصه که...

30:33.430 --> 30:37.740
‫تعداد فولیکول‌ های آنترالت پایینه،
‫که نشون ‌دهنده‌ کاهش ذخیره‌ تخمدانه.

30:37.770 --> 30:40.170
‫این برای زن ‌های همسنم طبیعیه؟

30:40.270 --> 30:45.080
‫کاهش‌ یافته یعنی توی مقایسه
‫با زن ‌های همسنت کمه.

30:45.180 --> 30:45.990
‫عالیه.

30:46.020 --> 30:51.030
‫خب، اگه جواب آزمایش خونت بیاد
‫و نشون بده که سطح FSH بالاست...

30:51.030 --> 30:53.130
‫آی‌ وی ‌اف بهترین گزینه‌ست.

30:53.170 --> 30:54.400
‫پارتنرت با آی‌ وی ‌اف موافقه؟

30:54.440 --> 31:00.310
‫راستش، در حال حاضر پارتنری ندارم،
‫ظاهراً برای همین هم بیش از حد منتظر موندم.

31:00.310 --> 31:03.790
‫خب، سحرخیز باش تا اسپرم نصیبت بشه.

31:03.890 --> 31:05.730
‫- شوخی میکنم، نه، شوخی نمیکنم.
‫- اوه.

31:05.760 --> 31:09.230
‫وقتی جواب‌ ها بیاد،
‫همه چی قطعی ‌تر مشخص میشه.

31:09.330 --> 31:12.270
‫راستی، این مارتین، هنوز مجرده؟

31:12.370 --> 31:13.540
‫فکر کنم.

31:13.640 --> 31:14.680
‫- فکر کنم.
‫- اوهوم.

31:14.780 --> 31:17.280
‫اوم، چجوری با هم آشنا شدید؟

31:17.380 --> 31:18.320
‫- دانشکده پزشکی.
‫- اوه!

31:18.350 --> 31:20.290
‫- توی دانشکده با هم بودید؟
‫- آره.

31:20.320 --> 31:22.090
‫و بعدش هم تا چند سال.

31:22.190 --> 31:23.630
‫- چند سال، خب.
‫- ولی ما با...

31:23.730 --> 31:27.470
‫کارمون ازدواج کرده بودیم و فکر کنم
‫هیچ‌ وقت نتونست من رو فراموش کنه.

31:27.470 --> 31:30.780
‫- معلومه.
‫- آره، معلومه.

31:32.340 --> 31:33.820
‫پس دیگه باید شلوارم رو بپوشم.

31:33.850 --> 31:34.850
‫خیلی خب.

31:34.880 --> 31:38.420
‫خب، برای نتایج آزمایش
‫باهات تماس میگیرم.

31:38.520 --> 31:39.360
‫- باشه.
‫- باشه؟

31:39.360 --> 31:42.900
‫و لطفاً به مارتی از طرفم سلام برسون.

31:43.400 --> 31:44.540
‫حتماً.

31:46.440 --> 31:48.310
‫اوه، اومد.

31:48.410 --> 31:49.980
‫حالم از خودم به هم میخوره.

31:51.080 --> 31:54.290
‫من یه نئاندرتالِ لجنم که
‫توی خواب غذا میخورم.

31:54.390 --> 31:55.830
‫چجوری جلوش رو بگیرم؟

31:55.830 --> 31:59.830
‫خب، سؤال اینجاست که چرا اصلاً
‫شروع شد و چرا کیک عروسی؟

31:59.930 --> 32:03.370
‫خب، راستش تازگی ‌ها
‫۵ سال از ازدواجمون گذشت.

32:03.470 --> 32:07.980
‫و فکر کنم همیشه عذاب ‌وجدان داشتم
‫چون ازدواجمون رو مخفی کردیم.

32:07.980 --> 32:10.720
‫جورج به مامان و باباش گفت،
‫ولی من حتی این کار رو هم نکردم.

32:10.820 --> 32:12.260
‫- اممم.
‫- خب، شاید علتش همینه.

32:12.290 --> 32:15.500
‫حالا، گفتار درمانی میتونه کمک کنه.
‫ممکنه حالا که بقیه هم میدونن یکم آروم ‌تر بشی.

32:15.530 --> 32:19.240
‫فقط مطمئن بشو که شب ‌ها به ‌اندازه
‫غذا میخوری تا گرسنه نشی، باشه؟

32:19.340 --> 32:23.410
‫و توی بدترین حالت بعضی‌ ها
‫به درِ یخچالشون قفل میزنن.

32:23.450 --> 32:25.120
‫متأسفم، جورجی.

32:25.150 --> 32:27.520
‫تو برای این شرایط نیومده بودی.
‫من مایه‌ خجالتم.

32:27.620 --> 32:31.460
‫گوش کن، من برای توی
‫بیماری و سلامت بله گفتم.

32:31.500 --> 32:33.500
‫و عزیزم، این واقعاً یه بیماریه.

32:33.600 --> 32:35.470
‫وایسا، انگار هنوز ادامه داره.

32:35.470 --> 32:37.140
‫وایسا، این که تو نیستی.

32:37.140 --> 32:39.010
‫- اوه.
‫- این لودویگه.

32:39.010 --> 32:41.880
‫دوست نروژیمون توی
‫آشپزخونه‌ت چیکار میکنه...

32:41.880 --> 32:45.290
‫- اون هم ساعت ۳ صبح؟
‫- شب‌ خورها از همراه داشتن خوششون میاد.

32:45.290 --> 32:47.330
‫چرا توی اون یخچالِ بزرگ؟

32:47.430 --> 32:50.500
‫اوه، آره، چون ناراحت بود که
‫ما یخچال کوچیک نداریم...

32:50.540 --> 32:51.870
‫و باید داروهای سیگرید رو یه جا میذاشت.

32:51.970 --> 32:53.410
‫برای همین بهش گفتم میتونه
‫از مال ما استفاده کنه.

32:53.510 --> 32:55.280
‫سیگرید بهم گفت که
‫به دارو اعتقادی نداره.

32:55.310 --> 32:56.880
‫این هم یه دلیل دیگه برای
‫اینکه ازش خوشت نیاد.

32:56.910 --> 32:58.720
‫- اوه.
‫- چجوری میتونی از سیگی خوشت نیاد؟

32:58.820 --> 33:02.160
‫- ما که کشته ‌مرده‌شیم.
‫- اون مثل باربیِ اسکاندیناویه...

33:02.190 --> 33:04.700
‫که از کِنِ اسکاندیناوی بارداره.

33:04.800 --> 33:07.540
‫زیادی جدی نگرفتید؟
‫ببینید یه لحظه هم وقت نداشتم.

33:07.570 --> 33:12.750
‫شنیدم سیگی داشت با لودویگ
‫عالی انگلیسی حرف میزد.

33:12.780 --> 33:19.230
‫اوهوم، آره، اصلاً خبری از این نبود که،
‫به همین سادگی، مثل آب خوردن.

33:19.330 --> 33:21.430
‫- فکر کردی اونقدر بد بود؟
‫- لهجه‌‌ت افتضاح بود.

33:21.530 --> 33:22.700
‫- باشه.
‫- ولش کنید.

33:22.730 --> 33:24.840
‫چرا دارن وانمود میکنن که
‫انگلیسیشون زیاد خوب نیست؟

33:24.870 --> 33:28.040
‫شاید این روششونه که
‫کمتر ترسناک به نظر بیان.

33:28.140 --> 33:31.020
‫چون از هر نظر جذاب و بی ‌نقص هستن.

33:32.320 --> 33:34.420
‫- الان داره بیرون میاد.
‫- ای کاش.

33:36.030 --> 33:37.530
‫باید ببینم توی انباریتون چی داری.

33:42.970 --> 33:47.210
‫خب، اینجا هیچ دارویی نمی‌بینم،
‫فقط یه ماست نروژیه.

33:47.210 --> 33:48.950
‫پس دیدی لودویگ دروغگوئه؟

33:48.980 --> 33:50.490
‫یا شاید هم فقط ماست دوست داره.

33:50.490 --> 33:52.120
‫حالا بدگویی از مهمون هامون تموم شد؟

33:52.220 --> 33:54.060
‫چون باید به سر کار بریم.

34:01.610 --> 34:03.210
‫احساس میکنم این نقض حریم خصوصیه.

34:03.210 --> 34:06.690
‫- اینجا آشپزخونه‌ خودته.
‫- شاید اونا داروهاش باشن.

34:06.690 --> 34:07.760
‫اینا دارو نیستن.

34:07.790 --> 34:11.830
‫اینا نمونه‌ های آب هستن که
‫روشون تاریخ و زمان خورده.

34:11.830 --> 34:13.370
‫چرا باید به نمونه‌ های آب نیاز داشته باشه؟

34:13.400 --> 34:15.540
‫- اون معلم علومه.
‫- خودش که اینجوری میگه.

34:15.640 --> 34:17.980
‫خیلی خب، دکتر، دیگه کافیه.

34:18.010 --> 34:20.350
‫انقدر بدبین نباش.
‫آدم‌ های نازنینی هستن.

34:20.380 --> 34:23.290
‫جدی، چرا همیشه بدترین فکر رو میکنی؟

34:23.390 --> 34:28.130
‫البته، آدم‌ های بد وجود دارن،
‫ولی دنیا پر از آدم ‌های خوب، مهربون...

34:28.230 --> 34:30.470
‫بخشنده و بزرگه.

34:30.500 --> 34:32.770
‫چرا باورش برات انقدر سخته؟

34:32.770 --> 34:34.980
‫چون نمیدونم.
‫تجربه‌‌م این نبوده.

34:35.010 --> 34:38.120
‫خب، هیچ‌ وقت برای تغییر دیر نیست.

34:38.150 --> 34:39.480
‫این شعارِ شهره؟

34:39.520 --> 34:41.120
‫تو سومین نفری که امروز...

34:41.120 --> 34:43.260
‫اوه، نتایج آزمایشگاه کلانتر مارک.

34:43.260 --> 34:44.530
‫من باید برم مارک رو ببینم.

34:44.560 --> 34:48.170
‫خب، شاید اون بتونه توی حلِ پرونده‌
‫اون ماستِ مشکوک بهت کمک کنه.

34:48.270 --> 34:49.410
‫سر جای اولش بذارش.

34:49.440 --> 34:50.870
‫- اون نمیدونه.
‫- گرگ، گرگ، گرگ.

34:50.870 --> 34:52.180
‫به خدا قسم.

34:55.250 --> 34:56.620
‫مارک.

35:05.270 --> 35:08.310
‫اوه، تو... تو، چی؟
‫اینجا چیکار میکنی؟

35:08.410 --> 35:09.850
‫- دنبال مارکم.
‫- منم همینطور.

35:09.950 --> 35:12.250
‫شنیدم دیشب اینجا خوابیده
‫و میخواستم ببینم...

35:12.280 --> 35:13.690
‫- حالش خوبه یا نه.
‫- نیست.

35:13.720 --> 35:16.730
‫نتایج آزمایش دیروز صبحش رو گرفتم.

35:16.830 --> 35:20.430
‫سطح الکل خونش همون موقع هم خیلی بالا بوده،
.و باید توی بیمارستان زیر سِرُم باشه

35:20.430 --> 35:21.570
‫اصلاً نمیدونم کجاست.

35:21.670 --> 35:24.270
‫خب، اوم، ماشینش که هنوز اینجاست.

35:24.310 --> 35:25.980
‫نباید زیاد دور شده باشه.
‫بذار، میدونی...

35:25.980 --> 35:28.780
‫جواب تلفنش رو نمیده،
‫بذار دوباره امتحان کنم.

35:41.040 --> 35:42.550
‫مارک!

35:42.580 --> 35:44.650
‫سَلی هم ازش خبری نداره.

35:45.720 --> 35:48.420
‫مارک، جای دیگه‌ ای هست
‫که مارک قبلاً میرفته...

35:48.460 --> 35:52.570
‫- وقتی حالش بد بوده؟
‫- اوم...

35:52.600 --> 35:55.070
‫یه جا هست.

35:55.100 --> 35:57.680
‫آره، درسته.

36:00.110 --> 36:01.450
‫- مارک!
‫- بالاخره.

36:01.480 --> 36:02.950
‫- وای، خدای من.
‫- عالی شد.

36:02.950 --> 36:05.360
‫آخرین کسایی که دلم میخواست ببینم.

36:05.360 --> 36:08.630
‫همینجوریش هم سال افتضاحی داشتم،
‫و حالا الکلی هم شدم.

36:08.630 --> 36:09.930
‫مارک، اونجا اصلاً امن به نظر نمیاد.

36:10.030 --> 36:11.370
‫- خواهش میکنم پایین بیا.
‫- لطفاً.

36:11.470 --> 36:13.940
‫نه، باید خودتون بالا بیاید.

36:14.640 --> 36:16.080
‫اوه، اوه...

36:18.620 --> 36:21.790
‫- خیلی خب، من نگه میدارم، نگه میدارم.
‫- باشه.

36:21.820 --> 36:23.860
‫آره.

36:23.890 --> 36:27.070
‫ببین مارک، من احتمالاً
‫بهتر از هر کی میشناسمت...

36:27.100 --> 36:32.710
‫و واقعاً، واقعاً فکر نمیکنم
‫که تو یه الکلی باشی.

36:32.750 --> 36:34.310
‫منم موافقم، مارک.

36:35.520 --> 36:40.660
‫ولی باید کلی میخوردی تا سطح
‫الکل خونت به اون حد برسه...

36:40.690 --> 36:43.830
‫- باید الان حالت خیلی بد می‌بود.
‫- آره.

36:43.940 --> 36:48.380
‫تراپیستم پرسید به ‌جای نوشیدنِ احساساتم،
‫اونا رو خوردم یا نه.

36:48.380 --> 36:54.120
‫تنها چیزی که عجیب بوده
‫حجم غذاییه که اون میخوره.

36:54.220 --> 36:57.530
‫منظورم اینه که خیلی
‫بیشتر از حد معمول بوده.

36:57.530 --> 36:59.600
‫خب، من احساسات زیادی دارم.

37:08.420 --> 37:09.720
‫سندرم خود تخمیری.

37:09.820 --> 37:12.890
‫نه، این کلمه‌ رمز نیست.

37:13.990 --> 37:18.370
‫بیماریت همینه، قند،
کربوهیدرات، درسته؟

37:18.400 --> 37:21.910
‫به اضافه‌ آنتی‌ بیوتیک ‌ها
‫و اون جراحت معده.

37:22.010 --> 37:26.690
‫روده‌ت داره مخمر رو تخمیر میکنه،
و معده‌ت ‫عملاً یه کارخونه‌ آبجوسازی راه انداخته.

37:26.790 --> 37:30.860
‫پس واقعاً توی بدنت الکل داری که باعث میشه
‫مثل یه آدمِ مستِ خطرناک رفتار کنی...

37:30.960 --> 37:34.970
‫چون داری تولیدش میکنی،
‫نه اینکه بخوریش.

37:35.000 --> 37:37.810
‫وایسا، پس من الکلی نیستم،
‫فقط یه کارخونه‌ آبجوسازی ام.

37:37.840 --> 37:40.280
‫- اوهوم.
‫- شنیدی چی گفت، لوئیزا؟

37:40.310 --> 37:42.320
‫شنیدم، شنیدم، ایول!

37:42.420 --> 37:44.760
‫آه!

37:44.860 --> 37:47.600
‫اوه، میشه لطفاً هر دوتون
‫الان پایین بیاید لطفاً؟

37:50.070 --> 37:52.570
‫- اوه، اومدید؟ آره.
‫- مواظب باش.

37:52.610 --> 37:54.440
‫شما دو تا واقعاً به فکرمید.

37:54.470 --> 37:55.710
‫آره، معلومه که هستیم، مارک.

37:55.810 --> 37:57.780
‫به‌ خاطرم از یه خونه ‌درختی بالا رفتی.

37:57.880 --> 37:59.790
‫رفتم ولی اصلاً بهم خوش نگذشت.

37:59.820 --> 38:01.190
‫دوست‌تون دارم.

38:01.220 --> 38:03.360
‫هر دوتون رو، به‌ عنوان دوست.

38:03.460 --> 38:05.060
‫- نه چیزی بیشتر.
‫- خب، آره.

38:06.330 --> 38:08.600
‫اوه، چه باحال!

38:08.600 --> 38:10.740
‫نه، باحال نیست، غیرقانونیه.

38:10.840 --> 38:14.080
‫باید به پلیس خبر بدیم.
‫وایسا، من که خودم پلیسم.

38:16.450 --> 38:18.190
‫وایسا، اون لودویگه؟

38:24.070 --> 38:28.010
‫ممنونم ایلین که آشغال ‌ها رو بیرون نمیریزی،
‫اون هم وقتی که ازت میخوام.

38:28.110 --> 38:31.150
‫باره هیگِلی.
‫یعنی قابلی نداره به نروژی.

38:31.150 --> 38:33.920
‫آل، فکر میکنی بتونی فیلم‌ های
‫این پهپاد رو استخراج کنی؟

38:34.760 --> 38:37.800
‫- شاید.
‫- سلام دکتر وست، حدس بزن چی شده؟

38:37.900 --> 38:41.770
‫من برای کوپرنیک یه ظرف
‫آب و غذا سفارش دادم...

38:41.770 --> 38:44.170
‫که اسمش روشونه.
‫هفته دیگه میرسن.

38:44.210 --> 38:50.120
‫عالیه، گوش کن پیتر،
‫تو نباید به بقیه بگی که من باباتم.

38:50.150 --> 38:52.690
‫- چرا نگم؟
‫- چون حقیقت نداره.

38:52.790 --> 38:55.000
‫ولی اگه دلم بخواد که
‫حقیقت داشته باشه چی؟

38:56.570 --> 38:58.240
‫چرا دلت میخواد من بابات باشم؟

38:58.340 --> 39:01.980
‫بدجنسی، مهربونی، و بهت اعتماد دارم.

39:02.010 --> 39:05.880
‫اوه، خب، تو تنها کسی هستی
‫که فکر نمیکنه باید عوض بشم.

39:05.980 --> 39:08.020
‫تو؟ ‫عمراً.

39:08.120 --> 39:09.830
‫اونجوری دیگه خودت نیستی.

39:12.500 --> 39:16.010
‫- ردیف شد دکتر.
‫- تونستی.

39:16.010 --> 39:17.580
‫وارد سیستم پهپاد شدی؟

39:17.680 --> 39:20.110
‫آره. با استفاده از کابل یو ‌اس‌ بی.

39:21.380 --> 39:24.420
‫چرا داره از خط ساحلی فیلم میگیره؟

39:24.450 --> 39:26.390
‫چون قشنگه؟

39:26.430 --> 39:27.900
‫وای.

39:28.960 --> 39:31.770
‫الان زیر آب رفت؟
‫خیلی عجیبه.

39:31.800 --> 39:34.810
‫عجیبه ولی چرا توی پورت ون
‫از زیر آب فیلم میگیره؟

39:34.840 --> 39:37.150
‫اینجا که به صخره‌ های
‫مرجانیش معروف نیست.

39:38.850 --> 39:42.160
‫مگه اینکه به همون دلیلی باشه که
‫میخواستن آب رو آزمایش کنی.

39:43.690 --> 39:47.070
‫اموال صنایع هاواردسن.

39:48.200 --> 39:51.080
‫ال، صنایع هاواردسن رو توی گوگل سرچ کن.

39:51.180 --> 39:56.950
‫- هـ-ا-و-ا-ر...
‫- د-س-ن.

40:01.230 --> 40:04.670
‫صنایع هاواردسن یکی از بزرگ ترین
‫غول ‌های صنایع دریایی جهانه...

40:04.700 --> 40:07.710
‫که درآمد سالانه‌ش تقریباً ۷.۵ میلیارد دلاره...

40:07.810 --> 40:10.980
‫و توی غذاهای دریایی منجمد،
‫کنسروی و تازه تخصص داره.

40:10.980 --> 40:16.860
‫توی نروژه و متعلق به بیورن هاواردسنه،
‫که دخترش سیگرید آماده‌ست...

40:16.960 --> 40:18.760
‫تا طی پنج سال آینده مدیریت
‫شرکت رو به عهده بگیره.

40:18.860 --> 40:20.900
‫بیست دلار شرط می‌بندم این
‫همون سیگریدِ خودمونه.

40:25.750 --> 40:27.510
‫معلومه که اون هم توی
‫این ماجرا دست داره.

40:27.620 --> 40:28.850
‫توی چه ماجرایی؟

40:28.880 --> 40:31.620
‫هنوز معلوم نیست ولی اصلاً خوب نیست.

40:31.720 --> 40:35.200
‫وایسا دکتر، این شهرِ خواهر خوانده‌مه.

40:35.230 --> 40:36.500
‫من قبلاً یه خواهرم رو از دست دادم.

40:36.500 --> 40:38.200
‫این حرف‌ ها واقعاً آزار دهنده‌ست.

40:46.220 --> 40:48.720
‫اوه.

40:48.760 --> 40:50.360
‫لودویگ و سیگرید کجان؟

40:50.390 --> 40:52.360
‫با گلندون به گشت‌ و گذار رفتن.

40:52.460 --> 40:55.770
‫چرا، باز میخوای دردسر درست کنی؟

40:55.870 --> 40:58.010
‫با اون آدم‌ های محترم بد رفتاری نکن.

40:58.040 --> 41:01.280
‫- آدم محترم؟ زِکی!
‫- خیلی خب مارتین، بس کن.

41:01.380 --> 41:03.350
‫در ضمن عمه سارا، لودویگ بود...

41:03.390 --> 41:05.820
‫- که با پهپاد بهت زد.
‫- اوه، وای!

41:05.930 --> 41:08.030
‫- حالا دیگه عصبانی ام.
‫- آره و...

41:08.060 --> 41:10.100
‫اصلاً اونا با گلندون چیکار دارن؟

41:13.170 --> 41:17.610
‫اوه، پس داشتید گشت میزدید، مگه نه؟
‫لابد اطراف بندر؟

41:17.650 --> 41:20.750
‫آره، ببخشید، اوه.
‫میخواستی باهامون بیای؟

41:20.790 --> 41:24.390
‫نه، میخوام مردمِ پورت ون بدونن
‫حقیقت در مورد مهمون ‌هامون چیه.

41:24.390 --> 41:26.930
‫چی؟
‫اینکه آدم ‌های نازنینی هستن؟

41:27.030 --> 41:30.810
‫نه، اینکه خانواده‌ سیگرید صاحب
‫یه کنسرسیوم بزرگ محصولات دریایی ‌هستن...

41:30.910 --> 41:33.710
‫و لودویگ داشته اینجا
‫خلیجمون رو بررسی میکرده.

41:33.810 --> 41:39.290
‫الآن به عنوان عضو موقت شورای شهر،
‫میخوام دلیل واقعیِ اومدنتون رو بدونم.

41:42.300 --> 41:47.670
‫یه مزرعه نوردیک پرورش سالمون توی دریا،
‫یکی از بزرگ‌ ترین‌ ها توی سواحل شرقی.

41:47.780 --> 41:52.080
‫ما طرح ‌هامون رو به شهر ارائه میدیم،
و معتقدیم ‫همگی قراره از این پیشنهاد خیلی راضی بشید.

41:52.080 --> 41:54.960
‫- مزرعه پرورش سالمون؟
‫- توی خلیج قشنگ‌مون؟

41:54.960 --> 41:59.100
‫شاید منظره رو خراب کنه،
‫ولی برای همتون خیلی سودآوره.

41:59.100 --> 42:01.400
‫حتی ممکنه باعث رونق گردشگری بشه.

42:01.440 --> 42:03.570
‫- بچه ‌ها عاشق مزارع سالمونن.
‫- اِمم.

42:03.610 --> 42:06.580
‫ولی هنوز هم میخواید
خواهر ‫خوانده‌مون باشید، درسته؟

42:06.610 --> 42:08.880
‫اونا هیچ‌ وقت نمیخواستن که
‫خواهر خوانده‌مون باشن، مگه نه؟

42:08.980 --> 42:11.020
‫ما میخواستیم شریک تجاری‌تون باشیم.

42:11.120 --> 42:13.760
‫- این خیلی پرمعناتره.
‫- واقعاً؟

42:13.860 --> 42:17.740
‫درک این حرف ‌ها برام سخته،
‫چون پهپادت توی سرم خورد.

42:17.840 --> 42:20.440
‫و تو تمام این مدت از این موضوع
‫خبر داشتی مگه نه، گلندن؟

42:20.540 --> 42:24.550
‫میدونستم مردم این شهر برای ملاقات با هیئت
‫شهر خواهر خوانده خیلی مشتاق‌ تر هستن...

42:24.580 --> 42:27.820
‫تا یه سرمایه‌ گذار و سازنده‌ احتمالی،
‫ولی اونا هنوز همون آدم هایی هستن...

42:27.860 --> 42:32.100
‫که شناختید و بهشون علاقه دارید،
‫و دارن به همه‌‌مون یه فرصت عالی پیشنهاد میدن.

42:32.130 --> 42:34.940
‫پس تمام این مدت حق با مارتین بوده...

42:35.040 --> 42:36.140
‫در مورد کل این قضیه.

42:36.140 --> 42:39.110
‫می‌بینید، همه‌ اینا به صلاحمونه.

42:39.140 --> 42:45.190
‫خب، قبل از اینکه چیزی رو امضا کنیم،
‫باید همه‌ چی رو با جزئیات بررسی کنیم گلندن...

42:45.930 --> 42:49.460
‫- جنیوا قبلاً امضا کرده.
‫- چی؟

42:49.500 --> 42:55.010
‫یه بندِ توسعه‌ اقتصادی توی
‫توافق ‌نامه‌ خواهر خواندگی بود.

42:55.040 --> 42:56.880
‫همیشه باید متن کامل قرارداد رو بخونی.

42:57.000 --> 43:00.000
‫اوه، تو گفتی که اون فقط یه متنِ روتینه.

43:00.000 --> 43:04.000
‫خب، همینجوری بود، برای حق ماهیگیری.

43:05.000 --> 43:08.000
°°مترجم : احسان°°
○○@Ehsan_Cn○○

43:08.030 --> 43:17.500
ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز
.:: DigiMoviez.Com ::.

43:18.000 --> 43:20.000
[ ادامه دارد ]

43:20.030 --> 43:30.000
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
@DigiMoviez
